۱۳۸۹ دی ۱۰, جمعه

نکاتی در مورد قرآن

در بسیاری از آیات قرآن بر این نکته تاکید شده است که پیامبر اسلام (مانند پیامبران... پیشین) در قبال انجام رسالت الهی خود (هدایت مردم) از کسی مزد طلب نمیکند:
... بگو: من از شما هیچ اجر و مزدی برای انجام این رسالت طلب نمی‌کنم ... (انعام/90)
این مضمون با تعابیر مختلف بارها در قرآن تکرار شده است و دست‌‌کم در بعضی موارد از ظاهر آیات و تفاسیر معتبر چنین برمیآید که قرآن می‌خواهد مزد نطلبیدن پیامبر از مردم را قرینهای بر صدق مدعای او مبنی بر پیامبری بگیرد. اما در اینجا چند نکته قابل‌تامل وجود دارد:


فرض کنید فردی ادعا میکند که من از طرف خدا مامور هدایت شما به سوی کمال معنوی و سعادت ابدی (در آخرت) شده‌ام، اما ابتدا باید برایم حقوق و مزایا و پاداشهایی درنظر بگیرید تا به شما بگویم که خداوند چه چیزهایی به من وحی کرده و پیام او چیست؟! آیا در این صورت شما به عقل او شک نمیکنید و او را مورد تمسخر قرار نمیدهید؟ پاسخ آشکار است، فردی که می‌خواهد از طریق ادعای دروغین نبوت مردم را فریب دهد تا به اهداف مادی و دنیایی خود برسد، دست‌کم از این مقدار زیرکی و هوش برخوردار هست که بداند هیچگاه نباید چنین ساده لوحانه و ناسنجیده از مردم طلب اجر و مزد کند، بلکه برعکس، باید خود را فردی وارسته و بیعلاقه به زخارف دنیوی نشان دهد و چنین تظاهر کند که در راه هدایت مردم به سوی خدا و مبارزه با ظلم و فساد و بیدینی، از همه دار و ندار و هستی و نیستیاش گذشته است، زیرا فقط در این صورت است که میتواند نظر مردم را به سوی خود جلب کند.

همانطور که میدانیم در تاریخ بشریت افراد بسیاری ادعا کردند که از طرف خدایان و یا خدای واحد به پیامبری انسانها منصوب شده اند، ولی‌ از بین تمامی این انسانها افرادی موفق و مشهور شدند که با سیاست و مشورت توانستند مغزها را شستشو دهند.!
محمد میدانست که
اگر از همان ابتدا (یا در میانه راه) آن‌هم چنین خام و ساده لوحانه تقاضای اجر و مزد کند، جز مورد تمسخر قرارگرفتن، چیزی نصیبش نمیشود. اما مدعی دروغین نبوت، این را هم می‌داند که اگر کارش بگیرد و مردم رفته رفته به او ایمان بیاورند، آنگاه به‌تدریج (و به‌واقع خیلی زود) دنیا به او رو میکند و به قدرت، مقام، شهرت، ثروت، حیثیت اجتماعی و ... می‌رسد. به عبارت دیگر، او به‌طور طبیعی و خواسته یا ناخواسته، اجر و مزد خود را دریافت میکند (حتی بسیار بیشتر و فراتر از آنچه در ابتدا تصور می‌کرده است).

او‌ در ابتدای کار ناملایمات را به جان خرید و از خود علاقه و گرایشی به ثروت و قدرت و مقام و ... نشان نداد، اما وقتی مردم به نبوت او ایمان آوردند، عملا و به‌طور طبیعی به اجر و مزد خود یعنی قدرت، حکومت، ثروت، حیثیت اجتماعی، رفاه و آسایش، زنان متعدد و کنیزان بسیار و ... رسید. اشتباه نشود، من به‌هیچ وجه نمیخواهم بگویم که پیامبر اسلام قطعا هدفش از ادعای پیامبری، فریب دادن مردم و رسیدن به اهداف مادی و دنیایی خود بوده است، بلکه می‌گویم اجر و مزد نطلبیدن او (یا هر مدعی دیگری) هرگز نمیتواند قرینه ای بر صدق مدعای او مبنی بر پیامبری باشد.

فرض کنیم مزد نطلبیدن مدعی نبوت، بتواند قرینه ای (هرچند ضعیف) برصدق مدعای او باشد، ولی این مزد نطلبیدن را نباید خود مدعی نبوت (آن‌هم مکرر) به رخ مردم بکشد، بلکه خود مردم باید با مشاهده این واقعیت، حدس و ظنشان نسبت به صدق مدعای او بیشتر شود. به‌واقع کسی که مرتب مزد نطلبیدن خود را مطرح میکند و به رخ مردم می‌کشد، ناخواسته و ندانسته عقل‌ورزان و نکته‌سنجان را در مورد صدق مدعایش به شک و تردید میاندازد و از این طریق مرتکب نقض‌غرض میشود
به راستی‌ این کار بر خلاف اصل اصلی‌ بی‌ نیازی و چهره اصلی‌ پیامبری نیست؟ادامه ...

۱۳۸۹ دی ۸, چهارشنبه

خدایان

خدایان تنها عبادت عدالت است تنها کشیش عشق است تنها بردگی نادانی است تنها خوبی خوشبختی است زمان شاد بودن اکنون است جای خوشحالی همینجاست راه خوشحال شدن ، خوشحال کردن دیگران است رابرت. جی اینگرسال همه ملتها یک خدا بر ای خود آفریده اند. آن خدا ه...میشه به مخلوق خود شباهت دارد. به هر چه آدمیان عشق و نفرت می ورزند، علاقه یا نفرت نشان می دهد و به صورت تغییر ناپذیری پشتیبان قدرتمندان است.همه خداها وطن پرست هستند و از همه ملتها به جز ملت خود بیزارند.همه خدایان دوست دارند آنها را ستایش ، چاپلوسی و عبادت کنند.اغلب آنها اگر برایشان قربانی کنی لذت می برند. بوی خون بی گناهان دل انگیزترین رایحه برای آنان است. همه این خدایان تعداد بی شماری کشیش یا روحانی دارند، که این روحانیون مدعی هستند در میان مردم حامیان بسیاری دارند و سرمایه اصلی این روحانیون این است که درباره خدایشان بسیار لاف می زنند و می گویند که خدای آنها از خدایان دیگر برتر است و به آسانی می تواند بقیه خدایان را نابود کند.این خدایان ساخته و پرداخته مدلهای فراوان و گاه عجیب و غریب هستند. بعضی از آنها هزاران بازو و صدها سر دارند. بعضی گردن خود را با مارهای زنده تزئین کرده اند.بعضی در دست خود گرز یا چماق دارند، بعضی دیگر شمشیر و سپر. بعضی همانند فرشتگان بال دارند. بعضی نادیدنی هستند اما بعضی دیگر تمام وجود یا قسمتی از وجود خود را نشان می دهند. بعضی حسود و بعضی دیگر احمق هستند. بعضی خودشان را به شکل انسان در می آورند و بعضی به شکل قو، بعضی به شکل کبوترو بعضی به شکل گاو نر. بعضی خود را به صورت روح القدس در می آورند و با یک دختر زیبا از تبار انسان نرد عشق می بازند و بعضی دیگر از ازل بدون همسر زندگی کرده اند. بعضی دارای فرزند هستند و فرزندانشان همانند خودشان مورد پرستش قرار می گیرند. بعضی از این خدایان انتقام گیر ، وحشی ، شهوتران و نادانند. از آنجا که این خدایان از روحانیون کسب اطلاع (تفسیر کتب آسمانی) می کنند ، نادانی آنها برای ما موجب حیرت است. این خدایان از شکل دنیایی که ساخته اند بی اطلاع هستند و فرض می کنند که دنیا کاملاً صاف است. بعضی از این خدایان با خود می اندیشند که می توانند طول روز را با متوقف ساختن خورشید زیاد کنند، یا اینکه فکر می کنند با دمیدن در یک بوق می توانند دیوارهای یک شهر را فرو بریزند. همه آنها از خصلت مردمی که خلق کرده اند اطلاع کمی دارند و دستور می دهند که مردم به آنها عشق بورزند.آنها فکر می کنند که بشر باید به آنچه آنها دوست دارند یا فرمان می دهند ، ایمان داشته باشند و آنچه بر پایه استدلال و مشاهده و تجربه بدست می آید خطا و گناه محسوب می شود.هیچ کدام از این خدایان قادر نیستند توصیف درستی از مخلوقات این کره خاکی بیان کنند. همه این خدایان از دانش زمین شناسی و فضا بی بهره اند. در موقع قانونگزاری بدبخت ترین قانونگزار و در موقع اجرای قوانین از یک رئیس جمهور متوسط آمریکائی ناتوان تر هستند. این خدایان طالب پست ترین و خوارترین فرمان برداران هستند. برای خشنودی آنان بشر باید صورت خود را به خاک بمالد. البته این خدایان نسبت به مخلوقات خویش بی طرف نیستند و جانبداری خود را با کمک به کسانی که دیگران را قتل و غارت می کنند، نشان می دهند.هیچ چیز به انداره کشتار بی ایمانها خرسندشان نمی سازد. هیچ چیز به اندازه اینکه کسی وجود آنها را انکار کند ، خشمگینشان نمی کند. عده کمی از ملتها فقط یک خدا دارند. ساختن خدا بسیار آسان است. ماده خام و هزینه ساخت این خدایان بسیار ارزان است. بازار خدایان اشباع شده است و بهشت از این تصاویر خیالی پر است.این خدایان نه تنها در آسمان حضور دارند، بلکه در تمام امور مربوط به انسانها دخالت می کنند. آنها ریاست بر هر شخص و چیزی را به عهده دارند. در همه ساختمانها حضور دارند. فرض بر این است که همه چیز تحت کنترل آنهاست. همه چیز در دست آنهاست. از پرواز گنجشک گرفته تا حرکت سیارات. گهگاهی برای ابلاغ پیام خود به بشر از تخت فروزان خود به زمین فرود می آیند . بعضی از این خدایان با رعد و تندر می آیند تا به مردم بگویند که نباید بزغاله را در شیر مادرش بپزند. بعضی از این خدایان جایگاه منور خود را ترک می کنند تا به زنان بگویند که باید یا نباید صاحب فرزند شوند ، یا اینکه روحانیون چگونه باید لباس بپوشند و یا روده یک پرنده را چگونه باید تمیز کرد. وقتی که مردم از اطاعت این خدایان خود داری می کنند یا اینکه به روحانیون غذا و لباس نمی دهند ، دچار آفت یا قحطی می شوند. گاهی این خدایان به مردم دیار دیگر فرمان می دهند تا آن مردم بی ایمان را به بردگی بکشانند و زنان و فرزندان آنان را به فروش برسانند. او با کشتن اولین فرزند این مردمان انتقام خود را از آنان می گیرد. وظیفه روحانیون این است که نه تنها این بلایا را پیش بینی کنند، لکه به مردم یاد آور شوند که به تقاضای آنها این بلایا بر سر مردم فرود آمده است. خدای هر ملتی با ملت دیگر تفاوت دارد. بزرگترین و قویترین قوم ، خدای بزرگتر و قویتری دارد. در صورتیکه قوم ضعیف باید خود را به پائین ترین طبقه بهشت راضی نگه دارد. همه این خدایان به بندگان خویش نوید خوشبختی در این دنیا و آن دنیا می دهند و ناباوران و کسانی را که وجود آنها را انکار می کنند یا اینکه به خدایی برتر از آنان اعتقاد دارند تهدید به عذابی جاویدان در دنیایی دیگر می کنند. اما انکار خدایان به طور کلی جرمی بالاتر از همه جرمهاست.اگر دستت را به خون انسانها آغشته کنی یا اینکه شهرت یک بی گناه را لکه دار کنی، اگر گلوی کودکی را در آغوش مادرش بفشاری ، گمراه کنی ، ویران کنی و معشوق زیبای خود را که به تو اعتماد کرده تنها بگذاری ، برای همه اینها بخشوده خواهی شد، اما اگر وجود او را انکار کنی ، چهره مهربان این خدا برافروخته خواهد شد و تا ابد از تو متنفر خواهد بود. درهای طلایی بهشت به روی تو بسته خواهد شد، داغ بدنامی بر پیشانیت خواهد خورد و تا ابد در جهنم سرگردان خواهی بود.

۱۳۸۹ آذر ۲۴, چهارشنبه

نگاهی به دروغگویی قرآن کنیم

بخش ماده گاو با دروغگی بسیار روشن آغاز میشود که چنین است



الَمَ

«« آیا نمیدانید »»

در اینجا باید یک روشنگری کنم در باره واژهگانه = مانند واژه = حروف ( الَمَ ) هر گاه در سر آغاز سخنی بیاید به گویای نشانی و پرسشی در باورمندی به پیمانی یا پایداری باشد



ذَلِکَ الکِتَبُ لَا رَیبَ فِیهِ هُدًی لِلمُتَقِینَ



«« آن نامه ایست ( کتابیست ) نیست گمانی در او راهنمایست برای پرهیزکاران »»

خوب نگاه کنید و سرسری از گفته آن نامه ایست نگزرید چرا ؟

باید خوب بپرسید از این الله چرا میگوید آن نامه ایست یا آن کتابی هست ، با کدام نامه الله قرآن را برابری میکند و چرا نگفته این نامه ایست بجای اینکه بگوید آن نامه ایست از این رو برابری را پیش میاورد و نامه ای برتر از قرآن به میان کشیده میشود ؛

همه این نامه پر از گمان است ولی میگوید نیست گمانی در او ، مگر که باورمند باشد و در باورمندی هیچگونه راستین نیست و تنها باور است و بس همانگونه که خود قرآن میگوید ، برای پرهیزکاران است کسانیکه باید بترسند از چیزی و دوری کنند و باورمند باشند





الَّذِینَ یُؤمِنُونَ بِالغَیبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ مِمَّا رَزَقنَهُم یُنفَقُونَ



«« کسانیکه باورمندند به نهانش و ایستاده اند و نماز میخوانند و از آنچه که روزیشان دادیم خریدی در بخششی میکنند »»



در این نشان براستی دروغ بسیار بزرگ است ، آیا میدانید ؟

خوب نگاه کنید ، عربها پیش از آمدن اسلام همگی میدانند که بت پرست بوده اند . درست است ؟

آری

خوب چرا الله دارد میگوید این راهنمای کسانیست که ایستاده اند و نماز میخوانند ، در آن هنگام عربها بت پرستی می کردند نماز خواندن بلد نبوده اند و نمیدانستند نماز چه هست و پروردگار یکتا را نمی شناختند ؛ این منش ایرانی بوده و هست و در اینجا نشان دست و پنچه سلمان پارسی بخوبی دیده میشود که اوست نویسنده قرآن نه الله ؛

و سپس میگوید از آنچه که ما روزیشان داده ایم ، باز هم این « ما که جم است گفته شده » چرا و همدستان الله چه کسانی هستند ؟





وَ الَّذِینَ یُؤمِینُونَ بِمَآ أُنزِلَ أِلَیکَ وَ مَآ أُنزِلَ مِن قَبلِکَ وَ بِالأَخِرَةِ یُوقِنُونَ



«« و کسانی که باورمندند به آنچه به پایین فرستاده شد بر تو و آنچه به پایین فرستاده شد پیش از تو و به رستاخیز پایدارند »»



چه باید گفت از دروغ ، میگوید راهنمایست برای این کسان ، کسانیکه آنچه بر تو و بر پیش از تو پایین فرستاده شده باورمند باشند ، به این دروغ بزرگ پی بردید ؟

آیا قرآن راهنمای برای یهودیان و مسیحیان ؟



أُولَئِکَ عَلَی هُدًی مِنَّ رَّبِهِم وَ أُولَئِکَ هُمُ المُفلِحُونَ



«« آنانکه از سوی سرورشان راهنما شده اند و آنانکه هستند رستگار »»



اگر الله سرور جهانیان است و به ویژه مسلمانان ، چرا الله دارد میگوید آنانیکه راهنما شده اند از سوی سرورشان . سرور کدام و کی هست که الله دارد از او سخن میگوید

۱۳۸۹ آذر ۲۰, شنبه

تحلیلی بر قسمتهایی از قرآن

سوره نور آیه 6 صفحه 351

وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُن لَّهُمْ شُهَدَاء إِلَّا أَنف...ُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ.

و کسانیکه زنان خود را به زنا متهم میکنند، اگر نتوانند 4 شاهد پیدا کنند میتوانند خود چهار بار شهادت بدهند در راه خدا که او از راستگویان است. (این عمل را لعان گویند).

یک مرد میتواند با 4 بار شهادت دادن در راه خدا زنش را متهم به زنا و به احتمال بسیار زیاد محکوم به سنگسار کند
.


سوره توبه آیه 123

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ.

ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است!




سوره انفال آیه 39 صفحه 182

وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ .

آنها را بکشید تا ديگر فتنه ای نباشد و دين همه دين خدا گردد پس اگر باز ايستادند ، خدا کردارشان را می بيند.

سوره احزاب آیه 61 صفحه 427

مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا.

اینان لعنت شدگانند. هرجا یافته شوند باید دستگیر گردندو به سختی کشته شوند. ...

سوره مائده آیه 38

وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كَسَبَا نَكَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ.

و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه كردهاند دستشان را به عنوان كيفرى از جانب خدا ببريد و خداوند توانا و حكيم است.



سوره التوبه آیه 28 صفحه 192

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلاَ يَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ.

ای کسانی که ایمان آورده اید، مشرکان نجسند و از سال بعد نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند، و اگر از بینوایی میترسید، خدا اگر بخواهد به فضل خوش بی نیازتان خواهد کرد. زیرا خدا دانا و حکیم است.

سوره التوبه آیه 29 صفحه 192

قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ.

کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند بکشید، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند. ...

سوره النساء (زنان) آیه 89 صفحه 93

وَدُّواْ لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُواْ فَتَكُونُونَ سَوَاء فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ أَوْلِيَاء حَتَّىَ يُهَاجِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدتَّمُوهُمْ وَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا.

دوست دارند همچنان که خود به راه کفر میروند شما نیز کافر شوید تا برابر گردید. پس با هیچ یک از آنان دوستی مکنید تا آنگاه که در راه خدا مهاجرت کنند. و اگر سر باز زدند در هرجا که آنها را بیابید بگیرید و بکشید و هیچ یک از آنها را به دوستی و یاری برمگزینید. ...

سوره الانفال (غنایم جنگی) آیه 12 صفحه 179

إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلآئِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرَّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ.

و آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد: من با شمایم. شما مومنان را به پایداری وادارید. من در دلهای کافران بیم خواهم افکند. بر گردنهایشان بزنید و انگشتانشان را قطع کنید.

سورهُ توبه آیه 5 صفحه 188

فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَخَلُّواْ سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ.

پس چون ماههاي حرام به سر آمد آنگاه مشركان را هر جا يافتيد به قتل رسانيد. و آنها را دستگير و محاصره كنيد . و هر سو در كمين آنها باشيد. چنانچه توبه كردند و نماز به پاي داشتند و زكات دادند پس از آنها دست بداريد. كه خدا آمرزنده و مهربان است.

سوره توبه آیه 12 صفحه 189

وَإِن نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ.

اگر پس از بستن پیمان، سوگند خود شکستند و در دین شما طعن زدند، با پیشوایان کفر قتال کنید که ایشان را رسم سوگند نگه داشتن نیست، باشد که از کردار خود باز ایستند. ...

سوره ماده گوساله(بقره) آیه 191 صفحه 31

وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ .

هرجا که آنها را بیابید بکشید و از آنجا که شما را رانده اند، برانیدشان، که فتنه از قتل بدتر است. .

آیه 5 سوره بقره می گوید کافران را یکسان است بترسانی یا نترسانی ایمان نخواهند آورد ودر ادامه این آیه میگوید قهرخدا بر دلها و گوشها و چشمهای آنها پرده نهاده تا فهم حقایق الهی را نکنند و ایشان را در قیامت عذابی سخت خواهد بود.

طبق این آیه ظهور پیامبران کاری بیهوده و عبث می باشد حال با این پرده ای که خود خدا بر فهمشان زده معلوم نیست به چه جرمی باید به جهنم بروند در آیه 9 همین سوره گفته شده دلهای آنها مریض است پس خدا بر مرض ایشان بیفزاید. چرا این خدای مهربان به جای اینکه مریض خودش را خوب کند او را مریض تر می کند

او خدایی است که همه موجودات زمین را برای شما خلق کرد پس از آن به خلقت آسمان نظر گماشت و هفت آسمان را بر فراز یکدیگر برافراشت و او به همه چیز داناست. (سوره بقره.آیه28)

نتیجه: اگر همه موجودات برای انسان خلق شدند موجوداتی که میلیونها سال قبل از خلقت انسان نسلشان منقرض شده بود برای چه خلق شدند. از طرفی انسان جوانترین مخلوق می باشد چگونه موجودات دیگر میلیونها و شاید میلیاردها سال زودتر برای او آفریده شدن

و سوُال کنند از تو دربارهُ عادت ماهانه زنان بگو آن رنجی است برای زنان. (سوره بقره.آیه221)

نتیجه:آیا عادت ماهانه چیزی به جز نشان دهنده کار دستگاه تناسلی زنان است و نتیجه طبیعی کارکرد هورمونهای خاص است. آیا مراد از این خونروش رنج برای زنان است. اگر اینطور است خدای بد جنسی داریم

او خداوندی است که شب تار را برای آسایش وروز روشن را مقرر فرمود که در آن نشانه های قدرت خدا برای مردمی که سخن حق را بشنوند پدیدار است. (سوره یونس.آیه66)

نتیجه:آیا خدا نمی داند که در بعضی از جاهای این کرهُ خاکی 6 ماه شب و شش ماه روز است؟

در ضمن واقعا اگه خدا از همچی‌ خبر دارد و واقعا میداند که من چه راهی‌ را خواهم برگزید و انتخاب من چه خواهد بود پس دلیلش از این کار آیا این نبود که آفرادی را که او خلق کرده تا بتوانند همان گونه که خود او می‌خواهد زندگی‌ کنند پادش دهد و آنانی را که او خلق کرده که بر خلاف امر او رفتار کنند (وقتی‌ خودش میدانست که آنان به چه راهی‌ کشیده خواهند شد در صورت خلقت) بسوزاند و سپس نام عادل و رحمان را بر خود گذارد؟ آیا ما میتوانیم خدا را شگفت زده کنیم و بر خلاف آنی‌ که خود او می‌خواهد که انجام دهیم را انجام دهیم؟ پس اگر همهٔ کارهایی که ما انجام میدهیم از پیش تعیین شده است (خدا از قبل از افرینش ما میدانست که بنده‌ای که خود او خلق می‌کند چه خواهد کرد) پس دیگر چرا باید عذابش را ما تحمل کنیم؟

در چندین جای مختلف قرآن نوشته شده که قرآن را ساده نوشتیم تا همگان آن را بفهمند پس در این صورت تفسیر قرآن کار بسیار غلطیست

بنده و برده ای که قادر به هیچ کاری نیست با مرد آزاد که خدا به او رزق نیکو عطا کرده هرگز برابر نیستند. (سوره نحل . آیه 75)

و کس هستند که نمازشان از سرشان بالاتر نمی رود ، اول : برده ای که از نزد ارباب خود فرار کرده باشد مگر آنکه پیش آقایش باز گردد... (حضرت محمد) ( نهج الفصاحه . صفحه 11 )

دو کس هستند که از آنها سخن مگو : مردی که از جماعت دوری گرفته و از پیشوای خود نافرمانی کرده و کنیز یا بنده ای که از ارباب خود گریخته و در حال
فرار ، مرده باشد ... (حضرت محمد) ( نهج الفصاحه . صفحه

آن خدایی که همهُ موجودات عالم را جفت آفریده و برای شما کشتیها و چهار پایان را در آب و خاک مقرر فرمود. (سوره زخرف.آیه12)

نتیجه:اما نه همهُ جانوران عالم جفت نیستند.برای مثال تک سلو لی ها از جمله امیب دارای جنس نروماده نیستند وموجوداتی هستند که هردو سلول نر و ماده را با هم دارند(موجودات هرمافرودیست)
و بسیاری از موجودات دو جنسه هستند و هیچ نیازی به جنس مخالف برای تولید مثل ندارند، مثل حلزون ها، کرم‌های
خاکی و چندین و چند موجود زنده دیگر

در کدام مذهب برابری زن و مرد بر مدار آلت تناسلی شان سفر میکند؟مثلا" اگر دختر مسلمانی احساس کند مردیست در بدن یک زن ،و برود تهران با عمل جراحی مرد شود با اضافه کردن یک هسته خرما ناگهان حقوق اسلامی اش دو برابر میشود؟ دیگر نه حجاب لازم دارد نه شهادتش نصف مرد است ...و گویا حقوق اسلامی در همان هسته خرمای اضافی ست!!!
و بر عکس اگر مردی بخواهد زن شود ناگهان حقوق اسلامی اش نصف میشود باید حجاب بر سر نهد و شهادتش نصف میشود.
اخلاقیات مطلق در ادیان شامل چه چیزهایی‌ میشوند؟ سنگسار به خاطر زنا؟ شلاق برای نوشیدن مشروب؟ قطعه دست برای دزدی؟ مرد سالاری؟ کمتر بودن حقوق دیگر ادیان؟ نفرت بین افراد متدین و بی‌ خدا؟ لذت کشتن کافر و توقع پاداش در آن دنیا؟ همخوابی با دختر بچه ۹ ساله؟ مرگ برای ترک دین؟ اینها همه نمونه‌هایی‌ از اخلاق مطلق بر پایه دین هستند!

شما میرید توی انجیل و قرآن دنبال آیه هایی میگردید که به معیار اخلاقیات جامعه پذیرفتنی است و بعد می گید این رو ببین! این دینه!

و سپس تمامی‌ قوانین دین را که از خشونت، نفرت، وحشیگری انسان و نا آگاهی‌ انسانی‌ سرچشمه گرفته اند را کنار می‌زنیم و یا سعی‌ می‌کنیم با بازی با کلمات آنان را کمرنگ کنیم و یا با حیله به خورد انسانها دهیم که چنین بود و چنان است و با آپدیت کردن کتاب‌های آسمانی مغز‌های بسیاری را از دانستن حقیقت محروم می‌کنیم.

آیا حکم سنگسار انسانیست؟ آیا چنین مجازات بیرحمانه و کثیفی خداییست؟ یا تازیانه برای مصرف مشروب؟ آیا شما میدانید که تنبیهات فیزیکی‌ چقدر تاثیر منفی‌ بر روان یک انسان
میگذارند؟

البته تعجب هم ندارد وقتی‌ شک و تردید جزو گناهان کبیره حساب شوند، چون خالقین و تکثیر کنندگان ادیان از کنجکاوی و آگاهی‌ انسانها بیزار بوده اند.



ممکن است اين تصورات ما از اسلام و مسلمانان برای اکثريت مسلمانان بی‌انصافی باشد؛ ولی اين تصورات ساخته و پرداخته‌ی ذهن ما هم نيست، زيرا اسلامی که خود را به عنوان دين صلح معرفی می‌کند، هيچ‌گونه تصوير صلح‌جويانه‌ای از خود ارايه نمی‌دهد. ظاهرا- اگر بخواهيم محتاطانه بيان کنيم- اسلام در رابطه با کفار، چه در صفوف خود و چه در صفوف اديان ديگر، کشش معينی به خشونت دارد





با جسارت وجود خدا را به پرسش بگير، چرا كه اگر خدايي باشد، بايد کنجکاوی، شک و خرد را بيش از ترس كوركورانه ارج نهد
توماس جفرسون

۱۳۸۹ آذر ۳, چهارشنبه

ماهیت عدالت در اسلام

مردم ایران، مانند مردمان دیگر کشورهای جهان، نیاز به آزادی و دادگری دارند که بتوانند بدون ترس اندیشه‌ی خود را بازگو کنند. شهروندان تنها در برخورد و پیوند اندیشه‌ها می‌توانند از دشواری‌های اجتماع خود بکاهند. مردمی که از بازگو کردن اندیشه‌ی خود می‌ترسند در دروغ پرورده می‌شوند و برای برآوردن نیازهای زندگی دانش و توان خود را در اختیار و در سوی نیروی حاکم می‌گذارند. به زبانی دیگر با گسترش ترس از گسترش اندیشه‌ی آزاد کاسته و بر نیروی زورگویان افزوده می‌شود.
در سیاهی‌ی ترس مردم نمی‌توانند به بن‌مایه‌ی ارزش‌های اجتماعی پی ببرند. در زیر فشار ترس سود یا زیان پدیده‌های اجتماعی آشگار نمی‌شوند و مردم نمی‌توانند به درستی آرمان‌های خود را بشناسند. از این روی فرهنگ چنین مردمی از تپش بازمی‌ماند و آنها پیوسته فریب می‌خورند ولی کمتر از شکست‌های خود می‌آموزند.
در درازای هزار و چهارسد سال، که اسلام بر مردم ایران حکم می‌راند، پدیده‌ی ترس با همه‌ی بخش‌های زندگانی‌ی آنها آمیخته شده است. آنان که در ترس زیست دارند به دروغ پناه ‌می‌برند تا ترس خود را پنهان کنند. این مردمان، که در زندان ترس گرفتارند، دروغ را ابزار پیشرفت و کلید گشایش دشواری‌های خود می‌پندارند. این است که برخی از ایرانیان گشایش تنگی‌‌ها و درمان دردهای اجتماعی را به امام زمان، که به دروغ خلق کرده‌اند، واگذار می‌کنند تا از ننگی که در آن شناور هستند شرمنده نباشند.
متولیان اسلام در سرزمین ایران ترس می‌کارند، مردم دروغ دُرو می‌کنند و فریب می‌خورند. این مردم حتا سخنان رسول الله و اوامر الله را به دروغ برمی‌گردانند تا خود را فریب ‌دهند. الله خود را رحمان و رحیم نامیده است زیرا او گاهگاهی از عذاب و مجازاتی که برای مخلوق خود مهیا ساخته است می‌کاهد. گاهی هم از مجازات‌های سخت چشم می‌پوشد پس او غفور است. ولی الله هیچگاه بخشند و مهربان نیست، او مالک جهنم است، که پیکر انسان و مس گداخته را برای آتش‌گیره‌‌ی دوزخ به کار می‌برد.
ابر، زمین، خورشید و هوا، که از سرشت و هستی‌ی خود بر جانداران می‌افشانند، بخشنده هستند. با وجود اینکه هستی‌ی انسان از همین پدیده‌های بخشنده پیدایش یافته است ولی انسان خردمند فرمانبردار این پدیده‌ها نیست.
الله پیوسته با تهدید و عذاب از مردمان عبادت، اطاعت، جهاد و زکات می‌خواهد. او به راستی چیزی، که از خودش باشد، به جز ادعا ندارد که به کسی ببخشد بلکه او محتاج بخشش مسلمانان است. دیگر اینکه الله از هرگونه احساسات انسانی یه دور است. پدیده‌های مهر، شادمانی، خشم، کینه و ترس از ویژگی‌های مخلوق او هستند. پس الله نمی‌تواند مهربان باشد.
با اینکه معیارهای انبوه مردم ایران آگاهانه یا ناخودآگاه به احکام اسلامی آمیخته شده‌اند ولی مردم ما از اوامر الله بی‌خبرند و او را به نیکی‌هایی که خود دوست دارند متهم می‌کنند. الله کسانی که به دروغ صفتی را به او نسبت دهند لعنت می‌کند و آنها را به عذابی سخت گرفتار خواهد ساخت.
برای روشن شدن گفتار به مفهوم پدیده‌ی "عدالت" در اسلام می‌پردازیم.البته مفهوم "عدالت اسلامی" در عذاب‌هایی، که الله برای دگراندیشان (کافران) مهیا ساخته است، به روشنی نمایان می‌شود.
الله، در ۱۱۴ سوره‌ی قرآن بیش از چهارسد بار، مردمان را از عذاب‌های سنگین می‌ترساند. بیشتر عذاب‌های سخت برای کسانی فراهم شده‌اند که ایمان نیاورده‌اند یا از اوامرالله سرپیچی می‌کنند. البته سخت‌ترین مجازات‌ها برای کسانی است که گفتار رسول او را باور نمی‌کنند. یعنی در نزد الله آزادانه اندیشیدن به ویژه خردمندانه اندیشه کردن کفر شمرده می‌شود و دردناک‌ترین عذاب‌ها برای کسانی فراهم شده است که اندیشمند باشند.
این آیات، که از مجازات دگراندیشان سخن می‌گویند، به آن گونه ترس آور هستند که انبوهی از مردمان را به پذیرفتن پستی، خفت، بردگی و احکام انسان ستیزی وادار می‌کنند. آیات عذاب، که بیشتر آنها یکنواخت و همسان و همسنگ هستند، نیروی اندیشه را در انسان می‌خشکانند. از این روی تنها به بخش اندکی از این آیات، که ماهیت حکومت اسلامی را آشگار می‌کنند، اشاره می‌کنم‌. شاید مفهوم "مهرورزی در اسلام"، برای برخی از مسلمانان که از شناختن ویژگی‌های الله پرهیز می‌کنند، روشن بشود.
سوره ۲، البقره،
آیه ۷ : الله بر دلها و بر گوش کافران مهر نهاده‏، و بر چشمهایشان پرده‏ای کشیده است و آنان را به عذابی بزرگ می‌آزارد. (مگر مردم آزاری به جز این است)
آیه ۵۹ : آنگاه که ستم ورزیدند، سخن را به چیزی جز آنچه به آنان گفته شده بود، تبدیل کردند؛ پس بر سر ستمکاران به کیفر نافرمانیشان عذابی از آسمان فرو فرستادیم‏. ( پس مفسرین راستین همیشه وجود داشته‌اند)
آیه ٨۶ : ایشان کسانی هستند که زندگانی دنیا را به بهای آخرت خریدند؛ از این روی عذاب آنها کاسته نشود و یاری نیابند. (مانند حافظ که روضه‌ی رضوان را به جوی نمی‌خرد)
آیه ۲٨۴ : آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن الله است‏؛ و آنچه را که در دل دارید آشکار کنید یا پنهان دارید، الله از شما حساب پس خواهد گرفت، آنگاه هر کس را که بخواهد می‏آمرزد و هر کس را که بخواهد عذاب می‏کند؛ و الله بر هر کاری تواناست‏. (ولی با اجازه‌ی امام شیعیان)

روشن است که توانایی و زور الله از گسترش ترس در مردم می‌رویند و الله حقانیت خود را با زور پیروان، که از ترس به هم پیوسته‌اند، بر همگان تحمیل می‌کند. در این آیات سخن از زشتکاری یا نیکوکاری نیست؛ زیرا الله عذاب را به دلخواه بر هرکس که بخواهد وارد می‌آورد.
حکومت در میان مسلمانان درست بر اساس حاکمیت الله بنا شده است. مردم مسلمان چنین شیوه‌ی ستمکارانه‌ای را زشت نمی‌دانند. زیرا هر زشتکاری، که از الله سربزند، در آن حکمتی می‌پندارند که انسان آن را نمی‌داند. از این روی حکومت‌های اسلامی مشروعیت ستم کردن را از الله گرفته‌اند؛ آنها نیازی ندارند که حکمت ستمکاری‌ی خود را بر مردم روشن کنند. زیرا در بینش اسلامی انسان نادان است او اجازه ندارد و نمی‌تواند به رازهای حکمت پی‌ببرد.
سوره ٣، آل عمران،
آیه ۴ : پیش از این فرستاده شده است، کسانی که به آیات قرآن کافر شدند، آنها کیفر شدیدی دارند و الله توانا و صاحب انتقام است‏. (حکومت اسلامی، انتقام جویی خود را، از الله یاد گرفته است)
آیه ۵۶: امّا کافران را سخت عذاب کنیم در دنیا و در آخرت‏ و برای آنها هیچ یاوری نیست‏. (به ویژه در حکومت اسلامی)
آیه ۹۱ : کسانی که کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند، اگر چه زمینی را پر از طلا کفّاره بپردازند، هرگز از آنها قبول نخواهد شد؛ و برای آنان‏، مجازاتِ دردناک است‏؛ و هیچ یاوری نخواهند داشت. (مگر مردگان هم کفاره می‌دهند؟)
آیه ۱۷۷ : کسانی کفر را به جای ایمان خریده اند، به الله هیچ زیانی نمی‏رسانند؛ آنها را مجازات دردناکی برسد. (نیش عقرب نه از ره کین است)
سوره ۴، النساء،
آیه ۱۴ : و آن کس که از اوامر الله و رسولش سرپیچی کند و از احکام او بگذرد، او را در آتشی جاودانه وارد می‏کند؛ و برای او مجازات خوارکننده‏ای است‏. (پس شافع محشر چه کاره است؟)
آیه ٨۴ : پس بکش در راه الله ، و مومنان را بر این تشویق کن، تو پاسخگوی نیستی! باشد که الله از قدرت کافران جلوگیری کند، الله قدرتش بیشتر و مجازاتش دردناکتر است‏. (اکنون به مومنان می‌گویند: تروریست‌های اسلامی)
آیه ۱۵۱ : آنها گروه کافرانند؛ به حقیقت برای آنها مجازات خوارکننده‏ای فراهم ساخته‏ایم‏. (دستت درد نکنه)
سوره ۵، المائده،
آیه ٣۶: اگر تمام آنچه روی زمین است و همانند آن‏ مال کافران باشد و بخواهند، با آنها، کیفر روز قیامت را بخرند، از آنان پذیرفته نخواهد شد؛ و دردناک مجازات خواهند شد‏. (ولی مسلمانان می‌توانند خیلی ارزان قیامت را بخرند)
آیه ۷٣ : آنها که گفتند: (الله، یکی از سه خداست‏) بیقین کافر شدند؛ الله یگانه معبودی است؛ و اگر از آنچه می‏گویند دست بر ندارند، عذاب دردناکی بر آنها خواهد رسید. (اگر پاپ دل شیر هم داشته باشد عقیده‌ی خود را بازگو نمی‌کند)
آیه ۱۱۵ : الله گفت: اگر بر آنچه که برشما فرود آورده ام کافر شوید، شما را آن چنان عذاب دهم که احدی از جهانیان را چنان عذاب نکرده باشم‏. (پس بیشتر مسلمانان جهان کافر شدند که عذاب می‌کشند؟)

الله در قرآن سدها بار کافران را به عذابی دردناک تهدید کرده است. کافر کسی است که به اسلام ایمان ندارد. یهودها و مسیحی‌ها هم کافر هستند. شگفتی در این است که مسلمانان نه تنها از این آیات شرمی ندارند بلکه الله را با همین ویژگی‌ها عادل می‌پندارند. بر همین اساس است که مسلمانان پیشوایان خود را برای کشتار دگراندیشان در راه الله ستایش می‌کنند و خودشان هم به ریختن خون کفار افتخار دارند.
اگر روشنفکران ما اندکی در مورد ماهیت الله، که در آیات قرآن نمایان است، اندیشه کنند خواهند دانست که در حکومت اسلامی شکنجه دادن و کشتن دگراندیشان اجرای عدالت الاهی است. در این احکام هر کس که ورای اوامر الله اندیشه کند کافر است و اندیشه‌ کردن کافر، محارب با الله شمرده می‌شود، مجازات کافر در این دنیا اعدام است.
در این آیات دیده می‌شود که کردار کافران معیار سنجش عذاب و مجازات آنها نیست، یعنی نیازی نیست که کافر با اسلام دشمنی داشته باشد یا کاری برخلاف احکام انجام دهد بلکه هر کافری که به اسلام ایمان نیاورد به سختی عذاب خواهد کشید و مجازات می‌شود. در برابر الله کافرانی هم که کرداری همسان و همسو با احکام اسلام داشته باشند(بسان یهودی‌ها) باز هم سزاوار عذاب هستند. ( البته در سوره‌ی توبه، آیه‌ ۲۹ آمده است: بکشید کسانی را که به الله و احکام (...) او ایمان ندارند, همچنین آن د سته که خود اهل کتاب هستند ولی اسلام را نپذ یرفتند؛ مگر اینکه تعهد کنند که با خواری و خفت بدست خود جزیه بپردازند.)
آیا آزادیخواهان می‌توانند اوامر الله را در مورد کافران (دگراندیشان) بپذیرند یا از شنیدن چنین گفتاری، که از گسترش اندیشه جلوگیری می‌کند، بر خود می‌لرزند و شرمنده می‌شوند. اگر کسی اوامر خشمناک الله را بپذیرد، پس او خود ستمکار است، نمی‌تواند آزدیخواه باشد. اگر کسی آزادیخواه باشد، او آیات خشمآور الله را رد می‌کند، پس الله و والیان الله برای او عذابی دردناک مهیا می‌سازند. کسانی که گرگ را در خانواده‌ی خود پرورش می‌دهند باید بدانند که سرانجام گرگ زاده گرگ خواهد شد.
نمونه‌: جهادگران طالبان و بن لادن از پرورش یافتگان آمریکا هستند، که آمریکا آنها را برای جهاد با سربازان شوروی آموزش داده است، ولی می‌بینیم که مجاهدین اسلام در راه الله بر ضد پروردگار خود هم جهاد می‌کنند.
گرچه در اسلام انسان با الله همسرشت نیست ولی مسلمانان به کردار ویژگی‌های الله را به کار می‌برند.
سوره ۶ الانعام،
آیه ۴٣ : چرا هنگامی که ما آنها را عذاب دادیم زاری نکردند؟! بلکه دلهای آنها سخت شد و هر کاری که می‌کردند، شیطان‏ آنرا زیبا جلوه می‌داد. (چرا زور الله به شیطان نمی‌رسد؟)
آیه ۴۹ : و آنها که آیات ما را دروغ پنداشتند، برای این گناه عذاب خواهند کشید. (در زیر شکنجه توبه می‌کنند)
آیه ۱۲۵ : آن کس را که الله بخواهد سینه‏اش را برای اسلام‏، گشاده می سازد؛ و آن کس را که گمراه بخواهد، سینه‏اش را آنچنان تنگ می‏کند که گویا او به آسمان پر می‌کشد، به این گونه الله پلید می سازد، کسانی که ایمان نمی‏آورند. (پس معراج از تنگ دلی پدیدار می‌شود؟)
سوره ۷ الاعراف،
آیه ۴ : چه بسیار شهرها را ویران کردیم،عذاب ما، شب‏هنگام‏، یا درهنگام خواب نیمروز، بر آنها وارد آمد.
آیه ۹۷ : آیا اهل آبادیها، هنگام خواب ایمنی خواهند داشت، زمانی که عذاب ما شبانه به سراغ آنها بیاید. (به این می‌گویند: عدالت در اسلام)
سوره ٨ الانفال،
آیه ۱٣ : برای این که آنها با الله و رسولش لجاجت کردند و هر کس با الله و رسولش لجاجت کند، الله شدید العقاب است. (هر کس که زیر بار نرفت لجباز است؟)
سوره ۹ التوبه،
آیه ۱۴ : بکشید آنان را تا الله آنها را به دست شما عذاب دهد و رسوا سازد، و بر قلب شما مرهم نهد شما را شفا بخشد. (پس در حکومت اسلامی خیلی یدالله داریم)
سوره ۱۷ بنی اسرآییل،
آیه ۱۰ : و آنها که به قیامت ایمان نمی‏آورند، برای آنان عذاب دردناکی آماده ساخته‏ایم‏. (اگر ایمان بیاورند چی؟)
سوره ۲۰ طه،
آیه ۴٨ : به ما وحی شده که عذاب بر کسی است که انکار کند و سرپیچی نماید. (پس راهی به جز تسلیم نیست)
آیه ۱۲۷ : و همچنین جزا می‏دهیم کسی را که با سرسختی به آیات الاهی ایمان نیاورد! و نیز عذاب آخرت‏ شدیدتر و پایدارتر است. (لعنت و رحمت الله برای کافر چه مفهومی دارد؟)

در این آیات و سدها آیات دیگر در قرآن، سخن از عذاب دادن به کسانی است که ایمان نمی‌آورند، سخن از سوختن اندیشه‌ی انسان است که او باید از اوامر الله بدون چون و چرا اطاعت کند. چون خرد انسان ناراستی و نادرستی را نمی‌پذیرد؛ این است که فقها و علمای اسلامی می‌کوشند تا همه‌ی خشمی که الله بر مردمان وارد می‌سازد "عقلانی" تفسیر کنند. بازده‌ی همه‌ی تعبیر و تفسیرها این است: هرآنکس که خفت بردگی را بپذیرد عاقل و مسلمان است، آن کس که خردمندانه بیندیشد جاهل و کافر شمرده می‌شود.
کسانی که ادعا دارند که: "الا اکراهَ فی الدّین" به مفهومی است که هر کس آزاد است اسلام را بپذیرد یا رد کند؛ این کسان اگر دروغگو نباشند خودفریبند. در سوره البقره، آیه ۲۵۶ می‌گوید: در کار دین اکراهی نیست‏؛ زیرا که راه از بیراهه به روشنی آشکار شده است‏.
به درستی از آیات دیگر آشگار می‌شود که هر مسلمان باید، یعنی مجبور است، اسلام را به آنگونه که امر شده است بپذیرد و در ایمان او نباید هیچ اکراهی وجود داشته باشد. اگر در ایمان کسی اکراهی باشد او کافر است و مجازات می‌شود. هیچ اکراهی نیست چون، از دیدگاه رسول الله، همه چیز روشن بیان شده است.
سوره ۲۲ الحج،
آیه ۲۲ : هر آن گاه که آنها بخواهند از عذاب دوزخ خارج شوند، باز پس رانده می‌شوند؛ پس بچشید عذاب آتش را.
آیه ۵۷ : و کسانی که کفر کردند و آیات ما را دروغ شمردند، برای آنها عذاب خوارکننده‏ای فراهم است.
سوره ۲٣ المومنون،
آیه ۷۶ : آنها را به عذابی سخت گرفتار ساختیم، ولی آنها نه الله را ستوند و نه به زاری پرداختند.
سوره ٣۵ فاطر،
آیه ٣۶ : کسانی که کافر شدند، آتش دوزخ برای آنهاست‏؛ نه به مردن آنها امر میدهیم و نه چیزی از عذابش از آنان کاسته می‏شود، ما این گونه هر کافران را جزا می‏دهیم.
سوره ۶۵ الطلاق،
آیه ٨ : چه بسیار(مردم) آبادیها که از فرمان الله و رسولانش سرپیچی کردند و ما بشدّت از آنها حساب پس گرفتیم و به مجازات کم‏نظیری گرفتار ساختیم.

سامان هر کشوری آیینه‌ی تصور مردم همان کشور از آفرینش است. حکومت اسلامی در ایران تصویر خالقی است که در ذهن مردم ایران نگاشته شده است. این مردم پذیرفته‌اند که کسانی به جای الله، خلیفه، می‌تواند بر آنها حکمرانی کند و آنها اجازه ندارند از فرمان او سرپیچی کنند. این است که نادان پروران حکومت پیوسته کردار و دستورات ولایت فقیه را ستایش می‌کنند و اندیشه‌ی همگان را از شناخت راستی بازمی‌دارند. این است که سرکردگان حکومت اسلامی بدون شرم وظایفی بر مردم می‌گذارند و مردم ناآگاهانه بدون ننگ آن اوامر را اجرا می‌کنند.
نخست سرکرده‌ی حکومت می‌گوید که "ما" چه می‌خوهیم یا چه نمی‌خواهیم و نوکران الله هم آن گفته را ستایش می‌کنند، سپس برخی از مردم برای سودجویی بیعت خود را آشگار و برخی از ترس چماقداران به نوازش اسلامفروشان دیگر می‌پرازند.
کسانی که اجازه ندارند حتا پوشاک یا همسر خود را آزادانه برگزینند چگونه می‌توانند فریاد بزنند: "انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست". آیا این کسان تا کنون ندانسته‌اند که آزادانه اندیشه کردن، بدون ترس سخن گفتن، حقی است که با هر انسانی زاییده می‌شود. ولی این حق مسلم انسان از ایرانیان گرفته شده است.

۱۳۸۹ آبان ۲۱, جمعه

برای مذهبیون زمان ایستاده است

فکر می کنید اندیشه یک مسلمان یا یک یهودی یا یک مسیحی ارتودکس چقدر با اندیشه انسانی که در 6 هزار سال پیش زندگی می کرده است ، تفاوت دارد؟ آیا می دانید اسلام که به قول مسلمین پیشرفته ترین دین است و به خاطر بلوغ فکری بشر بی نیاز به دین دیگری است، چقدر با یهودیت ، مسیحیت یا آتش پرستی و مرده پرستی تفاوت دارد؟
هزاران سال پیش وقتی مذهب در شکل بسیار ابتدائی نیاپرستی (پرستش روح مردگان)بود ،مذهب برای تمام شئون زندگی انسانها تصمیم می گرفت.مردم برای شادی روح رفتگان آتشی روشن می کردند و پسر بزرگ خانواده مسئول بود که همیشه آتش را روشن نگه دارد تا روح مردگان راضی و خشنود باشد.البته خشنود کردن روح مردگان به این سبب بود که روح دست از آزار و اذیت بردارد . زیرا اگر مردگان از طعام و شرابی که به آتش می دادند بهره مند نمی شدند ، بیم آن می رفت که به آزار زنده ها بپردازند.زنا امری ناپسند بود و با مرگ مجازات می شد ، چون نگهداری از آتش بعهده پسر بود و پسر حاصل از زنا از پشت مرد خانواده نبود تا پس از مرگ بتواند آتش را محافظت کند.محدوده ای که خانواده ها را از یکدیگر جدا می کرد ، فقط به این دلیل بود که چشم بیگانگان به آتش خانه نیفتد.پدر که مسئول انجام امور مذهبی بود و در حقیقت، آینه تمام نمای مذهب خانوادگی بود ، برای همه امور تصمیم می گرفت. چه پسر و چه دختر باید با اجازه او و با شخصی که او انتخاب می کرد ، ازدواج می کردند.درست کردن شراب ، اقدام به جنگ ، اقدام به صلح ، ساخت شهر ، همه و همه با انجام مراسمی مذهبی صورت می گرفت تا مبادا خدایان رنجیده خاطر گردند. فرزندان ، همسران و بردگان همه از اموال پدر خانواده محسوب می شدند. چون پدر نگهدارنده آتش بود ، تمام این امتیازات را دین خانوادگی به او اعطا می کرد.پس از مدتی خدایان مادی ظاهر شدند و بازهم چون سرطانی بر تمام شئون زندگی انسانها سایه افکندند.وقتی انسانها به انگیزه رویدادهایی چون زلزله و باران و طوفان و غیره پی بردند ، باز هم مذهب را از سرزمین ذهن خود بیرون نرادند و این دیو بدنهاد به شکل دیگری همچنان به فرمانروایی خود ادامه داد. الان نیز که در قرن بیست و یکم هستیم عده ای همچنان به مذهب اجازه می دهند که در تمام عرصه زندگی ایشان جولان بزند و طوق اسارت را برگردنشان بنهد.آنچنان مذهب بر آنها سلطه دارد که نمی توانند باور کنند ، که این مذهب روزی به دست خود آنها برای ترس از مردگان این همه بند به دست و پای آنها بسته است.آنها هرگز نمی توانند بپذیرند که مذهب از نیاز و ترس ریشه گرفته است.شکل و صورت قوانین مذهبی از گذشته تا کنون بسیار تغییر کرده است. خدا که روزی روح مرده بود ، بعد ها جای خود را به آتش داد و بعد به خداهای گوناگونی مثل ژوپیتر ، دیانا ، آتنا، زئوس و غیره تغییر یافت و بعد مثل یهوه ، روح القدس یا الله نادیدنی شد؛ اما انسان مذهبی تغییر نکرد. او هنوز هم مثل انسان سه هزار سال پیش می اندیشد.انگار که زمان برای او ایستاده است.اکنون خدا برای او روح مرده یا آتش نیست. خدایش تغییر کرده است، اما هنوز در هراس است که مبادا کردار او الله یا روح القدس یا یهوه را خشمگین کند و او را به عذاب همیشگی گرفتار کند. برای همین از نوزادی تا مرگ ، باز هم مذهب دست از سرش بر نمی دارد و می خواهد به جای خرد او برایش تصمیم بگیرد.یک انسان مذهبی را اگر با ماشین زمان به عقب برگردانی و به چهار هزار سال پیش ببری ، هرگز احساس ناراحتی نمی کند. جوهر اندیشه یک دیندار هیچ سنخیتی با پویایی ندارد. در هزاران سال پیش پدر خانواده مسئول بود برای خدایان قربانی کند، اکنون هم مراسم قربانی برای الله در مراسم حج وجود دارد.
در هزاران سال پیش هر مرده ای مقام خدایی می یافت و پدر خانواده در آتشی که در خانه برپا شده بود ، طعام می ریخت تا مرده را شاد کند. یا سالی چند بار در قبرستان بر روی گورها غذا می گذاشتند. هنوز هم وقتی کسی می میرد ، بر روی قبرش در مراسم چهلم و هفته و غیره ، غذا یی مثل عدس پلو و حلوا می گذارند.از آن گذشته هنوز بعضی از مرده ها به مقام خدایی می رسند و برای بر طرف شدن مشکلاتشان به روح آن مرده نذر و نیاز می دهند ، گوسفند قربانی می کنند ، آش می پزند ، شله زرد و پلوی نذری می پزند ، تا روح آن مرده مشکلاتشان را بگشاید.
هنوز هم زن و فرزند اموال مرد حساب می شوند و در صورتی که دختر یا پسری به دست کسی کشته شود ، پول خون او را به پدرش می دهند.در صورتی که پول خون هرگز نمی تواند ریشه جرایمی مثل قتل را در جامعه بخشکاند.
هنوز هم اگر از مذهبیون بپرسید چرا یک مرد تا 4 زن می تواند داشته باشد ، اما زنان نمی توانند به جز یک شوهر داشته باشند ، در پاسخ می گویند، چون اگر زن با مردان مختلفی باشد ، معلوم نمی شود که فرزند او از کدام مرد است.هر چند که دیگر نیازی نیست فرزندی از پشت مرد خانواده باشد تا آتش را نگه دارد ، اما زشتی زنا در نگر مذهبیون به همان دلیلیست که هزاران سال پیش مذهبیون به خاطر حفظ آتش به آن معتقد بودند.
خلاصه به هر آیین مذهبی که نگاه کنید ، می بینید که هنوز از نظر محتوی به قوانین سالهای نیاپرستی شباهت دارد ، فقط از نظر ظاهری تفاوت کرده است.آتش جای خود را به الله یا یهوه یا روح القدس داده است.گویی که جویبار اندیشه ی مذهبیان یخ بسته است و توان رفتن به جلو ندارد. یکجا ایستاده اند.
حتی اگر به فکر تحولی باشند ، آن را در چهارچوب دین می جویند. به زعم اینگونه افراد مثلاً یک فقیه می تواند خوش فکر باشد و دیگری بدفکر.غافل از اینکه کسی که در چهارچوب دین فکر می کند ، هرگز صاحب اندیشه نیست که بخواهیم او را خوش فکر بنامیم. خیلی اشتباه است که ما فکر کنیم اسلام قوانینی است که به 1400 سال پیش تعلق دارد.خیلی اشتباه هست که فکر کنیم یک مسلمان به مراسم 1400 سال پیش دل بسته است. این آیینهای مذهبی بسیار کهن تر از هزار و چهارصد سال هستند.همه آیینهای مذهبی بن و ریشه ای بسیار کهن دارند که در ظاهر تغییر کرده اند ، اما وقتی درون آنها را کنکاش می کنی و با تمدن مردم قدیم مقایسه می کنی ، متوجه می شوی که زمان برای مذهبیون ایستاده است.( در این ارتباط می توانید به کتاب تمدن قدیم نوشته فوستل دوکولانژ ، ترجمه نصرالله فلسفی مراجعه کنید)
برای انسانی که زنجیر مذهب را پاره کرده است، دکتر سروش، مطهری ، صانعی و کدیور ، فرقی با مولایان منبر 5 تومانی قدیم ندارند. چون دینداری با پویایی سرسازش ندارد. اینها هرگز به فکر نجات انسان نبوده اند، بلکه تلاش برای نجات دین می کنند.در کلامی ساده تر هنوز یخهای ذهنشان آب نشده است.فقط به جای عبادت آتش ، الله را برگزیده اند . البته برای فریب مردم سعی می کنند این عفریته را بزک کنند.
آیا با توجه به ماهیت ایستایی ذهن دینداران ، می توان امیدوار بود که کسانی به اسم روشنفکری دینی بتوانند دین را با دنیای مدرن وفق بدهند؟اصلاً دین به خاطر ماهیت ایستایی خویش می تواند با دنیای مدرن سازگار باشد؟
شخصی می گفت شما شمشیر را از رو بسته اید و با صحبت در مورد اسلام با عواطف مردم بازی می کنید.آیا می توان در مورد اسلام سکوت کرد و فقط هدف را بر روی مبارزه با جمهوری اسلامی گذاشت و آن وقت انتظار داشت از دامن زنی که شله زرد تقدیم روح حسین می کند ، ناگهان فرزندی بدنیا عرضه شود که به همسایه یهودی خود به اندازه عموی شیعه خود عشق می ورزد؟آیا ذهن فریز شده می تواند درست تصمیم بگیرد که ما کاری به انجماد مغزش نداشته باشیم و فقط به فکر دردهایی باشیم که جمهوری اسلامی بر او تحمیل کرده است؟آیا جمهوری اسلامی حاصل همین ذهنهای فریز شده نیست؟ آیا بدون روشنگری در مورد اسلام می توان امیدوار بود که در آینده هرگز دچار چنین طاعونی نخواهیم شد؟
به نگر من مبارزه با جمهوری اسلامی و مبارزه با اسلام باید در کنار هم باشد.تا مردم به ماهیت واقعی دین پی نبرند، فکر ایران آباد توهمی بیش نخواهد بود.

۱۳۸۹ آبان ۷, جمعه

پرفسور هاوکینز: هستی توسط خدا ساخته نشده است / چرا خداباوران عقیده به برتری دین بر دانش را دارند ؟!/تفاوت دانش و دین

پرفسور استفان هاوکینز، کسی که تا سال 2009 که ریاست بخش ریاضی کمبریج را به عهده داشت ( این کرسی زمانی در اختیار نیوتن بوده است) و کسی که بسیاری عقیده دارند او بزرگترین فیزیکدان زمان است و او را انشتین زمانه لقب داده اند، در کتاب جدیدش گفته است که هستی توسط خدا ساخته نشده است.


پرفسور هاوکینز، معروف ترین فیزیکدان انگلیسی عقیده اسحاق نیوتن را مبنی بر لزوم طراحی هستی توسط خدا به چالش کشیده است.

پرفسور هاوکینز اضافه کرده است : در تئوری ساخته شدن هستی، جایی برای خدا نیست!



البته که پرفسور هاوکینز بر اساس درک منحصر به فرد خود از فیزیک نظری ، این سخن را بر زبان رانده است و البته که می دانیم پشت چنین سخنی، نگرشی یکتا به هستی وجود دارد.



البته منطق حکم می کند کسانی که مدعی وجود خدا هستند ، دلایل خود را بیاورند، نه اینکه مخالفان وجود خدا بدنبال دلیل بگردند !

برتراند راسل در مثال زیبای خود معروف به قوری چای راسل، می گوید:


اگر من مدعی می‌شدم که در منظومه شمسی میان زمین و مریخ یک قوری چینی دور خورشید می‌گردد، هیچ کس قادر نبود مدعای مرا رد کند، مشروط به آنکه حواسم می‌بود که در ادامه بگویم این قوری آنقدر کوچک است که حتی با قوی ترین تلسکوپ‌ها هم قابل رویت نیست. اما اگر تا آنجا پیش می‌رفتم که می‌گفتم چون مدعای من ابطال ناپذیراست جایز نیست عقل بشر به آن شک کند، به حق به یاوه گویی متهم می‌شدم. با این حال، اگر وجود این قوری در کتب قدما تایید شده بود و آن را حقیقتی قدسی شمرده و هر یکشنبه در کلیسا درباره آن به وعظ می‌پرداختند و در مدارس آن را به ذهن کودکان فرو می‌کردند، تردید در وجود آن نشانه نامتعارف بودن تلقی می‌شد و شخص شکاک را در عصر روشنگری به نزد روانپزشک و در دوره پیش از آن به دادگاه تفتیش عقاید می‌فرستادند.


مهمترین و محکم ترین دلیلی که برای وجود خدا از طرف خداباوران ذکر شده است، این است که :(برای ساختن هر چیزی نیاز به یک خالق است، خالق ما و هستی پس باید یک خدایی باشد)

البته که جواب این دلیل بچه گانه این است که: پس خالق خدا کیست؟! اگر خدا خالقی دارد، ما مایل به پرستش او هستیم و اگر خالقی ندارد و همینجوری (!) به وجود آمده است، پس دنیا نیز بدون خالق ساخته شده است.

چرا خدایی که اینقدر توانا است، عاجز از فرستادن یک پیامبر جدید است؟ چرا تمام معجزه ها در زمانی رخ داده است که وسایل فیلم برداری و ضبط واقعه نبوده است؟!

البته که در تاریخ بشر بعد از دوران غار نشینی و آغاز به کشاورزی، افرادی شیاد با معرفی خود به نام جادوگر اقدام به فریفتن انسان ها می کردند و در نتیجه خود زندگی راحتی می داشتند، البته بعد از مدتی و پیشرفت جامعه، جامعه تاب این کلاه برداری را نیاورد و این انسان های شیاد، جای خود را به پیامبران دادند، پیامبرانی که می گفتند:

یک نفر در آسمان است، او بسیار قدرتمند است، همه شما را ساخته است و از شما می خواهد به دستورات او عمل کنید. هزاران نفر در طول تاریخ ادعای پیامبری را کرده اند و البته معدودی از آنان موفق شده اند که جایگاهی پیدا کنند.

براستی چگونه است که محمد با یک خر (!) می توانست به فرمان و قدرت خدا تا آسمان هفتم برود ، اما این خدا قادر نیست الان یک معجزه کند تا ما ببینم که واقعا وجود دارد !؟

ادیان بنا شده بر داستان های وهم گونه ای از هزاران سال پیش هستند، بسیاری از این داستانها، سینه به سینه نقل شده است و در این میان تغییرات بسیار یافته است. بسیاری از این قصه ها، با عقل و منطق جور در نمی آید؛ اما خداباوران با چشمانی بسته آنرا می پذیرند و حاضر به فکر کردن در اینباره نیز نیستند.

در اسلام اگر بر هر کدام از این قصه ها نیز شک کنی، با مجازات مرگ روبرو می شوید ، چرا که مرتد خواهید بود.

اما دانش اساسش بر تفکر دوباره، شک کردن بر همه چیز، داشتن شواهد کافی برای ادعا و آزمایش چندباره بنا شده است. لذا می توان هم بر یافته های دانش هم اعتماد نسبی داشت و هم بی هیچ گناهی بر آن شک کرد.