۱۳۹۸ مرداد ۲۷, یکشنبه

منافع ایران در «دریاچه خزر» فدای «نگاه به شرق»




به «کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر»، کاسپین و یا دریای مازندران که در ماه اوت ۲۰۱۸ در قزاقستان توسط دولت جمهوری اسلامی و چهار کشور دیگر حاشیه‌ی این دریاچه به امضا رسید، می‌توان از چندین منظر نگاه کرد.
نگاه‌ها از زوایای مشترک به این کنوانسیون جدید که قرار است در دستور کار مجلس شورای اسلامی برای تصویب نهایی قرار بگیرد، در یک مسئله مشترک هستند: واگذاری بخشی از آنچه بر پایه معاهده‌های قبلی (لغو مضامین مربوطه در عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای از سوی اتحاد شوروی و طبق قراردادهای ۱۹۲۱ میلادی و ۱۳۱۹ خورشیدی) به ایران تعلق داشته به دیگر کشورهای ساحلی (جمهوری‌های آذربایجان، قزاقستان، روسیه و ترکمنستان) در جهت منافع ایران نیست.

بحث‌های حقوقی در مورد این کنوانسیون مدت‌هاست آغاز شده‌ و در صورت تصویب نهایی آن از سوی مجلس شورای اسلامی نیز ادامه خواهد یافت. حتا کارشناسان بین‌المللی در رابطه با بحث‌های حقوقی این دریاچه اختلاف نظرهای جدی دارند. به عنوان مثال مشخص نیست چرا در این کنوانسیون مشخص نشده است که خزر دریا و یا دریاچه است؛ یا اینکه چرا تصمیم‌گیری در مورد برخی از مفاد مهم این رژیم حقوقی جدید به آینده واگذار شده است. موارد مهمی چون چگونگی مالکیت و استفاده از منابع این دریاچه از نفت و گاز تا صید آبزیان نیز مشخص نیست. تنها یک چیز در این کنوانسیون جدید به روشنی و قاطعیت معین شده: هیچ کشوری غیر از پنج کشوری که به این دریاچه مشرف هستند، اجازه حضور در کاسپین را نخواهند داشت.

در واقع نیز همین خواست مهم‌ترین هدف روسیه از انعقاد کنوانسیون جدید است، به ویژه از زمانی که در اواخر دهه ۹۰ میلادی، سه کشور امضاکننده این کنوانسیون (جمهوری‌های آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان) خواهان پیوستن به پیمان آتلانتیک یا ناتو به عنوان عضو وابسته بوه‌اند. امری که به شدت روسیه ولادیمیر پوتین را نگران ساخته بود. با این کنوانسیون عملا کاسپین به حیات خلوت نظامی روسیه تبدیل خواهد شد. جمهوری‌های آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان اصولا نیروی دریایی ندارند که در خزر مستقر کنند.

کاسپین، حیات خلوت روسیه

ایران در حال حاضر تنها ۷ کشتی گشتی در این دریاچه دارد که فقط برای مقابله با ماهیگیری غیرمجاز و جلوگیری از قاچاق مورد استفاده قرار می‌گیرند. ایران همچنین یک پایگاه دریایی در آب‌های خزار دارد که کل نظامیان مستقر در آن از انگشتان دو دست تجاوز نمی‌کنند. تنها روسیه است که قابلیت حضور نظامی گسترده در خزر را دارد. جمهوری اسلامی نیز تا کنون هیچ لزومی برای تقویت نظامی خود در این دریاچه ندیده است. حتا تصور نه یک درگیری نظامی بلکه یک رویارویی کوچک احتمالی بین جمهوری اسلامی و روسیه با توجه به روابط کنونی بین دو کشور غیرممکن است.

جمهوری اسلامی، روسیه را نه تنها یک حامی سیاسی در سطح بین‌المللی، بلکه تنها شریک نظامی خود می‌داند. البته جمهوری اسلامی شاید به دنبال شریک نظامی دیگری باشد، ولی حتا چین هم حاضر نیست وارد چنین بازی‌ ناپایدار و خطرناکی بشود. مدت‌هاست که جمهوری اسلامی و روسیه همکاری نظامی دارند و شواهد نشان می‌دهند که این همکاری در حال توسعه است. سفر اخیر حسین خانزادی فرمانده نیروی دریایی جمهوری اسلامی به مسکو و امضای یک قرارداد نظامی با وزارت دفاع این کشور به نمایندگی از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، و نه تنها نیروی دریایی، قدمی دیگر در این جهت است. مضاف بر اینکه به گفته این فرمانده نیروی دریایی، بخش‌های زیادی از این قرارداد طبقه‌بندی شده هستند و نمی‌توان در مورد آنها صحبت کرد.

جمهوری اسلامی متحد نظامی روسیه

البته بر مبنای قوانین جاری خود جمهوری اسلامی، نه تنها کنوانسیون حقوقی دریای خزر، بلکه هر قرارداد نظامی با یک کشور خارجی زمانی اعتبار پیدا خواهد کرد که در مجلس شورای اسلامی به تصویب برسد. البته برای «کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر» چهارپنجم نمایندگان باید امضای خود را پای آن بگذارند، در حالی که برای اجرایی شدن توافق نظامی رای اکثریت کافی است. ولی بعید نیست که بخش‌هایی از این توافق نظامی از قبل هم اجرایی شده باشند، چنانکه پایگاه شاهرخی یا نوژه همدان بدون تصمیم مجلس شورای اسلامی برای مدتی در اختیار روس‌ها قرار گرفت. اصل ۱۴۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی با صراحت واگذاری پایگاه نظامی به یک کشور خارجی حتا در زمان صلح را نیز منع می‌کند.

آنچه حتا می‌تواند بیش از این معاهده نظامی اهمیت داشته باشد، فراهم کردن شرایط حضور روسیه در آب‌های گرم خلیج فارس است. از زمان پتر کبیر، روسیه آرزوی دستیابی به آب‌های گرم را در سر می‌پروراند. امپراتور روسیه که نتوانسته بود این آرزو را عملی سازد در نامه‌ای خطاب با جانشینان‌اش نوشته بود که «دسترسی به آب های گرم ایران» را در سرلوحه تلاش‌های خود قرار دهند. امپراتوری روسیه سقوط کرد و این آرزو عملی نشد. اتحاد شوروی برآمده از انقلاب اکتبر نیز سقوط کرد و این آرزو باز هم عملی نشد! حالا بیش از یک قرن بعد از پایان تزاریسم و سه دهه پس از فروپاشی شوروی، به دعوت جمهوری اسلامی، ناوگان دریایی روسیه در ماه‌های آینده موقتا برای انجام یک رزمایش نظامی مشترک، و شاید هم در قدم‌های بعدی برای حضوری دائمی‌ پایش به «آب‌های گرم ایران» در جنوب کشور باز خواهد شد.

خامنه‌ای در جستجوی حمایت روسیه

سیاست «نگاه به شرق» علی خامنه‌ای اگرچه مخالفانی در درون نظام نیز دارد که گاهی علنی هم می‌شود، ولی با موفقیت پیش می‌رود و تا کنون مانعی جدی در مقابل خود نیافته است. دو دولت قبلی، دولت‌های محمد خاتمی و محمود احمدی‌نژاد، توانسته بودند با استفاده از ترفند‌هایی شانه از زیر امضای «کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر» خالی کنند. کاری که حسن روحانی نتوانست یا نخواست انجام دهد. البته امضای برجام در سال ۲۰۱۵ میلادی کار را برای حسن روحانی اگر هم می‌خواست مقاومت کند، دشوارتر ساخت. جمهوری اسلامی در دوران مذاکرات و پس از آن به حمایت روسیه احتیاج داشت و هنوز هم محتاج آن است. ولادیمیر پوتین، که مانند حسن روحانی برآمده از نهاد‌های امنیتی است، از این فرصت استفاده، یا بهتر بگوییم سوء ‌استفاده، کرد تا جمهوری اسلامی را در منگنه قرار دهد و رویای پتر بزرگ را متحقق سازد.

یکی از دلایل مهم «نگاه به شرق» علی خامنه‌ای کاملا ایدئولوژیک و ناشی از دشمنی او با غرب و به ویژه آمریکا است. ولی دلیل دیگر آن، و اینجا برخی دیگر از سران جمهوری اسلامی نیز با او هم‌نظر هستند، احتیاج به حمایت روسیه در این مقطع بحرانی است. نارضایتی رو به افزایش داخل کشور به دلایل سیاسی و اقتصادی، و فشارهای خارجی و تحریم های کمرشکن آمریکا، زنگ خطر را برای نظام به صدا درآورده است. علی خامنه‌ای تصور و امید دارد که در صورت حادتر شدن بحران، به ویژه خیزش های جدید مردمی، خواهد توانست همچون بشار اسد روی حمایت روسیه، به ویژه پشتیبانی‌های امنیتی و نظامی، حساب کند. «نگاه به شرق» علی خامنه‌ای تلاشی برای جلوگیری از ریزش نظام و یا حداقل طولانی کردن عمر جمهوری اسلامی برای چند صباح است و در این راه نه تنها حاضر به حراج خزر، بلکه تبدیل ایران به مستعمره‌ی روسیه است. روسیه‌ای است که با اشغال شبه‌جزیره کریمه نشان داد آمادگی به چالش کشیدن جامعه جهانی را با هدف بازسازی اقتدار از دست رفته‌ی خود دارد.



۱۳۹۸ تیر ۳۱, دوشنبه

نقش مستقیم علی خامنه‎ای در تشدید تنش‎های نظامی خلیج فارس



رهبران جمهوری اسلامی همچنان مذاکرات موشکی را نمی‎پذیرند، حاضر به پذیرش ۱۲ شرط آمریکا برای مذاکره نیستند و به میانجیگری‌های مقام‎های ارشد کشورهای مختلف برای ایجاد فضای مذاکره پشت می‎کنند.

سه‌شنبه ٢۵ تیرماه علی خامنه‎ای کشورهای اروپایی را تهدید کرد که ایران تازه کاهش تعهدات خود در برجام را آغاز کرده و این فرایند قطعاً ادامه خواهد یافت.

در همین حال ماه‌هاست پیوستن ایران به کارگروه FATF و تصویب کنوانسیون‎های مقابله با تامین مالی تروریسم (CFT) و مبارزه با جرائم سازمان‌یافته فراملی (پالرمو) بلاتکلیف مانده و اگرچه مهلت دوباره‌ای برای تصمیم‌گیری در این‌باره به حکومت ایران داده شده ولی گزارش‎های رسمی حاکیست «اقدامات تقابلی» FATF علیه جمهوری اسلامی آغاز شده است.

همچنین نظام حاضر به توقف حمایت خود از شبه‎نظامیان نیست و نه تنها همچنان به تهدید موجودیت اسرائیل ادامه می‎دهد بلکه تهدیدات جدیدی علیه منافع آمریکا و انگلیس، عربستان و امارات به راه انداخته که جنبه ایذایی دارند. مسئله مهم اینجاست که اظهارات و لحن علی خامنه‎ای هسته‎های نیمه‌فعال «آتش به اختیارها» و «خودسرها» را تحریک می‎کند؛ وی  اخیرا از جمله گفته است «عناصر مومن» دزدی دریایی انگلیس خبیث را بی‌جواب نمی‌گذارند!

در چنین شرایطی اتحادیه اروپا دائم به جمهوری اسلامی ایران در مورد کاهش تعهدات خود در برجام هشدار می‎دهد؛ بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل صریحاً تهدید کرده است که اگر رژیم ایران به دنبال سلاح اتمی برود با اقدام نظامی روبرو خواهد شد. چین و روسیه در عمل نتوانسته یا نخواسته‌اند گام‎های خاصی برای نجات جمهوری اسلامی از این تنگنا بردارند.

همزمان صحبت از اعمال تحریم‎ها در صادرات گاز و برق ایران است و زمزمه‎هایی از تحریم و اعمال محدودیت برای خانواده‎ و وابستگان مقامات جمهوری اسلامی در آمریکا به گوش می‎رسد.

در اقدامی تازه پنجاه عضو مجلس نمایندگان آمریکا، چهارشنبه ۱۷ ژوئیه (۲۶ تیرماه)، در نامه‌ای به دونالد ترامپ از او خواسته‌اند با توجه به اقدامات تهدیدات‌آمیز جمهوری اسلامی، تمامی معافیت‌های ایران مرتبط با برنامه اتمی در چارچوب برجام را لغو کند.

بعد از توافق اتمی در ژوییه سال ۲۰۱۵، دولت باراک اوباما برای بخشی از برنامه‎های اتمی رژیم ایران معافیت‌هایی در نظر گرفت که دولت ترامپ نیز در سه سال گذشته آنها را تایید کرد.

این معافیت‌ها به جمهوری اسلامی اجازه می‌دهد با دیگر کشورهای عضو برجام در برخی فعالیت‎های نیروگاه فردو، اراک و بوشهر همکاری کنند تا اطمینان حاصل شود ایران غنی‌سازی اورانیوم را در همان حد پایین نگه داشته است.

پیش از این تام کاتن، مارکو روبیو، و تد کروز، سه سناتور جمهوریخواه درخواستی مشابه را مطرح کرده بودند.

برایان هوک رئیس گروه ویژه اقدام ایران در وزارت خارجه آمریکا نیز چهارشنبه، ۱۷ ژوییه، گفت که ۶۵ کشور در بحرین، امنیت دریایی خلیج را به بحث و بررسی خواهند گذاشت و محور این نشست راه‎های مقابله با تهدیدات ایران است.

نگرانی از عملیات ایذایی و حماقت‎های نظامی

نصرالله تاجیک یکی از دیپلمات‌های پیشین جمهوری اسلامی است که حدود ۱۰ سال پیش از این در انگلیس به اتهام تلاش برای خرید تجهیزات ممنوعه برای ایران بازداشت شد. گرچه او پس از مدتی به قید وثیقه آزاد شد اما تا سال ۱۳۹۱ که دادگاه وست مینستر انگلیس حکم آزادی او را صادر کرد نتوانست به ایران بازگردد و حتی آمریکا خواستار استرداد او شده بود.

اکنون رسانه‎های داخلی او را به عنوان کارشناس سیاست خارجی معرفی می‎کنند!

تاجیک در مصاحبه‌ای مبسوط با ایلنا به مسائل با اهمیت داخلی و خارجی اشاره کرده که به روشنی بیانگر شرایط وخیم نظام هستند.

از تاجیک در مورد سفر احتمالی امانوئل ماکرون رئیس جمهوری فرانسه به ایران پرسیده شد؛ وی پاسخ داده «چند میانجی ناموفق تصویر خوبی از ما به دنیا نمی‌دهد!» و تاکید کرده این سفر به هر نحوی انجام شود «برای ما مطلوب نیست مگر اینکه ما یک هدف‌گذاری مشخص داشته باشیم و بدانیم که چگونه می‌خواهیم مسئله را در این شرایط مدیریت کنیم.»

وی در بخش دیگر، یکی از عوامل ناموفق بودن گفتگوهای منطقه‎ای را «توسعه‌نیافتگی» دانسته و گفته «کشورهایی که هم‌پیمان آمریکا هستند و رقیب منطقه‌ای ما محسوب می‌شوند در حال حاضر شرایط را برای خود فرصت بی‌بدیلی می‌دانند که بتوانند در آن رقابت منطقه‌ای و هماوردی با ایران قدمی به جلو بردارند.»

تاجیک با تاکید بر اینکه «از الان به بعد کمی فرموله‌تر برخورد کنیم» توضیح داده، «ما اختلاف‌ها را سریع امنیتی می‌کنیم و به سمت تحرکات نظامی می‌رویم لذا به عقیده من در حال حاضر بعید است ما بتوانیم از طریق گفتگوی درون منطقه‌ای به برون منطقه‌ای برسیم و این ظرفیت به دلیل شرایط و سیاست‌های ترامپ وجود ندارد.»

توجه باید داشت که آنچه این دیپلمات سابق می‎گوید درست نقطه مقابل مواضع اعلام‌شده‌ی علی خامنه‎ای است.


اکبر ترکان وزیر پیشین دفاع جمهوری اسلامی در دوره اکبر هاشمی رفسنجانی که از او به عنوان مشاور حسن روحانی نام برده می‎شد نیز در مصاحبه با روزنامه آرمان که، پنجشنبه ۲۶ تیرماه، منتشر شده، در پاسخ به پرسشی در مورد احتمال وقوع درگیری نظامی در منطقه می‎گوید، «تحلیل‌های ما این است که اگر ترامپ دست به اقدام نظامی علیه ایران بزند انتخابات را باخته است. بنابراین ایالات متحده آمریکا تحت ریاست جمهوری دونالد ترامپ به هیچ‌ عنوان وارد جنگ و درگیری نظامی نخواهد شد.»

خبرنگار در ادامه این پرسش را به نحوی دیگر تکرار کرده و ترکان باز پاسخ داده، «با توجه به اینکه رهبران هر دو کشور به شرایط آگاه هستند، لذا احتمال اینکه در این میان فتنه‌گری بتواند آتشی برانگیزد تا دو کشور وارد جنگ شوند، بسیار اندک است. مقام معظم رهبری صراحتا مطرح داشته‌اند که جنگ نخواهد شد و آمریکایی‌ها هم نشان داده‌اند که سیاست آنها این نیست که به آسانی وارد جنگی ناخواسته شوند. لذا نیروهای مسلح ما کاملا هوشیار هستند تا هیچ‌فتنه‌گری نتواند بلوا بپا کند. این هوشیاری در دو طرف وجود دارد.» این سخنان بطور غیرمستقیم به نیروهای دیگری خارج از «رهبران هر دو کشور» اشاره دارد که ممکن است تمایل به درگیرری نظامی داشته باشند ولی اکبر ترکان منشأ داخلی یا خارجی آن را مشخص نمی‌کند!

این سخنان در حالیست که یکی از عوامل مهم تقویت حضور نظامی‎های خارجی در خلیج فارس تهدیدات مستقیم علی خامنه‎ای است. رویترز، چهارشنبه ۱۶ ژوئیه (۲۶ تیرماه)، گزارش داد پس از مزاحمت‎ نیروی‎های نظامی جمهوری اسلامی در خلیج فارس و دریای عمان برای نفتکش‎های خارجی، شرکت‎های کشتیرانی و نفتکش‌ها برای تامین امنیت‎شان نیروهای امنیتی غیرمسلح استخدام می‎کنند تا در شرایط خاص، برای مشاوره در کنار ملوانان باشند.

در روزهای اخیر گزارش‎هایی نیز در مورد استقرار تک‌تیرانداز در نفتکش‎هایی که قصد عبور از تنگه هرمز دارند منتشر شده است. همچنین شبکه‌ی CNN در مورد تصمیم آمریکا برای اعزام ۵۰۰ نظامی به عربستان خبر داده که همگی نشانه‏‎هایی از تبعات سیاست‎های ماجراجویانه و متشنج‌کننده‌ی جمهوری اسلامی است که خاورمیانه را بیش از هر زمان دیگری به انبار باروت تبدیل کرده است.



۱۳۹۸ تیر ۲۹, شنبه

شورای نگهبان از چه نگاهبانی می‌کند



تا انتخابات یازدهمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی حدود هشت ماه دیگر باقیست. فشارهای سیاسی بین‎المللی، جمهوری اسلامی را منزوی‌تر از همیشه کرده و تحریم‎های سنگین، اقتصاد ایران را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. شماری از مقامات ارشد نظام در مورد توصیف این وضع، شرایط را «وخیم»، «بحرانی»، «سخت و غیرعادی» و «پیچیده» توصیف کرده‌اند.



کارگزاران نظام در هر دو جناح رژیم که دست در دست هم مسبب قرار دادن کشور در چنین تنگنایی هستند اکنون مدام تاکید می‎کنند برای مقابله با آمریکا، انتخابات آتی مجلس فرصت مهمی است تا نشان دهد که مردم پشت نظام و انقلاب ایستاده‌اند! آنها از یکسو طالب سکوت مردم در برابر کوهی از مشکلات معیشتی و محدودیت‎های روزافزون اجتماعی هستند و از سوی دیگر برای نشان دادن مشروعیت خود به مشارکت آحاد ملّت در انتخابات نمایشی اصرار دارند.

محمدجواد ظریف وزیر خارجه جمهوری اسلامی بدون آنکه نسبت به آینده اطمینانی داشته باشد با عصبانیتی آشکار تأکید می‌کند، «امسال هم مردم با حضورشان ثابت می‌کنند که سیاست آمریکا سیاست شکست‌خورده است. مهم نیست چه کسی پیروز می‌شود. مهم این است که در انتخابات ایران پیروز شود و آمریکا شکست بخورد؛ لذا انتخابات امسال و سال آینده ارزش راهبردی برای کشور دارد.»

ترفند بد و بدتر دیگر کارآ نیست!

در این گیرودار دو جناح نظام و طیف‎های آنها آرایش انتخاباتی به خود گرفته‌اند. خیال محافل یا «حلقه»‌های قدرت در جریان اصولگرا تا حدودی از تایید صلاحیت‎ها راحت‎ است اما اصلاح‎طلب‎ها با وجود «خوش‌خدمتی‎ها»ی خالصانه به نظام که در دو سال اخیر به اوج خود رسید، بسیار نگران‌اند.

آنها به طمع نشستن بیشتر و طولانی‌تر پای سفره انقلاب و سهم گرفتن از کابینه و مجلس اسلامی و پست‎های مدیریتی در سال ۱۳۹۶ که تظاهرات و اعتصابات سراسری آغاز شده بود، صدای مردم را ناشنیده گرفتند و حتی اعتراضات را که علیه کلّیت نظام بود زیر سوال بردند و درباره‌ی معترضان زشتگویی کردند. آنها علیه جریان براندازی، بار دیگر خود را با اصولگرایان در یک کشتی دیدند و برای استمرارنظام دست به هر تلاشی زدند.

اصلاح‎طلبان در جریان همه‌ی انتخابات استصوابی گذشته فرمول انتخاب بین «بد و بدتر» را تحویل جامعه می‌دادند و با القای یک فردای تاریک و جهنمی در صورت پیروزی رقیب، از رقبای اصولگرای خود «لولو» می‌ساختند و نسبت به قدرت گرفتن «دولت در سایه» هشدار می‎دادند و با این ترفند رأی می‎آوردند. تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ را فراموش نکرده‌ایم که می‌گفتند، اگر ابراهیم رئیسی رئیس جمهور شود دلار به پنج هزار تومان می‎رسد، کشور به سوی جنگ می‎رود، بگیر و ببندهای اجتماعی و محدودیت‎های فرهنگی دو چندان می‎شود! آنها حسن روحانی با شعارهایی نظیر بهبود اقتصادی و چیدن میوه برجام و رفع حصر و پرداخت سهام عدالت و… به رأی‌دهندگان قالب کردند.

در این دو سال اما تحولات سیاسی داخلی و بین‎المللی به نحوی پیش رفت که استمرارطلبان را از یکسو بیش از پیش به دامان آلوده و فاسد نظام انداخت و از سوی دیگر بیش از آنچه تصور می‌رفت در میان مردم منفور شده و پایگاه اجتماعی خود را از دست دادند.

نامزدهای خوش خط و خال

در شرایطی که پروژه‎های استمرارطلبان برای ترمیم واخوردگی‎های جناحی از جمله عَلَم کردن سلبریتی‎های حکومتی و تشکیل یک هسته‎ی سخت مدافع اصلاحات به بن‏بست رسیده، این بار نیز با همان الگوی «لولوسازی» فعال شده‌اند؛ اما اینبار با هشدار مداوم نسبت به «براندازان»! آنهم نه برای جلب اعتماد مردم و جمع کردن آرای آنها، زیرا می‌دانند مهمترین برانداز خود مردم‌اند، بلکه با این هدف که نهادهای انتصاباتی و نظارتی را مجاب کنند که برای بالا بردن مشارکت در شرایطی که نظام بیش از هر زمان دیگری به تراکم جمعیت پشت صندوق‎های رای محتاج است، به میدان آوردن نامزد‎های خوش خط و خال‌ یک ضرورت است!

اما به نظر می‎رسد با وجود تلاش‌های سران «اصلاحات» تکه‌ی دندان‌گیری نصیب آنها نشود اگرچه در هشدار و مبارزه علیه براندازان، جناحین «بد» و «بدتر» نظام با یکدیگر کاملا متحدند.

ترکیب جدید شورای نگهبان

فارغ از اینکه اردوگاه اصلاح‎طلبان آشفته‎تر و دست آنها خالی‎تر از آن است که بتوانند چهره‌های تازه با کارنامه‌های موفق معرفی کند، تیغ نظارت استصوابی در شورای نگهبان دوباره تیز شده است. علی خامنه‌ای، ۲۴ تیرماه، در سه حکم جداگانه، محمد یزدی و صادق لاریجانی را به عنوان فقهای شورای نگهبان ابقا کرد و علیرضا اعرافی را بجای محمد مومن که اخیراً درگذشت به عضویت این شورای انتصابی درآورد.

بر اساس اصل ۹۱ قانون اساسی فقهای شورای نگهبان توسط رهبر جمهوری اسلامی منصوب می‎شوند.

مجلس شورای اسلامی نیز روز ۲۵ تیرماه از میان چهار نامزدی که رئیس قوه قضائیه معرفی کرده بود، سه حقوقدان شورای نگهبان را گزینش کرد: محمد دهقان با ۲۲۲ رای، محمدحسین صادقی مقدم با ۱۸۰ رای و هادی طحان نظیف با ۱۵۶ رای.

انتخابات هیئت رئیسه شورای نگهبان نیز چهارشنبه ۲۶ تیرماه، با حضور فقها و حقوقدانان این شورا برگزار شد و احمد جنتی ۹۳ ساله با رأی اکثریت اعضا برای یک سال دیگر به عنوان دبیر شورای نگهبان ابقاء و عباسعلی کدخدایی قائم مقام دبیر شورای نگهبان شد.

این ترکیب شورای نگهبان یعنی برخورد «ماشین مش ممدلی» اصلاح‎طلبان به دیوار سفت حاکمیت آنهم در شرایطی که به امید گرفتن سهم بیشتر با سرعت در دفاع از منافع نظام و علیه مردم تخته‌گاز می‌رفتند.

احمد جنتی در اولین اظهار نظر پس از انتخاب مجدد به دبیری شورای نگهبان تاکید کرد اعضای جدید دارای سوابق درخشان در خدمت به انقلاب هستند.
محمد یزدی هم در سخنانی تند و تیز خط و نشان کشید که «بی پروا می‌گویم؛ نمایندگان هم می‌خواهند بشنوند میان برخی از نمایندگان با وزرا ساخت و پاخت‌هایی وجود دارد به نحوی که به عنوان نمونه فلان وزیر را صدا می‌زنند و از آنان می‌خواهند که فلان معدن را به من یا به فرزند و داماد من بده تا برود از آن استفاده کند.» وی به روی خود نیاورد که همه این نمایندگان با نظارت شورای نگهبان و دیگر نهادهای امنیتی تایید صلاحیت شده‌اند!

این ترکیب شورای نگهبان که در امتداد و استمرار نگاهبانی از نظام و قدرت بلامنازع ولی فقیه و قانون اساسی جمهوری اسلامی است، آه از نهاد اصلاح‌طلبان برآورد.

مصطفی کواکبیان عضو «فراکسیون امید» جمعه، ۲۷ تیرماه در توییتی نوشت، «اقتدارگرایان تنگ‌نظر بدانند از میدان بدر کردن اصلاح‌طلبان دلسوز، راه اقتدارگرایی آنان را هموارتر نمی‌کند؛ بلکه زمینه‌ساز عرض اندام براندازانی خواهد بود که مردم را از حضور در پای صندوق آرا مایوس می‌سازند، لذا توصیه می‎شود فضا را با بگیر و ببند بر خلاف منافع ملی سوق ندهند!»

اصلاح‎طلبان از ترس براندازان با فشار و «ادای تحریم انتخابات» وارد مرحله‌ی «اخاذی از نظام» شده‎اند. به نظر می‏رسد با توجه به تجربه عموم مردم از هر دو جناح حکومت، حتی اگر خیالات و ذهنیت امیدوار اصلاح‌طلبان برای گرفتن تایید صلاحیت از شورای نگهبان عملی شود، آنها برای جلب اعتماد رأی‌دهندگان با دشواری‌های بسیاری روبرو هستند.

ابراهیم اصغرزاده عضو شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان می‎گوید، «هیچوقت مثل انتخابات پیش رو تصمیم‌گیری اصلاح‌طلبان تا به این حد گیج‌کننده و دشوار نبوده باشد. گویا بایستی خودمان را برای عبور از پل صراط آماده کنیم.»

او با تاکید بر اینکه «انتخابات پیش رو برای اصلاح‌طلبان گذر از پل صراط است» گفته «اکنون اگر اصلاح‌طلبان بخواهند در جبهه مردم بمانند، ناچارند سقف مطالبات خود را با کف خواسته‌های مردم و معوقات انباشت شده و متنوع اصناف و اقشار مماس کنند و بر مبنای آن رابطه خود را با اصولگرایان حاکم و انتخابات پیش رو تنظیم نمایند.»

اما مسئله اساسی اینجاست که منافع «انباشت‌شده»‌ی جریان اصلاحات در سه دهه‌ی گذشته، پیوندهای خانوادگی آنها با جریان اقتدارگرا و اصولگرا، آلوده بودن آنها به فسادهای اقتصادی و سیاسی، نه تنها ظرفیت و انگیزه و امکان درک آنها از مطالبات مردم را کاملا کور کرده، بلکه اساسا به سود آنها نیست تا در جبهه‌ی مردم قرار بگیرند!

مردم به تجربه‌ از جایگاه و سهیم‌ بودن اصلاح‌طلبان در قدرت فاسد نظام آگاه شده‌ و این آگاهی را از دو سال پیش با شعار معروف  «اصلاح‎طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» به گوش حکومت رسانده‌اند. از همین رو گروهی از هم‌پیمانان رژیم، به دنبال «جریان‌سازی» با نام‌های فریبنده هستند! ترس همه‌ی این جریانات اعم از اصلاح‎طلب و اصولگرا و تحول‌خواه و… از براندازان در عمل ترس از مردم است! مردمی که از هر جریانی که به نوعی ریشه در این نظام داشته باشد، بریده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که نظام جمهوری اسلامی نه اصلاح‎پذیر و نه ظرفیت تحول دارد.



۱۳۹۸ تیر ۱, شنبه

رژیم تهران و بیماری مزمن «فرسودگی استراتژی»




در میان اظهارات محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی در مصاحبه‌ی اخیرش با روزنامه «شرق الاوسط»،  و تاکید مکرر دولت آمریکا و پشت سر آن جامعه بین‌المللی مبنی بر اینکه هیچکس خواهان جنگ با ایران نیست، علائم ابتلای رهبران رژیم ایران به بیماری «فرسودگی استراتژی» بیشتر نمایان می‌شود.

«فرسودگی استراتژی» نوعی بیماری است که در نتیجه شکست انسان در تحقق اهدافش یا احساس ناامیدی، به آن مبتلا می‌شود. این بیماری نوعی شرایط روحی مانند بی‌ثباتی درونی، اضطراب و نگرانی و دیدگاه بدبینانه به کل زندگی را در بیمار افزایش می‌دهد. رژیم جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی‌ مصداق واقعی چنین موجود بیماری است.

رژیمی با سابقه‌ی ۴۰ سال عصیانگری، قانون‌شکنی و تمرد در سطح بین‌المللی و منطقه‌ای اکنون به مرحله «فرسودگی استراتژی» رسیده است. این بیماری رژیم تهران نه تنها  جامعه داخلی ایران را بدبین و از آینده ناامید کرده بلکه تمام منطقه خاورمیانه را به  بدبینی و نفرت مبتلا کرده است.

بی‌ثباتی روانی رژیم ایران به این دلیل است که این رژیم همه جهان اطراف خود را در حال تغییر و تحول می‌بیند اما خود از ایجاد هرگونه تغییرات ساختاری یا حتی ظاهری عاجز است بطوری که این واقعیت باعث به وجود آمدن بزرگترین بحران روانی داخلی و خارجی برای رژیم جمهوری اسلامی شده است.

حکومت ایران در طول عمر چهار دهه خود همواره بر استراتژی «رفتن تا لبه پرتگاه» و باجگیری و سپس عقب‌نشینی از مواضع سختگیرانه خود متکی بوده است. به همین دلیل شیوه بحران‌سازی و باجگیری را بهترین ابزار برای رسیدن به اهداف سیاسی خود در منطقه می‌داند اما با همه ترفندها هنوز به هدف اصلی و نهایی خود نرسیده است. رژیم ایران با همه تجارب تلخ خود در تاریخ ۴۰ ساله‌اش هنوز هم برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود بر استراتژی «باجگیری» اصرار می‌ورزد.

در چالشی ناشی از «فرسودگی استراتژی» مقامات تصمیم‌گیرنده تهران هفته گذشته برای دومین بار پایگاه هوایی آمریکایی‌ها در منطقه «بیجی» عراق را با موشک شبه‌نظامیان وابسته هدف قرار دادند. جایی که مورد هجوم موشکی قرار گرفت مقرّ کارشناسان ایالات متحده آمریکا در عراق است که نیروهای امنیتی و خلبانان عراق را آموزش می‌دهد. البته ایران در هیچیک از حملات اخیر که به وسیله عوامل نیابتی‌اش انجام شد،  آمریکایی‌ها را هدف قرار نداد. در حمله موشکی به پایگاه «بیجی» مزدوران رژیم ایران قسمتی از پایگاه را هدف قرار دادند که سربازان عراقی در آن مستقر هستند و این حمله به کشته شدن سه سرباز عراقی منجر شد. هدف قرار ندادن مستقیم آمریکایی‌ها شیوه متداول ایران طی چند عملیات گذشته بود مثلا حمله مزدوران رژیم ایران به سفارت آمریکا در بغداد نیز به همین شکل بود. عوامل رژیم ایران درحملات موشکی تنها محیط اطراف سفارت آمریکا در بغداد  را که که محوطه‌ای خالی است، هدف قرار دادند در صورتی که موشک‌هایشان می‌توانست بطور مستقیم ساختمان سفارت آمریکا را نشانه بگیرد اما  این کار را نکردند چون رژیم ایران خوب می‌داند که با کوچکترین اشتباه محاسباتی، بهایی سنگین خواهد پرداخت.

تهران در کنار آتش‌بازی و حمله به کشتی‌های نفتکش یا هدایت گروه‌های وابسته‌اش به موشک‌پرانی به سوی برخی از متحدان آمریکا در منطقه، تهدید به افزایش فعالیت‌های اتمی نیز کرده است.

تهران اعلام کرده است که ظرف روزهای آینده، سقف تعیین شده در توافق هسته‌ای موسوم به برجام برای تولید اورانیوم غنی‌سازی شده را متوقف کرده و هشدار داد که برای غنی‌سازی ۲۰ درصد اورانیوم که مورد نیاز است تلاش می‌کند. رقمی که تنها یک قدم دورتر از سطح تسلیحات هسته‌ای محسوب می‌شود.

کمالوندی سخنگوی آژانس هسته‌ای ایران در این مورد گفته است ایران تولید اورانیوم غنی شده را تا چهار برابر افزایش داده و تهران سطح غنی‌سازی اورانیوم را «بر اساس نیاز کشور» افزایش می‌دهد.

جمهوری اسلامی پیش از توافق برجام اورانیوم را تا ۳٫۵ درصد و در مقطعی تا بالاتر از ۲۰ درصد غنی‌سازی می‌کرد؛ اما بعد پذیرفت که میزان آن را به شدت کاهش دهد.

ایران همچنین تهدید کرد که آب سنگین اورانیوم را که در دست دارد بدون هماهنگی با جامعه بین‌المللی در بازارهای جهانی به فروش خواهد رساند.
اظهارات سخنگوی سازمان اتمی ایران در شرایطی است که غنی‌سازی اورانیوم تا ۲۰ درصد به معنای روند سریع رسیدن از ۲۰ درصد به ۹۰ درصد غنی‌سازی است چیزی که موجب نگرانی کارشناسان منع گسترش سلاح های هسته‌ای است و شرایط مجازات شدید ایران را فراهم خواهد آورد.

تهران عدم پایبندی کشورهای اروپایی را بهانه از سرگیری فعالیت اتمی خود و شانه خالی کردن از تعهداتش به اروپایی‌ها می‌داند.

حسن روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران به صراحت اروپا را تهدید کرده است که فرصتی برای آنها باقی نمانده و اگر به تعهدات خود عمل نکند ایران از توافق هسته‎ای خارج خواهد شد.

این گام تهدیدآمیز ایران با واکنش گاریت مارکیس سخنگوی شورای امنیت ملی ایالات متحده  روبرو شد. او گفت سخنان مقامات ایران نوعی «باجگیری هسته‌ای» محسوب می‌شود. این نوع تهدیدها نشان می‌دهد حکومت ایران در فریب دادن اروپایی‌ها شکست خورده است.

اروپایی‌ها همواره به بهانه حفظ توافق هسته‌ای با ایران به واشنگتن فشار می‌آورند و از ایالات متحده می‌خواستند تا با ایران با مدارا کرده و تفاهم داشته باشد.

ایران با دادن یک ضرب‌الاجل ۶۰ روزه از اروپایی‌ها خواسته بود تا در انجام تعهدادت توافق سال ۲۰۱۵ امکانات لازم را به وجود آورند. درعین حال ایرانی‌ها به اروپایی‌ها گفته‌اند چنانچه ایالات متحده شرایط ۱۲گانه مایک پمپئو، که نفوذ تهران در منطقه را به شدت محدود می‌کند، کاهش دهد، شاید تهران با برخی از شرایط سخت مایک پمپئو موافقت کند.

تهران از شکست ابزار و تاکتیک‌هایی که از طریق عوامل نیابتی خود در منطقه به آنها اعتماد کرده بود، بسیار ناامید شده است. تاکتیک‌هایی که در پاسخ به تحریم‌های ایالات متحده آمریکا به‌خصوص پس از صفر کردن صادرات نفت ایران اتخاذ شد.

مقامات ایران فکر می‌کردند با تهدید و چند عملیات به وسیله عوامل نیابتی خود می‌توانند بحرانی را در بازار نفت و تجارت اقتصادی منطقه‌ای و بین‌المللی به ویژه در منطقه خلیج «فارس» ایجاد کنند و جهان و خاورمیانه را از احتمال بروز جنگی فراگیر بترسانند و به خواسته خود برسند اما این بار به نظر می‌رسد که سیاست و استراتژی «باجگیری» و تهدید کارساز نبوده و منطقه و جهان پس از ۴۰ سال مدارا با رژیمی که به هیچ عنوان حاضر نیست رفتار خود را تغییر دهد، نسبت به این نوع رژیم و هرگونه تفاهم با او ناامید شده‌اند. رژیم ایران اکنون تلاش می‌کند با  تهدید راه‌ها و گذرگاه‎های آبی در عبور و مرور آزادانه کشتی‌ها اختلال ایجاد کند و باعث بی‌ثباتی منطقه‌ای و بین‌المللی شود تا طبق محاسبات خود نوعی بحران انرژی و بحران اقتصادی در جهان به وجود آید و جهان را مجبور به معامله‌ی با خود بکند.

محاسبات حکومت ایران اما در این‌باره اشتباه از آب درآمد! جهان از نظر کنترل و مدیریت انرژی و نحوه ذخیره سازی چنان پیشرفت کرده که دیگر حمله به چند تانکر نفتی یا موشک‌پرانی به چند پایگاه یا تأسیسات نفتی یا هدف قرار دادن چند نفتکش، تاثیر چندانی بر قیمت‌ها در بازار نفت نمی گذارد. امروز ذخایر نفتی فراوانی در دیگر مناطق جهان وجود دارد. به فرض ایران چند صباحی در نقل و انتقال نفت کشورهای خلیج [فارس] که به عنوان یک منبع انرژی مهم تلقی می‌شوند خللی ایجاد کند، نفت روسیه، نفت لیبی، نفت آمریکای جنوبی و الجزایر و جمهوری‌های شوروی سابق و غیره را هرگز نمی‌تواند متوقف کند! گذشته از این مسائل،  کنترل قیمت نفت اساسا در جای دیگری تعیین می‌شود! هدف ایران از این آتش‌بازی و اصطکاک‌ خشن، فشار بر آمریکا برای کاهش تحریم‌ها در مذاکرات احتمالی آینده در قبال توقف دخالت‌های تهران در کشورهای عربی خلیج [فارس] است .
روانشناسان می‌گویند که انسان توانایی خارج شدن از حالت «فرسودگی استراتژی» و یأس و بدبینی که مانع تجدد و تغییر اوست را دارد. اما این حالت در رژیم ایران متأسفانه به یک بیماری مزمن تبدیل شده است و به پزشکان، عاقلان و حکیمانی نیاز دارد که در تهران یافت نمی‌شوند. از سوی دیگر رهبری‌ای که بر این رژیم سیطره کامل دارد از هرگونه کمک برای کشف بیماری نظام  و نجات آن که خارج از دایره رژیم پیشنهاد شود می‌ترسد. به همین دلیل بیماری «فرسودگی استراتژی» جمهوری اسلامی به مرحله‎ای رسیده که دیگر هیچ دارویی نمی‌تواند آن را شفا دهد.


۱۳۹۸ خرداد ۲۴, جمعه

دستگاه قضا و رسوایی‌های بی‌پایان نظام



دگرگونی‌های اخیر در دیوانسالاری حکومت اسلامی‌در ایران از ریزش گام به گام رژیم حکایت می‌کند. این سخن حقوقدان پیر و جهاندیده‌ای است که به تازگی ازایران به آمریکا آمده تا به گفته خود برای آخرین بار با فرزندان دربدر و دورافتاده از زادگاهشان دیدار کند. وی می‌گوید، این واقعیت را می‌توان در جابجایی‌های مختلف دید؛ از جمله در تغییر کادرهای فرماندهان نظامی، به حاشیه رفتن دولت روحانی، تلاش بیهوده قوه مقننه برای تصویب لوایحی که با هدف آرام کردن افکار عمومی‌ تهیه شده مانند لایحه مجازات اسیدپاشی به زنان به اصطلاح بدحجاب، شتاب گرفتن رانتخواری‌های دولتی و دگرگونی ظاهری قوه قضائیه که این آخری با انتصاب ملای بی‌سوادی به نام «سیدابراهیم رییسی» با پیشینه‌ای از اتهامات بی‌بدیل به قتل‌های متعدد موجب اعتراض‌های پنهان و آشکار قضات غیردولتی و کادرهای متخصص دادگستری ایران شده است.



از او می‌پرسم که از منظر حقوقی، فردی که می‌بایستی برکرسی ریاست قوه قضائیه تکیه بزند، حداقل باید دارای چه شرایطی باشد؟ می‌گوید:

– باید دانش حقوقی و قضایی ژرف وچشمگیری داشته و از هوش سرشاری برخوردار باشد. سرشت بی‌طرفی  و طبیعت انسانی او در برابر حقوق دیگران، آشکار بوده و به ثبوت رسیده باشد و البته این سجایای ارزشمند کافی نیستند.

– بایستی مراحل قضایی را از درجات پایین شروع کرده  ضمن آموزش‌های دقیق و کافی، با پیمودن مدارج معین که از آغاز  پا گرفتن دادگستری مدرن ایران  در دوران کوتاه  ولی شکوفای پادشاهی رضاشاه بزرگ،  جملگی براصول پذیرفته شده در کشورهای پیشرفته اروپایی استواربوده، پشت سر گذاشته باشد.

– در هر یک از این مراحل نیز به اقتضای وظیفه محوله، به زیر و بم‌های  قضایی آشنایی پیدا کرده باشد تا هنگامی ‌که صحبت از دادیار و بازپرس و دادستان می‌شود به تمام وظایف جداگانه آنها اشراف داشته باشد.

– و سرانجام با وظایف مهم دادگاه‌ها، از دادگاه بخش و شهرستان و استان گرفته تا دیوان کشور به گونه‌ای تردیدناپذیر و کامل، آشنا و آگاه باشد تا شایستگی ریاست قوه قضاییه را کسب کند.

این حقوقدان قدیمی و باتجربه تأکید می‌کند که درمورد انتصابات دادگستری، رعایت اصول شناخته شده، بیش از سایر وزارتخانه‌ها ضروری است. او اضافه می‌کند که در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی، می‌خواستند اقای دکتر ناصر یگانه را به ریاست دیوانعالی کشور منصوب کنند.  یکی از شرایط لازم  برای عهده‌دار شدن این پست، این بود که پیشتر، گذراندن سمت ریاست شعبه دیوان کشور در پیشینه خدمات قضایی وجود داشته باشد و چون ایشان مستشار دیوانعالی بود ناگزیر نخست به ریاست یکی از شعب دیوان کشورمنصوب شد و پس ازآن بود که شرایط احراز بالاترین مقام قضایی را کسب کرد.
 به سخن دیگردولت وقت نخواست که رویه‌ی ثابت دادگستری با وجود شخصیت والای آقای یگانه نادیده گرفته شود واگرسوابق رؤسای اسبق دیوانعالی را نیز بررسی کنید، درخواهید یافت که نکته مورد بحث درباره همه آنها صادق است. بعلاوه همگی افرادی شاخص، خوشنام و از نظر اعتقاد به عدالت و رعایت انصاف و بی‌طرفی و دانش حقوقی سرآمد و زبانزد بودند مانند آقای اخوی، سروری و دیگران.

گفتگو با این انسان فرهیخته که با وجود کهولت، از حضور ذهن بسیار قوی برخوردار است، با پرسش‌های من و با پاسخ‌های دقیق او گرم و گرمتر می‌شد. می‌پرسم مورد قضایی خاصی را هم در این زمینه به خاطر دارید؟ می‌گوید:

– حکمی ‌از یکی از شعب دیوانعالی کشور صادر می‌شود که مدعی پس از ملاحظه حکم و مشورت با اهل فن به این نتیجه می‌رسد که حکم صادره که موضوع دعوی سهم‌الارث هم بوده، درمیزان آن از نظر قانون مدنی اشتباهی رخ داده است. مدعی به شعبه صادرکننده حکم مراجعه می‌کند و می‌پرسد که اگر خواسته دعوی این باشد، حکم آن چه خواهد بود؟

قضات شعبه به حکم دعوی تاکید می‌کنند و هنگامی که مدعی حکم صادره از همان شعبه را ارائه میدهد قضات متوجه اشتباه می‌شوند! ولی واکنش آنها و پایبندی به اصول قضایی و رعایت حقوق مردم موجب می‌شود که رییس شعبه که از اهالی یکی از شهرستان‌ها بوده، خانه‌ای را که در آن شهر داشته به موجب وکالتنامه‌ای بفروشد و هفده هزار تومان ضرر مدعی را شخصا جبران کند. جالبتر آنکه این موضوع مربوط به ۶۰ – ۷۰ سال پیش است که هفده هزار تومان مبلغ بسیار قابل توجهی بوده است.

مفهوم سخن این حقوقدان برجسته این است که با این خصوصیات اخلاقی و پایبندی به رعایت قانون و عدالت آیا کسی می‌توانست در آرای اینگونه قضات پاکدامن و شریف دخالت کند و یا کسی به خود اجازه می‌داد که در کار قضا دخالت کند؟ وی خاطره دیگری تعریف می‌کند:
رضاشاه به دلیلی خواستار تعقیب جزایی و مجازات آقای تدین یکی از رجال سرشناس می‌شود. قضات دیوانعالی پس از محاکمه‌ای طولانی برخلاف نظر پادشاه به برائت آقای تدین رأی می‌دهند و رضاشاه نیز رأی قضات را می‌پذیرد. به این ترتیب، سایر قضات نیز بی‌طرفی، رعایت عدل و  توانایی در صدور احکام متکی بر ادله را کسب می‌کردند حتا اگر آن احکام برخلاف رأی و نظر پادشاه می‌بود.

با این عبارات، میهمان سالخورده و جهاندیده با  کوله‌بار ارزشمندی از دانش  حقوقی و تجربیات زندگی به وضع اسفباردادگستری امروزایران پرداخت و عدالتخانه جمهوری اسلامی ‌را مرکزبزرگترین بی‌عدالتی‌های بی‌سابقه نامید و از انتصابات سال جاری خورشیدی در آن گفت و این پرسش را  مطرح کرد که آقای سیدابراهیم رئیسی دارای کدامیک از شرایط انتصاب به مقام شامخ ریاست قوه قضائیه است؟! او که در عنفوان جوانی و بی‌تجربگی به هنگامی‌ که بیش از بیست سال نداشت به مقام مهم دادستانی منصوب شد و از آن زمان تا کنون جز بی‌عدالتی، ضایع کردن حقوق حقه  بی‌گناهان و فراتر از آن، پیشینه‌ای غیراز کشتارهای جمعی از خود بجا  نگذاشته است آنهم به عنوان فردی مطیع «ولی فقیه»  یعنی فردی بی‌اختیار و منقاد.

درگزارش‌های مربوط به قتل عام زندانیان سیاسی به سال ۱۳۶۷، در کنار نام‌های اعضای هیات سه نفره مرتضی اشراقی، حسینعلی نیری ومصطفی پورمحمدی در مقام نماینده ویژه وزارت اطلاعات نام سیدابراهیم رئیسی نیز آمده است. این هیأت با دستور مستقیم روح‌الله خمینی صدها تن از اعضای گروه‌های مخالف رژیم آخوندی را بدون هیچ محاکمه‌ای اعدام  کرد.  پس از این کشتارهای بی‌امان و فروکش کردن اعدام‌ها، خمینی، این آخوند جوان را به همراه حسینعلی نیری قاضی شرع دیگری از قضات قاتل در جمهوری اسلامی، مامور رسیدگی به پرونده‌های عقب افتاده در شورای عالی قضایی حکومتی کرد، یک شورای غیرقانونی و ضد مردمی.

در سال ۱۳۶۸ خورشیدی با انتصاب شیخ محمد یزدی به ریاست  قوه ی قضائیه، سیدابراهیم رئیسی هم به دادستانی تهران منصوب شد و پس از پنج سال یکباره به ریاست بازرسی کل کشور ارتقا پیدا کرد.

او در۱۳۸۳ مدت ده سال هم معاون اول قوه قضائیه شد و معروف بود که دستگاه قضایی رژیم اسلمی (که به قصابی معروف است) ‌به رهبری او اداره می‌شد. حال چنین فردی  از جانب سیدعلی خامنه ای که استاد او در دروس فقهی بوده به ریاست قوه قضائیه برگزیده شده است. جالب آنکه رئیسی که نام واقعی او سیدابراهیم رئیس‌السادات است مقام معاونت ریاست مجلس خبرگان را هم داراست.

رهبر جمهوری اسلامی ابراهیم رئیسی را فردی مؤمن و شایسته خوانده ولی رییس جمهور او یعنی حسن روحانی در مناظره‌های انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ گفته بود «مردم ایران می‌گویند آنهایی که در طول ۳۸ سال فقط اعدام و زندان بلد بودند را قبول ندارند»!

به قول ظریفی، انتصاب یکی ازمسئولان اعدام‌های جمعی به ریاست قوه قضائیه حتا با معیارهای جمهوری اسلامی‌ نیز یک رسوایی کم نظیر محسوب می‌شود!


۱۳۹۸ اردیبهشت ۳۱, سه‌شنبه

ارتزاق «نظام مقدس» از جنگ نابتی و خرابکاری شبهنظامیان شیعه



یکشنبه شب ۲۹ اردیبهشت ۹۸، به نقل از برخی منابع دو راکت کاتیوشا به حوالی سفارت آمریکا در بغداد اصابت کرد.


مسئولیت این حمله را که تلفات جانی نداشت تا کنون هیچ گروهی به عهده نگرفته اما آژیرهای اضطراری سفارت آمریکا به صدا درآمد و بخش‌هایی از پایتخت عراق برای چند ساعت به شدت وضعیت امنیتی به خود گرفت و تا بامداد نیروهای پلیس و ارتش در منطقه سبز بغداد رفت و آمد می‎کردند.

آمریکا پیش از این در مورد اقدامات خرابکارانه‌ی شبه‌نظامیان تحت حمایت رژیم ایران علیه منافع و نیروهای ایالات متحده در منطقه هشدار داده و کارمندان غیرضروری خود از سفارت و کنسولگری آمریکا در بغداد و اربیل را به مناطق امن‌تر منتقل کرده بود. همچنین شرکت نفتی اکسون موبیل نیز تکنیسین‎ها و کارگران خود را از میدان نفتی «القرنه-۱» خارج کرد.

البته ثامر الغضبان وزیر نفت عراق تصمیم این شرکت برای خارج کردن کارمندان خارجی خود را غیرقابل قبول و غیرموجه دانسته بود اما با این حمله راکتی که محتمل است از سوی شبه‌نظامیان مورد حمایت رژیم ایران باشد دلیل نگرانی‎های واشنگتن بیش از پیش آشکار شد.

در واکنش اولیه به این اقدام رئیس جمهوری آمریکا در توییتی نوشت، «اگر ایران خواهان جنگ است، این رسماً پایان کارش است، هرگز دوباره آمریکا را تهدید نکنید.»

او ساعاتی بعد در مصاحبه با تلویزیون فاکس ‌نیوز دوباره تکرار کرد که خواهان درگیری و جنگ با رژیم ایران نیست، اما نباید گذاشت آنها به سلاح اتمی دست پیدا کنند.

ترامپ در این مصاحبه به صراحت درگیری نظامی و جنگ را رد کرد و گفت، «جنگ نه تنها به اقتصاد ضربه می‌زند، بلکه خیلی بدتر، موجب کشتن انسان‌ها نیز می‌شود.»

سفارت آمریکا در منطقه سبز بغداد قرار دارد که تحت تدابیر شدید امنیتی است و شمار زیادی از سفارتخانه‎ها، مراکز اداری و هتل‎ها نیز در این منطقه واقع است.

بیل اوربان سخنگوی ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) در بیانیه‌ای گفت که به هیچ یک از نیروهای آمریکایی یا نیروهای ائتلاف صدمه‌ای وارد نشده است. در بیانیه سنتکام آمده که نیروهای امنیتی عراق در حال بررسی این حادثه و یافتن عوامل هستند.

تحلیلگران در مورد راکت‌پرانی اخیر به حشدالشعبی و عصائب اهل الحق مظنون هستند. به ویژه آنکه پیش از این گزارش‎هایی از استقرار ادوات موشکی در مناطق تحت سیطره حشدالشعبی در نقاط مختلف عراق وجود داشت.

شبه‌نظامیان حوثی یمن نیز در ۴۸ ساعت گذشته بارها اقدام به پرتاب راکت به مناطقی از عربستان سعودی کردند. پدافند عربستان یک پهپاد را در آسمان جده سرنگون کرد و گزارش‎هایی از ورود تعدادی از حوثی‎ها به خاک عربستان و درگیری آنها با نظامیان سعودی نیز منتشر شده است.

پس از حمله خمپاره‌ای به نفتکش‌ها در بندر الفجیره امارات، حوثی‌ها با پهپاد تاسیسات نفتی عربستان را هدف قرار دادند. در تازه‎ترین اقدام شبه‌نظامیان حوثی اعلام کردند ۳۰۰ مقر نظامی عربستان و امارات را هدف قرار می‎دهند. نصر الشمری معاون دبیرکل جنبش نجباء نیز، ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، در پیامی تهدیدآمیز گفته «نبرد ما با آمریکا تا زمان پایان اشغالگری آنها و همچنین نابودی رژیم غاصب [اسرائیل] در منطقه ادامه خواهد داشت.»

محمد حسینی وزیر پیشین ارشاد در دولت محمود احمدی‌نژاد حملات حوثی‎ها به تاسیسات نفتی عربستان سعودی را نتیجه‌ی «تلاش آمریکا برای تحریم کامل نفتی ایران» دانست.

وی، یکشنبه ۲۹ اردیبهشت، با انتشار ویدئویی در اینستاگرام نوشت: «اگر غربگرایان و بعضی دولتمردان ما هم کوتاه بیایند، دوستداران انقلاب در جبهه مقاومت از منافع جمهوری اسلامی دفاع می‌کنند!»

جمهوری اسلامی دست داشتن در حملات تروریستی و خرابکاری‎های اخیر را رد می‎کند اما ااین انکار در حالیست که برخی دیگر از مقامات و رسانه‎های داخلی از این خرابکاری‌ها و اقدامات نظامی تحریک‌آمیز به عنوان قدرت سخت رژیم در برابر آمریکا و متحدانش یاد می‎کنند! درواقع تهران در تنش‎های نظامی اخیر خاورمیانه یک سیاست دوگانه را در پیش گرفته است. موشک‌پرانی، خرابکاری و تروریسم دولتی در فضای بین‌المللی محکوم است. جمهوری اسلامی از یکسو برای مسدود نشدن کانال‎های مذاکره و دیپلماسی و رعایت عرف سیاسی مجبور به رد دخالت‎های خود در این اقدامات است اما همزمان برای نشان دادن «اقتدار» و اعلام اینکه در برابر فشارهای آمریکا و غرب دست و پا بسته نیست شبه‌نظامیان شیعه را تقویت و از اقدامات آنها حمایت می‎کند.

وزارت خارجه جمهوری اسلامی و برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و رسانه‎ها ماموریت انکار دخالت در اقدامات نظامی و خرابکاری‎ها را به عهده گرفته‌اند و سیاست سپاه پاسداران و عده‎ای دیگر از نمایندگان مجلس و رسانه‎ها عبارتست از تبلیغ و انعکاس خرابکاری‌های‎ شبه‌نظامیان و نوشتن آنها به حساب «مقاومت» و «اقتدار» جمهوری اسلامی! به این ترتیب، در این شرایط نیز رژیم ایران از درگیری‌های نیابتی ارتزاق می‌کند.



۱۳۹۸ اردیبهشت ۲۱, شنبه

روحانی نقاب از چهره برداشت: مواد مخدر، تروریسم و مهاجر به اروپا صادر خواهیم کرد



حسن روحانی نیز اکنون، مانند دیگر سران جمهوری اسلامی در تمامی چهل سال گذشته، لبخند دروغین را کنار گذاشت، نقاب از چهره برداشت و همراه با اعلام ضرب‌الاجل، زبان تهدید را انتخاب کرد. رئیس جمهوری اسلامی به کشورهای اروپایی بار دیگر هشدار داد به «مصالح آینده» خود بیاندیشند و از سیاست‌های آمریکا و تحریم‌هایش علیه جمهوری اسلامی پیروی نکنند، در غیر این صورت جمهوری اسلامی با کمک تروریست‌ها و قاچاقچیان مواد مخدر و انسان به جنگ آنها خواهد رفت و امنیت‌شان را به خطر خواهد انداخت.



روحانی ادعا کرد که تا کنون جمهوری اسلامی با پذیرش مهاجرین و پناهجویان افغان مانع از حرکت «سیل پناهجویان» به اروپا شده است. او اضافه کرد که جمهوری اسلامی «بزرگترین سنگر مبارزه با مواد مخدر» است که تا کنون مانع رسیدنش به بازارهای اروپایی شده است. رئیس دولت «تدبیر و امید» به «نقش کلیدی» جمهوری اسلامی در مبارزه با تروریسم نیز اشاره کرد. تروریسمی که به گفته حسن روحانی اگر جمهوری اسلامی  نبود «امروز در پایتخت‌های اروپایی جولان می‌داد.» البته این اولین بار نیست که حسن روحانی اروپا را تهدید می‌کند. سال گذشته نیز در جریان کنفرانس رؤسای مجالس ۶ کشور که در تهران برگزار شد گفته بود «تحریم‌ها توانایی ایران برای مقابله با قاچاق مواد مخدر و تروریسم را خدشه‌‌دار می‌کند» و در ادامه افزوده بود که اروپا نخواهد توانست «از زیر آوار موادمخدر، بمب‌ها و تروریسم و مهاجرت به سلامت خارج شود.»

ضرب‌الاجل حسن روحانی

در ۶۰ روزی که حسن روحانی به اروپا «فرصت» داده است، جمهوری اسلامی برخی از مفاد توافق هسته‌ای را نیز اجرا نخواهد کرد، غنی‌سازی اورانیوم و تولید آب سنگین را ادامه خواهد داد، ولی مازاد آنچه را بر مبنای برجام می تواند نگهداری کند به خارج برای فروش نخواهد فرستاد. عباس عراقچی معاون سیاسی وزیر خارجه، صحبت از یازده خواست جمهوری اسلامی از کشورهای اروپایی امضاکننده برجام می‌کند، البته بدون اینکه از این خواست‌ها نامی ببرد. عباس عراقچی مدعی است که جمهوری اسلامی در حال حاضر قصد خروج از برجام را ندارد، ولی اروپا باید در «یازده حوزه راهکارهای عملیاتی اتخاذ کند.»

عباس عراقچی در حالی که به گفته خبرگزاری «بلومبرگ» صادرات رسمی نفتی‌ا‌ش به صفر رسیده  و به صورت غیرقانونی نیز قابلیت فروش کمتر از ۵۰۰ هزار بشکه در روز را دارد، خواهان بازگشت به دوران قبل از خروج آمریکا از برجام شده است. او می‌گوید «پیش از خروج آمریکا از برجام ، فروش نفت ما ۲.۸ میلیون بشکه در روز بود و باید به همان حالت بازگردد و در همان سطح تضمین شود و درآمدهای نفتی نیز در دسترس قرار گیرند.» البته معاون سیاسی وزارت خارچه تهران ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت را خط قرمزی می‌داند که در صورت وقوع با «پاسخ قاطع و محکم حمهوری اسلامی مواجه خواهد شد.»

واکنش اروپا به تهدیدهای جمهوری اسلامی

اروپا اما بلافاصله در بیانیه مشترک کشورهای امضاکننده توافق هسته‌ای (آلمان، فرانسه و بریتانیا) و اتحادیه اروپا ضرب‌الاجل ۶۰ روزه‌ی روحانی را رد کرد و به جمهوری اسلامی توصیه کرد «از دست زدن به هرگونه اقدامی که باعث تشدید مشکلات شود خودداری ورزد.» در همین بیانیه که در بروکسل پس از دیدار با هیات اعزامی از تهران منتشر شد، اروپایی‌‌ها می گویند «ما پایبندی ایران به پیمان منع گسترش تسلیحات هسته‌ای (NPT) را بر اساس عمل آن کشور به تعهداتش در چارچوب برجام و این پیمان ارزیابی خواهیم کرد.» یک دیپلمات اروپایی به خبرگزاری رویترز می‌گوید «ایران به خوبی می‌داند که اگر مفادی از توافق هسته‌ای را اجرا نکند، چه سرنوشتی خواهد داشت.»

اگر وزرای خارجه سه کشور اروپایی امضاکننده برجام و فدریکا موگرینی مقام ارشد سیاست خارجی و امنیت اروپا، با ادبیاتی دیپلماتیک به ضرب‌الاجل حسن روحانی پاسخ دادند، رسانه‌ها اما مواضع اروپا را به زبان روشن‌تری بیان کرده‌اند. روزنامه «فرانکفورتر آلگماینه» که در آلمان منتشر می‌شود تصمیم جمهوری اسلامی به افزایش غنی‌سازی اورانیوم را «بازی با آتش» خواند و در ادامه نوشت در صورتی که ایران دست به چنین اقدامی بزند «از برجام کاغذپاره‌ای بیش باقی نخواهد ماند». روزنامه اتریشی «استاندارد» در اشاره به وضعیت کنونی یادآوری می‌کند که «اروپا حاضر نیست خودش را برای ایران قربانی کند» و در مقابل متحد دیرینه‌اش آمریکا بایستد. اشاره این رسانه اتریشی به تحریم‌های آمریکاست که در صورت ادامه روابط اقتصادی می‌توانند گریبان کشورها و نهادهای اروپایی را بگیرند.

کشورهای اروپایی اگرچه هنور نگاهی انتقادی به خروج آمریکا از برجام دارند، ولی حاضر نیستند در مقابل تهدید‌ها و مهلت‌‌های جمهوری اسلامی سر خم کنند. ابتدا فرانسه و پس از آن بریتانیا نیز هشدار دادند که اگر جمهوری اسلامی غنی‌سازی اورانیوم را افزایش دهد، با واکنش سخت آنها مواجه خواهد شد.

تهدید‌های حسن روحانی تنها دلیل نزدیک شدن مواضع کشورهای اروپایی به آمریکا نیست. فهرست نگرانی‌های اروپا طولانی‌تر است: تهدید به بستن تنگه هرمز، حمایت از شبه‌نظامیان و گروه‌های تروریستی منطقه، عدم تصویب لوایح پالرمو، دست داشتن در عملیات تروریستی در خاک اروپا، مداخله در بحران‌های منطقه، و تسهیل قاچاق مواد مخدر از طریق ترکیه و بلغارستان به دیگر کشورهای اروپایی.

جنگ‌های نیابتی

آخرین نمونه از حمایت‌های جمهوری اسلامی که نگرانی‌های اروپا را به شدت افزایش داده است، موشک‌باران مناطقی در اسرائیل توسط حماس و جهاد اسلامی است. این اولین بار است که این دو گروه، که هر دو از حمایت مالی و تسلیحاتی جمهوری اسلامی برخوردارند ولی رقیب یکدیگر نیز به حساب می‌‌آیند، همزمان بیش از ۶۰۰ موشک از نوار غزه به خاک اسرائیل شلیک کرده‌اند. سامانه دفاع موشکی اسرائیل موسوم به «گنبد آهنین» نتوانست تمامی این موشک‌ها را در آسمان غیرفعال کند و بیش از ۴۰۰ موشک در خاک اسرائیل فرود آمد اگرچه تنها ۴۵ موشک به مناطق مسکونی اصابت کرد. در پاسخ به این موشک‌پراکنی، جنگنده‌های اسرائیلی نیز به ۲۴۰ خانه تیمی و پایگاه حماس و جهاد اسلامی حمله بردند. در یکی از این حملات، احمد خضری، صرافی که مسئولیت انتقال پول از جمهوری اسلامی به گروه‌های فلسطینی در غزه را داشت کشته شد.

اخبار نگران‌کننده‌ای نیز در رابطه با امکان درگیری غیرمستقیم بین آمریکا و جمهوری اسلامی به گوش می‌رسد. سفر ناگهانی مایک پمپئو به بغداد، و ملاقات با رئیس جمهور و نخست وزیر این کشور، بنا بر گمانه‌زنی‌های رسانه‌های بین‌المللی گویا دریافت اطلاعات محرمانه‌ای مبنی بر امکان حمله نیروهای حشدالشعبی به یکی از پایگاه‌های آمریکا در خاک عراق بوده است. البته خبری از نتیجه ملاقات‌های وزیرخارجه آمریکا با مقامات بغداد منتشر نشده است. خبرهای تائید نشده دیگری که شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان پخش کرده است، حکایت از مجهز ساختن قایق‌های تندرو نیروی دریایی سپاه به موشک‌های کوتاه‌برد دارد. شلیک یکی از این موشک‌ها به یکی از کشتی‌های آمریکایی می‌تواند فاجعه‌ی جنگ را رقم بزند.

جمهوری اسلامی در این روزها در موقعیتی خطرناکتر از سال های قبل از برجام قرار دارد. اگر در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد این خیال وجود داشت که بر سر کار آمدن دولتی «معتدل» می‌تواند تنش‌ها را کاهش دهد، امروز دیگر از نمایش اعتدال نیز صحنه‌ای باقی نمانده که اجرا نشده باشد و نقاب‌ها از چهره‌های «معتدل» نیز کنار رفته است. اکنون بیش از پیش بر غرب روشن می‌شود که در جمهوری اسلامی برخلاف آنچه تا کنون عده‌ای تصور می‌کردند چهره معتدلی که اهل مذاکره و توافق بر سر مشکلات اصلی، یعنی برنامه‌های اتمی و موشکی و حمایت از تروریسم و مداخلات منطقه‌ای و گروگانگیری اتباع اروپا و آمریکا باشد وجود ندارد.همه از یک قماشند، اگرچه با نقاب‌های متفاوت روی صحنه ظاهر می‌شوند.