۱۳۹۹ فروردین ۲۴, یکشنبه

گروگانگیری از مردم؛ باجگیری از آمریکا؛ نوکری چین




در آبان‌ماه سال ۱۳۹۸ دولت حسن روحانی با چراغ سبز علی خامنه‌ای قیمت بنزین را سه برابر افزایش داد. اقدامی که با اعتراضات سراسری  در ایران روبرو شد و قتل‌عام و سرکوب شدید معترضان را در پی داشت.

در شرایطی که با ادامه تحریم‌های آمریکا صادرات نفت ایران به شدت کاهش یافته، دولت راهی جز افزایش قیمت بنزین برای جبران بخشی از کسری بودجه نداشت. طرح سه فوریتی گروهی از نمایندگان مجلس نیز برای متوقف کردن افزایش سه برابری قیمت بنزین با حکم حکومتی خامنه‌ای به زباله‌دان انداخته شد.
با اینهمه چهار ماه بعد از این اقدام نقشه‌های دولت برای درآمدزایی از جیب مردم، با شیوع کُرونا نقش برآب شد زیرا مصرف روزانه بنزین ۵۰ میلیون لیتر کاهش یافت. شیوع گسترده این ویروس ضربه سنگینی بر اقتصاد بحران‌زده‌ی ایران وارد آورده و دولت را از دریافت مالیات  برای تامین بخشی از بودجه سال ۹۹ مأیوس کرد.

سیاست‎های جنّ‌زده و گروگانگیری از مردم

تنها راه برای شکستن زنجیره شیوع کُرونا «قرنطینه» بود اما با سیاست‌های جنّ‌زده‌ی علی خامنه‌ای بجای قرنطینه، «رزمایش دفاع بیولوژیک» با نمایش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اجرا شد و بجای پیاده‌ کردن پروتکل‌های تخصصی بهداشت و درمان، بسیجی‌ها و طلاب جهادی و نیروهای حشدالشعبی و فاطمیون با سمپاش به خیابان‌ها سرازیر شدند.

سرلشکر محمدحسین باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی روز ۲۳ اسفند در پی‎ دستور خامنه‌ای برای مقابله با کُرونا ادعا کرد ۲۴ ساعته شهرها و خیابان‌ها و جاده‌‌ها را خلوت می‌کنیم! اما این لقمه‌ای بود خیلی بزرگتر از دهان این «سرلشکر» که البته نه عملی شد و نه اراده‌ای برای اجرای آن بود.

دولت درمانده در حالی که توان و اختیار تامین هزینه‌های قرنطینه را نداشت با تأخیر بسیار طرح‌هایی مثل «غربالگری عمومی» و «خلوت‌‌‌‎سازی شهرها» و «فاصله‌گذاری اجتماعی» را بطور نیمه‌کاره و ناقص به اجرا گذاشت. این بار نیز طرح سه فوریتی تعدادی از نمایندگان مجلس برای اجرای قرنطینه یک ماهه کشور رد شد!

جمهوری اسلامی از یکسو با الگوبرداری از چین درباره آمار ابتلا و مرگ و میر بر اثر کُرونا آمار دروغ منتشر کرده و می‌کند تا خود را مسلط بر اوضاع نشان دهد و از سوی دیگر تحریم‌های آمریکا را مانع مقابله با این بحران و از دست رفتن سلامت و جان مردم قلمداد کرده و برای لغو آن به هر کاری دست می‌زند.

جدال مخالفان تحریم و رفع تحریم

با میلیاردها دلار پولی‌ که شش دانگ در اختیار رهبر جمهوری اسلامی است  که با آن حزب‌الله و حشدالشعبی و حوثی‌ها و حماس تامین مالی می‌شوند اگر حکومت مسئولیت‌پذیر می‌بود می‌توانست «قرنطینه» را تا حدی اجرا کند اما سرمداران نظام ترجیح دادند کاسه گدایی به دست گرفته و از صندوق بین‌المللی پول وام ۵ میلیارد دلاری درخواست کنند. این در حالیست که رژیم تهران پیشنهاد کمک‌های دولت آمریکا را که بارها از سوی رهبران کاخ سفید مطرح شد رد کرد و حتا پزشکان بدون مرز نیز از ایران اخراج شدند!

به بیان دیگر جمهوری اسلامی با هدف باجگیری از آمریکا برای توقف یا کاهش تحریم‌ها سلامت مردم را به گروگان گرفت و مبنای سیاست خود را بر به راه انداختن کمپین و تبلیغات علیه تحریم‌های آمریکا قرار داد.

شماری از فعالان سیاسی از جمله ملّی- مذهبی و اصلاح‌طلب و «میرحسینی‌ها»، آقازاده‌های خارج‌نشین‌ و اپوزیسیون صادراتی‌، نویسندگان، روزنامه‌نگاران و مجریان و کارمندان شبکه‌های فارسی‌زبان خارج کشور همصدا با نایاکی‌ها، اعضای حزب دموکرات‌ آمریکا و مقام‌های پیشین ایالات متحده عمدتا در دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما و رهبران گروه‌های شبه‌نظامی از جمله حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان همسو با روسیه و چین و رژیم‌های چپگرا مثل ونزوئلا و پاراگوئه و جنایتکار تمام‌عیاری چون بشار اسد در تبلیغات و هوچیگری خواستار توفق تحریم‌های آمریکا علیه جمهوری اسلامی شده‌اند.

در مقابل اینها اما مخالفان توقف یا کاهش تحریم‌ها قرار دارند که از دولت‌های خارجی و نهادهای بین‌‌المللی می‌خواهند برای مقابله با کُرونا پول نقد در اختیار رژیم بدسابقه‌ و پلید ایران قرار ندهند و بجای آن ساز و کارهایی را ایجاد کنند که با نظارت خود آنها بطور مستقیم به مردم کمک شود.

روز دوم آوریل ۲۰۲۰ گروهی از فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران ایرانی به نام جامعه مدنی ایران در نامه‌ای به ریاست صندوق بین‌المللی پول خواستند که به جمهوری اسلامی ایران کمک نقدی نشود و پیشنهاد دادند بجای پرداخت پول نقد به زمامداران رژیم ایران و تأمین بودجه‌ برای جمهوری اسلامی، به مردم ایران کمک کنید! آنها هشدار دادند که جمهوری اسلامی پول‌ها را صرف تامین مخارج ماجراجویی‌های شرورانه خود در منطقه می‌‌کند و از کمک‌های نقدی چیزی عاید مردم نخواهد شد.

روز نهم آوریل حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات)، شبکه فرشگرد، جنبش فرّ کیانی و جنبش رنسانس زیر عنوان «چهار سازمان ایرانگرا» خطاب به جامعه جهانی و کشورهای متمدن و مسئول اعلام کردند، این جمهوری اسلامی بود که با قرنطینه نکردن قم و ادامه پروازهای «ماهان» به چین و پنهانکاری سبب شیوع کُرونا شد و کمک مالی به این رژیم به تقویت شبه‌نظامیان تروریست و قوی‌تر شدن توان سرکوب علیه مردم ایران منتهی می‌شود. آنها خواستند نه تنها تحریم‌های ایران متوقف نشود بلکه رژیم ایران به خاطر مانع‌تراشی جهت ارسال کمک‌های بشردوستانه مجازات شود.

زمامداران تهران در دوراهی بین سلامت مردم و حفظ خود دومی را انتخاب کرده اما هم مردم و هم رهبران کاخ سفید آن را دریافته‌اند. کاربران در شبکه‌های اجتماعی با دو هشتگ «#ویروس_خامنه_ای» و «#ویروس_جمهوری_اسلامی» صدای خود را به واشنگتن رساندند. حرف مخالفان رفع تحریم این است که این جمهوری اسلامی است که حتا با وجود هشدار روسیه، کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم (CFT) را تصویب نکرد و ایران را در فهرست سیاه FATF  قرار داد و به این ترتیب راه‌های کمک شرکت‌ها و نهادهای بین‌المللی را به روی مردم بست.

روز هفتم آوریل محمدجواد ظریف در توییتی نوشت ایران، غنی از منابع انسانی و طبیعی است و مدعی شد که ما به کمک دونالد ترامپ که مجبور به خرید دستگاه‌های تنفسی از همان منابعی شده که تحریم‌شان کرده، نیازی نداریم. وی از ترامپ درخواست کرد: «آنچه از او می‌خواهیم این است که مانع فروش نفت و دیگر تولیدات ایران و خرید نیازهایش و کسب و تولید درآمد نشود».

پژواک صدای مردم در واشنگتن

از شواهد  چنین بر می‌آید که دولت ترامپ برخلاف دولت اوباما دست رژیم ایران را خوانده است. علاوه بر عدم موافقت با توقف تحریم‌ها که ترامپ و پمپئو دلیل آن را در سخنرانی‌های جداگانه بیان کردند، وزارت خارجه آمریکا ۷ آوریل در بیانیه‌ای که در پاسخ به کارزار دروغ جمهوری اسلامی برای رفع تحریم‌ها به راه افتاد اعلام کرد «مردم ایران اولین کسانی‌ هستند که بهانه‌های رژیم را رد می‌کنند».

گزارش وزارت خارجه آمریکا چکیده‌ای از مواضع مردم و مخالفان رفع تحریم‌هاست که در هفته‌های اخیر در شبکه‌های اجتماعی مصاحبه‌ها و مقالات و گزارش‌ها بیان کرده‌اند. آنها می‌گویند رژیم ایران به دنبال کمک به شهروندان نیست و در پی جمع‌آوری پول برای اهداف خود و عملیات تروریستی است.

در گزارش وزارت خارجه آمریکا به تکرار آمده است که جمهوری اسلامی میلیاردها دلار صرف تامین مالی نیروهای نیابتی کرده در حالی که خدمات بهداشتی و درمانی ایران با کمبود بودجه روبروست. در این بیانیه تاکید شده که «ایالات متحده به حمایت از نیازها و آرزوهای مردم ایران که رنج‌کشیده‌ترین قربانیان رژیم ایران هستند، ادامه خواهد داد».

مورگان اورتگاس سخنگوی وزارت خارجه به روزنامه الشرق‌الاوسط درباره تبلیغات ضد تحریم توسط محمدجواد ظریف گفته است «مقامات ایرانی خلاق نیستند. آنها این روش تبلیغاتی را از حزب کمونیست چین کش رفته‌اند.»
در همین رابطه کیانوش جهانپور سخنگوی وزارت بهداشت روز ۱۷ فروردین آمار چینی‌ها درباره کُرونا را «شوخی تلخ» خواند و گفت که این اطلاعات موجب به اشتباه افتادن کشورهای دیگر شد. این سخنان مقام وزارت بهداشت با واکنش گستاخانه‌ی چانگ هوا سفیر چین کمونیست در تهران مواجه شد. اما جمهوری اسلامی بجای اعتراض به سفیر چین، از زبان عباس موسوی سخنگوی وزارت خارجه در توئیتی از کمک‌های دولت چین کمونیست قدردانی کرد و جهانپور را مجبور به عقب‌نشینی نمود.

اعتراض کاربران به چین‌اللهی‌ها

جدال لفظی سخنگوی وزارت بهداشت و سفیر چین در فضای مجازی بازتاب وسیعی یافت. موضع اغلب کاربران علیه دولت چین کمونیست است. آنها این موضوع را که همزمان با شیوع کُرونا در چین، حمیدعرب‌نژاد مدیرعامل شرکت هواپیمایی ماهان‌ایر به دیدار سفیر چین در تهران رفت و اعلام کرد برای همکاری با پکن پروازها ادامه خواهد داشت مطرح کرده و این پروازها را علت مهم شیوع این ویروس در ایران می‌دانند.

در این میان، هفته نامه صبح صادق متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نوکری رژیم اسلامی  برای چین را به اوج رساند و در گزارشی با عنوان «حاشیه‌سازی آقای سخنگو!» اظهارات جهانپور در مورد چین را «نسنجیده» و «غیرکارشناسانه» و «بیجا» خواند که «موجبات دلخوری دولت چین را فراهم کرد!» این نشریه حزب‌اللهی بجای پرداختن به گستاخی سفیر چین، خواستار جبران سخنان سخنگوی وزارت بهداشت شد!

ذلت و نوکری رژیم اسلامی ایران در مقابل  دولت کمونیست چین چنان زننده است که ۱۶ نماینده مجلس شورای اسلامی مواضع وزارت خارجه در مقابل سفیر چین را «غیرعزتمندانه» خواندند و خواستار احضار سفیر شدند. آنها در تذکری به ظریف هشدار دادند به موضع‌گیری‌های وزارت خارجه نظارت کند تا به گفته آنها «غرور ملّی ایرانیان بیش از این دستخوش مناسبات ناشی از عوارض تحریم آمریکا نشود». در همین ارتباط علی مطهری نماینده مجلس شورای اسلامی در روز ۲۱ فروردین در توییتی نوشت «گستاخی سفیر چین باید پاسخ داده شود و قرار نبود مبارزه ما با آمریکا منجر به وابستگی به چین شود».

شهروز برزگر ‌کلشانی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز گفت مایه گذاشتن از جان مردم برای تقویت روابط با چین اشتباه محض است و اگر منشاء این ویروس معلوم باشد که از چین بوده و ورود آن تعمدی بوده غیرقابل گذشت است و تفاوتی با قتل عمد ندارد.
این روزها «چین‌اللهی» عنوانی است که کاربران شبکه‌های اجتماعی برای مسئولان و ولایتمدارانی به کار می‌برند که براساس تئوری «نگاه به شرق» رهبر جمهوری اسلامی و بر بستر «اتحاد ارتجاع سرخ و سیاه» پس از روسیه‌ی پوتین حالا زیر بیرق دولت کمونیست چین نیز سینه می‌زنند.


۱۳۹۹ فروردین ۲۲, جمعه

حل مشکلات به دست «امام معصوم» و سوتی آماری در سخنرانی ویدئویی علی خامنه‌ای




علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی روز پنجشنبه ۲۱ فروردین ماه در یک سخنرانی از راه دور با اعلام آماری غلط از جانباختگان ویروس کُرونا در جهان مدعی شد کرونا چیز کوچکی است و مشکلات بزرگ بشریت نه به دست علم، بلکه به دست «امام معصوم» حل می‌شوند!
رهبر جمهوری اسلامی که از زمان اعلام رسمی شیوع کُرونا در کشور، خود را قرنطینه کرده و در هیچ جمعی حاضر نشده، روز پنجشنبه ۲۱ فروردین ماه در یک سخنرانی ویدئویی به مناسبت نیمه شعبان (زادروز امام دوازدهم شیعیان) گفت «بنده متأسفانه توفیق دیدار نزدیک شما را ندارم و ناچار از دور با شما حرف می‌زنم، لکن این هم تجربه‌ای است!»

علی خامنه‌ای در بخشی از سخنان خود، گویی که وضعیت مردم ایران و مناسبات آنها با نظام جمهوری اسلامی را توصیف می‌کند، گفت: «بشر با این همه پیشرفت‌های علمیِ حیرت‌آور که به کلی وضع زندگی را در جهان تغییر داده، احساس خوشبختی نمی‌کند. بشریّت دچار فقر است، دچار بیماری است، دچار فحشا و گناه است، دچار بی‌عدالتی است، دچار نابرابری است، دچار شکاف طبقاتی بسیار وسیع است. بشر دچار سوء استفاده‌ی قدرت‌ها است از علم؛ قدرت‌ها از علم سوء استفاده می‌کنند؛ از کشفیّات طبیعت سوء استفاده می‌کنند؛ از توانایی‌های استخراج‌ شده‌ی از طبیعت سوء استفاده می‌کنند؛ بشر با اینها مواجه است. اینها موجب شده است که انسان‌ها احساس خستگی کنند در همه جای دنیا؛ احساس نیاز به یک دست نجات‌بخش کنند!»

درواقع رهبر جمهوری اسلامی به بی‌عدالتی و بدبختی در ایران زیر سلطه‌ی جمهوری اسلامی نیز اعتراف کرده و گفته است که عدالت و خوشبختی تنها به دست امام دوازدهم شیعیان برقرار می‌شود!

او در ادامه روضه‌خوانی خود مدعی شد: «امروز بی‌عدالتی در دنیا از علم تغذیه می‌کند؛ یعنی علم پیشرفته در خدمت بی‌عدالتی است، در خدمت جنگ‌افروزی است، در خدمت تصرف سرزمین‌های دیگران است، در خدمت سلطه‌ی بر ملت‌ها است. این گره‌ها را دیگر پس علم نمی‌تواند حل بکند؛ اینها احتیاج دارد به یک قدرت معنوی، قدرت الهی، دست پُرقدرت امام معصوم، او بتواند این چیزها را انجام بدهد.»

علی خامنه‌ای پس از سخنانی طولانی درباره «امام زمان» و «انتظار فرج» به ایران و بحران کُرونا پرداخت و این شیوع این ویروس در ایران و دیگر کشورها را «آزمون عجیبی» خواند. حال آنکه مسئولان نظام از جمله خود وی در ورود و شیوع این ویروس به ایران نقش داشته‌اند!

خامنه‌ای همچنین گفت که امسال مراسم مذهبی ماه رمضان شامل دعا، سخنرانی و مناجات برگزار نمی‌شود.

این در حالیست که به آغاز ماه رمضان هنوز دو هفته دیگر باقی مانده و پایان آن نیز هفته نخست خردادماه خواهد بود. این تعلیق و تعطیلی مراسم مذهبی در حالی از سوی خامنه‌ای مطرح شده که حسن روحانی اصرار دارد که اصناف به فعالیت عادی خود بازگردند.
با وجود این تناقض بین از سر گرفتن فعالیت اقتصادی و معلق ماندن فعالیت تبلیغاتی و مذهبی، خامنه‌ای ستاد مدیریت مبارزه با کُرونا را که حسن روحانی ریاست آن را به عهده دارد، «مسئول درجه اول» مهار بحران کُرونا در کشور خواند و گفت که «مردم به آنچه که ستاد ملی مبارزه [با کُرونا] به صورت قاطع بیان می‌کند عمل می‌کنند. شاید وقتی چیزی را مردد عنوان کنند و مردم ندانند که باید انجام بشود یا نه.»

رهبر جمهوری اسلامی با اشاره به تلاش‌های کادر درمان طی چند هفته گذشته، درباره مجموعه تبلیغاتی و نهادهای وابسته به نظام بزرگنمایی کرد و مدعی شد: «در کنار اینها، آن کسانی که جزو مجموعه‌های درمانی هم نبودند، اما داوطلبانه آمدند وارد این میدان شدند. طلاب جهادی، دانشجویان جهادی، هزاران بسیجی پُرتلاش، هزاران بسیجی در بخش‌های مختلف کشور و آحاد مردم، خدمات باارزشی که واقعاً از توصیف بالاتر است، اینها ارائه کردند که انسان را حقیقتاً خرسند می‌کند از سویی و ممنون و متشکر می‌کند از سوی دیگری. در کنار اینها نیروهای مسلّح؛ انصافاً نیروهای مسلح از همه‌ی توان سازندگی خود و ابتکار خود استفاده کردند؛ حتی در زمینه‌ی علمی، حتی در زمینه‌ی مسائل کشفیات و ساخت و ساز و تولید امکانات بهداشتی و درمانی از بیمارستان‌ها تا نقاهتگاه‌ها تا بقیه‌ی وسایلی که در اختیار نیروهای مسلح بود، بهترین بخشهای خود را در خدمت این کار گذاشتند؛ توان سازندگی‌شان، توان ابتکارشان را در عرصه‌ی علم و عمل. بعد ظرفیت‌های جدیدی کشف شد، پیدا شد، معلوم شد ظرفیت‌های بسیار زیادی در داخل نیروهای مسلّح و همچنین بیرون نیروهای مسلح وجود دارد که این ظرفیت‌ها را ما نمی‌شناختیم.»

او همچنین به فعالیت‌ها و تلاش‌های داوطلبانه مردم در شرایط کُرونا اشاره و از صداوسیمای جمهوری اسلامی نیز برای اقداماتش در این مدت قدردانی کرد.

علی خامنه‌ای همچنین با اشاره به اینکه «عده‌ای در شرایط فعلی حقیقتا زندگی شان به سختی قابل گذران است» از مردمی که «دست‌شان باز است» خواست که «رزمایش گسترده کمک به نیازمندان» راه بیاندازند.

رهبر جمهوری اسلامی بدون اینکه به کمبود تجهیزات و کالاهای پزشکی در ایران اشاره کند، گفت «تقابلاً فرهنگ و تمدن غربی هم محصول خودش را نشان داد»… «اینکه یک دولتی ماسک متعلّق به یک دولت دیگر را، دستکش متعلق به یک دولت دیگر را، سر راه مصادره کند و به طرف خودش ببردــ که این اتّفاق در مورد چند دولت در اروپا و در آمریکا اتفاق افتادــ یا مردم، هر روز در ظرف مدت کوتاهی، در ظرف یک ساعت یا دو ساعت، فروشگاه‌ها را تخلیه کنند، حرص بزنند برای خرید بیشتر که بروند یخچال‌ها و فریزرهای خانه‌ی خودشان را پر کنند و دکان‌ها خالی بشود.»

وی که گویا در مخفیگاه یا قرنطینه‌ی خود جسته و گریخته چیزهایی از اینور و آنور شنیده است در ادامه افزود: «بیمار پیر را معالجه نکنند؛ می‌گوید بیمار پیر و از کارافتاده و دچار مشکلات اساسی اینها لزومی ندارد ما زحمت بکشیم با این محدودیت، اینها را معالجه کنیم؛ این چیزهایی است که در آنجا اتفاق افتاده؛ بعضی‌های خودکشی کرده‌اند از ترس کرونا، از ترس مرگ خودکشی کردند؛ اینها رفتارهایی است که برخی از ملت‌های غربی از خودشان نشان دادند!»

به گفتۀ او آنچه در کشورهای غربی اتفاق افتاد نماد زنده شدن غرب وحشی بود!

خامنه‌ای در ادامه خطاب به مردم و مسئولان گفت: «کرونا نباید ما را از توطئه غرب غافلگیر کند» و افزود «غرب یک روحیه وحشیگری دارد که با ظاهر آنها منافاتی ندارد.»

او در این سخنرانی طولانی ویدئویی نیز وقت را مفت گیر آورد و  فرصت را غنیمت شمرد تا به آمریکا بتازد. خامنه‌ای با اشاره به جنگ‌های جهانی اول و دوم و حمله آمریکا به ویتنام گفت دشمنی استکبار با اصل نظام جمهوری اسلامی است: «در همین اواخر در حمله‌ی به عراق عده‌ی زیادی کشته شدند، به شهادت رسیدند به وسیله‌ی آمریکا و امثال اینها، اینها فراوان اتفاق افتاده. پس ما وقتی که این راجع به این قضیه فکر می‌کنیم از بقیه‌ی حوادث مهمی که در دنیا همواره وجود داشته نبایستی غفلت بکنیم و بدانیم که همین حالا هم میلیون‌ها انسان در زیر فشار ظلم و ستم دشمن و دشمنی‌های دشمنان قدرتمندان الان رنج می‌برند؛ مردم در یمن در فلسطین و در بسیاری از نقاط دیگر جهان زیر فشار هستند. پس مسئله‌ی کرونا ما را از توطئه‌ی دشمن‌ها غافل نکند، از توطئه‌ی استکبار غافل نکند که دشمنی استکبار هم با اصل نظام جمهوری اسلامی است.»

تنها نکته‌ی مهم در سخنان طولانی و تکراری خامنه‌ای، ارائه آمار غلط از کشته‌شدگان ویروس کُرونا در جهان بود. او در مقایسه میان جانباختگان جنگ‌های جهانی و ویروس کُرونا گفت یک میلیون‌نفر در جهان بر اثر کُرونا جان باختند!

ساعاتی پس از انتشار این ویدئو و پس از واکنش‌های زیادی که در شبکه‌های اجتماعی نسبت به ارائه آمار اشتباه از سوی رهبر جمهوری اسلامی مطرح شد، ویدئوی کوتاهی با عنوان «تصحیح و توضیح» درباره این آمار منتشر شد که خود رهبر جمهوری اسلامی آن را تصحیح کرد و گفت که اشتباه کرده است.



۱۳۹۹ فروردین ۴, دوشنبه

سیاست‌های جنّی «رهبر به اصطلاح معظّم» و ناکامی کمپین تبلیغاتی لغو تحریم




در پی شیوع گسترده ویروس کُرونا در ایران، پس از چند هفته که مقامات نظام ورود و شیوع آن را پنهان کرده و مانند موارد دیگر به مردم دروغ گفتند و بعد هم اقدامات لازم را جهت محدود کردن گسترش این ویروس انجام ندادند، حالا دار و دسته‌های مختلف جمهوری اسلامی یک کارزار تبلیغاتی راه انداخته‌اند تا با استفاده از «سپر انسانی» و مردمی که جان خود را بر اثر کُرونا از دست می‌دهند، به دولت آمریکا فشار بیاورند که تحریم‌ها را لغو کند زیرا به ادعای این مبلّغان، تحریم‌ها مانع مقابله‌ی جمهوری اسلامی با کُرونا است!
از قرار معلوم حسن روحانی علاوه بر نامه‌ای که به «ملت آمریکا» نوشت، نامه‌هایی به رهبران چند کشور در رابطه با وضعیت شیوع کُرونا در ایران نوشته و مدعی شده که تحریم‌های آمریکا مانع مقابله با این ویروس در ایران شده است
وی این رهبران را واسطه‌ قرار داده تا به آمریکا برای لغو تحریم‌ها فشار آورند.  یکی از این رهبران ولادیمیر پوتین است. سرگئی ریابکوف معاون خارجه روسیه اعلام کرد این نامه دریافت شده و این کشور آماده کمک به تهران در مقابله با شیوع ویروس است.

ریابکوف با غیرقانونی خواندن تحریم‌های آمریکا ادعا کرد که محدودیت‌ها مانع کار عادی و کمک رسانی به ایران است. وی با انتقاد از «سیاست‌های تنگ‌نظرانه» علیه جمهوری اسلامی ایران گفت که «ما خواستار برداشته شدن تحریم‌ها هستیم.» اما کمتر کسی ممکن است فکر کند که این حرف‌های معاون وزیر خارجه روسیه تاثیری بر سیاست‌های آمریکا خواهد گذاشت.

ریابکوف ۲۷ اسفند اعلام کرده بود که در حال بررسی اقدام برای نامه روحانی هستیم؛ اما تا کنون خبری از  پوتین نشده است.

وزارت خارجه پکن هم مواضعی مشابه وزارت خارجه روسیه گرفت و سخنگوی آن خواستار لغو تحریم‌های آمریکا علیه جمهوری اسلامی شد. چین و روسیه از «دوستان» معدود جمهوری اسلامی و دو قدرت دارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد هستند که تا کنون با تمام قطعنامه‌های تحریمی سازمان ملل علیه حکومت ایران موافقت کرده‌اند و همزمان بیش از هر کشوری جمهوری اسلامی را به بهای فلاکت مردم ایران دوشیده و نفوذ خود را در آب‌ و خاک شمال و جنوب کشور توسعه داده‌اند.

اما واکنش دولت‌های خارجی دیگر به نامه روحانی حتی در این سطح فرمالیته و شفاهی هم نبود بطوری که جمهوری اسلامی تا کنون در فشار به آمریکا برای لغو تحریم‌ها ناکام مانده است. قابل توجه اینکه تنها کشوری که تمام و کمال با تهران همصدا شده پاکستان است. عمران خان نخست وزیر پاکستان تا کنون دو بار از آمریکا خواسته تحریم‌ها علیه حکومت اسلامی ایران را لغو کند.

به این ترتیب دست وزارت خارجه جمهوری اسلامی چنان در سطح بین‌المللی خالی مانده که حتا برای راضی کردن کشورهایی نظیر سریلانکا و نپال هم که به سود جمهوری اسلامی علیه تحریم‌ها موضع بگیرند، دست به دامان وزارت خارجه پاکستان شده تا واسطه شده و آنها را با «رایزنی» راضی به حمایت از جمهوری اسلامی کند!
اینها همه در شرایطی است که واشنگتن به روشنی اعلام کرده است که کُرونا دستاویز رژیم ایران برای توقف تحریم‌هاست و عملی نخواهد شد.
محور «کمپین جهانی» محمدجواد ظریف و سلبریتی‌ها و طرفداران پیدا و پنهان نظام برای لغو تحریم‌ها ادعای دروغین «تحریم دارو و اقلام پزشکی» است. کشورهای مختلف دنیا حتی اگر علیه آمریکا تمایل به همصدایی با رژیم ایران می‌داشتند اما دلیل کافی برای آن ندارند زیرا از هفته‌های گذشته ده‌ها تُن محموله‌های کمک‌ بشردوستانه دارویی و پزشکی بدون هیچ مانعی توسط نهادهای بین‌المللی و دولت‌های خارجی به ایران می‌رسد.

از همین رو، واکنش وزارت خارجه و وزارت خزانه‌داری آمریکا به تبلیغات سوء رژیم ایران نیز کاملا حساب شده است. آنها در بیانیه‎ها و مصاحبه‌های مختلف افکار عمومی را در جریان حقایق قرار می‌دهند. از جمله توضیح در مورد اینکه تشدید بحران کُرونا یکی از پیامدهای قرار گرفتن جمهوری اسلامی در لیست سیاه پولشویی و عدم شفافیت مالی گروه اقدام مالی FATF‌ است و شرکت‌های بین‌المللی نگران‌اند به علت فساد گسترده در اقتصاد ایران کمک‌های مالی آنها توسط رژیم و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به دست تروریست‌های منطقه برسد.

اینکه وزارت خارجه آمریکا پیام‌ها و بیانیه‌های خود را به زبان فارسی نیز منتشر می‌کند ترفند عوامل پروپاگاندای برون‌مرزی جمهوری اسلامی مستقر در رسانه‌ها و شبکه‌های فارسی‌زبان را برای سانسور یا تحریف و انتشار گزینشی مطالب ناکام می‌کند.

اینهمه در حالیست که خبرگزاری دولتی ایرنا تلویحا می‌نویسد که محمدجواد ظریف برای تبیین و تبلیغ تاثیر تحریم‌ها در مقابله با کُرونا ماموریت دارد

سرنوشت کشور بازیچه‌ی توهمات و زوال عقل خامنه‌ای

در این میان، رهبر جمهوری اسلامی بدون ارائه هیچ سند و مدرکی انگشت اتهام را به سوی ایالات متحده دراز کرده و در سخنانی عجیب و غریب که حتا «دوستان» نظام مانند روسیه و چین نیز نمی‌توانند با آن همراهی کنند، مدعی شده که کُرونا «حمله بیولوژیکی» از سوی آمریکاست! حتا اگر به فرض محال، چنین باشد، پس باید نتیجه گرفت که این «حمله بیولوژیک» مرحله بعدی فشارهای اقتصادی علیه رژیم ایران بوده. به این ترتیب چرا جمهوری اسلامی کمپین لغو تحریم راه انداخته است؟! آیا این یک خیال خام نیست؟! چرا وقتی آمریکا در پی فشار حداکثری و حتا «حمله بیولوژیک» علیه جمهوری اسلامی است باید تحریم‌ها را لغو کند؟!

احتمالا به دلیل زوال عقل خامنه‌ای است که توهمات وی در مورد «حمله بیولوژیک» فقط توسط شمار اندکی از مسئولان نظام تکرار می‌شود و کمی‌ عاقل‌ترها خود را درگیر این سناریوی خیالی نمی‌کنند.

در همین زمینه، حبیب‌الله سیاری معاون هماهنگ کننده ارتش جمهوری اسلامی می‌گوید «ارتش بهمن‌ماه ۹۸ متوجه شیوع ویروس کُرونا در کشور چین شده بود و پیش‌بینی‌هایی درباره سرایت این بیماری انجام دادیم» اما خامنه‌ای ۲۲ اسفند برای اولین بار احتمال «حمله‌ بیولوژیکی» را اعلام کرد و حتا دستور برگزاری رزمایش دفاع بیولوژیک صادر کرد! در اینجا نیز با این فرض محال که سناریوی خامنه‌ای نه توهم بلکه واقعی باشد، یعنی مقامات جمهوری اسلامی حدود یک ماه مردم بی‌دفاع را هدف این حمله قرار دادند و تازه پس از آن نظامی‌ها وارد میدان شدند!

پرسشی که حتی مسئولان و مقامات نظام و رسانه‌های داخلی مطرح می‌کنند این است که اگر کُرونا یک حمله بیولوژیک است چرا سازمان پدافند غیرعامل عضو «ستاد ملی مقابله با کُرونا» نیست؟ و مسئولیت این سازمان پیش از آغاز بحران چه بوده است؟
در جریان شیوع کُرونا برخلاف بحران‌های پیشین از جمله اعتراضات و کشتار مردم در آبان ۹۸، اینترنت در ایران قطع نشده و افکار عمومی از فجایعی که می‌گذشت و می‌گذرد مطلع شده و می‌شوند. دوم فروردین مدیران ادوار بیمه سلامت ایران در نامه‌ای به روحانی هشدار داده‌اند «تا دیر نشده باید شهرها را قرنطینه کرد.» این درحالیست که روحانی پیش از این گفته بود «چیزی به نام قرنطینه نه امروز و نه در ایام عید نداریم.» پرسش بعدی همینجا مطرح می‌شود: در چنین شرایطی چرا رهبران دنیا باید با حاکمان ایران که خود از عوامل اصلی تشدید کُرونا هستند در برابر آمریکا حمایت کنند؟! به ویژه آنکه علی خامنه‌ای در سخنان نوروزی خود از اینهم فراتر رفته و درباره کمک‌های آمریکا گفته چه بسا داروهای آمریکایی آلوده باشد و… چیزی که در نظر رهبران کشورهای دیگر قطعا یک حماقت بزرگ است.

خامنه‌ای روز یکشنبه سوم فروردین ۹۹ در سخنرانی به اصطلاح نوروزی خود حتا به اجّنه و «دشمنان جنّی و انسی» ایران نیز اشاره کرده و گفته است: نباید هم تعجب کنیم از دشمنی‌ها؛ خب ما دشمن زیاد داریم. عرض کردم در قرآن خدای متعال می‌فرماید که «وَ کَذٰلِکَ جَعَلنا لِکُلِّ….؛ هم دشمنان جنّی، هم دشمنان انسی وجود دارند و اینها بهم کمک هم می‌‌کنند؛ سیستم‌های اطلاعاتیِ خیلی از کشورها علیه ما با همدیگر همکاری می‌‌کنند.»
بر اساس چنین مواضع و شعوری است که مورگان اورتگاس سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در واکنش به اظهارات خامنه‌ای در مورد تولید ویروس کُرونا توسط ایالات متحده، در توییتی نوشت «تئوری‌های توطئه ساخته شده توسط خامنه‌ای در مورد ویروس ووهان، مضر، غیرمسئولانه و صد درصد نادرست است. اگر این به اصطلاح رهبر معظّم، یک رهبر واقعی می‌بود، میلیاردها دلاری را که در صندوق‌های پوششی و معاف از مالیات خود اندوخته‌، به مردم ایران باز می‌گرداند تا با شیوع ویروس مقابله کنند».
سخنان رهبر جمهوری اسلامی علیه آمریکا چنان ابلهانه است که هیچ کشوری تا کنون نه تنها حاضر به همراهی با او در موضع‌‌اش علیه ایالات متحده نشده بلکه هر نوع حمایتی از جمهوری اسلامی را برای آنها به یک مشکل تبدیل می‌کند. حتی مخالفان سرسخت ترامپ در آمریکا نیز که برای زیر فشار قرار دادن دولت او از هر ابزاری استفاده می‌کنند، این ادعاها و سناریوهای خامنه‌ای برایشان حتا ارزش تبلیغاتی نیز نداشت.

هر روز گزارش‌های مختلفی از نهادها و مقامات جمهوری اسلامی و همچنین نهادهای مدنی و شهروندان درباره وضعیت کشور منتشر می‌شود. افکار عمومی جهان و سیاستمداران تضادها و تناقض‌ها و دروغ‌ها را می‌بینند و درک می‌کنند که چگونه پنهانکاری‌ها و ناکارآمدی و سوء مدیریت جمهوری اسلامی مردم را به کام مرگ می‌فرستد. ویروس کُرونا مانند دیگر بحران‌های مشابه توسط دانش و دانشمندان جهان مهار خواهد شد و کشورها به زندگی عادی خود باز می‌گردند. در ایران اما ورود و شیوع ویروس کُرونا در کنار کشتار معترضان ۹۸ و ساقط کردن هواپیمای مسافربری اوکراینی در پدافند موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فقط بخش از پرونده‌ی جنایات و تباهکاری‌های یک سال در جمهوری اسلامی است که همچنان روی میز گشوده خواهد بود.


۱۳۹۸ اسفند ۲۱, چهارشنبه

آمیزش باورهای ملّی و دینی، ملت ما را مسخ و بی‌هویت کرده



ملت ایران قرن‌هاست که در سیطره ی دین و مذهب در گردونه بی‌هویتی سرگردان است. ناهنجاری‌ها و کشمکش‌های سیاسی، تبعیض‌ها و بی‌عدالتی‌های بی‌شمار حکومت اسلامی در حق و حقوق مردم، خاصه در استان‌های محروم  و استان‌های مرزی کشور، اقوام ایرانی را از ملی‌گرایی و میهن‌دوستی به سمت قوم‌گرایی و بعضأ جدایی‌طلبی سوق داده است. جمهوری اسلامی همواره از ابتدای پیدایش منحوس‌اش در ایران، شدیدا مخالف ملی‌گرایی بوده و با تفرقه‌افکنی و ایجاد نفاق میان اقوام مختلف کشور، حس میهن‌دوستی و عِرق ملی را در مردم و نسل‌های پس از شورش سال ۵۷ به شدت کم‌رنگ و ضعیف نموده تا حدی که با واگذاری دریای کاسپین به روس‌ها، حرکت و فریاد‌های اعتراضی گسترده‌ای از سوی ملت در قبال این خیانت بزرگ و نابخشودنی رژیم دیده و شنیده نشد، جز انتشار چند بیانیه اعتراضی از سوی شخصیت‌های سیاسی و ملی در داخل و خارج از کشور.

بسیاری از ایرانیان برای پوشاندن حقارت هویتی خود که ثمره‌ی نفوذ و استیلای دین و مذهب در امور زندگی آنها و کشور است، به آغوش تاریخ کهن ایران پناه می‌برند و کوروش هخامنشی را سند هویت ملی خود قرار می‌دهند. ولی همین افراد همزمان معتقد و ارادتمند به دین و آیینی هستند که پیامبر و امامان و لشکریانش، سرزمین کوروش و تمام دستاوردهای بجا مانده از او را با حمله و اشغال ایران به آتش کشیدند و یا به یغما بردند و جنایات وحشتناکی را بر نیاکان ما روا داشتند و با زور شمشیر دین و باور خود را به ایرانیان تحمیل کردند. حاکمان و ایادی قشری و جاهل جمهوری اسلامی، نه تنها به تاریخ مملکت ما قبل از اسلام اعتنا و باوری ندارند بلکه آن را انکار و تخطئه می‌کنند و با دروغ‌پراکنی و جعل تاریخ، همواره تلاش داشته‌اند تا چهره‌ای زشت و کریه از این دوره درخشان تاریخ کشور را به جامعه و مردم ایران القا کنند و هویت ملی و دوران تجدد ایرانیان را به تاریخ بعد از اسلام در ایران نسبت دهند.

شاه فقید هم دچار این دوگانگی هویتی بود. او پیرو راستین دین و آیین اسلام بود و پاسدار مذهب شیعه اثنی‌عشری در کشور. ارادت شاه فقید به دین اسلام به حدی بود که به حج رفت واز طرفی نام‌های عربی و غیرایرانی برای فرزندان خود برگزید. شاه خود را فرزند کوروش بزرگ نیز می‌دانست و با برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی در حضور سران و بزرگان کشورهای جهان سعی در جلوه‌گر ساختن و شناساندن تاریخ درخشان چند هزار ساله کشور به جهانیان و مردم ایران بود. حق طبیعی هر انسانی‌ست که باورهای دینی، مذهبی و عقیدتی خود را در چارچوب آزادی بیان و عقیده در محدوده و حریم شخصی خود حفظ کند و به آن ایمان داشته باشد. زمانی که دین از مقوله و محدوده ی شخصی بیرون بیاید و افسارگسیخته شود، از دل آن جمهوری اسلامی، داعش و طالبان بیرون می‌آید که ثمره‌ای جز کشتار، غارت، اختناق و عقب‌ماندگی ندارد.

در طی سده‌ها دین اسلام قدرت و نفوذ خود را در کشور ایران حفظ نموده است و دین‌سالاران و آخوندهای نیرنگ‌باز همواره در دستگاه‌های سیاسی و حکومتی کشور در ادوار گوناگون تاریخی به شکلی دارای نفوذ و قدرت بوده‌اند و از این طریق ضربات و خسارات جبران‌ناپذیری را به ملت و کشور ایران وارد آورده‌اند.

مردم ایران هنوز هم با وجود اینهمه بدبختی که حکومت دینی برایشان ایجاد کرده، نمی‌دانند چگونه باید به این معضل بی‌هویتی پایان دهند. در روز میلاد کوروش بزرگ به پاسارگاد می‌روند و در ماه محرم برای عزاداری «امام حسین» به سر و سینه خود می‌کوبند و به خودزنی می‌پردازند و عقب‌ماندگی و تحجر خود را به نمایش می‌گذارند.

در قرن بیست و یکم آخوندهای متحجر دشمنی خود را با علم و دانش و کتب علمی، به شکلی وقیحانه و منزجرکننده با آتش زدن کتاب پزشکی به نمایش گذاشتند. آخوند خامنه‌ای ولی فقیه رژیم ملایان که خود را مالک جان و مال و ناموس مردم ایران می‌داند، برای پیشگیری و درمان ویروس کُرونا که در ایران و سطح جهان شیوع پیدا کرده و کشتار می‌کند، به مردم توصیه می‌کند سوره «آیه‌الکرسی» یا «صحیفه سجادیه» بخوانند. مسئولان بی‌کفایت حکومت هم بجای ارائه خدمات و امکانات بهداشتی و درمانی به مردم، با دروغ و پنهانکاری باعث  توسعه و انتشار هر چه بیشتر ویروس کُرونا در سطح کشور می‌شوند که هر ساعت قربانیان جدیدی را به کام خود می‌کشد.

اگر روزی حکومتی ملی و مردمی‌ و سکولار در کشور برقرار شود، می‌بایست گاهنامه ما از ثبت روزهای میلاد و وفات پیغمبر و امامان و عیدهای عربی تهی شود و ماه‌های عربی از تقویم ایرانی حذف شود و در ماه‌های محرم و رمضان نباید کشور به حالت نیمه تعطیل درآید. اگر نتوانیم هویت ملی و میهن‌دوستی خود را دوباره احیا و زنده کنیم و باز هم بساط محرم و سینه‌زنی و تعطیلات مذهبی و تعطیل کردن کشور بر اساس وفات و یا تولد امامان و عیدهای عربی برقرار بماند،  صحبت از حکومت ملی و سکولار طنز تلخی بیش نخواهد بود.

با بازگشت دادن دین و مذهب  به حریم شخصی افراد و پاکسازی جامعه از هرگونه مراسم و مناسک و نمایش مذهبی، رنسانس ایرانی را پی‌ریزی کنیم و با اتکا به آن برای بازسازی جامعه و کشور و همچنین رسیدن به جایگاهی که شایسته ایران و ایرانی در جهان است کوشش کنیم.

۱۳۹۸ اسفند ۵, دوشنبه

دوم اسفند ۱۳۹۸؛ «مشروعیت» از دست رفته‌‌‌




دوم اسفندماه ۱۳۹۸ که مقامات جمهوری اسلامی آماده شده بودند تا بار دیگر با کشاندن مردم به پای صندوق‌های رأی، مانور «مشروعیت» بدهند، با شکست فاجعه‌‍بار برای حکومت پایان یافت.
جمهوری اسلامی که این روزها در شکننده‌ترین روزهای عمر خود بسر می‌برد امیدوار بود با مشارکت دست‌کم نیمی از واجدین شرایط رأی دادن از یکسو اثرات اعتراضات سراسری مردم در آبان را خنثی کرده و از سوی دیگر پیام ایستادن مردم پای نظام را به دیگر کشورها مخابره کند.
 با اینهمه مردم که پیشتر در شبکه‌های اجتماعی هم ابراز کرده بودند که این بار خام صحنه‌آرایی نامزدهای انتخاباتی که از اصلاح‌طلب تا اصولگرایشان از خود نظام جمهوری اسلامی هستند نخواهند شد، روز انتخابات نیز با تحریم حضور در پای صندوق‌های رأی با صدایی رسا به جمهوری اسلامی «نه» گفتند.
انتخابات روز دوم اسفند در ۲۰۸ حوزه رأی‌گیری شامل ۶ هزار و ۱۱۲ شعبه شهری، ۵۷۷ شعبه روستایی و ۴۶۱ شعبه سیار اخذ رأی برای تعیین ۲۹۰ نمایندهٔ مجلس شورای اسلامی از میان بیش از ۷۰۰۰ نامزد، برگزار شد. همچنین ۵۸ میلیون نفر از جمعیت ایران در این دوره از انتخابات واجد شرایط رأی دادن بودند.

از نخستین ساعات آغاز رأی‌گیری گزارش‌های میدانی، تصاویر و ویدئوها حکایت از سوت و کور بودن بازار انتخابات در شهرهای مختلف داشت بطوری که در برخی حوزه‌های رأی‌گیری تا پیش از ظهر جمعه هیچ رأی‌دهنده‌ای مراجعه نکرده بود.

انتشار گسترده تصاویر و ویدئو‌های حوزه‌های خالی از رأی‌دهنده موجب شد دستگاه تبلیغاتی نظام همه حیله‌های خود را برای نشان دادن «مشارکت پرشور» مردم در انتخابات به کار بگیرد.

حیله‌های تَکراری

یکی از این موارد انتشار تصاویر محمد خاتمی رهبر اصلاح‌طلبان در پای صندوق رأی بود که پیشتر گفته می‌شد وی ممنوع‌التصویر است!

محمد خاتمی که در انتخابات دوره پیش مجلس شورای اسلامی با صدور پیامی که به پیام «تَکرار می‎کنم» معروف شد مردم ایران را به رفتن پای صندوق‌های رأی ترغیب کرده بود، امسال با بی‌تفاوتی و بی‌توجهی گسترده مردم و حتا مخاطبان همیشگی‌اش روبرو شد.

بسیاری از اصلاح‌طلبان چون محمود صادقی  نیز که تا چند روز مانده به برگزاری انتخابات با همه جوّسازی‌‌هایی که علیه رد صلاحیت‌های داوطلبان شرکت در انتخابات توسط شورای نگهبان انجام داده بودند، درست در روز انتخابات بار دیگر نشان دادند سربازان وفادار نظام جمهوری اسلامی هستند و در انتخابات شرکت کردند. امثال محمود صادقی حتی در حرکتی تبلیغاتی و با توهم نسبت به شهرت و محبوبیت خود، ساعت و نام حوزه‌ای را که قرار بود در آن حاضر شوند اعلام کردند تا شاید تعدادی از شهروندان را به دنبال خود بکشانند!
در آنسوی نظام نیز نیروهای اصولگرا تلاش داشتند با انداختن ناکارآمدی‌ها به گردن مجلس دهم و دولت روحانی، و با تبلیغ این دروغ بزرگ که در صورت تشکیل مجلسی کارآمد با نیروهای اصولگرا، فساد برچیده و وضعیت بهبود می‌یابد مردم را راضی به رأی دادن کنند.

بسیاری از چهره‌های افراطی معروف مانند آیت‌الله علم‌الهدی نیز با «تکلیف شرعی» خواندن شرکت در انتخابات تلاش کردند تحریم‌کنندگان مومن را به پای صندوق رای بیاورند.

مقامات دولت نیز یکی پس از دیگری در سخنانی تلاش کردند سهم خود برای گرم کردن تنور انتخابات ادا کنند اما عدم شرکت مردم چنان شرایط وخیمی برای نظام ایجاد کرد که محمدجواد ظریف هنگام حضور پای صندوق رأی تلاش کرد طبق معمول شوک ناشی از این رویداد را پشت خنده‌های هیستریک پنهان کند!

در نهایت اما نه پخش تصاویر رأی‌ دادن محمد خاتمی برای مردم اهمیت داشت، نه خنده‌های هیستریک محمدجواد ظریف و نه تکلیف شرعی خواندن «رای دادن» توسط علم‌الهدی!

راهکارهای نبوغ‌آمیز برای نمایش و اعلام میزان مشارکت

اگرچه برآوردهای کارشناسان و گزارشگران خارجی حاضر در ایران، مشارکتی حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد را نشان می‌دهد و تا لحظه تنظیم این گزارش در آخرین ساعات روز شنبه سوم اسفند نیز وزارت کشور رقم رسمی را اعلام نکرده و از قرار معلوم مانند آمار کشته‌شدگان اعتراضات آبان۹۸ و چگونگی سقوط هواپیما و ورود ویروس کرونا به ایران، قصدی هم برای اعلام میزان واقعی وجود ندارد، اما خبرگزاری فارس تخمین زده است که مشارکت حدود ۴۲ درصد بوده است!

عدم اعلام رسمی نرخ مشارکت تا شنبه‌شب نشان از آن دارد که میزان واقعی مشارکت مردم آنقدر پایین بوده که نه مقامات جمهوری اسلامی و نه چهره‌های شاخص نتوانسته‌اند آن را مانند انتخابات دوره‌های پیشین در بوق و کرنا کنند و در حال «مهندسی» کردن میزان آن هستند!

این در حالیست که برخی گزارش‌ها و شواهد دیگر نشان از به کار گرفتن ماشین دروغ‌پردازی و تحریف نظام برای نشان دادن تصاویر کاذب و آمارهای غیرواقعی درباره میزان مشارکت دارد.

برای نمونه یکی از راهکارهای نبوغ‌آمیز صداوسیمای جمهوری اسلامی انتشار یک تصویر به عنوان حضور مردم در چند شهر مختلف است! از سوی دیگر برخی گزارش‌ها درباره حوزه‌های شهرستان‌های کوچک و روستاها که پیوند خویشاوندی بین اهالی برقرار است این بوده که نامزدها اقوام و هم‌محله‌ای‌های خود را به صورت گروهی و با اتوبوس برای رأی‌ دادن به حوزه‌های انتخابات می‌بردند.

موضوع تقلب گسترده در انتخابات نیز از هم‌اکنون که نتیجه سرشماری آرا در اکثر حوزه‌های انتخابی نامشخص است پررنگ شده است.
انتشار رسمی خبر شیوع کرونا در ایران، دو روز مانده به برگزاری انتخابات، این فرصت را برای وزارت کشور و شورای نگهبان ایجاد کرد که الزام به درج اثر انگشت در روند رأی‌ دادن حذف شود و استفاده از استمپ و درج اثر انگشت «اختیاری» اعلام شد. کارشناسان معتقدند این اقدام می‌تواند موجب صدور تعرفه‌های تقلبی در انتخابات با هدف بالا بردن میزان مشارکت و یا هدایت آرا به نفع نامزدهای مشخص شود.

این در حالیست که پایین بودن میزان مشارکت مردم در انتخابات پیشتر توسط دو موسسه نظرسنجی در خود ایران مطرح شده بود و هر دو موسسه میزان مشارکت را رقمی بین ۲۱ تا ۲۴ درصد عنوان کرده بودند.

این یک مجلس اقلیتی و از درجه اعتبار ساقط است!

اکنون نکته مهم و قابل توجه اینست که چگونه جمهوری اسلامی که ۴۱ سال پیش در انتخاباتی با مشارکت ۹۷.۲۷ واجدین شرایط توانسته بود ۹۸.۲ پاسخ «آری» دریافت کند اکنون به اینجا رسیده که از اعلام درصد واقعی شرکت‌کنندگان در انتخاباتش وحشت دارد و احتمالا در حال  ترفند و دستکاری در نتایج است!

بسیاری از هواداران نظام تلاش داشتند عدم مشارکت رأی‌دهندگان را «قهر» از نظام نشان دهند اما واقعیت اینست که مردم دیگر در مرحله «قهر و آشتی» با نظام نیستند و مرحله‌ای از مبارزه که از دی‌ ۹۶ آغاز شد و در آبان ۹۸ به آستانه‌ی تعیین تکلیف رسید، مشروعیت نظام را تا فرو ریختن کامل آن نشانه گرفته است.
اکنون هر چند مشخص است که اصولگرایان در مجلس شورای اسلامی یازدهم اکثریت دارند اما «خوان» بعدی رقابت میان آنها برای گرفتن مقام ریاست مجلس شورای اسلامی است. محمدباقر قالیباف، علیرضا زاکانی، علی نیکزاد و فریدون عباسی چهار اصولگرایی هستند که از هم‌اکنون برای تکیه زدن بر جای علی لاریجانی خیز برداشته‌اند.

در این میان پیش‌بینی می‌شود با حذف لابی عریض و طویل دولت روحانی در این مجلس، محمدباقر قالیباف تلاش خواهد کرد نقش علی لاریجانی را برای اصلاح‌طلبان و دولت بازی کند تا بتواند از پایگاه اجتماعی آنها استفاده کند.

با اینهمه، انتخابات این دوره مجلس شورای اسلامی نه برد یک جناح بر جناح دیگر بلکه شکست نظام در برابر شهروندانی است که در فاصله‌ای کوتاه هزاران تن از آنها را در زمین و آسمان به کام مرگ فرستاد. این مجلس در چهار دهه گذشته هرگز «خانه ملت» نبوده و گامی و قانونی برای بهبود وضعیت مردم برنداشته و تصویب نکرده است. حالا اما مجلس یازدهم به استناد شواهد انکارناپذیر درباره عدم مشارکت مردم در رأی‌گیری، یک مجلس اقلیتی است که به هیچ وجه نماینده اکثریت مردم نیست و هم خودش و هم هرآنچه تصویب کند از درجه اعتبار ساقط است.


۱۳۹۸ بهمن ۲۲, سه‌شنبه

جنایت علیه بشریت؛ کارنامه سی‌ساله: یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفر در تهران توسط حکومت زندانی و اعدام شده‌اند!




سازمان گزارشگران بدون مرز (RSF) با استناد به یک سند رسمی از دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، اعلام کرد که در بازه‌ی زمانی ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۸ یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفر در تهران، بازداشت‌، زندانی و حتی اعدام شده‌اند. کشتار هزاران تن و بازداشت ۷ هزار تن تنها در سه روز اعتراضات آبان‌ماه درحالی روند تصاعدی جنایات حکومت را نشان می‌دهد که حسن کرمی فرمانده یگان ویژه نیروی انتظامی گفته که مهمترین سلاح ما «آبپاش» است!

سازمان گزارشگران بدون مرز (RSF) با استناد به یک سند رسمی از دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، اعلام کرد که در بازه‌ی زمانی ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۸ یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفر در تهران، بازداشت‌، زندانی و حتی اعدام شده‌اند.

بر اساس داده‌های این سند دستگاه قضایی حکومت ایران، این جمعیت یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفری شامل زن، مرد و حتی کودک و از تمامی قشرهای جامعه، اقلیت‌های دینی و قومی، مردم عادی و مخالفان سیاسی نظام و روزنامه‌نگاران و شهروندخبرنگاران است.

داده‌های دستگاه قضایی جمهوری اسلامی متعلق به دهه‌های اخیر است که سازمان گزارشگران بدون مرز بخشی از آن یعنی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۸ را واکاوی کرده است.

بررسی آماری این سند قضایی نشان می‌دهد که در طول این ۳۰ سال، ۸۶۰ خبرنگار و شهروند خبرنگار و بیش از ۵۷۰۰ نفر از اقلیت‌های مذهبی بازداشت و زندانی و همچنین تعدادی از آنان اعدام شده‌اند.

گزارشگران بدون مرز می‌گوید در پرونده‌ی قضایی این روزنامه‌نگاران بازداشت و زندانی‌شده در طول این سال‌ها، اشاره‌ای به شغل روزنامه‌نگاری آنان نشده تا راه‌ فراری برای مقامات جمهوری اسلامی  چون محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه باشد که در سطح بین‌المللی ادعا کند که خبرنگار زندانی در ایران وجود ندارد!

بنا بر اطلاعات منتشر شده از این سند قضایی، ۶۱ هزار و ۹۶۰ نفر تحت عنوان زندان سیاسی توسط رژیم ایران بازداشت و زندانی شده‌اند که بسیاری از آنان نوجوان بوده‌اند. این سند قضایی همچنین حاوی آمار هولناک اعدام ۴هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ به فرمان روح‌الله خمینی رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی است.

تداوم روند بازداشت‌، زندانی کردن و کشتار فعالان سیاسی و اجتماعی و معترضان در خیابان‌های کشور، چنان روند صعودی به خود گرفته است که طبق اعتراف حسین نقوی حسینی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، در اعتراضات آبان‌ماه ۹۸، حدود «۷ هزار نفر» توسط نیروهای امنیتی و انتظامی حکومت بازداشت شده‌اند. علاوه بر این، به گزارش رویترز بر اساس اطلاعات منابعی از درون حکومت، حدود ۱۵۰۰ نفر در اعتراضات آبان‌ماه کشته‌ شده‌اند که طبق گزارش شاهدان عینی از ناحیه سر و بدن هدف شلیک مستقیم نیروهای امنیتی قرار گرفته‌اند.

با اینهمه، حسن کرمی فرمانده یگان ویژه نیروی انتظامی امروز یکشنبه ۲۰ بهمن‌ماه در رابطه به کشتار بی‌رحمانه معترضان آبان‌ماه ۹۸ ادعا کرده که نیروهای تحت فرمانشان، با استفاده از «آبپاش» با معترضان مقابله کرده‌اند! معلوم نیست با «آبپاش» چگونه می‌توان به سر و سینه‌ی معترضان شلیک کرد! جنایتی که مقامات خود جمهوری اسلامی به آن اعتراف کرده‌اند.

وی گفته است: «با رویکردی که مأموران یگان ویژه داشته‌اند تا کنون با کمترین هزینه توانسته‌ایم صحنه‌های مختلف را جمع کنیم.»

حسن کرمی شیوه‌ی مأموران انتظامی در برخورد با معترضان را «رفتار انسانی، ‌اسلامی و انقلابی» توصیف و گفته است: «تا آنجا که می‌توانند مدارا کرده و به افراد تذکر می‌دهند.»

فرمانده یگان ویژه نیروی انتظامی اظهار داشت: «مهم‌ترین اسلحه ما آبپاش است، البته در شرایط خاص از گاز اشک‌آور و گلوله‌های پلاستیکی که غیرکشنده است، استفاده می‌شود.»

پیشتر، عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور نیز در این رابطه گفته بود که مأموران امنیتی، معترضان را از ناحیه «پا» هدف قرار داده‌اند.

از سوی دیگر، روند رسیدگی به پرونده‌ی قضایی معترضان آبان‌ماه ۹۸ نیز به سیاق عملکرد ۴۰ سال دستگاه‌ قضایی رژیم ایران، روندی غیرعادلانه و با استناد به اعترافات اجباری بازداشت‌شدگان و فیلم‌ها و ویدئوهایی است که در موبایل این افراد وجود داشته است. علاوه بر این، از عمده‌ معترضانی که توسط اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بازداشت و زندانی شده‌اند، اطلاعی در دست نیست. از جمله افرادی که حکومت آنان را «لیدر» و «رهبر اغتشاشات» می‌خواند.

این درحالیست که گزارش‌های پراکنده‌ی سازمان‌های حقوق بشری خارج از ایران از وضعیت غیرانسانی و نامناسب معترضان در زندان‌های رژیم ایران خبر داده‌ و نوشته‌اند که از سرنوشت برخی از بازداشت‌شدگان از جمله زخمی‌‌ها، خبری در دست نیست.

بررسی سازمان گزارشگران بدون مرز نشان می‌دهد، روزنامه‌نگاران با اتهامات جعلی از قبیل «اقدام علیه امنیت داخلی»، «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» و یا «همکاری با عوامل بیگانه» و «جاسوسی» بازداشت و زندانی شده‌اند. اتهام‌های دیگری نیز چون «توهین به مقدسات اسلامی» و «توهین و اهانت به مقام رهبر جمهوری اسلامی و یا بنیانگذار نظام» نیز برای بازداشت روزنامه‌نگاران و شهروند خبرنگار رایج است. دست‌کم ۵۷ تن از آنها با این اتهام‌ها بازداشت و زندانی شده‌اند.

گزارشگران بدون مرز همچنین شرح داده که این روزنامه‌نگاران از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی، حق ملاقات دائم با نزدیکان، مشاوره‌ حقوقی، حق درمان محروم بوده و در سلول‌های انفرادی تحت بدرفتاری و شکنجه قرار داشته‌اند.

سازمان گزارشگران بدون مرز این اطلاعات را برملاکننده‌ی میزان دروغ‌هایی خوانده است که رژیم درباره محاکمه قضایی در ایران برای چندین دهه ساخته و پرداخته است.

کریستف دلور دبیرکل سازمان گزارشگران بدون مرز گفته است: «وجود چنین پرونده‌ای و موضوعات ثبت شده میلیونی آن نه تنها مقیاس سال‌ها دروغگویی رژیم ایران که مدعی نبود هرگونه زندانی سیاسی یا خبرنگار در زندان است را نشان می‌دهد بلکه دسیسه‌های بی‌رحمانه‌ای را که برای آزار مردان و زنان به دلیل عقاید و یا گزارش‌هایشان ظرف این چهل سال انجام داده برملا می‌کند.»


۱۳۹۸ بهمن ۶, یکشنبه

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای حفظ منافع خود حاضر است حمام خون به راه بیاندازد




در پی اوج گرفتن اعتراضات دانشجویان علیه اعتراف دیرهنگام فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره شلیک موشک ضدهوایی به هواپیمای مسافربری اوکراینی و قتل ۱۷۶ سرنشین این هواپیما، روزنامه سوئیسی «نویه زورشر تسایتونگ» در گزارشی وضعیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و زیرشاخه‌های آن در سیاست و اقتصاد جمهوری اسلامی ایران را بررسی کرده است. از دید گزارشگر این روزنامه بازوی نظامی‌ جمهوری اسلامی با اینکه در جریان تظاهرات اعتراضی جدید به شدت مورد انتقاد مردم ایران قرار گرفته، برای حفظ منافع سرشار خود، از به راه‌انداختن حمام خون در ایران پروایی ندارد.

پس از شلیک موشک به هواپیمای بوئینگ در تهران، پاسداران انقلاب اسلامی مورد انتقاد شدید قرار گرفتند. اما این گروه نظامی‌ همیشه توانسته است منافع و نفوذ خود در سیاست و اقتصاد را در صورت لزوم حتی با خشونت حفظ کند.

پاسداران انقلاب به انتقاد عادت ندارند. گارد ویژه رژیم به چنان قدرتی رسیده که بطور معمول هیچکس جرأت نمی‌کند رفتار آن را مورد انتقاد قرار دهد. اما از زمانی که مجبور شد به سرنگون کردن هواپیمای پر از سرنشین ایرانی با این ادعا که آن را با موشک آمریکایی اشتباه گرفته اعتراف کند، هدف انتقادهای شدید قرار گرفته است. نه تنها موج خشم مردم بر خیابان‌ها سنگینی می‌کند، بلکه حتی دولت و رسانه‌ها نیز خواستار روشن شدن واقعیت هستند.

اعلام دستگیری چند تن از مسئولان فاجعه از سوی قوه قضائیه، نه دولت حسن روحانی را راضی کرده و نه تظاهرکنندگانی را که از چندروز پیش در تهران و شهرهای دیگر به خیابان آمدند. روز دوشنبه (۲۳ دی، ۱۳ ژانویه) روزنامه ایران که ارگان دولت محسوب می‌شود، طرح هواپیمایی را منتشر کرد که دماغه و کابین آن از خطوط چهره ۱۷۶ قربانی تشکیل شده بود.

روحانی روز چهارشنبه در سخنانی در تلویزیون از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خواست که به خاطر شلیک موشک و اعتراف دیرهنگام به آن از مردم پوزش بخواهد. اواعلام کرد که قصد دارد یک کارگروه ویژه برای توضیح جزئیات حمله موشکی هفته پیش به بوئینگ اوکراینی تشکیل دهد. علاوه بر این، او گفت که ایرانیان باید بدانند چرا به این اشتباه با سه روز تاخیر اعتراف شده است.

بعد از آنکه قتل قاسم سلیمانی به وسیله ایالات متحده آمریکا در آغاز ژانویه یک موج «ناسیونالیستی» در ایران به راه‌ انداخت، اکنون بار دیگر انتقاد نسبت به فعالیت‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در خارج از کشور پر طنین می‌شود. سلیمانی به عنوان فرمانده لشکر قدس شبکه‌ای از شبه‌نظامیان و احزاب طرفدار جمهوری اسلامی در عراق، سوریه، لبنان و یمن به وجود آورد تا از این طریق نفوذ جمهوری اسلامی را گسترش دهد.

گروهی از ایرانی‌ها به این دلیل از سلیمانی به عنوان «قهرمان ملی» تجلیل کردند. اما سیاست منطقه‌ای تهاجمی‌ و پر هزینه او در عین حال با مخالفت نیز روبرو شده است. در تهران اکنون نیز مثل اعتراضات پیشین، شعارها علیه پاسداران انقلاب اسلامی به گوش می‌رسد. بسیاری از تظاهرکنندگان می‌پرسند چرا رژیم ایران باید میلیاردها دلار صرف پشتیبانی از شبه‌نظامیان شیعی در خارج کند، در حالی که کار و سرمایه برای آموزش، بهداشت و بازنشستگی در کشور وجود ندارد؟

این انتقادها تا کنون نتوانسته از قدرت پاسداران انقلاب بکاهد. سپاه پس از انقلاب اسلامی پس از ۱۳۵۷ با استفاده از شبه‌نظامیان غیررسمی‌ [کمیته‌چی‌ها] برای دفاع از نظام جمهوری اسلامی بنیاد نهاده شد. از همان زمان پاسداران انقلاب به یک نیروی قدرتمند موازی با شاخه‌های بی‌شمار در سیاست و اقتصاد تبدیل شدند که اغلب بدون کنترل دولت عمل می‌کنند.

رقابت ارتش و سپاه به گذشته تعلق دارد

رشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جریان جنگ ایران و عراق آغاز شد. از آنجا که نیروی نظامی‌ متعارف یعنی ارتش در جریان انقلاب به خاطر بازداشت، اعدام و فرار بسیاری از افسران تضعیف شده بود، پاسداران این کمبود را جبران کردند. در جریان جنگ پر تلفات علیه صدام حسین سپاه زیرساخت‌های حرفه‌ای خود را گسترش و نیروهای زمینی، دریایی و هوایی موازی ارتش را تشکیل داد.

مناسبات پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش متعارف در سال‌های نخست متاثر از رقابت‌ها بود، اما این دو امروز تنگاتنگ با هم کار می‌کنند. در حالی که ارتش پیش از هر چیز ظاهرا در خدمت دفاع از مرزهای کشور است، پاسداران انقلاب اسلامی که به شدت تحت تاثیر ایدئولوژی هستند، وظیفه دفاع از نظام را در داخل و خارج به عهده گرفته‌اند.

امروز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارای یک نیروی ۱۹۰ هزار نفره است، در حالی که نیروی مسلح ارتش به ۴۲۰ هزار تن می‌رسد. ۴۵۰ هزار نیروی ذخیره بسیجی نیز بر این افزوده می‌شوند که زیر نظر سپاه پاسداران عمل می‌کنند.

سپاه قدس که در سال ۱۹۹۰ تاسیس شد، ۵ هزار نیرو دارد. اما این سپاه که سلیمانی سال‌ها بر آن فرمان می‌راند، در سیاست منطقه ای جمهوری اسلامی نقش اصلی را ایفا می‌کند. سپاه قدس با هدف برتری نظامی‌ جمهوری اسلامی نسبت به جنگ‌افزارهای سنتی، به تاکتیک جنگ‌های نامتقارن و چریکی تکیه دارد.

انحصارات اقتصادی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

اما قدرت سپاه پاسداران انقلاب به فعالیت‌های نظامی‌ محدود نیست بلکه تا اعماق سیاست و اقتصاد ایران نفوذ می‌کند. در پایان جنگ ایران و عراق، پاسداران ابتدا پروژه‌های بازسازی شهرهای ویران شده را در دست گرفتند. سپس از بخش ساختمان فعالیت‌های خود را به بخش‌های دیگر توسعه دادند و امروز در بخش صنعت نفت، مالی و ارتباطات نیز فعال هستند. علاوه بر این، آنها فعالیت‌های خود را در انواع قاچاق نیز توسعه داده‌اند.

تا حال همه تلاش‌ها برای کاهش نفوذ اقتصادی سپاه شکست خورده است. از زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد، پاسداران انقلاب نفوذ خود را در مجلس شورای اسلامی، دولت و شبکه اداری به شدت گسترش داده‌اند، بطوری که امروز در عرصه سیاست هیچکس نمی‌تواند نظامیان را نادیده بگیرد. در بسیاری جاها نفوذ آنها حتی از روحانیت بیشتر است. به همین دلیل از دید برخی ناظران جمهوری اسلامی یک دیکتاتوری نظامی‌ است.

به نظر می‌رسد حتی پس از شلیک موشک به بوئینگ اوکراینی هم این روند تغییری نخواهد کرد. با وجود همه انتقادها، گاردهای سپاه پاسداران انقلاب از پشتیبانی آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی برخوردارند و اگر قدرت خود یا سیستم را در خطر ببینند، در دفاع خشونت‌آمیز از آن درنگ نخواهند کرد. پاسداران ترجیح می‌دهند از خون هموطنان خود جوی خون به راه بیاندازند، اما موقعیت خود را از دست ندهند. آنها از این موقعیت سود زیادی برده‌اند.