مردم ایران، مانند مردمان دیگر کشورهای جهان، نیاز به آزادی و دادگری دارند که بتوانند بدون ترس اندیشهی خود را بازگو کنند. شهروندان تنها در برخورد و پیوند اندیشهها میتوانند از دشواریهای اجتماع خود بکاهند. مردمی که از بازگو کردن اندیشهی خود میترسند در دروغ پرورده میشوند و برای برآوردن نیازهای زندگی دانش و توان خود را در اختیار و در سوی نیروی حاکم میگذارند. به زبانی دیگر با گسترش ترس از گسترش اندیشهی آزاد کاسته و بر نیروی زورگویان افزوده میشود.
در سیاهیی ترس مردم نمیتوانند به بنمایهی ارزشهای اجتماعی پی ببرند. در زیر فشار ترس سود یا زیان پدیدههای اجتماعی آشگار نمیشوند و مردم نمیتوانند به درستی آرمانهای خود را بشناسند. از این روی فرهنگ چنین مردمی از تپش بازمیماند و آنها پیوسته فریب میخورند ولی کمتر از شکستهای خود میآموزند.
در درازای هزار و چهارسد سال، که اسلام بر مردم ایران حکم میراند، پدیدهی ترس با همهی بخشهای زندگانیی آنها آمیخته شده است. آنان که در ترس زیست دارند به دروغ پناه میبرند تا ترس خود را پنهان کنند. این مردمان، که در زندان ترس گرفتارند، دروغ را ابزار پیشرفت و کلید گشایش دشواریهای خود میپندارند. این است که برخی از ایرانیان گشایش تنگیها و درمان دردهای اجتماعی را به امام زمان، که به دروغ خلق کردهاند، واگذار میکنند تا از ننگی که در آن شناور هستند شرمنده نباشند.
متولیان اسلام در سرزمین ایران ترس میکارند، مردم دروغ دُرو میکنند و فریب میخورند. این مردم حتا سخنان رسول الله و اوامر الله را به دروغ برمیگردانند تا خود را فریب دهند. الله خود را رحمان و رحیم نامیده است زیرا او گاهگاهی از عذاب و مجازاتی که برای مخلوق خود مهیا ساخته است میکاهد. گاهی هم از مجازاتهای سخت چشم میپوشد پس او غفور است. ولی الله هیچگاه بخشند و مهربان نیست، او مالک جهنم است، که پیکر انسان و مس گداخته را برای آتشگیرهی دوزخ به کار میبرد.
ابر، زمین، خورشید و هوا، که از سرشت و هستیی خود بر جانداران میافشانند، بخشنده هستند. با وجود اینکه هستیی انسان از همین پدیدههای بخشنده پیدایش یافته است ولی انسان خردمند فرمانبردار این پدیدهها نیست.
الله پیوسته با تهدید و عذاب از مردمان عبادت، اطاعت، جهاد و زکات میخواهد. او به راستی چیزی، که از خودش باشد، به جز ادعا ندارد که به کسی ببخشد بلکه او محتاج بخشش مسلمانان است. دیگر اینکه الله از هرگونه احساسات انسانی یه دور است. پدیدههای مهر، شادمانی، خشم، کینه و ترس از ویژگیهای مخلوق او هستند. پس الله نمیتواند مهربان باشد.
با اینکه معیارهای انبوه مردم ایران آگاهانه یا ناخودآگاه به احکام اسلامی آمیخته شدهاند ولی مردم ما از اوامر الله بیخبرند و او را به نیکیهایی که خود دوست دارند متهم میکنند. الله کسانی که به دروغ صفتی را به او نسبت دهند لعنت میکند و آنها را به عذابی سخت گرفتار خواهد ساخت.
برای روشن شدن گفتار به مفهوم پدیدهی "عدالت" در اسلام میپردازیم.البته مفهوم "عدالت اسلامی" در عذابهایی، که الله برای دگراندیشان (کافران) مهیا ساخته است، به روشنی نمایان میشود.
الله، در ۱۱۴ سورهی قرآن بیش از چهارسد بار، مردمان را از عذابهای سنگین میترساند. بیشتر عذابهای سخت برای کسانی فراهم شدهاند که ایمان نیاوردهاند یا از اوامرالله سرپیچی میکنند. البته سختترین مجازاتها برای کسانی است که گفتار رسول او را باور نمیکنند. یعنی در نزد الله آزادانه اندیشیدن به ویژه خردمندانه اندیشه کردن کفر شمرده میشود و دردناکترین عذابها برای کسانی فراهم شده است که اندیشمند باشند.
این آیات، که از مجازات دگراندیشان سخن میگویند، به آن گونه ترس آور هستند که انبوهی از مردمان را به پذیرفتن پستی، خفت، بردگی و احکام انسان ستیزی وادار میکنند. آیات عذاب، که بیشتر آنها یکنواخت و همسان و همسنگ هستند، نیروی اندیشه را در انسان میخشکانند. از این روی تنها به بخش اندکی از این آیات، که ماهیت حکومت اسلامی را آشگار میکنند، اشاره میکنم. شاید مفهوم "مهرورزی در اسلام"، برای برخی از مسلمانان که از شناختن ویژگیهای الله پرهیز میکنند، روشن بشود.
سوره ۲، البقره،
آیه ۷ : الله بر دلها و بر گوش کافران مهر نهاده، و بر چشمهایشان پردهای کشیده است و آنان را به عذابی بزرگ میآزارد. (مگر مردم آزاری به جز این است)
آیه ۵۹ : آنگاه که ستم ورزیدند، سخن را به چیزی جز آنچه به آنان گفته شده بود، تبدیل کردند؛ پس بر سر ستمکاران به کیفر نافرمانیشان عذابی از آسمان فرو فرستادیم. ( پس مفسرین راستین همیشه وجود داشتهاند)
آیه ٨۶ : ایشان کسانی هستند که زندگانی دنیا را به بهای آخرت خریدند؛ از این روی عذاب آنها کاسته نشود و یاری نیابند. (مانند حافظ که روضهی رضوان را به جوی نمیخرد)
آیه ۲٨۴ : آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن الله است؛ و آنچه را که در دل دارید آشکار کنید یا پنهان دارید، الله از شما حساب پس خواهد گرفت، آنگاه هر کس را که بخواهد میآمرزد و هر کس را که بخواهد عذاب میکند؛ و الله بر هر کاری تواناست. (ولی با اجازهی امام شیعیان)
روشن است که توانایی و زور الله از گسترش ترس در مردم میرویند و الله حقانیت خود را با زور پیروان، که از ترس به هم پیوستهاند، بر همگان تحمیل میکند. در این آیات سخن از زشتکاری یا نیکوکاری نیست؛ زیرا الله عذاب را به دلخواه بر هرکس که بخواهد وارد میآورد.
حکومت در میان مسلمانان درست بر اساس حاکمیت الله بنا شده است. مردم مسلمان چنین شیوهی ستمکارانهای را زشت نمیدانند. زیرا هر زشتکاری، که از الله سربزند، در آن حکمتی میپندارند که انسان آن را نمیداند. از این روی حکومتهای اسلامی مشروعیت ستم کردن را از الله گرفتهاند؛ آنها نیازی ندارند که حکمت ستمکاریی خود را بر مردم روشن کنند. زیرا در بینش اسلامی انسان نادان است او اجازه ندارد و نمیتواند به رازهای حکمت پیببرد.
سوره ٣، آل عمران،
آیه ۴ : پیش از این فرستاده شده است، کسانی که به آیات قرآن کافر شدند، آنها کیفر شدیدی دارند و الله توانا و صاحب انتقام است. (حکومت اسلامی، انتقام جویی خود را، از الله یاد گرفته است)
آیه ۵۶: امّا کافران را سخت عذاب کنیم در دنیا و در آخرت و برای آنها هیچ یاوری نیست. (به ویژه در حکومت اسلامی)
آیه ۹۱ : کسانی که کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند، اگر چه زمینی را پر از طلا کفّاره بپردازند، هرگز از آنها قبول نخواهد شد؛ و برای آنان، مجازاتِ دردناک است؛ و هیچ یاوری نخواهند داشت. (مگر مردگان هم کفاره میدهند؟)
آیه ۱۷۷ : کسانی کفر را به جای ایمان خریده اند، به الله هیچ زیانی نمیرسانند؛ آنها را مجازات دردناکی برسد. (نیش عقرب نه از ره کین است)
سوره ۴، النساء،
آیه ۱۴ : و آن کس که از اوامر الله و رسولش سرپیچی کند و از احکام او بگذرد، او را در آتشی جاودانه وارد میکند؛ و برای او مجازات خوارکنندهای است. (پس شافع محشر چه کاره است؟)
آیه ٨۴ : پس بکش در راه الله ، و مومنان را بر این تشویق کن، تو پاسخگوی نیستی! باشد که الله از قدرت کافران جلوگیری کند، الله قدرتش بیشتر و مجازاتش دردناکتر است. (اکنون به مومنان میگویند: تروریستهای اسلامی)
آیه ۱۵۱ : آنها گروه کافرانند؛ به حقیقت برای آنها مجازات خوارکنندهای فراهم ساختهایم. (دستت درد نکنه)
سوره ۵، المائده،
آیه ٣۶: اگر تمام آنچه روی زمین است و همانند آن مال کافران باشد و بخواهند، با آنها، کیفر روز قیامت را بخرند، از آنان پذیرفته نخواهد شد؛ و دردناک مجازات خواهند شد. (ولی مسلمانان میتوانند خیلی ارزان قیامت را بخرند)
آیه ۷٣ : آنها که گفتند: (الله، یکی از سه خداست) بیقین کافر شدند؛ الله یگانه معبودی است؛ و اگر از آنچه میگویند دست بر ندارند، عذاب دردناکی بر آنها خواهد رسید. (اگر پاپ دل شیر هم داشته باشد عقیدهی خود را بازگو نمیکند)
آیه ۱۱۵ : الله گفت: اگر بر آنچه که برشما فرود آورده ام کافر شوید، شما را آن چنان عذاب دهم که احدی از جهانیان را چنان عذاب نکرده باشم. (پس بیشتر مسلمانان جهان کافر شدند که عذاب میکشند؟)
الله در قرآن سدها بار کافران را به عذابی دردناک تهدید کرده است. کافر کسی است که به اسلام ایمان ندارد. یهودها و مسیحیها هم کافر هستند. شگفتی در این است که مسلمانان نه تنها از این آیات شرمی ندارند بلکه الله را با همین ویژگیها عادل میپندارند. بر همین اساس است که مسلمانان پیشوایان خود را برای کشتار دگراندیشان در راه الله ستایش میکنند و خودشان هم به ریختن خون کفار افتخار دارند.
اگر روشنفکران ما اندکی در مورد ماهیت الله، که در آیات قرآن نمایان است، اندیشه کنند خواهند دانست که در حکومت اسلامی شکنجه دادن و کشتن دگراندیشان اجرای عدالت الاهی است. در این احکام هر کس که ورای اوامر الله اندیشه کند کافر است و اندیشه کردن کافر، محارب با الله شمرده میشود، مجازات کافر در این دنیا اعدام است.
در این آیات دیده میشود که کردار کافران معیار سنجش عذاب و مجازات آنها نیست، یعنی نیازی نیست که کافر با اسلام دشمنی داشته باشد یا کاری برخلاف احکام انجام دهد بلکه هر کافری که به اسلام ایمان نیاورد به سختی عذاب خواهد کشید و مجازات میشود. در برابر الله کافرانی هم که کرداری همسان و همسو با احکام اسلام داشته باشند(بسان یهودیها) باز هم سزاوار عذاب هستند. ( البته در سورهی توبه، آیه ۲۹ آمده است: بکشید کسانی را که به الله و احکام (...) او ایمان ندارند, همچنین آن د سته که خود اهل کتاب هستند ولی اسلام را نپذ یرفتند؛ مگر اینکه تعهد کنند که با خواری و خفت بدست خود جزیه بپردازند.)
آیا آزادیخواهان میتوانند اوامر الله را در مورد کافران (دگراندیشان) بپذیرند یا از شنیدن چنین گفتاری، که از گسترش اندیشه جلوگیری میکند، بر خود میلرزند و شرمنده میشوند. اگر کسی اوامر خشمناک الله را بپذیرد، پس او خود ستمکار است، نمیتواند آزدیخواه باشد. اگر کسی آزادیخواه باشد، او آیات خشمآور الله را رد میکند، پس الله و والیان الله برای او عذابی دردناک مهیا میسازند. کسانی که گرگ را در خانوادهی خود پرورش میدهند باید بدانند که سرانجام گرگ زاده گرگ خواهد شد.
نمونه: جهادگران طالبان و بن لادن از پرورش یافتگان آمریکا هستند، که آمریکا آنها را برای جهاد با سربازان شوروی آموزش داده است، ولی میبینیم که مجاهدین اسلام در راه الله بر ضد پروردگار خود هم جهاد میکنند.
گرچه در اسلام انسان با الله همسرشت نیست ولی مسلمانان به کردار ویژگیهای الله را به کار میبرند.
سوره ۶ الانعام،
آیه ۴٣ : چرا هنگامی که ما آنها را عذاب دادیم زاری نکردند؟! بلکه دلهای آنها سخت شد و هر کاری که میکردند، شیطان آنرا زیبا جلوه میداد. (چرا زور الله به شیطان نمیرسد؟)
آیه ۴۹ : و آنها که آیات ما را دروغ پنداشتند، برای این گناه عذاب خواهند کشید. (در زیر شکنجه توبه میکنند)
آیه ۱۲۵ : آن کس را که الله بخواهد سینهاش را برای اسلام، گشاده می سازد؛ و آن کس را که گمراه بخواهد، سینهاش را آنچنان تنگ میکند که گویا او به آسمان پر میکشد، به این گونه الله پلید می سازد، کسانی که ایمان نمیآورند. (پس معراج از تنگ دلی پدیدار میشود؟)
سوره ۷ الاعراف،
آیه ۴ : چه بسیار شهرها را ویران کردیم،عذاب ما، شبهنگام، یا درهنگام خواب نیمروز، بر آنها وارد آمد.
آیه ۹۷ : آیا اهل آبادیها، هنگام خواب ایمنی خواهند داشت، زمانی که عذاب ما شبانه به سراغ آنها بیاید. (به این میگویند: عدالت در اسلام)
سوره ٨ الانفال،
آیه ۱٣ : برای این که آنها با الله و رسولش لجاجت کردند و هر کس با الله و رسولش لجاجت کند، الله شدید العقاب است. (هر کس که زیر بار نرفت لجباز است؟)
سوره ۹ التوبه،
آیه ۱۴ : بکشید آنان را تا الله آنها را به دست شما عذاب دهد و رسوا سازد، و بر قلب شما مرهم نهد شما را شفا بخشد. (پس در حکومت اسلامی خیلی یدالله داریم)
سوره ۱۷ بنی اسرآییل،
آیه ۱۰ : و آنها که به قیامت ایمان نمیآورند، برای آنان عذاب دردناکی آماده ساختهایم. (اگر ایمان بیاورند چی؟)
سوره ۲۰ طه،
آیه ۴٨ : به ما وحی شده که عذاب بر کسی است که انکار کند و سرپیچی نماید. (پس راهی به جز تسلیم نیست)
آیه ۱۲۷ : و همچنین جزا میدهیم کسی را که با سرسختی به آیات الاهی ایمان نیاورد! و نیز عذاب آخرت شدیدتر و پایدارتر است. (لعنت و رحمت الله برای کافر چه مفهومی دارد؟)
در این آیات و سدها آیات دیگر در قرآن، سخن از عذاب دادن به کسانی است که ایمان نمیآورند، سخن از سوختن اندیشهی انسان است که او باید از اوامر الله بدون چون و چرا اطاعت کند. چون خرد انسان ناراستی و نادرستی را نمیپذیرد؛ این است که فقها و علمای اسلامی میکوشند تا همهی خشمی که الله بر مردمان وارد میسازد "عقلانی" تفسیر کنند. بازدهی همهی تعبیر و تفسیرها این است: هرآنکس که خفت بردگی را بپذیرد عاقل و مسلمان است، آن کس که خردمندانه بیندیشد جاهل و کافر شمرده میشود.
کسانی که ادعا دارند که: "الا اکراهَ فی الدّین" به مفهومی است که هر کس آزاد است اسلام را بپذیرد یا رد کند؛ این کسان اگر دروغگو نباشند خودفریبند. در سوره البقره، آیه ۲۵۶ میگوید: در کار دین اکراهی نیست؛ زیرا که راه از بیراهه به روشنی آشکار شده است.
به درستی از آیات دیگر آشگار میشود که هر مسلمان باید، یعنی مجبور است، اسلام را به آنگونه که امر شده است بپذیرد و در ایمان او نباید هیچ اکراهی وجود داشته باشد. اگر در ایمان کسی اکراهی باشد او کافر است و مجازات میشود. هیچ اکراهی نیست چون، از دیدگاه رسول الله، همه چیز روشن بیان شده است.
سوره ۲۲ الحج،
آیه ۲۲ : هر آن گاه که آنها بخواهند از عذاب دوزخ خارج شوند، باز پس رانده میشوند؛ پس بچشید عذاب آتش را.
آیه ۵۷ : و کسانی که کفر کردند و آیات ما را دروغ شمردند، برای آنها عذاب خوارکنندهای فراهم است.
سوره ۲٣ المومنون،
آیه ۷۶ : آنها را به عذابی سخت گرفتار ساختیم، ولی آنها نه الله را ستوند و نه به زاری پرداختند.
سوره ٣۵ فاطر،
آیه ٣۶ : کسانی که کافر شدند، آتش دوزخ برای آنهاست؛ نه به مردن آنها امر میدهیم و نه چیزی از عذابش از آنان کاسته میشود، ما این گونه هر کافران را جزا میدهیم.
سوره ۶۵ الطلاق،
آیه ٨ : چه بسیار(مردم) آبادیها که از فرمان الله و رسولانش سرپیچی کردند و ما بشدّت از آنها حساب پس گرفتیم و به مجازات کمنظیری گرفتار ساختیم.
سامان هر کشوری آیینهی تصور مردم همان کشور از آفرینش است. حکومت اسلامی در ایران تصویر خالقی است که در ذهن مردم ایران نگاشته شده است. این مردم پذیرفتهاند که کسانی به جای الله، خلیفه، میتواند بر آنها حکمرانی کند و آنها اجازه ندارند از فرمان او سرپیچی کنند. این است که نادان پروران حکومت پیوسته کردار و دستورات ولایت فقیه را ستایش میکنند و اندیشهی همگان را از شناخت راستی بازمیدارند. این است که سرکردگان حکومت اسلامی بدون شرم وظایفی بر مردم میگذارند و مردم ناآگاهانه بدون ننگ آن اوامر را اجرا میکنند.
نخست سرکردهی حکومت میگوید که "ما" چه میخوهیم یا چه نمیخواهیم و نوکران الله هم آن گفته را ستایش میکنند، سپس برخی از مردم برای سودجویی بیعت خود را آشگار و برخی از ترس چماقداران به نوازش اسلامفروشان دیگر میپرازند.
کسانی که اجازه ندارند حتا پوشاک یا همسر خود را آزادانه برگزینند چگونه میتوانند فریاد بزنند: "انرژی هستهای حق مسلم ماست". آیا این کسان تا کنون ندانستهاند که آزادانه اندیشه کردن، بدون ترس سخن گفتن، حقی است که با هر انسانی زاییده میشود. ولی این حق مسلم انسان از ایرانیان گرفته شده است.
۱۳۸۹ آذر ۳, چهارشنبه
۱۳۸۹ آبان ۲۱, جمعه
برای مذهبیون زمان ایستاده است
فکر می کنید اندیشه یک مسلمان یا یک یهودی یا یک مسیحی ارتودکس چقدر با اندیشه انسانی که در 6 هزار سال پیش زندگی می کرده است ، تفاوت دارد؟ آیا می دانید اسلام که به قول مسلمین پیشرفته ترین دین است و به خاطر بلوغ فکری بشر بی نیاز به دین دیگری است، چقدر با یهودیت ، مسیحیت یا آتش پرستی و مرده پرستی تفاوت دارد؟
هزاران سال پیش وقتی مذهب در شکل بسیار ابتدائی نیاپرستی (پرستش روح مردگان)بود ،مذهب برای تمام شئون زندگی انسانها تصمیم می گرفت.مردم برای شادی روح رفتگان آتشی روشن می کردند و پسر بزرگ خانواده مسئول بود که همیشه آتش را روشن نگه دارد تا روح مردگان راضی و خشنود باشد.البته خشنود کردن روح مردگان به این سبب بود که روح دست از آزار و اذیت بردارد . زیرا اگر مردگان از طعام و شرابی که به آتش می دادند بهره مند نمی شدند ، بیم آن می رفت که به آزار زنده ها بپردازند.زنا امری ناپسند بود و با مرگ مجازات می شد ، چون نگهداری از آتش بعهده پسر بود و پسر حاصل از زنا از پشت مرد خانواده نبود تا پس از مرگ بتواند آتش را محافظت کند.محدوده ای که خانواده ها را از یکدیگر جدا می کرد ، فقط به این دلیل بود که چشم بیگانگان به آتش خانه نیفتد.پدر که مسئول انجام امور مذهبی بود و در حقیقت، آینه تمام نمای مذهب خانوادگی بود ، برای همه امور تصمیم می گرفت. چه پسر و چه دختر باید با اجازه او و با شخصی که او انتخاب می کرد ، ازدواج می کردند.درست کردن شراب ، اقدام به جنگ ، اقدام به صلح ، ساخت شهر ، همه و همه با انجام مراسمی مذهبی صورت می گرفت تا مبادا خدایان رنجیده خاطر گردند. فرزندان ، همسران و بردگان همه از اموال پدر خانواده محسوب می شدند. چون پدر نگهدارنده آتش بود ، تمام این امتیازات را دین خانوادگی به او اعطا می کرد.پس از مدتی خدایان مادی ظاهر شدند و بازهم چون سرطانی بر تمام شئون زندگی انسانها سایه افکندند.وقتی انسانها به انگیزه رویدادهایی چون زلزله و باران و طوفان و غیره پی بردند ، باز هم مذهب را از سرزمین ذهن خود بیرون نرادند و این دیو بدنهاد به شکل دیگری همچنان به فرمانروایی خود ادامه داد. الان نیز که در قرن بیست و یکم هستیم عده ای همچنان به مذهب اجازه می دهند که در تمام عرصه زندگی ایشان جولان بزند و طوق اسارت را برگردنشان بنهد.آنچنان مذهب بر آنها سلطه دارد که نمی توانند باور کنند ، که این مذهب روزی به دست خود آنها برای ترس از مردگان این همه بند به دست و پای آنها بسته است.آنها هرگز نمی توانند بپذیرند که مذهب از نیاز و ترس ریشه گرفته است.شکل و صورت قوانین مذهبی از گذشته تا کنون بسیار تغییر کرده است. خدا که روزی روح مرده بود ، بعد ها جای خود را به آتش داد و بعد به خداهای گوناگونی مثل ژوپیتر ، دیانا ، آتنا، زئوس و غیره تغییر یافت و بعد مثل یهوه ، روح القدس یا الله نادیدنی شد؛ اما انسان مذهبی تغییر نکرد. او هنوز هم مثل انسان سه هزار سال پیش می اندیشد.انگار که زمان برای او ایستاده است.اکنون خدا برای او روح مرده یا آتش نیست. خدایش تغییر کرده است، اما هنوز در هراس است که مبادا کردار او الله یا روح القدس یا یهوه را خشمگین کند و او را به عذاب همیشگی گرفتار کند. برای همین از نوزادی تا مرگ ، باز هم مذهب دست از سرش بر نمی دارد و می خواهد به جای خرد او برایش تصمیم بگیرد.یک انسان مذهبی را اگر با ماشین زمان به عقب برگردانی و به چهار هزار سال پیش ببری ، هرگز احساس ناراحتی نمی کند. جوهر اندیشه یک دیندار هیچ سنخیتی با پویایی ندارد. در هزاران سال پیش پدر خانواده مسئول بود برای خدایان قربانی کند، اکنون هم مراسم قربانی برای الله در مراسم حج وجود دارد.
در هزاران سال پیش هر مرده ای مقام خدایی می یافت و پدر خانواده در آتشی که در خانه برپا شده بود ، طعام می ریخت تا مرده را شاد کند. یا سالی چند بار در قبرستان بر روی گورها غذا می گذاشتند. هنوز هم وقتی کسی می میرد ، بر روی قبرش در مراسم چهلم و هفته و غیره ، غذا یی مثل عدس پلو و حلوا می گذارند.از آن گذشته هنوز بعضی از مرده ها به مقام خدایی می رسند و برای بر طرف شدن مشکلاتشان به روح آن مرده نذر و نیاز می دهند ، گوسفند قربانی می کنند ، آش می پزند ، شله زرد و پلوی نذری می پزند ، تا روح آن مرده مشکلاتشان را بگشاید.
هنوز هم زن و فرزند اموال مرد حساب می شوند و در صورتی که دختر یا پسری به دست کسی کشته شود ، پول خون او را به پدرش می دهند.در صورتی که پول خون هرگز نمی تواند ریشه جرایمی مثل قتل را در جامعه بخشکاند.
هنوز هم اگر از مذهبیون بپرسید چرا یک مرد تا 4 زن می تواند داشته باشد ، اما زنان نمی توانند به جز یک شوهر داشته باشند ، در پاسخ می گویند، چون اگر زن با مردان مختلفی باشد ، معلوم نمی شود که فرزند او از کدام مرد است.هر چند که دیگر نیازی نیست فرزندی از پشت مرد خانواده باشد تا آتش را نگه دارد ، اما زشتی زنا در نگر مذهبیون به همان دلیلیست که هزاران سال پیش مذهبیون به خاطر حفظ آتش به آن معتقد بودند.
خلاصه به هر آیین مذهبی که نگاه کنید ، می بینید که هنوز از نظر محتوی به قوانین سالهای نیاپرستی شباهت دارد ، فقط از نظر ظاهری تفاوت کرده است.آتش جای خود را به الله یا یهوه یا روح القدس داده است.گویی که جویبار اندیشه ی مذهبیان یخ بسته است و توان رفتن به جلو ندارد. یکجا ایستاده اند.
حتی اگر به فکر تحولی باشند ، آن را در چهارچوب دین می جویند. به زعم اینگونه افراد مثلاً یک فقیه می تواند خوش فکر باشد و دیگری بدفکر.غافل از اینکه کسی که در چهارچوب دین فکر می کند ، هرگز صاحب اندیشه نیست که بخواهیم او را خوش فکر بنامیم. خیلی اشتباه است که ما فکر کنیم اسلام قوانینی است که به 1400 سال پیش تعلق دارد.خیلی اشتباه هست که فکر کنیم یک مسلمان به مراسم 1400 سال پیش دل بسته است. این آیینهای مذهبی بسیار کهن تر از هزار و چهارصد سال هستند.همه آیینهای مذهبی بن و ریشه ای بسیار کهن دارند که در ظاهر تغییر کرده اند ، اما وقتی درون آنها را کنکاش می کنی و با تمدن مردم قدیم مقایسه می کنی ، متوجه می شوی که زمان برای مذهبیون ایستاده است.( در این ارتباط می توانید به کتاب تمدن قدیم نوشته فوستل دوکولانژ ، ترجمه نصرالله فلسفی مراجعه کنید)
برای انسانی که زنجیر مذهب را پاره کرده است، دکتر سروش، مطهری ، صانعی و کدیور ، فرقی با مولایان منبر 5 تومانی قدیم ندارند. چون دینداری با پویایی سرسازش ندارد. اینها هرگز به فکر نجات انسان نبوده اند، بلکه تلاش برای نجات دین می کنند.در کلامی ساده تر هنوز یخهای ذهنشان آب نشده است.فقط به جای عبادت آتش ، الله را برگزیده اند . البته برای فریب مردم سعی می کنند این عفریته را بزک کنند.
آیا با توجه به ماهیت ایستایی ذهن دینداران ، می توان امیدوار بود که کسانی به اسم روشنفکری دینی بتوانند دین را با دنیای مدرن وفق بدهند؟اصلاً دین به خاطر ماهیت ایستایی خویش می تواند با دنیای مدرن سازگار باشد؟
شخصی می گفت شما شمشیر را از رو بسته اید و با صحبت در مورد اسلام با عواطف مردم بازی می کنید.آیا می توان در مورد اسلام سکوت کرد و فقط هدف را بر روی مبارزه با جمهوری اسلامی گذاشت و آن وقت انتظار داشت از دامن زنی که شله زرد تقدیم روح حسین می کند ، ناگهان فرزندی بدنیا عرضه شود که به همسایه یهودی خود به اندازه عموی شیعه خود عشق می ورزد؟آیا ذهن فریز شده می تواند درست تصمیم بگیرد که ما کاری به انجماد مغزش نداشته باشیم و فقط به فکر دردهایی باشیم که جمهوری اسلامی بر او تحمیل کرده است؟آیا جمهوری اسلامی حاصل همین ذهنهای فریز شده نیست؟ آیا بدون روشنگری در مورد اسلام می توان امیدوار بود که در آینده هرگز دچار چنین طاعونی نخواهیم شد؟
به نگر من مبارزه با جمهوری اسلامی و مبارزه با اسلام باید در کنار هم باشد.تا مردم به ماهیت واقعی دین پی نبرند، فکر ایران آباد توهمی بیش نخواهد بود.
هزاران سال پیش وقتی مذهب در شکل بسیار ابتدائی نیاپرستی (پرستش روح مردگان)بود ،مذهب برای تمام شئون زندگی انسانها تصمیم می گرفت.مردم برای شادی روح رفتگان آتشی روشن می کردند و پسر بزرگ خانواده مسئول بود که همیشه آتش را روشن نگه دارد تا روح مردگان راضی و خشنود باشد.البته خشنود کردن روح مردگان به این سبب بود که روح دست از آزار و اذیت بردارد . زیرا اگر مردگان از طعام و شرابی که به آتش می دادند بهره مند نمی شدند ، بیم آن می رفت که به آزار زنده ها بپردازند.زنا امری ناپسند بود و با مرگ مجازات می شد ، چون نگهداری از آتش بعهده پسر بود و پسر حاصل از زنا از پشت مرد خانواده نبود تا پس از مرگ بتواند آتش را محافظت کند.محدوده ای که خانواده ها را از یکدیگر جدا می کرد ، فقط به این دلیل بود که چشم بیگانگان به آتش خانه نیفتد.پدر که مسئول انجام امور مذهبی بود و در حقیقت، آینه تمام نمای مذهب خانوادگی بود ، برای همه امور تصمیم می گرفت. چه پسر و چه دختر باید با اجازه او و با شخصی که او انتخاب می کرد ، ازدواج می کردند.درست کردن شراب ، اقدام به جنگ ، اقدام به صلح ، ساخت شهر ، همه و همه با انجام مراسمی مذهبی صورت می گرفت تا مبادا خدایان رنجیده خاطر گردند. فرزندان ، همسران و بردگان همه از اموال پدر خانواده محسوب می شدند. چون پدر نگهدارنده آتش بود ، تمام این امتیازات را دین خانوادگی به او اعطا می کرد.پس از مدتی خدایان مادی ظاهر شدند و بازهم چون سرطانی بر تمام شئون زندگی انسانها سایه افکندند.وقتی انسانها به انگیزه رویدادهایی چون زلزله و باران و طوفان و غیره پی بردند ، باز هم مذهب را از سرزمین ذهن خود بیرون نرادند و این دیو بدنهاد به شکل دیگری همچنان به فرمانروایی خود ادامه داد. الان نیز که در قرن بیست و یکم هستیم عده ای همچنان به مذهب اجازه می دهند که در تمام عرصه زندگی ایشان جولان بزند و طوق اسارت را برگردنشان بنهد.آنچنان مذهب بر آنها سلطه دارد که نمی توانند باور کنند ، که این مذهب روزی به دست خود آنها برای ترس از مردگان این همه بند به دست و پای آنها بسته است.آنها هرگز نمی توانند بپذیرند که مذهب از نیاز و ترس ریشه گرفته است.شکل و صورت قوانین مذهبی از گذشته تا کنون بسیار تغییر کرده است. خدا که روزی روح مرده بود ، بعد ها جای خود را به آتش داد و بعد به خداهای گوناگونی مثل ژوپیتر ، دیانا ، آتنا، زئوس و غیره تغییر یافت و بعد مثل یهوه ، روح القدس یا الله نادیدنی شد؛ اما انسان مذهبی تغییر نکرد. او هنوز هم مثل انسان سه هزار سال پیش می اندیشد.انگار که زمان برای او ایستاده است.اکنون خدا برای او روح مرده یا آتش نیست. خدایش تغییر کرده است، اما هنوز در هراس است که مبادا کردار او الله یا روح القدس یا یهوه را خشمگین کند و او را به عذاب همیشگی گرفتار کند. برای همین از نوزادی تا مرگ ، باز هم مذهب دست از سرش بر نمی دارد و می خواهد به جای خرد او برایش تصمیم بگیرد.یک انسان مذهبی را اگر با ماشین زمان به عقب برگردانی و به چهار هزار سال پیش ببری ، هرگز احساس ناراحتی نمی کند. جوهر اندیشه یک دیندار هیچ سنخیتی با پویایی ندارد. در هزاران سال پیش پدر خانواده مسئول بود برای خدایان قربانی کند، اکنون هم مراسم قربانی برای الله در مراسم حج وجود دارد.
در هزاران سال پیش هر مرده ای مقام خدایی می یافت و پدر خانواده در آتشی که در خانه برپا شده بود ، طعام می ریخت تا مرده را شاد کند. یا سالی چند بار در قبرستان بر روی گورها غذا می گذاشتند. هنوز هم وقتی کسی می میرد ، بر روی قبرش در مراسم چهلم و هفته و غیره ، غذا یی مثل عدس پلو و حلوا می گذارند.از آن گذشته هنوز بعضی از مرده ها به مقام خدایی می رسند و برای بر طرف شدن مشکلاتشان به روح آن مرده نذر و نیاز می دهند ، گوسفند قربانی می کنند ، آش می پزند ، شله زرد و پلوی نذری می پزند ، تا روح آن مرده مشکلاتشان را بگشاید.
هنوز هم زن و فرزند اموال مرد حساب می شوند و در صورتی که دختر یا پسری به دست کسی کشته شود ، پول خون او را به پدرش می دهند.در صورتی که پول خون هرگز نمی تواند ریشه جرایمی مثل قتل را در جامعه بخشکاند.
هنوز هم اگر از مذهبیون بپرسید چرا یک مرد تا 4 زن می تواند داشته باشد ، اما زنان نمی توانند به جز یک شوهر داشته باشند ، در پاسخ می گویند، چون اگر زن با مردان مختلفی باشد ، معلوم نمی شود که فرزند او از کدام مرد است.هر چند که دیگر نیازی نیست فرزندی از پشت مرد خانواده باشد تا آتش را نگه دارد ، اما زشتی زنا در نگر مذهبیون به همان دلیلیست که هزاران سال پیش مذهبیون به خاطر حفظ آتش به آن معتقد بودند.
خلاصه به هر آیین مذهبی که نگاه کنید ، می بینید که هنوز از نظر محتوی به قوانین سالهای نیاپرستی شباهت دارد ، فقط از نظر ظاهری تفاوت کرده است.آتش جای خود را به الله یا یهوه یا روح القدس داده است.گویی که جویبار اندیشه ی مذهبیان یخ بسته است و توان رفتن به جلو ندارد. یکجا ایستاده اند.
حتی اگر به فکر تحولی باشند ، آن را در چهارچوب دین می جویند. به زعم اینگونه افراد مثلاً یک فقیه می تواند خوش فکر باشد و دیگری بدفکر.غافل از اینکه کسی که در چهارچوب دین فکر می کند ، هرگز صاحب اندیشه نیست که بخواهیم او را خوش فکر بنامیم. خیلی اشتباه است که ما فکر کنیم اسلام قوانینی است که به 1400 سال پیش تعلق دارد.خیلی اشتباه هست که فکر کنیم یک مسلمان به مراسم 1400 سال پیش دل بسته است. این آیینهای مذهبی بسیار کهن تر از هزار و چهارصد سال هستند.همه آیینهای مذهبی بن و ریشه ای بسیار کهن دارند که در ظاهر تغییر کرده اند ، اما وقتی درون آنها را کنکاش می کنی و با تمدن مردم قدیم مقایسه می کنی ، متوجه می شوی که زمان برای مذهبیون ایستاده است.( در این ارتباط می توانید به کتاب تمدن قدیم نوشته فوستل دوکولانژ ، ترجمه نصرالله فلسفی مراجعه کنید)
برای انسانی که زنجیر مذهب را پاره کرده است، دکتر سروش، مطهری ، صانعی و کدیور ، فرقی با مولایان منبر 5 تومانی قدیم ندارند. چون دینداری با پویایی سرسازش ندارد. اینها هرگز به فکر نجات انسان نبوده اند، بلکه تلاش برای نجات دین می کنند.در کلامی ساده تر هنوز یخهای ذهنشان آب نشده است.فقط به جای عبادت آتش ، الله را برگزیده اند . البته برای فریب مردم سعی می کنند این عفریته را بزک کنند.
آیا با توجه به ماهیت ایستایی ذهن دینداران ، می توان امیدوار بود که کسانی به اسم روشنفکری دینی بتوانند دین را با دنیای مدرن وفق بدهند؟اصلاً دین به خاطر ماهیت ایستایی خویش می تواند با دنیای مدرن سازگار باشد؟
شخصی می گفت شما شمشیر را از رو بسته اید و با صحبت در مورد اسلام با عواطف مردم بازی می کنید.آیا می توان در مورد اسلام سکوت کرد و فقط هدف را بر روی مبارزه با جمهوری اسلامی گذاشت و آن وقت انتظار داشت از دامن زنی که شله زرد تقدیم روح حسین می کند ، ناگهان فرزندی بدنیا عرضه شود که به همسایه یهودی خود به اندازه عموی شیعه خود عشق می ورزد؟آیا ذهن فریز شده می تواند درست تصمیم بگیرد که ما کاری به انجماد مغزش نداشته باشیم و فقط به فکر دردهایی باشیم که جمهوری اسلامی بر او تحمیل کرده است؟آیا جمهوری اسلامی حاصل همین ذهنهای فریز شده نیست؟ آیا بدون روشنگری در مورد اسلام می توان امیدوار بود که در آینده هرگز دچار چنین طاعونی نخواهیم شد؟
به نگر من مبارزه با جمهوری اسلامی و مبارزه با اسلام باید در کنار هم باشد.تا مردم به ماهیت واقعی دین پی نبرند، فکر ایران آباد توهمی بیش نخواهد بود.
۱۳۸۹ آبان ۷, جمعه
پرفسور هاوکینز: هستی توسط خدا ساخته نشده است / چرا خداباوران عقیده به برتری دین بر دانش را دارند ؟!/تفاوت دانش و دین
پرفسور استفان هاوکینز، کسی که تا سال 2009 که ریاست بخش ریاضی کمبریج را به عهده داشت ( این کرسی زمانی در اختیار نیوتن بوده است) و کسی که بسیاری عقیده دارند او بزرگترین فیزیکدان زمان است و او را انشتین زمانه لقب داده اند، در کتاب جدیدش گفته است که هستی توسط خدا ساخته نشده است.
پرفسور هاوکینز، معروف ترین فیزیکدان انگلیسی عقیده اسحاق نیوتن را مبنی بر لزوم طراحی هستی توسط خدا به چالش کشیده است.
پرفسور هاوکینز اضافه کرده است : در تئوری ساخته شدن هستی، جایی برای خدا نیست!
البته که پرفسور هاوکینز بر اساس درک منحصر به فرد خود از فیزیک نظری ، این سخن را بر زبان رانده است و البته که می دانیم پشت چنین سخنی، نگرشی یکتا به هستی وجود دارد.
البته منطق حکم می کند کسانی که مدعی وجود خدا هستند ، دلایل خود را بیاورند، نه اینکه مخالفان وجود خدا بدنبال دلیل بگردند !
برتراند راسل در مثال زیبای خود معروف به قوری چای راسل، می گوید:
اگر من مدعی میشدم که در منظومه شمسی میان زمین و مریخ یک قوری چینی دور خورشید میگردد، هیچ کس قادر نبود مدعای مرا رد کند، مشروط به آنکه حواسم میبود که در ادامه بگویم این قوری آنقدر کوچک است که حتی با قوی ترین تلسکوپها هم قابل رویت نیست. اما اگر تا آنجا پیش میرفتم که میگفتم چون مدعای من ابطال ناپذیراست جایز نیست عقل بشر به آن شک کند، به حق به یاوه گویی متهم میشدم. با این حال، اگر وجود این قوری در کتب قدما تایید شده بود و آن را حقیقتی قدسی شمرده و هر یکشنبه در کلیسا درباره آن به وعظ میپرداختند و در مدارس آن را به ذهن کودکان فرو میکردند، تردید در وجود آن نشانه نامتعارف بودن تلقی میشد و شخص شکاک را در عصر روشنگری به نزد روانپزشک و در دوره پیش از آن به دادگاه تفتیش عقاید میفرستادند.
مهمترین و محکم ترین دلیلی که برای وجود خدا از طرف خداباوران ذکر شده است، این است که :(برای ساختن هر چیزی نیاز به یک خالق است، خالق ما و هستی پس باید یک خدایی باشد)
البته که جواب این دلیل بچه گانه این است که: پس خالق خدا کیست؟! اگر خدا خالقی دارد، ما مایل به پرستش او هستیم و اگر خالقی ندارد و همینجوری (!) به وجود آمده است، پس دنیا نیز بدون خالق ساخته شده است.
چرا خدایی که اینقدر توانا است، عاجز از فرستادن یک پیامبر جدید است؟ چرا تمام معجزه ها در زمانی رخ داده است که وسایل فیلم برداری و ضبط واقعه نبوده است؟!
البته که در تاریخ بشر بعد از دوران غار نشینی و آغاز به کشاورزی، افرادی شیاد با معرفی خود به نام جادوگر اقدام به فریفتن انسان ها می کردند و در نتیجه خود زندگی راحتی می داشتند، البته بعد از مدتی و پیشرفت جامعه، جامعه تاب این کلاه برداری را نیاورد و این انسان های شیاد، جای خود را به پیامبران دادند، پیامبرانی که می گفتند:
یک نفر در آسمان است، او بسیار قدرتمند است، همه شما را ساخته است و از شما می خواهد به دستورات او عمل کنید. هزاران نفر در طول تاریخ ادعای پیامبری را کرده اند و البته معدودی از آنان موفق شده اند که جایگاهی پیدا کنند.
براستی چگونه است که محمد با یک خر (!) می توانست به فرمان و قدرت خدا تا آسمان هفتم برود ، اما این خدا قادر نیست الان یک معجزه کند تا ما ببینم که واقعا وجود دارد !؟
ادیان بنا شده بر داستان های وهم گونه ای از هزاران سال پیش هستند، بسیاری از این داستانها، سینه به سینه نقل شده است و در این میان تغییرات بسیار یافته است. بسیاری از این قصه ها، با عقل و منطق جور در نمی آید؛ اما خداباوران با چشمانی بسته آنرا می پذیرند و حاضر به فکر کردن در اینباره نیز نیستند.
در اسلام اگر بر هر کدام از این قصه ها نیز شک کنی، با مجازات مرگ روبرو می شوید ، چرا که مرتد خواهید بود.
اما دانش اساسش بر تفکر دوباره، شک کردن بر همه چیز، داشتن شواهد کافی برای ادعا و آزمایش چندباره بنا شده است. لذا می توان هم بر یافته های دانش هم اعتماد نسبی داشت و هم بی هیچ گناهی بر آن شک کرد.
پرفسور هاوکینز، معروف ترین فیزیکدان انگلیسی عقیده اسحاق نیوتن را مبنی بر لزوم طراحی هستی توسط خدا به چالش کشیده است.
پرفسور هاوکینز اضافه کرده است : در تئوری ساخته شدن هستی، جایی برای خدا نیست!
البته که پرفسور هاوکینز بر اساس درک منحصر به فرد خود از فیزیک نظری ، این سخن را بر زبان رانده است و البته که می دانیم پشت چنین سخنی، نگرشی یکتا به هستی وجود دارد.
البته منطق حکم می کند کسانی که مدعی وجود خدا هستند ، دلایل خود را بیاورند، نه اینکه مخالفان وجود خدا بدنبال دلیل بگردند !
برتراند راسل در مثال زیبای خود معروف به قوری چای راسل، می گوید:
اگر من مدعی میشدم که در منظومه شمسی میان زمین و مریخ یک قوری چینی دور خورشید میگردد، هیچ کس قادر نبود مدعای مرا رد کند، مشروط به آنکه حواسم میبود که در ادامه بگویم این قوری آنقدر کوچک است که حتی با قوی ترین تلسکوپها هم قابل رویت نیست. اما اگر تا آنجا پیش میرفتم که میگفتم چون مدعای من ابطال ناپذیراست جایز نیست عقل بشر به آن شک کند، به حق به یاوه گویی متهم میشدم. با این حال، اگر وجود این قوری در کتب قدما تایید شده بود و آن را حقیقتی قدسی شمرده و هر یکشنبه در کلیسا درباره آن به وعظ میپرداختند و در مدارس آن را به ذهن کودکان فرو میکردند، تردید در وجود آن نشانه نامتعارف بودن تلقی میشد و شخص شکاک را در عصر روشنگری به نزد روانپزشک و در دوره پیش از آن به دادگاه تفتیش عقاید میفرستادند.
مهمترین و محکم ترین دلیلی که برای وجود خدا از طرف خداباوران ذکر شده است، این است که :(برای ساختن هر چیزی نیاز به یک خالق است، خالق ما و هستی پس باید یک خدایی باشد)
البته که جواب این دلیل بچه گانه این است که: پس خالق خدا کیست؟! اگر خدا خالقی دارد، ما مایل به پرستش او هستیم و اگر خالقی ندارد و همینجوری (!) به وجود آمده است، پس دنیا نیز بدون خالق ساخته شده است.
چرا خدایی که اینقدر توانا است، عاجز از فرستادن یک پیامبر جدید است؟ چرا تمام معجزه ها در زمانی رخ داده است که وسایل فیلم برداری و ضبط واقعه نبوده است؟!
البته که در تاریخ بشر بعد از دوران غار نشینی و آغاز به کشاورزی، افرادی شیاد با معرفی خود به نام جادوگر اقدام به فریفتن انسان ها می کردند و در نتیجه خود زندگی راحتی می داشتند، البته بعد از مدتی و پیشرفت جامعه، جامعه تاب این کلاه برداری را نیاورد و این انسان های شیاد، جای خود را به پیامبران دادند، پیامبرانی که می گفتند:
یک نفر در آسمان است، او بسیار قدرتمند است، همه شما را ساخته است و از شما می خواهد به دستورات او عمل کنید. هزاران نفر در طول تاریخ ادعای پیامبری را کرده اند و البته معدودی از آنان موفق شده اند که جایگاهی پیدا کنند.
براستی چگونه است که محمد با یک خر (!) می توانست به فرمان و قدرت خدا تا آسمان هفتم برود ، اما این خدا قادر نیست الان یک معجزه کند تا ما ببینم که واقعا وجود دارد !؟
ادیان بنا شده بر داستان های وهم گونه ای از هزاران سال پیش هستند، بسیاری از این داستانها، سینه به سینه نقل شده است و در این میان تغییرات بسیار یافته است. بسیاری از این قصه ها، با عقل و منطق جور در نمی آید؛ اما خداباوران با چشمانی بسته آنرا می پذیرند و حاضر به فکر کردن در اینباره نیز نیستند.
در اسلام اگر بر هر کدام از این قصه ها نیز شک کنی، با مجازات مرگ روبرو می شوید ، چرا که مرتد خواهید بود.
اما دانش اساسش بر تفکر دوباره، شک کردن بر همه چیز، داشتن شواهد کافی برای ادعا و آزمایش چندباره بنا شده است. لذا می توان هم بر یافته های دانش هم اعتماد نسبی داشت و هم بی هیچ گناهی بر آن شک کرد.
۱۳۸۹ مهر ۲۹, پنجشنبه
قرآن واقعا معجزه است !!!
1ـ تنها کتاب مذهبی ا ست که توسط ميليون ها مسلمان بدون فهميدن کلمه ای ازآن، بزبان عربی وغالبأ از حقظ قرائت می شود.
2ـ تنها کتابی است که با وجود تعدد تناقضات و خلاف گوئی ها، سخنان تکراری و زائد و غلطهای فاحش، اکثر مسلمانان حتی جرات بزبان آوردن اين کاستی ها را نداشته چرا که بلافاصله گناهکارمحسوب می شوند.
3ـ تنها کتابی است فاقد شرح وقايع به ترتيب زمانی وبخش بندی روشن موضوعات و مطالب.
4ـ تنها کتابی است که اغلب آيه های آن بدون ا رتباط با يکديگرو هيچيک از سوره ها به موضوع ويژه ای اختصاص نيافته بلکه موضوعات مختلفی را برحسب اتفاق شامل می شود.
5ـ تنها کتابی است که ميليون ها مسلمان به غلط براين باورند که درزمان پيامبر تدوين، درحالی که تقريبأ بيست سال پس ازمرگ او گردآوری شده است.
6ـ تنها کتابی است که تعداد زيادی اشتباه گرامری داشته وبارها دستخوش تغيير بوده امــّا مؤمنين متعصب براين باورند که هرگز عوض نشده وخالی از هرگونه اشتباه است.
7ـ تنها کتابی است فاقد هرگونه تئوری واقعی علمی، با وجود اين متعصبين نابينا مدعی پيش بينی تعداد زيادی از تئوريهای علمی توسط آن هستند.
8ـ تنها کتابی است که توسط خشک مغزان متعصب به تمامی به خدای دانا و آگاه و قادر مطلق منسوب می شود درحالی که حتی ده درصد بندگان اين خدا براستی از صددرصد دستورات آن پيروی نمی کنند.
9ـ تنها کتابی ا ست که ادعا می شود به انسانی ترين بودن، درحالی که درآن الله بارها دستورکشتن انسانی توسط انسان ديگر را صادر می کند.
10ـ تنها کتابی است که توسط تيره انديشان مؤمن بعنوان کتابی که بيشترين حقوق زن را در نظرگرفته محسوب می شود، درحالی که زنان توسط احکام خدائی آن مورد بيشترين ستم ها و اجحافات قرار گرفته اند.
11ـ تنها کتابی است که مؤمنين ترجيح می دهند آنرا ترجمه نکرده و بهمان صورت عربی بدون دريافتن مفهوم آن، اغلب با آوازی بلند قرا ئت کنند.
12ـ تنها کتابی است که با استفاده ازآن صدها هزار آخوند، ملا، مفتی، آيت الله وديگر مفت خواران، مسلمانان ساده دل را فريب می دهند و از آن طريق ميليون ها دلار به جيب می زنند.
13ـ تنهاکتابی است که مؤمنين می توانند آيات زيادی درآن بيا بند که نه برای مردم عادی بلکه فقط ويژه ی پيامبرو به منظورحل وفصل مسائل و مشکلات شخصی براو نازل شده است.
14ـ تنها کتابی ا ست که تمام مذ اهب ديگر را باطل و دستورجهاد عليه آنها صادرکرده است.
15ـ تنها کتابی است که درابتدا مردم را به اطاعت کورکورانه فرمان می دهد وپس ازآن می گويد که فکر کنند تا حقيقت را دريابند.
16ـ تنها کتابی ا ست که مدعی فرستادن پيامبر به همه ی ملت ها، قبا يل وا قصی نقاط جهان شده اما فقط از پيامبران خاورميانه ياد می کند.
17ـ تنها کتابی است که آنقدر ابهام و ناروشنی دارد که قادراست ازيکطرف قاتلينی مانند طالبان وخمينی ها واز طرف ديگرمرتجعی مذهبی و صوفی نما مانند امام محمد غزالی را توليد کند.
18ـ تنها کتابی است که به کمک انسان درحل مسئله ی واگذ اری ارث به موروثان وضرب و تقسيم اعداد محتاج است.
19ـ تنها کتابی است که بر مصداق آن شيعه و سنی و ديگر فرق اسلامی يکديگر را به قتل می رسانند تا به بهشت بروند. پروتستان ها و کاتوليک ها همديگر را می کشتند، اما دارای انجيل های متفاوت بودند.
20ـ تنها کتابی است که بروشنی قوانين جزا (قصاص) را بعنوان فرمان خدا صادر می کند اما اين قوانين نا بهنگام بهيچ وجه مناسب با جامعه ی مدنی کنونی نيستند و هرجا که به اجرا در آمده اند (ايران، افغانستان،…)، مردم (غيرمسلمان و مسلمان) يااز اجرا کنند گان آن انتقاد نموده اند که چرااز قانون قصاص پيروی می کنند يا چرا آنها را درست به اجرا درنمی آورند؟ قابل تعجب نيست که ملايان هرگز منشاء اين قوانين متعلق به جامعه ی بدوی عربستان را مورد سرزنش قرار نمی دهند.
يکی از بزرگترين اشتباهات قرآن را می توانيم درآيات ذيل بيابيم: (سوره 18 آيات 85 و86)
“او راهی را دنبال کرد تا آنگاه که به محل غروب خورشيد رسيد وخورشيد را ديد که درباتلاقی غروب می کند ونزديک آن مردی رايافت. ما گفتيم ذوالقرنين آيا می خواهی آنان را مجازات کنی ويا نکوئی با آنان پيشه می کنی” (سوره ی الکهف آيه های 85 و86).
ازاين بدتراينکه درقرآن درآيات فوق نوشته شده که اين مرد سخنان مورچگان را می شنيده است. واقعيت علمی ثابت شده اين است که مورچگان دارای ارگان های مربوط به توليد صوت نيستند ونبايد هم باشند. چرا که با بجای گذاشتن رد شيميائی وبعبارت ديگر با بو با يکديگر ارتباط برقرار می کنند. البته اين اشتباه بزرگ قابل درک است چرا که اعراب قرن هفتم ميلادی بنا به اطلاعات کمی که از بيولوژی حيوانات داشتند چيزی بجز اين نبايستی فکر می کردند. بهرحال، اين بی اطلاعی يا کم اطلاعی ازعالم حيوانات نشان دهنده ی منشاء انسانی متون قرآن است وآنرا به عنوان وحی که از طرف خدای (الله) دانای مطلق نازل شده مورد سؤال قرار می دهد.
قرآن درچگونگی بوجود آمدن آسمان شرح می دهد که خدا هفت آسمان را طبقه طبقه آفريد وآسمان پائين را با چراغ هائی تزيين داد (سوره ی الملک، آيه های 3 و 5).
قرآن در سوره ی الصافات آيه ی 6 می گويد: “ما آسمان پائين را با ستارگان آراستيم” وهمچنين درسوره ی نوح آيه های 5 و 6 تاکيد می کند که ماه نيز دربين اين هفت آسمان ا ست. اگر ستارگان (چراغ ها) درآسمان پائين قرار دارند و ماه نيز دربين اين هفت آسمان، درنتيجه ستارگان يا از ماه به زمين نزديکترند يا مسافتی به اندازه ی آن تا زمين دارند. اين ديدگاه درهردو صورت ازنظر علمی غلط است. همه می دانيم که ستارگان درفاصله های بسيار بسيار دورتر ازماه به زمين قرار دارند
اينها تازه گوشه ای از اشکال های موجود در قرآن است. ضد و نقيض ها و نسبت های غلط در قرآن بسيار است. نه تنها خود قرآن اشتباه دارد پيروانش نيز به غلط چيز ه ائی را به هم نسبت می دهند و يکی از آنها همين مسئله ذوالقرنين است که به غلط و به دروغ به کوروش نسبت می دهند در صورتيکه به هيچوجه ذوالقرنين ارتباطی با کوروش بزرگ ندارد.
در قرآن به «ابابيل» و انداختن سنگ بر سر لشگريان سخن ميراند در حاليکه امروز به روشنی و دقيقا ميدانيم آن سال در منطقه بيماری آبله شيوع پيدا کرده بود وسربازان و لشگريان و مردم عادی دچار آبله می شوند و ارتباطی با پرنگان و سنگ از دريا ندارد. و و و
من فهميدم که قرآن يک دروغ بزرگ، يعنی معجزه آن بزرگترين دروغگوئی دنيا است.
عدالت عدل علی
قصه کعبه در اصلا خیلی خنده داره. ابن کثیر در تفسیر قرآن خود میگه که الله اول کعبه را آفرید، سپس زمین را در زیر کعبه به صورت منبسط و کوجولو که بیشتر از درازا و پهنای خانه کعبه نبوده آفرید. بعد سراغ آسمان رفت و آسمان را بنا کرد و ساخت، بعد برگشت سراغ زمین و از گوشههای آن گرفت و آن را از طرفین کشید و از طول و عرض پهن کرد.
قرآن در بیشتر از ۱۵ آیه زمین را مسطح و صاف مینامه به صورت بستر. منظورش همان بستر استراحت یا بستر رودخانه که صاف است. اگر حوصله خوندن این مزخرفات راه داشته باشید من این زیر میذارم . البته طولانی خواهد شد، ولی ارزش خواندن آن را دارد. همجنین محمد اول بیت المقدس را خانه الله میخاند به امید اینکه یهودیان دین تازه او را تائید کنند و احتمالا به او ایمان آورده و او را کمک کنند. ولی وقتی یهودیان زدند توی ذوق محمد، محمد به پیشنهاد عمر ابن خطاب خانه کعبه را به مکه منتقل کرد.
همجنین انسانهای اولیه فکر میکردند که زمین مسطح است و اگر تا آخر دنیا بری به پایین خواهی افتاد. یونانیان قدیم هم اعتقاد داشتد که در زمین جایی است که روح مردگان به آنجا میروند و اگر کسی آدم بدی باشد مجازات میشود. اسم یونانی آن یادم رفته، ولی ترجمه آن برزخ بوده تا آنجائی که یادم است.
آیهها را در زیر میذارم با توضیحات احتمال مابین آن. امیدوارم از حوصله خواندن بیرون نرود.
و هو الّذي مدّ الأرض و جعل فيها رواسي و أنهارا و من كلّ الثّمرات جعل فيها زوجين اثنين يغشي اللّيل النّهار إنّ في ذلك لآيات لقوم يتفكّرون
اوست که زمين را بگسترد ، و در آن کوهها و رودها قرار داد و از هر ميوه جفت جفت پديد آورد و شب را در روز مي پوشاند در اينها عبرتهاست براي مردمي که مي انديشند سوره الرعد آیه 3 (13:3)
و الأرض مددناها و ألقينا فيها رواسي و أنبتنا فيها من كلّ شيء موزون
و زمين را گسترديم و در آن کوههاي عظيم افکنديم و از هر چيز به شيوه اي سنجيده در آن رويانيديم سوره الحجر آیه
(15:19)
این صاف بودن زمین و همجنین تیر انداختن خدایان مصری به سوی شیاطین در آسمانها و راندن آنها از ملک خویش افسانههای قدیمی است که در افسانههای مصری و حتی کشفیا احرام مصر به دان اشاره شده. در احرام مصر دالانهای برای خدایان مرده درست میکردند که روح خدایان توسط آن دالانها به آسمانها میرفتند و حتی در تابوتهای خدایان مرده تیر و کمان دیده شده که بستگی مستقیم با این عقیده آن مردم داشته..
(17) و آن را از هر شیطان رانده شدهای حفظ کردیم؛ (18) مگر آن کس که استراق سمع کند (و دزدانه گوش فرا دهد) که «شهاب مبین» او را تعقیب میکند (و میراند)
سوره الحجر
(6) نزديكترين آسمان را به زيور ستارگان بياراستيم (7) و از شياطين متمرد حفظ كرديم (10) مگر آن (شيطان) كه چيزى (به استراق سمع) بربايد كه ناگاه شهاب ثاقب دنبالش كند.
سوره الصافات
ما آسمان فرودين را به چراغهايي بياراستيم و آن چراغها را وسيله راندن شياطين گردانيديم و برايشان شکنجه آتش سوزان آماده کرده ايم
سوره الملك آیه 5
(8) ما به آسمان رسيديم و آن را پر از نگهبانان قدرتمند و شهابها يافتيم (9) ما در آنجايها که مي توان گوش فرا داد مي نشستيم اما هر که اکنون گوش ، نشنيد ، شهابي را در کمين خود يابد.
سوره الجن
همجنین در اتاقهای زیر احرام آن خدایان مرده آب و غذا و میوه میذاشتند که روح خدایان در راه سفر تشنه و گرسنه نشوند. در مورد این عقیده هم در آیهای داریم که ادعا میکنه الله گرسنه و تشنه میشود
از آنها رزقي نمي خواهم و نمي خواهم که مرا اطعام کنند سوره الذاريات آیه 57
در کل ادیان خرافات انسانهای اولیه بوده که کم کم به شکل دین در آماده اند. یه نگاب به ۳۰ سال ایران بیندازید. خمینی یک آخوند معمولی بود. ولی امروز بعد از ۳۰ سال کتاب او وارد مفاتیح الجنان (یکی از کتابهای معتبر بعد از قرآن در مذهب شیعه) شده و ننزیک به ۴۰۰ میلیون این مفاتیح الجنان را میخوانند تا حاجات آنها بر آورده شود. امروزه مردم میرن شب تا صبح در حرم آن ملعون میخوابند تا نذرشان ادعا شود. همین ملعون بعد از جند صد سال میشه یه معصوم که حتی ادعا خواهد شد که با الله رابطه وحی داشته. به همین راحتی، احمق کردن انسانها حتی امروزه زیاد سخت نیست. جه برسه به جند هزار سال پیش.
الّذي جعل لكم الأرض مهدا و سلك لكم فيها سبلا و أنزل من السّماء ماء فأخرجنا به أزواجا من نبات شتّى
کسي است که زمين را گهواره شما ساخت و برايتان در آن راههايي پديد آورد و از آسمان باران فرستاد ، تا بدان انواعي گوناگون از نباتات برويانيم سوره طه آیه
(20:53)
در اینجا دقت کنید که گهواره باید و باید صاف باشه. هیج کس گهواره به شگل توپ نمیسازه مگر آنکه دیوانه باشه
آیه بعدی را از تفسیرهای مختلف آوردهام تا ببینید که این آخوندها هر کدوم به میل خود تفسیر کرده اند. همه این تفسیرها و ماله کشیها به خاطر این است که حماقت الله محمد را پنهان کنند، وگرنه مردم دست از اسلام میکشند و آ...خوندها دیگر در آمدی نخواهند داشت. از این نوع تفسیرهای به میل شخصی میشه بیشتر از هزاران هزار پیدا کرد، ولی گوی جشم بینا و گوش شنوا؟
تفسیر خرمشاهی
هو الّذي جعل لكم الأرض ذلولا فامشوا في مناكبها و كلوا من رزقه و إليه النّشور
(اوست كسى كه زمين را براى شما رام گردانيد، پس در گوشه و كنار آن رهسپار شويد و از روزى او بخوريد، و رستاخيز به امر [و در پيشگاه] اوست. سوره الملك 15
تفسیر حلبی
اوست كه زمين را رام شما كرد، پس در جوانب آن راه برويد و از روزى او بخوريد، و بازگشت به سوى اوست. سوره الملك 15
تفسیر پورجوادی
اوست كه زمين را رام شما كرد، در اكناف آن بگرديد و روزى او را بخوريد و بازگشت همه به سوى اوست. سوره الملك 15
تفسیر انصاریان
اوست که زمین را برای شما رام قرار داد، بنابراین بر اطراف و جوانب آن راه روید و از روزی خدا بخورید، و برانگیختن مردگان و رستاخیز به سوی اوست. سوره الملك 15
تفسیر مکارم
او کسی است که زمین را برای شما رام کرد، بر شانههای آن راه بروید و از روزیهای خداوند بخورید؛ و بازگشت و اجتماع همه به سوی اوست! سوره الملك 15
تفسیر آیتی
اوست که زمين را رام شما گردانيد پس بر روي آن سير کنيد ، و از رزق خدا بخوريد چون از قبر بيرون آييد به سوي او مي رويد سوره الملك 15
تفسیر سراج
اوست آن خدائى كه قرار داد براى شما زمين را نرم (و فرمانبردار) پس برويد در اطراف آن و بخوريد از روزى او و تنها به سوى خداست بازگشت همه سوره الملك 15
تفسیر اشرفی
اوست كه گردانيد براى شما زمين را رام پس سير كنيد در اطراف آن و بخوريد از روزى او و بسوى اوست بازگشت سوره الملك 15
تفسیر قمشه ای
او آن خدایی است که زمین را برای شما نرم و هموار گردانید پس شما در پست و بلندیهای آن حرکت کنید و از روزی او خورید و (بدانید که) بازگشت همه خلایق به سوی اوست. سوره الملك 15
تفسیر رشاد خليفه
اوست يكتايي كه زمين را در خدمت شما قرار داد. هر گوشه آن را سير كنيد و از روزي هاي او بخوريد. احضار نهايي به سوي اوست. سوره الملك 15
تفسیر مجتبوی
اوست كه زمين را براى شما رام كرد پس در اطراف و كنارهاى آن راه رويد و از روزى او بخوريد و [بدانيد كه] برانگيختن- در روز رستاخيز- به سوى اوست. سوره الملك 15
تفسیر فولادوند
اوست كسى كه زمين را براى شما رام گردانيد، پس در فراخناى آن رهسپار شويد و از روزى [خدا] بخوريد و رستاخيز به سوى اوست. سوره الملك 15
تفسیر خوشابر مسعود انصاري
اوست كسى كه زمين را برايتان رام گرداند پس در گوشه و كنار آن راه رويد و از روزىاش (خداوند) بخوريد. و [وقوع] رستاخيز در نزد اوست سوره الملك 15
تفسیر مصباح زاده
اوست كه گردانيد براى شما زمين را رام پس سير كنيد در اطراف آن و بخوريد از روزى او و بسوى اوست بازگشت سوره الملك 15
تفسیر معزی
او است آنكه گردانيد براى شما زمين را رام پس روان شويد به هر سويش و بخوريد از روزيش و بسوى او است گردآمدن سوره الملك 15
تفسیر کاویانپور
او خدايى است كه حركات زمين را براى شما آرام ساخت تا شما روى آن (براحتى) راه برويد و از رزقى كه براى شما مقرر داشته بخوريد و (بدانيد كه) بازگشت همه بسوى اوست. سوره الملك 15
از نظر الله محمد زمین نه تنها مسطح است که هیج، گوشه هم داره، یعنی به صورت جهار گوش یا شش گوش ساخته شده.
آیههای بیشتری راجع به مسطح بودن زمین:
يا معشر الجنّ و الإنس إن استطعتم أن تنفذوا من أقطار السّماوات و الأرض فانفذوا لا تنفذون إلاّ بسلطان
اي گروه جنيان و آدميان ، اگر مي توانيد که از کناره هاي آسمانها و، زمين بيرون رويد ، بيرون رويد ولي بيرون نتوانيد رفت مگر با داشتن قدرتي سوره الرحمن آیه (55:33)
آن خداوندي که زمين را چون فراشي بگسترد ، و آسمان را چون بنايي ، بيفراشت ، و از آسمان آبي فرستاد ، و بدان آب براي روزي شما از زمين هر گونه ثمره اي برويانيد ، و خود مي دانيد که نبايد براي خدا همتاياني قرار دهيد سوره البقرة آیه (2:22)
آن که زمين را بستر شما ساخت و برايتان راهها درآن پديد آورد ، باشد که هدايت شويد سوره الزخرف آیه (43:10)
(6) آيا به اين آسمان برفراز سرشان نظر نمي کنند که چگونه آن را بنا کرده ايم و آراسته ايم و هيچ شکافي در آن نيست ؟ (7) و زمين را گسترديم و در آن کوههايي بلند افکنديم و از هر گونه نباتات خوش منظر در آن رويانيديم سوره ق 50
در آیه بعدی دقیقا کلمه فرش آمده که اتفاقا کلمه ایرانی هم است.
الأرض فرشناها فنعم الماهدون
و زمين را گسترديم ، و چه نيکو گسترندگانيم سوره الذاريات آیه (51:48)
در آیه بعدی دقیقا کلمه بسط آمده که که همان بسط دادن است. مثل زمان شاه که بساطی داشتیم که در خیابان بساط میکرد و جنس میفروخت
و اللّه جعل لكم الأرض بساطا
و خدا، زمين را چون فرشي برايتان بگسترد ، سوره نوح آیه (71:19
در آیه زیر کلمه "مهد به معنی گهواره است.
"أ لم نجعل الأرض مهادا (6) آيا ما زمين را بستري نساختيم ؟ سوره النبا78
......
و کوهها هم میخ هستند که الله همان روز اول خلقت به زمین کوبیده، در حالی که علم ثابت کرده که کوهها همان لایههای زمین هستند که بعد از میلیونها سال بر اثر حرکت قارهها یا قسمتهایی از زمین (در اثر شکستگی) که باعث حرکت لایههای زمین شدند و این لایههای بالائی زمین در اثر فشارهای جانبی جون راه گریز دیگری نداشته اند، رو به بالا حرکت کرده اند. نمونهاش کوه هیمالایا که عمر جندان زیادی هم نداره.
و الجبال أوتادا (7) و کوهها را ميخهايي ؟ سوره النبا78
در آیه بعدی, این هم افسانههای مصریان و بعدها رومیان بوده که خدا آسمان را مثل سقف خانه پرداخته. پرداختن همان استفاده از مصالح ساختمانی که دیواری را سقفی را روی هم سوار کرده و میپردازی. وألا که آسمان فضای خالی بین ستارگان و سیارات است و در اصل وجود خارجی ندارد. شما ماده جامد را میپردازی و شگل میدهی، ولی ماده به صورت گاز را که نمیشود پرداخت.
در آیه ۲۸دقت کنید کلمه "سمک ها" میشه بنایی را بر افراشتن (بلند کردن) و استوار کردن مثل سقف یک خیمه که با قرار دادن ﮁوبی در زیر آن یا سقف خانه را بر روی ستون یا دیوارهایی بنا میکنید. بنا کردن جیزی مادی که با قراردادن جیزی در زیر آن آن را بلند و استوار میکنی. همان عمل بنایی کردن خودمون در ایران که میگن طرف بنا خانه یا بنا دیوار است
(27) آيا شما به خلقت سخت تريد يا اين آسماني که او بنا نهاده ؟ (28) سقفش را، برافراشت و بپرداختش ، (29) شبش را تاريک کرد و روشنايي اش را آشکار ساخت ، (30) و پس از آن زمين را بگسترد ، (32) و کوهها را استوار گردانيد سوره النازعات
اینهم آیه ۲۸ به زبان عربی.
سوره النازعات آیه 28 رفع سمكها فسوّاها
آیه بعدی را نگاه کنید که دقیقا کلمه ساختن و بنا کردن را به کار برده. انگلیسیش میشه
build
که دقیقتر معنی کلمه را میرسونه. فارسیش هم همان جیزی روی هم گذاشتن و بالا بردن مثل یک دیوار. همون کلمه بنایی کردن که میگن طرف بنا است که همان معمار یا سازنده خانه میشه.
و السّماء و ما بناها ، و سوگند به آسمان و آن که آن را برآورده ، سوره الشمس آیه 5 (91:5)
آیه بعدی دقیقا کلمه مسطح کردن را استفاده کرده.
و إلى الأرض كيف سطحت ، و به زمين که چسان گسترده شده ؟ سوره الغاشية آیه 20 (88:20)
و الأرض و ما طحاها ، و سوگند به زمين و آن که آن را بگسترده ، سوره الشمس آیه 6 (91:6)
این قسمت زیر خیلی کمدی است.
(12) اوست که برق را گاه براي ترسانيدن و گاه براي اميد بخشيدن به شما مي نماياند و ابرهاي گرانبار را پديد مي آورد سوره الرعد
(13) رعد به ستايش او و فرشتگان از بيم او تسبيح مي کنند و صاعقه ها را مي فرستد و هر که را بخواهد بدان آسيب مي رساند باز هم در باره خدا مجادله مي کنند و او به سختي عقوبت مي کند سوره الرعد
امروزه علم ثابت کرده که رعد و برق حرکت الکترونها از بین ملکولهای هوا است. که این جریان الکتریسیته از که در قسمتهای بالائی زمین است از ملکولهای هوا گذشته و وارد زمین میشود. همان قطب منفی و مثبت که الکتریسیته از یک قطب به قطب دیگر حرکت میکنه. با این فرق که در اینجا بجای سیم برق از ملکولهای هوا استفاده میشه
2ـ تنها کتابی است که با وجود تعدد تناقضات و خلاف گوئی ها، سخنان تکراری و زائد و غلطهای فاحش، اکثر مسلمانان حتی جرات بزبان آوردن اين کاستی ها را نداشته چرا که بلافاصله گناهکارمحسوب می شوند.
3ـ تنها کتابی است فاقد شرح وقايع به ترتيب زمانی وبخش بندی روشن موضوعات و مطالب.
4ـ تنها کتابی است که اغلب آيه های آن بدون ا رتباط با يکديگرو هيچيک از سوره ها به موضوع ويژه ای اختصاص نيافته بلکه موضوعات مختلفی را برحسب اتفاق شامل می شود.
5ـ تنها کتابی است که ميليون ها مسلمان به غلط براين باورند که درزمان پيامبر تدوين، درحالی که تقريبأ بيست سال پس ازمرگ او گردآوری شده است.
6ـ تنها کتابی است که تعداد زيادی اشتباه گرامری داشته وبارها دستخوش تغيير بوده امــّا مؤمنين متعصب براين باورند که هرگز عوض نشده وخالی از هرگونه اشتباه است.
7ـ تنها کتابی است فاقد هرگونه تئوری واقعی علمی، با وجود اين متعصبين نابينا مدعی پيش بينی تعداد زيادی از تئوريهای علمی توسط آن هستند.
8ـ تنها کتابی است که توسط خشک مغزان متعصب به تمامی به خدای دانا و آگاه و قادر مطلق منسوب می شود درحالی که حتی ده درصد بندگان اين خدا براستی از صددرصد دستورات آن پيروی نمی کنند.
9ـ تنها کتابی ا ست که ادعا می شود به انسانی ترين بودن، درحالی که درآن الله بارها دستورکشتن انسانی توسط انسان ديگر را صادر می کند.
10ـ تنها کتابی است که توسط تيره انديشان مؤمن بعنوان کتابی که بيشترين حقوق زن را در نظرگرفته محسوب می شود، درحالی که زنان توسط احکام خدائی آن مورد بيشترين ستم ها و اجحافات قرار گرفته اند.
11ـ تنها کتابی است که مؤمنين ترجيح می دهند آنرا ترجمه نکرده و بهمان صورت عربی بدون دريافتن مفهوم آن، اغلب با آوازی بلند قرا ئت کنند.
12ـ تنها کتابی است که با استفاده ازآن صدها هزار آخوند، ملا، مفتی، آيت الله وديگر مفت خواران، مسلمانان ساده دل را فريب می دهند و از آن طريق ميليون ها دلار به جيب می زنند.
13ـ تنهاکتابی است که مؤمنين می توانند آيات زيادی درآن بيا بند که نه برای مردم عادی بلکه فقط ويژه ی پيامبرو به منظورحل وفصل مسائل و مشکلات شخصی براو نازل شده است.
14ـ تنها کتابی ا ست که تمام مذ اهب ديگر را باطل و دستورجهاد عليه آنها صادرکرده است.
15ـ تنها کتابی است که درابتدا مردم را به اطاعت کورکورانه فرمان می دهد وپس ازآن می گويد که فکر کنند تا حقيقت را دريابند.
16ـ تنها کتابی ا ست که مدعی فرستادن پيامبر به همه ی ملت ها، قبا يل وا قصی نقاط جهان شده اما فقط از پيامبران خاورميانه ياد می کند.
17ـ تنها کتابی است که آنقدر ابهام و ناروشنی دارد که قادراست ازيکطرف قاتلينی مانند طالبان وخمينی ها واز طرف ديگرمرتجعی مذهبی و صوفی نما مانند امام محمد غزالی را توليد کند.
18ـ تنها کتابی است که به کمک انسان درحل مسئله ی واگذ اری ارث به موروثان وضرب و تقسيم اعداد محتاج است.
19ـ تنها کتابی است که بر مصداق آن شيعه و سنی و ديگر فرق اسلامی يکديگر را به قتل می رسانند تا به بهشت بروند. پروتستان ها و کاتوليک ها همديگر را می کشتند، اما دارای انجيل های متفاوت بودند.
20ـ تنها کتابی است که بروشنی قوانين جزا (قصاص) را بعنوان فرمان خدا صادر می کند اما اين قوانين نا بهنگام بهيچ وجه مناسب با جامعه ی مدنی کنونی نيستند و هرجا که به اجرا در آمده اند (ايران، افغانستان،…)، مردم (غيرمسلمان و مسلمان) يااز اجرا کنند گان آن انتقاد نموده اند که چرااز قانون قصاص پيروی می کنند يا چرا آنها را درست به اجرا درنمی آورند؟ قابل تعجب نيست که ملايان هرگز منشاء اين قوانين متعلق به جامعه ی بدوی عربستان را مورد سرزنش قرار نمی دهند.
يکی از بزرگترين اشتباهات قرآن را می توانيم درآيات ذيل بيابيم: (سوره 18 آيات 85 و86)
“او راهی را دنبال کرد تا آنگاه که به محل غروب خورشيد رسيد وخورشيد را ديد که درباتلاقی غروب می کند ونزديک آن مردی رايافت. ما گفتيم ذوالقرنين آيا می خواهی آنان را مجازات کنی ويا نکوئی با آنان پيشه می کنی” (سوره ی الکهف آيه های 85 و86).
ازاين بدتراينکه درقرآن درآيات فوق نوشته شده که اين مرد سخنان مورچگان را می شنيده است. واقعيت علمی ثابت شده اين است که مورچگان دارای ارگان های مربوط به توليد صوت نيستند ونبايد هم باشند. چرا که با بجای گذاشتن رد شيميائی وبعبارت ديگر با بو با يکديگر ارتباط برقرار می کنند. البته اين اشتباه بزرگ قابل درک است چرا که اعراب قرن هفتم ميلادی بنا به اطلاعات کمی که از بيولوژی حيوانات داشتند چيزی بجز اين نبايستی فکر می کردند. بهرحال، اين بی اطلاعی يا کم اطلاعی ازعالم حيوانات نشان دهنده ی منشاء انسانی متون قرآن است وآنرا به عنوان وحی که از طرف خدای (الله) دانای مطلق نازل شده مورد سؤال قرار می دهد.
قرآن درچگونگی بوجود آمدن آسمان شرح می دهد که خدا هفت آسمان را طبقه طبقه آفريد وآسمان پائين را با چراغ هائی تزيين داد (سوره ی الملک، آيه های 3 و 5).
قرآن در سوره ی الصافات آيه ی 6 می گويد: “ما آسمان پائين را با ستارگان آراستيم” وهمچنين درسوره ی نوح آيه های 5 و 6 تاکيد می کند که ماه نيز دربين اين هفت آسمان ا ست. اگر ستارگان (چراغ ها) درآسمان پائين قرار دارند و ماه نيز دربين اين هفت آسمان، درنتيجه ستارگان يا از ماه به زمين نزديکترند يا مسافتی به اندازه ی آن تا زمين دارند. اين ديدگاه درهردو صورت ازنظر علمی غلط است. همه می دانيم که ستارگان درفاصله های بسيار بسيار دورتر ازماه به زمين قرار دارند
اينها تازه گوشه ای از اشکال های موجود در قرآن است. ضد و نقيض ها و نسبت های غلط در قرآن بسيار است. نه تنها خود قرآن اشتباه دارد پيروانش نيز به غلط چيز ه ائی را به هم نسبت می دهند و يکی از آنها همين مسئله ذوالقرنين است که به غلط و به دروغ به کوروش نسبت می دهند در صورتيکه به هيچوجه ذوالقرنين ارتباطی با کوروش بزرگ ندارد.
در قرآن به «ابابيل» و انداختن سنگ بر سر لشگريان سخن ميراند در حاليکه امروز به روشنی و دقيقا ميدانيم آن سال در منطقه بيماری آبله شيوع پيدا کرده بود وسربازان و لشگريان و مردم عادی دچار آبله می شوند و ارتباطی با پرنگان و سنگ از دريا ندارد. و و و
من فهميدم که قرآن يک دروغ بزرگ، يعنی معجزه آن بزرگترين دروغگوئی دنيا است.
عدالت عدل علی
قصه کعبه در اصلا خیلی خنده داره. ابن کثیر در تفسیر قرآن خود میگه که الله اول کعبه را آفرید، سپس زمین را در زیر کعبه به صورت منبسط و کوجولو که بیشتر از درازا و پهنای خانه کعبه نبوده آفرید. بعد سراغ آسمان رفت و آسمان را بنا کرد و ساخت، بعد برگشت سراغ زمین و از گوشههای آن گرفت و آن را از طرفین کشید و از طول و عرض پهن کرد.
قرآن در بیشتر از ۱۵ آیه زمین را مسطح و صاف مینامه به صورت بستر. منظورش همان بستر استراحت یا بستر رودخانه که صاف است. اگر حوصله خوندن این مزخرفات راه داشته باشید من این زیر میذارم . البته طولانی خواهد شد، ولی ارزش خواندن آن را دارد. همجنین محمد اول بیت المقدس را خانه الله میخاند به امید اینکه یهودیان دین تازه او را تائید کنند و احتمالا به او ایمان آورده و او را کمک کنند. ولی وقتی یهودیان زدند توی ذوق محمد، محمد به پیشنهاد عمر ابن خطاب خانه کعبه را به مکه منتقل کرد.
همجنین انسانهای اولیه فکر میکردند که زمین مسطح است و اگر تا آخر دنیا بری به پایین خواهی افتاد. یونانیان قدیم هم اعتقاد داشتد که در زمین جایی است که روح مردگان به آنجا میروند و اگر کسی آدم بدی باشد مجازات میشود. اسم یونانی آن یادم رفته، ولی ترجمه آن برزخ بوده تا آنجائی که یادم است.
آیهها را در زیر میذارم با توضیحات احتمال مابین آن. امیدوارم از حوصله خواندن بیرون نرود.
و هو الّذي مدّ الأرض و جعل فيها رواسي و أنهارا و من كلّ الثّمرات جعل فيها زوجين اثنين يغشي اللّيل النّهار إنّ في ذلك لآيات لقوم يتفكّرون
اوست که زمين را بگسترد ، و در آن کوهها و رودها قرار داد و از هر ميوه جفت جفت پديد آورد و شب را در روز مي پوشاند در اينها عبرتهاست براي مردمي که مي انديشند سوره الرعد آیه 3 (13:3)
و الأرض مددناها و ألقينا فيها رواسي و أنبتنا فيها من كلّ شيء موزون
و زمين را گسترديم و در آن کوههاي عظيم افکنديم و از هر چيز به شيوه اي سنجيده در آن رويانيديم سوره الحجر آیه
(15:19)
این صاف بودن زمین و همجنین تیر انداختن خدایان مصری به سوی شیاطین در آسمانها و راندن آنها از ملک خویش افسانههای قدیمی است که در افسانههای مصری و حتی کشفیا احرام مصر به دان اشاره شده. در احرام مصر دالانهای برای خدایان مرده درست میکردند که روح خدایان توسط آن دالانها به آسمانها میرفتند و حتی در تابوتهای خدایان مرده تیر و کمان دیده شده که بستگی مستقیم با این عقیده آن مردم داشته..
(17) و آن را از هر شیطان رانده شدهای حفظ کردیم؛ (18) مگر آن کس که استراق سمع کند (و دزدانه گوش فرا دهد) که «شهاب مبین» او را تعقیب میکند (و میراند)
سوره الحجر
(6) نزديكترين آسمان را به زيور ستارگان بياراستيم (7) و از شياطين متمرد حفظ كرديم (10) مگر آن (شيطان) كه چيزى (به استراق سمع) بربايد كه ناگاه شهاب ثاقب دنبالش كند.
سوره الصافات
ما آسمان فرودين را به چراغهايي بياراستيم و آن چراغها را وسيله راندن شياطين گردانيديم و برايشان شکنجه آتش سوزان آماده کرده ايم
سوره الملك آیه 5
(8) ما به آسمان رسيديم و آن را پر از نگهبانان قدرتمند و شهابها يافتيم (9) ما در آنجايها که مي توان گوش فرا داد مي نشستيم اما هر که اکنون گوش ، نشنيد ، شهابي را در کمين خود يابد.
سوره الجن
همجنین در اتاقهای زیر احرام آن خدایان مرده آب و غذا و میوه میذاشتند که روح خدایان در راه سفر تشنه و گرسنه نشوند. در مورد این عقیده هم در آیهای داریم که ادعا میکنه الله گرسنه و تشنه میشود
از آنها رزقي نمي خواهم و نمي خواهم که مرا اطعام کنند سوره الذاريات آیه 57
در کل ادیان خرافات انسانهای اولیه بوده که کم کم به شکل دین در آماده اند. یه نگاب به ۳۰ سال ایران بیندازید. خمینی یک آخوند معمولی بود. ولی امروز بعد از ۳۰ سال کتاب او وارد مفاتیح الجنان (یکی از کتابهای معتبر بعد از قرآن در مذهب شیعه) شده و ننزیک به ۴۰۰ میلیون این مفاتیح الجنان را میخوانند تا حاجات آنها بر آورده شود. امروزه مردم میرن شب تا صبح در حرم آن ملعون میخوابند تا نذرشان ادعا شود. همین ملعون بعد از جند صد سال میشه یه معصوم که حتی ادعا خواهد شد که با الله رابطه وحی داشته. به همین راحتی، احمق کردن انسانها حتی امروزه زیاد سخت نیست. جه برسه به جند هزار سال پیش.
الّذي جعل لكم الأرض مهدا و سلك لكم فيها سبلا و أنزل من السّماء ماء فأخرجنا به أزواجا من نبات شتّى
کسي است که زمين را گهواره شما ساخت و برايتان در آن راههايي پديد آورد و از آسمان باران فرستاد ، تا بدان انواعي گوناگون از نباتات برويانيم سوره طه آیه
(20:53)
در اینجا دقت کنید که گهواره باید و باید صاف باشه. هیج کس گهواره به شگل توپ نمیسازه مگر آنکه دیوانه باشه
آیه بعدی را از تفسیرهای مختلف آوردهام تا ببینید که این آخوندها هر کدوم به میل خود تفسیر کرده اند. همه این تفسیرها و ماله کشیها به خاطر این است که حماقت الله محمد را پنهان کنند، وگرنه مردم دست از اسلام میکشند و آ...خوندها دیگر در آمدی نخواهند داشت. از این نوع تفسیرهای به میل شخصی میشه بیشتر از هزاران هزار پیدا کرد، ولی گوی جشم بینا و گوش شنوا؟
تفسیر خرمشاهی
هو الّذي جعل لكم الأرض ذلولا فامشوا في مناكبها و كلوا من رزقه و إليه النّشور
(اوست كسى كه زمين را براى شما رام گردانيد، پس در گوشه و كنار آن رهسپار شويد و از روزى او بخوريد، و رستاخيز به امر [و در پيشگاه] اوست. سوره الملك 15
تفسیر حلبی
اوست كه زمين را رام شما كرد، پس در جوانب آن راه برويد و از روزى او بخوريد، و بازگشت به سوى اوست. سوره الملك 15
تفسیر پورجوادی
اوست كه زمين را رام شما كرد، در اكناف آن بگرديد و روزى او را بخوريد و بازگشت همه به سوى اوست. سوره الملك 15
تفسیر انصاریان
اوست که زمین را برای شما رام قرار داد، بنابراین بر اطراف و جوانب آن راه روید و از روزی خدا بخورید، و برانگیختن مردگان و رستاخیز به سوی اوست. سوره الملك 15
تفسیر مکارم
او کسی است که زمین را برای شما رام کرد، بر شانههای آن راه بروید و از روزیهای خداوند بخورید؛ و بازگشت و اجتماع همه به سوی اوست! سوره الملك 15
تفسیر آیتی
اوست که زمين را رام شما گردانيد پس بر روي آن سير کنيد ، و از رزق خدا بخوريد چون از قبر بيرون آييد به سوي او مي رويد سوره الملك 15
تفسیر سراج
اوست آن خدائى كه قرار داد براى شما زمين را نرم (و فرمانبردار) پس برويد در اطراف آن و بخوريد از روزى او و تنها به سوى خداست بازگشت همه سوره الملك 15
تفسیر اشرفی
اوست كه گردانيد براى شما زمين را رام پس سير كنيد در اطراف آن و بخوريد از روزى او و بسوى اوست بازگشت سوره الملك 15
تفسیر قمشه ای
او آن خدایی است که زمین را برای شما نرم و هموار گردانید پس شما در پست و بلندیهای آن حرکت کنید و از روزی او خورید و (بدانید که) بازگشت همه خلایق به سوی اوست. سوره الملك 15
تفسیر رشاد خليفه
اوست يكتايي كه زمين را در خدمت شما قرار داد. هر گوشه آن را سير كنيد و از روزي هاي او بخوريد. احضار نهايي به سوي اوست. سوره الملك 15
تفسیر مجتبوی
اوست كه زمين را براى شما رام كرد پس در اطراف و كنارهاى آن راه رويد و از روزى او بخوريد و [بدانيد كه] برانگيختن- در روز رستاخيز- به سوى اوست. سوره الملك 15
تفسیر فولادوند
اوست كسى كه زمين را براى شما رام گردانيد، پس در فراخناى آن رهسپار شويد و از روزى [خدا] بخوريد و رستاخيز به سوى اوست. سوره الملك 15
تفسیر خوشابر مسعود انصاري
اوست كسى كه زمين را برايتان رام گرداند پس در گوشه و كنار آن راه رويد و از روزىاش (خداوند) بخوريد. و [وقوع] رستاخيز در نزد اوست سوره الملك 15
تفسیر مصباح زاده
اوست كه گردانيد براى شما زمين را رام پس سير كنيد در اطراف آن و بخوريد از روزى او و بسوى اوست بازگشت سوره الملك 15
تفسیر معزی
او است آنكه گردانيد براى شما زمين را رام پس روان شويد به هر سويش و بخوريد از روزيش و بسوى او است گردآمدن سوره الملك 15
تفسیر کاویانپور
او خدايى است كه حركات زمين را براى شما آرام ساخت تا شما روى آن (براحتى) راه برويد و از رزقى كه براى شما مقرر داشته بخوريد و (بدانيد كه) بازگشت همه بسوى اوست. سوره الملك 15
از نظر الله محمد زمین نه تنها مسطح است که هیج، گوشه هم داره، یعنی به صورت جهار گوش یا شش گوش ساخته شده.
آیههای بیشتری راجع به مسطح بودن زمین:
يا معشر الجنّ و الإنس إن استطعتم أن تنفذوا من أقطار السّماوات و الأرض فانفذوا لا تنفذون إلاّ بسلطان
اي گروه جنيان و آدميان ، اگر مي توانيد که از کناره هاي آسمانها و، زمين بيرون رويد ، بيرون رويد ولي بيرون نتوانيد رفت مگر با داشتن قدرتي سوره الرحمن آیه (55:33)
آن خداوندي که زمين را چون فراشي بگسترد ، و آسمان را چون بنايي ، بيفراشت ، و از آسمان آبي فرستاد ، و بدان آب براي روزي شما از زمين هر گونه ثمره اي برويانيد ، و خود مي دانيد که نبايد براي خدا همتاياني قرار دهيد سوره البقرة آیه (2:22)
آن که زمين را بستر شما ساخت و برايتان راهها درآن پديد آورد ، باشد که هدايت شويد سوره الزخرف آیه (43:10)
(6) آيا به اين آسمان برفراز سرشان نظر نمي کنند که چگونه آن را بنا کرده ايم و آراسته ايم و هيچ شکافي در آن نيست ؟ (7) و زمين را گسترديم و در آن کوههايي بلند افکنديم و از هر گونه نباتات خوش منظر در آن رويانيديم سوره ق 50
در آیه بعدی دقیقا کلمه فرش آمده که اتفاقا کلمه ایرانی هم است.
الأرض فرشناها فنعم الماهدون
و زمين را گسترديم ، و چه نيکو گسترندگانيم سوره الذاريات آیه (51:48)
در آیه بعدی دقیقا کلمه بسط آمده که که همان بسط دادن است. مثل زمان شاه که بساطی داشتیم که در خیابان بساط میکرد و جنس میفروخت
و اللّه جعل لكم الأرض بساطا
و خدا، زمين را چون فرشي برايتان بگسترد ، سوره نوح آیه (71:19
در آیه زیر کلمه "مهد به معنی گهواره است.
"أ لم نجعل الأرض مهادا (6) آيا ما زمين را بستري نساختيم ؟ سوره النبا78
......
و کوهها هم میخ هستند که الله همان روز اول خلقت به زمین کوبیده، در حالی که علم ثابت کرده که کوهها همان لایههای زمین هستند که بعد از میلیونها سال بر اثر حرکت قارهها یا قسمتهایی از زمین (در اثر شکستگی) که باعث حرکت لایههای زمین شدند و این لایههای بالائی زمین در اثر فشارهای جانبی جون راه گریز دیگری نداشته اند، رو به بالا حرکت کرده اند. نمونهاش کوه هیمالایا که عمر جندان زیادی هم نداره.
و الجبال أوتادا (7) و کوهها را ميخهايي ؟ سوره النبا78
در آیه بعدی, این هم افسانههای مصریان و بعدها رومیان بوده که خدا آسمان را مثل سقف خانه پرداخته. پرداختن همان استفاده از مصالح ساختمانی که دیواری را سقفی را روی هم سوار کرده و میپردازی. وألا که آسمان فضای خالی بین ستارگان و سیارات است و در اصل وجود خارجی ندارد. شما ماده جامد را میپردازی و شگل میدهی، ولی ماده به صورت گاز را که نمیشود پرداخت.
در آیه ۲۸دقت کنید کلمه "سمک ها" میشه بنایی را بر افراشتن (بلند کردن) و استوار کردن مثل سقف یک خیمه که با قرار دادن ﮁوبی در زیر آن یا سقف خانه را بر روی ستون یا دیوارهایی بنا میکنید. بنا کردن جیزی مادی که با قراردادن جیزی در زیر آن آن را بلند و استوار میکنی. همان عمل بنایی کردن خودمون در ایران که میگن طرف بنا خانه یا بنا دیوار است
(27) آيا شما به خلقت سخت تريد يا اين آسماني که او بنا نهاده ؟ (28) سقفش را، برافراشت و بپرداختش ، (29) شبش را تاريک کرد و روشنايي اش را آشکار ساخت ، (30) و پس از آن زمين را بگسترد ، (32) و کوهها را استوار گردانيد سوره النازعات
اینهم آیه ۲۸ به زبان عربی.
سوره النازعات آیه 28 رفع سمكها فسوّاها
آیه بعدی را نگاه کنید که دقیقا کلمه ساختن و بنا کردن را به کار برده. انگلیسیش میشه
build
که دقیقتر معنی کلمه را میرسونه. فارسیش هم همان جیزی روی هم گذاشتن و بالا بردن مثل یک دیوار. همون کلمه بنایی کردن که میگن طرف بنا است که همان معمار یا سازنده خانه میشه.
و السّماء و ما بناها ، و سوگند به آسمان و آن که آن را برآورده ، سوره الشمس آیه 5 (91:5)
آیه بعدی دقیقا کلمه مسطح کردن را استفاده کرده.
و إلى الأرض كيف سطحت ، و به زمين که چسان گسترده شده ؟ سوره الغاشية آیه 20 (88:20)
و الأرض و ما طحاها ، و سوگند به زمين و آن که آن را بگسترده ، سوره الشمس آیه 6 (91:6)
این قسمت زیر خیلی کمدی است.
(12) اوست که برق را گاه براي ترسانيدن و گاه براي اميد بخشيدن به شما مي نماياند و ابرهاي گرانبار را پديد مي آورد سوره الرعد
(13) رعد به ستايش او و فرشتگان از بيم او تسبيح مي کنند و صاعقه ها را مي فرستد و هر که را بخواهد بدان آسيب مي رساند باز هم در باره خدا مجادله مي کنند و او به سختي عقوبت مي کند سوره الرعد
امروزه علم ثابت کرده که رعد و برق حرکت الکترونها از بین ملکولهای هوا است. که این جریان الکتریسیته از که در قسمتهای بالائی زمین است از ملکولهای هوا گذشته و وارد زمین میشود. همان قطب منفی و مثبت که الکتریسیته از یک قطب به قطب دیگر حرکت میکنه. با این فرق که در اینجا بجای سیم برق از ملکولهای هوا استفاده میشه
۱۳۸۹ مهر ۱۷, شنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)