۱۳۹۵ آبان ۳۰, یکشنبه

دکانداران شریعت و طریقت و سقوط ایران به ورطه خرافات


هر چند از دیدگاه مسلمانان دین اسلام  توسط پیامبرتبیین و تکمیل شده ولی بعد از دو قرن از اسلام که گذشت شخصیت هایی دیگری وارد عرصه میدان شدند . هرچه که زمان روبه جلو رفته حکام و خلفا جهت ابقای خود اسلام را بازیچه خود در امور حکومتی قرار ادند. با وجودآمدن دوران صفویی این خرافات به اوج رسید وصفویی ها باشیعه کردن ایرانی ها ودامن زدن به خرافات ودور کردن مردم از تعقل دورانی تاریک از تزلزل و فرقه گرایی را ایجاد نمودند.
بخصوص از دوران حکومت خمینی که امروزه نتایج این خرافات مصیبت آور را می بینیم که چگونه ایرانیان با جنگ ، فقر و فساد کاسبان دین روبرو شدند. همگی آخوندها و اسلام شناسان و تاریخ نگاران می دانند که  مردم ایران توسط اعراب مسلمان شدند و البته که سنی بوده اند واین  افکار  خرافی تفرقه ساز شیعه گری یک سیاست بود و نه انتخابی دینی ؛ اما بعدها این ابزار فرقه گرایی  وارد دین شد وگروه ها ومذاهب های مختلفی براساس میل ودستورات خودت بصورت رقابتی پدید آمدند.
در حقیقت این دستورات خرافاتی  مانند یک کفش تنگ و ناجور است که با هیچ پایی سازگار نیست و پوشیدن آن موجب تاول زدن، میخچه، و آسیب پا می شود. دکانداران دین همواره تلاش کرده اند تا این کفش بد ساخت و نامتناسب را به زور هم که شده، پای همگان کنند و اطمینان یابند صدایی از آنان شنیده نشود. این دکانداران دین (آخوندها)، چند سده است در ایران جای خوش کرده، و به گفته ای کنگر خورده لنگر انداخته اند. آنان در هر زمان از سادگی و ناآگاهی ملت کفش پوش اسلامی بهره برداری نموده، و جل و پلاس خود را بر گرده و پشت ملت گوسفند نشان پهن نمودند.

مصیبت همیشگی در ایران


کشورما تنها کشوری است در جهان که بیشترین جمعیت آن در خرافات مذهب شیعه وصوفی های سنی فرو رفته اند، و گروهی آخوند شعبده باز، با مغز و خرد آنان بازی می کنند. از دوران صفویی تا به دوران ملایان ولایت فقیه دوران خمینی وخامنه ایی کنونی  این دکانداران در حال شعبده بازی می باشند.شاید حمله مغول در ایجاد این روحیه عزاداری و خرافات مذهبی تاثیر داشته است.
اکنون   ۴٠سال است که  سرزمین ما زیر سلطه و حکومت شیادانی بنام آخوند قرار گرفته، آنان با بهره برداری از ثروت و سرمایه های مردمی، و همه رسانه ها در سرتاسر کشور، و سخنرانی های مسموم کننده و زهر آگین، هم میهنان ساده و ناآگاه ما در قعر خرافات و جهالت ساخته و پرداخته آخوند غرق و غوطه ور کرده اند.
تا زمانی که ما نتوانیم فرهنگ به فساد کشیده شده، و افکار بیمار  و مسموم  پرورش یافته در مغز هم میهنان خود تغییری بدهیم، کشورمان روز به روز به پس گرایی رفته، و دوران وحشیگری، کشت و کشتار، تجاوز و غارتگری یورش تازیان بار دیگر تکرار می شود. هیچ شکی نیست که فرهنگ و تمدن ایران با حضور آخوند در سیاست به خطر افتاده است و تجزیه کشور هم در این اوضاع رو به زوال قابل پیش بینی است.
بنابراین، هم میهنان ما به یک خانه تکانی مغزی نیاز دارند تا بفهمند دنباله روی کورکورانه از مذهب شیعه وصوفیان خرافاتی  یعنی چه؟، از کجا پیداشده؟ و چه شمار از مردم جهان دچار و در طلسم این مذاهب کشتارگر، و سوداگران غارتگر آن گرفتار شده اند؟

آخوند در ثروت غرق است و مردم در خرافات!


آخوند‌ها که پیش از انقلاب، برای چهار تا یه تومانی از صبح تا غروب آفتاب درقبرستان‌ها ولو بودند و برای خواندن قرآن بر سر قبر مؤمنان به هزار و یک دروغ و دغل متوسل می‌شدند، امروز کارشان به جایی‌ رسیده که کمتر از لیموزین‌های ضد گلوله با راننده مخصوص، سوار نمیشوند، کوچکتر از کاخ شاه  خانه اختیار نمیکنند و آنچنان دستشان به جان و مال و ناموس مردم دراز است که تاریخ چند هزار ساله ایران چنین تهاجم و چپاولی را به یاد ندارد. به همین مناسبت آخوند دو زاری که با ثروت‌های مردم و بیت المال به مفت خوری اشرافی خود مشغول است دیگر حتی حال نوحه و روضه خوانی برای امام حسین را نیز ندارد و این کار را به ملیجک‌ها و اراذل و اوباش خود، که هنری بجز مدیحه سرایی و مجیز گویی آخوند و قهرمانان داستان‌های احمقانه اش ندارند، سپرده است.
این اراذل و اوباش که تنها برای گریاندن مردم ساده دل‌ به کار گرفته شده‌اند، آنچنان فاسدند که با وجود تلاش بیش از حد وزارت اطلاعات آخوندی وابسته به انگلیس که همه توانش را خرج می‌کند تا حتی گوشه‌ای از دامان آلوده این دستگاه شیطانی و فاسد بیرون نیفتاد، با این حال درجه و غلظت فساد آخوند و نوکران و مداحان مفسد و جنایت کار آنچنان زیاد و غلیظ است که گاهی‌ از کنترل خارج شده و خبری اینجا و آنجا، از فساد آنان به گوش مردم می‌رسد.
اختراعات آخوندها :  به صیغه موقت ،خمس ،امامزاده درست کردن ،قبرستان آباد کردن،جعل احادیث برای استفاده شخصی و بسیاری دیگر که قابل شمارش نیستند می توان اشاره کرد..

داستان کربلا آبشخوری برای سودجویی آخوند


داستان عاشورا که دعوای دو قبیله عرب بر سر بدست آوردن قدرت است، سالهاست که دست آویز حکومت های اسلامی شیعه برای تبلیغ امامان و فرقه شیعه گری شده است. ملاها و مداحان حکومتی، سهم به سزایی در ترویج خرافات و کمرنگ کردن چهره حقایق تاریخی و مذهبی داشته و دارند. بسیاری از مردم عوام که از سواد کافی برخوردار نیستند، ملا ها، مداحان و روضه خوانان را انسان های بسیار مؤمن، خوب و قابل اعتماد تصور می کنند!
جالب اینجاست که خود حسین به خواهرش زینب می گوید : اگر من کشته شدم.سیاه نپوش ،وا ویلا سرنده .

سهم کودکان سرزمین من از یک بخاری در کلاس هایشان موشک فجر شد و ثروت آیندگان هم نصیب حماس و حزب الله شد. واقعا زبان قاصر است از دورویی این جماعت, از بی شرفی این نظام مدعی رحمانیت, از بی وجدانی مداحانی که دکان باز کردند و هر سال در سر میزنند و ناله میکنند که ای وای خیمه های حسین را سوزاندند و گلوی علی اصغرش را شکافتند اما دریغ از یک اه برای کودکانی که در شین اباد زنده در اتش سوختند.
خامنه ای برای خیمه های ١۴قرن پیش حسین گریه می کند اما برای سوختن ٣٨ دانش آموزشین آبادی یک تسلیت نگفت به آنها . خامنه ای و امثال خامنه ای بدون محرم و صفر که نان شب ندارند؛ هرچه دارند از این گریه و زاری است!
سهم کودکان سرزمین من از یک بخاری  در کلاس هایشان موشک فجر شد و ثروت آیندگان هم نصیب حماس و حزب الله شد. واقعا زبان قاصر است از دورویی این جماعت, از بی شرفی این نظام مدعی رحمانیت, از بی وجدانی مداحانی که دکان باز کردند و هر سال در سر میزنند و ناله میکنند که ای وای خیمه های حسین را سوزاندند و  گلوی علی اصغرش را شکافتند اما دریغ از یک اه برای کودکانی که در شین اباد زنده در اتش سوختند. برای گلوی پاره علی اصغر در ۱۴۰۰ سال پیش میگریند اما کودکان سرزمین من یا باید در سرما در کلاس های درس خود بلرزند یا انکه طعمه اتش شوند. میلیارد ها هزینه ساخت ضریح حسین میکنند اما یک بخاری برقی را از کودکان دبستان شین اباد دریغ میکنند. برای ام البنین هر سال روضه میگرند اما به مادران کودکان اتش گرفته حتی یک تسلیت نگفتند. 

در این فایل سخنان زیادی گفته میشود و نشان میدهد که خود مداحان هیچ چیزرا قبول ندارند و فقط دکان برای جیب مردم بدبخت باز کرده اند. در این فایل سخنان زشت و فحاشی هایی صورت میگیرد ولی بخاطر نشان دادن چهره این دسته توصیه میشود این فایل را در میان همه جامعه پخش کنید تا مردم ایران بهتر چهره این خائنین را بشاسند.

مهم نیست نواری که  پخش شده و می گویند که متعلق به محفل خصوصی مداحان اهل بیت است و در آن جوکهای مبتذل و حرفهای رکیک گفته می شود، مستند و واقعی هست یا خیر؟ [که البته واقعی است] اما مهم این است که کاراکتر و شخصیت مداحان چیزی بهتر از این نیست. آخوندهای منبری و مداحانی که گرداننده هستند، آیا در محفل خصوصی شان کتابهای فلسفی و دینی می خوانند؟ و مثلا” درباره نظریات ملاصدرا و ابوعلی سینا و پوپر با همدیگر مباحثه می کنند؟ طبیعی است که قد و اندازه این مداحان، متناسب با قد و بالای همان رهبر فرزانه ای(!) است که رشته علوم انسانی را از دانشگاهها تعطیل کرده و بودجه های نجومی را به مداحان سپرد تا از ملت «اشک» بگیرند و وعده بهشت و حوری بلوری به آنها بدهند!
آنهم بهشتی که اجباری و زوری شده است! معلوم است که در محفل خصوصی مداحان، اندیشه ای بلند تر از امور پایین تنه و بلورجات وجود ندارد تا درباره اش بگویند و بخندند! به هر روی مداحان «تابلوی» رهبر و نظام هستند و مسئولیت گفتار و رفتارشان با رهبر فرزانه است و بس!

مداحان اراذل و اوباش مذهبی هستند


مداحان اراذل و اوباش رسمی حکومت اسلامی هستند. حضور مداحان در سرکوب، قتل ها و دستگیری های خیابانی پس از تقلب انتخاباتی احمدی نژاد کاملا مشهود بود. بیشتر مداحان حکومتی عهده دار گروهی از اراذل و اوباش حکومتی هستند. مداحان شعبان بی مخ های جمهوری اسلامی هستند که نوچه های زیادی دارند. نوچه های مداحان در عزاداری مذهبی، عزادار نام می گیرند، و در اعتراضات خیابانی مردم، به لباس شخصی های وحشی معروفند
کسانی که شلاق و شکنجه و سنگسار می کنند، سایکوپات یا سوسیوپات (روانی) هستند. عزاداران هر ساله به جهل و فقر فرهنگی یا آزارخواهی جنسی مبتلا هستند، و روحانیون و مداحان خرافات مذهبی را ترویج می دهند، که شاید حتی خود به حقیقت نداشتن آن آگاه هستند.

کسانی که شلاق و شکنجه و سنگسار می کنند، سایکوپات یا سوسیوپات (روانی) هستند. عزاداران هر ساله به جهل و فقر فرهنگی یا آزارخواهی جنسی مبتلا هستند، و روحانیون و مداحان خرافات مذهبی را ترویج می دهند، که شاید حتی خود به حقیقت نداشتن آن آگاه هستند.

باورهای دینی در جهان


 از  ۷/۱۰۱  میلیارد جمعیت سراسر گیتی، نزدیک به ۱/۶۲۰ میلیارد یعنی کمتر از ۲۳٪ آن را مسلمانان تشکیل می دهند، شمار شیعیان جهان حدود ۱۵۴ـ۲۰۰میلیون یعنی در برابر هر ۱۰ فرد سنی، یک شیعه وجود دارد.  . از این آمار به خوبی پیداست که شمارکل شیعیان در برابر جمعیت جهان تقریباً صفر است و عددی نیست که به شمار آید.
حال، پرسش اینجاست که جمع شیعیان  که در برابر جمعیت جهان چندان به شمار نمی آید، چه ادعایی می تواند داشته باشد؟. چگونه می توان گفت که ۱۵۴ میلیون شیعه جهان درست فکر می کنند، و ۶۵۰۰ میلیون با باورهای متفاوت و دور از شیعه گری در گمراهی به سر برده، و به جهنم می روند، در حالی که این ۱۵۴ میلیون شیعه راه درستی رفته، اشتباه نمی کنند و به بهشت می روند؟! آیا این امامزاده ها و نخ و قفل بستن ها به ضریح از اسلام است؟ آیا جز این نیست که هر ضریحی دکانی برای کاسبی است؟
جمعیت جهان را در برگرفته ایم نسبت شیعیان به پیروان اهل تسنن ۱ بر ۱۳، و نسبت به جمعیت کل سرتاسر جهان ۱ بر ۵۰ است. به گفته دیگر، در برابر هر پنجاه نفر از باورهای گوناگون، تنها یک شیعه قرار می گیرد. آیا می توان گفت که این ۷۰ نفر کافر و گمراهند، به جهنم می روند، ولی یک نفر شیعه درست فکر می کند، و اهل بهشت است؟!.
بنابراین، دوماه محرم و رمضان که ماههای سوگواری شیعیان است، و هیچ گروه مذهبی دیگر عزادار نیست، ماههای کلاهبرداری و شارلاتانی آخوندها در تحمیر و زردزدایی مردم به شمار می روند. اگر به کتاب های تاریخ اسلام نگاه کنیم اینگونه نوحه و سوگواری هرگز رواج نداشته است و حتی پوشش سیاه تقبیح شده است و مکروه شده است.

مقایسه شیعه و سنی


همانطور که در بالا گفته شد  شمار مسلمانان پیرو مذهب تسنن ۱۰ برابر شمار شیعیان است. یعنی از هر ۱۰ مسلمان، تنها یک نفر آنان شیعه، و  ۹ نفر دیگر پیرو مذهب تسنن می باشد.این گروه انبوه پیروان مذهب تسنن، ماه محرم را یک ماه عادی و نخستین ماه سال خود می دانند، در این ماه هیچگونه سوگواری، سیاه پوشی، خاک بر سر ریختن، موزیک و سینما و آواز را تعطیل کردن، و مراسم مسخره در روزهای چندش آور تاسوعا و عاشورا، برای حسین وجود ندارد. نه اینکه حسین و مصیبت حسین در میان اهل سنت وجود ندارد، اما بهره برداری و ایجاد خیمه شب بازی از یک واقعه در ۱۴۰۰ سال پیش مختص آخوندها و شاهان صفوی بود که کاملاً اهداف سیاسی داشتند.

فعلن که مملکت در دست یک مشت چاقو کش، مداح و دزد وابسته به ولایت است و آخوند مشهدی در پشت عربده جویی و لات گری یک مشت لات آدم کش در امان است.
در ماه رمضان هم گرچه مسلمانان روزه می گیرند، ولی خیمه شب بازی و مراسم سرتا پاخرافاتی نوزده و ۲۱ رمضان برای کشته شدن علی اجراء نمی کنند. بنابراین، با کمی تعقل و خرداندیشی می توان نتیجه گرفت که محرم و صفر دو ماهی از سالند که آخوندهای جنایتکار، مردم ساده دل و ناآگاه را به گمراهی و فساد می کشانند، و جیب آنان را خالی می کنند. بقول خمینی : « هرچه داریم از این محرم و صفر است » که تنها حرف حساب این الدنگ بوده است.

۱۳۹۵ آبان ۲۶, چهارشنبه

آیا مذهب کوچکترین کمکی برای انسان امروزی هست؟



تلاقی اندیشه ها


جهان امروز ، جهانی بس متفاوت از گذشته است. اندیشه ها و مکاتب در تلاقی و  قضاوتند. اگر روزگاری با کوچکترین پرسش مورد تهدید ملّای محل و اوباش چماقدارش بودیم ، امروز فن آوری و بخصوص اینترنت فضایی را ایجاد نموده است که هیچ کس متکلّم وحده نباشد و هر چیزی قابل پرسش باشد. اگر روزگاری درباره جنایات پیامبر و امامان و خلفا سخنی در خفا رانده می شد ، امروز هزاران پرسشگر با کنجکاوی بدنبال کشف و روشنگری پرده های سیاه ادیان و بخصوص اسلامند.
اگر روزگاری شما روزها و سالها را در کنج کتابخانه می گذراندید و بسختی کتابی ممنوعه را از دستفروش خیابانی تهیه می نمودید ، امروز بیشتر کتابهای ممنوعه و روشنگر با کمترین سانسور رایگان در اختیار ماست و هر نفس پرسشگری می تواند بدنبال پاسخ پرسشهایش در کتابهای مجازی باشد.
روزگار غریبی داریم! روزگار تلاقی اندیشه ها. دیگر دوران مطهریها و شریعتیها که با زبان چرب روشنای عقل را به تاریکی نادانی مبدّل می ساختند گذشته است. همه ما امکان دسترسی به منابع و کتابهای تاریخی را داریم و هرکسی می تواند به نقد مذهب بپردازد بی آنکه نگران سانسور و نیافتن منبعی باشد.

اگر روزگاری شما روزها و سالها را در کنج کتابخانه می گذراندید و بسختی کتابی ممنوعه را از دستفروش خیابانی تهیه می نمودید ، امروز بیشتر کتابهای ممنوعه و روشنگر با کمترین سانسور رایگان در اختیار ماست و هر نفس پرسشگری می تواند بدنبال پاسخ پرسشهایش در کتابهای مجازی باشد. روزگار غریبی داریم! روزگار تلاقی اندیشه ها. دیگر دوران مطهریها و شریعتیها که با زبان چرب روشنای عقل را به تاریکی نادانی مبدّل می ساختند گذشته است. همه ما امکان دسترسی به منابع و کتابهای تاریخی را داریم و هرکسی می تواند به نقد مذهب بپردازد بی آنکه نگران سانسور و نیافتن منبعی باشد.

زکریای رازی و خیام نیشابوری


اگر روزگاری کسی مانند زکریای رازی پیشتر از همعصران خود سخنان روشنگرایانه می گفت و کتابهایش را می سوزاندند، جهان امروز جهانی است که اندیشه ها سوزانیده نمی شوند!
رازی را بسیاری از مورخان علم و اسلام‌شناسان، جوینده‌ترین، آزاداندیش‌ترین و بی‌باک‌ترین اندیشه‌گر تاریخ اسلام توصیف کرده‌اند.از نظر رازی، آزردن موجودی زنده روا نیست مگر آنکه با آن، رنجی شدیدتر را از او دور کرده باشیم و چون به حکم عقل و عدل آزار رساندن به دیگری روا نیست، پس آزردن خویشتن را نیز نباید روا دانست. از همین رو، رفتار جوکیان هند، ریاضت‌کشیدن مانویان، صومعه‌نشینی عیسویان و اعتکاف مسلمانان، ستم و آزاری است که پیروان این دین‌ها بر نفس خویش روا می‌دارند.
زکریای رازی سده ها پیش از فروید ، خود آزاری عرفا و درویشان را نقد کرده است . چیزی که امروز در دانشگاههای جهان تدریس می شود.
همچنین فیلسوف و دانشمندی مانند عمر خیّام که بیشتر نوشته هایش با نابودی و سانسور مواجه شده است ، امروز بخوبی روشنگری و پیش بودن خود از زمان را به رخ می کشد. اندیشه های خیّام بسیار به نظریه اگزیستانسیالیسم سده بیستم نزدیک است ، جایی که سخنان بزرگی مانند ژان پل ساتر را در می توان در اشعار خیّام یافت و انسان افسوس می خورد که چرا ملتی اندیشه های این بزرگان را نابود نموده است و آثار اندکی از خیّام برجای مانده است.

دین چیست؟ کاربردش کجاست؟


دین یک جهان بینی است که مبانیش ماورایی و نامحسوس است. همگی ادیان در باور به ماوراء و چیزی فراتر از حواس انسان مشترکند. انسانها بدلیل نداشتن علم کافی از علت حوادث آگاه نبودند و نیرویی ماورایی را در ایجاد وقایع طبیعی دخیل می دانستند. باور به ادیان از ضعف انسان در توجیه وقایع جهان آغاز می شود. وقتی مصیبت و بلایی بما گوشزد می کند که نیروهایی برتر در جهان درکارند. دین این نیروهای برتر را خدا نامید . امروز می دانیم که این نیروهای برتر چیزی جز قوانین همیشگی فیزیک نیستند و مثلاٌ بارش باران و وقوع زلزله از کارکردهای طبیعت هستند و نه اینکه خدا یا خدایانی باران و زلزله بیافرینند.
اینکه الله در قرآن مشغول ایجاد باد و باران و تگرگ است برای علم هیچ مفهومی ندارد.
از سوی دیگر بیشتر ادیان یک نقشه راه برای انسانها بسوی سعادت تعریف کرده اند. در ادیان ابراهیمی این نقشه راه به بهشت و جهنم ختم می شود. اگر از یک مسلمان بپرسید که بدبختی و مصیبت در ممالک اسلامی موج می زند و خوشبختی و شادی در ممالک سکولار و بیدین ، او چاره ای ندارد مگر که از سعادت اخروی خویش بگوید! اینکه او هر چند مسلمانی بدبخت ، بیمار و روانی است که از دنیا خیری ندیده ولی وعده الله درباره بهشت قطعی است! الله مسلمان را به بهشت و حوری و نهر عسل خواهد رسانید و مردم بیدین را به جهنم و آتش ابدی. از نظر یک فرد مذهبی سعادت اصلی در آخرت است و نه دنیا.

تو درباره ی کتابی سخن می گویی که [مشتی] افسانه ی باستانی را بازگویی می کند و در عین حال سراسر تناقض است و هیچ اطلاعات یا توضیح مفید و بدردبخوری ندارد و آنگاه تو می گویی چیزی شبیه آن بیاور؟

پیامبران ؛ شیادانی بیش نیستند!


دانشمند بزرگ ایرانی زکریای رازی علناً خداوند ادیان را زیر سئوال برده است. رازی مقوله ی پیامبری و نبوت را از اساس دروغ می خواند و در کتاب مخارق الانبیا درباره شیادی پیامبران توضیح می دهد. در حیل المتنبئین به روشهای دروغگویی انبیا می پردازد و در فی نقد الادیان ادیان شهودی را تقلب می خواند. این کتابها امروز در دسترس نیستند اما در آثار دیگران نقد و بررسی شده اند. علاوه بر این رازی در مجادلات خود مقوله نبوت را از اساس رد می کند. رازی معتقد است که نبوت با ایده ی دانایی خدا در تضاد است. به گفته ی او تمام کسانی که از ابتدا ادعای پیغمبری کردند منحرف و فریبکار بودند و در بهترین حالت مشکلات روانی داشتند. او با بی پروایی می پرسد:
اگر از مردم این مذهب (اسلام) سندی بر درستی مذهبشان خواسته شود، آنها برانگیخته می شوند و خون هر آنکس که مخالفشان باشد و چنین بپرسد را می ریزند. آنها تفکر منطقی را ممنوع کردند و در کشتن مخالفانشان کوشش دارند. از این جهت حقیقت تماما خاموش شده و پنهان می شود.
همچنین درباره قرآن می گوید :
تو ادعا می کنی که معجزه ای که [نبوت محمد را اثبات می کند] حاضر و در دسترس است، یعنی قرآن. تو می گویی که هر کس انکارش می کند یکی مشابه اش را بیاورد. در واقع ما می توانیم هزاران مشابه اش را بیاوریم از آثار لفاظان، فصیح گویان و شاعران که بسیار بهتر از قرآن جمله بندی شدند و مفاهیم را موجزتر می رسانند. آنها معانی را بهتر می رسانند و وزن شعری بهتری دارند. به خدا که آنچه تو می گویی ما را شگفت زده می کند. تو درباره ی کتابی سخن می گویی که [مشتی] افسانه ی باستانی را بازگویی می کند و در عین حال سراسر تناقض است و هیچ اطلاعات یا توضیح مفید و بدردبخوری ندارد و آنگاه تو می گویی چیزی شبیه آن بیاور؟

اگر از مردم این مذهب (اسلام) سندی بر درستی مذهبشان خواسته شود، آنها برانگیخته می شوند و خون هر آنکس که مخالفشان باشد و چنین بپرسد را می ریزند. آنها تفکر منطقی را ممنوع کردند و در کشتن مخالفانشان کوشش دارند. از این جهت حقیقت تماما خاموش شده و پنهان می شود.
رازی پیامبران را شیادانی می دانست که به فریب انسانها پرداخته اند و سلاحشان نادانی انسان بوده است. اینکه عربی ناچیز چون محمد با چند شعر دست و پاشکسته و با احکامی خشن و غیر انسانی به آقایی عربستان می رسد ، بیشتر نشان از نادانی اعراب است تا دانایی محمد! الله در قرآن بارها وقایعی را بعنوان خشم خود بکار می برد ، اینکه الله در اثر عصبانیت بلایی چون سیل و زلزله فرستاده است از سویی او را در حد یک انسان عصبی پایین می کشد که بکار دیگران سرک می کشیده و از سوی دیگر نشانه جهل اعراب درباره وقایع طبیعی مانند باران و باد و زلزله است!

آیا مذهب کوچکترین کمکی به انسان امروزی هست؟


معتادی را تصور کنید که از کودکی با افیون بزرگ شده است. در طول رشد مغز او این سموم همواره با او بوده اند. امروزه ثابت شده است که وجود اعتیاد در کودکان و جوانان می تواند آسیبهای جبران ناپذیر به مغز ایشان بزند. حال انسانی را تصور نمایید که از دوسالگی به او دین و عقاید مذهبی خاص را دیکته نموده اند. طبیعی است که رشد فکری او در سایه این افکار مذهبی قرار خواهد گرفت و آنچه شخصیت او را می سازد از مذهبش جدایی ناپذیر است. رهایی از دین برای بیشتر انسانها دردناک و جنون آمیز است. چرا که تمامی زندگی و حتی مردگیشان را بر آن بناکرده اند.
معتادی را تصور کنید که از کودکی با افیون بزرگ شده است. در طول رشد مغز او این سموم همواره با او بوده اند. امروزه ثابت شده است که وجود اعتیاد در کودکان و جوانان می تواند آسیبهای جبران ناپذیر به مغز ایشان بزند. حال انسانی را تصور نمایید که از دوسالگی به او دین و عقاید مذهبی خاص را دیکته نموده اند. طبیعی است که رشد فکری او در سایه این افکار مذهبی قرار خواهد گرفت و آنچه شخصیت او را می سازد از مذهبش جدایی ناپذیر است.  رهایی از دین برای بیشتر انسانها دردناک و جنون آمیز است. چرا که تمامی زندگی و حتی مردگیشان را بر آن بناکرده اند.
حتی اگر کسی بتواند بر این شخصیت دینی تکامل یافته خود غلبه کند بسیار مشکل است که بی خدایی را تحمل نماید برای انسانی که درگیر اعتیاد به افیون دین بوده است ، بی دینی خلائی شدید است که رهایی از آن بسیار سخت است.
برای لحظه ای به جهان امروز بیاندیشید. آیا تگرگی از کوههای آسمان می بارد؟ آیا خدایی زلزله می آفریند و یا طوفان می سازد؟ آیا عصبانیت خداوند قرآن را در جایی حس می شود نمود؟ آیا فقر و گرسنگی و قحطی آفریقا که هزاران سال است که گریبان آنها را گرفته است از خشم الله است؟ آیا باور دارید که الله به کسب و کار بازاریان قم و مشهد و تهران می پردازد و کمکشان می کند ولی غافل از قحطی زدگان سومالی است که برای چند سال باران ندیده اند؟ این چه اعتقادات و افکار پوچ و بی بنیادیست که با خود همراه کرده اید؟ آیا دزدان دین ندارند و بیدینان دزدند؟ آیا قاتلان دین ندارند و بیدینان قاتلند؟ چه سودی در عرفان و ریاضت است؟ چه سودی است در اینکه خدایی مجازی برای خود بسازید و آنرا بیهوده بپرستید؟ چگونه با چیزی که وجودش کمترین اثری در جهان ندارد سخن بگوییم؟ از آن جالبتر این است که گروهی صدای این خدای من درآوردی را هم می شنوند!

۱۳۹۵ مهر ۲۵, یکشنبه

چرا عقاید هیتلر در اروپا ممنوع است ولی اسلام با خطری بیش از نازسیم آزاد؟



محدودیت و ممنوعیت برای نازیسم


نازیسم (National Socialism) خلاصه عبارت ناسیونال سوسیالیسم است. نازیسم به مجموعه ایدئولوژی‌های حزب نازی اطلاق می‌شود. نازیسم را می‌توان شکلی از فاشیسم دانست که نژادپرستی نیز به اصول آن افزوده شده‌است. یعنی ملی گرایی افراطی تا جایی که نژادپرستی هم بعنوان قانون در آن آمده باشد.
اینکه برتری نژادی چیست و آیا نژاد برتری وجود دارد یک بحث کارشناسی و البته نه چندان مبارک است. هر نژادی از انسانها ممکن است ضعفها و تواناییهایی داشته باشد و آنچه بعنوان ارزش انسانی قابل احترام است ، فرهنگ، سطح آموزش و نظم  زندگی افراد است. اینکه ما اصالت خانوادگی داریم در فارسی بخصوص معنیش این نیست که از نژاد فلان هستیم؛ معنی اصالت خانوادگی خوشبختانه در فارسی بسیار انسانی تر از دیگر زبانهاست و نشان از گذشته درخشان انسانیت در ایران دارد. اصالت خانوادگی در ایران بیشتر به مفهوم فرهنگ و تربیت شخص باز می گردد و نه نژاد و قبیله .نژاد و قبیله و بطور خلاصه ژن انسانها بسیار به یکدیگر نزدیک است و بیشتر تفاوتهای انسانی در اثر آموزش و بخصوص تربیت دوران کودکی ایجاد می شود.

خرید و فروش برده و کنیز عین تعالیم قرآن و سنت پیامبر است. در اسلام حتی به ازدواج بعنان یک معامله نگاه شده است و مرد در قبال پرداخت پول می تواند هر بلایی به سر زن فلک زده بیاورد. کسانی که با قانون مدنی جمهوری اسلامی آسنا هستند بخوبی می دانند که در شریعت اسلام زن بعنوان شریک زندگی نیست، بلکه یک کالای خریداری شده است که می توان آنرا در خانه محبوس نمود و هر بلایی خواست چون یک برده بسرش آورد! تکرار می کنم که این عین متن قرآن و سنت پیامبر است.


اینکه اینشتین یهودی یکی از نوابغ جهان است بیشتر بخاطر این است که متولد آلمان بود و نه متولد مکه در عربستان ( تأثیر محیط) . اگر اینشتین در مکه متولد می شد احتمالاً شتر سوار باهوشی بود و همین و بس. کسی انتظار نداشت که اینشتین متولد مکه نسبیت را کشف کند ، همانطور که آلبرت متولد آلمان چیزی از شتر سواری نمی دانست!
پس از جنگ جهانی دوم و کشته و نابود شدن میلیونها نفر بخاطر افکار مسموم نازیسم و فاشیسم ، اروپا تصمیم گرفت که این ایدئولژی خطرناک و انسانسوز را ممنوع نماید. آزادی بیان و عقیده تا جایی مبارک است که حیاط بشریت را به خطر نیاندازد و اگر عقیده ای باعث کشتار، تبعیض و نابودی بشریت شود البته مجامع بشری با آن مخالفت کرده و حتی ابراز آن را ممنوع و یا محدود می نمایند. آرم حزب نازی یا همان صلیب شکسته که ریشه در فرهنگ باستانی ایران و هند داشت هم از این ماجرا مستثنا نشد و این خورشید شماتیک چند هزارساله بعنوان نشانه ای از مرگ میلیونها نفر ممنوع گشت. فعالیت احزاب فاشیستی بسیار محدود گشت و جهانیان آموختند که “نژاد برتر” افسانه ای دروغین بود برای قدرت طلبی عده ای سودجو همانند هیتلر و موسیلینی.

مسلملنان بیچاره البته خود هم نمی دانند که چه باید بکنند! از طرفی دوران زندگیشان از نوزادی با اسلام و تعالیم مسمومش همراه بوده و چون یک افیون اعتیادآور تمام مغزشان را اشغال کرده است و از طرفی می بینند که احکام قرآن و شریعت ضد انسانی و ضد بشری است!


سونامی اسلام در اروپا


پس از قدرت گرفتن کشورهای نفت خیز مسلمان و ایجاد هویت تازه ای یعنوان مهاجران مسلمان در اروپا شاید کسی باور نمی کرد که این مهاجران فراری از آتش اسلام ، خاکستر اسلام را با خود به غرب بیاورند و آتش آنرا در اروپا بازیافت نمایند!
اسلام و  ورود آن به اروپا از چند جنبه قابل بررسی است.
یکم، اینکه مردم از همه جا بیخبر اروپا به مسلمانان روی خوش نشان دادند و با همه کاستی ها میزان نژادپرستی نسبت به مهاجران بسیار پایینتر از پیش از جنگ جهانی دوم بود. شاید غرب می خواست این را تمرین کند که نژادپرستی و فاشیسم عاقبت خوشی ندارد و می توان با مهاجران مسلمان همانند شهروندان عادی زندگی کرد. پیشرفت و ترقّی بسیاری از مهاجران خاورمیانه ای و افریقایی در اروپا نشان می دهد که امکانات غرب برای این افراد مناسب و عمدتاً برابر با اروپاییان بوده است.
دوم اینکه بسیاری از مهاجران مسلمان بسیاری حاضر نشدند که آزادی و فرهنگ دموکراتیک غرب را بپذیرند. مسجد ساختند، مدرسه اسلامی ساختند و به فرزندانشان عربی آموختند ؛ این پافشاری برخی مسلمانان مهاجر البته با حمایت دلارهای نفتی شیوخ خلیج فارس هم همراه بود . بسیاری از محله های شهرهای بزرگ اروپا به مسلمانان مهاجر اختصاص یافت و اگر به این محله ها یری بزنید تعجب خواهد کرد از اینکه مثلاً در قلب لندن و پاریس زبان عربی میان مسلمانان رواج دارد و گویی تکه ای از خاور میانه را با خود آورده اند!

یک نازی ممکن است از نازیسم براحتی پشیمان شده و بازگردد ؛ چون نازیسم را از دو سالگی در مغزش فرو نکرده اند ولی یک مسلمان همزمان با رشد مغزش از دو سالگی با اسلام و تعالیم خطرناکش آشنا شده است، یعنی ترک اسلام برای یک مسلمانِ پشیمان بسیار بسیار سخت تر از ترک نازیسم برای یک نازی است!

سوم اینکه عکس العمل طبیعی مردم  اروپا در برابر سونامی بنیادگرایی اسلامی بازگشت به نژادپرستی و حمایت از احزاب دست راستی بوده است. از آغاز سده بیست و یکم تا امروز ، می توان مشاهده کرد که روز بروز حمله به مهاجران مسلمان و تبعیض علیه ایشان در اروپا افزایش یافته است؛ علت این برخورد البته وقوع تجاوزها ، بزهکاریها و حملات تروریستی بدست مسلمانان است که حساسیتها نسبت به این طبقه تازه ی اروپا را  افزایش داده است. پیچیدگی این ماجرا بسیار است چرا که در مدارس غربی به ایشان حقوق بشر و برابری را آموزش می دهند و در مدارس اسلامی به مهاجران نابرابری مؤمنان با کفار عین متن قرآن است! مردم اروپا با پدیده ای روبرو هستند که نه آشنایی کافی با خطر آنرا دارند و نه می دانند که با آن چه باید کرد! عکس العملهای احساسی در برابر مسلمانان مهاجر و نژادپرستی برخلاف آموزشهای فرهنگ غرب در حال افزایش است

مسأله و مشکل اسلام است و نه مسلمانان!


این مسلمانان مهاجر نیستند که مشکل ساز شده اند. مشکل اصلی از اسلام و تعالیم فاشیستی شریعت است. اسلام میان انسانها فرق گذاشته است. مطابق اسلام هرکس با تقواتر باشد برتر است. این یعنی آخوند محلّل محل می تواند از یک پزشک فداکار کافر برتر باشد ! این عین شریعت اسلام است. قرآن صراحتاً حقوق بشر را ” حقوق مؤمنان” و عمدتاً “حقوق مردان مؤمن” تعریف می کند. حتی زنان مؤمن بیشتر وظیفه دارند تا حق زندگی؛ کفّار و اهل کتاب که تکلیفشان مشخص است یا شمشیر و یا جزیه!

این مسلمانان مهاجر نیستند که مشکل ساز شده اند. مشکل اصلی از اسلام و تعالیم فاشیستی شریعت است. اسلام میان انسانها فرق گذاشته است. مطابق اسلام هرکس با تقواتر باشد برتر است. این یعنی آخوند محلّل محل می تواند از یک پزشک فداکار کافر برتر باشد ! این عین شریعت اسلام است. قرآن صراحتاً حقوق بشر را " حقوق مؤمنان" و عمدتاً "حقوق مردان مؤمن" تعریف می کند. حتی زنان مؤمن بیشتر وظیفه دارند تا حق زندگی؛ کفّار و اهل کتاب که تکلیفشان مشخص است یا شمشیر و یا جزیه!
این احکام مکرّراً در قرآن آمده است. خرید و فروش برده و کنیز عین تعالیم قرآن و سنت پیامبر است. در اسلام حتی به ازدواج بعنوان یک معامله نگاه شده است و مرد در قبال پرداخت پول می تواند هر بلایی به سر زن فلک زده بیاورد. کسانی که با قانون مدنی جمهوری اسلامی آشنا هستند بخوبی می دانند که در شریعت اسلام زن بعنوان شریک زندگی نیست، بلکه یک کالای خریداری شده است که می توان آنرا در خانه محبوس نمود و هر بلایی خواست چون یک برده بسرش آورد! تکرار می کنم که این عین متن قرآن و سنت پیامبر است.
مسلمانان بیچاره البته خود هم نمی دانند که چه باید بکنند! از طرفی دوران زندگیشان از نوزادی با اسلام و تعالیم مسمومش همراه بوده و چون یک افیون اعتیادآور تمام مغزشان را اشغال کرده است و از طرفی می بینند که احکام قرآن و شریعت ضد انسانی و ضد بشری است! یک نازی ممکن است از نازیسم براحتی پشیمان شده و بازگردد ؛ چون نازیسم را از دو سالگی در مغزش فرو نکرده اند ولی یک مسلمان همزمان با رشد مغزش از دو سالگی با اسلام و تعالیم خطرناکش آشنا شده است، یعنی ترک اسلام برای یک مسلمانِ پشیمان بسیار بسیار سخت تر از ترک نازیسم برای یک نازی است!
غرب اگر واقعاً قصد دارد دچار هیولای اسلام نشود باید آموزش اسلام را بعنوان شریعت و قانون الهی محدود نماید. خطر اسلام از نازیسم بیشتر است ولی می بینیم که در کتابفروشیهای اروپا کتابهای اسلامی با انواع تعالیم ضد انسانی در حال فروشند ! آرم نازیسم ممنوع است ولی در هر کوچه و پس کوچه لندن و پاریس می توان آرم و نشانه اسلام و اسلامگرایی را دید! چگونه است که تبلیغات اسلامی با این حجم وسیع آزاد است؟ آیا دلارهای نفتی اعراب آنقدر شیرین است که باید آینده اروپا را بخاطر آن به خطر انداخت؟
جهان باید به این باور برسد که اگر هیتلر و افکارش خطرناک است ، محمّد و دینش خطرناکتر است.

۱۳۹۵ مهر ۲۱, چهارشنبه

تلاش بیهوده خامنه ای برای بهبود وجهه نظام


سه خبر ظاهراً نا مرتبط


در ماه گذشته شاهد خبرهای مختلفی از ایران هستیم که اگرچه در نگاه اول ارتباطی با یکدیگر ندارند ولی با نگاهی کمی عمیقتر می توان دستان خامنه ای را پشت ارتباط در پرده این سه خبر  دید.
خبر یکم ایجاد مزاحمت در آبهای خلیج فارس برای ناوهای امریکاست.
خبر دیگر پوزش خواهی سعید مرتضوی جلاد و دادستان سابق تهران ، درباره ماجرای کهریزک سال ۸۸ است .
و دیگری هم اظهار نظر علی خامنه ای درباره “گناه کبیره بودن” دادن آمار نادرست است.

مزاحمت  سپاه برای ناوهای امریکا


همانطور که می دانیم نیروی دریایی ایران در جنگ ایران و عراق تقریبا از بین رفت و عملا ایران یکی از ضعیفترین نیروهای دریایی جهان را دارد، با این وجود قایقهای تندروی سپاه پاسداران بسان مگسی که گاهی نیش آزاردهنده هم دارند، همواره کشتیها و ناوهای دریایی را مورد آزار و اذیت قرار داده اند. هر چند گشت زنی و کنترل آبهای ایران حق ماست ولی در مناطق آزاد این گشت زنیها باعث ایجاد تنش و بروز تلفات جبران ناپذیر خواهد شد. سال پیش بود که با سعه صدر امریکا قائله ورود اشتباهی شناور امریکایی پایان یافت؛ سپاه پاسداران با تحقیر سربازان امریکایی گمان برد که بزرگ شده است و امریکا کوچک؛ اما حقیقت این است که تنها رقبای امریکا در مسایل نظامی روسیه و چین هستند و ایران بخصوص نیروی دریایی اش حتی قابل توصیف هم نیستند!
تحقیر ایران در خلیج فارس دقیقا از خروج شاه آغاز شد. این صدام و خمینی دیوانه بودند که پای ناوهای امریکا را به خلیج فارس کشانیدند وگرنه در اواخر دوران شاه اداره خلیج فارس بدست همسایگان بخوبی انجام می شد. ایران چندین ناو و جنگنده خود را در درگیری با امریکا از دست داد و امریکا یک هواپیمای مسافری ایران را نیز سرنگون نمود و به فرمانده ناو وینستنس که این اشتباه هولناک را مرتکب شده بود مدال هم داد تا ایران و خمینی بیش از همیشه تحقیر شده باشند.

علی خامنه‌ای، رهبر ایران، حدود دو هفته پس از این وقایع، به فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران و تعدادی دیگر از اعضای این نیرو که در بازداشت ملوانان نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس نقش داشتند، نشان فتح داد. این نشان به نظامیان ایرانی داده می‌شود که "پیروزی چشم‌گیری" داشته‌اند
علی خامنه‌ای، رهبر ایران، حدود دو هفته پس از این وقایع، به فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران و تعدادی دیگر از اعضای این نیرو که در بازداشت ملوانان نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس نقش داشتند، نشان فتح داد. این نشان به نظامیان ایرانی داده می‌شود که “پیروزی چشم‌گیری” داشته‌اند، پرسشی که پیش می آید اینست که دقیقا چه پیروزی جز اعلام نادانی و عقده خود از امریکا را بدست آوردید؟
امروزه ایران در خلیج فارس تنها صدای مزاحمت و درگیری را بصدا درآورده است. جالب است که قایقهای نیم وجبی سپاه از عهده قاچاقچیان بر نمی آیند و بیشتر واردات کالا بصورت قاچاق است ولی توانایی جنگ با ناوهای هواپیمابر امریکا را دارند!

تحقیر ایران در خلیج فارس دقیقا از خروج شاه آغاز شد. این صدام و خمینی دیوانه بودند که پای ناوهای امریکا را به خلیج فارس کشانیدند وگرنه در اواخر دوران شاه اداره خلیج فارس بدست همسایگان بخوبی انجام می شد. ایران چندین ناو و جنگنده خود را در درگیری با امریکا از دست داد


پوزش خوهی سعید مرتضوی


به گزارش خبرگزاری تسنیم، آقای مرتضوی در این نامه که امروز یکشنبه ۲۱ شهریور هم‌زمان با برگزاری سومین جلسه محاکمه‌اش به دادگاه داده، از وقایع پیش‌آمده در تیرماه ۸۸ از رهبر ایران، خانواده جانباختگان و ملت ایران عذرخواهی کرد.
با وجود این دادستان پیشین تهران در این نامه همچنان تاکید کرده است که در وقوع حوادث کهریزک “هیچ عمدی” در کار نبوده است.
سعید مرتضوی بابت جنایات انجام شده در زندان کهریزک به سال ۸۸ پوزش خواست. این پوزش خواهی آنقدر عجیب بود که تیتر اکثر رسانه ها شد و البته وقتی به متن پوزش خواهی مراجعه می کنیم چیزی جز توجیه جنایت نمی یابیم. گویی که کهریزک تحت فرمان او نبوده است و خودسر این شکنجه ها را انجام داده اند! گویی خامنه ای که در خانه مسئولان رژیم هم شنود گذاشته است هیچ اطلاعی از این شکنجه خانه نداشته است!عوامفریبی البته خوراک این رژیم جنایتکار است.بسیاری از اصولگرایان علناً از جنایات کهریزک حمایت نمودند و آنرا ناجی نظام و مرتضوی را قهرمان رژیم خواندند. او خود هم اذعان کرد که سربازی بیش نبوده است؛ یعنی بدستور خامنه ای عمل کرده است و بس!

گویی خامنه ای که در خانه مسئولان رژیم هم شنود گذاشته است هیچ اطلاعی از این شکنجه خانه نداشته است!عوامفریبی البته خوراک این رژیم جنایتکار است.بسیاری از اصولگرایان علناً از جنایات کهریزک حمایت نمودند و آنرا ناجی نظام و مرتضوی را قهرمان رژیم خواندند. او خود هم اذعان کرد که سربازی بیش نبوده است؛ یعنی بدستور خامنه ای عمل کرده است و بس!


جنایات رژیم البته تنها در کهریزک نبود و هر گوشه و معبری می شد خفقان و کشتار را در برابر اعتراضات مردم به تقلّب انتخاباتی دید ، اینکه تنها سعید مرتضوی بجای صدها سگ دست آموز خامنه ای محاکمه می شود علتش را باید در ماجرای فاضل لاریجانی و افشای رشوه خواهی او جستجو نمود. سعید مرتضوی و بابک زنجانی هردو مورد خشم نظام هستند ، چرا که در صف احمدی نژاد قرار گرفتند.
اینکه خامنه ای از سرباز وفادار و بهتر بگوییم سگ دست آموزش مرتضوی خواسته است عذرخواهی نماید ، چیزی بجز پرده پوشی بر جنایات سال ۸۸ نیست. این همه جنایت را مجتبی خامنه ای ، طائب و ابراهیم رئیسی از بیت خامنه ای مرتکب شدند و حالا فقط سگی بنام مرتضوی سپر بلای مجتبی و رئیسی شده است!

آمار نادرست و گناه کبیره!


علی خامنه‌ای، رهبر ایران اختلاف در آمار مراکز مختلف آماری در این کشور را “بلایی بزرگ” توصیف کرد و گفت که دستکاری در آمار “گناهی کبیره” است.
علی خامنه ای امروز سه شنبه ۲۳ شهریور در دیدار با مدیران مرکز آمار ایران و مسئولان سرشماری در این کشور گفت: “گاهی مراکز مختلف در مورد نرخ بیکاری، نرخ تورم یا رشد اقتصادی آمارهای متفاوتی بیان می کنند که این مسئله موجب ایجاد بی اعتمادی در مردم می شود.”
او از اینکه دولت ها آمارهای ارائه شده از سوی دولت های قبل از خود را نادرست می خوانند انتقاد کرد و گفت: “باید منشأ این دوگانگی ها مشخص شود. یعنی یا در آن دوره در بیان آمارها اشکالی وجود داشته است یا در دوره پس از آن. در هر صورت دستکاری در آمارها که در معرض قضاوت مردم نیز قرار دارد، گناهی کبیره است”.
رهبر ایران از وضعیت آمارگیری در کشور انتقاد کرد و گفت که مسئولان از “حقایق و آمارهای واقعی در بعضی بخش ها” مطلع نیستند.
واقعیت اما چیز دیگری است! علی خامنه ای از آغاز رژیم اسلامی خوب و بهتر از هرکس می داند که پنهان کردن آمار از وظایف مسئولان نظام است. این نظام با دروغ و پنهانکاری به فریب مردم پرداخته است. همین چند سال پیش بود که یک مرکز آماز بخاطر اعلام آماری از علاقه مردم ایران به ارتباط با امریکا مورد خشم خامنه ای قرار گرفت و گروهی از روئسای آن مرکز آماری به محاکمه و زندان و اتهام جاسوسی دچار شدند!
بنابراین خامنه ای آن آماری را می خواهد اعلام کنند که به نفع جناحش باشد و طبیعی است که در آستانه انتخابات او سعی دارد جناح مقابل را متهم به دادن آمار غلط کند. گناهی که خود او متهم اول آن است و همواره سعی داشته است حقایق را از مردم پنهان نماید و با فرافکنی “غرب” را مقصر مشکلات اقتصادی و اجتماعی ایران معرفی نموده است!

خامنه ای تلاش می کند با فرافکنی فساد درون حکومت را به خود ربط ندهد و از این حربه برای تخریب جناح روحانی استفاده نموده است ولی آیا مردم ایران باز هم فریب خامنه ای را می خورند و او را رهبر مستضعفان و قهرمان مبارزه با استکبار امریکا می دانند؟ هرگز چنین نخواهد شد و از روز روشنتر است که پس از وقایع سال 88 و دولت فاسد احمدی نژاد و افشای فساد کلان در گوشه گوشه نظام ، هیچ کس باور نخواهد کرد که این روضه خوان دوزاری که عروسک خیمه روسیه شده است ، بتواند جلوه ای سالم از حکومت خود به عوام ارائه دهد!


هدف اصلی خامنه ای از ۳ مورد بالا


در کنار اهداف کوچک و بزرگی که خامنه ای در سر می پروراند، هدفی مشترک هم بابت موارد بالا دارد و آن بازیابی هویت و محبوبیت نداشته اش در میان حامیان سابق نظام است. ایجاد حس ضد امریکایی یکی از حربه های خمینی و خامنه ای بوده است که سالها مردم فلاکت زده را با شعارهای توخالی فزیب داد.
امروزه اما : هرچند آماری موجود نیست ولی مذهبی ترین و مقدس نجس ترین مردم ایران هم متوجه دروغها ، دزدیها و جنایات خامنه ای و دیگر سران جمهوری اسلامی شده اند. اگر به خانواده های خشک مقدس و نجس هم سری بزنید، می بینید که این افراد عقب افتاده هم بالاخره پس از ۳۷ سال غفلت دوزاریشان افتاده است و بالاخره شیر فهم شده اند که نه ولایت فقیه حکومت خداست و نه این رژیم عدالت پرور و طرفدار قشر مستضعف است! شعارهای افرادی چون خمینی و رجایی هم دروغی برای چپاول و غارت ایران بیش نبوده است.
خامنه ای تلاش می کند با فرافکنی فساد درون حکومت را به خود ربط ندهد و از این حربه برای تخریب جناح روحانی استفاده نموده است ولی آیا مردم ایران باز هم فریب خامنه ای را می خورند و او را رهبر مستضعفان و قهرمان مبارزه با استکبار امریکا می دانند؟ هرگز چنین نخواهد شد و از روز روشنتر است که پس از وقایع سال ۸۸ و دولت فاسد احمدی نژاد و افشای فساد کلان در گوشه گوشه نظام ، هیچ کس باور نخواهد کرد که این روضه خوان دوزاری که عروسک خیمه روسیه شده است ، بتواند جلوه ای سالم از حکومت خود به عوام ارائه دهد!

۱۳۹۵ مهر ۱, پنجشنبه

سرانجام ما، در کنارقصابان و گرگهای درنده به کجا می کشد؟!


پیش گفتار:


دولت ها و حکمرانان، کارگزاران، نمایندگان، مستخدمین، و پاسخ گویان به ملت های خودند. آنان در برابر حقوق و مزایائی که دریافت می کنند مسئول اعمال و رفتاری اند که روزانه به نفع یا زیان ملت خود انجام می دهند. ملت ها اختیار دارند و می توانند هرزمانی که ضروری بدانند یک، یا چند نفر، و یا همه اعضای دولت و حکمرانان کشورشان را از کار بر کنار کنند.  آیا چنین چیزی در کشور تازی زده و عقب مانده ما تا کنون سابقه داشته است؟!.

آیا در کشور ما نیز چنین بوده؟


شوربختانه در کشور ایران در سرتاسر تاریخ چنن نبوده و هم میهنانمان گوسفندانی بی آزار و بی زبانی بوده اند که در کنار چوپانان چاقو بدست، قصابان ساطور کش و گرگهای درنده گرسنه می زیستند و حاکمان درنده و گرگ صفت هرآن اراده می کردند یکی از ما را به سلاخی می کشاندند.
شمار بی شمار چوب های دار ولی فقیه در این ۳۷ سال گذشته، و گروه نامحدود و نا شناخته زندان های گمنام غیر قابل زیست حتی برای حیوانات تحت حمایت و گردانندگی پاسداران بی وجدان وطن فروش، نشانه ای از گرگ صفتی حاکمان و مزدوران آنان در این کشور، و رفتاری ضد انسانی و گوسفند پندار آنان با هم میهنان نجیب، آرام، و بی آزارما  نمودار این حقیقت است.

Video Player
این ویدیو نشان می دهد که چگونه گوسفندانی شاهد کشار گوسفندان دیگرند ولی از خود هیچ حرکتی نشان نمی دهند. همانگونه که ما در برابر اعدام ها بی تفاوتیم حتی به تماشای آنها و دست و پا زدن هم میهنانمان می پردازیم.

چرا نتوانستیم تا کنون از حقوق خود دفاع کنیم؟

حقیقت آن است که هر انسانی در هنگام برخورد با حیوانات درنده، از خود دفاع کرده و واکنشی در حد توانائی اش از خود نشان می دهد. آیا ما تاکنون در برابر وحشیگری و درندگی رژیم گرگ آسای ولایت فقیه از خود عکس العملی نشان داده ایم؟! آیا کمترین دفاع کردیم؟. شوربختانه مانیز گوسفندانی بوده ایم که در کنار چوپان و قصاب چاقو به دست زندگی کرده ایم و هرآن تنی از ما با اراده ولایت فقیه بر بالای چوبه دار رفته، و ما در پائین چوبه دار به چرای خود پرداختیم و خم به ابرو نیاوردیم.

چرا ما نخواستیم در برابر گرگهای حاکم ایستادگی کنیم؟


به چند دلیل زیر این موضوع تاکنون عملی نشده است:

babk-khoramdim


۱- ما همچنان در انتظار معجزه ایم


یکی از علت های بی تفاوتی و ساکت ماندن هم میهنان ما در برابر آدمخواران ولایت فقیه در انتظار معجزه بودن است. گروهی از ما به امید آنیم که عربی بنام امام زمان که ۱۴۰۰ سال پیش در ته چاهی مخفی شده ! (حال، چرا، چگونه، و به چه دلیل؟) ناگهان از چاه بیرون آمده با شمشیر (توجه کنید آنهم با شمشیر) بر مردم بتازد و اکثریت مردم جهان که از دیدگاه مذهب فانتزی شیعه کافرند از پای در آورد تا آنجا که تا زیر شکم اسبش را خون فراگیرد.
آنگاه اگر ما زنده ماندیم و توانستیم از آن دریای خون نجات یابیم خواهیم توانست با توسل و در کنار ولی فقیه (روضه خوان ۵ تومانی) به زندگی نکبت بارکنونی خود ادامه دهیم.

۲- توسل به قبر مردگان
توسل به قبر مردگان تازی مانند حسین ابن علی در کربلا، توسل به علی ابن ابیطالب، رضا در مشهد، قمر بنی هاشم،، همچنین قم، شاه عبدالعظیم و صدها امامزاده دیگر برای نجات میهن نیز کار حماقت بار دیگری است که گریبانگیر عده ای از ما ایرانیان شده است.
کشور ما از تازیان در این ۱۴ سده بیش از هر ملیت دیگر زیان دیده  است. به عنوان نمونه، حسن و حسین، فرزندان علی اب ابیطالب به دستور عمر همراه فرمانده لشکر او به ایران یورش آورده و در قلع و قمع و کشتاد هم میهنان ما  در شمال ایران فعالیت گسترده ای داشتند.

hossein-ibn-talib-babk-khoramdim

'

۳– انتظار دیگر ما اقدام نظامی آمریکا است

گروهی از ما روز را به شب، و شب را به روز می رسانیم در انتظار و به امید آن که دولت آمریکا با همکاری کشورهای اروپائی با حمله نظامی رژیم ضد انسانی ولایت فقیه را نابود کرده و کشورمان را از شر آخوند در امان سازد. این طرز فکر بیشتر در خوش نشینان لوس انجلس، طرفداران خانواده پهلوی، سرمایه داران، و همراهان آنان در ایران است. بی گمان شاهزاده رضا پهلوی نیز همچنان خواب آرام بخش و شادی آفرین را می بیند و به زندگی بیشتر امید وار می شود.
البته اگر ما با واقعیت گرائی برنامه آمریکا و کمپانی های نفتی آن در کودتای ضد انسانی سال ۱۹۵۳ با همکاری انگلیس، یا همکاری آمریکا با کشورهای اروپائی در به قدرت رساندن خمینی کلاش و جنایتکار، و نقش انگلیس در همکاری با رژیم شوروی در تجزیه ایران و جداکردن بخش های بزرگ کشورمان در دوران رژیم ضد ایرانی قاجار  دنبال کنیم هرگز کشورهای دیگر را به عنوان دوست واقعی و شریک در سرنوشت خود نخواهیم دانست.

یک صحنه از کودتای ننگین آمریکایی – انگلیسی که در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با راهنمایی و ارشاد اشرف پهلوی، و لات ها و اراذل تهران مانند شعبان جعفری مشهور به شعبان بی مخ صورت گرفت، در نتیجه دموکراسی و مشروطیت برای همیشه به خاک سپرده شد، و مصدق ‍نخست وزیر مردمی به نقاط گوناگون تبعید و سرانجام در تبعید و بیماری در خانه خود جان سپرد. بنابراین، آمریکا تا کنون کمترین دوستی با کشور ما نداشته است. آوردن خمینی جنایتکار به ایران نیز تا اندازه زیادی با تأیید و خواسته آمریکا بود.

۴- به امید رژیم اسلامی نشسته ایم!

واه چه امید پوچ و واهی ای!. مانند آن که گوسفندانی به چاقو تیز کردن قصاب می نگرند و لی امیدوارند که مورد محبت و مهربانی او قرار گیرند. بی گمان، رژیم اسلامی ایران که تفاله و ته مانده تازیان جنایتکارند و تا کنون خاک کشورمان را به توبره کشیدند، از دشمن ترین دشمنان ما و از گرگ ترین گرگها، به گوسفندان بوده اند.
اگر ما یک فرد تازی، تازی مرام، چنگیز، تیمور لنگ و وارثان آنان، و دیگر کسانی که با طمع و حرص ورزی به خاک کشورمان تجاوزکرده و ی بدانچشم دوخته باشند از خود بدانیم و در کنار آنان به آرامی راه برویم، و یا زندگی کنیم ما همان گوسفندانی نیستیم که گرگهای دندان تیز گرسنه و قصابان چاقو به دست را نمی بینیم که می خواهند تا چند لحظه بعد ما را به نوبت به سلاخه می کشند؟!.
آیا در اسرائیل فردی را می توان یافت که طرفدار هیتلر و یا در هندوستان طرفدار محمود غزنوی باشد؟!. حال، چگونه ما مردم گوسفند مرام، تازیانی که اجداد ما را قتل عام کرده و به ناموسمان هزاران بار تجاوز کرده اند، مرید و وفادارشان مانده ایم و حتی برای گورشان صحنه و بارگاه می سازیم و به زیارت و بوسیدن خاکشان می رویم. آیاما همان گوسفندانی نیستیم که خود را تسلیم قصاب و گرگ می کنیم؟!.

۵- از خارج نشینان انتظار کمک داریم!.


ایرانیانی که در دیگر کشور ها زندگی می کنند، همگی از ترس جان خود، و یا برای آن که از گرگهای درنده و شر آنان دور بمانند و نفس آنان به صورتشان برخورد نکند جلای وطن کرده اند و از دوری زادگاه خود همچنان رنج می برند. آنان نمی توانستند بره بمانند و نظاره گر چاقوی تیز قصاب و قطع کردن شاهرگ جوانان سلحشور مملکت بآشند. آنان هم که در پشت بلند گوها فریاد می زنند، در حقیقت از دل پر و قلب شکسته اشان است که دورادور شاهد پاره پاره شدن مملکت خود به دست یک مشت آخوند بی شرافت ضد انسانند و راه نجاتی برای آن نمی یابند.

isis-islam

۶- گروه ما تاکنون چه کرده اند؟!

نگارنده، به کمک همکاران اندیشمند و گرانمایه ام در درازای بیش از هفت سال گذشته تا کنون، با دست ناتوان و بودجه صفر و کمترین همراهی از هرفرد و گروهی، صدها مقاله های گوناگون در زمینه های سیاسی، فرهنگی، دینی، انتقادی همانند شمار زیادی کتابهای  ارزنده و جامعه ساز برای روشنفکری جامعه ایرانی  نوشته و پخش نمودیم که بی گمان مورد مطالعه و بررسی اقشار گوناگون میهنمان قرار گرفت.
وانگهی، نگارنده که در سنین بالای عمر روزگار خود را به سختی می گذرانم و به اصطلاح آفتاب لب بامم چه کمک دیگری در راه میهنم می توانستم بکنم که نکرده ام؟!.. هنگامی که اکثریت جوانان، مردان، و زنان برومند و غیور کشورمان، همچنان ساکت و بی تفاوت نشسته اند، و حتی گروهی از آنان آب به آسیاب دشمن می ریزند، از من پیر ناتوان دست و پا شکسته چه انتظار بیشتری می توان داشت؟. این ناتوانی ها، مرا به یاد مادر پیرم می اندازد که در برابر سختی ها، همیشه می گفت: “ نه دستی  دارم که بر سر زنم، و نه پائی دارم که بر در زنم”.


تنها راه امید نجات ایران


برای نجات کشور از دست لاشخوران ولایت فقیه، پاسداران و بسیجی های ضد مردمی و بازگرداندن آن به جامعه بین المللی، تنها یک راه وجود دارد و آن خیزش یک پارچگی و همگانی ملت ایران، مانند مردم الجزایر در برابر فرانسه، مردم شیلی در برابر پینوشه، مردم مصر در برابر مبارک و محمد مرسی و یا مردم لیبی در برابر قذافی  می باشد. وگرنه، آش همان آش، و کاسه همان  کاسه است. نه تنها چوب های دار آخوند در کشور تعطیل بردار نیست، بلکه بر شمار قربانیان مکتب آخوند هر لحظه افزوده می شود!،
در این جا این پرسش به وجود می آید که آیا رشد فکری  و میهن دوستی ما مانند مردم شیلی، الجزایر، لیبی و مصر تا بدان درجه رسیده است که منافع شخصی و خود خواهی و تکروی را کنار بگذاریم، یک بار هم که شده در تاریخ بایکدیگر، هم صدا و هم پیمان وجود نحس آخوند را از کشورمان برای همیشه پاک سازیم؟.

Video Player
00:00
04:12
ویدیوئی که خیزش و انقلاب یک پارچگی مردم مصر در برابر دیکتاتوری حسنی مبارک را نشان می دهد.


از آنچه گفته شد:


ما مردم ایران عادت نکرده ایم که در برابر ظلم و ستم حاکمان بایستیم و از خود دفاع کنیم. سکوت و بی تفاوتی ما مانند گوسفندانی است که در برابر گرگها و قصابان چاقو به دست به نوبت و بی حرکت می ایستند تا نوبت سلاخی آنان فرا رسد. واکنش ما نیز در برابر اعدام های پی در پی هم میهنانمان و بی تفاوتی امان در برابر حلق آویز شدن آنان، با حرکت جمعی گوسفندان درون کشتارگاه و  نظارگر بودن آنها در کشتار گوسفندان دیگر تفاوتی نمی کند


نکته پایانی:


تنها راه نجات میهنمان از دست خونخواران و جنایتکاران ولایت فقیه، هماهنگی و ایستادگی  یک پارچه همه ما در برابر رژیم است. آنچنان که مردم مصر در برابر مبارک و محمد مرسی، مردم لیبی در برابر قذافی، مردم شیلی در برابر پینوشه و نمونه کشورهای دیگر ایستادگی کردند
راه آسان و کم هزینه تر دیگری نیز وجود دارد و آنهم اعتصاب منفی است. همانگونه که ما اگر از یک فروشنده ناراضی باشیم دیگر به مغازه او باز نمی گردیم، دلخوری و نفرت ما از رژیم آدمخوار ولایت فقیه باید موجب آن باشد که اگر ایستادگی نمی کنیم و با رژیم به روش های گوناگون نمی جنگیم، دست کم هرجا که آخوند و یا برنامه سیاسی و گردهم آئی افراد وابسته به رژیم باشد، باید آن جا را خلوت کنیم و در آن حضور نیابیم. آیا ما ملت ایران بدان رشد عقلی رسیده ایم که یکی از این دونوع مبارزه با رژیم را پیاده کنیم و به مرحله عمل در آوریم؟!.