سالهاست که انسانها برای توهمات مذهبی بهای سنگینی میپردازند، هزینهٔ که شاید از حد تصور انسان خارج باشد ، مذهب بدون هیچ سند و مدرک واقعی فقط بر اساس نوشتههای افراد خیال باف با افکار پوسیده هزاران سال است تبدیل به یک ایدئولوژی شده ، و جز بد بختی و دروغ و عقب ماندگی هیچ دستاوردی برای بشریت نداشته است.
رژیم اسلامی، سوار بر اسب تفرقه و پراکندگی ملت همچنان شتابان می تازد و کسی را یارای رسیدن به او نیست. “تفرقه بیانداز و حکومت کن”، شعار ۳۵ سال گذشته این رژیم ضد ایرانی بوده و هست. تا زمانی که رژیم مزدوران و نوکر صفتانی چون بسیجی، آخوندهای فرومایه و چاپلوس، حقوق بگیران در درون و بیرون کشور، زنان خردباخته و به طور کلی گروهی بنام امت اسلامی در زیر پر و بال خود دارد، بی پروا و با گستاخی به تاریخ، فرهنگ، آداب، رسوم، و اقوام پیکر میهنمان، تازی وار یورش برده و همه چیز و همه کس را می سوزاند و خاکستر می کند.
توهین به بختیاری ها
سریال ضد انسانی و ضد ایرانی ضرغامی در تلویزیون ایران، نه تنها توهین و جسارت بزرگ به فرهنگ و تاریخ ایران است، بلکه به طور شاخص و شناخته شده توهین مستقیم به هم میهنان شجاع و برازنده بختیاری است. تاریخ ایران گویای این حقیقت است که بختیاری ها همیشه پاسدار و نگهبان یک پارچگی و آزادی و دموکراسی سرزمینمان بوده اند. انقلاب مشروطیت که خط بطلانی بر دیکتاتوری و خودکامگی شاهان افسار گسیخته بود، به همت والای گروه زیادی از هم میهنان جانباز و فداکار از جمله سردار اسعد بختیاری، سردار مریم بختیاری به پیروزی رسید.
ایستادگی و مبارزه بختیاری ها، این قوم فداکار ایرانی در برابر استثمار چند سده انگلیس و روس، تازگی ندارد، بلکه زینت بخش تاریخ کشورمان است. از این روی، برنامه تفرقه برانگیز و ضد ایرانی صدا و سیما به سرپرستی ضرغامی مزدور خامنه ای، و نامیدن این که “همه میدونن بختیاریها از کاسه لیسی انگلیسی ها بختیاری شدن”، به راستی نهایت وقاحت و بیشرمی ضرغامی و دیگر مزدوران رژیم در این قارقارک ضد ملی “صدا و سیما” است.
بی تفاوتی ما، شکست ما است
از هفته گذشته تا کنون راهپیمایی و اعتراض های همه جانبه از سوی بختیاری ها در بسیاری از شهرهای ایران بر پا شد و خون تازه ای در رگهای مردم مأیوس و خاکستر نشین ایران دمید. تا آن جا که شماری از گروههای دیگر ایرانی از ترک، عرب، بلوچ، فارس نیز همراهی و پشتیبانی خود را به روش های گوناگون نشان دادند. ولی بدبختانه بختیاری ها هم در این ماجرای ملی و میهنی تنها ماندند. زیرا تفرقه افکنی و ضدیت ۳۵ سال گذشته رژیم، مردم را از هر گروه و هرقوم از همدیگر جدا و بی تفاوت ساخته است.
در سال های گذشته نیز شاهد این بی تفاوتی و تکروی گروهی ایرانیان بوده ایم. هنگامی که تبریز و ارومیه به پا خاست، دیگر مردم ایران حرکتی از خود نشان ندادند. یا قیام مردم اصفهان بی سرانجام و ناپایان ماند. اعتراض دانشجویان دانشگاه شیراز به جایی نرسید. به پا خواستن مردم کردستان در اعتراض به اعدام ها و کینه توزی رژیم با کردها نیز نتیجه ای نداد. سرچشمه این ناکامی ها، شکست ملی و مردمی، و پیروزی آخوندهای جنایتکار، همگی ناشی از تفرقه و بی تفاوتی و دور نگاه داشتن خود از مشکلات و خیزش بخش های گوناگون کشور است.
این ویدیو تظاهرات و اعتراض مردم را در جلو فرمانداری نشان می دهد.
واکنش نمایندگان خامنه ای
همین اعتراض های بختیاری ها در شهرهای گوناگون موجب گردید که رژیم در تنگنا قرار گیرد. تا آنجا که نمایندگان خودفروخته خامنه ای در مجلس نیز به ناچار، و شاید هم برای گمراه کردن اذهان عمومی، نکته هایی در پشتیبانی و حمایت بختیاری ها، و انتقاد از بنگاه زهرپاشی صدا و سیما ابراز داشتند. ولی می بینیم که عزت الله ضرغامی نوکر خود فروخته و هرجایی رژیم، با وقاحت، این برنامه ها یعنی زیر پاگذاشتن تاریخ و فرهنگ و ملیت ایرانی را تنها برای مشروعیت بخشیدن و جعل سازی در تاریخ اسلامی در ایران می داند.
این ویدیو بخشی از گفتگوی توهین آمیز به بختیاری ها را نشان می دهد.
گویا مردم ایران از بی اسلامی شب و روز در رنج و عذابند. آنهم به بهای از میان بردن و پایمال کردن تاریخ و فرهنگ چند هزار ساله کشورمان. این فرد با گستاخی، نام جنایکتار نواب صفوی از فرقه آدم کش های فدائیان اسلام و وابسته به اخوان المسلمین ضد مردمی مصر را بعنوان “شهید نواب صفوی” از قهرمانان دور گذشته نام برده است. تا زمانی که ملت ما اینگونه گستاخی ها و مزخرف گویی ها را بشنوند و از خود واکنشی نشان ندهند، رژیم از ما همچنان سواری خواهد گرفت و سرنوشت کشور را به دست خواهد داشت.
راهپیمایی سوم اسفند
بختیاری های دلاور و تاریخ ساز بر آنند که شنبه سوم اسفندماه ۱۳۹۲ در شهرهای گوناگون ایران به طور گسترده و همه جانبه به اعتراض و بر خاسته و فریاد ناخشنودی خود از رفتار ضد میهنی و مردمی بنگاه زهرپاشی صدا و سیمای رژیم ابراز نمایند. این دیگر وظیفه تک تک ما مردم ایران است که در این جنبش ملی و همگانی شرکت جوییم و پشتیبانی خود را از بختیاری های میهن دوست نشان دهیم.
حمایت و پشتیبانی از بختیاری ها وظیفه ملی و مردمی هر درد ایرانی است. غفلت از این همراهی، همچنان ما را در زیر سلطه و خودکامگی آخوند جنایت کار نگاه خواهد داشت.
همان گونه که می دانید در دوران پیش از اسلام، در کنار دو کشور پهناور و پیشرفته ایران و روم، مردمانی که چندان با شهری گری و مدنیت آشنایی نداشتند، درسرزمین عربستان بیشتر به زندگی چادرنشینی و بیابان گردی می پرداختند.
آن چه از نوشته های تاریخ نگاران و شرق شناسان بزرگی مانند مارتین هارتمن در جهان اسلام و عبدالله عفیفی در مرآت العربیه بر می آید، همان مردم چادرنشین، ازآزادی نسبی برخوردار بودند که به مراتب بالاتر و بهتراز آزادی و قوانینی بود که اسلام برایشان به ارمغان آورد. و آن چه در باره زنده به گور کردن نوزادان دختر در شماری از کتاب ها نوشته شده عمومیت نداشته و منحصر به گروه کمی از قبیله های چادرنشین بوده است.
درزیر به ذکر چندنمونه از آزادی در میان چادرنشینان پیش از اسلام عربستان می پردازیم:
* در عربستان به ندرت زنان چادر می پوشیدند.
* زنان درعربستان باداشتن شغل و مالکیت شخصی، ازشأن و منزلت ویژه ای برخوردار بودند و می توانستند همسر دل خواهشان را با میل خودبدون دخالت بستگان برگزینند.
* در کتاب های تاریخ می خوانیم که زنوبیا ملکه پالمیرا از شهرهای سوریه بود.
* درآن زمان، زنان می توانستند شهادت دهند، و باآزادی به شغل های خواسته خود حتی قضاوت ویا پیشه های دیگری دست یابند. چنان که خدیجه بازرگانی بود مستقل و آزاد، که بعدها به خواست خود به همسری محمدابن عبدالله در آمد.
واما اسلام چه کرد؟ اسلام قضاوت، وکالت، و شهادت دادن را از زن گرفت، و در دریافت ارث، او را نیمی از مرد به شمار آورد.
در اسلام، زن موجودی است بی اختیار، و تنها کارش روزها در آشپزخانه، و شبها در اتاق خواب است. تمام کارهای اجتماعی، تصمیم گیری وحتی اختیارات فردی از زنان گرفته شده، و به مردان تفویض شده است.
آیات گوناگونی که محمدابن عبدالله برای کامیابی و بهره برداری بیشتر از زنان گرداگرد خود، و یا بیوه های شوهر از دست داده در میدان های جنگ، بر خردباختگان و نا آگاهان عرضه می داشت و بعدها با اختراع احادیث و نقل قول هایی از سوی ملاها، نتیجه این شد که رفته رفته قدرت اجتماعی، سیاسی، و فرهنگی از زنان گرفته شده، و آنان از بودن درجامعه و داشتن شرکت فعال در همه کارها، به پشت خانه، به درون پستو، آشپزخانه، و اتاق خواب انتقال یابند. جزئیات این آیات در فصل نهم کتاب بازشناسی قرآن به وسیله دکتر روشنگر جمع آوری شده است.
دین اسلام، مرد را بازن در آفرینش برابر و مساوی نمی داند. چنان که آیات ۳-۱۲-۱۵-۱۶-۳۱-۳۲-۳۸-۴۳ از سوره نسا و شماری از احادیث و روایات اسلامی بنا به نوشته دکتر رضا آیرملو در برگ های ۶۳-۴۶ از کتاب «زن در گرداب شریعت» بیان گر این موضوع است. آن جا که در آیه ۳۱ گفته می شود: «زنان به تصاحب شدن وامر ونهی قرار گرفتن مردان نیازمندند» ویا: درآیه ۳۲ نوشته شده، «مردان باید بر زنان مسلط باشند، چراکه خداوند بعضی را بر بعضی دیگربرتری بخشیده است».
در حدیثی از پیامبر اسلام در صفحه ۶۲ زن در گرداب شریعت نوشته شده: «با زنان باملایمت رفتار کنید، آنان از دنده ی کج خلق شده اند، اگر بخواهید راست کنید، می شکند.». در این جا اشاره به آن است که خداوند پس از آفرینش مرد، به اندیشه در آمد که زن را از شانه چپ او بیافریند. گویا الله مدینه نتوانست از پیش آفرینش زن را هم زمان با آفرینش مرد، برنامه ریزی کند.
حدیث۸۲۴ در صفحه ۳۴۷ نهج البلاغه می گوید: «زن از دنده ای آفریده شده، که راستی پذیر نیست.»
بدبختانه در جریان ۱۴۰۰ سال تاریخ اشغال کشورمان از سوی تازیان، هر آن گاه که فرصتی دست می داد و موقعیتی پیش می آمد که نیاکان ما از خرد واندیشه خود کمک بگیرند و شیخ و آخوند را از دخالت در سیاست و زندگی مردم برکنار کنند، ناگهان شاهی ویا فرمانروایی کوردل و ناآگاه، ویا فرصت طلب باشتاب به فریاد و کمک شیخ به میدان می آمد، و نه تنها از خرافات مردم اندکی کاسته نمی شد، بلکه مردم زجر کشیده و مصیبت دیده، بیشتر و بیشتر درمنجلاب خرافات و بی خردی فرو می رفتند.
رضا شاه بزرگ باجسارت و توانایی زیادی توانست که دست آخوندهای کلاه بردارمفت خور را از بعضی وزارت خانه ها مانند فرهنگ، دارایی، و دادگستری کوتاه کند. دوران پایانی سلطنت رضاشاه می رفت که مذهب و دین به درون خانه ها بازگردد، و مردم از شر آخوند در کوچه و بازار در امان بمانند.
ولی بدبختانه رضاشاه از تجربه آتاترک به خوبی بهره نگرفت که ریشه سرطانی این زباله ها را در اجتماع بخشکاند، و آنان را از دخالت در کارهای مملکت بازدارد.
نتیجه این کوتاهی و اشتباه آن شد که این غده های سرطانی دوباره رشد کنند. به ویژه آن که دوران محمد رضاشاه به دلیل ضعف و سستی وی در برابر ملاها، و کارهای خرافاتی او، آخوندها فرصت و موقعیت بسیار مناسبی برای رشد و تجدید حیات خود پیدا نمودند.
بزرگترین بهانه و دستاویزی که خمینی به کار برد وخود را در برابر شاه قرار داد، دادن حق رای به زنان، و اصلاحات ارضی بود. بدبختانه بانوان گرامی و دختران جوان، و هم چنین کشاورزان به علت مخالفت خمینی که آخوندهای دیگر رانمایندگی می کرد و در حقیقت به زن ستیزی و مظلوم آزاری این گروه مفت خور و سربار جامعه را نشان می داد، پی نبردند، و در سال ۱۳۵۷گوسفند بار به صف ایستادند، به این سودجویان رای دادند، و آنان را بر شانه و دوش ما سوارکردند.
البته، تصمیم گیری توزیع زمین و رای دادن بانوان که بنا به سفارش پرزیدنت کندی انجام شد، کاملاً ناشیانه، بدون برنامه ریزی و مقدمات پیشین انجام گرفت، و بسیار خام و نپخته بود. زیرا بدون آماده کردن بانوان، و راهنمایی و کمک های مادی و معنوی به کشاورزان، این برنامه ها مانند دیگر کارهای مملکت، بدون آگاهی مردم، و یک شبه به فرمان همایونی انجام گرفت.
در دورانی که ساواک اجازه پخش و انتشار یک رساله و یاتوضیح المسائل و یا حتی چاپ یک شعر ساده را به کسی نمی داد، آیت الله مطهری یک تازی زاده ضد آئین و فرهنگ ایرانی، برنامه نویس وزارت آموزش و پرورش بود ویا دکترعلی شریعتی می توانست هفته ها، و ماههابه آسانی به شستشوی مغزی جوانان بپردازد، و با همکاری و بذل و بخشش بازاری های کیسه دوز و آخوندپرور، آرزوی یک سده آخوندهای جنایت کار مانند شیخ فضل الله که مرشد و پیشوای خمینی به شمار می رفت، برای به قدرت رسیدن آنان عملی کند.
تاریخ گسترده و طولانی کشورمان سرشار و مالامال از سرگذشت زندگی، خدمات انسان های وارسته و فداکار و یا خیانت، دزدی، و وطن فروشی گروه دیگر است. طبیعی است خیانت و پشت پا زدن به ملتی، همواره لعنت و نفرین به دنبال خواهد داشت،
در حالی که خدمتگذاران و خادمان برجسته موجب افتخار و یادآوری هر انسان میهن پرستی بوده، و بسیاری از عملکرد اینگونه افراد سرمشق و راهنمای شماری از آیندگان خواهد بود.
خدمتگذاران و خائنان به کشور:
به عنوان نمونه، داریوش بزرگ، انوشیروان دادگر، شاه عباس بزرگ، کریمخان زند، نادرشاه افشار، رضاشاه بزرگ، و مصدق هرکدام در راه میهن خدمتگذاری صادق و فداکار بوده اند، و افرادی چون شاه سلطان صفوی، فتحعلیشاه قاجار، و علی خامنه ای موجب ننگ و نفرین ملت بوده، و نامشات بانفرت همه جا گفته و نوشته می شود.
فراموش نشود که نام و خدمات کوروش کبیر فرزند پاکباخته و فداکار تاریخ ایران گرچه مورد بی حرمتی و بی احترامی رژیم تازی نژاد ولایت وقیح است، ولیکن از مرزها گذشته و مورد ستایش جهانی قرار دارد. زیرا او سمبل آزادگی، انسانیت، بزرگ منشی بیشتر جهانیان بوده، و ملت و کشوری های گوناگون با یادآوری خدمات ارزنده و انسانیت قابل ستایشش برای او احترام ویژه ای قائلند.
ایرانی نماهائی که به تاریخ و فرهنگ کشورمان بی توجهند:
شوربختانه هم میهنان امروزی ما که از تاریخ تجاوز تازیان به ایران، تمامی خاک کشور و حتی فرهنگ، دانش، تاریخ، آداب و رسوم و همه چیز خود را به دشمنان باخته و به عنوان نوکر و کنیزی بی اعتبار تسلیم افکار متجاوز و غیر انسانی آنان قرار گرفته اند، به جای ارج نهادن به انسان های بزرگی چون کوروش و داریوش کبیر، حسین ابن علی فرد خود خواه و مقام دوست تازی تازی که برای رسیدن به قدرت و سلطنت، با یزید خلیفه آن زمان آنهم با همسر و فرزند وارد جنگ و ستیزه شده نه تنها جان خود را از دست داد بلکه خانواده خود را به اسارت آنان در آورد را مظهر شجاعت و راستی ونمونه اخلاق برای خود می داند.
خامنه ای مظهر وطن فروشی و خیانت:
بیگمان علی خامنه ای فرد خائن به کشورو ملت، و ابرجنایتکاری است که نام خود و خانواده اش با زشتی و نفرت سرلوحه تاریخ کشورمان بوده و زبانزد نسل کنونی ونسل های آینده خواهد بود. عملکرد ضد مردمی و آدم کشی او را باید در ردیف چنگیز خان مغول، تیمور لنگ، محمود افغان و دیگر جنایتکاران تاریخ دانست.
از نظر دزدی و غارتگری، باید اذعان کرد که خامنه ای چپاولگر همراه با زن و فرزندان، بستگان دیگرش، نوکران، کارمندان، و خدمتگذارانش کشورمان را به ورشکستگی و هم میهنان ما را به فقر و فلاکت، تهیدستی، آوارگی، وخفت و درماندگی کشانده اند.
دامنه چپاول و غارتگری خامنه ای:
چپاولگری خامنه ای، بستگان و همراهانش آنقدر و آنچنان است که کشور و هم میهنان ما را برای سالهای آینده در بینوائی و ناتوانی در برابر جهان آزاد قرار خواهد داد.
بانک و مؤسسه ای مالی در کمتر کشور جهان می توان یافت که حساب و سپرده ای از خامنه ای، بستگان، و نوکرانش در آن نباشد.
هنگامی که دزدی شخص خامنه ای از بیت المال و جیب ملت ایران بیش از ۹۰ میلیارد دلار، همسر، فرزندان، برادران، خواهران، دوستان و نزدیکانش دربانک های جهانی هرکدام میلیون ها دلار باشد چگونه کشور ماتم زده ما می تواند بر پای خود بایستد و در جهان کنونی سرفراز و سربلند بماند؟!.
این ویدیو گزارش گر قصرها و زندگی فراتجملی و فرعونی خامنه ای است. روضه خوان ۵ تومانی مشهدی که خود و دیگر مزدورانش همیشه از فقر و تنگدستی و زندگی ساده حضرت علی و ائمه گفتگو می کردند که همه آنها همیشه دروغ بوده، ملتی را خاکستر نشین کردند، زنان را به تن فروشی و جوانان را به اعضاء بدن فروشی وا داشتند، و خود در میان ابرها و شکوه و جلال زندگی می کنند.
چپاول بیت المال به نفع تازیان:
دزدی هاو غارتگری های این فرد تازی پرست ضد ایرانی و حاتم بخشی او به گروه حزب الله، فلسطینی ها و گروههای آدم کش تازی نژاد و ضد ایرانی دیگر را چگونه می توان نادیده گرفت، و نام علی خامنه ای را از لیست غارتگران تاریخ کشورمان جدا کرد؟!.
تظاهرات غارت شدگان موسسات حکومتی :
غارت شدگان موسسات حکومتی در شهرهای مختلف، علیه دزدی و چپاولگری رژیم دست به تظاهرات زدند.
روز-سه شنبه چهارم مهر ۹۶ اقشار مختلف مردم علیه دزدی و غارتگری رژیم در شهرهای کشور به تظاهرات برخاستند. نمونه آنها به شرح زیر است:
۱- در تهران غارت شدگان البرز ایرانیان روز دوشنبه سوم مهر ۹۷ در مقابل ارگان حکومتی رسیدگی به جرائم پولی بانکی در خیابان فاطمی دست به تحصن زدند. آنان با پهن کردن سفره های خالی؛ خواستار برگرداندن سپرده هایشان شدند.
۲-غارت شدگان موسسه حکومتی کاسپین وابسته به سپاه پاسداران دهمین روز تحصن خود را در مقابل ساختمان قضائیه آخوندی پشت سر گذاشتند آنان با تجمع در بلوار کشاورز شعار می دادند نه سازش نه بخشش تحصن تا رهایی.
۳-غارت شدگان مؤسسه های حکومتی در شیراز، الیگودرز، خرم آباد، دزفول و اهواز نیز علیه غارتگری رژیم تجمعات اعتراضی برپا کردند و علیه چپاول و دزدی ایادی رژیم شعار سردادند.
۴- در مشهد غارت شدگان موسسه حکومتی پدیده شاندیز با مزدوران انتظامی که برای سرکوب آنها در صحنه حاضر شده بودند درگیر شدند و علیه نیروهای سرکوبگر رژیم شعار سردادند.
از آنچه گذشت:
تاریخ گسترده و طولانی کشورمان سرشار و مالامال از سرگذشت زندگی، خدمات انسان های وارسته و فداکار و یا خیانت، دزدی، و وطن فروشی گروه دیگر است.
به عنوان نمونه، کوروش و داریوش بزرگ، انوشیروان دادگر، شاه عباس بزرگ، کریمخان زند، نادرشاه افشار، رضاشاه بزرگ، و مصدق هرکدام در راه میهن خدمتگذاری صادق و فداکار بوده اند، و افرادی چون شاه سلطان صفوی، فتحعلیشاه قاجار، و علی خامنه ای موجب ننگ و نفرین ملت بوده، و نامشات بانفرت همه جا گفته و نوشته می شود.
نکته پایانی:
چپاولگری خامنه ای، بستگان و همراهانش آنقدر و آنچنان است که کشور و هم میهنان ما را برای سالهای آینده در بینوائی و ناتوانی در برابر جهان آزاد قرار خواهد داد. بانک و مؤسسه ای مالی در کمتر کشور جهان می توان یافت که حساب و سپرده ای از خامنه ای، بستگان، و نوکرانش در آن نباشد.
خانمی از نوکیشان مسیحی با نگارنده گفتگویی داشت و دم از خدای عشق می زد و این سخنان کلیشه ای که از تلوزیون محبت دیده را مانند نوار ضبط صوت تکرار می کرد. البته او با توهین و ناسزا نشان می داد چقدر خدای محبت ایشان تاثیر گذار بوده است. و در جایی دیگر، یکی از این دوستان سخنی گفت که اگر خدای عشق (منظورشان عیسی ناصری بود) را صدا بزنی پاسخ خواهی گرفت.
برای همین این متن نوشته شد که پاسخی به اینگونه ادعاهای باطل داده شود و خواستم چند نمونه از خدای عشق ایشان را با کسانی که خود مسیحی هستند مثال بیاورم: (که با احترام به شخصیت انسانی فرد سخنشان را نقد می کنیم، پیشاپیش زبان تند را پوزش می طلبم و دوم شخص را شما فرد نوعی درنظر بگیرید)
آیا عیسی خدای محبت از جور و ستم پدری به فرزندش بی اطلاع است؟
گفتی عیسی خدای مهربان و خدای عشق است و هرکسی صداش کند می آید: در سال ۲۰۰۸ زنی ۴۲ ساله به نام “الیزابت فریتسل” Elizabeth Fritzl , در اتریش به پلیس مراجعه می کند و از پدر ۷۳ ساله خود شکایت می کند. این پدر بیمار روانی برای ۲۴ سال دخترش را در زیرزمین خانه خود زندانی کرده بود. هر شب به دخترش تجاوز می کرده و ۷ فرزند هم حاصل این تجاوزها بوده اند.
شما یک زن هستی و می دانی که تجاوز یعنی چه و امیدوارم برای کسی پیش نیاید، اما افراد پس از یک تجاوز برای مدتها دچار بیماری روحی می شوند، اگر وجدان داری فقط تصور کن وخودت را یک لحظه جای این زن بگذار که به مدت ۲۴ سال هر روز و هر شب جلوی فرزندانی حاصل تجاوز قبلی بوده اند و خود فرزندان هم مورد تجاوز جلوی مادرشان قرار می گرفته اند باشی، ۲۴ سال به خدا التماس کنی و هیچ پاسخی، تاکید می کنم هیچ پاسخی نگیری!
بی شرم ترین زن روی زمین هستی اگر بگویی خدا تنها به آرزوهای پیش پا افتاده و عشقبازی بچه گانه تو پاسخ داده است (ایشان در یکی از کامنت ها این سخن را گفتند)، اما به ضجه های این زن و فرزندانش توجهی نداشته است. چه خدای پست فطرتی ساخته ای از این خدای عشق!
منِ خداناباور یا دوست ندانم گرا و حتی پانته ایستی که خدا را تنها آفریننده ای می داند که در آغاز بوده و قانونی گذاشته و دیگر به این جهان کاری ندارد ۱۰۰۰ برابر بلکه میلیون ها بار از توی خودپرست (نه خداپرست) اخلاقی تر هستیم؛ زبان تند مرا بخش چون وقتی مرگ میلیون ها کودک آفریقایی بخاطر فقر و ایدز و مالاریا را می بینم، وقتی تجاوزات دسته جمعی و کشتارهای قبیله ای و نژادی را می بینم از شنیدن این سخنان خدای عشق حالت تهوع پیدا می کنم.
الله مدینه و عیسای مهربان آیا از مردم نکبت زده آفریقا چیزی می دانند؟
نگو میلیون ها مادر شاهد مرگ تدریجی فرزند در آفریقا خدای تو را التماس نکرده اند، نگو که پاداش این سختی در آن دنیاست، نگو قسمتشان این بود… نگو نگو نگو …. که با هرکدام از این پاسخ ها بر چندش بودن این خدای مهربان و عشق خیالی و توهمی می افزایی! می دانم وقتی هم مستاصل می شوید و پاسخی ندارید همه چیز را می گذارید گردن آدمیان یا نظام سرمایه داری! یا می گویید زیر کشورهای آفریقایی معادن الماس است و آنها بی لیاقت هستند.
گوینده ی این سخنان کوته فکری خود را نشان داده چراکه نخست نشان می دهد جغرافیا نمی داند، معدن الماس زیر کشورهای غربی آفریقا است، اما خشک سالی و مرگ و میر اصلی در شرق آفریقا و کشورهایی همچون اتیوپی، سومالی و … هست که نه الماس دارند نه زمین زراعی و نه هیچ چیز دیگر که نظام سرمایه داری بخواهد به آنها ظلم کند.
مردم این کشورها دارند می میرند چون برای نمونه ٧ سال باران نباریده و خشکسالی عظیمی رخ داده که حتی علف بیابان برای خوردن نیست. خدای تو مرده است که فقط یک باران ساده به آنها هدیه دهد که میلیون ها کودک و زن بینوا از تشنگی و گرسنگی و بیماری حاصل آن نمیرند؟
چشمان و سرهای مصیبت دیدگان و محرومان جامعه به سوی آشمان است.ادیان ابراهیمی،، ملت های جهان را سر به هوا کرده، وبه جای آن که آنان را به اندیشیدن و تعقل نمودن وادارند، به دنبال نخود سیاه و امید واهی سرگردان نمودند.
بانوان کشورمان آزادانه و بدون آن که تحت فشار و یا سفارش حزبی، گروهی، فرقه ای باشند به حکم دفاع از آزادی و شرف انسانی و احساس بدی که از دستورات تبعیض آمیز و ضد بشر اسلامی که از سوی خمینی و آخوندهای ریز و درشت بر سال ۱۳۵۷ خورشیدی به مردم ایران به ویژه زنان باکمال و قدرتمند میهن دوست تحمیل شده بود در تاریخ یکشنبه بیستم اسفند ۱۳۵۷ در سراسر تهران و چند شهر دیگر به اعتصاب و اعتراض برخاستند و علیه قوانین ارتجاعی و ضد زن اسلامی به ویژه تحمیل حجاب بی منطق اجباری به دادن شعارهای دست جمعی و پخش اعلامیه های گوناگون پرداختند.
شوربختانه، در این اعتصاب ملی و همگان نیزچون از ناحیه مردان مانند شوهران، برادران، و اقوام دیگر نه تنها همراهی و همکاری نگردید، بلکه همه گونه مخالفت و سنگ اندازی مانند همیشه در راه و هدف آنان انداخته شد و آنان را به ناچار به انحراف و یا سکوت کشاند. نتیجه آن که قوانین تحمیلی آخوندهای بیشرف و ضد فرهنگ ایرانی را موفق و پیروز گرداند و بانوان گرانمایه و اندیشمند کشورمان را به عقب نشینی و فراموش کردن حقوق قانونی و انسانی آنان وادار کرد.
تظاهرات عمومی زن و مرد در کنار هم:
تصور بفرمائید درکنار هرمردی یک زن اعم از همسر، خواهر، و یا بستگان دیگر او در راهپیمائی و یا تظاهرات اعتراض آمیز به رژیم شرکت داشته باشند و زنان مانند تظاهرات یکشنبه بیستم اسفند ۱۳۵۷ به خیابانها آمده ولیکن در کنار شوهران، برادران، و مردان فامیل خود به شعار دادن پردازند، آنگاه خواهیم دید که به جای ۱۶ شهر ایران در زیر پای مردم معترض، همه کشور در این به پا خاستن با همدیگر همکاری خواهند نمود و می توان به جرأت یادآور شد که عمر رژیم ضدمردمی اسلامی به پایان خواهد رسید و آنان به ناچار از سمت و کار خود کناره خواهند گرفت و هرکدام مانند موش در سوراخی مخفی خواهند شد.
بدیهی است حرمت و احترام بانوان گرامی در این راهپیمائی ها در درجه نخست اهمیت است. چنانچه بانوان در شعارهای خود ضمن انتقاد منطقی و مؤدبانه توهینی نکنند از سوی رژیم هم به ناچار با آنان رفتار انسانی خواهد شد. در غیر آنصورت احترام به شخصیت بانوان باید از سوی محافظان مرد رعایت و مراقبت شود.
بازهم یادآور می شود که تنها راه رهائی از این رژیم جهنمی ضد مردمی شرکت همه مردم از زن و مرد در تظاهرات خیابانی است.
نظر کارشناسان درادامه تظاهرات:
در تظاهرات مردم علیه رژیم که از روز پنجشنبه ۲۸دسامبر ۲۰۱۷ در مشهد آغاز شد و به شهرهای دیگر ایران کشید و برای مدت دوهفته ادامه یافت،آقای هاشم خواستار نماینده معلمان کشور در مصاحبه با شبکه «دُرّ تی وی» با اشاره به اعتراضات گسترده مردم در بیشتر شهرهای ایران گفت: “کارد به استخوان مردم رسیده و از این فقر و فلاکت، و ظلم و ستم حاکمانی که آنها را به خاک سیاه نشانده اند بیزار شده اند و قیام کرده اند.”
این فعال مدنی که ساکن شهر مشهد است، افزود: حاکمان کنونی کفایت و توان اداره کشور را ندارند و منشا تمامی بحرانهای بوجود آمده برای کشور هستند. ایشان آنگاه یادآور شد که “من از مردم میخواهم که به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی عقب نشینی نکنند. من مطمئن هستم که این اعتراضات به همان آزادی واقعی که مردم ایران از انقلاب مشروطه به دنبال آن هستند، ختم خواهد شد.”
نکته پر اهمیت دیگر که باید باردیگر در اینجا یادآور شد آن است که این تظاهرات مردمی تانتیجه قطعی برکناری حکومت باید همچنان در همه کشور ادامه یابد. بنابراین، ترس از پاسدار، بسیجی، و تهدیدهای آبکی رژیم هیچکدام نباید موجب دلسردی و عقب نشینی مردم شود. از فارسی یادواره ای(ضرب المثلی) داریم که می گوید” مرگ یک بار، شیون هم یک بار”.البته بیان مرگ در اینجا رها شدن و نجات یافتن از رژیم ضد ایرانی ولایت فقیه و رسیدن به آزادی و دموکراسی است.
در تاریخ چند هزارساله ایران کمتر دیده شده که در برابر حملات دشمنان کشور و یا تحمیل هدفهای ضد انسانی آنان به گروهی و یا همه مردم ایران، ایستادگی و تظاهرات دسته جمعی مردم اعم از پیر و جوان، زن و مرد، با مرام های مذهبی و برداشت های گوناگون بتواند دشمن را به زانو در آورد و آنان را ناچار به عقب نشینی و تجدید افکار و هدف های ناانسانی خود نماید.
یورش های نظامی که از سوی متجاوزان جنگی مانند تازیان، چنگیز، تیمور، و یا فرماندهای محلی مانند نادر ، کریمخان زند، افراد خانواده صفوی، محمود و اشرف افغان، خانواده قاجار به گروههای دیگر ایرانی شد همگی از یک فرمانده و تعداد اندکی سرباز و هوادار بهره می بردند. و همواره تعداد کمی از ایرانیان که در برابر آنان ایستادگی می کردند بسیار ناچیز و اندک بودند. وگرنه نه پای عرب به ایران می رسید، نه نیشابور شهر بزرگ و تاریخی خراسان از سوی سپاه چنگیز به آتش کشیده می شد و مردمان آن از دم تیغ جلادان چنگیز می گذشتند و یا شهر اصفهان از سوی تیمور قتل ٰام می شد…
دختر جوانیکه با شجاعت و دلاوری یکه و تنها حجاب اسلامی را به دور انداخت و در میان مردم علیه حجاب ضد انسانی اسلامی به تبلیغ و سخنرانی پرداخت. این دختر دلاور و مبارز تا کنون ناپدید شده و از او اطلاعی در دست نیست.
تجاوز چند هزار آخوندبیشرف فرومایه به اصالت و فرهنگ ایرانی:
به راستی جای شرم و خجالت است که برای مدت ۴ دهه کشورمان، دارائی امان، شرفمان، ناموسمان، هستی امان، نفس کشیدنمان، امروز، فردا، و آینده امان در دست کمتر از ده هزار آخوند ضد ایرانی، فرومایه و نا انسان زیرو رو و تصمیم گیری شود. زیرا ما ملتی هستیم که با همدیگر توافق، همکاری، دلسوزی نداریم. اگر خانه همسایه امان به آتش کشیده شود خوشحالیم که به خانه ما آسیبی نرسیده است.
در گذشته زنان ما تنها ماندند و اکنون مردان:
در تظهرات یکشنبه بیستم اسفند ۱۳۵۷ که بانوان کشورمان برای دفاع از حقوق پایمال شده خود به خیابانها آمدند، نه تنها مردان با آنان همکاری نکردند بلکه به مخالفت پرداخته و سد راه هدف آنان شدند.
در تظاهرات خیابانی در تاریخ یکشنبه بیستم اسفند ۱۳۵۷ در سراسر تهران و بیش از ۱۶ شهر ایران انجام شد و حتی چند هفته ادامه داشت به علت شرکت نکردن زنان و نداشتن همکاری آنان با مردان، نیمی از جمعیت ایران فلج ماند و اقدامی انجام نداد و سرانجام باعث و بانی شکست این تظاهرات ملی و انسانی شد.
بنا بر گزارش وال استریت ژورنال و دیلی میل لندن، پلیس نیویورک در تاریخ ۲۹ سپتامبر یک ایرانی به نام منصور ارباب سیر را در فرودگاه جان اف کندی دستگیر می کند. این مرد ۵۸ ساله که از تابعیت آمریکایی برخوردار بوده، و ساکن تگزاس است، در بازجویی های خود اعتراف می کند که با مردی به نام غلام شکوری از سپاه قدس برای کشتن عادل الجبیر سفیر عربستان در آمریکا در تماس بوده است.
منصور ارباب سیار برای انجام این کار، سفرهای متوالی به مکزیک کرده، و با باندی برای انجام این کار به توافق رسیده است که به عنوان بیعانه صدهزار دلار به حسابی در آمریکا واریز شده است. گویا بعدها، این باند جریان را به پلیس آمریکا گزارش می دهد که موجب دستگیری منصور ارباب سیر می شود.
منصور ارباب سیر اضافه می کند که برای کشتن سفیر عربستان، ۱/۵ میلیون دلار پرداخت می شود و قرار بر این بوده در رستورانی که عادل الجبیر معمولاً حضور به هم می رساند، بمب گذاری کنند.
باید دانست که رژیم اسلامی در کشتن مخالفین خود سنگ تمام گذاشته، و در این سه دهه گوی سبقت را از هر قاتل و جنایت کاری از هیتلر گرفته تا چنگیز و تیمور ربوده است. همه ما کشتار ددمنشانه دکتر صادق شرفکندی در رستوران میکونوس آلمان دکتر بختیار، و فریدون فرخ زاد ویا بمب گذاری در مرکز یهودیان آرژانتین را از یاد نبرده ایم. بنابراین، اگر رژیم اسلامی ضد ایرانی تصمیم به این کشتار گرفته، جای تعجب و شگفتی نیست.
حال، باید بررسی کرد که چرا رژیم آخوندی کمر قتل به سفیران عربستان و اسرائیل بسته است؟. اختلاف رژیم آخوندی با عربستان را می توان به شرح زیر دانست:
۱- رژیم آخوندی شیعه اثنی عشری با هر مرام و اندیشه ای که امام زمان آنان، یعنی آبشخور و دکان رزق و روزی آخوندها را نادیده بگیرد و تخته کند، مخالف است. بنا براین نمی تواند رژیم سنی مذهب عربستان را بپذیرد. رژیم عربستان نیز مذهب شیعه را انحرافی و شیعیان را کافر می خواند.
این ویدیو از طرح ریزی نقشه کشتن سفیر عربستان به وسیله دولت ایران، و تماس منصور ارباب سیر با آدم کشوان مکزیک و نحوه قرارداد آنان گفتگو می کند.
۲- رژیم آخوندی، دو سال پیش شیعیان یمن در مرز عربستان را علیه عربستان شوراند و برای آن دولت مشکلات زیادی به وجود آورد. همچنین، در قیام و تظاهرات مردم بحرین، به تحریک و شوراندن شیعیان علیه رژیم سنی مذهب آن کشور پرداخت. دولت عربستان هم که از نظر تروریستی و پروراندن جنایتکاران و آدمخواران دست کمی از رژیم ایران ندارد، به تلافی، تانک های خود را به نفع و برای پشتیبانی و حمایت رژیم آن کشور، وارد منامه پایتخت بحرین نمود.
رفتار زشت و ناهنجار رژیم آخوندی با دگر اندیشان، به ویژه با بهایی ها، یهودیان، عیسوی ها، مخالف عقیده و برداشت مردم ایران، و در حقیقت غیر قابل تحمل است. این برنامه پلید و زشت کشتن سفیر عربستان، ویا اسرائیل، نه تنها موج نفرت و انزجار جهانی را برانگیخته، بلکه ایران را در برابر عربستان و آغاز یک جنگ اجتناب ناپذیر قرار داده است.
بدبختانه جنگ میان سنی و شیعه با تحریکات و نفهمی های رژیم کشتارگر آخوندی در پیش روست. جنگی که می تواند خانمان سوز و بنیان برافکن باشد. دو رژیم خرافاتی عربستان و ایران، آمادگی آن را دارند که خاورمیانه و همه منطقه را به آتش و خون کشند. چیزی که زنده یاد دکتر مصدق از آن وحشت داشت، و ترس و نگرانی خود را با آندره پریسو گزارش گر فرانسوی در میان گذاشت.
با نگاهی به تاریخ جنگ های خانمان برانداز میان دولت عثمانی و دولت صفوی در سالیانی دراز به دنبال رسمی کردن مذهب شیعه در ایران از سوی شاه اسماعیل صفوی می توان به عمق این فاجعه پی برد.
بنابراین دولت عربستان که نمی تواند رژیم شیعه، آن هم رژیمی سرکش و طغیان گر را در نزدیکی خود تحمل کند، دارای همه گونه تجهیزات و آمادگی جنگ با ایران است. به ویژه آن که دولت آمریکا در تابستان گذشته ۶۰ میلیون دلار به عربستان اسلحه و مهمات فروخته است و تحریکات دولت اسرائیل نیز نمی تواند بی اثر باشد.
نقشه کشتن سفیر عربستان که بی اثر ماند، باید دید کی نوبت سفیر اسرائیل می رسد و یا پیش از آن عربستان به خواسته اسرائیل و آمریکا به ایران حمله نظامی خواهد کرد؟
دولتها عملن نماینده و خدمتگذار ملت خود بوده و مسئول اجرای درست و پاسخگوی کارهائی می باشند که بدانان سپرده شده است. چنانچه مسئولی نتواند کار خود را به خوبی و بارضایت همگان به پایان برساند باید پاسخگوی اشتباه کاری وکیفیت ناقص کار خود بوده و در برابر آن خسارتی که تأیین شده بپردازد و حتی از سمت خود استعفاء دهد.این روشی است که در کشورهای پیشرفته وآزاد جهان همواره اجراء می شود.
اما درمورد کشورمان ایران که قرنهاست زیر یوغ تازی زده های دیکتاتور اسلامی قرار گرفته و قوانین حیوانی در آن اجراء می شود،از شرافت انسانی و قوانین بشری در آن خبری نیست و همه فرمانها براساس خواسته ها و امیال بوالهوسانه یک فرد و یا یک گروه قابل اجراء می باشد.
دیگر اینکه، دراین شرایط گرچه اعتراض و بیان نارضایتی امری انسانی و عادی به شمار می رود و در بیشتر موارد مورد بررسی و تجدید نظر قانونگذار میشود ولیکن بدبختانه در مورد کشور ما با وجود رژیم جهنمی آن، امکان پذیر نبوده و بیدرنگ اعتراض کنندگان را دستگیر و زیر شکنجه مرگ آور و توهین های وحشیانه مانند گوسفندتسلیم و بدهکار و محکوم به زندان های درازمدت در مکان های گمنام و ناشناس می کنند.
عمده زندانیان امنیتی در ایران ذیل ماده ۵۰۱ (جاسوسی) و ماده ۵۰۸ (همکاری با دولت متخاصم) قانون مجازات اسلامی مورد محاکمه قرار میگیرند، با توجه به عدم شفافیت دستگاه قضایی در رسیدگی به این قبیل پرونده ها، با توجه به اینکه دستگاه قضایی بر اساس سابقه در مواردی برای برخورد با مخالفان سیاسی خود از طرح اتهامات امنیتی به عنوان حربه ای استفاده کرده است و با توجه به عدم اطمینان از برخورداری محکومان از یک دادرسی عادلانه، تهیه و تنظیم این لیست صرفا بر اساس طرح اتهامات رسمی قوه قضائیه علیه شهروندان زندانی صورت میگیرد و مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در غیاب شفافیت در پرونده های قضایی، مستقلا نمیتواند انتساب این اتهامات به شهروندان را تایید کند.
زندانیان سیاسی زن در ایران
بیش از ۷ سال است که زندانیان سیاسی زن در بند زنان زندان اوین از حق تلفن و بسیاری دیگر از حقوق قانونی خود محروم هستند. زندانیانی که برخی از آنها علیرغم گذشت سالهای طولانی از حبس و محکومیتشان از امکان استفاده از مرخصی هم محروم بودهاند. در حال حاضر ۲۶ زندانی از طیفهای مختلف سیاسی و عقیدتی در بند زنان زندان اوین، به گفته خانوادههای شان از هر ملاقات تا ملاقات بعدی در ایزوله کامل و بیخبری مطلق از خارج از زندان قرار دارند.
زهرارهنورد، استاد دانشگاه و از رهبران جنبش اعتراضی پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ ایران از بهمن ماه سال ۸۹ در حصر خانگی است. چهرههای حکومتی و نظامی ایران اتهامات متعددی علیه خانم رهنورد مطرح کردهاند، اما با وجود اینکه این اتهامات تاکنون در دادگاه مورد بررسی قرار نگرفته، زهرا رهنورد به اتفاق میرحسین موسوی در خانه مسکونی خود در کوچه اختر در حصر خانگی قرار دارند. زینبجلالیان، زندانی سیاسی کرد از سال ۸۶ در زندان به سر میبرد و سنگینترین حکم محکومیت (حبس ابد) را در میان زندانیان سیاسی زن دارد. او سال ۸۸ به اتهام خروج غیرقانونی از کشور به یک سال حبس تعزیری و به اتهام محاربه از طریق عضویت در پژاک به اعدام محکوم شده بود؛ حکمی که با یک درجه تخفیف و به گفته وکیل اش، با عفو رهبری نقض و تبدیل به حبس ابد شد. او بیش از ۹ سال است بدون مرخصی در زندان به سر میبرد و خانوادهاش میگویند که پی گیریهای آنها برای مرخصی فرزندشان تاکنون بی نتیجه بوده است. خانم جلالیان در حال حاضر در زندان خوی زندانی است.
دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران اما در بند زنان زندان اوین به سر میبرند. علاوه بر آنها دو متهم دیگر با اتهامات سیاسی-امنیتی، یعنی هما هودفر و نازنین زاغری در سلولهای انفرادی و در بندهای امنیتی زندان اوین در بازداشت هستند.
هماهودفر استاد بازنشسته دانشکده مردمشناسی دانشگاه کونکوردیای شهر مونترال کانادا است که از ۱۷ خرداد و پس از سفر به ایران بازداشت و به “همکاری با یک دولت خارجی علیه جمهوری اسلامی ایران” متهم شده است. او کارشناس امور جنسیت در اسلام است و کتابها و مقالاتی در این باره چاپ کرده. خانم هودفر تابعیت ایرانی، کانادایی و ایرلندی دارد.
بر اساس اعلام خانواده خانم هودفر او تا پیش از بازداشت بارها مورد بازجویی قرار گرفته، احضار شده و بیش از ۱۰۰ میلیون تومان وثیقه سپرده بود
زندانیان بهائی در ایران؛
جامعه بهائی مردمانی صلح طلب و بسیار میهن پرستند. برای مثال پیروان بهائی در شهر یزدکه پا به مسلمانان، پیروان یهودی و زردشتیان آن استان در صلحو آرامش و دوستی به سر می برند از گذشته تا کنون به علیل آن که گفتار و کردار آنان مخالف آخوندهای بی شرافت دشمن ایران و ایرانی بوده همواره از سوی آخوند و آخوند چه مورد قتل، جرح، اذیت وآزار قرار گرفته اند. در حالی که پیروان بهائی صد درصد ایرانی، انسان های بزرگ و فرهیخته و علاقمند به فرهنگ و سر بلندی ایران می باشند ولیکن آخوند مانندموریانه و گرگ درنده دشمن تک تک مردم ایران است.
آزیتارفیعزاده از همکاران موسسه علمی آزاد بهائیان خرداد سال ۹۰ به اتفاق همسرش پیمان کوشک باغی بازداشت و با اتهام “اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در موسسه علمیآزاد BIHE” به ۴ سال زندان محکوم شد. خانم رفیعزاده از آبانماه سال ۹۴ در حال سپری کردن محکومیت خود است و همسرش با محکومیت ۵ سال زندان در زندان رجایی شهر زندانی است.
نسیمباقری، یکی دیگر از مدرسان موسسه علمی آزاد بهائیان است که از اردیبهشت ۹۳ در بند زنان اوین زندانی است. او به اتهام “تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت کشور از طریق همکاری با موسسه غیرقانونی” به ۴ سال زندان محکوم شده است.
الهامفراهانی، شهروند بهایی هم ۴ سال محکومیت دارد و از اردیبهشت ۹۳ در بند زنان زندان اوین به سر میبرد. او به اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در تشکیلات بهاییت متهم و محکوم شده است. همسر و فرزند او عادل و شمیم نعیمی در زندان رجایی شهر زندانی هستند.
زندانی خانم بهاره هدایت:
بهارههدایت، فعال سرشناس دانشجویی در ایران با حکم سنگین ۱۰ سال زندان در بند زنان زندان اوین، زندانی است. او عضو شورای مرکزی و سخنگوی سابق دفتر تحکیم وحدت است که دهم دی ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به ۲ سال حبس به دلیل توهین به رهبری، ۶ ماه حبس به دلیل توهین به رئیس جمهوری و ۵ سال حبس به خاطر اقدام علیه امنیت ملی و نشر اکاذیب محکوم شد. خانم هدایت پیشتر به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق مشارکت در برگزاری تجمع اعتراضی زنان در ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ به دو سال حبس تعلیقی محکوم شده بود.
خیزش و اعتراض مردم در سراسر کشور:
ملت زجر کشیده وسیلی خورده از دست آخوندهای بیشرف و فرومایه، سرانجام برای باردیگر دراین ده روزعلیه این جانیان و آدم کشان حرفه ای در بیشتر شهرهای ایران به خیابانها ریختند و فریاد مرگ بر دیکتاتور کشیدند. این فریاد نفرت و کینه توزی ملت زجر کشیده ایران علیه آخوندهای جنایتکار است که سالهاست از خون ملت ایران تغذیه می کنند.
در سرلوحه این جنایتکاران، آدم کش معروف خامنه ای ابر جنایتکار و خانواده همه جنایتکارش و همچنین آدمک و نوکر او روحانی آخوندک دشمن ایران و ایرانی و یک گله آخوند متجاوز و مفتخور دیگر است. این زالوهای ضد فرهنگ ایرانی هر آنچه که پادشاهان بزرگ پهلوی با اصالت و فرهنگ صد در صد ایرانی خود طی سالها در آبادی، پیشرفت، و درخشانی کشورمان کوشیدند و برای کشور آخوند زده دوران قاجار اعتبار و آبرو کسب کرده و در صحنه بین المللی آن را شکوفا و درخشان نمودند ویران کرده و به یک تل ویران گداپرور و مانند ۱۴ سده گذشته به گنداب تازی زده تبدیل نمودند
َیادآوری به ابر جنایتکار خامنه ای و نسل آخوندان مفتخور:
خیزش و بپا خیزی نسل جوان بیباک و زجر کشیده ایران در این ده روزه در سراسر کشور که همچنان ادامه دارد برای باردوم به شما خامنه ای جنایتکار، مزدوران، چاقو کشان، و آمکشان گرداگرد او که با چند ده هزار آخوند مفتخور و جنایتکار دیگرمملکت ما را قبضه کرده اند اینست که اگر اینبار هم قیام ملت ایران به ویژه خیزش جوانامان را مانند سال ۸۸ نادیده بگیرید و با به کارگماردن مشتی چاقوکش و آدم کش حرفه ای و استخدام و به کارگیری آدم کش های فلسطینی به قتل عام جوان ما پردازید اینبار در آینده نه چند دور با انقلاب همه جانبه مردم روبرو شده و خواهید دید که نسل آخوند مانند شغالهای سر خرمن قتل عام و پیکر کثیف آنان در هر کوی و برزنی بر چوبه دار آویخته خواهید دید.
نازنین زاغری رتکلیف شهروند بریتانیایی ایرانی است که به گفته همسرش برای دیدار با اعضای خانوادهاش به ایران سفر کرده و ۱۵ فروردین ماه هنگام خروج از ایران بازداشت شده است.
او ابتدا در زندان کرمان زندانی بود اما بعد به بند امنیتی زندان اوین منتقل شد. خانم زاغری به همراه دختر ۲۲ ماهه خود به ایران رفته بود. پاسپورت فرزند خانم زاغری که فقط ملیت بریتانیایی دارد در فرودگاه ضبط شده و او هم اجازه خروج ندارد.
یادآوری به پاسداران و بسیجی ها:
ملت ایران به ویژه نسل جوان به پاخاسته ما از شما انتظار دارند که دنباله منا فع مردم کشورمان و سر بلندی آداب و رسوم و فرهنگ کهنسال کشورمان باشید. آیا از نوکری وبردگی آخوندهای جنایتکار ضد ایران و ایرانی خسته نشدید؟، آیا همچنان بردگی خامنه ای آدم کش ابر جنایتکار را بر خدمت ملت بزرگوار ایران ترجیح میدهید؟. اندکی به شرافت و انسایت خود رجوع کنید که کدامیک درست تر است!.
یادآوری چند نکته به آقای روحانی؛
آقای روحانی که ۶ ماه پیش با وعده و عید از سادگی و زود باوری ۲۳ میلیون ما مردم ایران سوء استفاده کرد و بالاترین مقام اجرائی مملکت را در دست گرفت، بزودی نشان داد که همه گفته ها و سخنرانی وی پیش از انتخابات، در هیچ شهر و مکان ایران حقیقت نداشته و همه آنها برای گول زدن ما ملت ایران بوده است. ملت مردم ایران هم اکنون به خوبی می دانند که آقای روحانی نیز همانند هزاران آخوند ریز و درشت غارتگر و مفتخور سوار بر مردم ایران کمترین هویت و علاقبندی به فرهنگ و تاریخ نداشته و در طول تاریخ فرو رفتنمان در دام تازیان و ویرانگری تاریخی آنان بر سرزمینمان هیچگاه از ظلم و ستم به مردم ما و خیانت و داشمنی با گذشته و تاریخ پرشکوه ایران نداشته اند.
تذکر دیگر به روحانی:
اگر روحانی کمترین غیرت و شرافت انسانی داشته باشد باید از اینکه ۶ ماه پیش ۲۳ میلیون هم میهنان ما را به صلابه کشانده و با حقه بازی که کار همه آخوندها است، به نفع خود رأی گرفته، و همچنین مزدور خامنه ای جنایتکار بودن و چشم بی ناموسی داشتن به دختران ناموس مردم داشتن، فوری استعفاء داده و در گوشه ای خود را گم و کور کند. در غیر این صورت از بیحیائی و بی شرمی آخوند جز این نمی توان انتظاری داشت.
آخوند قومی کثیف و ضد ایران و ایرانی:
برای من نگارنده روشن نیست با آنکه پوشش ، گفتار، رفتار، و اندیشه این قوم سودجوی و آماده خور کمترین هم آهنگی و همراهی با فرهنگ و تاریخ کشور کهنسال ما ندارد چگونه می شود که بازهم مردم ما گول این طبقه شیاد را خورده و با آنان همراهی و همکاری می کنند.؟!
هدف قیام مردم در روزهای اخیر چه بوده؟:
نکته دیگر، در روزهائی که سرتاسر مملکت هم میهنان ماعکس های خامنه ای جنایت کار رااز روی ساختمانها پاره می کنند و فریاد مرگ بردیکتاتور آنان به هوا می رسدآقای روحانی از چگونه دنباله رو و دلقک این ابر جنایتکار تایخ کنونی کشورمان قرار می گیرد و هرآنچه او در کنار خاله زنک ها نشخوار می کند و جنایات خودرا به کشورهای غرب از جمله آمریکا، عربستان، اسرائیل، و کشورهای اروپائی نسبت می دهد بیدرنگ تکرارمی کند و حال عمومی هرانسان باشرافتی را به هم میزند.
آیا نمی توان تصور نمود که ۲۳ میلیون انسان ساده دل و دلپاک باردیگر گول خوردند و به یک دشمن ایران و ایرانی رأی دادند در حالیکه او کمترین عرق ملی نداشته و تنها مزدور و جیره خوار خامنه ای جنایتکار است و تازی پرستی و پایمال کردن آئین، رسوم، فرهنگ، و تاریخ گذشته درخشان کشورمان در سرلوحه خیانت های این قوم ضد ایرانی به شمار می رود!.
Video Player
00:00
00:59
اعتراضات و قیام مردم آبادان و شعار آزاد کردن زندانی ها در هزاران بند آخوند و سپاه پاسداران نوکر آخوند و دشمن مردم ایران.
حق بیمه طلاب و روحانیون غیرشاغل
۲۹۶میلیارد تومان _صفحه ۱۹۶ شورای سیاست گذاری حوزه علمیه خواهران
۲۵۸ میلیارد تومان _صفحه ۲۰۱
نهاد رهبری در دانشگاه ها
۱۲۹میلیارد تومان_صفحه ۱۶۷
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی
۴۷ میلیارد تومان _صفحه ۱۸۴ مجمع جهانی اهل بیت
۴۷ میلیارد تومان_صفحه ۱۸۹ صندوق توسعه فرهنگ قرآنی
۴۰ میلیارد تومان_صفحه ۱۵۷
مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی
۳۷ میلیارد تومان نشر آثار امام خمینی
۲۶میلیارد تومان_صفحه ۱۹۴
راهیان نور
۲۲میلیارد تومان _صفحه ۹۹
آستان مقدس امام خمینی
۱۸میلیارد تومان _صفحه ۱۹۶
ستاد اقامه نماز
۱۸میلیارد تومان_صفحه ۲۰۰
مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی
۱۶ میلیارد تومان _صفحه ۲۰۰
مراسم ارتحال امام
۹ میلیارد تومان _صفحه ۱۹۶
و اما فقط چند نکته تکان دهنده در بودجه کشور به عنوان نمونه:
وقتی بودجه خدمات حوزه علمیه برابر است بامجموع بودجه ۴ وزارت خانه و ۳ سازمان بزرگ کشور(وزارت جهاد کشاورزی+ وزارت کار و رفاه+ وزارت صنعت و معدن + وزارت راه و شهرسازی + سازمان محیط زیست + سازمان شهرداری ها و دهیاری های کل کشور + سازمان امور دانشجویان) !!!
. وقتی کل سهم سازمان غذا و دارو از بودجه سال ۹۷
تنها ۳۳ میلیارد
و حق بیمه طلاب و روحانیون غیرشاغل
۲۹۶میلیارد است
یعنی۹برابر
وقتی کل سهم “سازمان امور دانشجویان” از بودجه سال ۹۷
۱۱میلیارد
ولی “مراسم ارتحال امام”
۹میلیارد بودجه می گیرد!!!
وقتی در کشور ایران “جامعه المصطفی العالمیه” ۲۴میلیارد بیشتر از مجموع سهم های این وزارت خانه ها سهم میبرد:
وزارت کار و رفاه اجتماعی۱۶۲میلیارد +وزارت راه و شهرسازی ۸۱ میلیارد +
وزارت سازمان غذا و دارو ۲۶ میلیارد
چه میزان می توان بیکاری جوانان+تلفات جاده ای، ترافیک، آلودگی+فقر مردم در برابر هزینه های بهداشت و درمان را بهبود بخشید؟
و عجیب تر اینکه بودجه “جامعه المصطفی” بیشتر از بودجه وزارت کار و رفاه+ بودجه وزارت راه وشهرسازی+ بودجه سازمان غذا و داروست
پس باید به حال خود و اهل وعیالمان وبه حال کشور بی پناهمان بگرییم