۱۳۹۹ خرداد ۲۴, شنبه

قافله دزدان با بیرق مبارزه با فساد




برگزاری دو جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده قضایی اکبر طبری یکی از مهره‌های کلیدی قوه قضاییه و معاون اجرایی پیشین این نهاد طی هفته گذشته برگ دیگری از فساد ساختاری در نظام جمهوری اسلامی را عیان کرد.
کار جمهوری اسلامی به جایی رسیده که دفتر رئیس قوه قضاییه به محل رد و بدل کردن رشوه‌های نجومی بین معاون اجرایی رئیس «عدالتخانه» و «مفسدان کلان اقتصادی» تبدیل شده است.

اکبری طبری مدیرکل اجرایی و فنی و مهندسی حوزه ریاست قوه قضاییه که ۲۰ سال در مناسب مختلف مالی، اجرایی و رفاهی قوه قضاییه مشغول به کار بود، اکنون با اتهاماتی چون جعل اسناد، فراری دادن متهمان اقتصادی، پولشویی و دریافت رشوه، اعمال نفوذ در پرونده‌ها و برخی «روابط ناصواب» روبروست.

بر اساس کیفرخواست صادر شده، اکبر طبری بیش از ۶۸ میلیارد تومان و ۱۰۰ هزار یورو وجه نقد، چندین هزار متر زمین و چندین واحد مسکونی لوکس به عنوان رشوه دریافت کرده است. نماینده دادستان نیز تأکید کرده تحقیقات درباره طبری هنوز تمام نشده و در نتیجه ممکن است موارد تازه‌ای به این حجم گسترده فساد و پولشویی افزوده شود.

پیش از آنکه اکبر طبری در تیرماه ۱۳۹۸ با اتهامات مالی بازداشت شود، علیرضا زاکانی کارمند دفتر ویژه بازرسی خامنه‌ای و نماینده کنونی مجلس شورای اسلامی او را فردی خوانده بود که «دو رئیس قوه را بیچاره کرده و دچار مشکل بوده و مایه بدنامی قوه قضائیه و زد و بند شده است.»

دست راست قاضی‌القضات

طبری در زمان ریاست صادق آملی لاریجانی رئیس پیشین قوه قضاییه و رئیس کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو شورای نگهبان، دست راست او به شمار می‌رفت و جالب اینکه پس از آنکه برای نخستین‌بار سخنان علیرضا زاکانی توجه افکار عمومی را به سمت وی جلب کرد، دفتر صادق لاریجانی به تندی واکنش نشان داد و ادعا‌ها درباره طبری را «کذب» خواند.

در آن تکذیبیه با تاکید بر اینکه این اتهامات در راستای «تخریب» رئیس پیشین قوه قضائیه است، آمده بود: «معلوم نیست چرا خبرگزاری‌های رسمی که با بیت‌المال اداره می‌شود، باید چنین شایعات کذبی را بپراکند»!

حمایت صادق آملی لاریجانی از اکبر طبری تا جایی که تخریب او، تخریب رئیس قوه قضاییه ارزیابی ‌شد، اکنون و پس از کیفرخواستی که تنها بخشی از فسادها و زد و بندهای این «معتمد» قاضی‌القضات پیشین را برملا کرده، بر احتمال نقش لاریجانی در این فسادها می‌افزاید.

مشخص نیست صادق آملی لاریجانی هنگامی که بر کرسی ریاست قوه قضاییه تکیه زده بود چگونه از ۲۵۰ موردی که حالا به ۲۵۰ پرونده رشوه‌گیری و پولشویی طبری تبدیل شده بویی نبرده و از آنچه بیخ گوش وی و توسط دست راستش صورت می‌گرفت آگاهی نداشته است. قابل توجه اینکه همه این زد و بندها در حساس‌ترین پرونده‌های قوه‌ قضاییه صورت گرفته است!

درواقع، صادق لاریجانی و علی خامنه‌ای، درست در زمانی در یک نامه‌نگاری ادعای برخورد با مفسدان کلان اقتصادی در قوه قضاییه را آغاز کردند که در آنسوی ماجرا دست راست لاریجانی، اکبر طبری، به معامله با همان مفسدان مشغول بود.

به نظر می‌رسد بخشی از «خودی»های نظام رد پای پررنگ صادق آملی لاریجانی را در این پرونده‌ها دیده‌اند که حالا با بیرق مبارزه با فساد خواستار پاسخگویی و حتی استعفای او هستند.

یک روز پس از برگزاری دومین جلسه دادگاه اکبر طبری «مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه تهران» که به علیرضا زاکانی و احمد توکلی نزدیک هستند طی نامه‌ای سرگشاده خواستار استعفای صادق آملی لاریجانی از ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام شدند.

نویسندگان این نامه با تأکید بر اینکه «منتظر رسیدگی به تخلفات احتمالی» صادق لاریجانی در دادگاه هستند نوشته‌اند: «با توجه به معذوریت‌های اشتباهی که در مورد محاکمه مسئولان نظام وجود دارد از شما می‌خواهیم که هر چه سریع‌تر از ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضویت در شورای نگهبان استعفا دهید تا مسیر بازداشت و محاکمه شما هموار شود!»

در این میان اما علی خامنه‌ای که صادق آملی لاریجانی طی سال‌های گذشته با دستور مستقیم وی از یک نهاد و پست کلیدی به نهاد و پست مهم دیگری منصوب شده، تا لحظه تنظیم این گزارش به این رسوایی بزرگ در قوه قضاییه واکنشی نشان نداده است.

فساد ساختاری و شبکه‌های بهم پیوسته

با اینکه برخی علنی کردن فسادهای قوه قضاییه در زمان ریاست صادق آملی لاریجانی و جلب افکار عمومی به «تخلفات احتمالی» او توسط جریان «عدالتخواه» را تسویه حساب‌های حکومتی عنوان می‌کنند اما در این صورت نیز رو شدن پرونده‌های فساد بسیار قابل توجه است.

فساد ریشه‌دار در قوه قضاییه موضوعی نبوده که به دلیل «انحراف» یک مدیر بلندپایه و شخص دوم این نهاد صورت گرفته باشد بلکه در همین پرونده تا کنون دست‌کم پای چهار فرد دیگر مرتبط با قوه قضاییه باز شده است.

غلامرضا منصوری قاضی بازنشسته اجراییات بخش لواسانات، بازپرس شعبه ۹ دادسرای کارکنان دولت و قاضی دادسرای فرهنگ و رسانه با اتهام دریافت رشوه ۵۰۰ هزار یورویی، بیژن قاسم‌زاده قاضی و بازپرس سابق دادسرای فرهنگ و رسانه، امیرعباس مصدق خاقان کارشناس رسمی دادگستری، جواد ترکمان کارمند وقت معاونت اجرایی قوه قضاییه جزو این افراد هستند. از سوی دیگر مصطفی نیاز آذری با اتهام پولشویی و فساد اقتصادی و رشوه‌گیری متهم ردیف پنجم این پرونده است. کیومرث نیاز آذری پدر مصطفی از زمانی که محمد محمدی ریشهری و محمدرضا هاشمی گلپایگانی وزیر اطلاعات بودند تا سال ۸۵ بطور پیوسته ریاست اداره کل اطلاعات استان مازندران و پس از آن به مدت ۱۰ سال ریاست دانشگاه آزاد مازندران را عهده‌دار بوده است.

پسرعموی مصطفی نیاز آذری، حسین نیاز آذری نیز یکی از نمایندگان شهر بابل در دوره‌های نهم و دهم مجلس شورای اسلامی بود.

گفته می‌شود مصطفی نیاز آذری که متولد سال  است۱۳۵۷ با تکیه بر رانت و روابط خانوادگی توانسته یک شبکه‌ی عریض و طویل فساد و پولشویی را سازماندهی کند.

سر و ته نظام یک کرباس است

در سال‌های گذشته چندین پرونده فساد اقتصادی دیگر با متهمانی که یا مقام حکومتی و یا از بستگان نزدیک این مقامات بودند تشکیل شده است.

شبنم نعمت‌زاده دختر محمدرضا نعمت‌زاده وزیر چند دولت در جمهوری اسلامی، حسین فریدون برادر حسن فریدون رئیس دو دولت یازدهم و دوازدهم، مهدی جهانگیری برادر اسحاق جهانگیری معاون اول دو دولت حسن روحانی، ولی‌الله سیف رئیس پیشین بانک مرکزی، احمد عراقچی ‌معاون سابق ارزی بانک مرکزی و برادرزاده عباس عراقچی معاون وزیر امور خارجه دولت روحانی از جمله مقاماتی هستند که در یکی دو سال گذشته پرونده‌های قطوری از فسادها و تخلفات کلان اقتصادی آنها منتشر شده است.

مجلس شورای اسلامی نیز که به محل توزیع رانت و گرفتن امتیاز از وزارتخانه‌ها تبدیل شده پر از مهره‌های رانتخوار، رشوه‌گیر و فاسدی است که افتادن تشت رسوایی برخی از آنها چنان پر سر و صدا بوده که مقامات قضایی مجبور به افشای آن شدند. از جمله می‌توان به پرونده محمد عزیزی و فریدون احمدی نمایندگان دوره دهم مجلس شورای اسلامی  اشاره کرد که چند هفته پیش به اتهام فساد و تخلف مالی محکوم شدند. در یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی نیز خبرهایی درباره فساد گسترده مالی غلامرضا تاجگردون نماینده گچساران منتشر و موجب درگیری‌هایی بر سر اعتبارنامه او در هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی کنونی شد.

محمدباقر قالیباف عضو سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و شهردار پیشین تهران که اکنون به ریاست مجلس شورای اسلامی رسیده نیز با چند اتهام تخلف و فساد کلان اقتصادی روبروست.

این موارد تنها نمونه‌هایی از فسادهای گسترده مقامات است که هر یک در جایگاهی مهم در نهادهای قانونگذاری، اجرایی، مدیریتی و حتی قوه قضاییه قرار دارند.

پول مردم در جیب تبهکاران

فساد ساختاری در جمهوری اسلامی در حدی گسترده است که یک روز از دفتر رئیس قوه قضاییه و روز دیگر از دفاتر هیئت دولت پرونده تازه‌ای باز شده و یک گروه مافیایی افشا می‌شود.

در حالی که اکبر طبری با ۲۵۰ پرونده فساد و رشوه و پولشویی به دوستان و رفقای خود می‌بالید که اگر بخواهد کل لواسان و کارخانجات را به نام او می‌کنند، کارگری به دلیل فقر و تنگدستی در کنار چاه نفت در هویزه خود را حلق‌آویز کرد و جان داد؛ کارگر دیگری در پتروشیمی امیدیه به دلیل حقوق عقب افتاده خودکشی کرد؛ و یک جانباز جنگ و یک کودک کار نیز در کرمانشاه با خودسوزی و استفاده از قرص متادون مرگ را بر زندگی در محرومیت ترجیح دادند.
در این ساختار معیوب و فسادزایی که سر تا پای جمهوری اسلامی را فرا گرفته، مفسدان اقتصادی انبان خود را با حقوق مردمی پر می‌کنند که هر روز بیش از پیش به زیر خط فقر رانده می‌شوند.

از سوی دیگر حجم فساد آنقدر گسترده و عیان شده که دیگر مانند مواردی که طی دهه اول و دوم زمزمه‌هایی درباره آنها به گوش می‌رسید قابل انکار و چشم‌پوشی نیست. رسوایی پشت رسوایی نشان می‌دهد که نه تنها این ساختار بیمار و معیوب اصلاح نشدنی است بلکه با هر یک روز ادامه این روند، باز هم منابع ملی و دارایی‌های اکثریت مردم به جیب یک اقلیت فاسد مافیایی سرازیر می‌شود. اقلیتی که بخشی از آن پس از غارت از کشور فرار می‌کند و بخش دستگیر شده حتی در زندان نیز از مزایای رانت و رابطه برخوردار می‌شود.

آن فرار از ایران و این برخورداری از مواهب در زندان، با وجود اعدام چند «سلطان» که بازتولید می‌شوند، به برکت و پشتوانه‌ی آن بخش از اقلیت فاسد است که همچنان بر کشور حکومت می‌کند!

۱۳۹۹ خرداد ۱, پنجشنبه

گزارش تکان‌دهنده سازمان عفو بین‌الملل درباره جانباختگان اعتراضات سراسری آبان ۹۸




سازمان عفو بین‌المللی گزارشی از مشخصات ۳۰۴ مرد، زن و کودکی که در اعتراضات سراسری آبان ۹۸ به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی کشته شدند، منتشر کرده است.

بر اساس این گزارش بیشتر این افراد بر اثر اصابت گلوله نیروهای امنیتی به سر، گردن، قفسه سینه و قلب کشته شدند.

عفو بین‌الملل اعلام کرده در مورد ۲۳۲ نفر از ۳۰۴ جانباخته شناسایی شده توسط این سازمان، نام و نام خانوادگی قربانیان و در مورد هفت نفر فقط نام یا نام خانوادگی آنان مشخص شده است. در مورد ۶۵ نفر دیگر، اسامی قربانیان هنوز برای عفو بین‌الملل نامعلوم است. بیش از نیمی از این افراد،۳۵ نفر، از قربانیانی که اسامی آنها هنوز نامعلوم است در اعتراضات شهریار یا ملارد در استان تهران بوده‌اند.

بر اساس این گزارش بیش از ۲۲۰ نفر از افرادی که مستندات جانباختن‌شان ثبت شده ظرف دو روز ۲۵ و ۲۶ آبان جان باخته‌‌اند. سرکوب مردم معترض تا تاریخ ۲۸ آبان ادامه داشته است.

عفو بین‌الملل بر اساس یافته‌های خود اعلام کرده که مرگ دست کم ۶ نفر از ۳۰۴ نفر، مربوط به وقایع مرگبار روز جمعه ۲۴ آبان، روز اول اعتراضات، است. ۱۰۰ نفر مربوط به روز شنبه ۲۵ آبان، ۷۸ نفر مربوط به روز یکشنبه ۲۶ آبان و ۲۹ نفر مربوط به روز دوشنبه ۲۷ آبان است.

عفو بین‌الملل همچنین اعلام کرده که در ۴۳ مورد تاریخ وقایع منتهی به مرگ را روزهای ۲۵ یا ۲۶ آبان ثبت کرده است، اما نتوانسته تاریخ دقیق واقعه را مشخص کند. این سازمان در مورد ۴۸ نفر باقیمانده نیز نتوانسته تاریخ دقیق واقعه منتهی به مرگ را مشخص کند، اما بر این باور است که اکثریت وسیعی از آنان در جریان وقایع روزهای دوم و سوم اعتراضات، یعنی ۲۵ و ۲۶ آبان، دچار جراحت‌های مهلک شده و جان باخته‌اند.

این گزارش افزوده که قربانیان در ۳۷ شهر در ۸ استانِ البرز، اصفهان، فارس، کرمان، کرمانشاه، خوزستان، کردستان و تهران و در نقاط مختلف کشور کشته شده‌اند و این واقعیت دامنه وسیع سرکوب‌ها را آشکار می‌کند. شهرستان‌های محروم در حومه شهر تهران بیش از همه تلفات دادند؛ دست کم ۱۶۳ نفر در این مناطق کشته شدند. همچنین، استان‌های خوزستان با ۵۷ کشته، البرز با ۳۳ کشته، کرمانشاه با ۳۰ کشته و فارس با ۲۴ کشته در رتبه‌های بعدی شدت سرکوب قرار داشتند.

عفو بین‌الملل اعلام کرده که بعضی از قربانیان در تجمعات اعتراضی شرکت کرده بودند اما بعضی دیگر فقط شاهد و تماشاگر
اعتراضات بودند و مورد هدف شلیک نیروهای امنیتی از جمله سپاه پاسداران، بسیج و نیروی انتظامی قرار گرفتند.

همچنین برخی از جانباختگان مورد اصابت دو یا چند گلوله در نقاط مختلف بدنشان از جمله سر، قفسه سینه، شکم، بازو و پا قرار گرفتند و به برخی از آنها از پشت تیراندازی شد. برای تقریبا نیمی از قربانیان،۱۴۱ نفر، عفو بین‌الملل توانسته است اطلاعاتی در مورد ناحیه جراحت‌هایی که منتهی به مرگشان شده، جمع‌آوری کند. مطابق این یافته‎ها، قربانیان در دست‌کم ۶۵ مورد از ناحیه سر و یا گردن، و در دست‌کم ۴۶ مورد از ناحیه سینه و یا قلب مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.

عفو بین‌الملل با تأکید بر اینکه «استفاده‌ی نیروهای امنیتی از سلاح‌های مرگبار علیه جان‌باختگان در اکثریت وسیعی از موارد اقدامی غیرقانونی بوده» نوشته است: «بنا به تحقیقات گسترده‌ای که این سازمان انجام داده، از جمله تجزیه و تحلیل ویدئوها، هیچ سندی وجود ندارد که نشان دهد معترضان سلاح گرم در اختیار داشتند و رفتارشان تهدید جانی قریب الوقوعی متوجه نیروهای امنیتی و دیگر افراد کرده بود. این سازمان از دو استثناء در شهر ماهشهر در تاریخ ۲۷ آبان آگاه است که میان برخی معترضان و نیروهای امنیتی تبادل آتش صورت گرفت.»
در این گزارش با بیان اینکه «خانواده‌های داغدار قربانیان همچنان برای افشای حقیقت و اجرای عدالت مبارزه می‌کنند» اعلام شده که مقامات جمهوری اسلامی خانواده‌های جانباختگان را مورد آزار و ارعاب شدید قرار می‌دهند: «امتناع مقامات ایران از افشای حقایق مربوط به تعداد کشته‌شدگان، انجام تحقیقات کیفری و حساب‌رسی از آمران و عاملان این کشتارها، درد و رنج خانواده‌ها را تشدید کرده است. در واقع، مقامات و مسئولان با به‌راه‌اندازی کارزاری برای آزاررسانی و ارعاب خانواده‌های قربانیان و بازداشتن آنان از انتقاد علنی، به دنبال حفظ مصونیت از مجازات برای مسئولان کشتارها و خاموش کردن هرگونه صدای اعتراض بوده‌اند.»

در این گزارش آمده است که در مورد ۱۲۷ نفر از قربانیان، عفو بین‌الملل توانسته است مستقیما با افراد متاثر از واقعه، از جمله بستگان، همسایگان و دوستان قربانیان و شاهدان عینی، گفتگو کند.

در مورد ۱۲۷ نفر دیگر از قربانیان، عفو بین‌الملل مستندات جان باختن آنان را بر اساس اطلاعات دریافتی از فعالان حقوق بشر و روزنامه‌نگاران در داخل و خارج کشور ثبت کرده است. ۳۴ مورد نیز بر مبنای اطلاعاتی مستند شده است که این سازمان از طرف کادر پزشکی شاغل در مراکز درمانی که جانباختگان و مجروحان به آنجا منتقل شده بودند، دریافت کرده است. ۱۶ مورد دیگر را عفو بین‌الملل بر اساس ویدئوهایی مستند کرده است که سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی در رابطه با اعتراضات آبان ۱۳۹۸ پخش کرده و حاوی مصاحبه‌هایی با خانواده‌های این جانباختگان بوده‌اند.

برای تعدادی از این ۱۲۷ نفر، عفو بین‌الملل اطلاعات تکمیلی درباره‌ی نام، سن و نحوه کشته شدن آنها از سوی فعالان حقوق بشری و روزنامه‌نگاران مستقل دریافت کرده است.

با این همه، عفو بین‌الملل اعلام کرده که مواردی نیز وجود دارد که خانواده و اطرافیان از کشته شدن آنها در اعتراضات خبر می‌‍دهند اما مقامات پیکر جان باختگان را به خانواده تحویل نداده و اطلاعاتی نیز در اختیار آنها قرار نداده است: «دست کم در خصوص دو نفر از جانباختگان ثبت شده، مصطفی رودباریان و برادرش مهدی رودباریان، شاهدان عینی عقیده دارند که این دو نفر در جریان سرکوب اعتراضات کشته شده‌اند، اما مسئولان از هرگونه اطلاع‌رسانی به خانواده این دو نفر در مورد سرنوشت یا محل نگهداری آنها یا تحویل دادن اجسادشان امتناع کرده‌اند.»

سازمان عفو بین‌الملل همچنین تأکید کرده که «با توجه به ابعاد گسترده نقض حقوق بشر در جریان اعتراضات آبان ماه و همچنین با توجه به روال سازمان‌یافته‌ی مصونیت از مجازات که در ایران برقرار بوده، عفو بین‌الملل بار دیگر از کشورهای عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل درخواست کرده است که فورا موضوع تاسیس یک مکانیزم تحقیقاتی در خصوص کشتار آبان را در دستور کار قرار دهند و راه‌های موثر برای روشن شدن حقیقت، برقراری عدالت، جبران خسارت از خانواده‌های جانباختگان و تضمین عدم تکرار را شناسایی کنند.


۱۳۹۹ اردیبهشت ۲۷, شنبه

جمهوری اسلامی: باخت- باخت در سوریه




پس از پنج سال حضور نظامی در سوریه برای حفظ رژیم بشار اسد، روسیه تصمیم گرفته است هرچه زودتر په این جنگ پایان دهد.
گام اول کرملین برای بستن پرونده حضور نظامی در سوریه و قدم گذاشتن به مرحله بازسازی سیاسی و اقتصادی، بیرون راندن سپاه قدس بازوی خارجی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، زینبیون، فاطمیون، حزب‌الله لبنان و دیگر نیروهای مسلح تحت حمایت جمهوری اسلامی است. برای تحقق این هدف اتحاد نانوشته‌ای بین روسیه، آمریکا، اسرائیل و ترکیه شکل گرفته است.

یوسی ملمان تحلیلگر نظامی روزنامه هارتص اسرائیل به کیهان لندن می‌گوید «با وجود اینکه روس‌ها سوریه را به موشک‌های دفاعی اس۳۰۰ مجهز کرده‌اند، ولی به آنها اجازه استفاده از این سلاح را به چند دلیل نمی‌دهند.» یکی از دلایل این تصمیم مسکو به گفته‌ی این تحلیلگر اسرائیلی «واهمه از این است که عدم استفاده درست از این سلاح و عدم اصابت آن به اهداف مورد نظر، تبلیغی منفی باشد که بر فروش این موشک‌ها به دیگر کشورها تاثیر بگذارد.» این تحلیلگر اسرائیلی ولی به دلیل مهم‌ دیگری نیز اشاره می‌کند: «روسیه از حملات هوایی اسرائیل به مواضع تحت کنترل جمهوری اسلامی و نیروهای وابسته به این کشور خوشنود است و به هیج وجه نمی‌خواهد مانع آن شود.» پوسی ملمان توان موشک‌هایی که سوریه، جمهوری اسلامی و حزب‌الله لبنان به سمت اسرائیل شلیک می‌کنند را نیز ناچیز می‌داند: «در این سال‌ها این ارتش سوریه و متحدان ایرانی‌اش بیش از ۷۰۰ موشک به سمت اسرائیل شلیک کرده‌اند که خسارات بسیار اندکی به این کشور وارد آورده‌اند.»

اتحاد نانوشته علیه جمهوری اسلامی

جیمز فرانکلین جفری نماینده ویژه آمریکا در ائتلاف بین‌المللی علیه داعش، در گفتگویی با رسانه‌ها در واشنگتن می‌گوید «ما با تمام امکانات و از هر طریقی از حملات هوایی اسرائیل در سوریه حمایت می‌کنیم». این دیپلمات آمریکایی معتقد است که «روس‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که بشار اسد و اطرافیانش، جمعی قاتل و جنایتکار و مشکل اصلی برای یافتن هر راه حلی برای خروج از بحران سوریه هستند؛ نه غرب و نه کشورهای عربی حاضر به معامله با رژیم حاکم بر دمشق نیستند. در حقیقت رژیم بشار اسد به باری اضافی  برای روسیه تیدیل شده که ناچار است خود را از شرّ آن راحت کند  تا خودش در باتلاق سوریه غرق نشود».

تلاش روسیه برای جدا کردن حساب خود از رژیم بشار اسد و جمهوری اسلامی چند سال پیش با به میان کشیدن پای ترکیه به مذاکرات آستانه برای پایان دادن به بحران سوریه آغاز شد. ترکیه حامی اصلی بخشی از مخالفان اسد و خواهان برکناری «قصاب دمشق» است. جمهوری اسلامی، برخلاف ترکیه، ماندن بشار اسد در حکومت را بارها «خط قرمز» خود اعلام کرده است. مسکو که تا کنون رسما در این مسئله ژست بی‌طرفی به خود می‌گرفت، امروز واضح اعلام می‌کند که عمر حکومت بشار اسد به پایان رسیده است. البته روسیه خواهان برکناری بشار اسد با یک کودتا و یا با استفاده از خشونت نیست. هدف روس‌ها تضعیف حکومت کنونی تا زمان برگزاری انتخابات آینده ریاست جمهوری در سوریه است. انتخاباتی که قرار است در سال ۲۰۲۱ برگزار شود.

حملات رسانه‌های روسیه به بشار اسد

خبرگزاری فدرال روسیه FNA در سری مقالاتی رژیم بشار اسد را مورد انتقاد شدید قرار داده است. در یکی از این مقالات با عنوان «فساد بدتر از تروریسم است» آمده است که حمایت داخلی از بشار اسد در ماه‌های اخیر به شدت کاهش یافته و اگر امروز انتخابات برگزار شود او حداکثر ۳۲ درصد رای خواهد آورد. به عبارت دیگر، در این گزارش به نوعی پایان حکومت بشار است اعلام می‌شود. پایانی «آبرومندانه» که مسکو تلاش دارد آن را «دمکراتیک» نیز جا بزند. البته این خبرگزاری تنها رسانه‌ای نیست که در هفته‌های اخیر علیه حکومت بشار اسد کارزاری به راه انداخته‌ است. از خبرگزاری دولتی تاس تا شورای امور بین‌المللی روسیه (نهاد تحقیقاتی وابسته به وزارت خارجه) حکومت بشار اسد را نشانه گرفته‌اند.

جیمز فرانکلین جفری در دیدار رسانه‌ای واشنگتن چندین بار تاکید کرد که هدف آمریکا بیرون راندن روسیه ار سوریه نیست. او از جمله اعلام کرد «کلیه کشورهایی که پس از سال ۲۰۱۱ به سوریه نیروهای نظامی اعزام کرده‌اند چون ایران، آمریکا و ترکیه باید این کشور را ترک کنند.» این دیپلمات آمریکایی برای اینکه شبهه‌ای در صحبت‌هایش باقی نماند، اضافه کرد: «روسیه بیش از ۳۰ سال است که حضور نظامی در سوریه دارد، اگرچه ما معتقدیم که این حضور برای کل خاورمیانه و حتا خود روسیه، مشکل‌ساز است، ولی سیاست آمریکا تلاش برای کاهش نفوذ مسکو در سوریه نیست».

تداوم حملات اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در سوریه

مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا در اولین سفرش به خارج پس از شیوع ویروس کُرونا به اورشلیم رفت تا با بنیامین نتانیاهو نخست وزیر و بنی گانتز رهبر اپوزیسیون و رئیس کنونی کنست (پارلمان اسرائیل) که پس از ۱۸ ماه مسئولیت نتانیاهو را برعهده خواهد گرفت، دیدار کند. در هر دو دیدار پرونده جمهوری اسلامی نیز در کنار پرونده‌ی خاک‌خورده‌ی صلح با فلسطینی‌ها، روی میز قرار داشت. حضور جمهوری اسلامی و حزب‌الله در سوریه، بدون شک در صدر این گفتگوها بوده است. حضور جمهوری اسلامی و شبه‌نظامیان تحت حمایت نیروی قدس در همسایگی اسرائیل، امری غیرقابل پذیرش برای دولت این کشور است و چنانکه نفتالی بنت وزیر دفاع اسرائیل اخیرا بر آن تاکید داشت، این کشور به حملات هوایی خود تا خروج جمهوری اسلامی از سوریه ادامه خواهد داد.

در این میان، منابع سوری به چندین درگیری در یک سال گذشته بین نیروهای بومی تحت حمایت روسیه و شبه‌نظامیان هوادار جمهوری اسلامی اشاره می‌کنند. گروه شبه‌نظامی علویان منطقه قرداهه (محل تولد حافط اسد) که توسط نیروی قدس تشکیل شده و توسط آن مسلح و حمایت می‌شود تا کنون بارها با شبه‌نظامیان سوری تحت حمایت روسیه درگیر شده‌اند. چهارمین واحد زرهی ارتش سوریه، به فرماندهی ماهر اسد، برادر جوان‌تر بشار، نیز که عمدتا از علوی‌ها تشکیل شده است و از جمله در منطقه مرزی البوکمال در کنار نیروهای قدس حضور دارد، بارها و بارها با روسیه برای کنترل بندر لاذقیه، مهم‌ترین بندر سوری در مدیترانه، درگیر شده است.  اهمیت این بندر برای ماهر اسد و حزب‌الله لبنان، به گفته‌ی نهادهای امنیتی اروپایی، به دلیل ارسال مواد مخدر چون هروئین و قرص‌های روانگردان به کشورهای عربی و اروپایی است. اخیرا در یونان کشتی‌ای که از این بندر با خدمه لبنانی و سوری بارگیری کرده بود، توقیف شد و مورد بازرسی قرار گرفت. پلیس گمرکی یونان بیش از  پنج تن مواد مخدر شیمیایی به ارزش ۶۶۰ میلیون دلار از این کشتی کشف کرد.

جمهوری اسلامی در باتلاق سوریه

در شرایط کنونی با توجه به همسویی روسیه، ترکیه، آمریکا و اسرائیل در جهت پایان دادن جنگ در سوریه و برکناری بشار اسد، جمهوری اسلامی در موقعیت بسیار حساسی  قرار گرفته است. تنگنای سیاسی ناشی از اتحاد نانوشته روسیه با آمریکا و متحدین‌اش و همچنین تداوم حملات نظامی اسرائیل که هفته به هفته افزایش پیدا می‌کند، جمهوری اسلامی را بر سر یک دوراهی سرنوشت‌ساز قرار داده که از بخت بدش، هر دو سوی آن باخت است.

اگر جمهوری اسلامی به حضور نظامی خود در سوریه ادامه دهد، هر هفته باید شماری از نیروهای خود و خارجی‌های تحت حمایت‌اش را که به این کشور فرستاده است در تابوت به خانه بازگرداند و مبالغ هنگفتی را صرف تهیه و ارسال تسلیحاتی کند که در حملات جنگنده‌های اسرائیلی نابود شده و می‌شوند. آنهم در شرایط کنونی که جمهوری اسلامی به شدت دچار تنگنای مالی است.

راه دیگری که جمهوری اسلامی در مقابل دارد خروج مفتضحانه از سوریه است. در این حالت کل سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی که ادعای «محور مقاومت» در مرکز آن قرار دارد و مبتنی بر ماجراجویی‌های نظامی و حمایت از گروه‌های شبه‌نظامی و تروریستی است، فرو می‌پاشد.

در هر دو حالت، سوریه باتلاقی است که دیر یا زود جمهوری اسلامی را خواهد بلعید.



۱۳۹۹ فروردین ۲۴, یکشنبه

گروگانگیری از مردم؛ باجگیری از آمریکا؛ نوکری چین




در آبان‌ماه سال ۱۳۹۸ دولت حسن روحانی با چراغ سبز علی خامنه‌ای قیمت بنزین را سه برابر افزایش داد. اقدامی که با اعتراضات سراسری  در ایران روبرو شد و قتل‌عام و سرکوب شدید معترضان را در پی داشت.

در شرایطی که با ادامه تحریم‌های آمریکا صادرات نفت ایران به شدت کاهش یافته، دولت راهی جز افزایش قیمت بنزین برای جبران بخشی از کسری بودجه نداشت. طرح سه فوریتی گروهی از نمایندگان مجلس نیز برای متوقف کردن افزایش سه برابری قیمت بنزین با حکم حکومتی خامنه‌ای به زباله‌دان انداخته شد.
با اینهمه چهار ماه بعد از این اقدام نقشه‌های دولت برای درآمدزایی از جیب مردم، با شیوع کُرونا نقش برآب شد زیرا مصرف روزانه بنزین ۵۰ میلیون لیتر کاهش یافت. شیوع گسترده این ویروس ضربه سنگینی بر اقتصاد بحران‌زده‌ی ایران وارد آورده و دولت را از دریافت مالیات  برای تامین بخشی از بودجه سال ۹۹ مأیوس کرد.

سیاست‎های جنّ‌زده و گروگانگیری از مردم

تنها راه برای شکستن زنجیره شیوع کُرونا «قرنطینه» بود اما با سیاست‌های جنّ‌زده‌ی علی خامنه‌ای بجای قرنطینه، «رزمایش دفاع بیولوژیک» با نمایش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اجرا شد و بجای پیاده‌ کردن پروتکل‌های تخصصی بهداشت و درمان، بسیجی‌ها و طلاب جهادی و نیروهای حشدالشعبی و فاطمیون با سمپاش به خیابان‌ها سرازیر شدند.

سرلشکر محمدحسین باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی روز ۲۳ اسفند در پی‎ دستور خامنه‌ای برای مقابله با کُرونا ادعا کرد ۲۴ ساعته شهرها و خیابان‌ها و جاده‌‌ها را خلوت می‌کنیم! اما این لقمه‌ای بود خیلی بزرگتر از دهان این «سرلشکر» که البته نه عملی شد و نه اراده‌ای برای اجرای آن بود.

دولت درمانده در حالی که توان و اختیار تامین هزینه‌های قرنطینه را نداشت با تأخیر بسیار طرح‌هایی مثل «غربالگری عمومی» و «خلوت‌‌‌‎سازی شهرها» و «فاصله‌گذاری اجتماعی» را بطور نیمه‌کاره و ناقص به اجرا گذاشت. این بار نیز طرح سه فوریتی تعدادی از نمایندگان مجلس برای اجرای قرنطینه یک ماهه کشور رد شد!

جمهوری اسلامی از یکسو با الگوبرداری از چین درباره آمار ابتلا و مرگ و میر بر اثر کُرونا آمار دروغ منتشر کرده و می‌کند تا خود را مسلط بر اوضاع نشان دهد و از سوی دیگر تحریم‌های آمریکا را مانع مقابله با این بحران و از دست رفتن سلامت و جان مردم قلمداد کرده و برای لغو آن به هر کاری دست می‌زند.

جدال مخالفان تحریم و رفع تحریم

با میلیاردها دلار پولی‌ که شش دانگ در اختیار رهبر جمهوری اسلامی است  که با آن حزب‌الله و حشدالشعبی و حوثی‌ها و حماس تامین مالی می‌شوند اگر حکومت مسئولیت‌پذیر می‌بود می‌توانست «قرنطینه» را تا حدی اجرا کند اما سرمداران نظام ترجیح دادند کاسه گدایی به دست گرفته و از صندوق بین‌المللی پول وام ۵ میلیارد دلاری درخواست کنند. این در حالیست که رژیم تهران پیشنهاد کمک‌های دولت آمریکا را که بارها از سوی رهبران کاخ سفید مطرح شد رد کرد و حتا پزشکان بدون مرز نیز از ایران اخراج شدند!

به بیان دیگر جمهوری اسلامی با هدف باجگیری از آمریکا برای توقف یا کاهش تحریم‌ها سلامت مردم را به گروگان گرفت و مبنای سیاست خود را بر به راه انداختن کمپین و تبلیغات علیه تحریم‌های آمریکا قرار داد.

شماری از فعالان سیاسی از جمله ملّی- مذهبی و اصلاح‌طلب و «میرحسینی‌ها»، آقازاده‌های خارج‌نشین‌ و اپوزیسیون صادراتی‌، نویسندگان، روزنامه‌نگاران و مجریان و کارمندان شبکه‌های فارسی‌زبان خارج کشور همصدا با نایاکی‌ها، اعضای حزب دموکرات‌ آمریکا و مقام‌های پیشین ایالات متحده عمدتا در دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما و رهبران گروه‌های شبه‌نظامی از جمله حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان همسو با روسیه و چین و رژیم‌های چپگرا مثل ونزوئلا و پاراگوئه و جنایتکار تمام‌عیاری چون بشار اسد در تبلیغات و هوچیگری خواستار توفق تحریم‌های آمریکا علیه جمهوری اسلامی شده‌اند.

در مقابل اینها اما مخالفان توقف یا کاهش تحریم‌ها قرار دارند که از دولت‌های خارجی و نهادهای بین‌‌المللی می‌خواهند برای مقابله با کُرونا پول نقد در اختیار رژیم بدسابقه‌ و پلید ایران قرار ندهند و بجای آن ساز و کارهایی را ایجاد کنند که با نظارت خود آنها بطور مستقیم به مردم کمک شود.

روز دوم آوریل ۲۰۲۰ گروهی از فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران ایرانی به نام جامعه مدنی ایران در نامه‌ای به ریاست صندوق بین‌المللی پول خواستند که به جمهوری اسلامی ایران کمک نقدی نشود و پیشنهاد دادند بجای پرداخت پول نقد به زمامداران رژیم ایران و تأمین بودجه‌ برای جمهوری اسلامی، به مردم ایران کمک کنید! آنها هشدار دادند که جمهوری اسلامی پول‌ها را صرف تامین مخارج ماجراجویی‌های شرورانه خود در منطقه می‌‌کند و از کمک‌های نقدی چیزی عاید مردم نخواهد شد.

روز نهم آوریل حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات)، شبکه فرشگرد، جنبش فرّ کیانی و جنبش رنسانس زیر عنوان «چهار سازمان ایرانگرا» خطاب به جامعه جهانی و کشورهای متمدن و مسئول اعلام کردند، این جمهوری اسلامی بود که با قرنطینه نکردن قم و ادامه پروازهای «ماهان» به چین و پنهانکاری سبب شیوع کُرونا شد و کمک مالی به این رژیم به تقویت شبه‌نظامیان تروریست و قوی‌تر شدن توان سرکوب علیه مردم ایران منتهی می‌شود. آنها خواستند نه تنها تحریم‌های ایران متوقف نشود بلکه رژیم ایران به خاطر مانع‌تراشی جهت ارسال کمک‌های بشردوستانه مجازات شود.

زمامداران تهران در دوراهی بین سلامت مردم و حفظ خود دومی را انتخاب کرده اما هم مردم و هم رهبران کاخ سفید آن را دریافته‌اند. کاربران در شبکه‌های اجتماعی با دو هشتگ «#ویروس_خامنه_ای» و «#ویروس_جمهوری_اسلامی» صدای خود را به واشنگتن رساندند. حرف مخالفان رفع تحریم این است که این جمهوری اسلامی است که حتا با وجود هشدار روسیه، کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم (CFT) را تصویب نکرد و ایران را در فهرست سیاه FATF  قرار داد و به این ترتیب راه‌های کمک شرکت‌ها و نهادهای بین‌المللی را به روی مردم بست.

روز هفتم آوریل محمدجواد ظریف در توییتی نوشت ایران، غنی از منابع انسانی و طبیعی است و مدعی شد که ما به کمک دونالد ترامپ که مجبور به خرید دستگاه‌های تنفسی از همان منابعی شده که تحریم‌شان کرده، نیازی نداریم. وی از ترامپ درخواست کرد: «آنچه از او می‌خواهیم این است که مانع فروش نفت و دیگر تولیدات ایران و خرید نیازهایش و کسب و تولید درآمد نشود».

پژواک صدای مردم در واشنگتن

از شواهد  چنین بر می‌آید که دولت ترامپ برخلاف دولت اوباما دست رژیم ایران را خوانده است. علاوه بر عدم موافقت با توقف تحریم‌ها که ترامپ و پمپئو دلیل آن را در سخنرانی‌های جداگانه بیان کردند، وزارت خارجه آمریکا ۷ آوریل در بیانیه‌ای که در پاسخ به کارزار دروغ جمهوری اسلامی برای رفع تحریم‌ها به راه افتاد اعلام کرد «مردم ایران اولین کسانی‌ هستند که بهانه‌های رژیم را رد می‌کنند».

گزارش وزارت خارجه آمریکا چکیده‌ای از مواضع مردم و مخالفان رفع تحریم‌هاست که در هفته‌های اخیر در شبکه‌های اجتماعی مصاحبه‌ها و مقالات و گزارش‌ها بیان کرده‌اند. آنها می‌گویند رژیم ایران به دنبال کمک به شهروندان نیست و در پی جمع‌آوری پول برای اهداف خود و عملیات تروریستی است.

در گزارش وزارت خارجه آمریکا به تکرار آمده است که جمهوری اسلامی میلیاردها دلار صرف تامین مالی نیروهای نیابتی کرده در حالی که خدمات بهداشتی و درمانی ایران با کمبود بودجه روبروست. در این بیانیه تاکید شده که «ایالات متحده به حمایت از نیازها و آرزوهای مردم ایران که رنج‌کشیده‌ترین قربانیان رژیم ایران هستند، ادامه خواهد داد».

مورگان اورتگاس سخنگوی وزارت خارجه به روزنامه الشرق‌الاوسط درباره تبلیغات ضد تحریم توسط محمدجواد ظریف گفته است «مقامات ایرانی خلاق نیستند. آنها این روش تبلیغاتی را از حزب کمونیست چین کش رفته‌اند.»
در همین رابطه کیانوش جهانپور سخنگوی وزارت بهداشت روز ۱۷ فروردین آمار چینی‌ها درباره کُرونا را «شوخی تلخ» خواند و گفت که این اطلاعات موجب به اشتباه افتادن کشورهای دیگر شد. این سخنان مقام وزارت بهداشت با واکنش گستاخانه‌ی چانگ هوا سفیر چین کمونیست در تهران مواجه شد. اما جمهوری اسلامی بجای اعتراض به سفیر چین، از زبان عباس موسوی سخنگوی وزارت خارجه در توئیتی از کمک‌های دولت چین کمونیست قدردانی کرد و جهانپور را مجبور به عقب‌نشینی نمود.

اعتراض کاربران به چین‌اللهی‌ها

جدال لفظی سخنگوی وزارت بهداشت و سفیر چین در فضای مجازی بازتاب وسیعی یافت. موضع اغلب کاربران علیه دولت چین کمونیست است. آنها این موضوع را که همزمان با شیوع کُرونا در چین، حمیدعرب‌نژاد مدیرعامل شرکت هواپیمایی ماهان‌ایر به دیدار سفیر چین در تهران رفت و اعلام کرد برای همکاری با پکن پروازها ادامه خواهد داشت مطرح کرده و این پروازها را علت مهم شیوع این ویروس در ایران می‌دانند.

در این میان، هفته نامه صبح صادق متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نوکری رژیم اسلامی  برای چین را به اوج رساند و در گزارشی با عنوان «حاشیه‌سازی آقای سخنگو!» اظهارات جهانپور در مورد چین را «نسنجیده» و «غیرکارشناسانه» و «بیجا» خواند که «موجبات دلخوری دولت چین را فراهم کرد!» این نشریه حزب‌اللهی بجای پرداختن به گستاخی سفیر چین، خواستار جبران سخنان سخنگوی وزارت بهداشت شد!

ذلت و نوکری رژیم اسلامی ایران در مقابل  دولت کمونیست چین چنان زننده است که ۱۶ نماینده مجلس شورای اسلامی مواضع وزارت خارجه در مقابل سفیر چین را «غیرعزتمندانه» خواندند و خواستار احضار سفیر شدند. آنها در تذکری به ظریف هشدار دادند به موضع‌گیری‌های وزارت خارجه نظارت کند تا به گفته آنها «غرور ملّی ایرانیان بیش از این دستخوش مناسبات ناشی از عوارض تحریم آمریکا نشود». در همین ارتباط علی مطهری نماینده مجلس شورای اسلامی در روز ۲۱ فروردین در توییتی نوشت «گستاخی سفیر چین باید پاسخ داده شود و قرار نبود مبارزه ما با آمریکا منجر به وابستگی به چین شود».

شهروز برزگر ‌کلشانی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز گفت مایه گذاشتن از جان مردم برای تقویت روابط با چین اشتباه محض است و اگر منشاء این ویروس معلوم باشد که از چین بوده و ورود آن تعمدی بوده غیرقابل گذشت است و تفاوتی با قتل عمد ندارد.
این روزها «چین‌اللهی» عنوانی است که کاربران شبکه‌های اجتماعی برای مسئولان و ولایتمدارانی به کار می‌برند که براساس تئوری «نگاه به شرق» رهبر جمهوری اسلامی و بر بستر «اتحاد ارتجاع سرخ و سیاه» پس از روسیه‌ی پوتین حالا زیر بیرق دولت کمونیست چین نیز سینه می‌زنند.


۱۳۹۹ فروردین ۲۲, جمعه

حل مشکلات به دست «امام معصوم» و سوتی آماری در سخنرانی ویدئویی علی خامنه‌ای




علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی روز پنجشنبه ۲۱ فروردین ماه در یک سخنرانی از راه دور با اعلام آماری غلط از جانباختگان ویروس کُرونا در جهان مدعی شد کرونا چیز کوچکی است و مشکلات بزرگ بشریت نه به دست علم، بلکه به دست «امام معصوم» حل می‌شوند!
رهبر جمهوری اسلامی که از زمان اعلام رسمی شیوع کُرونا در کشور، خود را قرنطینه کرده و در هیچ جمعی حاضر نشده، روز پنجشنبه ۲۱ فروردین ماه در یک سخنرانی ویدئویی به مناسبت نیمه شعبان (زادروز امام دوازدهم شیعیان) گفت «بنده متأسفانه توفیق دیدار نزدیک شما را ندارم و ناچار از دور با شما حرف می‌زنم، لکن این هم تجربه‌ای است!»

علی خامنه‌ای در بخشی از سخنان خود، گویی که وضعیت مردم ایران و مناسبات آنها با نظام جمهوری اسلامی را توصیف می‌کند، گفت: «بشر با این همه پیشرفت‌های علمیِ حیرت‌آور که به کلی وضع زندگی را در جهان تغییر داده، احساس خوشبختی نمی‌کند. بشریّت دچار فقر است، دچار بیماری است، دچار فحشا و گناه است، دچار بی‌عدالتی است، دچار نابرابری است، دچار شکاف طبقاتی بسیار وسیع است. بشر دچار سوء استفاده‌ی قدرت‌ها است از علم؛ قدرت‌ها از علم سوء استفاده می‌کنند؛ از کشفیّات طبیعت سوء استفاده می‌کنند؛ از توانایی‌های استخراج‌ شده‌ی از طبیعت سوء استفاده می‌کنند؛ بشر با اینها مواجه است. اینها موجب شده است که انسان‌ها احساس خستگی کنند در همه جای دنیا؛ احساس نیاز به یک دست نجات‌بخش کنند!»

درواقع رهبر جمهوری اسلامی به بی‌عدالتی و بدبختی در ایران زیر سلطه‌ی جمهوری اسلامی نیز اعتراف کرده و گفته است که عدالت و خوشبختی تنها به دست امام دوازدهم شیعیان برقرار می‌شود!

او در ادامه روضه‌خوانی خود مدعی شد: «امروز بی‌عدالتی در دنیا از علم تغذیه می‌کند؛ یعنی علم پیشرفته در خدمت بی‌عدالتی است، در خدمت جنگ‌افروزی است، در خدمت تصرف سرزمین‌های دیگران است، در خدمت سلطه‌ی بر ملت‌ها است. این گره‌ها را دیگر پس علم نمی‌تواند حل بکند؛ اینها احتیاج دارد به یک قدرت معنوی، قدرت الهی، دست پُرقدرت امام معصوم، او بتواند این چیزها را انجام بدهد.»

علی خامنه‌ای پس از سخنانی طولانی درباره «امام زمان» و «انتظار فرج» به ایران و بحران کُرونا پرداخت و این شیوع این ویروس در ایران و دیگر کشورها را «آزمون عجیبی» خواند. حال آنکه مسئولان نظام از جمله خود وی در ورود و شیوع این ویروس به ایران نقش داشته‌اند!

خامنه‌ای همچنین گفت که امسال مراسم مذهبی ماه رمضان شامل دعا، سخنرانی و مناجات برگزار نمی‌شود.

این در حالیست که به آغاز ماه رمضان هنوز دو هفته دیگر باقی مانده و پایان آن نیز هفته نخست خردادماه خواهد بود. این تعلیق و تعطیلی مراسم مذهبی در حالی از سوی خامنه‌ای مطرح شده که حسن روحانی اصرار دارد که اصناف به فعالیت عادی خود بازگردند.
با وجود این تناقض بین از سر گرفتن فعالیت اقتصادی و معلق ماندن فعالیت تبلیغاتی و مذهبی، خامنه‌ای ستاد مدیریت مبارزه با کُرونا را که حسن روحانی ریاست آن را به عهده دارد، «مسئول درجه اول» مهار بحران کُرونا در کشور خواند و گفت که «مردم به آنچه که ستاد ملی مبارزه [با کُرونا] به صورت قاطع بیان می‌کند عمل می‌کنند. شاید وقتی چیزی را مردد عنوان کنند و مردم ندانند که باید انجام بشود یا نه.»

رهبر جمهوری اسلامی با اشاره به تلاش‌های کادر درمان طی چند هفته گذشته، درباره مجموعه تبلیغاتی و نهادهای وابسته به نظام بزرگنمایی کرد و مدعی شد: «در کنار اینها، آن کسانی که جزو مجموعه‌های درمانی هم نبودند، اما داوطلبانه آمدند وارد این میدان شدند. طلاب جهادی، دانشجویان جهادی، هزاران بسیجی پُرتلاش، هزاران بسیجی در بخش‌های مختلف کشور و آحاد مردم، خدمات باارزشی که واقعاً از توصیف بالاتر است، اینها ارائه کردند که انسان را حقیقتاً خرسند می‌کند از سویی و ممنون و متشکر می‌کند از سوی دیگری. در کنار اینها نیروهای مسلّح؛ انصافاً نیروهای مسلح از همه‌ی توان سازندگی خود و ابتکار خود استفاده کردند؛ حتی در زمینه‌ی علمی، حتی در زمینه‌ی مسائل کشفیات و ساخت و ساز و تولید امکانات بهداشتی و درمانی از بیمارستان‌ها تا نقاهتگاه‌ها تا بقیه‌ی وسایلی که در اختیار نیروهای مسلح بود، بهترین بخشهای خود را در خدمت این کار گذاشتند؛ توان سازندگی‌شان، توان ابتکارشان را در عرصه‌ی علم و عمل. بعد ظرفیت‌های جدیدی کشف شد، پیدا شد، معلوم شد ظرفیت‌های بسیار زیادی در داخل نیروهای مسلّح و همچنین بیرون نیروهای مسلح وجود دارد که این ظرفیت‌ها را ما نمی‌شناختیم.»

او همچنین به فعالیت‌ها و تلاش‌های داوطلبانه مردم در شرایط کُرونا اشاره و از صداوسیمای جمهوری اسلامی نیز برای اقداماتش در این مدت قدردانی کرد.

علی خامنه‌ای همچنین با اشاره به اینکه «عده‌ای در شرایط فعلی حقیقتا زندگی شان به سختی قابل گذران است» از مردمی که «دست‌شان باز است» خواست که «رزمایش گسترده کمک به نیازمندان» راه بیاندازند.

رهبر جمهوری اسلامی بدون اینکه به کمبود تجهیزات و کالاهای پزشکی در ایران اشاره کند، گفت «تقابلاً فرهنگ و تمدن غربی هم محصول خودش را نشان داد»… «اینکه یک دولتی ماسک متعلّق به یک دولت دیگر را، دستکش متعلق به یک دولت دیگر را، سر راه مصادره کند و به طرف خودش ببردــ که این اتّفاق در مورد چند دولت در اروپا و در آمریکا اتفاق افتادــ یا مردم، هر روز در ظرف مدت کوتاهی، در ظرف یک ساعت یا دو ساعت، فروشگاه‌ها را تخلیه کنند، حرص بزنند برای خرید بیشتر که بروند یخچال‌ها و فریزرهای خانه‌ی خودشان را پر کنند و دکان‌ها خالی بشود.»

وی که گویا در مخفیگاه یا قرنطینه‌ی خود جسته و گریخته چیزهایی از اینور و آنور شنیده است در ادامه افزود: «بیمار پیر را معالجه نکنند؛ می‌گوید بیمار پیر و از کارافتاده و دچار مشکلات اساسی اینها لزومی ندارد ما زحمت بکشیم با این محدودیت، اینها را معالجه کنیم؛ این چیزهایی است که در آنجا اتفاق افتاده؛ بعضی‌های خودکشی کرده‌اند از ترس کرونا، از ترس مرگ خودکشی کردند؛ اینها رفتارهایی است که برخی از ملت‌های غربی از خودشان نشان دادند!»

به گفتۀ او آنچه در کشورهای غربی اتفاق افتاد نماد زنده شدن غرب وحشی بود!

خامنه‌ای در ادامه خطاب به مردم و مسئولان گفت: «کرونا نباید ما را از توطئه غرب غافلگیر کند» و افزود «غرب یک روحیه وحشیگری دارد که با ظاهر آنها منافاتی ندارد.»

او در این سخنرانی طولانی ویدئویی نیز وقت را مفت گیر آورد و  فرصت را غنیمت شمرد تا به آمریکا بتازد. خامنه‌ای با اشاره به جنگ‌های جهانی اول و دوم و حمله آمریکا به ویتنام گفت دشمنی استکبار با اصل نظام جمهوری اسلامی است: «در همین اواخر در حمله‌ی به عراق عده‌ی زیادی کشته شدند، به شهادت رسیدند به وسیله‌ی آمریکا و امثال اینها، اینها فراوان اتفاق افتاده. پس ما وقتی که این راجع به این قضیه فکر می‌کنیم از بقیه‌ی حوادث مهمی که در دنیا همواره وجود داشته نبایستی غفلت بکنیم و بدانیم که همین حالا هم میلیون‌ها انسان در زیر فشار ظلم و ستم دشمن و دشمنی‌های دشمنان قدرتمندان الان رنج می‌برند؛ مردم در یمن در فلسطین و در بسیاری از نقاط دیگر جهان زیر فشار هستند. پس مسئله‌ی کرونا ما را از توطئه‌ی دشمن‌ها غافل نکند، از توطئه‌ی استکبار غافل نکند که دشمنی استکبار هم با اصل نظام جمهوری اسلامی است.»

تنها نکته‌ی مهم در سخنان طولانی و تکراری خامنه‌ای، ارائه آمار غلط از کشته‌شدگان ویروس کُرونا در جهان بود. او در مقایسه میان جانباختگان جنگ‌های جهانی و ویروس کُرونا گفت یک میلیون‌نفر در جهان بر اثر کُرونا جان باختند!

ساعاتی پس از انتشار این ویدئو و پس از واکنش‌های زیادی که در شبکه‌های اجتماعی نسبت به ارائه آمار اشتباه از سوی رهبر جمهوری اسلامی مطرح شد، ویدئوی کوتاهی با عنوان «تصحیح و توضیح» درباره این آمار منتشر شد که خود رهبر جمهوری اسلامی آن را تصحیح کرد و گفت که اشتباه کرده است.



۱۳۹۹ فروردین ۴, دوشنبه

سیاست‌های جنّی «رهبر به اصطلاح معظّم» و ناکامی کمپین تبلیغاتی لغو تحریم




در پی شیوع گسترده ویروس کُرونا در ایران، پس از چند هفته که مقامات نظام ورود و شیوع آن را پنهان کرده و مانند موارد دیگر به مردم دروغ گفتند و بعد هم اقدامات لازم را جهت محدود کردن گسترش این ویروس انجام ندادند، حالا دار و دسته‌های مختلف جمهوری اسلامی یک کارزار تبلیغاتی راه انداخته‌اند تا با استفاده از «سپر انسانی» و مردمی که جان خود را بر اثر کُرونا از دست می‌دهند، به دولت آمریکا فشار بیاورند که تحریم‌ها را لغو کند زیرا به ادعای این مبلّغان، تحریم‌ها مانع مقابله‌ی جمهوری اسلامی با کُرونا است!
از قرار معلوم حسن روحانی علاوه بر نامه‌ای که به «ملت آمریکا» نوشت، نامه‌هایی به رهبران چند کشور در رابطه با وضعیت شیوع کُرونا در ایران نوشته و مدعی شده که تحریم‌های آمریکا مانع مقابله با این ویروس در ایران شده است
وی این رهبران را واسطه‌ قرار داده تا به آمریکا برای لغو تحریم‌ها فشار آورند.  یکی از این رهبران ولادیمیر پوتین است. سرگئی ریابکوف معاون خارجه روسیه اعلام کرد این نامه دریافت شده و این کشور آماده کمک به تهران در مقابله با شیوع ویروس است.

ریابکوف با غیرقانونی خواندن تحریم‌های آمریکا ادعا کرد که محدودیت‌ها مانع کار عادی و کمک رسانی به ایران است. وی با انتقاد از «سیاست‌های تنگ‌نظرانه» علیه جمهوری اسلامی ایران گفت که «ما خواستار برداشته شدن تحریم‌ها هستیم.» اما کمتر کسی ممکن است فکر کند که این حرف‌های معاون وزیر خارجه روسیه تاثیری بر سیاست‌های آمریکا خواهد گذاشت.

ریابکوف ۲۷ اسفند اعلام کرده بود که در حال بررسی اقدام برای نامه روحانی هستیم؛ اما تا کنون خبری از  پوتین نشده است.

وزارت خارجه پکن هم مواضعی مشابه وزارت خارجه روسیه گرفت و سخنگوی آن خواستار لغو تحریم‌های آمریکا علیه جمهوری اسلامی شد. چین و روسیه از «دوستان» معدود جمهوری اسلامی و دو قدرت دارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد هستند که تا کنون با تمام قطعنامه‌های تحریمی سازمان ملل علیه حکومت ایران موافقت کرده‌اند و همزمان بیش از هر کشوری جمهوری اسلامی را به بهای فلاکت مردم ایران دوشیده و نفوذ خود را در آب‌ و خاک شمال و جنوب کشور توسعه داده‌اند.

اما واکنش دولت‌های خارجی دیگر به نامه روحانی حتی در این سطح فرمالیته و شفاهی هم نبود بطوری که جمهوری اسلامی تا کنون در فشار به آمریکا برای لغو تحریم‌ها ناکام مانده است. قابل توجه اینکه تنها کشوری که تمام و کمال با تهران همصدا شده پاکستان است. عمران خان نخست وزیر پاکستان تا کنون دو بار از آمریکا خواسته تحریم‌ها علیه حکومت اسلامی ایران را لغو کند.

به این ترتیب دست وزارت خارجه جمهوری اسلامی چنان در سطح بین‌المللی خالی مانده که حتا برای راضی کردن کشورهایی نظیر سریلانکا و نپال هم که به سود جمهوری اسلامی علیه تحریم‌ها موضع بگیرند، دست به دامان وزارت خارجه پاکستان شده تا واسطه شده و آنها را با «رایزنی» راضی به حمایت از جمهوری اسلامی کند!
اینها همه در شرایطی است که واشنگتن به روشنی اعلام کرده است که کُرونا دستاویز رژیم ایران برای توقف تحریم‌هاست و عملی نخواهد شد.
محور «کمپین جهانی» محمدجواد ظریف و سلبریتی‌ها و طرفداران پیدا و پنهان نظام برای لغو تحریم‌ها ادعای دروغین «تحریم دارو و اقلام پزشکی» است. کشورهای مختلف دنیا حتی اگر علیه آمریکا تمایل به همصدایی با رژیم ایران می‌داشتند اما دلیل کافی برای آن ندارند زیرا از هفته‌های گذشته ده‌ها تُن محموله‌های کمک‌ بشردوستانه دارویی و پزشکی بدون هیچ مانعی توسط نهادهای بین‌المللی و دولت‌های خارجی به ایران می‌رسد.

از همین رو، واکنش وزارت خارجه و وزارت خزانه‌داری آمریکا به تبلیغات سوء رژیم ایران نیز کاملا حساب شده است. آنها در بیانیه‎ها و مصاحبه‌های مختلف افکار عمومی را در جریان حقایق قرار می‌دهند. از جمله توضیح در مورد اینکه تشدید بحران کُرونا یکی از پیامدهای قرار گرفتن جمهوری اسلامی در لیست سیاه پولشویی و عدم شفافیت مالی گروه اقدام مالی FATF‌ است و شرکت‌های بین‌المللی نگران‌اند به علت فساد گسترده در اقتصاد ایران کمک‌های مالی آنها توسط رژیم و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به دست تروریست‌های منطقه برسد.

اینکه وزارت خارجه آمریکا پیام‌ها و بیانیه‌های خود را به زبان فارسی نیز منتشر می‌کند ترفند عوامل پروپاگاندای برون‌مرزی جمهوری اسلامی مستقر در رسانه‌ها و شبکه‌های فارسی‌زبان را برای سانسور یا تحریف و انتشار گزینشی مطالب ناکام می‌کند.

اینهمه در حالیست که خبرگزاری دولتی ایرنا تلویحا می‌نویسد که محمدجواد ظریف برای تبیین و تبلیغ تاثیر تحریم‌ها در مقابله با کُرونا ماموریت دارد

سرنوشت کشور بازیچه‌ی توهمات و زوال عقل خامنه‌ای

در این میان، رهبر جمهوری اسلامی بدون ارائه هیچ سند و مدرکی انگشت اتهام را به سوی ایالات متحده دراز کرده و در سخنانی عجیب و غریب که حتا «دوستان» نظام مانند روسیه و چین نیز نمی‌توانند با آن همراهی کنند، مدعی شده که کُرونا «حمله بیولوژیکی» از سوی آمریکاست! حتا اگر به فرض محال، چنین باشد، پس باید نتیجه گرفت که این «حمله بیولوژیک» مرحله بعدی فشارهای اقتصادی علیه رژیم ایران بوده. به این ترتیب چرا جمهوری اسلامی کمپین لغو تحریم راه انداخته است؟! آیا این یک خیال خام نیست؟! چرا وقتی آمریکا در پی فشار حداکثری و حتا «حمله بیولوژیک» علیه جمهوری اسلامی است باید تحریم‌ها را لغو کند؟!

احتمالا به دلیل زوال عقل خامنه‌ای است که توهمات وی در مورد «حمله بیولوژیک» فقط توسط شمار اندکی از مسئولان نظام تکرار می‌شود و کمی‌ عاقل‌ترها خود را درگیر این سناریوی خیالی نمی‌کنند.

در همین زمینه، حبیب‌الله سیاری معاون هماهنگ کننده ارتش جمهوری اسلامی می‌گوید «ارتش بهمن‌ماه ۹۸ متوجه شیوع ویروس کُرونا در کشور چین شده بود و پیش‌بینی‌هایی درباره سرایت این بیماری انجام دادیم» اما خامنه‌ای ۲۲ اسفند برای اولین بار احتمال «حمله‌ بیولوژیکی» را اعلام کرد و حتا دستور برگزاری رزمایش دفاع بیولوژیک صادر کرد! در اینجا نیز با این فرض محال که سناریوی خامنه‌ای نه توهم بلکه واقعی باشد، یعنی مقامات جمهوری اسلامی حدود یک ماه مردم بی‌دفاع را هدف این حمله قرار دادند و تازه پس از آن نظامی‌ها وارد میدان شدند!

پرسشی که حتی مسئولان و مقامات نظام و رسانه‌های داخلی مطرح می‌کنند این است که اگر کُرونا یک حمله بیولوژیک است چرا سازمان پدافند غیرعامل عضو «ستاد ملی مقابله با کُرونا» نیست؟ و مسئولیت این سازمان پیش از آغاز بحران چه بوده است؟
در جریان شیوع کُرونا برخلاف بحران‌های پیشین از جمله اعتراضات و کشتار مردم در آبان ۹۸، اینترنت در ایران قطع نشده و افکار عمومی از فجایعی که می‌گذشت و می‌گذرد مطلع شده و می‌شوند. دوم فروردین مدیران ادوار بیمه سلامت ایران در نامه‌ای به روحانی هشدار داده‌اند «تا دیر نشده باید شهرها را قرنطینه کرد.» این درحالیست که روحانی پیش از این گفته بود «چیزی به نام قرنطینه نه امروز و نه در ایام عید نداریم.» پرسش بعدی همینجا مطرح می‌شود: در چنین شرایطی چرا رهبران دنیا باید با حاکمان ایران که خود از عوامل اصلی تشدید کُرونا هستند در برابر آمریکا حمایت کنند؟! به ویژه آنکه علی خامنه‌ای در سخنان نوروزی خود از اینهم فراتر رفته و درباره کمک‌های آمریکا گفته چه بسا داروهای آمریکایی آلوده باشد و… چیزی که در نظر رهبران کشورهای دیگر قطعا یک حماقت بزرگ است.

خامنه‌ای روز یکشنبه سوم فروردین ۹۹ در سخنرانی به اصطلاح نوروزی خود حتا به اجّنه و «دشمنان جنّی و انسی» ایران نیز اشاره کرده و گفته است: نباید هم تعجب کنیم از دشمنی‌ها؛ خب ما دشمن زیاد داریم. عرض کردم در قرآن خدای متعال می‌فرماید که «وَ کَذٰلِکَ جَعَلنا لِکُلِّ….؛ هم دشمنان جنّی، هم دشمنان انسی وجود دارند و اینها بهم کمک هم می‌‌کنند؛ سیستم‌های اطلاعاتیِ خیلی از کشورها علیه ما با همدیگر همکاری می‌‌کنند.»
بر اساس چنین مواضع و شعوری است که مورگان اورتگاس سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در واکنش به اظهارات خامنه‌ای در مورد تولید ویروس کُرونا توسط ایالات متحده، در توییتی نوشت «تئوری‌های توطئه ساخته شده توسط خامنه‌ای در مورد ویروس ووهان، مضر، غیرمسئولانه و صد درصد نادرست است. اگر این به اصطلاح رهبر معظّم، یک رهبر واقعی می‌بود، میلیاردها دلاری را که در صندوق‌های پوششی و معاف از مالیات خود اندوخته‌، به مردم ایران باز می‌گرداند تا با شیوع ویروس مقابله کنند».
سخنان رهبر جمهوری اسلامی علیه آمریکا چنان ابلهانه است که هیچ کشوری تا کنون نه تنها حاضر به همراهی با او در موضع‌‌اش علیه ایالات متحده نشده بلکه هر نوع حمایتی از جمهوری اسلامی را برای آنها به یک مشکل تبدیل می‌کند. حتی مخالفان سرسخت ترامپ در آمریکا نیز که برای زیر فشار قرار دادن دولت او از هر ابزاری استفاده می‌کنند، این ادعاها و سناریوهای خامنه‌ای برایشان حتا ارزش تبلیغاتی نیز نداشت.

هر روز گزارش‌های مختلفی از نهادها و مقامات جمهوری اسلامی و همچنین نهادهای مدنی و شهروندان درباره وضعیت کشور منتشر می‌شود. افکار عمومی جهان و سیاستمداران تضادها و تناقض‌ها و دروغ‌ها را می‌بینند و درک می‌کنند که چگونه پنهانکاری‌ها و ناکارآمدی و سوء مدیریت جمهوری اسلامی مردم را به کام مرگ می‌فرستد. ویروس کُرونا مانند دیگر بحران‌های مشابه توسط دانش و دانشمندان جهان مهار خواهد شد و کشورها به زندگی عادی خود باز می‌گردند. در ایران اما ورود و شیوع ویروس کُرونا در کنار کشتار معترضان ۹۸ و ساقط کردن هواپیمای مسافربری اوکراینی در پدافند موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فقط بخش از پرونده‌ی جنایات و تباهکاری‌های یک سال در جمهوری اسلامی است که همچنان روی میز گشوده خواهد بود.


۱۳۹۸ اسفند ۲۱, چهارشنبه

آمیزش باورهای ملّی و دینی، ملت ما را مسخ و بی‌هویت کرده



ملت ایران قرن‌هاست که در سیطره ی دین و مذهب در گردونه بی‌هویتی سرگردان است. ناهنجاری‌ها و کشمکش‌های سیاسی، تبعیض‌ها و بی‌عدالتی‌های بی‌شمار حکومت اسلامی در حق و حقوق مردم، خاصه در استان‌های محروم  و استان‌های مرزی کشور، اقوام ایرانی را از ملی‌گرایی و میهن‌دوستی به سمت قوم‌گرایی و بعضأ جدایی‌طلبی سوق داده است. جمهوری اسلامی همواره از ابتدای پیدایش منحوس‌اش در ایران، شدیدا مخالف ملی‌گرایی بوده و با تفرقه‌افکنی و ایجاد نفاق میان اقوام مختلف کشور، حس میهن‌دوستی و عِرق ملی را در مردم و نسل‌های پس از شورش سال ۵۷ به شدت کم‌رنگ و ضعیف نموده تا حدی که با واگذاری دریای کاسپین به روس‌ها، حرکت و فریاد‌های اعتراضی گسترده‌ای از سوی ملت در قبال این خیانت بزرگ و نابخشودنی رژیم دیده و شنیده نشد، جز انتشار چند بیانیه اعتراضی از سوی شخصیت‌های سیاسی و ملی در داخل و خارج از کشور.

بسیاری از ایرانیان برای پوشاندن حقارت هویتی خود که ثمره‌ی نفوذ و استیلای دین و مذهب در امور زندگی آنها و کشور است، به آغوش تاریخ کهن ایران پناه می‌برند و کوروش هخامنشی را سند هویت ملی خود قرار می‌دهند. ولی همین افراد همزمان معتقد و ارادتمند به دین و آیینی هستند که پیامبر و امامان و لشکریانش، سرزمین کوروش و تمام دستاوردهای بجا مانده از او را با حمله و اشغال ایران به آتش کشیدند و یا به یغما بردند و جنایات وحشتناکی را بر نیاکان ما روا داشتند و با زور شمشیر دین و باور خود را به ایرانیان تحمیل کردند. حاکمان و ایادی قشری و جاهل جمهوری اسلامی، نه تنها به تاریخ مملکت ما قبل از اسلام اعتنا و باوری ندارند بلکه آن را انکار و تخطئه می‌کنند و با دروغ‌پراکنی و جعل تاریخ، همواره تلاش داشته‌اند تا چهره‌ای زشت و کریه از این دوره درخشان تاریخ کشور را به جامعه و مردم ایران القا کنند و هویت ملی و دوران تجدد ایرانیان را به تاریخ بعد از اسلام در ایران نسبت دهند.

شاه فقید هم دچار این دوگانگی هویتی بود. او پیرو راستین دین و آیین اسلام بود و پاسدار مذهب شیعه اثنی‌عشری در کشور. ارادت شاه فقید به دین اسلام به حدی بود که به حج رفت واز طرفی نام‌های عربی و غیرایرانی برای فرزندان خود برگزید. شاه خود را فرزند کوروش بزرگ نیز می‌دانست و با برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی در حضور سران و بزرگان کشورهای جهان سعی در جلوه‌گر ساختن و شناساندن تاریخ درخشان چند هزار ساله کشور به جهانیان و مردم ایران بود. حق طبیعی هر انسانی‌ست که باورهای دینی، مذهبی و عقیدتی خود را در چارچوب آزادی بیان و عقیده در محدوده و حریم شخصی خود حفظ کند و به آن ایمان داشته باشد. زمانی که دین از مقوله و محدوده ی شخصی بیرون بیاید و افسارگسیخته شود، از دل آن جمهوری اسلامی، داعش و طالبان بیرون می‌آید که ثمره‌ای جز کشتار، غارت، اختناق و عقب‌ماندگی ندارد.

در طی سده‌ها دین اسلام قدرت و نفوذ خود را در کشور ایران حفظ نموده است و دین‌سالاران و آخوندهای نیرنگ‌باز همواره در دستگاه‌های سیاسی و حکومتی کشور در ادوار گوناگون تاریخی به شکلی دارای نفوذ و قدرت بوده‌اند و از این طریق ضربات و خسارات جبران‌ناپذیری را به ملت و کشور ایران وارد آورده‌اند.

مردم ایران هنوز هم با وجود اینهمه بدبختی که حکومت دینی برایشان ایجاد کرده، نمی‌دانند چگونه باید به این معضل بی‌هویتی پایان دهند. در روز میلاد کوروش بزرگ به پاسارگاد می‌روند و در ماه محرم برای عزاداری «امام حسین» به سر و سینه خود می‌کوبند و به خودزنی می‌پردازند و عقب‌ماندگی و تحجر خود را به نمایش می‌گذارند.

در قرن بیست و یکم آخوندهای متحجر دشمنی خود را با علم و دانش و کتب علمی، به شکلی وقیحانه و منزجرکننده با آتش زدن کتاب پزشکی به نمایش گذاشتند. آخوند خامنه‌ای ولی فقیه رژیم ملایان که خود را مالک جان و مال و ناموس مردم ایران می‌داند، برای پیشگیری و درمان ویروس کُرونا که در ایران و سطح جهان شیوع پیدا کرده و کشتار می‌کند، به مردم توصیه می‌کند سوره «آیه‌الکرسی» یا «صحیفه سجادیه» بخوانند. مسئولان بی‌کفایت حکومت هم بجای ارائه خدمات و امکانات بهداشتی و درمانی به مردم، با دروغ و پنهانکاری باعث  توسعه و انتشار هر چه بیشتر ویروس کُرونا در سطح کشور می‌شوند که هر ساعت قربانیان جدیدی را به کام خود می‌کشد.

اگر روزی حکومتی ملی و مردمی‌ و سکولار در کشور برقرار شود، می‌بایست گاهنامه ما از ثبت روزهای میلاد و وفات پیغمبر و امامان و عیدهای عربی تهی شود و ماه‌های عربی از تقویم ایرانی حذف شود و در ماه‌های محرم و رمضان نباید کشور به حالت نیمه تعطیل درآید. اگر نتوانیم هویت ملی و میهن‌دوستی خود را دوباره احیا و زنده کنیم و باز هم بساط محرم و سینه‌زنی و تعطیلات مذهبی و تعطیل کردن کشور بر اساس وفات و یا تولد امامان و عیدهای عربی برقرار بماند،  صحبت از حکومت ملی و سکولار طنز تلخی بیش نخواهد بود.

با بازگشت دادن دین و مذهب  به حریم شخصی افراد و پاکسازی جامعه از هرگونه مراسم و مناسک و نمایش مذهبی، رنسانس ایرانی را پی‌ریزی کنیم و با اتکا به آن برای بازسازی جامعه و کشور و همچنین رسیدن به جایگاهی که شایسته ایران و ایرانی در جهان است کوشش کنیم.