۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۶, سه‌شنبه

انتخاب میان ۶ مزدور فریبکار رژیم



داستان مضحک و تهوع آور انتخابات اعم از ریاست جمهوری و یا نمایندگان مجلس که ملتی را مانند کودکان به بازی گرفته اند هر چهار سال یک بار تکرار می شود. به دنبال تبلیغات و بوق کرنای رژیم چند مزدور بیسواد و نادان که حلقه نوکری و بندگی آخوند مشهدی را به گردن نهاده و هیچگونه هویت ملی و مردمی ندارند و آماده اند همه گونه خیانت، وطن فروشی، دزدی، و غارتگری را بنا بر میل و خواسته ارباب خود به اجراء در آورند، وارد میدان شده اند.
اینان اعم از انتصاب به اصطلاح ریاست جمهوری، و یا نفراتی که مورد توجه شیخ بزرگ قرار گرفتند، ولیکن همچنان غلام حلقه به گوش آخوند مشهدی باقی میمانند و آنگاه هرکدام با سرمایه ناگفتی از غارتگری های خود به گوشه ای در ایران و یا کشورهای دیگر می خزند و تا پایان عمر با اموال و سرمایه های غارت شده در کمال خوشی و بی خبری می گذرانند.
به راستی در این ۳۸ سال گذشته این نوکران و مزدوران ملای مشهدی چه جنایتها را که انجام ندادند؟!، چه غارتگری ها که نکردند؟! و چه وطن فروشی ها که ننمودند؟! آیا در سراسر تاریخ چند هزار ساله ایران، خیانت کاران، دزدان، و وطن فروشانی مانند آخوند در ایران دیده شده؟.

سعید مرتضوی اابر جنایتکاری است که موجب قتل و سلاخی شمار زیادی در زندان کهریزک شد. هنوز هم آثار جنایات و خوانریزی از چشمان شرر بر این ناکس برق می زند.
ایران  در گذشته بارها به دست گروههای بیگانه از مغول، تیمور، سلجوقیان و ترکان دیگر افتاده که هر گروه و هر طایفه پس از گذشت چند صباحی برای آبادی و سربلندی کشورمان دل سوزاندند و حتی جان خود را در راه نجات آن مایه گذاشتند. ولی آخوند بی وطن و فرومایه تاکنون به نفع مزدوران تازی مملکت ما را چپاول و غارت کرده است.

با مترسکان این دوره ملای مشهدی آشنا شوید:


در انتخابات مسخره امسال،آخوند مشهدی ۶ دلقلک و مزدوری که کمترین نشانه مردمی ندارند و هرگز در هیچ شرایطی امکان نداشت که  از سوی ملت ایران کاندیدا شوند، ظاهرا به مناظره که آنهم از همه مسخره تر است و چیزی سوای خر کردن مردم نیست وا میدارد تا از میان آنان یک مزدور به نوکری و سرسپردگی آخوند مشهدی انتخاب شود.
مناظره این ۶ دلقک روز جمعه گذشته چنین بوده است:

در مجلس روضه خوانی مزدوران ولایت فقیه شرکت کنید تا شاید دست غیبی از آستین در آمده و کشور آش و لاش ما را از بدبختی نجات دهد.

۱- * مرتضی حیدری مجری:

با درود بی‌کران به روح پرفتوح امام عزیز و شهدای گرانقدر دفاع مقدس بخصوص شهدای اخیر حادثه مرزبانی حضور یکایک حضار محترم بینندگان محترم و ملت شریف ایران سلام عرض می‌کنم…..  خداوند منان را شاکریم که نخستین مناظره ما مصادف با اولین روز شعبان و آخرین مناظره ما مصادف با نیمه شعبان سالروز میلاد حضرت ولی عصر(عج)، همه اعیاد را به شما تبریک عرض می‌کنم به ساحت مقدس نبی مکرم اسلام حضرت محمد درود می‌فرستم و امیدوارم به‌ برکت این ایام برنامه‌های خوبی را بتوانیم تقدیم شما بینندگان عزیز کنیم.
خوانندگان محترم ما در می یابد که این نخستین دلقک به جای وارد شدن به مسائل در هم مملکت و مشکلات مردمی، تنها به نوکری و سرسپردگی تازیان و دشمنان دیرینه کشورمان می پردازد. از این بوزینه باید پرسید مسائل مردم و مشکلات مملکت چه ربطی به روح پر فتوح آخوند در گذشته و یا ماه شعبان ودیگر تازیان دارد؟! این مجری سال به سال بی خاصیت تر شده و مانند یک احمق جلوه می کند.

۲-**  سید مصطفی  میرسلیم:


بفرمایید طرح و برنامه ۴ ساله شما برای مدیریت حاشیه‌نشینی و جلوگیری از این پدیده چیست؟. آقای میر سلیم گرچه تحصیلاتی در رشته مهندسی داشته ولی گویا ترجیح داده تا در چنبره و دایره آخوندهای دزد ضد ایران و ایرانی  بماند و با شرکت خود را در درنامه های ضد میهنی باآنان  در چپاول مملکت کماکان شرکت باشد. کارنامه میرسلیم در وزارت ارشاد رفسنجانی بسیار سیاه است و او از افراد تندرو و امنیتی محسوب می شود که بیشتر به یک بازجوی اطلاعات شبیه است تا رئیس جمهور.

مناظره تلویزیونی میان ۶ دلقک ولی فقیه.

میرسلیم:

بسم الله الرحمن الرحیم
مهمترین سرمایه که در هر کشوری وجود دارد، نیروی انسانی آن است؛ این نیروی انسانی باید متناسب با ظرفیت‌های زیستی در کشور توزیع شود و بر مبنای استعدادی که نیروی انسانی دارد، مشارکت کند در پیشرفت کشور.
*میرسلیم: عدم توجه به آمایش سرزمینی موجب روی آوردن روستائیان به شهرها شده است….
نکاتی که آقای میرسلیم عنوان کرده است با وجود  بندگی و فرمانبری او از آخوند مشهدی، بسیار بدیهی و پیش پا افتاده و برای همگان شناخته شده است که حتی یک بی سواد دهاتی نیز آن را می داند، ولیکن باز هم  با ارزش بوده و قابل مقایسه با روضه خوانی نفر اول نیست.

۳- ** سیدمصطفی هاشمی‌طباء

سیدمصطفی هاشمی‌طب به انتقاد از میرسلیم می پردازد و اعتقادی بدان ندارد که انسان ها می توانند درست و یا غلط از سرزمین و خاک خود بهره برداری کنند. همانگونه که اگر باران نبارد و آب نباشد آن را از خداوند و مصلحت الهی می دانند. حال اگر، پاسداران  در سراسر کشور سدهایی ساختند و یا با کندن چاههای بیشماری تالاب ها و منابع آب را خشکاندند، اینها خواست و اراده پروردگار بوده است!.
مسائل و راه حل هائی که این کاندیداهای ولی فقیه مطرح می کنند  و یا همدیگر را به نفع خود به باد انتقاد می گیرند در سطح گفتگوهای شبانه روزی و گفتگوی پای کرسی است که  میان زنان و شوهران در خانه هاست و چیز تازه ای نیست که اینان بخواهند و یا بتوانند مشکل مملکت را حل کنند.

۴-** اسحاق جهانگیری:

“خوشبختانه در زمینه مسائل اجتماعی با جلسات و گزارش‌های یکه وزارت کشور تهیه کرده جلساتی که محضر مقام معظم رهبری بوده تصمیمات بسیار خوبی گرفته شد “ این بابا خود را به دمب مقام معظم رهبری می چسباند و معقتد است آنچه را ایشان گفته و یا کرده اند بدون نقص ، کامل و دور از هر انتقادی است.

۵- ** سیدابراهیم رئیسی


این آخوندک که سابقه جنایت و آدم کشی فراوان به ویژه در قتل عام دانشجویان سال ۶۷ دارد و پرونده خیانت و وطن فروشی او سنگین و غیر قاب حمل می باشد معتقد است که :” امکان ندارد که نظام اداری جز با شفاف‌سازی و نظارت یک نظارت همگانی خود مردم، نقدپذیری نظام اداری، این مطلب بسیار مهم است که اگر مناقصه‌ها شفاف بشود اگر این نوع اقدامات انجام شود در تضمین سلامت نظام اداری بسیار مهم است.
شرکت‌های دولتی نباید خانه خلوت باشد. شرکت‌ها گاهی اوقات خانه خلوت هستند. می‌گوییم سفر خارجی باید منضبط باشد نمی‌شود که به وزارتخانه بگوییم فقط باید شرکت‌ها همینطور باشد. هم شرکت‌های دولتی و هم نظام اداری باید شفاف باشد. ما باید به این نقطه برسیم.”
ابراهیم رئیسی گویا قصد دارد دهها میلیون ایرانی را زیر پوشش کمیته امداد در آورد که برای کشوری با سابقه و فرهنگ و منابع مانند ایران جای بسی شرمساری است.

با جلاد سال ۶۷ در زندانهای ایران که به نسل کشی چند هزار جوان میهن پرست سرانجام یافت، بهتر آشنا شوید.


۶- ** محمدباقر قالیباف 

این بابا که با جنایات و دزدی های خود تهران را به لجن کشیده، اکنون بابیشرمی و گستاخی  خود راکاندیدای بزرگترین پست مردمی کشور کرده است.

این ناانسان که گویا خواهر زاده خامنه ای است و جنایت پیشگی و هرزگی را از خالوی خود به ارث برده است کارهای ضد ملی و ضد انسانی بیشماری انجام داده که خلاصه آن از اینقرار است:


۱- کشتار دانشجویان کوی دانشگاه در ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸،
۲- دزدی زمین های اطراف تهران
۳- تفکیک جنسیتی و بیرون کردن زنان از شهرداری
به روح  پلید و جنایت بار پاسدار قالیباف که باید او را جلاد دانشگاه”، نامید، پی خواهید برد. در این ویدیو  می فهمیم که همه جنایت ها و کشتار درون و برون کشور به دستور خامنه ای، و با موافقت هاشمی رفسنجانی صورت گرفته است.
۴- کوتاهی، بی توجهی، وسهل انگاری در مراقبت و نگهداری پاساژ عظیم آلومینیم که موجب ویرانی و از بین رفتن و از دست دادن جان دهها کارمند شریف و میهن دوست آتش نشانی نشد. بی گمان به لجن کشیدن تهران به عنوان به اصطلاح شهردار و از بین رفتن پاساژ و برج آلومینیم از گناهان کبیره این نساس وطن فروش است.
اگر در هر کشور دیگری این گونه سهل انگاری، سست کاری، و بی توجهی انجام می گرفت شخص مسئول مانند قالیباف از سمت خود بی درنگ استعفاء می داد و آنگاه در یک دادگاه ملی و مردمی آنهم دور از وجود آخوند شرور محاکمه می شد و به سزی خیانت و کوتاهی خود می رسید.
ولی چه می توان کرد که در رژیم ضد بشری اسلامی فردی مانند زنده یاد القانیان را که مشاء خدمات و کارهای بزرگ میهنی از جمله ساختن برج و پاساژ القانیان  بوده، تنها به جرم یهودی بودن تیر باران می کنند ولیکن فردی مانند محمد قالیباف که گویا خواهر زاده خامنه ای است و در نوکری و سرسپردگی به آخوند فرومایه از دیگران پیشی جسته است مانند دیگر جنایتکاران چون قاتل دکتر بختیار، قاتل فریدون فرخ زاد، و قاتلین و عاملین کشار سال ۶۷ و اسید پاشی در اصفهان بر روی زنان آزادانه می چرخند و هرکدام در غارتگری ها و دزدی های رژیم نیز سهم و شرکتی دارند

از آنچه گذشت:


آنچه که بر ما گذشت و در اینجا گفته شد دردی بردلها و نمک بر زخم و جراحات جگر سوخته ما است.  مقصر اصلی مشکلات ایران خود اینها و در سر آن دو رهبر فریبکار یعنی خمینی و خامنه ای بوده اند. اما در نمایش مناظره ها هرگز اشاره ای به دخالت ولی فقیه در بیچارگی مردم نشد.
براستی جای اندوه، ناله و فغان است که یک مشت آخوند ضد میهن و ضد ایرانی چگونه با بیشرمی و وقاحت برای ما کاندیدهائی تعیین می کنند و چگونه با خیمه شب بازی آنان را به مناظره وا می دارند تا به ریش ما بخندند. به عنوان نمونه، امثال قالیباف، رئیسی، و حتی روحانی هرکدام دارای کارنامه سیاهی اند و آنچنان در گذشته دستشان به خون هائی آلوده شده که هرگز با هیچ آب و وسیله ای پاک نخواهد شد. به راستی باید گفت وای بر ما که اینچنین وامانده و درمانده شدیم!،،

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۵, دوشنبه

انکار تاریخ و هویت ایرانی بدست رژیم و آخوند



وارونه جلوه دادن تاریخ بدست آخوند چندان عجیب نیست. جنایات و کشتارهای صدر اسلام را توجیه و ماله کشی کردن  هم از کارهای آخوندهاست ، اما در این گفتار به تاریخ زدایی و مبارزه رژیم ایران ستیز ولایت فقیه با آنچه مایه هویت ماست و آنچه فرهنگ و هنر ایران است ، می پردازیم. چرا بسیاری کشورها بدنبال هویت سازی و تاریخ سازی برای خود هستند ولی در ایران ، قضیه بر عکس است و آخوند سعی دارد آنچه از تاریخ هویت ایرانی که جهان آنرا پذیرفته است ، انکار نماید.
از این غم انگیزتر و جانگداز تر، این است که گروهی از هموطنان  چپ گرا و یا تجزیه طلب ما نیز در دام تاریخ زدایی رژیم ایران ستیز اسلامی افتاده اند!
در این گفتار سعی داریم از هموندان بخواهیم و آگاهشان بسازیم که : دانستن تاریخ و عبرت گرفتن از آن برای هویت ، فرهنگ و آینده ایران چیزی است بسیار مهم. اگر به هر بهانه ای و با هر تصور و تفکری گمان می فرمایید که بی اعتنایی و یا پاک کردن تاریخ ایران، می توان راهی را از آینده ما بگشاید در گزاف و بیراهه هستیم.

گسست فرهنگی چیست ؟


بزرگترین هدف رژیم اسلامی ایجاد یک فرهنگ جعلی و ایجاد گسست فرهنگی میان نسلهاست.  فرهنگی که باید از نسلی به نسل دیگر انتقال بیابد ، فرهنگی که شامل هنر ، تاریخ و آداب و رسوم ایرانیست  ، مورد دشمنی رژیم ولایت فقیه می باشد. رژیم ولایت فقیه یک هویت جعلی اسلامی را برای ایران تدارک دیده است تا با گسسته شدن نسلهای آینده از گذشتگان ، هویت ایرانی را نابود سازد و به هویت جعلی اسلامی-عربی تبدیل نماید. نمونه این گسست فرهنگی بارها در جهان اتفاق افتاده است.
بعنوان نمونه با تلاش سلاجقه روم و عثمانیها ، مردم شبه جزیره آناتولی که فرهنگی رومی-ایرانی داشتند ،از نسلهای گذشته گسست یافتند و فرهنگ و هویتی تازه بنام ترکیه ای متولد شد. همچنین اعراب با زور شمشیر فرهنگ و تمدن مصر ، سوریه و بسیاری کشورهای دیگر را تغییر دادند و یک گسست فرهنگ میان نسلهای پیش از اسلام و پس از آن روی داد.
البته گسست فرهنگ می تواند جزئی و اندک هم باشد. زوال موسیقی ایرانی ، زوال زبان پهلوی در دو سده سکوت اشغال ایران ، نمونه هایی هستند از گسست فرهنگی که البته جزئی تر از زیر و رو شدن فرهنگ مصر و سوریه بوده است. ایرانیان تا به امروز در برابر حملات مهاجمان چندان موفق نبوده اند ولی توانسته اند فرهنگ و تمدن خود را حفظ نمایند، بلکه آن مهاجمان را به فرهنگ ایران علاقه مند نموده و هویت مهاجمان را تغییر داده اند. نمونه های چون مغولان ، خلفای عرب ، ترکان آسیای میانه و حتی روسها می توان یافت که فرهنگ ایرانی را پس از حمله به ایران ، با خود به کشورهایشان برده اند!

امروزه حتی در مغولستان نوروز جشن گرفته می شود ، بخصوص در مناطق غربی مغولستان.
امروزه حتی در مغولستان نوروز جشن گرفته می شود ، بخصوص در مناطق غربی مغولستان. قسمت عمده و بلکه همه موسیقی اعراب از دستگاهها و  سازهای ایرانی – رومی است. حتی معروف است که اسکندر پس از تسخیر ایران بشدت شیفته ایرانیان شد و خود را یک ایرانی وانمود می کرد بطوری که دوستانش از وی آزرده شدند.
اینها نمونه هایی بود برای آنکه به ارزش فرهنگ ایرانی که با سده ها دشواری جنگ و سختگیری مذهب بدست ما رسیده است پی برده و آنرا پاس بداریم.
یکی از بزرگترین مزایای کتاب این بوده است که جلوی گسست فرهنگی را بگیرد. اینکه اعراب بیشتر کتابهای علمی دانشگاههای ایرانی را آتش زدند بسیار هوشمندانه بوده است. اعراب این کار را کردند تا گسست فرهنگی ایجاد نمایند و اگرچه موفق به تغییر هویت ایرانی به عرب نشدند، اما علم ، فرهنگ و بطور خلاصه تمدن ایران بشدت از حمله اعراب آسیب بسیار دیده است.

خوند شارلاتان از اسلام و فرهنگ عرب نان می خورد. اگر مردم ایران در سال 57 فریب آخوند را خوردند بخاطر سالها سرمایه گذاری تاریک مغزانی چون شریعتی و جلال آل احمد بود. اگر مردم ایران بجای روضه خوانی ، مثلا شاهنامه خوانی کنند و بجای عزاداری به رقص و جشن بپردازند، طبیعتاً دکان آخوند تخته خواهد شد. از این روست که هر نکته از هویت ایران بدون اسلام را حذف می نمایند. از این روست که شادی مردم و جشنهای ملی و میهنی را سانسور می کنند.

مکر آخوند در ایجاد گسست فرهنگی و انکار فرهنگ و تمدن ایرانی


آخوند شارلاتان از اسلام و فرهنگ عرب نان می خورد. اگر مردم ایران در سال ۵۷ فریب آخوند را خوردند بخاطر سالها سرمایه گذاری تاریک مغزانی چون شریعتی و جلال آل احمد بود. اگر مردم ایران بجای روضه خوانی ، مثلا شاهنامه خوانی کنند و بجای عزاداری به رقص و جشن بپردازند، طبیعتاً دکان آخوند تخته خواهد شد. از این روست که هر نکته از هویت ایران بدون اسلام را حذف می نمایند. از این روست که شادی مردم و جشنهای ملی و میهنی را سانسور می کنند.
بجای داستانهای زیبای ایرانی ، بجای تاریخ زیبای ایرانی بما تاریخ امامان عرب و فرهنگ عزاداری و بر سر کوبی را دادند؛ چرا؟ چون نان آخوند و رژیم اسلامی در این جعل تاریخ و جعل فرهنگ است.

چند نفر از شما ملکه ترا موزا را می شناسید و از چه سلسله ای هست؟ چند نفر از شما دوستان ، مانی ، مزدک ، بزرگمهر و یا حتی مهرداد دوم را می شناسید؟ اینها افرادی بزرگ هستند که در تاریخ و سرنوشت ایران جایگاه ویژه ای دارند ولی بسیاری از ما شاید نام آنها را هم نشنیده باشیم.
چند نمونه برای آشکار شدن به دوستان گرامی : چند نفر از شما ملکه ترا موزا را می شناسید و از چه سلسله ای هست؟ چند نفر از شما دوستان ، مانی ، مزدک ، بزرگمهر و یا حتی مهرداد دوم را می شناسید؟ اینها افرادی بزرگ هستند که در تاریخ و سرنوشت ایران جایگاه ویژه ای دارند ولی بسیاری از ما شاید نام آنها را هم نشنیده باشیم. چند نفر از شما دوستان می دانید که شاپور دوم ساسانی پیش از اینکه بدنیا بیاید و پیش از اینکه پسر و یا دختر بودنش مشخص باشد در درون شکم مادرش به شاهی رسید؟! شاپور دوم همان کسی است که اعراب مهاجم و دزد حجاز را که به مناطق عربی تحت حمایت ایران حمله می کردند به زنجیر کشید و یمن و عمان را نیز به  ایران افزود.

حتی دراکولا برای مردم رومانی مایه افتخار است. تا اینجایش را همه پذیرفته ایم. تا می رسیم به کوروش و بابک و شاه اسماعیل و رضاشاه جماعت ایران ستیز انواع فحاشی را نثار ما می کنند. انگار که این افراد زنده هستند و ما آنها را بعنوان کاندید ریاست جمهوری پسندیده ایم!

فریب  رویای جهان وطنی را نخوریم


شعارهای جهان وطنی زیباست ، انسانیت برتر از هر چیز است. اما این چه ربطی به انکار هویت و تاریخ ما دارد؟ آیا چون همه ما انسانیم باید شناسنامه مان را آتش بزنیم و نامی برای خود و خانواده  بر نگزینیم؟ همه کشورها بدنبال هویت و تاریخشان هستند. کشورهای اسکاندیناوی به وایکینگهای خونخوار افتخار می کنند، مغولستان هم  به چنگیز افتخار می کند. اعراب هم به محمد افتخار می کند. این افتخار به جنایتکاران و خونخواران برای ما عجیب نیست. اینها تاریخ و هویت آنهاست. حتی دراکولا برای مردم  رومانی  مایه افتخار است. تا اینجایش را همه پذیرفته ایم. تا می رسیم به کوروش و بابک و شاه اسماعیل و رضاشاه جماعت ایران ستیز انواع فحاشی را نثار ما می کنند. انگار که این افراد زنده هستند و ما آنها را بعنوان کاندید ریاست جمهوری پسندیده ایم! گرامیان! این افراد مرده اند و تبدیل به تاریخ شده اند. به هویت و تاریخ ایران به دیده شوق و عبرت آموز بنگریم ، نه به دیده فحاشی و انکار . اگر که تاریخ خود و فرهنگ خود را انکار کنیم به همان گسست فرهنگ می رسیم. چیزی که هدف آخوند و رژیم ولایت فقیه است.

۱۳۹۶ فروردین ۲۹, سه‌شنبه

خامنه ای کانون فساد، ویرانی و عقب ماندگی کشور


امروزه کشور ما مانند لاشه  گوسفند و گوشت قربانی میان عده ای آخوند و آخوند زاده و شبه آخوند لاشخور که همگی از یک قماشند و در میان هم با وابستگی فامیلی زاد و ولد شده اند و مانند کرم به دور هم  می لولند، دست به دست می شود  شاید در میان همه این خیانتکاران تا کنون از همه بدتر خامنه ای بوده است.
گرچه شاه سلطان حسین  نیز با ورشکستگی و بیچارگی کشور را به باد داد، ولی بازهم می توان گفت  که یک خیانت کار و یک ضد ایرانی به نام خامنه ای  در سالهای اخیر پیدا شده  که دست دیگران را از پشت بست و به آسانی مملکت را ویران، و چندین نسل را از میان برده است.


 پیدایش چند دلاور میهن دوست در دوران نادرشاه


در تاریخ آمده است با آن که نادر پادشاهی شجاع و میهن پرست بود و بارها مملکت را از دست بیگانگان نجات داد، ولیکن در پایان عمر به دلیل تند خوئی و بدرفتارش با اطرافیان مورد غضب و کینه توزی آنان قرار گرفت و این سبب شد که اطرافیانش نیمه شب به خیمه او یورش بردند ومحمد خان قاجار سر نادر شاه را از تن جدا ساخت. (بامداد یکشنبه ۱۱ جمادی‌الثانی ۱۱۶۰ برابر با ۲۸ خرداد ۱۱۲۶ خورشیدی)
در این جا پرسش آنست که آیا در میان چندین هزار مزدور و آدم کشی که اطرافیان خامنه ای جنایتکار را گرفته اند تا کنون حتی یک نفر آدم با شرف، انسان، و میهن دوست وجود نداشته است که بتواند خامنه ای جنایتکار قرن بیستم را به همانند محمد  خان قاجار که نادرشاه  را از جنایت بیشتر واداشت به سزای اعمالش برساند؟؟!!.“

در این جا پرسش آنست که آیا در میان چندین هزار مزدور و آدم کشی که اطرافیان خامنه ای جنایتکار را گرفته اند تا کنون حتی یک نفر آدم با شرف، انسان، و میهن دوست وجود نداشته است که بتواند خامنه ای جنایتکار قرن بیستم را به همانند محمد خان قاجار که نادرشاه را از جنایت بیشتر واداشت به سزای اعمالش برساند؟؟!!.“

شرکت جنایتکاران در انتصاب ریاست جمهوری


از ۳۸ سال پیش تا کنون در هیچ نقطه از ایران  انتخاب به معنای واقعی درست مردمی و با استاندارد بین المللی انجام نشده است. هر چهار سال یکبار با تشریفات و هزینه سرشکن و فراوان و با سلام و صلوات انتصابات (انتخابات) مجلس و یا ریاست جمهوری انجام می شود و سرانجام یکی از نوکران و مزدوران خامنه ای که عمومن از جنایت پیشگان و یا دست کم غارت کنندگان  بیت المال بوده اند به ریاست جمهوری و یا نمایندگی مجلس خامنه ای منصوت می شوند و نوکر وار دوران چند ساله خود را با  گارتگری و چپاول بیت المال پشت سر می گذارند.
مزدورانی که  در زیر چتر خامنه ای کاندادای ریاست جمهوری اند:

اعدام های آیت اله رئیسی کاندیدای ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶
الف-  رئیسی : جنایتکاری که در کشتن چندین هزار انسان با شرف و میهن دوست در سال ۱۳۶۷ دست داشته است.

اینها اوباشان و شارلاتنهائی اند که که از رئیسی جنایتکار همایت می کنند. نفرین بر مردمی که جبه جانورانی درنده مانند رئیسیی رأی دهند.
ب- احمدی نژاد: فاسدترین فردی که در زیر سایه خامنه ای در مدت ۸ سال مملکت ما را به بیراهه راند و میلیون ها دلار دزدید و مملکت را ورشکست کرد.

election-runners-iran

ج- روحانی:

روحانی نیز یک سرسپرده  خامنه ای است که بدون موافقت او گام از گام بر نمی دارد. در ضمن این فرد شیاد و حقه باز نیز همانند دیگر آخوندهای وابسته به رژیم اسلامی در گذشته در قتل هایئی شرکت داشته است.در ضمن آمار کشتار و اعدام ها در دوران حسن روحانی از پیشینیان بیشتر بوده است.
د-هوشنگ امیر احمدی :
فاسدترین فرد ضد ایران و ضد ایرانی که در این سالهای درز باخیانت و هرزگی جاسوس رژیم اسلامی در خارج کشور بود و موجبات  گزارش میهن پرستان را فراهم می کرد. ما از این فرد خائن تر نسبت به هم میهنانمان تا کنون نداشته ایم.

 ما در طول تاریخ جاسوس  دوجانبه و خیانت کار ضد ملی بدتر و فاسدتر از هوشنگ امیر احمدی نداشته ایم.
ذ- بقائی، مشائی-
از مزدوران و وطن فروشانی اند که در زیر چتر احمدی نژاد پرورش و تربیت شده اند. آنان همان خلق و خوی احمدی نژاد در فرسایش و غارت کشور دارند و در اصل مزدوران وابسته به ولایت فقیه اند.
ر-محمد باقر قالیباف-
این ناانسان که گویا خواهر زاده خامنه ای است و جنایت پیشگی و هرزگی را از خالوی خود به ارث برده است کارهای ضد ملی و ضد انسانی بیشماری انجام داده که خلاصه آن از اینقرار است:
۱-کشتار دانشجویان کوی دانشگاه در ۱۸  تیرماه ۱۳۷۸،
۲-دزدی زمین های اطراف تهران
۳-تفکیک جنسیتی و بیرون کردن زنان از شهرداری
از آنچه گذشت:
امروزه کشور ما مانند لاشه  گوسفند و گوشت قربانی میان عده ای آخوند و آخوند زاده و شبه آخوند لاشخور که همگی از یک قماشند و در میان هم با وابستگی فامیلی زاد و ولد شده اند و مانند کرم به دور هم  می لولند، دست به دست می شود  شاید در میان همه این خیانتکاران تا کنون از همه بدتر خامنه ای بوده است.

نکته آخر:

مزدورانی که  در زیر چتر خامنه ای کاندیدای ریاست جمهوری اند همگی از فاسدترین و جانیانی هستند که زیر یوغ و ارده خامنه ای
جنایتکار پرورش یافته اند و نوکری و سرسپردگی به او را برنامه و اساسنامه خود می دانند. از جمله آنان، رئیسی، قالیباف از آدمکشان حرفه ای و ضد ملی، دزدان و وطن فروشانی چون احمدی نژاد، و وطن فروشانی چون هوشنگ احمدی نژاد و مانند آن.




۱۳۹۶ فروردین ۲۶, شنبه

ملت همیشه در صحنه درانتخابات، میان لجن و لجن تر به لجن رأی می دهد



در کشورهای آزاد و مستقل جهان که سه قوای سه گانه مقننه (قانون گذاران مجلس ملی)، قوه مجریه (انتصابات هیأت دولت با رأی گیری و تصویب مجلس ملی) و قوه قضائیه (نیروی دادگری ملی  با تصویب نمایندگان مجلس مردمی) از هم جدا هستند و در عین حال رقیب یکدیگر می باشند سمبل و نشانه آزادی و دموکراسی در آن کشورند.
ولیکن در کشور بلا و مصیبت زده ما که ملتی اسیر و در بند آخوند بیشرف و جنایتکار گرفتارند، قوای سه گانه در هم فرو رفته و به صورت یک قوه و نیروی اهریمنی در اختیار خامنه ای آخوند ابر جنایتکار ۵ تومانی قرار گرفته و با اراده اهریمنانه و ضد ملی و مردمی این آخوند فرومایه مردم به زندگی نکبت بار خود ادامه می دهند.
انتخابات در جمهوری اسلامی یک ویترین و دکور برای نمایش مشروعیت خود است. اگرچه مردم داخل ایران از دکوری بودن خیمه شب بازی انتخابات آگاهند ولی همواره فریب ملا را خورده اند و با هر روش که شده رژیم این عوام را به پای صندوق رأی کشانیده است.

انتخابات ولایت فقیه و امت سرگشته و گمراه شده


مشروعیّت ویا عدم مشروطیت این رژیم در جهان هردو بستگی به حضور ویا شرکت نکردن مردم در انتخابات دارد.   ملتی که  رژیمی  را از خود  نمی داند و  به دنبال براندازی آنست اگر در انتخابات آن شرکت کند به کشور، مردم، و نسل های آینده خیانت کرده است. بنابراین، چه تفاوتی میان خیانت ما در رأی دادن که در حقیقت مشروعیت ولی فقیه و رژیم جنایتکارش را نشان می دهد و یا آن که کشور را به بیگانه فروختن؟!.

علم الهدی نیز جنایتکار و غارتگر بزرگی است همتا و همطراز خامنه ای غارتگر و آدم کش. تفاوت میان آندو و دیگر آخوندهای جنایتکار مانند شیشه پپپسی و کوکاکولا است. واقعه کربلا نیز داستان مسخره ای است که خودکامی و حرص بی نهایت زیاد حسین ابن علی در برانداختن رژیم پسر عموی خود یزید و به سلطنت رسیدن بود.
بنابر این هر رأیی که ما می دهیم خاری در چشم خود ماست. دشمن ما خامنه ای است که با فریب دادن ما همواره  به عمر  ننگین رژیم اسلامی رمی پردازد  برای ما تجربه شده است که آرای ملّت ایران جز تبلیغ برای نظام جنایتکار اسلامی چیز دیگری نیست.

ببینید این بیشرفها چگونه ایران را غارت می کنند؟ نوسازی و پرداختن به مشکلات و نارسائیهای لبنان، بیروت، فلسطین، و به تازگی ساختن ویرانه های سوریه بر عهده ملت زجر کشیده و خاموش و ناآگاه ایران است. ملتی که در ۳۸ سال گذشته با شرکت خود در افتضاحات ولایت فقیه به نادانی و ناآگاهی و ناتوانی خود و تسلیم شدن در برابر زور و قلدری اقرار کرده و سر تعظیم فرود آورده است.
چرا  نباید رأی داد؟

با رأی ندادن ما رژیم ایران مشروعیّت بین المللی خود را از دست خواهد داد. با رأی ندادن ما  مخالفان رژیم با مبارزه مدنی می توانند به جهان نشان دهند که گروه زیادی در ایران موافق ادامه رژیم اسلامی نیستند. بنابراین، رژیم ضد مردمی ولایت فقیه در جوامع بین المللی اعتماد و اهمیت خود را از دست خواهد داد و کشورهای دیگر به دنبال تماس و حمایت مردم خواهند بود    با شرکت نکردن و نخوردن به مهر به شناسنامه  کمترین اثر منفی در منافع ملی  ما نخواهد داشت.


رأی ندادن به رژیم دزد و تروریست

از سراپای رژیم تروریست اسلامی  دزدی و زد وبند و بست می بارد. دزدی سه هزار میلیاردی،هشت هزار میلیاردی و دوازده هزار میلیاردی و مانند آن. عمل کرد رژیم دزد و تروریست اسلامی ما  را به یاد بنیاد اسلام در تاراج و دزدی سپاه اسلام می اندازد که سرگردنه می ایستاد و به دزدی و راهزنی می پرداخت.


 انتخاب لجن به جای لجن تر

ملت نا آگاه و بی تفاوت ایران چشم و گوش بسته در میان  نمایندگان پوشالی و داوطلبان معرفی شده به وسیله آخوند ۵ تومانی برای انتخابات مجلس و یا نخست وزیر میان “ لجن” و “لجن تر” شادمانه به “لجن” رأی داده اند غافل از آن که هردو گروه “لجن” و “لجن تر” از مزدوران آخوند بیشرف و جنایتکار مشهدی اند. نتیجه آن که مملکت به دست این مزدوران به ویرانگی و ورشکستگی کشانده شده و ۴۰٪ مردم در فقر مطلق به سر می برند.
ثروت و سرمایه های ملی و مردمی نه تنها به وسیله مزدوران و دزدان رژیم همواره دزدیده و غارت شده اند، هرساله ۶ میلیارد دلار از بیت المال به رژیم جنایتکار و خون آشام بشار اسد پرداخت شده است. رژیمی که تا کنون بیش از ۲۵۰ هزار مردم خود را قتل عام کرده،

بیگمان کسانی که در رژیم اسلامی در هرگونه رأی دادن شرکت می کنند میهن فروشانند که مملکت خود را مفت و رایگان به آخوند می فروشند و برای او مشروعیت قائل می شوند.
رژیم بشار اسد علاوه  به سربه نیست کردن مردم هم چنین بیش از ۵ میلیون از مردم  سوریه را آواره بیابان و کوه و صحرا و کشورهای  بیگانه ساخته و به تازگی نیز متهم است که بر روی مردم خود بمب شیمیایی انداخته که منجر به قتل بیش از ۷۰ نفر طفل و  افراد دیگر شده است.آیا با این حساب شرک هرکدام از ما در انتخابات مجلس و یا ریاست جمهوری که در هر حالت آب به ریختن اسیاب ولایت فقیه است خیانت به کشور و فرد فرد ملت ایران نیست؟.

از آنچه گذشت؛


هر رأیی که داده می شود  پایمال شدن خون کشتگان  راه آزادی است. کسانی که از اول انقلاب تا امروز برای اصلاح و تغییر رژیم تلاش کردند و با اعدام و ترور و شکنجه مواجه شدند.هر رأیی که داده می شود، عمر  این رژیم خونخوار که دشمن ملت و ملیّت ایران است تداوم خواهد یافت و آب است که  به آسیاب دشمن ملت و منافع ملّی ایران که همانا آخوند دزد و جنایتکار است ریخته می شود .
انتخابات در جمهوری اسلامی یک ویترین و دکور برای نمایش مشروعیت خود است. اگرچه مردم داخل ایران از دکوری بودن خیمه شب بازی انتخابات آگاهند ولی همواره فریب ملا را خورده اند و با هر روش که شده رژیم این عوام را به پای صندوق رأی کشانیده است.

۱۳۹۵ اسفند ۲۵, چهارشنبه

اعدام کاری نادرست و اعدام در ملأ عام یک ننگ کثیف


آیا اعدام از جرم و جنایت کاسته؟


حقیقت تلخی که جامعه ایران بدان بی توجه است ، آنکه کشتن یک انسان بوسیله قانون هیچگاه دردی از اجتماع را حل نکرده است.  ریشه و بنیان جرم و جنایت فرد نیست. این جامعه است که فردی را در محیطی آلوده و خشن ، همراه با فقر و تبعیض به  جایی رسانیده که با وجود دانستن احتمال اعدام ، باز هم به بزهکاری و جنایت دست می زند.
با یک بررسی آماری می توان براحتی متوجه شد که اعدام نه تنها راه حلی برای کاهش بزهکاری و خشونت در جامعه نیست بلکه  آسیبهای اجتماعی فراوانی برای خانواده ها و بستگان افراد اعدامی با خود دارد. کودکان یتیمی که با اعدام سرپرست خود   چه پدر و یا مادر مواجه می گردند در ایران با بی توجهی و عدم سرپرستی مواجه می شوند. اعدام یک فرد چه مجرم و چه بی گناه نه تنها کمکی به سلامت روانی جامعه ایران نکرده است ، بلکه باعث ادامه فقر و تبعیض در خانواده این افراد شده است.

اعدام خود به تنهایی عملی شرم آور و تکرار خطاست. هیچ انسانی مالک جان دیگری نیست و اعدام دیگر انسانها آن هم با این همه تبعیض و فقر و فلاکت در جامعه ، سرپوشی بر مشکلات آن جامعه است. اما اعدام در ملأ عام با این بهانه که این اعدام باعث عبرت دیگران می شود ، یکی از رذیلانه ترین اعمال است. ترویج خشونت محکوم است و رژیم جمهوری اسلامی با اعدام در ملأ عام سعی دارد به مردم دندان تیز خود را نشان بدهد.

اعدامهایی شبیه به ترور


البته باید توجه کنیم که جمهوری اسلامی به اعدام بیگناهان هم شهره است و هزاران ایرانی به جرائم واهی سیاسی به جوخه های اعدام سپرده شده اند. یکی از روشهای ترور افراد در ایران اعدام ظاهراً قانونی ایشان است. مثلاً کسی مانند « سیّد مهدی هاشمی»  را به این دلیل اعدام نمودند که اسرار رابطه ایران با اسرائیل و امریک را در زمان خمینی فاش نمود. بسیاری از سیاستماران و نظامیان خادم به ایران در آغاز انقلاب اعدام شدند و رژیم ایران این اعدامها را اعدام انقلابی نامید.  همچنین بسیاری از فعالین سیاسی همراه و یا مقابل خمینی با اعدامهای مشابه کنار زده شدند. اعدام افرادی چون هویدا ، نصیری ، خلعتبری و جهانبانی چیزی بجز ترور نبود. اینگونه اعدامها تا به امروز ادامه دارد و رژیم از حربه پرونده سازی و اعدام باصطلاح انقلابی برای حذف افراد استفاده می نماید.

البته باید توجه کنیم که جمهوری اسلامی به اعدام بیگناهان هم شهره است و هزاران ایرانی به جرائم واهی سیاسی به جوخه های اعدام سپرده شده اند. یکی از روشهای ترور افراد در ایران اعدام ظاهراً قانونی ایشان است.

بیکاری مهمترین دغدغه جامعه ایران


در حالیکه ایران تا پیش از انقلاب دچار نبود نیروی کار بود و از دیگر کشورها مانند کره جنوبی ، پاکستان، هند و فلیپین نیروی کار می گرفت پس از انقلاب و با ایجاد هرج و مرج در اقتصادش دچار تورم نیروی کار گشت. میلیونها جوان ایرانی با معضل بیکاری دست و پنجه نرم می کنند. جوانان بیکار اگر بخواهند به در آمدی برسند و زندگی تشکیل دهند ، یا باید از ایران خارج شده و در دیگر کشورها بدنبال کار باشند و یا اینکه در جامعه ایران بدنبال کارهای خلاف و عمدتاً قاچاق مواد مخدر باشند تا بتوانند شرایط عادی اقتصادی پیدا کنند. یک جوان بزهکار اگر زورگیر شده است و یا قاچاقچی مواد مخدر، قطعاً با یرانجام نا فرجام اعدام آشناست و از آن آگاه است ، اما با این وجو جان خود را به خطر می اندازد تا شاید از معصل فقر و بیکاری نجات یابد.
رژیم جمهوری اسلامی بخاطر ماهیّت بی مسئولیت و ضدّ ایرانی خود هیچگاه به اقتصاد سالم و کار آفرینی توجه نداشته است و بزرگترین مقصر در ایجاد این همه بزهکاری و خلافکاری در میان جوانان خود حکومت است.

دار زدن با جرثقیل در ملأ عام. شکنجه و زجر کش کردن اعدامی با جرثقیل یکی از زشت ترین اعمال جمهوری اسلامی است. قربانی به آرامی زجر کش می شود چون نخاعش سالم است.

نا برابری قومیتی و سیاسی


گروه دیگری از اعدمیها را اقلیتهای مذهبی و قومی تشکیل می دهند که یا بخاطر عقیده و مذهبشان به اعدام  محکوم می شوند و یا اینکه از سر عصیان و ضدیت با این حکومت ، راهی بجز مبارزه مسلحانه و حتی خواست تجزیه ایران را پیش روی خود ندیده اند. بسیاری از اعدامیهای کرد و بلوچ در آغاز با هدف دادخواهی نسبت به تبعیض اقتصادی و اجتماعی قیام کرده اند و آرام آرام در تله ی تجزیه طلبی افتاده و رژیم ایران هم در اعدام این گروه از جامعه کوچکترین اغماضی ندارد و بصورت فلّه ای شاهد اعدام کردها و بلوچهای ایران هستیم. این اعدامها آنقدر ناجوانمردانه و سریع است که گاهی انسان با خود می اندیشد : « مقام و جان آدمی چقدر در جمهوری اسلامی بی ارزش است» .
رژیم جمهوری اسلامی بجای اینکه بدنبال راه حلی برای این مشکل باشد با اعدام بر آن سرپوش گذاشته است. سرپوشی که طبیعتاً دود آن به چشم آینده ایران و منافع ملی مملکت خواهد رفت.

با این کارنامه سیاه، تنها راه سران حکومت اسلامی برای حفظ اریکه قدرت ، ایجاد رعب و وحشت است. برای آنکه صدای مخالفی در برابر این همه دزدی و فساد شنیده نشود، قلم روزنامه ها را شکستند، وبلاگ نویسان را به اعدام و زندان طولانی محکوم کردند و هر چه توانستند در ملأ عام اعدام کردند و به مردم دندان تیز خود را نشان دادند. جوانانی که بخاطر فقر و بیکاری دست به بزه و خطا زده اند ، مقصر نیستند ؛ مقصر اصلی رژیم دزد و ضد ایرانی جمهوری اسلامی است.

ایجاد رعب و وحشت با اعدام در ملأ عام


اعدام خود به تنهایی عملی شرم آور و تکرار خطاست. هیچ انسانی مالک جان دیگری نیست و اعدام دیگر انسانها آن هم با این همه تبعیض و فقر و فلاکت در جامعه ، سرپوشی بر مشکلات آن جامعه است.
اما اعدام در ملأ عام با این بهانه که این اعدام باعث عبرت دیگران می شود ، یکی از رذیلانه ترین  اعمال است. ترویج خشونت محکوم است و رژیم جمهوری اسلامی با اعدام در ملأ عام سعی دارد به مردم دندان تیز خود را نشان بدهد. این رژیم نه در اقتصاد ، نه در فرهنگ و هنر و نه در امنیت و سیاست بین المللی کارنامه درخشانی دارد؛ بلکه یکی از سیاهترین دوران ایران همین دوران جمهوری اسلامی است. منابع زیرزمینی ایران را به تاراج بردند. بیش از کل دوران پیش از انقلاب نفت فروختند و این همه بشکه نفتی که فروخته شد ، هیچ حاصلی نداشت. ایران روز به روز در ژرفای فقر و تبعیض و حقارت بین المللی فرو رفته است و ۴۰ میلیارد بشکه نفت هم هیچ کمکی به مردم ایران ننمود.
بنابراین با این کارنامه سیاه، تنها راه سران حکومت اسلامی برای حفظ اریکه قدرت ، ایجاد رعب و وحشت است. برای آنکه صدای مخالفی در برابر این همه دزدی و فساد شنیده نشود، قلم روزنامه ها را شکستند، وبلاگ نویسان را به اعدام و زندان طولانی محکوم کردند و هر چه توانستند در ملأ عام اعدام کردند و به مردم دندان تیز خود را نشان دادند. جوانانی که بخاطر فقر و بیکاری دست به بزه و خطا زده اند ، مقصر نیستند ؛ مقصر اصلی رژیم دزد و ضد ایرانی جمهوری اسلامی است.


۱۳۹۵ اسفند ۱۹, پنجشنبه

خرافات و ناآگاهی مردم


ناآگاه نگه داشتن مردم


یکی از ضربات سهمگینی که پس از دسته گل ۵۷ به ایران برخورد همانا افت آموزشی و فرهنگی است. چه بسیار مدارک دانشگاهی که به بیسوادان داده شد! چه بسیار پروفسور و استادی که با گوش کردن به سخنانش ، از اینکه در خرافات و تعصب گرفتار است ، شگفت زده و بلکه فسرده می شویم.
در ۴ دهه گذشته با نسلهایی روبرو شدیم که از سوی حکومت در نا آگاهی نگه داشته شدند. خوشبختانه روح حق طلبی و آزادیخواهی هنوز نمرده است و بسیاری از جوانان نسل انقلاب بخوبی می دانند که علم تنها راه درست برای بشر است و بدون دانش هرگز نمی توان به سعادتی رسید.
آموزش و پرورش نادرست در ایران و سالها القای خرافات به جوانان باعث شده است که ایشان بجای توجه به زندگی و سعادت واقعی ، درگیر خرافات و سعادتی موهوم گشته اند. این سردرگمی مردم ایران را می توان در مرده پرستی آنها آشکارا دید. جایی که بعنوان نمونه از امامزاده ها خود را به قبر کوروش رسانیدند و تا توانستند برای کوروش حدیث جعل کردند! آنچه از کوروش می دانیم مایه افتخار ماست ولی محدود به چند کتیبه، موّرخان یونان و قسمتی از تورات است. این همه جمله و حدیث از کوروش جعل کردن دقیقا مانند کاریست که با امامهای تازی کرده ایم. بجای خواندن تاریخ و فهمیدن پیام کوروش که آزادی انسانها از هر نژاد و هر دین است ، خود را با آرامگاه او مشغول کرده ایم . این مانند آن است که در امریکا ، بجای پرداختن به کارها و خدمات جفرسون و جورج واشنگتن برای آنها زیارتگاهی ساخته شود که مردم فقط زیارتشان کنند تا اینکه افکار و اعمالشان را ادامه دهند!
آموزش و پرورش آنچنانی باعث می شود که یک دارنده مدرک از اجنّه و تله پاتی سخن بگوید. کجای علم درباره اجنه سخن گفته شده است؟ این گزینه خرافی و دروغین چگونه وارد ذهن یک دانشمند و تحصیل کرده می شود؟ پاسخ ساده است : آموزش و پرورش خرافی. وقتی برای سالها خرافات و مسایل غیر علمی و دروغین در مدارس و دانشگاه آموزش داده شد ، نتیجه اش می شود :چارپایی بر او کتابی چندkhorafat 33!







تناقض علم و دین


دین به انسانها اینگونه القا می کند که “پاسخ را می داند!” . اما عالم واقعی همواره می گوید که مطمئن نیست و همواره بر پایه مشاهده و تجربه سخن می گوید. آنچه “می دانیم ” همان علم است و آنچه که بدون آگاهی بدان معتقدیم “خرافات” است. این آزمایش و تجربه است که یک تئوری  را می تواند به علم بدل کند و یا اینکه مردود نماید ، اما خرافات قابل تجربه و آزمایش نیست. یک مسأله علمی باید قابل تکرار و تجربه شدن باشد.  یعنی اگر کسی به شما درباره پرواز روح سخن گفت چون این مسأله قابل تجربه و تکرار نیست یعنی قابل آموزش برای آزمایش شدن نیست پس خرافه است.
تا پیش از گالیله ، گرد بودن زمین یک تئوری بود. اما اینکه زمین روی شاخ گاو و یا لاک پشتی قرار دارد خرافه است چرا که تجربیاتی نشان از گردی زمین می داد و البته اگر روزی فضانوردی می دید که زمین صاف است این حرف گالیله رد می شد! اما هیچ تجربه و مشاهده ای درباره شاخ گاو یا لاک پشتی که زمین را نگاه داشته گزارش نشده است ، پس اینها افسانه و خرافه است.

هزاران دین و شاخه های عرفانی از آلت پرستی تا تصور وحدانیت عالم بوجود آمده است. همه هم می گویند که آنها درستند. همه هم می گویند که بقیه نادرستند. چون امکان ابطال این خرافات وجود ندارد. سفسطه ی ادیان و عرفان در همین است.
اشعار هم می توانند چنین باشند و همچنین عرفان و باور به ماورا.. اینها همگی غیر علمی و خارج از تصورات بشری است. یعنی به هر گونه که آنها را تصور کنید درستند و غلط! شما آزادید که هر نوع خواستید درباره عرفان تصوری داشته باشید. می توانید آنرا تجربه شخصی بنامید ولی چون قابل آموزش و تجربه برای دیگران نیست ، خرافه است. از این روست که هزاران دین و شاخه های عرفانی از آلت پرستی تا تصور وحدانیت عالم بوجود آمده است. همه هم می گویند که آنها درستند. همه هم می گویند که بقیه نادرستند. چون امکان ابطال این خرافات وجود ندارد. سفسطه ی ادیان و عرفان در همین است. بشر توان ابطال چیزی که ماورایی است را ندارد! البته ماورا نیز چون ماورایی هست در جهان ما وجود ندارد و اگر در جهان ما وجود داشته باشد که دیگر ماورا نیست و می شد یک گزاره قابل مشاهده و آزمایش.

فریب عرفان سنتی


شکی نیست که ما به مولوی و عطار و شمس تبریز یا حافظ افتخار می کنیم. اینها مفاخر ادبی ما هستند. اما جدی گرفتن یک رمان یا شعر ادبی بسیار عجیب است. اشعار عاشقانه این عارفان با دانش و علم امروزین سازگار نیست. داستانهای ادبی عارفان بسیار زیبایند ولی افسانه ای بیش نیست. نه راه رفتن روی آبی وجود دارد و نه معراجی . اینها داستانهایی است با ارزش صرفاً ادبی. شوربختانه گروهی هنوز به این افسانه ها دل بسته اند و چنان جدی از اژدها و قالی سلیمان سخن می گویند که گویی فیلمبردار داستانهای مثنوی بوده اند! چنان از وحدانیت وجود و یکی بودن ،به زبان ساده از “رسیدن به حق ” سخن می گویند که گویی در آزمایشگاه ثابت شده است!

خیام با فلسفه و جهان بینی امروزین سخن می گوید و می توان رگه های صریح اگزیستانسیالیم و ندانمگرایی را در اشعار خیام دید. اما مردم ایران چندان علاقه ای به خیام نداشته اند و به همین دلیل بیشتر اشعار او و کتابهایش از بین رفته است.
اندک شمار از ادیبان و فیلسوفان ایرانی هم هستند که بسیار امروزی سخن گفته اند. مانند “حکیم عمر خیام” که می توان او را فراتر از ژمان خود دانست. خیام با فلسفه و جهان بینی امروزین سخن می گوید و می توان رگه های صریح اگزیستانسیالیم و ندانمگرایی را در اشعار خیام دید. اما مردم ایران چندان علاقه ای به خیام نداشته اند و به همین دلیل بیشتر اشعار او و کتابهایش از بین رفته است. آنچه از خیام مانده است اندکی از رباعیات اوست و رساله های ترجمه شده اش در اروپا در باب ریاضی. چرا گرامیان توجهی به سخنان خیام ندارند؟ ظاهرا به دلشان نمی چسبد. حور و بهشت را بیشتر می پسندند تا جهان بینی مادی خیام.
مردم ما شوربختانه بجای توجه به زبان فارسی و ادبیات پر توان آن ،این بزرگان ادب و هنر چون حافظ ، مولوی و دیگر عرفای ما را در حد پیامبر بالا برده اند و گاهی چنان از “یقین” و “وحدانیت وجود” سخن گفته می شود که ارزش ادبی و نقد این آثار بی نظیر فارسی بکلی فراموش گشته است.

فریب عرفان مدرن


عرفان مدرن هم پدیده ای است برای خود! کسانی که دارای مدارک دانشگاهی هستند ، از علمی بون عرفان سخن می گویند! این شبه علم است. شبه علم به دانش خرافی گفته می شود که برای اثبات خود دستاویزی بهتر از تکنولوژی و علوم نیافته است. این دانش بر مبنای خرافات است ولی از علم برای اثبات دروغهای خود استفده می کند. مانند این موضوع که تصویر “روح” را توانسته ایم بدست آوریم و یا این باور نادرست که وزن روح ۲۳ گرم است.یا اینکه با دعا “گاهی” می توان سرطان را بهبود بخشید! اینگونه گزاره های خرافی از آب و تاب علمی هم برخوردارند تا مخاطب بیشتری را در جهان امروز بدست آورند!

دکان خرافت در ایران بازاری پر رونق است. سالانه میلیاردها تومان به حلقوم دکانداران خرافات سرازیر می شود. چه از راه مذهب و چه از راه عرفان! شکی هم نیست که در این بازار مکاره، آخوند هیچ رقیبی را بر نمی تابد و بقولی می گوید :« مزخرفات شما از مزخرفات ما مزخرفتر است!» از این روی است که با مبارزه حکومت با عارفان و دراویش مواجه هستیم.
با اندک پژوهش کاملا آشکار است که عرفان مدرن چیزی جز دکان مدرن نیست. بسیار متأسفیم که برخی از افراد تحصیکرده جهان حلقه ای از خرافات را بدور خود پیچیده اند ،آن هم با رنگ و لعاب علمی بودن آن! شیادان و دکانداران هم بیکار نیستند و تا توانسته اند از نا آگاهی مردم برای جلب مال و ثروت بهره جسته اند. درمان بیماریهای لا علاج تنها یکی از خدمات دروغین آنهاست. این علوم دروغین البته طرفداران بسیار در جهان دارند و شوربختانه باعث اخلال در کار پزشکان و روانشناسان هم شده اند. چه بسیارند افرادی که از سر نا امیدی ،بجای علاج واقعی بیماری جسمی و یا روانی خود ، سعی دارند از راه عرفانهای دروغین و باصطلاح علمی به درمان خویش بپردازند

اندر حکایت رقابت آخوند


دکان خرافات در ایران بازاری پر رونق است. سالانه میلیاردها تومان به حلقوم دکانداران خرافات سرازیر می شود. چه از راه مذهب و چه از راه عرفان! شکی هم نیست که در این بازار مکاره، آخوند هیچ رقیبی را بر نمی تابد و بقولی می گوید :« مزخرفات شما از مزخرفات ما مزخرفتر است!» از این روی است که با مبارزه حکومت با عارفان و دراویش مواجه هستیم. آخوند آنها را شیاد و خرافه پرست می نامد ؛ این درست. اما نه از این روی که آنها خرافه را ترویج داده اند،چه خود مذهب پر است از خرافات. علت مخالفت آخوند تنها این است که دوست ندارد دکانش تخته شود و رقیبی داشته باشد!
آگاهی در این برهه تنها سلاح ماست. ما تا می توانیم باید از دام خرافات دوری کنیم و گرفتار آن نشویم. آگاهی از کجا بدست می آید؟ از علم. آنهم علم واقعی که براساس آزمایش و تجربه است و نه شبه علم که پایه هایش بر موهومات بنا شده است. اینجاست که اینترنت فیلتر می شود و ماهواره با پارازیت روبرو می گردد. چرا که آخوند از آگاه شدن ملت هراس دارد. علمی که در جهان آزاد امروز به پیش می رود ، قابل سانسور نیست و مثلا نمی توان فرگشت را از پزشکی حذف نمود.  پس آخوند با همه توان سعی دارد این آگاهی مردم را کاهش دهد تا همچنان بر خر مراد که خرافات عوام است خوش براند!



۱۳۹۵ بهمن ۲۷, چهارشنبه

نمونه هایی از آیات قرآن که دشمنی با زن و تأیید مالکیت بر اوست


حقوق زنان


حقوق زنان اصطلاحیست که اشاره به آزادی و حقوق زنان در تمامی سنین دارد. ممکن است این حقوق توسط قانون یا رسوم سنتی و یا اخلاقی در یک جامعه به رسمیت شناخته شوند یا نشوند. دلیل گروهبندی خاص این حقوق تحت عنوان زنان و جدا کردن آن از حقوق عامتری مثل حقوق بشر این است که بنا بر تئوری، این حقوق در بدو زاده شدن برای تمام بشر به رسمیت شناخته میشوند اما مدافعان حقوق زنان نشان میدهند که به دلایل تاریخی و فرهنگی زنان و دختران بیشتر از مردان از شمول این حقوق خارج میشوند.یعنی حقوق بشر برای زنان نادیده گرفته شده است.
مبحث حقوق زنان معمولاً شامل – و نه منحصر به – این موارد میشود: تمامیت بدنی و خودمختاری، حق رای، حق کار، حق دستمزد برابر به خاطر کار برابر. حق مالکیت، حق تحصیل، حق شرکت در ارتش، حق مشارکت در قراردهای قانونی و در نهایت حقوق سرپرستی، ازدواج و مذهب.
در قرن ۲۱زندگی میکنیم؛ جهان در حالی رو به رشد است که در غالب کشور ها زنان و مردان در کنار هم فعال و شریک هستند و به یک میزان در رشد جامه سهیم اند.شاید در زمانی نه چندان دور همین غالب کشورها که اکنون ما آنها را به جوامع توسعه یافته می شناسیم، زنان به عنوان نیمی از جامعه انسانی از همین حقوق کنونی که تقریباً در تساوی با مردان است برخوردار نبودند و ظلم های بسیاری را متحمل شدند.
در طول زمان مبارزات، تظاهرات، نوشته جات، گروهها و تشکلات گوناگونی با عنوان بازخواهی حقوق زنان ایجاد می شده و کم کم صدای ضعیف این نیمه گمشده در اجتماع رساتر و آشکار شد تا جایی که اکنون شاهد آن هستیم که زنان اگر نخواهیم بگوییم بیشتر از مردان می توانیم هم پایه مردان توانمندند و مشارکت آنها را در سطوح مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، پژوهشی و… مشاهده کنیم. شاید یکی از عمده دلایل تفاوت جوامع توسعه یافته و توسعه نیافته عملکرد و برخورد سران آن کشورها با زنان آن کشورها است.

 شاید یکی از عمده دلایل تفاوت جوامع توسعه یافته و توسعه نیافته عملکرد و برخورد سران آن کشورها با زنان آن کشورها است.
شاید خشونت بر زنان در ابعاد گسترده تر و با گونه ای متفاوت تر از گذشته اعمال میشود. البته این خشونت ها هنوز شکل سنتی خود را در بسیاری از مناطق کشور به جای گذشته باقی گذاشته است. اصولاً انسان قانون گذاشت تا در اجتماع بتواند در کنار دیگر انسان ها هم زیستی کند تا حق کسی پایمال نشود و عدلی باشد که حقوق گاه از دست رفته اش را باز ستاند. روزگاری قوانین هر قبیله متفاوت از قبیله دیگر بود و بعدها با گسترش کشاورزی و تشکیل روستاها و شهر ها قوانین در این مرزها و متعلق به یک منطقه خاص بود.
امروزه اما به دلیل گستردگی ارتباطات و حضور مؤثّر تکنولوژی مرزها کوچکتر و به قولی دنیا کوچکتر شده است به همین سبب با وجود اندک تفاوتی در جزئیات قوانین در کشور های مختلف، یک سری قوانین کلی که باید در تمامی کشور ها قابل اجرا باشد وضع شده، تحت عنوان حقوق بشر و سازمانی با همین نام وجود دارد تا بررسی و نظارت بر اجرای این قوانین داشته باشد. مهمترین و اصلی ترین و پررنگ ترین اصل در این قوانین تاکید بر تساوی حقوق برای تمامی نوع بشر به هر رنگ و زبان و ملیت و جنسیتی است.
خشونت هایی که از قدیم به شکل سنتی اعمال می شده و اکنون هم در بسیار جاهای کشورمان شاهد این فجایع هستیم. اینها عموما توسط خانواده ها انجام می شده و قانون بشکلی گهگاه نامحسوس از انجام آن حمایت میکند.این دسته از خشونتها اعم اند از: ختنه کردن زنان، دست درازی و کتک زدن آنها، ازدواج دختران در کودکی، ازدواج های اجباری از جمله آنها ازدواج های فامیلی و معامله ای، اجبار به مادر شدن، اجبار در باکره گی دختران قبل از ازدواج، محدود کردن آنها در خانه، نبود امکان تحصیل و اشتغال، چند همسری برای مردان و به طور کلی به مالکیت گرفته شدن زنان توسط مردان خانواده (قبل از ازدواج برادران و پدر،بعد از ازدواج همسر).
شکل مدرن تری از خشونت بر زنان در شهرهای بزرگتر نه توسط خانواده ها که توسط جامعه و به شکلی کاملاً قانونی صورت میگیرد. از جمله آنها: پوشش و حجاب اجباری،دستمزد کمتر برای کار مساوی، کم شدن چشمگیر سهمیه استخدام زنان، پایین آوردن سن قانونی ازدواج، کاهش سهمیه دانشگاهی و منحصر کردن تعدادی رشته تحصیلی برای مردان، منع حضور زنان در ورزشگاهها، نداشتن حضانت فرزند، نداشتن حق طلاق، ارث نابرابر، اجرای حکم سنگدلانه سنگسار، مجوز حق خروج از کشور توسط همسر یا قبل از ازدواج ولی او … و بسیاری موارد دیگر که شاید از حوصله ی این مقاله خارج باشد.
بطور کلی زنان درچند دسته عرفی_فرهنگی ، قانونی و مهمترین انها مذهبی مورد خشونت هستند که از آنجایی که کشور ما تحت حاکمیتی اسلامی است میتوانیم این دسته بندی را در دو گروه عرفی_فرهنگی و مذهبی_قانونی بررسی کنیم.

از کودکی به کودکان دختر یاد می دهند بلند نخندند، در خیابان سر به زیر باشد، در هنگام صحبت با مردان به انها مستقیم نگاه نکنند، در خیابان ندود، به او یاد میدهند که لباس چسبان یا کوتاه مغایر با اخلاق است، به او تاکید میشود که اگر در خیابان یا دیگر اماکن عمومی مورد آزار لفظی یا بدنی قرار گرفت سکوت کند، باکره گی و سرکوب احساس جنسی در جمله ارجمند ترین اصول اخلاقی محسوب می شود،

عرفی_فرهنگی


از کودکی به کودکان دختر یاد می دهند بلند نخندند، در خیابان سر به زیر باشد، در هنگام صحبت با مردان به انها مستقیم نگاه نکنند، در خیابان ندود، به او یاد میدهند که لباس چسبان یا کوتاه مغایر با اخلاق است، به او تاکید میشود که اگر در خیابان یا دیگر اماکن عمومی مورد آزار لفظی یا بدنی قرار گرفت سکوت کند، باکره گی و سرکوب احساس جنسی در جمله ارجمند ترین اصول اخلاقی محسوب می شود، دوست آنها حتما باید همجنس باشد داشتن دوست پسر مجاز نیست این در حالی است که دوست دختر داشتن برای پسرها در همان خانواده ها هیچ مشکل عرفی ندارد و مغایر با اخلاق محسوب نمی شود و بسیاری موارد مانند آن.
این تفاوت و تمایز قایل شدن ها در خانواده بخصوص آنها که هم دختر و هم پسر دارند باعث ایجاد عقده های روانی شدید برای دختران میشود. بسیاری از آنها آرزو دارند که پسر بودند و بسیاری دست به خودکشی میزنند یا دچار آسیب های شدید روانی میشوند. اکنون در جامعه ی ما مردان ، زنان را به عنوان جنس دوم و ضعیف و یا به دید ترحم می نگرند.

مذهبی_قانونی


شکی نیست که زمینه های عرف و فرهنگ از درون قوانین و مذهب جامعه برخاسته است و ریشه نابرابری زن و مرد را باید در قرآن و قانون جویید. آخوند معمولاً به مردم می گوید که این آیات دارای تفسیر است و فقط متخصصان می توانند معانی آنرا بفهمند. اما قرآن خود گفته است که برای مردم آمده و به زبان عامی است. وقتی قرآن بگوید : زنان را بزنید، چه تفسیری برای زدن هست؟ وقتی قرآن بگوید زنان اسیر را می توانید مالک شوید و با وجود داشتن شوهر می توانید کنیز خود سازید ، چه تفسیری بر این هست؟ آیا این همه مشکلات فرهنگی که برای زنان در خاورمیانه و جهان اسلام بوجود آمده است، ریشه اش اسلام نیست؟

 وقتی قرآن بگوید : زنان را بزنید، چه تفسیری برای زدن هست؟ وقتی قرآن بگوید زنان اسیر را می توانید مالک شوید و با وجود داشتن شوهر می توانید کنیز خود سازید ، چه تفسیری بر این هست؟
آیاتی از قرآن که نقض آشکار حقوق زنان است:

سوره البقرة آیه ۲۲۸  َوَالْمُطَلَّقَاتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَلَا یَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ یَکْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِی أَرْحَامِهِنَّ إِنْ کُنَّ یُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِی ذَلِکَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلَاحًا وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ .
باید که زنان مطلقه تا سه بار پاک شدن از شوهر کردن باز ایستند و، اگربه خدا و روز قیامت ایمان دارند ، روا نیست که آنچه را که خدا در رحم آنان آفریده است پنهان دارند و در آن ایام اگر شوهرانشان قصد اصلاح داشته باشند به بازگرداندنشان سزاوارترند و برای زنان حقوقی شایسته است همانند وظیفه ای که بر عهده آنهاست ولی مردان را بر زنان مرتبتی است وخدا پیروزمند و حکیم است.
سوره البقرة آیه ۲۲۳ نِسَاؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ مُلَاقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ
زنانتان کشتزار شما هستند. از هرجا که خواهید به کشتزار خود درآیید. و (در اعمال نیک) بر یکدیگر پیشی گیرید و از خدا بترسید و بدانید که به نزد او خواهید شد. و مومنان را بشارت ده.

زنانتان کشتزار شما هستند. از هرجا که خواهید به کشتزار خود درآیید. و (در اعمال نیک) بر یکدیگر پیشی گیرید و از خدا بترسید و بدانید که به نزد او خواهید شد. و مومنان را بشارت ده.
سوره البقرة آیه ۲۸۲  یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا تَدَایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاکْتُبُوهُ وَلْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا یَأْبَ کَاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْیَکْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئًا فَإِنْ کَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهًا أَوْ ضَعِیفًا أَوْ لَا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجَالِکُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَکِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا یَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغِیرًا أَوْ کَبِیرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِکُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِیرُونَهَا بَیْنَکُمْ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَکْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَایَعْتُمْ وَلَا یُضَارَّ کَاتِبٌ وَلَا شَهِیدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَیُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ .
اى کسانى که ایمان آورده‏ اید، هر گاه به وامى تا سررسیدى معین‏، با یکدیگر معامله کردید، آن را بنویسید. و باید نویسنده‏ اى (صورت معامله را) بر اساس عدالت‏، میان شما بنویسد. و هیچ نویسنده‏ اى نباید از نوشتن خوددارى کند؛ همان گونه (و به شکرانه آن‏) که خدا او را آموزش داده است‏. و کسى که بدهکار است باید املا کند، و او (=نویسنده‏) بنویسد. و از خدا که پروردگار اوست پروا نماید، و از آن‏، چیزى نکاهد. پس اگر کسى که حق بر ذمه اوست‏، سفیه یا ناتوان است‏، یا خود نمى‏ تواند املا کند، پس ولىّ او باید با (رعایت‏) عدالت‏، املا نماید. و دو شاهد از مردانتان را به شهادت طلبید، پس اگر دو مرد نبودند، مردى را با دو زن‏، از میان گواهانى که رضایت دارید (گواه بگیرید)، تا (اگر) یکى از آن دو (زن‏) فراموش کرد، (زنِ‏) دیگر، وى را یادآورى کند. و چون گواهان احضار شوند، نباید خوددارى ورزند. و از نوشتن (بدهى‏) چه خرد باشد یا بزرگ‏، ملول نشوید، تا سررسیدش (فرا رسد). این (نوشتنِ‏) شما، نزد خدا عادلانه‏ تر، و براى شهادت استوارتر، و براى اینکه دچار شک نشوید (به احتیاط) نزدیکتر است‏، مگر آنکه داد و ستدى نقدى باشد که آن را میان خود (دست به دست‏) برگزار مى ‏کنید؛ در این صورت‏، بر شما گناهى نیست که آن را ننویسید. و (در هر حال‏) هر گاه داد و ستد کردید گواه بگیرید. و هیچ نویسنده و گواهى نباید زیان ببیند، و اگر چنین کنید، از نافرمانى شما خواهد بود. و از خدا پروا کنید، و خدا (بدین گونه‏) به شما آموزش مى‏ دهد، و خدا به هر چیزى داناست‏.

و نیز زنان شوهردار بر شما حرام شده اند، مگر آنها که به تصرف شما در آمده باشند(منظور زنانی است که در جنگ اسیر مسلمانان شده باشند.). از کتاب خدا پیروی کنید.
سوره البقرة آیه ۲۳۰ َفَإِنْ طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْکِحَ زَوْجًا غَیْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلَا جُنَاحَ عَلَیْهِمَا أَنْ یَتَرَاجَعَا إِنْ ظَنَّا أَنْ یُقِیمَا حُدُودَ اللَّهِ وَتِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ یُبَیِّنُهَا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ . پس اگر باز زن را طلاق داد دیگر بر او حلال نیست، مگر آنکه به نکاح مردی دیگر در آید، و هرگاه آن مرد زن را طلاق دهد، اگر میدانند که حدود خدا را رعایت میکنند رجوعشان را گناهی نیست. اینها حدود خدا است که برای مردمی دانا بیان میکند
سوره النساء آیه ۳ ِ َوَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْیَتَامَى فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا.
اگر شمارا بیم آن است که در کار یتیمان عدالت نورزید، از زنان هرچه شما را پسند افتد، دو دو و سه و سه و چهار، چهار به نکاح (نکاح در عربی یعنی سپوختن) در آورید. و اگر بیم آن دارید که به عدالت رفتار نکنید تنها یک زن بگیرید یا هرچه مالک آن شوید. این راهی بهتر است تا مرتکب ستم نشوید
سوره النساء آیه ۱۱ ُیُوصِیکُمُ اللَّهُ فِی أَوْلَادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ فَإِنْ کُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَکَ وَإِنْ کَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلِأَبَوَیْهِ لِکُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَکَ إِنْ کَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ کَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصِی بِهَا أَوْ دَیْنٍ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ لَا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکُمْ نَفْعًا فَرِیضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا .
خدا در مورد فرزندانتان به شما سفارش میکند که سهم پسر برابر سهم دو دختر است. و اگر دختر باشند و بیش از دو تن، دو سوم میراث از آنهاست. و اگر یک دختر بود نصف برد و اگر مرده را فرزندی باشد هر یک از پدر و مادر یک ششم میراث را برد. و اگر فرزندی نداشته باشد و میراث بران تنها پدر و مادر باشند، مادر یک سوم دارایی را برد. اما اگر برادران داشته باشد سهم مادر، پس از انجام وصیتی که کرده و پرداخت وام او یک ششم باشد. و شما نمیدانید که از پدران و پسرانتان کدامیک شما را سودمند تر است. اینها حکم خداست، که خدا دانا و حکیم است.
سوره النساء آیه ۲۴ ِوَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ کِتَابَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَأُحِلَّ لَکُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِکُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِکُمْ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَةِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا .
و نیز زنان شوهردار بر شما حرام شده اند، مگر آنها که به تصرف شما در آمده باشند(منظور زنانی است که در جنگ اسیر مسلمانان شده باشند.). از کتاب خدا پیروی کنید. و جز اینها زنان دیگر هرگاه در طلب آنان از مال خویش مهری بپردازید و آنها را به نکاح درآورید نه به زنا، بر شما حلال شده اند. و زنانی را که از آنها تمتع میگیرید واجب است که مهرشان را بدهید. و پس از مهر معین در قبول هرچه دو بدان رضا بدهید گناهی نیست. هر آینه خدا دانا و حکیم است
سوره النساء آیه ۳۴ الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا .
مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است. و از آن جهت که از مال خود نفقه میدهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شایسته، فرمانبردارند و در غیبت شوی عفیفند و فرمان خدای را نگاه میدارند. و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید، اندرز دهید و از خوابگاهشان دوری کنید و بزنیدشان. اگر فرمانبرداری کردند، از آن پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید. و خدا بلند پایه و بزرگ است.
این آیه کاری ندارد که حق با کیست. همیشه حق با مرد است، پس می تواند کتک بزند!
سوره النساء آیه ۱۷۶ َیَسْتَفْتُونَکَ قُلِ اللَّهُ یُفْتِیکُمْ فِی الْکَلَالَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَکَ لَیْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَکَ وَهُوَ یَرِثُهَا إِنْ لَمْ یَکُنْ لَهَا وَلَدٌ فَإِنْ کَانَتَا اثْنَتَیْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَکَ وَإِنْ کَانُوا إِخْوَةً رِجَالًا وَنِسَاءً فَلِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ أَنْ تَضِلُّوا وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ.
از تو فتوی می خواهند ، بگوی که خدا در باره کلاله برایتان فتوی می دهد، : هر گاه مردی که فرزندی نداشته باشد بمیرد و او را خواهری باشد ، به آن خواهر نصف میراث او می رسد اگر خواهر را نیز فرزندی نباشد ، برادر از او ارث می برد اگر آن خواهران دو تن بودند ، دو ثلث دارایی را به ارث می برند و اگر چند برادر و خواهر بودند ، هر مرد برابر دو زن می برد خدا برای شما بیان می کند تا گمراه نشوید ، و او از هر چیزی آگاه است
سوره النور آیه ۳۱ وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ.
و به زنان مومن بگو که چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینتهای خود را جز آن مقدار که پیداست آشکار نکنند و مقنعه های خود را تا گریبان فرو گذارند و زینتهای خود را آشکار نکنند، جز برای شوهر خود یا پدر خود یا پدر شوهر خود یا پسر خود یا پسر شوهر خود یا برادر خود یا پسر بردار خود یا پسر خواهر خود یا زنان همکیش خود، یا بندگان خود، یا مردان خدمتگزار خود که رغبت به زن ندارند، یا کودکانی که از شرمگاه زنان بیخبرند و نیز چنان پای بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده اند دانسته شود. ای مومنان همگان به درگاه خدا توبه کنید، باشد که رستگار گردید.
سوره األحزاب آیه ۵۹٫ یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا . ای پیامبر، به زنان و دختران خود و زنان مومنان بگو که چادر خود را برخود فروپشونند. این مناسب تر است، تا شناخته شوند و مورد آزار واقع نگردند و خدا آمرزنده و مهربان است …
و بسیاری آیات و احادیث قدسی و نبوی دیگر مبنی بر چند همسری و حکم سنگسار و… که جامعه و فرهنگ آزاد امروز جهان را به سخره گرفته است.