۱۴۰۵ مهر ۵, یکشنبه

تسلیم یا فروپاشی جمهوری اسلامی!

 


مهلت ۶۰ روزه ایالات متحده به جمهوری اسلامی برای رسیدن به یک «توافق نهایی» به پایان رسیده  و دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا رسماً اعلام کرد مرحله جدیدی از «عملیات اقتصادی» شدید و بی‌سابقه را علیه رژیم ایران به اجرا گذاشته است.

مقامات تهران می‌گویند عملیات اقتصادی درواقع اعتراف به شکست آمریکا در رویارویی نظامی است، اما دونالد ترامپ و مقام‌های آمریکایی براین باورند که با اجرای طرح جدید، جمهوری اسلامی با تسلیم می‌شود یا فرو می‌پاشد.

ترامپ ادعا کرده که کنترل کامل تنگه هرمز در دست آمریکاست. ارتش این کشور در یک عملیات مخفی یک راهرو دریایی برای تردد از تنگه هرمز ایجاد کرده تا روزانه میلیون‌ها بشکه نفت را جابجا کند؛ اقدامی که یک موفقیت قابل‌ توجه محسوب می‌شود. کشتی‌ها هنگام عبور از این راهرو با توجه به فاصله‌ای که از خط ساحلی و آب‌های ایران دارند، با تهدید کمتری رو‌برو هستند و همزمان پدافند و ناوهای آمریکایی آنها را اسکورت می‌کنند.

این عملیات که طی چند هفته گذشته در جریان بوده، یک موفقیت برای آمریکا محسوب می‌شود، زیرا بر اساس گزارش منابع بین‌المللی در هر شبانه‌روز ۱۵ تا ۲۰ نفتکش از طریق مسیر جنوبی در امتداد سواحل عمان وارد تنگه و از آن خارج می‌شوند.

این وضعیت، در ثبات بهای نفت کمک بیشتری به آمریکا می‌کند، با این حال روزانه حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور می‌کند، که معادل حدود نیمی از حجم صادرات پیش از بسته شدن تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی است.

تراشیدن صخره‌ها

منابع غیررسمی گزارش دادند که تیم‌های مهندسی آمریکا با تجهیزات ویژه در حال «تراشیدن صخره‌ها» در مسیری هستند که در قلمرو عمان قرار دارد تا راهرو جدید برای ترانزیت نفت‌ها وسیع‌تر شود. برخی تحلیلگران معتقدند این پروژه می‌تواند در عمل «کارت هرمز» را از دست سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و رژیم ایران خارج کند.

یک منبع نظامی به کیهان لندن می‌گوید: «قبلاً سپاه و ارتش آسان‌تر کشتی‌ها را در مسیر جنوبی تنگه در عمان هدف قرار می‌دانند، اما با انهدام رادارها و سایت‌های موشکی و پهپادی در نوار ساحلی، توان عملیاتی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برای هدفگیری کشتی‌ها به شدت کاهش پیدا کرده است، ضمن اینکه با حضور نظامی گشتی‌های آمریکایی در آن نواحی و رصد ۲۴ ساعته، مین‌پاشی هم برای جمهوری اسلامی دشوار شده است.»

مقامات آمریکایی می‌گویند چون نیروهای جمهوری اسلامی تا حد زیادی «نابینا» شده‌اند، پهپادها و موشک‌های کروز را به ‌صورت کلی به سمت مناطقی که احتمال می‌دهند کشتی‌ها در آنجا در حال عبور باشند، شلیک می‌کنند.

اینهمه در حالیست که به نظر می‌رسد تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی آخرین اهرم چانه‌زنی به شمار می‌رفت.

اوضاع وخیم تنگه هرمز کشتی‌های مرتبط با چین را نیز سرگردان کرده است. محاصره دریایی بنادر ایران به زیان  چینی‌ها شده زیرا دریافت نفت ارزان زیر قیمت بازار از ایران تقریبا مختل شده است.

عملیات مخفی دریایی تحت رهبری آمریکا یکی از دردناک‌ترین پیامدهای جنگ را کاهش داده است: اختلال در عرضه نفت که باعث جهش قیمت نفت خام می‌شد. ناظران می‌گویند اگرچه میزان نفتی که از تنگه هرمز خارج می‌شود هنوز کمتر از سطح پیش از بسته شدن آن است، اما این روند جایگزین تأثیر محسوسی بر عرضه جهانی نفت داشته است.

«کارگروه ویژه» عملیات

پایگاه خبری آکسیوس گزارش داد، یک «کارگروه ویژه» عملیات مربوط به تنگه هرمز از مقرّ ارتش آمریکا در «فورت براگ» واقع در کارولینای شمالی هدایت می‌شود.

این کارگروه با شرکای منطقه‌ای در کشورهای حوزه خلیج فارس هماهنگ است و هر روز فهرستی از کشتی‌هایی تهیه می‌کند که از خلیج فارس، از طریق تنگه هرمز، وارد دریای عرب می‌شوند. همچنین فهرستی از نفتکش‌های خالی اجاره‌شده تهیه می‌شود که از دریای عرب، از طریق تنگه، وارد بنادر کشورهای خلیج فارس می‌شوند تا نفت بیشتری بارگیری کنند.

هر شب، کشتی‌ها در یک بازه زمانی مشخص و در قالب یک صف بزرگ در مسیر خروج و در یک بازه زمانی جداگانه در قالب یک صف بزرگ در مسیر ورود حرکت می‌کنند.

کشتی‌ها سپس بر اساس دستورالعمل‌های ارتش آمریکا از مسیر جنوبی تنگه عبور می‌کنند.

نیروی هوایی آمریکا نیز جنگنده‌هایی را برای مقابله با موشک‌های کروز و پهپادهای ایرانی در منطقه مستقر کرده است.

عملیات اقتصادی آمریکا علیه جمهوری اسلامی

دونالد ترامپ ۲۸ امرداد ۱۴۰۵ در پیامی دوباره مقامات جمهوری اسلامی را «دیوانه» خواند و گفت که «به آخر خط رسیده‌اند.» او عملیات اقتصادی علیه حکومت ایران را با عملیات «نرماندی» معروف به «D-Day» مقایسه کرد که طی آن در روز ششم ژوئن ۱۹۴۴ (۱۶ خرداد ۱۳۲۳) نیروهای متفقین در جنگ جهانی در سواحل شمال فرانسه پیاده شدند و ارتش آلمان را شکست دادند و حدود یک سال بعد رژیم هیتلری سقوط کرد.

با ادامه محاصره دریایی بنادر ایران، کمبود بنزین و گازوئیل و کمبود کالاهای اساسی در کشور به یک وضعیت در حال انفجار تبدیل شده است. قیمت‌ها به شدت بالا رفته و درآمدها کاهش قابل توجهی یافته است. حکومت می‌گوید هدف از این فشارها به زانو در آوردن نظام است و دشمن قصد دارد مردم را به خیابان بکشاند.

از مواضع و اظهارات مقام‌های جمهوری اسلامی پیداست دو نگرانی عمده آنها را درگیر کرده است: ۱) عملیات زمینی آمریکا همزمان با محاصره اقتصادی و  ۲)خیزش مجدد مردم؛ از این رو با تمام قوا برای مقابله با این دو تهدید در دست به کار شدند.

گزارش‌های میدانی حاکی‌ از آن است حکومت برای جبران کمبود نیرو ناشی از تلفات جنگ و ریزش‌های اقدام به مسلح کردن نیروهای داوطلب موسوم به «مردم پایه» کرده است. داوطلبانی که آموزش کافی ندارند اما سلاح‌هایی نظیر کلاشنیکف و دوش‌پرتاب و تیربار به دست آنها داده‌اند در بیابان‌ها سنگرگیری کنند.

در داخل شهرها نیز برای تقویت ماشین سرکوب تا جایی کمبود نیرو زیاد شده که منابع مطلع می‌گویند ماموران و سربازان پلیس راهور (راهنمایی رانندگی) را هم مسلح کردند تا ایست‌های بازرسی شبانه کنار بسیج و نیروی انتظامی مستقر باشد.

اینکه خشم مردم ناشی از نارضایتی عمومی و حس انتقام چه زمانی لبریز شود مشخص نیست، اما کارشناسان معتقدند پاییز و زمستان سختی در انتظار حکومت خواهد بود. دوران دشواری که همزمان امید را نیز در دل مردم شعله‌ور نگه می‌دارد.


مردم آماده ضربه نهایی

 


پس از یک وقفه کوتاه، آمریکا بار دیگر حملات مستقیم علیه جمهوری اسلامی را از سر گرفت. این حملات پس از آن آغاز شد که وزارت خزانه‌داری ایالات متحده با اجرای یک برنامه گسترده با عنوان کارزار «طرد اقتصادی» موسوم به «روز D اقتصادی» (Economic D-Day) با تنگ‌تر کردن محاصره دریایی بنادر ایران، اعلام کرد که به دنبال «خفه کردن اقتصاد» رژیم است.

دونالد ترامپ طی سخنانی در کاخ سفید تأکید کرد، حکومت ایران روز به ‌روز ضعیف‌تر می‌شود و مردم دیگر آن را تحمل نخواهند کرد. او بطور ضمنی پیش‌بینی کرد که مردم ایران دوباره دست به «قیام» خواهند زد.

ترامپ دلیل شکل نگرفتن یک قیام گسترده علیه جمهوری اسلامی را سرکوب معترضان دانست و گفت، تنها دلیل این است که به مردم شلیک می‌کنند و همزمان تأکید کرد اما «در مقطعی دیگر نخواهد توانست به این راحتی شلیک کند.»

در چنین شرایطی که گزارش شده صادرات نفت ایران به «صفر» رسیده، برخی منابع غیررسمی مدعی شدند که جمهوری اسلامی هنوز راه‌هایی برای فروش نفت در اختیار دارد. درست یا غلط بودن این ادعا مشخص نیست، اما روند افزایش قیمت دلار که تا اواخر هفته دوم شهریور ماه ۱۴۰۵ به بیش از ۲۲۰ هزار تومان رسید، نشان می‌دهد که فشارهای اقتصادی بر جمهوری اسلامی شدت بیشتری گرفته و حکومت در حال حاضر راهی برای مقابله با آن پیدا نکرده است.

تا قبل از آغاز جنگ ۴۰ روزه در نهم اسفند ۴۰۴، اولویت آمریکا برای اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی مسئله اتمی بود اما اکنون باز نگه داشتن تنگه هرمز برای آمریکا و اقتصاد جهانی اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است.

با تمهیدات نظامی آمریکا رفت و آمد کشتی‌ها از مسیر جنوب تنگه هرمز در قلمرو کشور عمان بیشتر و کنترل سپاه پاسداران بر آن کاهش قابل توجهی پیدا کرده است. اما اینکه هر کشتی مدام با خطر برخورد با مین‌های دریایی سپاه روبرو باشد، یا پهپاد و شهپادهای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی گاه و بیگاه به آنها اصابت کند، برای سایر دولت‌ها و همچنین شرکت‌های کشتیرانی و بیمه قابل پذیرش نیست. بی‌ثباتی و جنگ در تنگه هرمز بطور مستقیم بر اقتصاد و زندگی مردم در همه نقاط دنیا به ‌ویژه کشورهای غربی تأثیر می‌گذارد.

همکاری اروپا در کارزار «طرد اقتصادی»

گران شدن بهای بنزین، گازوئیل و گاز در اروپا، سبب گرانی کالا و خدمات شده است و این مسئله دولت‌های اروپایی را در تنگنا قرار داده است. برای اغلب مردم اروپا که بعد از جنگ جهانی دوم، چندین دهه در ثبات اقتصادی بسر برده‌‌اند، پذیرش اینکه به خاطر جنگی که آنسوی دنیا جریان دارد، بر مخارج روزانه آنها افزوده شود بسیار سخت است.

بر همین اساس اتحادیه اروپا اعلام کرد که برای حفظ فشار بر جمهوری اسلامی در چارچوب «کارزار طرد اقتصادی» با آمریکا و کشورهای «گروه هفت» همکاری خواهد کرد.

در این میان، ترامپ در حالی می‌گوید تمایلی به ادامه مذاکره با جمهوری اسلامی ندارد که پس از جنگ ۴۰ روزه، برای مذاکره با رژیم بسیار تلاش کرد اما سیاست‌های خصمانه و جنگ‌افروزی سپاه پاسداران مانع پیشبرد مذاکرات شد. اکنون برخورد نظامی و فشارهای اقتصادی به دو لبه قیچی تبدیل شده‌اند که آمریکا با آن در مقابل جمهوری اسلامی ایستاده تا بال‌های آن را بچیند.

اینهمه در حالیست که محاصره بنادر ایران، کمبود شدید سوخت، سقوط تاریخی ارزش ریال و گرانی شدید مواد غذایی ایران را تبدیل به یک جهنم واقعی برای مردم کرده است.

سخنان صریح درباره سقوط

روزنامه «وال‌استریت ژورنال» پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ در یادداشتی نوشت، دیدگاه مقامات دولت ترامپ درباره بقای جمهوری اسلامی در حال تغییر است و احتمال فروپاشی حکومت ایران بار دیگر در واشنگتن مطرح شده است.

اسکات بسنت وزیر خزانه‌داری آمریکا می‌گوید، فروپاشی جمهوری اسلامی ممکن است «ظرف چند هفته یا چند ماه» رخ دهد. او معتقد است نفس‌های جمهوری اسلامی همین حالا هم به شمارش افتاده است.

وال‌استریت ژورنال نوشت، زمان یا وقوع چنین تحولی قابل پیش‌بینی نیست، اما کوچک شدن اقتصاد، سقوط ارزش پول، نارضایتی شهروندان و تضعیف نیروهای نظامی، فشار بر جمهوری اسلامی را افزایش داده‌اند.

در حال حاضر، دیدگاه مقامات آمریکایی بسیار نزدیک به آن چیزیست که بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل پیشتر نیز گفته است؛ با این تفاوت که نتانیاهو اکنون خیلی بی‌پرده‌تر درباره سقوط رژیم صحبت می‌کند. او اخیراً در مصاحبه با «آی ۲۴» گفت: «رژیم در ایران سقوط خواهد کرد. ما آن را سرنگون خواهیم کرد. این رژیم همین حالا هم آخرین نفس‌های خود را می‌کشد. تمام سیستم‌های ما، تحت هدایت من، برای سرنگونی این رژیم اقدام می‌کنند.»

حکومت نیز بجای  با «آمریکا» و «اسرائیل»، مرتب مردم را تهدید می‌کند که اگر بار دیگر به خیابان‌ بیایند و دست به اعتراض بزنند، با برخوردی شدیدتر از گذشته مواجه خواهند شد! دی‌ماه ۱۴۰۴ نمونه‌ای روشن از مقاومت مردم با دست خالی در برابر سرکوبگران وحشی و تا دندان مسلح بود. واقعیتی که رئیس جمهور آمریکا نیز در سخنان اخیر خود چند بار به آن اشاره کرده است. به این ترتیب، اکنون پرسش، آنطور که ترامپ مطرح کرده، این نیست که مردم «چه زمانی قیام خواهند کرد»؛ بلکه این است که مردم چگونه می‌توانند «قیام» کنند؟!

شاید به همین دلیل بود که خود ترامپ بعدا درباره همین پرسش گفت که پاسخ‌اش را می‌داند چرا که اگر مردم به خیابان بیایند، کشته می‌شوند. در همین ارتباط، خبرنگاری نیز در نشست مطبوعاتی اخیر کاخ سفید، از وی پرسید که گر واقعاً خواهان قیام مردم ایران است، آیا سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، را برای مسلح کردن ایرانیان اعزام خواهد کرد؟ ترامپ  گفت: «خیلی دوست دارم به شما بگویم، اما گفتنش مناسب نیست.»

این پاسخ اگرچه مبهم است اما دست‌کم نشان می‌دهد که موضوع نقش آمریکا در تحولات داخلی ایران و احتمال و یا ضرورت حمایت مستقیم از مخالفان جمهوری اسلامی، به یکی از نکات جدی در واشنگتن تبدیل شده است.

البته فروپاشی ساختار امنیتی حکومت می‌تواند تا حد زیادی به کند شدن چرخ‌های ماشین سرکوب کمک کند، اما در نهایت، تکلیف رژیم‌های دیکتاتور در خیابان مشخص می‌شود. ولی اگر قرار باشد مردم در برابر حکومتی وحشی و بی‌رحم ایستادگی کنند، باید برای مقابله با سرکوبِ خونین، آماده و مجهز باشند.

مردم همچنان در انتظارند تا تصمیم نهایی را بگیرند. تصمیمی که بیش از هر زمان دیگری می‌تواند سرنوشت آینده ایران را تعیین کند. خود مردم نیز در شعارها و اعتراضات خود بارها گفته‌اند که باید «ضربه نهایی» را به رژیم وارد کرد. پرسش دیگر بر سر ضعف رژیم و یا بقای آن نیست. پرسش این است که مردم چگونه می‌بایست خود را برای پایان دادن به آن آماده کنند؟ چه کسانی و کدام دولت‌ها در کنار آنها می‌ایستد و به آنها کمک خواهند کرد تا سرنوشت خود را دوباره به دست بگیرند؟