۱۳۹۷ بهمن ۲۵, پنجشنبه

اقتصاد ایران در 40 سالگی انقلاب



«آب و برق رایگان، مسکن ارزان، تقسیم پول نفت با مردم، از میان بردن فقر و حاشیه‌نشینی و بیکاری…» اینها از جمله وعده‌های پوچی بود که روح‌الله خمینی رهبر انقلاب اسلامی در نیمه‌ی دوم سال ۵۷ شعار می‌داد. وعده‌هایی که بعدها پس از پیروزی انقلاب نیز از سوی شخصیت‌های انقلابی که حکومت تازه‌ای بنا نهاده بودند مطرح شد اما هر چه بیشتر زمان گذشت، ناتوانی حکومت اسلامی بیشتر آن را بی‌آبرو کرد و در برابر مردم قرار داد. نتیجه‌ی ۴۰ سال زمامداری مدعیان اسلام سیاسی و مدافعان ملی- مذهبی و چپگرای آنها، جز گسترش فقر و تباهی و گرسنگی و از بین رفتن ساختارهای اقتصادی نبوده است به گونه‌ای که صدای برخی «خودی»‌های نظام نیز درآمده است.

اقتصاد جوان و بالنده‌ای که گردن زده شد!

پس از انقلاب مشروطه که با شعار «تجدد و آزادی» تلاش کرد قدرت مطلقه در دست قاجار و روحانیت وابسته به روس و انگلیس را محدود کرده و «حاکمیت ملی» را تحقق بخشد، یکی از نخستین و اساسی‌ترین اقدامات رضاشاه پس از روی کارآمدن تلاش برای سر و سامان دادن به وضعیت اقتصاد ایران بود بطوری که روند توسعه در کشور شکلی جدی به خود گرفت. در دوره نخست رضاشاه با تأمین امنیت در کشور، زیرساخت‌های توسعه اقتصادی را فراهم آورد. سپس نظام پولی و بانکی تحول یافت تا موضوع مالیات سر و سامانی بگیرد و در سال ۱۳۱۰ قانونی مشوق وضع شد که سرمایه‌دارانی را که ماشین‌آلات سنگین وارد می‌کردند تا ۵ سال از مالیات معاف می‌کرد. در پی اقدامات رضا شاه ۴۸۲ کارخانه صنعتی در کشور تأسیس شد؛ کارخانه‌هایی که غالب آنها پس از انقلاب ۵۷ همچنان پابرجا و پویا در حال فعالیت بودند و طی سال‌های گذشته یکی پس از دیگری یا ورشکسته و نابود شدند و یا در حال تعطیل شدن هستند.


نخستین تجربه کشور برای سر و سامان دادن به فعالیت‌های اقتصادی در سال ۱۳۱۶ خورشیدی در قالب شورای اقتصاد به دست آمده بود. در سال ۱۳۲۳ کمیسیونی برای مطالعه درباره امور اقتصادی کشور تشکیل و از سال ۱۳۳۴ برنامه اقتصادی ایران بر محور توسعه بطور جدی دنبال شد. طی برنامه سوم و چهارم، صنعتی شدن ایران شتاب گرفت و در ۵ سال اول با انحلال دو وزارتخانه صنایع و بازرگانی، تأسیس وزارت اقتصاد در دستورکار قرار گرفت. سیاست‌گذاری هماهنگ برای دو بخش صنعت و تجارت و همخوانی سیاست‌گذاری پولی در بانک مرکزی و سیاست‌گذاری مالی در وزارت دارایی و سازمان برنامه از جمله اقدامات پایدار این دوره بود که موجب شکوفایی و رونق بی‌نظیری در اقتصاد ایران شد. در حالی که از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۶ تمرکز بر صنایع سبک و مرتبط با کشاورزی، مانند نساجی، قرار داشت اما از سال ۱۳۴۶ دولت روی صنایع سنگین تمرکز کرد.

این روند موجب شد رشد اقتصادی ایران از سال ۱۳۴۲ تا وقوع انقلاب ۱۳۵۷ سالانه بیش از ۸ درصد باشد و ایران در تمام این مدت در میان سه کشور برتر جهان از نظر رشد اقتصادی قرار گیرد. طبیعی است که در چنین شرایطی وضعیت معیشتی و درآمد مردم هر سال بهتر از سال گذشته شود بطوری که در سال ۱۳۵۶، درآمد سرانه مردم ایران ۹ برابر سال ۱۳۴۴ شده بود.

تیشه‌ی بی‌رحم نظام اسلامی بر پیکر اقتصاد کشور

سرمایه‌داری نوپا و مدرن ایران در حال جوانه زدن بود اما انقلابیون آن را به نام «صنایع مونتاژ» و «سرمایه‌داری وابسته» و بخشی از «طرح استعماری» مورد حمله و نفی قرار می‌دادند. با پیروزی انقلاب اسلامی، انقلابیونی که با شعار عدالت اسلامی و دفاع از «مستضعفان»، حکومت را در اختیار گرفته و به تدریج به انحصار خود درآوردند، به مصادره و «ملی کردن» کارخانجات، شرکت‌ها و دارایی‌های بخش خصوصی پرداختند و از همان زمان سفره‌ی انقلاب را برای غارت و چپاول منابع کشور گستردند.

شش ماه پس از انقلاب، ۲۸ بانک خصوصی و صنایع اتومبیل‌سازی و تولید فلزات اساسی همچون مس، فولاد و آلومینیوم، و دارایی‌های ۵۱ سرمایه‌دار صاحب صنایع ایران و بستگان درجه اول آنان «ملی» اعلام شد.

اموالی که به اصطلاح ملی شده بود به نام «اقتصاد توحیدی» و البته به تقلید و کپی‌برداری از «اقتصاد برنامه»ی کشورهای کمونیستی بلوک شرق، مستقیم در اختیار دولت قرار گرفت و اموال مصادره شده از سوی دادگاه‌های انقلاب نیز به «بنیاد مستضعفان» منتقل شد تا مطابق اهداف ادعایی انقلاب برای بالا بردن سطح زندگی محرومانی هزینه شود که همراهی کورکورانه‌ی آنها سقوط حکومت پیشین را امکانپذیر کرده بود!

با وقوع انقلاب با توجه به جوّ چپ‌زده و مصادره‌ای که حاکم بود، بسیاری از سرمایه‌داران و صاحبان صنایع به خارج کشور فرار کردند. در چهارم دی‌ماه ۱۳۵۸ قانون «حفاظت و توسعه صنایع ایران» در دو ماده تصویب شد. بر اساس این قانون صنایع و معادن بزرگی که صاحبان آن از طریق روابط غیرقانونی با رژیم گذشته، استفاده نامشروع از امکانات و تضییع حقوق عمومی به ثروت‌های کلان دست یافته بودند و برخی از آنها دیگر در ایران نبودند، به تملک دولت درآمد.

در پی این موضوع ۵۱ سرمایه‌دار و کارآفرین مشمول بند «ب» این قانون شده بودند، که با اضافه شدن دو نام دیگر، به ۵۳ نفر مشهور شدند. شدت این اقدامات علیه صاحبان صنایع و تولید به حدی بود که مهدی بازرگان در نامه‌ای به خمینی آن را چنین مطرح کرد: «چیزی که باعث تعجب و تأسف شد اینکه بعضی از گروه‌های انقلابی و مسلمانان نیز دانسته یا ندانسته تحت تأثیر گروه‌های چپ قرار گرفتند. این آقایان برای آنکه در رهبری قشرها عقب نیفتند و بعضی از نیروهای جوان را که همیشه و همه جا در شعاع جذبه‌های مارکسیسم قرار داشته، عاشق داغی و تیزی با شدت و قاطعیت و به اصطلاح انقلابی هستند از چنگ چپی‌ها گرفته به طرف انقلاب (یا حزب) بکشانند، تندتر از آنها خواستند و بلندتر از آنها فریاد زدند، ایجاد اشتهای کاذب در طبقات محروم کردند و انتقامجویی و تجاوزگری را در ادارات و کارخانجات و دهات دامن زدند.»

پیامد اقتصاد سرخ و سیاه: تخریب و دیگر هیچ!

جدا از غارت‌های ابتدای انقلاب، شعارهایی که در قالب «اقتصاد اسلامی» یا «اقتصاد توحیدی» از سوی زمامداران نظام و بوق‌های تبلیغاتی‌اش مطرح بود هیچگاه عملی نشد زیرا جز یک مشت حرف‌های بی‌ربط با اقتصاد نبود! اقتصادی که رهبر انقلاب و نظام آن را به تحقیر «مال خر» دانسته بود. با اینهمه هر چند مقامات وقت در صدور شعار و ادعای برنامه‌ریزی‌های توسعه‌ای همیشه فعال بودند اما این برنامه‌های غیرعلمی و ناکارآمد اوضاع را بهبود که نبخشید هیچ، در طول سالیان به برکت سیاست‌های نابخردانه و گسترش فساد همه جانبه در نظام، اقتصاد کشور را به جدیترین بحران جامعه تبدیل کرد.

در تمام چهار دهه‌ی گذشته، برنامه‌ریزی‌های نظام برای توسعه، در عمل، شبکه‌ای از رانت برای خودی‌ها ایجاد کرد که هر بار صدها پروژه‌ نیمه‌کاره روی دست دولت بعدی می‌گذاشت و در نهایت گره کور دیگری بر گره‌های قبلی می‌افزود. همچنین شریان‌های حیاتی اقتصاد کشور به نهادها و سازمان‌های زیر نظر نهادهای نظامی، امنیتی رهبر جمهوری اسلامی سپرده شد که نه تنها سرمایه و ثروت کشور را غارت می‌کنند بلکه به هیچ فرد و نهادی نیز پاسخگو نیستند.

در این میان شاید بزرگترین «دستاورد» جمهوری اسلامی در ۴۰ سال گذشته پدید آوردن یک شبکه عظیم اقتصاد زیرزمینی و ناشفاف باشد که رکورد قابل توجهی در میان حکومت‌های فاسد جهان به شمار می‌رود.

جدا از عملکرد دولت‌های مختلف که هر کدام برای برای به دست آوردن رانت و فرصت از سوی گروه‌ها و جناح‌های مختلف تلاش می‌کردند، رهبر «نظام مقدس» همچنان شعار می‌دهد و بدون داشتن اندکی دانایی و توانایی تخصصی، دستورات ویژه‌ صادر می‌کند.

علی خامنه‌ای بارها در سخنرانی‌هایی که در دهه ۷۰ خورشیدی داشت  اقتصاد متکی به نفت را یکی از آسیب‌های اقتصاد ایران دانسته و یکی از وجوه این آسیب را هم «نفوذ و تسلط مستکبران و جهانخواران در حوزه نفت و عدم نقش کشورهای صاحب منابع نفت در قیمت‌گذاری و ثبات اقتصادی نفت» عنوان کرده بود. این در حالیست که از یکسو سخن گفتن از پیامدهای منفی «اقتصاد تک‌محصولی» موضوع جدیدی نبود؛ و از سوی دیگر درک وی نه مربوط به زیان‌های «اقتصاد تک‌محصولی» بلکه به دلیل «نفوذ و تسلط مستکبران» بر این اقتصاد بود! آنهم در حالی که از سال‌ها پیش، ایجاد سازمان «اوپک» بر نقش کشورهای تولیدکننده‌ی نفت افزوده بود! این جمهوری اسلامی بود که نقش تعیین‌کننده‌ی ایران در این سازمان را به کشورهای دیگر سپرد و اکنون با تحریم‌های نفتی آمریکا، حتی کشورهای معاف از جریمه‌های تحریم نیز حاضر به معامله با ایران، حتی در ازای صدور کالا، نیستند!

در چنین شرایطی، که اتحاد ارتجاع سرخ و سیاه در سیاست ویرانی‌های جبران‌ناپذیر به وجود آورده، ترکیب اقتصادی «سرخ و سیاه» نیز خامنه‌ای را مجبور کرده تا «دستور ویژه» برای «اصلاحات ساختار» در حوزه بودجه و اقتصاد بدهد! با کدام دانایی و توانایی؟ با کدام منابع و پشتیبانی ملی و بین‌المللی؟!  با نرخ تورم بیش از ۴۰ درصدی یا با سفره‌های خالی مردم؟ با تعطیلی فزاینده‌ی کارخانه‌ها و صنایع یا با رکود تورمی شدید در بخش‌های اساسی چون بازار مسکن و صنعت؟ با بیکاری میلیون‌ها جوان متخصص و کارآمد یا با حاشیه‌نشینی یک چهارم جمعیت کشور؟! با خشکسالی و نابودی کشاورزی و دامپروری یا با فساد رانتی فراگیر؟! خامنه‌ای حتی بر خانواده‌های وابسته و آقازاده‌های فاسد نظام اسلامی نیز نمی‌تواند تکیه کند که اغلب آنها یا در کشورهای غربی زندگی می‌کنند و یا در حال انباشتن چمدان‌های خود برای روز مبادایی هستند که بیش از پیش نزدیک می‌شود.


۱۳۹۷ دی ۳۰, یکشنبه

جمهوری اسلامی در تنگنای تاریخی



کمال خرازی رئیس شورای راهبردی روابط خارجی، ۲۹ دی‌ماه، در دیدار با هیاتی از موسسه ایتالیایی امور بین‌المللی (IAI) به تاخیرهای مکرر اتحادیه اروپا برای راه‌اندازی ساز و کار مالی ویژه تجارت با ایران (SPV) انتقاد کرده و گفت است که دولت‌های اروپایی توان حمایت و هدایت شرکت‌های اروپایی را برای همکاری با ایران ندارند و  این قابل دفاع و پذیرش نیست.



او در این جلسه پرسیده «اگر دولت‌های اروپایی می‌دانستند بر شرکت‌های خود نفوذی ندارند، چرا با ایران وارد مذاکره شدند؟» وی همچنین همان تهدیدات حسن روحانی و دیگر مقامات جمهوری اسلامی را تکرار کرده و گفته است: «شکست برجام، امنیت اروپا را هم تحت‌الشعاع قرار خواهد داد.»

خرازی همچنین گفته «ایران برای حفظ استقلال خود هزینه سنگینی پرداخته و ضمن اینکه تسلیم فشارها نخواهد شد، تدابیر لازم را برای تامین نیازهای کشور اتخاذ کرده است.»

او اظهارات تند دیگری نیز خطاب به اروپایی‎ها ابراز داشت از جمله اینکه «آمریکا اروپا را گروگان خود گرفته» و «اروپا باید چگونگی مقاومت در برابر آمریکا را از نحوه واکنش چین و روسیه در قبال آمریکا بیاموزد».

تنش لفظی در ساختمان وزارت خارجه بین هیات ایرانی و اروپایی

رویترز در همین زمینه گزارش داده دیپلمات‌های اروپایی از فرانسه، انگلیس، آلمان، دانمارک، هلند و بلژیک، هشتم ژانویه (۱۸ دی‌)، در تهران با مقامات ایرانی دیدار داشتند با این پیام که اروپا دیگر نمی‌تواند برنامه موشکی بالستیک جمهوری اسلامی و خرابکاری‎ها و اقدامات تروریستی در خاک اروپا را تحمل کند.

آنطور که از شنیده‎ها پیداست جلسه به تنش و درگیری لفظی کشیده است. رویترز به نقل از چهار دیپلمات اروپایی نوشته مقامات ایرانی در این جلسه که در وزارت خارجه جمهوری اسلامی برگزار شد ناگهان از جای خود برخاستند و برخلاف پروتکل اتاق را ترک کرد‌ند.

یکی از این دیپلمات‌ها در این‌باره گفت: «هیجان زیادی [در جلسه] وجود داشت و آنها دیدگاه ما را دوست نداشتند اما احساس کردیم باید نگرانی‌های جدی خود را ابراز کنیم.» یک دیپلمات دیگر نیز عنوان کرده «این نشان می‌دهد که روابطمان پر تنش‌تر می‌شود.»

یک روز پس از این نشست، اتحادیه اروپا اولین تحریم خود علیه رژیم ایران از زمان اجرای توافق هسته‌ای را صادر کرد.

به باور دیپلمات‌ها و تحلیلگران اروپایی این نشست پر تنش منجر به تغییر غیرمنتظره دیپلماسی اروپا شد و آنها صریحاً اعلا کردند «صبر اروپا درقبال ایران تمام شده است.»

این جلسه چند دقیقه‌ای بیشتر به طول نیانجامید چرا که دیپلمات‌های اروپایی در اعتراض به تهدید‌های همتایان ایرانی‌ خود، ساختمان وزارت خارجه را ترک کردند. بر اساس این گزارش، یکی از دیپلمات‌هایی که در این دیدار چند دقیقه‌ای حضور داشت، به کیهان لندن گفته بود، «لحن بی‌ادبانه و پرخاشگری که ایرانی‌ها در این دیدار استفاده کردند قابل تحمل نبود و ما ناچار شدیم جلسه را ترک کنیم و در انتظار پوزش رسمی وزارت خارجه جمهوری اسلامی هستیم». کیهان لندن در این گزارش نوشته است، گویا یکی از همکاران محمدجواد ظریف که در این نشست حضور داشت دیپلمات‌های اروپایی را «تروریست» خوانده و آنها را تهدید به بازداشت کرده بود!

اعتراض اعضای اتحادیه اروپا در قبال اقدامات ضدامنیتی رژیم

رویترز در ادامه گزارش خود نوشته که کشورهای کوچکتر اروپایی که به دنبال جنگ نیستند نیز به فرانسه و انگلیس پیوسته و خواهان رویکرد سخت‌تر در قبال ایران شده‌اند که شامل بررسی تحریم‌های اقتصادی جدید می‌شود. این رویکرد ممکن است شامل مسدود کردن اموال و ممنوعیت سفر اعضای سپاه پاسداران و افرادی باشد که با برنامه موشکی بالستیک رژیم ایران همکاری می‌کنند.

رویترز در ادامه گزارش داد که این رویکرد جدید اتحادیه اروپا، این قاره را به سیاست‌های دونالد ترامپ برای منزوی کردن رژیم ایران نزدیک می‌کند هرچند که اروپایی‌ها هنوز از توافق هسته‌ای ایران و گروه موسوم به ۱+۵ که در ۲۰۱۵ به دست آمد و آمریکا در ماه مه ۲۰۱۸ از آن خارج شد، حمایت می‌کنند.

یک دیپلمات اروپایی مستقر در خاورمیانه نیز گفته است، اتهامات ماه‌های اخیر علیه رژیم ایران تعدادی از کشورهایی را که با رویکرد تند درقبال ایران مخالف بودند را برانگیخته است. به عنوان مثال، هلند که تا پیش از حمله دانمارک ساکت بود اما اکنون از فرانسوی‌ها تندتر شده‌ است.

هلند همزمان با اعلام تحریم جدید اروپا علیه حکومت ایران با ادعای اینکه جمهوری اسلامی قصد داشته در خاک اروپا چندین عملیات سوء قصد انجام دهد، ایران را به کشتن دو مخالف رژیم در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۷ در اروپا متهم کرده است. اتحادیه اروپا روز نهم ژانویه واحدی از وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و دو فرد ایرانی را در فهرست تحریم‌های خود قرار داد.

پیشنهاد اروپا به آمریکا برای حفظ برجام

رویترز همچنین نوشته بر اساس اسناد موجود، در ماه مارس سال ۲۰۱۸ کشورهای اروپایی شامل فرانسه، آلمان و انگلیس برای متقاعد کردن دونالد ترامپ به ماندن در توافق هسته‌ای، پیشنهادی را مبنی بر توقیف دارایی‌ها و ممنوعیت سفر برای مقامات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و همچنین شرکت‌ها و گروه‌های تجاری که در برنامه موشکی ایران دخیل هستند، به واشنگتن ارائه کرده بودند. دیپلمات‌های اروپایی می‌گویند که اقدامات و تدابیر مشابه پیشنهاد قبلی اکنون نیز آماده است.

یک دیپلمات ارشد اروپایی در این زمینه گفته است «ما ترجیح می‌دهیم که این اقدامات را اتخاذ نکنیم اما نیاز است که جمهوری اسلامی تلاش برای ترور افراد در خاک اروپا را متوقف کند. در سه سال گذشته نیز آنها برنامه موشکی خود را توسعه داده‌اند.»

رویترز به نقل از دیپلمات‌های اروپایی می‌گوید که همه ۲۸ عضو اتحادیه اروپا با اتخاذ این تصمیم موافق هستند.

با این حال تعدادی از دیپلمات اروپایی می‎گویند فدریکا موگرینی که از عوامل اصلی امضای برجام است، نگران است که اتخاذ فوری تحریم‎های اروپا علیه رژیم به از بین رفتن کامل توافق هسته‌ای منجر شود.

وزرای خارجه اتحادیه اروپا در اقدامی کم‌سابقه قصد دارند ۲۱ ژانویه ۲۰۱۹ یک بیانیه مشترک درباره‌ی دخالت‌های رژیم ایران در منطقه و درخواست برای پایان دادن به آزمایش‌های موشکی صادر کنند. با این حال خبرها حکایت از آن دارد که موگرینی به دنبال این است که ابتدا ساز و کار مالی ویژه که تا کنون ناکام مانده است ایجاد شود.

با این حال یک مقام اتحادیه اروپا هرگونه اختلاف بین موگرینی و دولت‌های اتحادیه اروپا را رد کرده و گفته «بیانیه به محض اینکه ساز و کار مالی راه بیفتد، منتشر خواهد شد.»

باید اشاره شود جمهوری اسلامی ساده‌انگارانه  پیش از اجرای تحریم‎های مرحله دوم آمریکا از ۱۳ آبان ۹۷ منتظر راه‌اندازی SPV است اما در همین دوران هم اقدامات تروریستی خود را در اروپا را ادامه می‌داد و هم دست به آزمایش موشک‎های بالستیک می‌زد.

در بخش دیگری از گزارش رویترز به نقل از همین دیپلمات‌های اروپایی آمده که کشورهای اروپای شرقی نیز به دلیل تهدید روسیه و دریافت تضمین‌های امنیتی ممکن است بیشتر به سمت آمریکا متمایل شوند. این دیپلمات‌ها همچنین می‌گویند که برگزاری نشست ورشو می‌تواند منجر به ایجاد شکاف بین کشورهای اروپای غربی و اروپای شرقی شود.

رویترز در ادامه نوشته است: «فدریکا موگرینی در نشست لهستان حضور نخواهد یافت و هنوز مشخص نیست که فرانسه، انگلیس و آلمان در چه سطحی در این نشست شرکت خواهند کرد.»

یک دیپلمات اروپایی در این زمینه می‌گوید: «حضور در این نشست خطرهایی دارد. در شرایطی که فکر نمی‌کنیم که ایران از برجام خارج شود، نیازی نیست که آنها را به سمت تعمیق مسابقه تسلیحاتی در خاورمیانه برانیم.»

در پایان باید اضافه کرد این‎که نام کمال خرازی بار دیگر در فضای دیپلماتیک جمهوری اسلامی مطرح شده عمق بحران را آشکار می‎کند. خرازی پیش از خروج آمریکا از برجام تلاش کرد با از طریق لابی با جان کری وزیرخارجه باراک اویاما، جمهوری‎خواهان را برای منصرف کردن دونالد ترامپ از این تصمیم زیر فشار قراردهند که به ماجرای ملاقات محرمانه‎ خرازی و کری در رستوران «L’Avenue» پاریس منجر شد و خبر این ملاقات افشا شد. سابقه نشان داده نظام وقتی خرازی را وارد میدان می‎کند که دیگر کاری از دست ظریف و تیم او برنمی‎آید. اتفاقاً با ورود او به این معادلات می‎شود پیش‌بینی کرد در روزهای آینده تنش میان اروپا و رژیم ایران بیشتر از این هم خواهد شد.


۱۳۹۷ دی ۲۷, پنجشنبه

سنگربندى رژیم



برای دومین بار رژیم ایران سال جدید میلادی را با تظاهرات اعتراضی پی در پی که هر روز دامنه‌ی آن گسترده‌تر می‌شود، آغاز می‌کند؛ گرچه اعتراضات سال جدید ۲۰۱۹ از نظر سیاسی و اقتصادی به دلیل بازگشت تحریم‌های آمریکا علیه جمهوری اسلامی که باعث ایجاد اختلال در واردات و صادرات و افزایش مشکلات مالی در بخش بانکی ایران شده بسیار متفاوت است.
تحریم‌های جدید باعث شد که رژیم تهران در حل مشکلاتی چون کمبود ارز خارجی، کسری بودجه جهت تامین نیازهای مردم، پایان دادن به بحران محیط زیستی و بهداشتی، عدم پرداخت حقوق کارمندان و کارگران، افزایش تورم و نرخ بیکاری شکست بخورد.

اعتصاب کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه که در خط مقدم صنایع کشاورزی ایران و بخشی از محصول ملی این کشور به شمار می‌رود، تهدیدی برای ثبات اقتصادی کشوری محسوب می‌شود که حکومت‌اش طی ۴۰ سال گذشته هیچ اهمیتی به خواسته‌های شهروندانش نداده است. بخشی از این اعتراض‌ها در تظاهرات اخیر دانشجویان خشمگین دانشگاه آزاد تهران که خواستار اخراج علی‌اکبر ولایتی رئیس این دانشگاه و وزیر امور خارجه پیشین و مشاور رهبر جمهوری اسلامی در امور بین‌المللی شده‌اند، نمایان‌تر شد. اعتراضات دانشجویان پس از حادثه واژگون شدن اتوبوس حامل دانشجویان دانشگاه علوم و تحقیقات که به جان  ۱۰ نفر از آنان منجر گردید، گسترده‌تر شد.

در رابطه با حادثه واژگونی اتوبوس، تحقیقات اولیه نشان داد که علت اصلی حادثه ناشی از غیر استاندارد بودن جاده‌ها و عدم بررسی نقص‌های فنی اتوبوس‌هایی است که سال‌ها پیش می‌بایست از خط سرویس ارائه خدمات خارج می‌شد.

در حالی که تظاهرات‌ و اعتراض‌ها همچنان ادامه دارد، دو هشدار و زنگ خطر یکی از سوی  فائزه هاشمی دختر هاشمی رفسنجانی یکی از مهندسان اصلی تاسیس رژیم اسلامی ایران، و دومی از حسن خمینی نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی به مقامات رژیم تهران داده شد. فائزه هاشمی در اظهاراتی گفته است که «حکومت ایران دچار فروپاشی شده و تنها ظاهر آن باقی مانده است.» او همچنین افزود: «از دیدگاه من فروپاشی محتوایی اتفاق افتاده و تنها فروپاشی ظاهری و فیزیکی اتفاق نیفتاده و خیلی احتمال می‌دهم این اتفاق بیافتد».

فائزه رفسنجانی گفته است، در حال حاضر اکثر مردم از رانندگان کامیون تا معلمان در حال اعتراض هستند و خواستار تغییرند و تنها دلیل عدم سقوط کامل نظام ترس مردم از عدم وجود «جایگزین» مناسب در صورت رفتن آنها [سران رژیم] است».

سیدحسن خمینی که شخصیت مهم باقی مانده از خانواده و وارثان روح‌الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی است، نیز گفته است که مقامات جمهوری اسلامی مشکلات اصلی جامعه را فراموش کرده‌اند و تنها به فروع و شکل ظاهری امور پرداخته‌اند.

نوه خمینی همچنین گفت: «باید قواعد رفتار انسان‌ها و علل سقوط و ثبوت را به دست بیاوریم تا در زندگی رعایت کنیم والا هیچ تضمینی وجود ندارد که ما بمانیم و دیگران بروند. اگر قواعد را رعایت نکنید، عرصه را از شما می‌گیرند».

در مقابل این اعتراضات و زنگ‌ خطرها رژیم جمهوری اسلامی اقدام به تقویت مواضع خود در داخل ساختار قدرت کرد و نشان داد که هنوز پاسخ عاقلانه‌ای یا گوش شنوایی برای شنیدن اعتراض‌های خیابانی ندارد و حاضر نیست به هشدارهای مکرر عقلای باقی مانده از میراث تاریخی رژیم جمهوری اسلامی (خاندان رفسنجانی و خمینی) که زمانی بانفوذترین افراد رژیم محسوب می‌شدند، گوش فرا دهد بلکه برعکس، رژیم اسلامی با برداشتن گام‌هایی بر انتخاب مجدد  گزینه امنیتی در برخورد با تظاهرات و مطالبات مردمی تاکید کرده و با افزایش بودجه سپاه پاسداران و کاهش بودجه بخش خدمات عمومی که پیشتر به اعتراف حسن روحانی رئیس دولت از کمبود جدی رنج می‌برد، خود را برای انجام یک سری تغییرات در موقعیت‌های رهبری آماده کرده است . این تغییرات به احتمال زیاد به نفع نیروهای رادیکال‌تر رژیم و سپاه پاسداران که همواره برای تسلط بر همه مفاصل «قدرت» در ایران تلاش می‌کند، تمام خواهد شد.

به همین دلیل این روزها پس از انتصاب صادق لاریجانی به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از سوی خامنه‌ای، زمزمه‌هایی درباره احتمال انتخاب ابراهیم رئیسی به عنوان رئیس  قوه قضائیه جهت جانشینی صادق لاریجانی شنیده می‌شود تا وی در پست جدید خود که نصیحت و مشاوره به نهادهای دولتی و انقلابی است، متمرکز شود. البته مجمع تشخیص مصلحت نظام تاثیری بر مراکز تصمیم‌گیری در ایران ندارد و خیلی از آگاهان بر این عقیده‌اند که این مجمع با مرگ موسس اصلی آن یعنی علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهوری اسبق اهمیت خود را از دست داده است. رفسنجانی در پایان دوره دوم ریاست جمهوری خود برای حفظ  نفوذش در ساختار قدرت و نظام، اقدام به تاسیس این مجمع کرد و تا آخر عمر خودش رئیس آن بود.

اگر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی موفق شود صادق لاریجانی را به حاشیه براند و سلطه او را کمتر کند، گام به مرحله‌های بعدی برای آماده‌ شدن جهت دستیابی به مقام جانشینی «رهبری» و‌ کنترل تمام مفاصل تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی از طریق توانمندسازی منظم برخی چهره‌های مدنی و معنوی وابسته به خود خواهد گذاشت. به همین دلیل است که مسعود الفک یکی از کارشناسان عرب در امور ایران می‌گوید: «چنانچه ابراهیم رئیسی برای ریاست قوه قضائیه ایران تعیین شود، رژیم جمهوری اسلامی ثابت می‌کند که هنوز به اصل «پیروزی با استفاده از رعب و وحشت» پایبند است».

رژیم اسلامی ایران با به کار گرفتن اصل «رعب و وحشت» در کنار رژِیم بشار اسد در سوریه موفق شد انقلاب ملت سوریه را سرکوب کند. شاید این رژیم در آینده نیز برای سرکوب ایرانیان از همین اصل همیشگی خود با شدت بیشتری استفاده کند.


۱۳۹۷ آذر ۳۰, جمعه

تروریسم و ​​مواد مخدر و موشک، هدایای شوم جمهوری اسلامی برای اروپا




علی خامنه‌ای در دیدار با برخی از خانواده‌های کشته‌شدگان جنگ ایران و عراق و جنگ سوریه، ضمن مطرح ساختن ادعای شکست خوردن طرح «تابستان داغ»، طرحی که به گفته او قرار بود تغییر حکومت در ایران را رقم بزند، هشدار داد ممکن است این طرح در سال آینده خورشیدی در دستور کار آمریکا قرار گیرد. صحبت‌های علی خامنه‌ای در این دیدار، اگرچه پر از تناقض بود، ولی حکایت از این امر دارد که جمهوری اسلامی سخت نگران بقای خود در ماه‌های آینده است. در همین زمینه علی خامنه‌ای از مسئولین خواست «تلاش‌شان را مضاعف کنند» تا «دشمنی که از در بیرونش می‌کنند از پنجره داخل نشود.»
در همین رابطه نباید هشدار غلامرضا جلالی رئیس «سازمان پدافند غیرعامل» را نادیده گرفت که گفته است «جمهوری اسلامی در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب در شرایط تهدید ویژه‌ای قرار دارد». البته این تهدید بیش از آنکه ار سوی دولتی خارجی متوجه جمهوری اسلامی باشد، از سوی مردمی است که بنا بر آمار «مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی» زیر خط فقر زندگی می‌کنند. بنا بر این آمار، که هفته گذشته انتشار یافت، در فاصله بهار تا تابستان سال جاری خط فقر ۱۱ درصد افزایش داشته است.

نارضایتی‌های عمومی، تهدیدی برای نظام

«دشمن» واقعی این نظام، کارگران، مالباختگان، معلمان، بازنشستگان، و یا خدمه شرکت هواپیمایی ملی  هستند، که نه به دعوت «قدرت‌های خارجی» بلکه به خاطر شرایط معیشتی اسفناک‌ به خیابان آمده‌اند و باز هم خواهند آمد. البته نمی‌توان فشارهای خارجی رو به افزایش را نادیده گرفت. تحریم‌های آمریکا در انزوای اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی بی‌تاثیر نیست و نخواهد بود. آخرین نمونه، تصمیم شرکت ملی نفت چین (CNPC) به خروج از طرح بهره‌برداری از فاز ۱۱ حوزه گازی پارس جنوبی است. این شرکت چینی جانشین توتال فرانسوی بود که بلافاصله پس از خروج آمریکا از برجام این پروژه را ترک کرد.
ماه عسل جمهوری اسلامی و اروپا نیز، با وجود تلاش های فدریکا موگرینی، مقام ارشد سیاست خارجی و امنیت اروپا، رو به پایان است. هر روز بیش از پیش نگرانی‌های اروپا نسبت به سیاست‌های جمهوری اسلامی افزایش می‌یابد. در آخرین نشست وزرای کشورهای عضو اتحادیه اروپا، که دوشنبه ۱۰ دسامبر در بروکسل برگزار شد، بررسی این نگرانی‌ها در دستور کار قرار داشت. اگر فدریکا موگرینی حفظ برجام و راه‌‌اندازی ساز و کار ویژه برای دور زدن تحریم‌های آمریکا را جهت بررسی مطرح کرده بود، برخی از کشورها، از جمله آلمان و فرانسه، برنامه‌های موشکی جمهوری اسلامی، یرونده اقدامات تروریستی تهران در کشورهای اروپایی و سیاست منطقه‌ای این کشور را روی میز قرار دادند.
هایکو ماس وزیر خارجه آلمان، در دیداری که با رسانه‌های کشورش در خاتمه این نشست داشت، گفت «ما باید با ایران درباره اقداماتش در سوریه، برنامه موشک‌های بالستیک این کشور و فعالیت‌های سازمان‌های اطلاعاتی‌اش در اروپا صحبت کنیم زیرا ما با این سیاست‌ها موافق نیستیم و نخواهیم پذیرفت که ادامه پیدا کنند». وزیرخارجه آلمان در ادامه افزود «اگرچه گفتگو در رابطه با این موضوعات برای ایران خوشایند نخواهد بود، ولی ما باید این کشور را برای تغییر در سیاست‌ها و رفتارش تحت فشار قرار
دهیم.»

تهدید‌های موشکی

نهاد‌های اطلاعاتی اروپا شدیدا نگران آزمایش‌های موشکی جمهوری اسلامی، به ویژه آزمایش‌های اخیر، هستند. جمهوری اسلامی، بر مبنای اطلاعاتی که در اختیار نهاد‌های امنیتی اروپایی است، در سال جاری میلادی حداقل ۸ آزمایش موشکی انجام داده است. حداقل دو موشک با قابلیت حمل کلاهک اتمی و با بُردی که می‌تواند کشورهای جنوب شرقی اروپا را هدف قرار دهد، آزمایش شده‌اند. جمهوری اسلامی که ابتدا در رابطه با خبر این آزمایش‌های موشکی سکوت اختیار کرده بود، در روزهای گذشته آن را تائید کرد. اظهارات اخیر امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده هوافضای سپاه پاسداران، مبنی بر اینکه در سال بین ۲۰ تا ۵۰ آزمایش موشکی در جمهوری اسلامی انجام می‌گیرد، اگرچه کمی اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد، ولی بر این نگرانی‌ افزوده است. این مقام سپاه همچنین می‌افزاید که «ما محدودیتی در خصوص بُرد موشک‌هایمان نداریم». به بیان دیگر این ادعاهای مقامات ایران اظهارات مقامات آمریکایی در ارتباط با موشک‌های بالستیک جمهوری اسلامی را تائید می‌کند. یک مقام ارشد نظامی بریتانیایی، ژنرال نیک کانتر، به دولت کشورش پیشنهاد کرده خود را «برای جنگ با ایران آماده سازد». ژنرال نیک کانتر که سابقه حضور در عراق و افغانستان را دارد، در حال حاضر به عنوان مدیر «انستیتوی سلطنتی خدمات همگانی» ارتش خدمت می‌کند.
قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، ساخت این موشک‌ها در جمهوری اسلامی ایران را ممنوع ساخته است. در روزهای گذشته آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد، در گزارش جدید خود به شورای امنیت، بار دیگر شواهدی از حمایت تسلیحاتی  جمهوری اسلامی از حوثی‌ها در یمن را ارائه داد. به گفته آنتونیو گوترش، دو سکوی پرتاب موشکی که حوثی‌ها در اختیار داشتند، در سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ میلادی در جمهوری اسلامی ساخته شده‌اند. دبیرکل سازمان ملل متحد در همین گزارش اشاره می‌کند که قطعاتی از موشک‌های «قیام۱» نیز در زرادخانه‌های شبه‌نظامیان یمن پیدا شده است. شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه‌ای را در ژانویه سال ۲۰۱۶ میلادی به تصویب رساند که جمهوری اسلامی را از ارسال اسلحه و مهمات به یمن منع می‌کند.

حسن روحانی هم تهدید کرد

اگرچه چند سالی است که صحبت از حمایت تسلیحاتی جمهوری اسلامی از طالبان می‌شود، ولی برای اولین بار در هفته گذشته مقامات افغانستان رسما این خبر را تائید کردند. پلیس افغانستان شنبه ۸ دسامبر در ولایت غزنی در جنوب این کشور، توانست تعدادی موشک ضدتانک و راکت‌های ساخت ایران از نوع «فجر» را در مخفیگاه طالبان کشف کند. غلام‌داود تزه‌خیل، فرمانده پلیس ولایت غزنی اعلام کرد عمده جنگ‌افزارهای کشف شده بدون شک ساخت جمهوری اسلامی ایران هستند. البته سفارت جمهوری اسلامی در کابل این خبر را بلافاصله «توط‌ئه دشمن برای تخریب روابط پویا و سازنده دو کشور» خواند.

این تنها سپاه پاسداران نیست که از زبان تهدید‌آمیز علیه غرب استفاده می‌کند. حسن روحانی، که عده‌ای در غرب هنوز اصرار دارند او را نماد اعتدال معرفی کنند، همین زبان را در سخنرانی‌اش در دومین کنفرانس رؤسای مجالس ایران، افغانستان، پاکستان، ترکیه، روسیه و چین، که در تهران برگزار شد، استفاده کرد. روحانی به اروپا هشدار داد که اگر به وعده‌هایشان در رابطه با ایجاد مکانیسمی برای ادامه خرید نفت جمهوری اسلامی عمل نکنند زیر «آوار مواد مخدر، سیل پناهجویان، بمب‌ها و ترورها» دفن خواهند شد.
البته بیش از تهدید باید گفت که حسن روحانی از واقعیت‌ها صحبت کرده است. کشف ۲۶۸ کیلو هروئین در بندر ایتالیایی جنوا از یک کشتی ایرانی که در بندرعباس بارگیری کرده بود، بیش از آنکه تهدیدی باشد، واقعیت غیرقابل انکاری است که اروپا را شدیدا نگران ساخته است. افسر ایتالیایی که این عملیات را رهبری می‌کرد و با نام مستعار Bike شناخته شده است، به رسانه‌های ایتالیا گفته است، «غیرقابل تصور است که محموله‌ای به این بزرگی بدون اینکه مسئولین گمرگی ایران از آن خبر داشته باشند بارگیری شده باشد».

در رابطه با گسیل پناهجویان به سمت اروپا نیز سال گذشته عبدالرضا رحمانی‌فضلی وزیر کشور جمهوری اسلامی، با زبانی بس واضح‌تر از حسن روحانی اروپا را تهدید کرده بود: «اگر ما برای ۲۴ ساعت چشم‌هایمان را ببندیم، یک میلیون پناهجو راهی اروپا خواهد شد». کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان اخیرا در آماری که منتشر ساخته است اشاره به افزایش پناهجویان ایرانی و افغان‌هایی کرده است که به اتکای جمهوری اسلامی به اروپا می‌آیند.

تروریسم جمهوری اسلامی در اروپا

تهدید به صدور تروریسم به اروپا نیز واقعیت دیگری است. در حال حاضر در ۶ کشور اروپایی دو پرونده در رابطه با اقدامات تروریستی جمهوری اسلامی در جریان است. پرونده اول که کشورهای فرانسه، آلمان و بلژیک را درگیر ساخته است به طرح بمب‌گذاری در نشست سالیانه سازمان مجاهدین خلق در حومه پاریس باز می‌گردد. یکی از بازداشت شدگان در این رابطه دیپلماتی است که تا لحظه دستگیری دبیر سوم در سفارت جمهور اسلامی در وین بوده است. پرونده دوم مربوط به طرح ترور سه عرب ایرانی در کشور دانمارک توسط یک ایرانی- نروژی است که در کشور سوئد دستگیر شده است. این فرد چند روز قبل از بازداشت از سفری به ایران به اسکاندیناوی بازگشته بود.

کشف انباری از مهمات در یکی از محلات صوفیه، پایتخت بلغارستان، و بازداشت دو ایرانی در این رابطه بار دیگر نام جمهوری اسلامی را به عنوان کشوری تروریست‌پرور مطرح ساخت. اسلحه‌های کشف شده در صوفیه (۶۵ کلاشنیکف، ۳۷ اسکورپیون و ۴۳ تپانچه ماکاروف، بعلاوه ۴۰ هزار فشنگ و مقداری مواد منفجره) به گفته ایوایلو اسپیریدونف فرمانده نیروهای ویژه مقابله با تبهکاری سازمان یافته بلغارستان، تسلیحاتی هستند که تروریست‌ها  یا نیروهای ویژه پلیس از آنها استفاده می‌کنند. این فرمانده بلغاری بعید می‌داند که مشتریان این محموله سازمان های تبهکار باشند. در محل زندگی دو ایرانی بازداشت شده، که مقامات بلغاری نام‌ آنها را فاش نکرده‌اند، ابزار لازم برای جعل مدارک چند کشور اروپایی نیز به دست آمده است. تحقیقاتی که به کشف این انبار تسلیحاتی منجر شد، سه ماه قبل با بازداشت سه ایرانی دیگر آغاز شده بود. با توجه به اینکه بلغارستان عضو اتحادیه اروپاست، انتقال اسلحه ار این کشور به دیگر کشورهای اروپایی چندان مشکل نیست.

اظهارات اخیر صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه، که  تظاهرات «جلیقه زردهای» فرانسوی را نتیجه «گسترش بیداری اسلامی به اروپا» و «لبیک» به پیام سال گذشته علی خامنه‌ای به جوانان غرب تعبیر می‌کند، اگرچه  تا حدی اغراق و چاپلوسی است،  ولی با توجه به حمایت مالی جمهوری اسلامی از برخی گروه‌های چپگرای اروپایی، مانند «پودموس» در اسپانیا، زیاد هم دور از واقعیت نیست که دست دراز اسلامیست‌هایی مانند جمهوری اسلامی را در اغتشاشات کشورهای اروپایی یافت که از مشکلات واقعی و اعتراضات شهروندان این قاره به سود اهداف خود سوء استفاده می‌کنند.


۱۳۹۷ آذر ۲۲, پنجشنبه

جمهوری اسلامی جان می‌کَنَد






جمهوری اسلامی دارای دو ماشین بسیار پر هزینه برای بقاست: ۱) ماشین سرکوب متشکل از قوای قهریه که چند لایه (۱۶ سازمان امنیتی)، فراگیر (بسیج در سطح محلات)، و بدون خط قرمز است، به هیچ نهاد عمومی پاسخگو نیست، و بخشی از بودجه‌ی آن از منابع پنهان مثل قاچاق تامین می‌شود، و ۲) ماشین تبلیغات که مدام دروغ و نیمه دروغ و مهمل می‌سازد و می‌پراکند و مسئول تشویش افکار عمومی است در حالی که اطلاع‌رسانان تحت همین عنوان محاکمه و زندانی می‌شوند.

راهبرد‌های حکومتی

اما این دو ماشین برای کنترل اعتراضات عمومی کافی نیستند. راهبردهایی باید در پیش گرفته شود تا مردم را از اعتراض پشیمان کند. برای پیشبرد این راهبردها و در نتیجه کنترل اجتماعی (و نه صرفا امنیتی) اعتراضات، همه‌ی قوا و نهادها با هم همکاری می‌کنند چون همه منافع خود را در خطر سقوط حاکمیت می‌بینند. همه‌ی قوای جمهوری اسلامی بسیج شده است تا از این گردنه ی پر خطر عبور کند. سربالایی این گردنه چنان تیز و نظام چنان فرسوده شده که به نفس‌نفس افتاده است.
در این نوشته به پنج راهبرد برای مهندسی نارضایتیها و اعتراضات که در یک سال اخیر و بعد از اعتراضات دی 96 به شدت مورد توجه مجموعهی حکومت قرار گرفته است میپردازم. برای دریافت این راهبردها باید خود را در مقام اعضای شورای امنیت ملی و فرماندهان سپاه و مشاوران خامنهای قرار دهید و برای کنترل اوضاع ایده بدهید.

حسابکشی صوری

موج استیضاح یا جمعآوری امضا برای استیضاح وزرا که اکثر آنها را شامل میشود (و بعدا به استیضاح رئیس مجلس هم بسط یافت) راهبردی برای اقناع عمومی در این موضوع است که نهادهای جمهوری اسلامی قدرت این را دارند که مسئولان را حسابکشی کنند. البته با برکناری چند وزیر یا خبر استیضاح چند وزیر دیگر که مدام تایید و تکذیب میشود یا امضاهای استیضاح که مدام کم و زیاد یا پس گرفته میشود هیچ اتفاقی نمیافتد. در این میان برخی از اعضای مجلس (مثل 18 عضو مجلس از استان صفهان) استعفا میدهند، استعفایی که هیچگاه تحقق نمییابد و اعضای مجلس روی صندلیهای خود میمانند.

مقامات از یک نهاد به نهاد دیگر رفته و بعد از معارفه و خداحافظی در بر همان پاشنه میچرخد که قبلا میچرخیده است. این راهبرد تنها به کار اقناع کسانی میآید که هنوز صورت ظاهر ساختار جمهوری اسلامی یعنی تفکیک صوری قوا و نظارت (سلاخی شده) مجلس را باور دارند و متوهمانه امید دارند که اتفاقی در ایران بیفتد. البته در شرایطی که هنوز برخی از ساکنان اروپا و امریکا (ایرانی و غیرایرانی) به انتخابات در ایران باور دارند این راهبرد یک شوخی محض نیست و کسانی که آن را دنبال میکنند میدانند که در قلمروهایی موثر واقع میشود.

 تداوم وعدهها

در حالی که 600 هزار نفر از آذر 96 تا آذر 97 به افراد تحت پوشش کمیتهی امداد پیوستهاند، نرخ تورم مواد غذایی و مسکن 70 تا 90 درصد افزایش داشته و کارگاههای تولیدی یکی بعد از دیگری تعطیل یا نیمهتعطیل میشوند روزی نیست که مقامات دولتی وعدهی تازهای را مطرح نکنند: 200 هزار تومان بستهی غذایی یا حمایتی برای محرومان، پرداخت سود سهام عدالت، افزایش حقوق 20 درصدی، و اینکه همهی انبارها پر از مواد مورد نیاز کشور است و کمبودی رخ نخواهد داد. این وعدهها در حالی مدام مطرح میشوند که حقوق کارگران بسیاری از واحدها چند ماه به تعویق افتاده، مزایای کارکنان دولت پرداخت نمیشود، و دولت در یک سال گذشته مشغول فروش ارز در بازار برای تامین بودجه بوده است. طرح بنزین 5000 تومانی و بعد پس گرفتن آن بخشی از همین بازی با روح و روان کسانی است که معیشتشان به سوخت وابسته است و میدانند با گران شدن آن همهی کالاها و خدمات گران خواهند شد. جمهوری اسلامی همچنان تلاش دارد با پرتاب چند لقمه ناراضیان را به این نتیجه برساند که بهتر است با همین نظام فاسد و ناکارآمد کنار بیایند در حالی که سالانه دهها میلیارد دلار هزینهی فساد، اتلاف (ناشی از ناکارآمدی)، رانت، و مداخلات نظامی میشود.

تهدید امریکا و اسرائیل

ناسزاگویی و تهدید ایالات متحده و اسرائیل در یک سال گذشته سیر صعودی داشته است. مقامات دولت روحانی که در دوران اوباما از حجم ناسزاگویی با امریکا و اسرائیل کاسته بودند تا برجام را به انجام برسانند به جمع خامنهای و گروه کر وی پیوستهاند. هر چه فشار تحریمها افزایش داشته و صدور نفت کاهش داشته آنها بیشتر برای ایستادگی در برابر «دشمن» به خود مدال آویزان کردهاند. مقامات ارتش نیز در سالهای اخیر برای عقب نماندن از فرماندهان سپاه و گرفتن سهمی در رانتها و بودجههای مخفی و غیر رسمی و بسط قدرت در حوزههای اقتصادی به این نوع بیان دامن میزنند. حاکمان برای ابراز قدرت به دولتهایی که هزاران کیلومتر فاصله دارند و نقش چندانی در روند امور کشور ندارند ناسزا میگویند.

سوار شدن بر موج

حضور بسیجیان در برخی از اعتراضات (مثل اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه و فولاد اهواز) (فارس 8 آذر 1397) و حمایت از معترضان با آوردن عکس خامنهای با هدف تغییر جهت اعتراضات از حکومت به برخی مقامات دولتی و انحراف خواستهها صورت میگیرد. جمهوری اسلامی چهل سال است که با معرفی کردن خود به عنوان رژیم انقلابی (که انقلاب علیه آن معنایی ندارد) و طرفدار ضعفا با شعارهای دروغین عدالتخواهانه تلاش کرده هرگونه حرکت عدالتخواهانه را منتفی سازد. فاسدترین و ثروتمندترین چهرههای نظام (مثل رهبر جمهوری اسلامی) در هالهای از زهد و ریاضت به مردم معرفی میشوند تا آنها فلاکت خود را به قدرتهای خارجی و مخالفان داخلی نسبت دهند.

جنگهای ابدی در منطقه

جمهوری اسلامی برای فروختن امنیت قبرستانی موجود به مردم ایران به عنوان دستاورد خود تا جایی که بتواند و منابعاش اقتضا کند نخواهد گذاشت صلحی در یمن و سوریه و افغانستان برقرار شود. جمهوری اسلامی در یازده بار مذاکرات صلح سوریه و سه بار مذاکرات صلح یمن نقش مخرب خود را ایفا کرده تا این دو کشور همچنان در تنش باقی بمانند. هر جا که در منطقه آتشی برپا شود جمهوری اسلامی بر روی آن بنزین خواهد ریخت و به این کار تداوم میبخشد. تا زمانی که جمهوری اسلامی در این جنگها نقشی داشته باشد مردم آن کشورها روی صلح را نخواهند دید. حضور در جنگها و تنشهای منطقهای برای وفاداران به نظام غرور «بسط نفوذ» و برای غیرخودیها ترس از ناامنی به بار میآورد.

مقامات به ویژه برای نشان دادن این نکته که تحریمها در رفتار آنها تاثیری نگذاشته به روال سابق به آتشافروزیها و خاصهخرجیهای خود ادامه میدهند چون نظامهای اقتدارگرا فاقد آیندهنگریاند و آنقدر به تصمیمات و کنشهای نادرست خود ادامه میدهند تا هم خود و هم جامعهی متناظر آنها فرو بپاشد . در یک دورهی کوتاه چند ماهه رفتار آنها تحت فشارهای خارجی تغییر نمیکند اما اگر به خوردن جام زهر یا نرمش قهرمانانه اقدام نکنند به سرنوشت ونزوئلا یا اتحاد جماهیر شوروی دچار میشوند. معترضان وضع موجود در این شرایط بجای اقدام به نظاره مینشینند تا رژیم هر چه بیشتر تضعیف شود تا با هزینه‌ی کمتری به مقابله با آن بپردازند. همین امر به حکومت فرصتی دیگر برای جمع و جور کردن اوضاع خود می‌دهد.



۱۳۹۷ آبان ۲۷, یکشنبه

بدآموزیهای قرآن





 بیشتر مردم نمی‌دانند که قرآن دارای بدآموزیهای بسیاری است، زیرا قرآن را یا نخوانده اند،‌ یا به زبان مادری نخوانده اند، یا اینکه قرآن را به زبانی که میفهمند خوانده اند اما ایمانشان آنان را کور کرده بود. قرآن را مانند کتابهای دیگر نخوانده بودند چون محیط زندگیشان احتمالا به آنها آموخته بود که قرآن را نخوانده باید پذیرفت. بیشتر آدمهای به دلیل اینکه انسانیت دارند وقتی از این بدآموزیها را برای نخستین بار میشوند تازه میفهمند که چقدر تصورشان از اسلام با آنچه قرآن می‌آموزد متفاوت است.

اما اسلامگرایان حرفه ای، آنان که میدانند چه میگویند از این آیات و معنایشان بسیار آگاهند، و منتظر فرصت هستند تا این آیات را در زمان مناسب از آستین خود در آورده و آنها را عملی کنند، یا از طریق خشونت و جهاد،‌ یا با قانونگذاری و اسلامی کردن همه آدم و عالم. از اینروست که آگاهی با این آموزه ها حتی برای ناباوران به اسلام نیز مفید هست زیرا به شناخت دقیقتر ریشه های رفتارهای اسلامگرایان می‌انجامد.

حقیقت این است که این آیات تنها در قرآن پنهان نشده اند، بلکه گاهی در دنیای واقعی نیز در شکل باورها، رفتارها،‌ و حتی قوانین حکومتی از جانب اسلامگرایان و مسلمانان دیده میشوند. با مطالعه این آیات میتوانید ارتباط میان فجایعی که بطور روزمره از اسلامگرایی و اسلام میبینید و آموزه های قرآن را بیشتر درک کنید.

آیات جنایی، مشتی از ددمنشانه ترین سخنانی که تابحال در جایی خوانده اید را در این بخش از آیات از قرآن بخوانید. از فجیع ترین دستور العمل ها برای سر بریدن،‌ دست و پا قطع کردن، به دار کشیدن، اسیر و شکنجه کردن، تجاوز به زنان دشمن و به بردگی گرفتن آنها در زمان جنگ گرفته تا پنهانی کینه توزی کردن و خلاصه تمام آنچه به روشنی نشان میدهد قرآن بسیار اسلام دِگَرستیزانه است. این آیات همچنین نشان میدهند که اسلام به نوعی دینی نظامیست، زیرا قرآن بسیار در مورد جنگیدن،‌ کشتن، و دشمنی سخن میگوید و از مسلمانان انتظار دارد که همانند سربازانی مطیع باشند. سربازانی به فرماندگی الله که در زیر پا گذاشتن انسانیت و اخلاق گاهی از وحشی ترین قبایل تاریخی در گوشه هایی از دنیا دستکمی ندارد. در این بخش همچنین جهت آشنایی بیشتر با این آموزه ها اسنادی از پیاده شدن آنها نیز شناسانده میشوند (جنایات اسلامگرایان) تا روشن گردد مشکل فقط جنبه نظری و تئوری ندارد بلکه مشکلیست عملی و جدی.
آیات زن ستیزی، این آیات اسنادی هستند که به روشنی برتری مرد بر زن در اسلام را چه در نگر حقوق و چه حتی از نظر حیثیت و وجود اثبات میکنند. قرآن بدون شک کتابیست زن ستیزانه زیرا زن را موجودی درجه دوم و ساخته شده برای مرد برای تماس جنسی و تولید مثل میداند، او را قابل تصرف میداند،‌ او را خانه نشین و در حجاب و مطیع و فرمانبدار شوهرش میخواهد، از زن میخواهد که زیبا نباشد، یعنی زن نباشد. تجاوز و کتک زدن را در جاهایی اجازه میدهد. در این بخش همچنین آیات متعددی از قرآن پر رنگ شده اند که نشان میدهند قرآن امتیازات ویژه متعددی برای دسترسی به میزان نامحدودی از زنان به شیوه ها و گونه های مختلف به محمد میدهد. از جمله اینکه بیش از مردان دیگر زن داشته باشد، و میان زنانش نیز اگر نخواست عادلانه و برابر رفتار نکند. این آیات نشان میدهد که پیامبری اسلام در میل جنسی بسیار زیاده خواه بوده است و بخش بسیاری از قرآن را به مسائلی اختصاص داده است که تنها به آلت تناسلی خودش مربوط بوده است.
آیات برده داری، برده داری چیزیست که هیچیک از ما آنرا به چشم ندیده ایم چون انسانها در چند نسل گذشته به شدت با آن در ستیز بودند و آنرا شکست دادند. امروز گاهی حمل و نقل انسانها برده داری مدرن خوانده میشود اما قرآن همان برده داری را تایید و در اسلام قانونی میکند که بدون شک غیر عادلانه و غیر انسانیست. قرآن انسانها را به دو دسته آزاد و برده تبدیل میکند،‌ و روشن میسازد که انسان آزاد برتر از برده است. یک مسلمان میتواند برده داشته باشد، این برده ها با روشهای مختلف از جمله خرید و فروش و یا اسیر کردن در جنگ بدست می آیند. یک مسلمان همچنین میتواند به هر تعدادی زنان برده داشته باشد و با آنها تماس جنسی برقرار کند، آری تجاوز به برده در اسلام آزاد است،‌ و اسلامگرایان نیز از این حق خود گاهی با اسرا همچنان استفاده کرده اند. انسان برای اینکه بتواند به خدایی که برده داری را پذیرفته است اعتقاد داشته باشد یا باید اخلاق را کنار بگذارد یا عقل را،‌ و یا هردو را.
آیات بی عدالتی و فساد الهی،‌ درک آدمها معمولا در طول تاریخ و عرض جغرافیا از خدا و تخیلاتشان در مورد رفتارهای او در بسیاری از موارد به محتویات شخصیت خود آن آدمها ارتباط دارد. آدمهای مهربان خدایی مهربان، آدمهای تندخو خدایی تندخو،‌ آدمهای دانا خدایی دانا،‌ و آدمهایی ابله خدایی ابله را در گفته هایشان توصیف میکنند. در این بخش می آموزید که قرآن چگونه خدا را توصیف میکند. خدایی که گمراه میکند، میکشد،‌ شکنجه میکند، مکر و حیله میکند. محمد یا هرآنکه این توصیافت از خدا را آورده شخصی است که آشکارا سادیست بوده است و از توضیح و تشریح  شیوه های شکنجه آدمها با جزئیاتی دلخراش لذت میبرده است.
جمع بسیاری از اسلامگرایان را تلاش بر آن است که هر طور شده این آیات را با آسمان و ریسمان کردن هرطور شده به نوعی معنی کنند که معنی خوبی داشته باشد، بلکه بتوانند هرطور شده این زشتیهای بزرگ در قرآن را بپوشانند.


۱۳۹۷ آبان ۲۵, جمعه

خامنه‌اى و سردارانش در تایتانیک




على خامنه‌اى و سرداران او همواره سوداى توسعه قلمرو حکومت جمهورى اسلامى را از بحر خزر تا دریاى مدیترانه در سر داشته و سعى آنها بر این بوده که قدرت و نفوذشان را به رخ رقیبان سُنّى خود در منطقه بکشند.

آنان مقدمات اجراى این طرح بلندپروازانه را با تشکیل سپاه قدس، حضور نیروهاى رژیم در سوریه، تاسیس حزب‌الله لبنان و ایجاد گردان حشدالشعبى در عراق فراهم کرده‌اند. در مقابل دولت‌هاى عراق، لبنان، امارات، کویت، بحرین و به ویژه عربستان سعودى همیشه به حضور فضولانه جمهورى اسلامى در کشورهاى عربى منطقه به شدت معترض بوده و بعد ازحمله نیروهاى بسیج به سرکردگى غلامحسین غیب پرور فرمانده بعدى این نیرو به سفارت عربستان در تهران، ریاض روابط خود را با ایران قطع کرد و تلاش‌هاى محمدجواد ظریف و واسطه‌گرى عمان براى بازگشایى سفارتخانه‌هاى دو کشور به جایى نرسید.

جمهورى اسلامى مدت‌هاست از راه‌هاى مختلف براى گشایش سفارتخانه‌هاى خود در کانادا، مصر و عربستان سعودى تلاش مى‌کند اما مسئولان این کشورها مى‌دانند داشتن رابطه با رژیمى مانند دیکتاتورى ولایت مطلقه فقیه، بجز دردسر هیچگونه فایده‌اى براى آنها ندارد.

آمریکا از دو سال پیش صاحب رئیس جمهورى به نام دونالد ترامپ شده که به هیچ عنوان خیال ندارد به جمهورى اسلامى باج بدهد و در مقابل وقاحت و گستاخى این رژیم کوتاه بیاید.

در ماه‌هاى اخیر رابطه آمریکا با جمهورى اسلامى دستخوش تغییر و تحولات زیادى شده بطوری که رژیم ولایت فقیه این روزها مدام از سوى واشنگتن تهدید مى‌شود. آمریکا به لحاظ داشتن قدرت برتر اقتصادى و نظامى نسبت به دیگر کشورهاى قدرتمند، هیچگونه نگرانى از درگیرى با رژیم سرکوبگر، مزاحم و  تمامیت‌خواه منطقه ندارد.

تحریم‌هاى سنگین براى جمهورى اسلامى که از فرداى خود مطمئن نیست، داشتن برنامه بلندمدت کشورگشایى آنهم با درآمد محدود نفت و ٨٠ میلیون جمعیتى که نزدیک به ٧٠ درصد آن زیر خط فقر بسر مى‌برند یک فاجعه به شمار مى‌آید. جدا از اینها اکثریت نزدیک به اتفاق مردم ایران چهار دهه زیر سلطه رژیم اختناق و ضد انسانى جمهورى اسلامى و فشارهاى مادى و سیاسى زندگى بسیار سختى داشته‌اند و خانواده‌اى در ایران نیست که بخشى از آن به نقاط مختلف دنیا مهاجرت نکرده باشد.

مردم ایران امیدوارند دستى از جایى دراز شود و آنها را از یوغ دیکتاتورى مذهبى نجات دهد و ایران به روزهاى خوب خود بازگردد. آنچه ایرانى‌ها را این روزها امیدوار کرده مخمصه‌اى است که جمهورى اسلامى به لحاظ تحریم‌هاى بین‌المللى به آن دچار شده است.

در یک سال گذشته اعتراضات خیابانى نشان از آمادگى مردم براى خطر کردن و رویارویى با عوامل و مزدوران حکومت جمهورى اسلامى داشته و شرایط کنونى کشور خشم مردم و فروپاشى حکومت سرکوبگر ملاها را در آینده‌اى نه چندان دور ممکن ساخته است.

خامنه‌اى این هفته در یک سخنرانى براى جوانانی که معمولا از میان فرزندان اعضاى سپاه، بسیج و حزب‌الله دستچین مى‌شوند گفت: شما مرغوبترین نسل بعد از انقلاب هستید و خصوصیات انقلابى بیشترى نسبت به نسل‌هاى پیش از خود دارید و بدانید که انقلاب در حال حاضر دوران طلایى‌اش را طى مى‌کند و مطمئن هستم شما از انقلاب حفاظت خواهید کرد.

او به حاضران توصیه کرد، از اینکه آمریکا به عنوان پر قدرت‌ترین اقتصاد دنیا تحریم‌هاى نفسگیر را بر ایران اعمال کرده ترس و وحشت به خود راه ندهید چون سرانجام پیروزى با ماست!

کسانى که روضه‌هاى تبلیغاتى رهبر رژیم را گوش مى‌دادند حتما از این و آن شنیده‌اند که گرانى وحشتناک، فضاى امنیتى هولناک، زندان‌هاى لبریز از مخالفان رژیم، سرکوب و خفقان جامعه جا براى باور کردن شعارهاى دروغین ولى فقیه باقى نمى‌گذارد زیرا نه انقلاب بهترین ایام خود را طى مى‌کند و نه آنکه نسلى متفاوت با نسل‌هاى پیشین و امیدوارتر و مصمم‌تراز آنهاست بلکه درست برعکس نسل فعلى نسلى است کاملا سرخورده و ناامید.

صحبت‌هاى اخیر خامنه‌اى و طرز اداى آن شنونده را به یاد سخنان ادوارد جان اسمیت ناخداى کشتى معروف تایتانیک مى‌اندازد که در راه سفر از بندر ساتمپتون در انگلیس به بندر نیویورک به قعر آب‌هاى اقیانوس فرو رفت و بیشتر سرنشینان آن جان باختند.

کاپیتان اسمیت افسرى با شخصیت، تحصیلکرده و به قول انگلیسى‌ها یک جنتلمن به تمام معنا بود و تا آخرین لحظه که نیمى از کشتى زیر آب بود نگران باقیمانده مسافران، هرگز به فکر نجات خود و ترک کشتى نیفتاد ولى مسلما على خامنه‌اى و مقامات رژیم ولایت فقیه که عده‌اى از آنها دو گذرنامه دارند و غالبا فرزندانشان در خارج زندگى مى‌کنند و اکثرا داراى آپارتمان یا خانه در اروپا، آمریکا و کانادا هستند، خیلى زود و آسان ایران را ترک مى کنند و طبیعتا نباید آنها را با کاپیتان اسمیت مقایسه کرد.

به هر حال ملاها پیش‌بینى چنین روزى را کرده‌اند و با پدید آمدن آثار سقوط حکومت با اتومبیل شخصى و وسایل نقلیه دیگر به سوى شهرهاى مذهبى در کشورهاى همسایه خواهند گریخت و حتما کشتى‌هاى دیگر شبیه تایتانیک در بنادر شمال و جنوب ایران براى فرار خامنه‌اى و بیت او پهلو گرفته‌اند. اما بدون تردید سرنوشت ظالمانى که بعد از ۴ دهه به بند کشیدن و اعدام میهن‌پرستان بدون دادن تاوان، قصد فرار به دنیاى آزاد را کنند، سرنوشتى بهتر از دیگر جنایتکاران تاریخ و مسافران بی‌گناه کشتى تایتانیک نخواهند داشت.

پوتین به خامنه‌اى پشت کرد

پوتین در این سال‌ها چند سفر به ایران داشته و از او خواسته شده بود براى رعایت پروتکل دیدارى هم با ولى فقیه داشته باشد. در این ملاقات‌ها خامنه‌اى به خیال خود براى خوش‌آمد پوتین، هر بار مدتى از آمریکا بد مى‌گفت و به رئیس جمهورى لامذهب همسایه شمالى مى‌گفت، شما براى ما سواى رهبران دیگر دنیا هستید و ما و شما مى‌توانیم روابطى بسیار نزدیک و صمیمانه داشته باشیم.



آقاى رئیس جمهور در این ملاقات‌ها معمولا به خامنه‌اى نگاه مى‌کرد و لبخند مى‌زد اما براى ولى فقیه این توهم پیش آمده بود که پوتین شیفته سخنان و عاشق چشم و ابروى او شده و از اینکه یارى با وفا‌، پرقدرت و قابل اطمینان را تور زده بسیار مشعوف بود که مى‌تواند از این پس روى رهبر روسیه به عنوان هم‌پیمانى قابل اطمینان حساب باز کند اما دیرى نپایید که مقام امنیتى سابق و رئیس جمهورى فعلى بعد از چند دیدار با نتانیاهو رئیس جمهورى اسرائیل از خامنه‌اى خواست اولا به موشک‌پرانى اسرائیل به محل استقرار نیروهاى جمهورى اسلامى در خاک سوریه واکنش نشان ندهد. دیگر اینکه نیروهاى خود را ١٨٠ کیلومتر از مرز اسرائیل و سوریه عقب براند. حضرت آقا نیز چاره‌اى جز اطاعت نداشت و این کار انجام شد.

در شرایطى که رهبر جمهورى اسلامى از پوتین سر خورده بود، زمزمه دور دوم تحریم‌ها نیز که از اوایل نوامبر آغاز شد برخاست و جلسات متعدد کابینه و مشاوران در کاخ خامنه‌اى تشکیل شد.

محمدجواد ظریف براى چندمین بار گفت، آماده گفتگو با آمریکا هستیم و اگر آمریکایى‌ها با ما منطقى صحبت کنند به نوعى توافق خواهیم رسید و نیازى به تحریم و درگیرى نخواهد بود. او افزود، یک رویکرد متفاوت در آمریکا به حل اختلاف بین تهران و واشنگتن کمک خواهد کرد و در واقع لازم نیست دولت متفاوتى در آمریکا روى کار بیاید بلکه فقط به رویکرد متفاوت نیاز هست.

وقتى خبرنگارى از ظریف خواست روشن‌تر سخن بگوید، او توضیح داد که به عقیده من انسان‌ها مى‌توانند تغییر کنند و دولت ترامپ هم مى‌تواند رویکرد متفاوتى داشته باشد و ایران مایل است تا پایان این رویکرد منتظر بماند!

خامنه‌اى آخوندى است بسیار جاه‌طلب که اختیارات بى‌حد و حصر و احمقانه‌اى که در قانون اساسى براى یک آخوند معمولى با معلومات محدود حوزوى به عنوان رهبر حکومت جمهورى اسلامى تعیین شده و بطور کلى خارج از ظرفیت هر آخوندى است، دوست دارد خیلى علنى براى نمایش اقتدار خود، به رؤساى جمهورى که در طول رهبرى او با آراى بالاى ٢٠ میلیون انتخاب شده‌اند، متلک بگوید، ایراد بگیرد و در سخنرانى‌هایش از آنها انتقاد کند، سرکوفت و تهمت بزند تا نشان دهد رئیس اوست نه رئیس جمهورى. اما او این روزها کم کم متوجه شده که تا پایان عمر نیابت قلابى امام زمان و نمایندگى پروردگار در ایران زمان چندانى باقى نمانده است. به همین دلیل براى هر چه بیشتر ماندن در جایگاه کنونى به وزیر خارجه رژیم گفته که منتظر پیش آمدن شرایط ایده‌آل و مورد نظر ما نباش و اگر براى برچیدن تحریم‌ها لازم است قول‌هایى بدهیم یا پیش‌شرط‌هایى را بپذیریم‌، هر چه زودتر آن را اعلام کن!

خامنه‌اى با دستپاچگى از ظریف خواسته راهى براى نجات از تنگناهاى به وجود آمده پیدا کند. همان موقعى که ترامپ گفته بود، کارى مى‌کنیم که رژیم ایران سر میز مذاکره بنشیند.

مایک پمپئو نیز گفت، دولت ایران را مجبور مى‌کنیم ٩٠ درصد سیاست‌هاى خود را تغییر دهد و اگر این اتفاق بیفتد با ایرانى‌ها صحبت خواهیم کرد. پمپئو یادآور شد که دلایل دیگر اعمال تحریم‌ها بر ایران این است که مقامات جمهورى اسلامى مردم اسرائیل را تهدید به ریختن آنها به دریا مى‌کنند، باعث جنگ و کشتار و فقر و فلاکت مردم یمن شده‌اند، اسرائیل را تهدید به نابودى مى‌کنند، سوریه را بى‌ثبات کرده و شیعیان عراق را تحریک مى‌کنند و آن کشور را بهم ریخته‌اند.

بخشى از نگرانى خامنه‌اى و همکاران او این است که تحریم‌ها در کوتاه‌مدت و بلندمدت به نارضایى‌ها در جامعه دامن مى‌زند و موجب اعتراض و تظاهرات بیشترى در نقاط مختلف مملکت خواهد شد اگرچه پمپئو گفته تحریم‌ها بر مردم اثرات آنچنانى ندارد و هدف از تحریم‌هاى کلان، فلج نمودن رژیم حاکم بر ایران است.

کمبود نوار بهداشتى

خبرنگار شبکه خبرى الجزیره در ایران در گفتگو با طبقات مختلف گزارش داده که به دلیل تحریم‌ها  نوار بهداشتى و برخى داروهاى مورد نیاز مردم گران شده است. یک خانم ایرانى که بعد از مدتى تحصیل و زندگى در کانادا و آمریکا به ایران بازگشته به الجزیره گفته، فشار تحریم‌ها کاملا محسوس است. افزایش قیمت کالا و مواد مورد نیاز، کار را براى بیشتر مردم سخت نموده و خلاصه اینکه طبقه متوسط به خاطر تحریم‌ها  ضعیف‌تر و فقیرتر شده است.

آزاده معاونى عضو گروه بین‌المللى بحران نیز معتقد است از کیفیت زندگى طبقات مختلف در ایران بطور روزانه کاسته مى‌شود. دخترى به نام نازنین که تحصیلات دانشگاهى دارد و در یک رستوران خانوادگى در شیراز کار مى‌کند نیز مى‌گوید، بسیارى از مردم در حال حاضر مواد مورد نیاز خود را نمی‌توانند بخرند.

الجزیره نوشته، داشتن فرزند نیز در ایران به خاطر هزینه‌اى که دارد کاهش یافته، ضمن آنکه تحریم سنگین بر موسسات مالى و بانکى از سوى آمریکا، احساس سردرگمى براى واردکنندگان دارو به وجود آورده است.

روزنامه لس آنجلس تایمز هم گزارش داده، تحریم‌ها بیشترین مشکلات را براى بیماران به وجود آورده است. کمبود مواد خام‌، واردات کمتر و کاهش ارزش پول ایران باعث شده دارو در ایران گران شود و مردم باز مجبورند براى تهیه داروى مورد نیاز به بازار سیاه دارو مراجعه کنند. این ادعای لس‌آنجلس تایمز در حالیست که وزارت خارجه و مقامات دولت آمریکا بارها تأکید کرده‌اند که دارو و مواد غذایی مشمول تحریم‌ها نیست و خود مسئولان جمهوری اسلامی ماه‌ها پیش از آغاز تحریم‌های جدید از مافیای دارو گله و شکایت داشتند.

تحریم‌ها جمهورى اسلامى را از پاى در مى‌آورد

همکاران دونالد ترامپ در دولت او معتقدند که جمهورى اسلامى در برابر شرایط سخت اقتصادى تحمیل شده از جانب آمریکا دوام نخواهد آورد. ان‌بى‌سى نیوز از قول چند دیپلمات غیرآمریکایى و شمارى از وزرا و سناتورهاى آمریکایى نوشته که شخص دونالد ترامپ نیز تردید دارد که حکومت ملاها توان مقاومت در برابر تحریم‌هاى جدید را داشته باشد و به احتمال زیاد جمهورى اسلامى را به زودى از پاى درخواهد آورد.

ترامپ چند روز پیش به شبکه بلومبرگ گفت، زمانى که من در کاخ سفید مستقر شدم، مسئله این بود که ایران چه زمانى خاورمیانه را مى‌گیرد! ولى حالا کار حکومت ایران به تقلا براى ادامه حیات کشیده و در فاصله یک سال و نیم  اوضاع کاملا فرق کرده و متفاوت شده است.

مایک پمپئو و جان بولتون همکاران نزدیک رئیس جمهورى آمریکا در ملاقات با بعضى مقامات و دیپلمات‌هاى خارجى، بر آسیب‌پذیرى رژیم جمهورى اسلامى تاکید کرده‌اند. آنها از تورم بالا، اعتصاب‌ها و اعتراض‌هاى گسترده خیابانى به عنوان تهدید فزاینده به ایران یاد کرده و گفته‌اند که تحریم جدید نفتى ایران مى‌تواند ضربه نهایى را بر رژیم تهران وارد کند و این ضربه آنقدر شدید است که ایران را از ماجراجویى نظامى در خاورمیانه منصرف کرده و مى‌تواند به سقوط آن منجر شود.

یک دیپلمات آمریکایى مى گوید؛ ما طبعا رژیم ایران را دوست نداریم چون یک دیکتاتورى مذهبى شدید است که دو دوزه بازى مى کند و از مردم خود مى دزدد. اما در نهایت با مردم ایران است که تصمیم بگیرند چه نوع حکومتى مى خواهند.