۱۳۹۷ آبان ۲۷, یکشنبه

بدآموزیهای قرآن





 بیشتر مردم نمی‌دانند که قرآن دارای بدآموزیهای بسیاری است، زیرا قرآن را یا نخوانده اند،‌ یا به زبان مادری نخوانده اند، یا اینکه قرآن را به زبانی که میفهمند خوانده اند اما ایمانشان آنان را کور کرده بود. قرآن را مانند کتابهای دیگر نخوانده بودند چون محیط زندگیشان احتمالا به آنها آموخته بود که قرآن را نخوانده باید پذیرفت. بیشتر آدمهای به دلیل اینکه انسانیت دارند وقتی از این بدآموزیها را برای نخستین بار میشوند تازه میفهمند که چقدر تصورشان از اسلام با آنچه قرآن می‌آموزد متفاوت است.

اما اسلامگرایان حرفه ای، آنان که میدانند چه میگویند از این آیات و معنایشان بسیار آگاهند، و منتظر فرصت هستند تا این آیات را در زمان مناسب از آستین خود در آورده و آنها را عملی کنند، یا از طریق خشونت و جهاد،‌ یا با قانونگذاری و اسلامی کردن همه آدم و عالم. از اینروست که آگاهی با این آموزه ها حتی برای ناباوران به اسلام نیز مفید هست زیرا به شناخت دقیقتر ریشه های رفتارهای اسلامگرایان می‌انجامد.

حقیقت این است که این آیات تنها در قرآن پنهان نشده اند، بلکه گاهی در دنیای واقعی نیز در شکل باورها، رفتارها،‌ و حتی قوانین حکومتی از جانب اسلامگرایان و مسلمانان دیده میشوند. با مطالعه این آیات میتوانید ارتباط میان فجایعی که بطور روزمره از اسلامگرایی و اسلام میبینید و آموزه های قرآن را بیشتر درک کنید.

آیات جنایی، مشتی از ددمنشانه ترین سخنانی که تابحال در جایی خوانده اید را در این بخش از آیات از قرآن بخوانید. از فجیع ترین دستور العمل ها برای سر بریدن،‌ دست و پا قطع کردن، به دار کشیدن، اسیر و شکنجه کردن، تجاوز به زنان دشمن و به بردگی گرفتن آنها در زمان جنگ گرفته تا پنهانی کینه توزی کردن و خلاصه تمام آنچه به روشنی نشان میدهد قرآن بسیار اسلام دِگَرستیزانه است. این آیات همچنین نشان میدهند که اسلام به نوعی دینی نظامیست، زیرا قرآن بسیار در مورد جنگیدن،‌ کشتن، و دشمنی سخن میگوید و از مسلمانان انتظار دارد که همانند سربازانی مطیع باشند. سربازانی به فرماندگی الله که در زیر پا گذاشتن انسانیت و اخلاق گاهی از وحشی ترین قبایل تاریخی در گوشه هایی از دنیا دستکمی ندارد. در این بخش همچنین جهت آشنایی بیشتر با این آموزه ها اسنادی از پیاده شدن آنها نیز شناسانده میشوند (جنایات اسلامگرایان) تا روشن گردد مشکل فقط جنبه نظری و تئوری ندارد بلکه مشکلیست عملی و جدی.
آیات زن ستیزی، این آیات اسنادی هستند که به روشنی برتری مرد بر زن در اسلام را چه در نگر حقوق و چه حتی از نظر حیثیت و وجود اثبات میکنند. قرآن بدون شک کتابیست زن ستیزانه زیرا زن را موجودی درجه دوم و ساخته شده برای مرد برای تماس جنسی و تولید مثل میداند، او را قابل تصرف میداند،‌ او را خانه نشین و در حجاب و مطیع و فرمانبدار شوهرش میخواهد، از زن میخواهد که زیبا نباشد، یعنی زن نباشد. تجاوز و کتک زدن را در جاهایی اجازه میدهد. در این بخش همچنین آیات متعددی از قرآن پر رنگ شده اند که نشان میدهند قرآن امتیازات ویژه متعددی برای دسترسی به میزان نامحدودی از زنان به شیوه ها و گونه های مختلف به محمد میدهد. از جمله اینکه بیش از مردان دیگر زن داشته باشد، و میان زنانش نیز اگر نخواست عادلانه و برابر رفتار نکند. این آیات نشان میدهد که پیامبری اسلام در میل جنسی بسیار زیاده خواه بوده است و بخش بسیاری از قرآن را به مسائلی اختصاص داده است که تنها به آلت تناسلی خودش مربوط بوده است.
آیات برده داری، برده داری چیزیست که هیچیک از ما آنرا به چشم ندیده ایم چون انسانها در چند نسل گذشته به شدت با آن در ستیز بودند و آنرا شکست دادند. امروز گاهی حمل و نقل انسانها برده داری مدرن خوانده میشود اما قرآن همان برده داری را تایید و در اسلام قانونی میکند که بدون شک غیر عادلانه و غیر انسانیست. قرآن انسانها را به دو دسته آزاد و برده تبدیل میکند،‌ و روشن میسازد که انسان آزاد برتر از برده است. یک مسلمان میتواند برده داشته باشد، این برده ها با روشهای مختلف از جمله خرید و فروش و یا اسیر کردن در جنگ بدست می آیند. یک مسلمان همچنین میتواند به هر تعدادی زنان برده داشته باشد و با آنها تماس جنسی برقرار کند، آری تجاوز به برده در اسلام آزاد است،‌ و اسلامگرایان نیز از این حق خود گاهی با اسرا همچنان استفاده کرده اند. انسان برای اینکه بتواند به خدایی که برده داری را پذیرفته است اعتقاد داشته باشد یا باید اخلاق را کنار بگذارد یا عقل را،‌ و یا هردو را.
آیات بی عدالتی و فساد الهی،‌ درک آدمها معمولا در طول تاریخ و عرض جغرافیا از خدا و تخیلاتشان در مورد رفتارهای او در بسیاری از موارد به محتویات شخصیت خود آن آدمها ارتباط دارد. آدمهای مهربان خدایی مهربان، آدمهای تندخو خدایی تندخو،‌ آدمهای دانا خدایی دانا،‌ و آدمهایی ابله خدایی ابله را در گفته هایشان توصیف میکنند. در این بخش می آموزید که قرآن چگونه خدا را توصیف میکند. خدایی که گمراه میکند، میکشد،‌ شکنجه میکند، مکر و حیله میکند. محمد یا هرآنکه این توصیافت از خدا را آورده شخصی است که آشکارا سادیست بوده است و از توضیح و تشریح  شیوه های شکنجه آدمها با جزئیاتی دلخراش لذت میبرده است.
جمع بسیاری از اسلامگرایان را تلاش بر آن است که هر طور شده این آیات را با آسمان و ریسمان کردن هرطور شده به نوعی معنی کنند که معنی خوبی داشته باشد، بلکه بتوانند هرطور شده این زشتیهای بزرگ در قرآن را بپوشانند.


۱۳۹۷ آبان ۲۵, جمعه

خامنه‌اى و سردارانش در تایتانیک




على خامنه‌اى و سرداران او همواره سوداى توسعه قلمرو حکومت جمهورى اسلامى را از بحر خزر تا دریاى مدیترانه در سر داشته و سعى آنها بر این بوده که قدرت و نفوذشان را به رخ رقیبان سُنّى خود در منطقه بکشند.

آنان مقدمات اجراى این طرح بلندپروازانه را با تشکیل سپاه قدس، حضور نیروهاى رژیم در سوریه، تاسیس حزب‌الله لبنان و ایجاد گردان حشدالشعبى در عراق فراهم کرده‌اند. در مقابل دولت‌هاى عراق، لبنان، امارات، کویت، بحرین و به ویژه عربستان سعودى همیشه به حضور فضولانه جمهورى اسلامى در کشورهاى عربى منطقه به شدت معترض بوده و بعد ازحمله نیروهاى بسیج به سرکردگى غلامحسین غیب پرور فرمانده بعدى این نیرو به سفارت عربستان در تهران، ریاض روابط خود را با ایران قطع کرد و تلاش‌هاى محمدجواد ظریف و واسطه‌گرى عمان براى بازگشایى سفارتخانه‌هاى دو کشور به جایى نرسید.

جمهورى اسلامى مدت‌هاست از راه‌هاى مختلف براى گشایش سفارتخانه‌هاى خود در کانادا، مصر و عربستان سعودى تلاش مى‌کند اما مسئولان این کشورها مى‌دانند داشتن رابطه با رژیمى مانند دیکتاتورى ولایت مطلقه فقیه، بجز دردسر هیچگونه فایده‌اى براى آنها ندارد.

آمریکا از دو سال پیش صاحب رئیس جمهورى به نام دونالد ترامپ شده که به هیچ عنوان خیال ندارد به جمهورى اسلامى باج بدهد و در مقابل وقاحت و گستاخى این رژیم کوتاه بیاید.

در ماه‌هاى اخیر رابطه آمریکا با جمهورى اسلامى دستخوش تغییر و تحولات زیادى شده بطوری که رژیم ولایت فقیه این روزها مدام از سوى واشنگتن تهدید مى‌شود. آمریکا به لحاظ داشتن قدرت برتر اقتصادى و نظامى نسبت به دیگر کشورهاى قدرتمند، هیچگونه نگرانى از درگیرى با رژیم سرکوبگر، مزاحم و  تمامیت‌خواه منطقه ندارد.

تحریم‌هاى سنگین براى جمهورى اسلامى که از فرداى خود مطمئن نیست، داشتن برنامه بلندمدت کشورگشایى آنهم با درآمد محدود نفت و ٨٠ میلیون جمعیتى که نزدیک به ٧٠ درصد آن زیر خط فقر بسر مى‌برند یک فاجعه به شمار مى‌آید. جدا از اینها اکثریت نزدیک به اتفاق مردم ایران چهار دهه زیر سلطه رژیم اختناق و ضد انسانى جمهورى اسلامى و فشارهاى مادى و سیاسى زندگى بسیار سختى داشته‌اند و خانواده‌اى در ایران نیست که بخشى از آن به نقاط مختلف دنیا مهاجرت نکرده باشد.

مردم ایران امیدوارند دستى از جایى دراز شود و آنها را از یوغ دیکتاتورى مذهبى نجات دهد و ایران به روزهاى خوب خود بازگردد. آنچه ایرانى‌ها را این روزها امیدوار کرده مخمصه‌اى است که جمهورى اسلامى به لحاظ تحریم‌هاى بین‌المللى به آن دچار شده است.

در یک سال گذشته اعتراضات خیابانى نشان از آمادگى مردم براى خطر کردن و رویارویى با عوامل و مزدوران حکومت جمهورى اسلامى داشته و شرایط کنونى کشور خشم مردم و فروپاشى حکومت سرکوبگر ملاها را در آینده‌اى نه چندان دور ممکن ساخته است.

خامنه‌اى این هفته در یک سخنرانى براى جوانانی که معمولا از میان فرزندان اعضاى سپاه، بسیج و حزب‌الله دستچین مى‌شوند گفت: شما مرغوبترین نسل بعد از انقلاب هستید و خصوصیات انقلابى بیشترى نسبت به نسل‌هاى پیش از خود دارید و بدانید که انقلاب در حال حاضر دوران طلایى‌اش را طى مى‌کند و مطمئن هستم شما از انقلاب حفاظت خواهید کرد.

او به حاضران توصیه کرد، از اینکه آمریکا به عنوان پر قدرت‌ترین اقتصاد دنیا تحریم‌هاى نفسگیر را بر ایران اعمال کرده ترس و وحشت به خود راه ندهید چون سرانجام پیروزى با ماست!

کسانى که روضه‌هاى تبلیغاتى رهبر رژیم را گوش مى‌دادند حتما از این و آن شنیده‌اند که گرانى وحشتناک، فضاى امنیتى هولناک، زندان‌هاى لبریز از مخالفان رژیم، سرکوب و خفقان جامعه جا براى باور کردن شعارهاى دروغین ولى فقیه باقى نمى‌گذارد زیرا نه انقلاب بهترین ایام خود را طى مى‌کند و نه آنکه نسلى متفاوت با نسل‌هاى پیشین و امیدوارتر و مصمم‌تراز آنهاست بلکه درست برعکس نسل فعلى نسلى است کاملا سرخورده و ناامید.

صحبت‌هاى اخیر خامنه‌اى و طرز اداى آن شنونده را به یاد سخنان ادوارد جان اسمیت ناخداى کشتى معروف تایتانیک مى‌اندازد که در راه سفر از بندر ساتمپتون در انگلیس به بندر نیویورک به قعر آب‌هاى اقیانوس فرو رفت و بیشتر سرنشینان آن جان باختند.

کاپیتان اسمیت افسرى با شخصیت، تحصیلکرده و به قول انگلیسى‌ها یک جنتلمن به تمام معنا بود و تا آخرین لحظه که نیمى از کشتى زیر آب بود نگران باقیمانده مسافران، هرگز به فکر نجات خود و ترک کشتى نیفتاد ولى مسلما على خامنه‌اى و مقامات رژیم ولایت فقیه که عده‌اى از آنها دو گذرنامه دارند و غالبا فرزندانشان در خارج زندگى مى‌کنند و اکثرا داراى آپارتمان یا خانه در اروپا، آمریکا و کانادا هستند، خیلى زود و آسان ایران را ترک مى کنند و طبیعتا نباید آنها را با کاپیتان اسمیت مقایسه کرد.

به هر حال ملاها پیش‌بینى چنین روزى را کرده‌اند و با پدید آمدن آثار سقوط حکومت با اتومبیل شخصى و وسایل نقلیه دیگر به سوى شهرهاى مذهبى در کشورهاى همسایه خواهند گریخت و حتما کشتى‌هاى دیگر شبیه تایتانیک در بنادر شمال و جنوب ایران براى فرار خامنه‌اى و بیت او پهلو گرفته‌اند. اما بدون تردید سرنوشت ظالمانى که بعد از ۴ دهه به بند کشیدن و اعدام میهن‌پرستان بدون دادن تاوان، قصد فرار به دنیاى آزاد را کنند، سرنوشتى بهتر از دیگر جنایتکاران تاریخ و مسافران بی‌گناه کشتى تایتانیک نخواهند داشت.

پوتین به خامنه‌اى پشت کرد

پوتین در این سال‌ها چند سفر به ایران داشته و از او خواسته شده بود براى رعایت پروتکل دیدارى هم با ولى فقیه داشته باشد. در این ملاقات‌ها خامنه‌اى به خیال خود براى خوش‌آمد پوتین، هر بار مدتى از آمریکا بد مى‌گفت و به رئیس جمهورى لامذهب همسایه شمالى مى‌گفت، شما براى ما سواى رهبران دیگر دنیا هستید و ما و شما مى‌توانیم روابطى بسیار نزدیک و صمیمانه داشته باشیم.



آقاى رئیس جمهور در این ملاقات‌ها معمولا به خامنه‌اى نگاه مى‌کرد و لبخند مى‌زد اما براى ولى فقیه این توهم پیش آمده بود که پوتین شیفته سخنان و عاشق چشم و ابروى او شده و از اینکه یارى با وفا‌، پرقدرت و قابل اطمینان را تور زده بسیار مشعوف بود که مى‌تواند از این پس روى رهبر روسیه به عنوان هم‌پیمانى قابل اطمینان حساب باز کند اما دیرى نپایید که مقام امنیتى سابق و رئیس جمهورى فعلى بعد از چند دیدار با نتانیاهو رئیس جمهورى اسرائیل از خامنه‌اى خواست اولا به موشک‌پرانى اسرائیل به محل استقرار نیروهاى جمهورى اسلامى در خاک سوریه واکنش نشان ندهد. دیگر اینکه نیروهاى خود را ١٨٠ کیلومتر از مرز اسرائیل و سوریه عقب براند. حضرت آقا نیز چاره‌اى جز اطاعت نداشت و این کار انجام شد.

در شرایطى که رهبر جمهورى اسلامى از پوتین سر خورده بود، زمزمه دور دوم تحریم‌ها نیز که از اوایل نوامبر آغاز شد برخاست و جلسات متعدد کابینه و مشاوران در کاخ خامنه‌اى تشکیل شد.

محمدجواد ظریف براى چندمین بار گفت، آماده گفتگو با آمریکا هستیم و اگر آمریکایى‌ها با ما منطقى صحبت کنند به نوعى توافق خواهیم رسید و نیازى به تحریم و درگیرى نخواهد بود. او افزود، یک رویکرد متفاوت در آمریکا به حل اختلاف بین تهران و واشنگتن کمک خواهد کرد و در واقع لازم نیست دولت متفاوتى در آمریکا روى کار بیاید بلکه فقط به رویکرد متفاوت نیاز هست.

وقتى خبرنگارى از ظریف خواست روشن‌تر سخن بگوید، او توضیح داد که به عقیده من انسان‌ها مى‌توانند تغییر کنند و دولت ترامپ هم مى‌تواند رویکرد متفاوتى داشته باشد و ایران مایل است تا پایان این رویکرد منتظر بماند!

خامنه‌اى آخوندى است بسیار جاه‌طلب که اختیارات بى‌حد و حصر و احمقانه‌اى که در قانون اساسى براى یک آخوند معمولى با معلومات محدود حوزوى به عنوان رهبر حکومت جمهورى اسلامى تعیین شده و بطور کلى خارج از ظرفیت هر آخوندى است، دوست دارد خیلى علنى براى نمایش اقتدار خود، به رؤساى جمهورى که در طول رهبرى او با آراى بالاى ٢٠ میلیون انتخاب شده‌اند، متلک بگوید، ایراد بگیرد و در سخنرانى‌هایش از آنها انتقاد کند، سرکوفت و تهمت بزند تا نشان دهد رئیس اوست نه رئیس جمهورى. اما او این روزها کم کم متوجه شده که تا پایان عمر نیابت قلابى امام زمان و نمایندگى پروردگار در ایران زمان چندانى باقى نمانده است. به همین دلیل براى هر چه بیشتر ماندن در جایگاه کنونى به وزیر خارجه رژیم گفته که منتظر پیش آمدن شرایط ایده‌آل و مورد نظر ما نباش و اگر براى برچیدن تحریم‌ها لازم است قول‌هایى بدهیم یا پیش‌شرط‌هایى را بپذیریم‌، هر چه زودتر آن را اعلام کن!

خامنه‌اى با دستپاچگى از ظریف خواسته راهى براى نجات از تنگناهاى به وجود آمده پیدا کند. همان موقعى که ترامپ گفته بود، کارى مى‌کنیم که رژیم ایران سر میز مذاکره بنشیند.

مایک پمپئو نیز گفت، دولت ایران را مجبور مى‌کنیم ٩٠ درصد سیاست‌هاى خود را تغییر دهد و اگر این اتفاق بیفتد با ایرانى‌ها صحبت خواهیم کرد. پمپئو یادآور شد که دلایل دیگر اعمال تحریم‌ها بر ایران این است که مقامات جمهورى اسلامى مردم اسرائیل را تهدید به ریختن آنها به دریا مى‌کنند، باعث جنگ و کشتار و فقر و فلاکت مردم یمن شده‌اند، اسرائیل را تهدید به نابودى مى‌کنند، سوریه را بى‌ثبات کرده و شیعیان عراق را تحریک مى‌کنند و آن کشور را بهم ریخته‌اند.

بخشى از نگرانى خامنه‌اى و همکاران او این است که تحریم‌ها در کوتاه‌مدت و بلندمدت به نارضایى‌ها در جامعه دامن مى‌زند و موجب اعتراض و تظاهرات بیشترى در نقاط مختلف مملکت خواهد شد اگرچه پمپئو گفته تحریم‌ها بر مردم اثرات آنچنانى ندارد و هدف از تحریم‌هاى کلان، فلج نمودن رژیم حاکم بر ایران است.

کمبود نوار بهداشتى

خبرنگار شبکه خبرى الجزیره در ایران در گفتگو با طبقات مختلف گزارش داده که به دلیل تحریم‌ها  نوار بهداشتى و برخى داروهاى مورد نیاز مردم گران شده است. یک خانم ایرانى که بعد از مدتى تحصیل و زندگى در کانادا و آمریکا به ایران بازگشته به الجزیره گفته، فشار تحریم‌ها کاملا محسوس است. افزایش قیمت کالا و مواد مورد نیاز، کار را براى بیشتر مردم سخت نموده و خلاصه اینکه طبقه متوسط به خاطر تحریم‌ها  ضعیف‌تر و فقیرتر شده است.

آزاده معاونى عضو گروه بین‌المللى بحران نیز معتقد است از کیفیت زندگى طبقات مختلف در ایران بطور روزانه کاسته مى‌شود. دخترى به نام نازنین که تحصیلات دانشگاهى دارد و در یک رستوران خانوادگى در شیراز کار مى‌کند نیز مى‌گوید، بسیارى از مردم در حال حاضر مواد مورد نیاز خود را نمی‌توانند بخرند.

الجزیره نوشته، داشتن فرزند نیز در ایران به خاطر هزینه‌اى که دارد کاهش یافته، ضمن آنکه تحریم سنگین بر موسسات مالى و بانکى از سوى آمریکا، احساس سردرگمى براى واردکنندگان دارو به وجود آورده است.

روزنامه لس آنجلس تایمز هم گزارش داده، تحریم‌ها بیشترین مشکلات را براى بیماران به وجود آورده است. کمبود مواد خام‌، واردات کمتر و کاهش ارزش پول ایران باعث شده دارو در ایران گران شود و مردم باز مجبورند براى تهیه داروى مورد نیاز به بازار سیاه دارو مراجعه کنند. این ادعای لس‌آنجلس تایمز در حالیست که وزارت خارجه و مقامات دولت آمریکا بارها تأکید کرده‌اند که دارو و مواد غذایی مشمول تحریم‌ها نیست و خود مسئولان جمهوری اسلامی ماه‌ها پیش از آغاز تحریم‌های جدید از مافیای دارو گله و شکایت داشتند.

تحریم‌ها جمهورى اسلامى را از پاى در مى‌آورد

همکاران دونالد ترامپ در دولت او معتقدند که جمهورى اسلامى در برابر شرایط سخت اقتصادى تحمیل شده از جانب آمریکا دوام نخواهد آورد. ان‌بى‌سى نیوز از قول چند دیپلمات غیرآمریکایى و شمارى از وزرا و سناتورهاى آمریکایى نوشته که شخص دونالد ترامپ نیز تردید دارد که حکومت ملاها توان مقاومت در برابر تحریم‌هاى جدید را داشته باشد و به احتمال زیاد جمهورى اسلامى را به زودى از پاى درخواهد آورد.

ترامپ چند روز پیش به شبکه بلومبرگ گفت، زمانى که من در کاخ سفید مستقر شدم، مسئله این بود که ایران چه زمانى خاورمیانه را مى‌گیرد! ولى حالا کار حکومت ایران به تقلا براى ادامه حیات کشیده و در فاصله یک سال و نیم  اوضاع کاملا فرق کرده و متفاوت شده است.

مایک پمپئو و جان بولتون همکاران نزدیک رئیس جمهورى آمریکا در ملاقات با بعضى مقامات و دیپلمات‌هاى خارجى، بر آسیب‌پذیرى رژیم جمهورى اسلامى تاکید کرده‌اند. آنها از تورم بالا، اعتصاب‌ها و اعتراض‌هاى گسترده خیابانى به عنوان تهدید فزاینده به ایران یاد کرده و گفته‌اند که تحریم جدید نفتى ایران مى‌تواند ضربه نهایى را بر رژیم تهران وارد کند و این ضربه آنقدر شدید است که ایران را از ماجراجویى نظامى در خاورمیانه منصرف کرده و مى‌تواند به سقوط آن منجر شود.

یک دیپلمات آمریکایى مى گوید؛ ما طبعا رژیم ایران را دوست نداریم چون یک دیکتاتورى مذهبى شدید است که دو دوزه بازى مى کند و از مردم خود مى دزدد. اما در نهایت با مردم ایران است که تصمیم بگیرند چه نوع حکومتى مى خواهند.


۱۳۹۷ مهر ۲۵, چهارشنبه

آیا جمهوری اسلامی اصلاح‌پذیر است؟ هشت خط قرمز خامنه‌ای




آیا ممکن است خامنه‌ای به عنوان قدرتمندترین فرد در جمهوری اسلامی تغییر رویه دهد و در سیاست داخلی اصلاحات و در سیاست خارجی تغییر رفتار جمهوری اسلامی را بپذیرد؟ و آیا بر اساس واقعیات موجود و نگرش‌های کنونی خامنه‌ای، جمهوری اسلامی اصلاح‌پذیر است ؟

بررسی چهارحوزه اساسی در سیاست داخلی و چهار حوزه دیگر در سیاست خارجی ایران نشان می‌دهد که بر اساس داده‌ها و رویه‌های موجود نشانه‌ای برای پاسخ مثبت خامنه‌ای به تقاضای تغییر در سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی دیده نمی‌شود.

​۱. رهبر پاسخگو: یکی از محوری‌ترین انتقادات از رهبر جمهوری اسلامی این است که او بیشترین اختیارات حکومتی را در ایران دارد اما به هیچکس و هیچ نهادی پاسخگو نیست. طبق قانون اساسی رهبر تحت نظارت مجلس خبرگان است و خبرگان نهاد ناظر بر رهبری و نهادهای تحت امر اوست اما در ۲۹ سالی که از رهبری خامنه‌ای می‌گذرد، هیچ گزارشی در مورد پاسخگویی رهبر به مجلس خبرگان منتشر نشده و حتی او نهادهای تحت امر خود را نیز از پاسخگویی به خبرگان منع کرده است.

کسانی که به اصلاح جمهوری اسلامی امید دارند و معتقدند، می‌گویند نمی‌شود مقامی چون رهبر بیشترین اختیارات کشور را در حوزه‌های اطلاعاتی، امینتی، قضایی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی داشته باشد ولی به کسی پاسخگو نباشد. اما خامنه‌ای نه به این انتقاد توجهی کرده و نه نشانه‌ای وجود دارد که در آینده به آن توجه خواهد کرد. عدم پاسخگویی از خطوط قرمز اولیه خامنه‌ای است، و حتی به خبرنگاران که ۲۹ سال است از یک کنفرانس خبری با او محروم بوده‌اند.

۲. بازگشت سپاه به پادگان‌ها: بسیاری از منتقدان درونی جمهوری اسلامی معتقدند سپاه پاسداران برخلاف وظایفش و ممنوعیت‌هایی که خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی برای آن تعیین کرده بود، در دوره حکومت‌داری خامنه‌ای وارد سیاست شده و مانند یک حزب پادگانی و دولت سایه عمل می‌کند و حتی اختیارات و حوزه عملکرد سازمان اطلاعات آن از وزارت اطلاعات بیشتر شده است.

شواهد و قرائن نیز نشان می‌دهد که سپاه نه فقط در سیاست و امنیت بلکه در عرصه اقتصاد نیز به یک پیمانکار و بنگاه اقتصادی تبدیل شده که هم بخش بزرگی از بودجه کشور را به خود اختصاص می‌دهد، هم به گفته منتقدانش شرکت‌های بخش خصوصی را ورشکسته کرده و هم با مالکیت صنایع و بانک‌ها و مؤسسات مالی به یک کارتل اقتصادی بزرگ تبدیل شده است.

در سال‌های اخیر و با راه‌اندازی مؤسساتی مانند سازمان اوج در حوزه فیلم‌سازی و ساخت مستند، سخن جدید منتقدان این است که سپاه پس از سیاست و اقتصاد در حال قبضه کردن عرصه فرهنگ و جشنواره‌های فیلم نیز هست. منتقدان می‌گویند اگر جمهوری اسلامی می‌خواهد اصلاح شود سپاه باید به پادگان‌ها برگردد و از حضور با تفنگ و سر نیزه در عرصه سیاست، اقتصاد و فرهنگ خارج شود. خامنه‌ای نه تنها کوچکترین اعتنایی به این انتقاد نکرده بلکه در سال‌های اخیر سپاه را تشویق کرده که علاوه بر کارهای گذشته در عرصه فرهنگ نیز تلاش بیشتری از خود نشان دهد.

۳. قوه قضاییه مستقل و غیرسیاسی: آنها که دنبال اصلاح جمهوری اسلامی هستند می‌گویند از شرط‌های لازم اصلاح اساسی نظام این است که قوه قضاییه غیرسیاسی و مستقل باشد. از نگاه آنها قوه قضاییه هم‌اکنون تحت کنترل نهادهای اطلاعاتی و امنیتی مانند سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات است و در عمل این بازجوها هستند که برای قضات تعیین تکلیف می‌کنند و فعالان مدنی و سیاسی را بازداشت، محاکمه و زندانی می‌کنند.

خامنه‌ای در تمامی ۲۹ سال گذشته این نوع انتقادات از قوه قضاییه را رد کرده و نپذیرفته و آن دسته از قضات و مسئولان قوه قضاییه را که مشهور به برخوردهای سیاسی و امنیتی هستند، مورد توجه و تکریم و تشویق قرار داده و آنها را ارتقای مقام داده است. هیچ نشانه‌ای از اینکه از این به بعد هم خامنه‌ای به انتقادات از قوه قضاییه اعتنا کند، دیده نشده است.

۴. پایان نظارت استصوابی شورای نگهبان: منتقدان داخلی خامنه‌ای می‌گویند یکی از مهم‌ترین راه‌های اصلاح جمهوری اسلامی و حفظ آن پایان دادن به نظارت استصوابی شورای نگهبان است. آنها معتقدند نظارت استصوابی به معنای رد صلاحیت نخبگان جمهوری اسلامی و تشکیل مجالسی ضعیف است. از نظر آنها اگر مردم بتوانند نامزدهای مورد نظر خود را آزادانه انتخاب کنند، امکان اصلاح جمهوری اسلامی و ماندگاری آن وجود دارد.

خامنه‌ای که خود بنیانگذار نظارت استصوابی از اوایل دهه ۱۳۷۰ است، نه تنها بارها و به کرات این انتقاد را رد کرده، بلکه رویه او نشان می‌دهد که هر چه می‌گذرد دفاعش از شورای نگهبان و نظارت استصوابی شورای نگهبان بیشتر می‌شود.

نگاه تجمیعی به این چهار عامل در حوزه سیاست داخلی نشان می‌دهد که خامنه‌ای در گذشته هیچگاه انتقادات از نهادهای سه‌گانه سپاه، قوه قضاییه و شورای نگهبان را نپذیرفته و خود نیز درباره اختیارات و عملکردش پاسخگوی کسی نبوده است. در واقع با اصلاح این چهار وضعیت تا حدود زیادی ماهیت و عملکرد جمهوری اسلامی در سیاست داخلی تغییر می‌کند و از سوی دیگر بدون تغییراساسی در آنها، هیچ تغییر دیگری از اندازه، وزن و اهمیتی برخوردار نیست که اصلاحات در نظام سیاسی جمهوری اسلامی را معنا دار و ملموس کند.

 چهار خط قرمز خارجی رهبر

۱. آمریکاستیزی: آمریکاستیزی یکی از محوری‌ترین و مهم‌ترین ویژگی‌های هویتی خامنه‌ای و جمهوری اسلامی خامنه‌ای است. کمتر سخنرانی از او وجود دارد که در آن علیه آمریکا موضع‌گیری نکند و یا عبارت دشمن را به کار نبرد که از نگاه بسیاری مصداق این دشمن در ذهن او آمریکاست. جمهوری اسلامی در دوره خمینی آمریکاستیز بود ولی تأکید بر این ویژگی در دوره خامنه‌ای بیشتر به چشم می‌خورد. خامنه‌ای از آمریکاستیزی به عنوان اهرمی برای جلب حمایت بیشتر پیروانش در داخل، توجیه مشکلات متنوع و متعدد کشور و نیز کسب پرستیژ بین گروه‌های سیاسی و شبه‌نظامی طرفدار جمهوری اسلامی در خاورمیانه بهره می‌گیرد.

آمریکاستیزی باعث تحمیل هزینه‌های بسیاری بر نظام جمهوری اسلامی، ایران و ایرانیان در ۴۰ سال گذشته شده اما هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که خامنه‌ای از آمریکاستیزی دست بردارد. او حتی هنگامی که توافق هسته‌ای با آمریکا را پذیرفت، اجازه نداد این مذاکره و توافق به معنای مذاکره درباره روابط دوجانبه تهران- واشینگتن و بهبود رابطه ایران و آمریکا معنا شود.

​۲. اسرائیل‌ستیزی: همانند آمریکاستیزی، اسرائیل‌ستیزی نیز به عنوان یکی از ستون‌های هویتی جمهوری اسلامی تعریف شده است. کلام و بیان خامنه‌ای اگر در مورد آمریکا در مواردی با احتیاط بوده، هرگز این احتیاط را به سخنانش در مورد اسرائیل تعمیم نداده و با تندترین و در مواردی توهین‌آمیزترین کلمات، اسرائیل و رهبران آن را مورد خطاب قرار داده است.

در شرایطی که خمینی از ضرورت نابودی اسرائیل سخن می‌گفت، خامنه‌ای یک دوره بیست و پنج ساله را نیز برای آن تعیین کرده است. همانند موارد پیشین هیچ نشانه‌ای دیده نمی‌شود که خامنه‌ای از اسرائیل‌ستیزی نیز دست بردارد.

۳. ​سیاست خاورمیانه‌ای سپاه‌محور: یکی از انتقادات درونی معتقدان به حفظ و ماندگاری جمهوری اسلامی از خامنه‌ای این است که سیاست خاورمیانه‌ای کشور را از دیپلمات‌ها گرفته و به فرماندهان سپاه داده است. نگاهی به سیاست خاورمیانه‌ای ایران و در واقع سیاست ایران در قبال جهان عرب و کشورهای عربی نشان می‌دهد که ایران نه تنها برخلاف فشارهای بین‌المللی و منطقه‌ای به حمایت مداوم از گروه‌هایی نظیر حزب‌الله، حماس و جهاد اسلامی ادامه داده بلکه در سال‌های اخیر با تشکیل حشد الشعبی در عراق و تشکیلات نظامی- سیاسی حوثی‌ها در یمن و نیز ایجاد شبه‌نظامیان طرفدار دولت بشار اسد در سوریه دامنه این نوع سیاست خاص در جهان عرب را گسترش داده است.

عربستان سعودی به عنوان مخالف اصلی این سیاست ایران در خاورمیانه، آن را توسعه‌طلبی شیعی و نفوذ در حوزه امنیتی خود می‌بیند و بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی را در این راه علیه جمهوری اسلامی با خود متحد کرده است. برخلاف کسانی که معتقدند تداوم این سیاست به ضرر ایران در منطقه است، خامنه‌ای نه تنها با این انتقادات همراه نبوده بلکه بر حمایت از چنین سیاستی در خاورمیانه به طلایه‌داری سپاه پاسداران اصرار ورزیده و نشانه‌ای از تغییر این خط مشی از سوی او دیده نمی‌شود.

ادامه برنامه موشکی: برنامه موشکی جمهوری اسلامی ایران آنگونه که مقامات می‌گویند از عناصر اصلی توان بازدارندگی نظامی ایران است. اصولاً در سال‌های اخیر جمهوری اسلامی هرگاه خواسته است از زبان قدرت سخن بگوید بیشتر درباره موشک‌ها و رزمایش‌های موشکی و شهرهای موشکی سخن گفته است. جمهوری اسلامی برای پایان دادن به این برنامه موشکی نه تنها از طرف آمریکا و اسرائیل بلکه از سوی قدرت‌های اروپایی نیز تحت فشار است. کشورهایی نظیر آلمان و فرانسه و بریتانیا که در موضوع برجام و توافق هسته‌ای موضعی متفاوت از دولت کنونی آمریکا دارند، در مورد ضرورت توقف برنامه موشکی ایران به موضع آمریکا نزدیک هستند. خامنه‌ای به کرات و با صراحت چنین تقاضایی را رد کرده و بر ادامه برنامه موشکی ایران تأکید کرده است.

در واقع خامنه‌ای نه در داخل کشور حاضر به بازگرداندن سپاه به پادگان‌ها، غیرسیاسی کردن قوه قضاییه، پایان دادن به نظارت استصوابی، و پاسخگو کردن رهبر شده، و نه در سیاست خارجی از آمریکاستیزی، اسرائیل‌ستیزی، سیاست خاورمیانه‌ای سپاه‌محور و ادامه برنامه موشکی دست کشیده و یا نشانه‌ای وجود دارد که دست خواهد کشید. چنین وضعیتی می‌تواند پاسخی روشن به این سؤال دهد که آیا خامنه‌ای در درون کشور حاضر به انجام اصلاحات اساسی است و یا در سیاست خارجی حاضر به تغییر اساسی رفتار جمهوری اسلامی است یا خیر.


۱۳۹۷ مهر ۲۰, جمعه

سپاه پاسداران و یاغی‌گری‎ های جمهوری اسلامی




گروه اقدام ایران وزارت خارجه آمریکا گزارشی هفت فصلی در باره‌ی نقش مخرب جمهوری اسلامی در منطقه منتشر کرده است.
- محور این گزارش سپاه پاسداران است اما با ارائه مستندات تاکید شده دولت جمهوری اسلامی در همکاری با سپاه سهم زیادی در صدور تروریسم دارد.
- حمایت تسلیحاتی و مالی از تروریسم، موشک‎سازی و تهدیدات سایبری و دریایی از بخش‎هایی است که در این گزارش مورد توجه قرار گرفته.
- جمهوری اسلامی پیوسته شهروندان و فعالان مدنی و دگراندیشان را سرکوب و مورد آزار و اذیت قرار می‎دهد و زندانی می‎کند.
- پروژه‎های غلط کشاورزی و سدسازی های ویرانگر سپاه پاسداران فاجعه محیط زیست را در ایران تشدید کرده است.


وزیر خارجه آمریکا، سه‎شنبه نهم اکتبر (۱۷ مهر)، در توییتی نوشت «در حالی‌ که مردم ایران در سختی بسر می‎برند، رژیم یاغی ایران از سال  ٢٠١٢ تا کنون ۱۶ میلیارد دلار پول برای حمایت از اسد و سایر شرکا و عوامل نیابتی‌اش در سوریه، عراق و یمن به هدر داده است.»


Secretary Pompeo


اطلاعات و حریم شخصی آگهی‌های توییتر
همزمان گروه اقدام ایران به سرپرستی برایان هوک گزارشی مبسوط با جزییات در هفت فصل در باره‎ی رفتار مخرب رژیم ایران در گسترش تروریسم و سوابق پشتیبانی از عملیات تروریستی، برنامه‌های موشکی سپاه پاسداران، توطئه‎های مالی و پولشویی و دور زدن تحریم‎ها، تهدیدات دریایی و سایبری، نقض حقوق‌بشر و بازداشت گسترده منتقدان و دگراندیشان و همچنین دخالت و نقش جمهوری اسلامی در آسیب‎های زیست محیطی منتشر کرده است.


تصویری که وزارت خارجه آمریکا برای جلد این بولتن استفاده کرده: علی خامنه‎ای و یکی از معترضان تظاهرات دی‎ماه ۱۳۹۶
فصل اول، سوابق طولانی جمهوری اسلامی در حمایت از تروریسم را بازخوانی می‎کند که در راس آن سپاه پاسداران قرار دارد. در این بهش عنوان شده از سال ۱۹۷۹ ایران به صورت سازمانیافته برای انجام فعالیت‎های تروریستی و تسهیل آن اقدام کرد و امروز سپاه قدس و وزارت اطلاعات با پشتیبانی از گروه‎های شبه‎نظامی تروریست مثل حزب‎الله لبنان، جهاد اسلامی فلسطین (حماس)، الشرطه بحرین و گروه‎ها و تیپ‎های شبه نظامی در عراق این فعالیت‎ها را ادامه می‎دهد.

فصل دوم، مربوط به بررسی توسعه و آزمایش‎های موشک‎های بالستیک توسط سپاه است و تاکید شده رژیم ایران امنیت منطقه را به هم زده و بزرگترین موشک‎های بالستیک در خاورمیانه را دارد و به دنبال افزایش برد آنهاست و توافق اتمی نتوانست ماجراجویی‎های رژیم ایران را متوقف کند.

فصل سوم، به فعالیت‎های غیرقانونی مالی جمهوری اسلامی اشاره دارد که یکپارچگی و امنیت سیستم مالی جهانی را به مخاطره می‎اندازد. رژیم ایران با فعالیت‎های مالی فریبکارانه اقدام به تأمین بودجه شبه نظامی‎های نیابتی و گسترش صنایع موشکی خود می‎کند و به سپاه تحویل می‎دهد تا این تسلیحات را در منطقه به کار گیرد. بخشی از این فصل نیز مربوط به نفوذ در شبکه‎های پولی و بانکی بین‏‌المللی و همچنین چاپ اسکناس‎های تقلبی توسط عوامل جمهوری اسلامی است.

فصل چهارم خلاصه‎ای از تهدیدات دریایی حکومت ایران است که امنیت خلیج فارس و دریای سرخ را به خطر می‌اندازد. جمهوری اسلامی بارها و بارها تاکید کرد تنگه هرمز را خواهد بست که این به معنای توقف آزادی تجارت است. در این بخش به بازداشت ملوانان انگلیسی و آمریکایی در سال‎های گذشه توسط سپاه اشاره شده است. نظامیان ایران بخصوص نیروی دریایی سپاه در خلیج فارس اقدامات تحریک‌آمیز و غیرحرفه‎ای انجام می‎دهند. همچنین کشتی‎های تجاری عربستان توسط حوثی‎ها با موشک‎های ایرانی مورد حمله قرار می‎گیرند. قاچاق اسلحه با استفاده از قایق‎های غیرنظامی از دیگر مواردی است که در این بخش مورد بررسی قرار گرفته است.

فصل پنجم گسترش حملات سایبری و خرابکاری سیستماتیک جمهوری اسلامی در فضای مجازی را زیر ذره‎بین قرارداده است که بطور فزاینده زیر ساخت‎های حیاتی، نهادهای مالی و تجاری و موسسات آکادمیک را تهدید می‎کند. همچنین جمهوری اسلامی با استفاده از ارتش سایبری خود اقدام به شناسایی منتقدان در داخل کشور می‎کند و در خارج از کشور نیز کمپین‎های ساختگی بر اساس خبرها و آمارهای غلط و غیرواقعی به راه می‎اندازد.


قاسم سلیمانی، علی جعفری، محسن رضایی و یحیی رحیم صفوی دانه درشت‎های سپاه
در فصل ششم به بررسی نقض دائم و سیستماتیک حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی پرداخته و تاکید شده ایران ناقض قوانین و مقررات بین‎المللی است و فعالان جامعه مدنی را مورد آزار و اذیت قرار می‎دهد. از جمله اقلیت‎های قومی و مذهبی را به حاشیه رانده و شهروندان خود را سرکوب و شکنجه می‎کند و بیش از حد تصور آمار اعدام در ایران بالاست و شامل افرادی که زیر سن قانونی هستند نیز می‎شود. از دیگر مواردی که در این بخش به آن گزارش شده هدف قراردادن غیرنظامیان بی‎گناه در سوریه و بازداشت سنی‎ها در عراق است که گزارش‎ها حاکیست تحت نفوذ جمهوری اسلامی صورت می‎گیرد.

فصل هفتم فاجعه زیست محیطی پایدار و فزاینده و بازگشت تاپذیر را برجسته می‎کند. در ایران محیط زیست به دست رهبران خودخواه رژیم تخریب می‎شود. پروژه‎های غلط کشاورزی و سدسازی  ویرانگر سپاه پاسداران این فاجعه را تشدید کرده است. بخش قابل توجهی از منابع آبی ایران از بین رفته و به مهاجرت میلیون‌ها نفر از مردم منجر شده است و فعالان زیست محیطی و کسانی که از این شرایط انتقاد می‎کنند با برخوردهای امنیتی مواجه می شوتد.

در تمام مواردی که وزارت خارجه آمریکا روی آن دست گذاشته است «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» نقش اساسی دارد. از قرار معلوم دولت دونالد ترامپ دریافته  که خط کشی میان دولت‎ جمهوری اسلامی و  سپاه بی‎معناست چون در تمامی این هفت فصل به طور مشخص دولت نیز نقش دارد. اتفاقاً در بخش‎های متعددی از این گزارش اشاره شده که حکومت/ دولت در کنار سپاه چه سهمی در صدور تروریسم داشته است.

در فصل اول این گزارش که ارسال تجهیزات تسلیحاتی و نیروی نظامی توسط سپاه به سوریه و عراق با استفاده از ایرلاین‎های تجاری مورد بررسی قرار گرفته به نقش دولت نیز اشاره شده است.

در فصل ششم این گزارش که مربوط به نقض حقوق بشر در ایران است تاکید شده رژیم ایران به صورت گسترده اقدام به سرکوب شهروندان و فعالین سیاسی و مدنی می‎کند. همچنین تاکید شده در حال حاضر بیش از ۸۰۰ زندانی سیاسی و عقیدتی در ایران وجود دارد و سازمان گزارشگران بدون مرز تخمین زده تا ژوییه سال ۲۰۱۸ دست‌کم ۲۰ روزنامه نگار و فعال رسانه‎ای در فضای مجازی بازداشت شده‎اند. در این بخش به حصر مهدی کروبی و میرحسین موسوی و زهرا رهنورد نیز اشاره شده است.


۱۳۹۷ شهریور ۲۹, پنجشنبه

تجارت رسمی‌سکس در جمهوری اسلامی





این روزها مطالبی در ارتباط با رفت و آمد توریست‌ها به «خانه‌های عفاف» در شهرهای عمدتا زیارتی فاش و در برخی نشریات بازتاب داشته که نشان از فاجعه‌ی دیگریست که انقلاب اسلامی بر سر ایران و ایرانی آورده است.  بر اساس گزارشی که چند روز پیش روزنامه شهروند آن را منتشر کرده، فقط در شهر مشهد بیش از ۶ هزار «مسافرخانه‌ی غیرمجاز» وجود دارد که «پذیرای توریست‌هایی از کشورهای مسلمان هستند».  در این نوع خانه‌ها، دلالان با خیال راحت و در مقابل چشمان حکومتی که تا اعماق زندگی حتی خصوصی مردمان را کنترل می‌کند، به فروش آزاد سکس مشغولند.



حتی اخیرا یکی از معاونین سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نیز به شکلی ضمنی این نوع گردشگری را، که بر اساس فروش سکس می‌باشد، تایید کرده است.  محمد محب خدایی، با اشاره به پایین رفتن ارزش ریال به خبرنگاران گفته است که: «ورود گردشگر از عراق ۹۰ درصد رشد داشته و سفر اهالی جمهوری آذربایجان به ایران هم ۷۰ درصد بیشتر شده است. افغان‌ها نیز ۴۰ درصد بیشتر به ایران سفر کرده‌اند، این رشد در سه حوزه‌ی زیارت، سلامت و تجارت بوده است.»

شهروند می‌نویسد:« اما اینها تمام اهدافی نیست که مسافران عراقی را به ایران می‌کشاند. گردشگری ایران، اگر چه همیشه به واسطه میراث فرهنگی غنی و همچنین اماکن مهم زیارتی، مطرح بوده اما حالا، ابعاد تازه‌ای از تخلفات، این صنعت را به حاشیه کشانده است… گزارش‌‌های فعالان گردشگری نشان می‌دهد که بعضی از زائران عراقی محل اسکان شان را به شرط حضور زنی برای ازدواج موقت [صیغه] انتخاب می‌کنند و براحتی راهی این مکان‌های اقامتی غیرمجاز [خانه‌های عفاف] می‌شوند».

سابقه‌ی خانه‌های فروش سکس

بیست سال پیش، وقتی رفسنجانی، رییس جمهور وقت رژیم اسلامی، از «صیغه» به عنوان «راهکاری برای مقابله با مشکلات جنسی جوانان» نام برد، و آن را به جوانان توصیه کرد، این امر برای مردمان ایران، به ویژه نسل جوان و طبقه متوسط تحصیلکرده حکم یک شوک را داشت. «صیغه» برای نسلی که کودکی و جوانی‌اش در ایران مدرن شده‌ی دوران پهلوی‌ها و در فضای به دست آوردن حقوق و آزادی‌های زنان گذشته بود، نوعی تحقیر و اهانت به زن به حساب می‌آمد. و به همین دلیل، در بدو امر، اعتراض‌ها و برخوردهای مردمان با توصیه‌ی رفسنجانی و، در پی آن، به هیجان آمدن آیت‌الله‌ها و ملاها چنان بود که حکومتی‌ها ظاهرا جا زدند در حالی که از آن پس قضیه صیغه را بطور جدی دنبال کردند.

متاسفانه، در همان زمان، تعدادی از زنان که خود را «فمینیست اسلامی» می‌نامیدند، و حتی تنی چند از زنان فمینیست مشهور خارج کشوری، آن پیشنهاد را به عنوان راهی برای ارتباط آزاد بین زن و مرد، که پس از انقلاب اسلامی به شدت تحت کنترل قرار گرفته بود مفید تشخیص دادند.

 یادم می‌آید در همان روزها و در یک برنامه تلویزیونی، وقتی با صراحت صیغه را نوعی «تن‌فروشی مذهبی» نامیدم برخی گفتند این اهانت به اسلام است. اما من خطاب به آنها می‌گفتم: «اگر از هم اکنون مقابل این فاجعه‌ی ضد انسانی نایستید فردا دختر دوازده – سیزده ساله‌ی شما دست مردی را، که تن خود را به او فروخته، می‌گیرد، و به خانه می‌آورد و در مقابل اعتراض شما هم می‌گوید: مگر کاری خلاف شرع و قانون کرده‌ام؟»

ولی اکنون صادقانه اعتراف می‌کنم که در آن زمان به باورم هم نمی‌آمد که روزی شاهد وجود هزارها خانه‌ای باشیم که زنان سیاه‌روز ایرانی رسماً در آن به تن‌فروشی مشغولند.

شروع راه‌اندازی خانه‌هایی برای تن‌فروشی مذهبی

از همان زمان بدبختی شروع شده بود.  با همه‌ی مخالفت‌هایی که از سوی مردمان پیشرفته و با فرهنگ نسبت به این حکم ضد انسانی به وجود آمد، اولا صیغه رسما به عنوان یک قانون مورد استفاده برخی از مردان متاهل قرار گرفت و سپس حکومتی‌ها، به وسیله‌ی عوامل‌شان، با راه‌اندازی خانه‌هایی در سراسر ایران به عنوان «خانه‌ی عفاف» تن‌فروشی را رسمی‌کردند. سال‌های اول راه‌اندازی این خانه‌ها را به گردن «افراد مشکوک» می‌انداختند و بعد دیگر ابایی نداشتند که از این خانه‌ها یکی پس از دیگری در سراسر ایران شروع به کار کند.

یعنی، آنها که در ابتدای انقلاب محله‌ی بسته‌ی «شهرنو» را- که تنها در یک گوشه‌ای از تهران بود، و رفت و آمد در آن به سختی انجام می‌گرفت- به آتش کشیدند و معدود زنان بدبخت و بینوای آن را به زندان انداختند، یا سوزاندند و کشتند، حالا خودشان شهرنو را در سراسر ایران به پا کرده و زنان و حتی دختران زیر سن قانونی را که از لحاظ مالی در تنگنا هستند و یا موهومات مذهبی را حکم شارع می‌دانند تشویق به تن‌فروشی «رسمی ‌و شرعی» می‌کنند.

صیغه و مذهب اسلام

صیغه، یا متعه (لذت بردن)، معامله‌ی مالی کوتاه‌مدتی در مذهب شیعه است. یعنی این رابطه، مثل هر معامله‌ی شرعی، از ابتدا باید هم مدت‌اش معلوم باشد و هم مبلغی که برای آن از سوی زن خواسته می‌شود.

جز شیعیان، بقیه‌ی انواع مسلمانان، این نوع رابطه را زشت و حرام می‌دانند. و فقط در عالم تشیع اثنی عشری است که زنان مجرد می‌توانند به هر تعداد باری که دلشان خواست  تن خود را بفروشند و مردان مجرد یا متاهل می‌توانند به هر تعداد باری که دلشان خواست تن زنی را بخرند. در دوران رژیم جمهوری اسلامی برخی از آیت الله‌هایی این نوع خرید و فروش تن را حتی کاری واجد «ثواب» اعلام کرده و زنان را رسما به این نوع تن‌فروشی تشویق می‌کنند.

قانونی شدن صیغه در قوانین جمهوری اسلامی

صیغه در سال ۱۳۹۱ (یعنی شش سال قبل) از نظر قانونی هم رسمیت پیدا کرد و در ماده ۲۱ قانون حمایت خانواده «نکاح موقت بر اساس احکام شریعت و قانون مدنی» جایز شناخته شد. بر اساس این قانون، صیغه نیازی به تایید و ثبت قانونی ندارد و با رضایت طرفین و ذکر کلماتی به فارسی یا عربی انجام می‌شود. در این قانون گفته شده که ثبت آن در سه حالت الزامی‌است: باردار شدن زوجه، توافق طرفین، شرط ضمن عقد.

در عین حال سن زنان و یا اجازه پدر و مادر (که در ازدواج مطرح است) در این رابطه مطرح نیست و هر زن «غیرباکره» با هر سنی می‌تواند.

۱۳۹۷ شهریور ۲۱, چهارشنبه

برده داری در اسلام



چگونه شخصی برده میشود؟
در مذهب تشیع مرتبه یک شخص از 7 طریق مختلف ممکن است از آزاد به برده تبدیل شود. سایر مذاهب اسلامی نیز از این حیث بسیار شبیه به تشیع هستند. این 7 طریق از این قرارند. (1)
سبب اول: اسارت در جنگ
تمام كساني كه در جنگ مسلمانان با غيرمسلمانان به دست مسلمين اسير مي‌شوند، شرعاً برده و مملوك محسوب مي‌شوند. مرداني كه پس از پايان جنگ به اسارت مسلمانان درمي‌آيند مشمول يكي از سه حكم مي‌شوند: آزادي بلاعوض، آزادي در عوض دريافت فديه يا در قبال مبادله با اسراي مسلمان و استرقاق. حاكم اسلامي در اين باره تصميم مي‌گيرد و در صورت اختيار استرقاق يا دريافت عوض مالي، مورد از مصاديق غنيمت محسوب مي‌شود.
زنان و كودكان سرزمين فتح شده، غنيمت جنگي بوده به مجرد استيلاي فاتحان مسلمان بر آنان مملوك و برده به حساب مي‌آيند. از كلية غنايم منقول (اعم از اشياء و افراد) ابتدا قطايع الملوك و صفاياي اموال و آنچه را ولي‌امر به مقتضاي ولايت مطلقه‌اش صلاح بداند جدا كرده به عنوان فيء به امام تعلق مي‌گيرد، پس از برداشتن خمس آنها، باقي‌مانده بين مجاهدان يعني سربازان حاضر در جنگ تقسيم مي‌شود. به نحوي كه هر سرباز، مالك سهمي از غنايم از جمله غلامان و كنيزان مي‌شود. شرط اصلي بردگان در اين مورد كفر اصلي اسير است اعم از كافر حربي و اهل كتاب مادامي كه معاهد، مستأمن يا وفادار به ذمه نباشند. بنابراين مسلمان از اين طريق مملوك نمي‌شود. اما اگر اسير پس از اسارت مسلمان شد، اين تغيير دين باعث الغاي بردگي و رفع استرقاق نمي‌شود و كماكان برده باقي مي‌ماند. (منهاج الصالحين 1 / 373، 379 و 380؛ جواهر 21 / 128 – 120)
حكم بردگي تنها منحصر به حاضران در ميدان جنگ يا نظاميان نيست، بلكه كليه ساكنان دارالحرب اعم از نظامي و غيرنظامي، زن و مرد، كودك و كهنسال كه تحت استيلاي مسلمين قرار گرفته‌اند مشمول حكم فوق هستند.
اسارت منجر به بردگي نتيجة مطلق جنگ‌هاي مسلمانان با غيرمسلمين است و منحصر در جهاد ابتدايي يا جهاد دفاعي نيست. حتي مشروط به حضور پيامبر(ص) يا امام(ع) يا اذن ايشان هم نيست. تنها در زمان حضور اگر بدون اذن ايشان جهاد انجام شده باشد و استيذان هم ميسر بوده باشد، غنايم حاصله متعلق به امام خواهد بود. به هر حال در زمان غيبت بنا بر احتياط، تصرف در غنايم كلية جنگ‌هاي مسلمين با غيرمسلمين حتي اگر به قصد كشورگشايي و تحصيل غنيمت در گرفته باشد، پس از اخراج خمس مجاز و مشروع است. (العروه الوثقي 2 / 367؛ تحرير الوسيله 1 / 352؛ مستند العروه الوثقي، كتاب الخمس 22)
جنگ مهمترين سبب بردگي بوده است و اكثر بردگان از اين طريق تحصيل شده‌اند. در اين زمينه نكات ذيل قابل توجه است:
اول: بردگي از طريق جنگ منحصر به نظاميان و حاضران در ميدان جنگ نيست و تمام ساكنان دارالحرب را كه تحت استيلاي مسلمين قرار گرفته است در بر مي‌گيرد.
دوم: حدود چهارپنجم بردگان از طريق جنگ، ملك خصوصي سربازان مي‌شوند و بيش از يك‌پنجم آنها در اختيار شخص حاكم و منصب امامت قرار مي‌گيرند. به عبارت ديگر اكثر بردگان مملوك اشخاص مي‌شوند نه مملوك دولت و حكومت.
سوم: اسراي جنگي مذكر با اختيار ولي امر مملوك مي‌شوند و پس از پايان جنگ هيچ‌يك از آحاد دشمن به عنوان اسير باقي نمي‌ماند.
چهارم: بردگي منحصر به جهاد و جنگ مشروع نيست. غنايم جنگ‌هايي كه خارج از ضوابط شرعي انجام گرفته، از جمله مردان، زنان و كودكان به اسارت گرفته شده، پس از پرداخت خمس، به ويژه در عصر غيبت تفاوتي با غنايم جهاد و جنگ مشروع ندارد.
برخلاف نظر برخي از علماي بزرگ معاصر (الميزان 6 / 345) جنگ تنها طريق مشروع بردگي در اسلام نيست. طرق ديگري نيز براي بردگي در متون شرعي به چشم مي‌خورد.
سبب دوم، استرقاق از طريق تغلب
اگر افرادي از دارالحرب – اعم از ساكن دارالحرب يا خارج از آن – از راه سرقت، خيانت، نيرنگ، غارت، اسارت و زور از جانب غيرنظاميان يا از جانب نظاميان اما بدون اعمال زور و در مجموع بدون جنگ ربوده شوند و به دارالاسلام آورده شوند، در حكم غنيمت محسوب مي‌شوند و پس از پرداخت خمس آنان، ملك رباينده محسوب شده، تصرف در آنها جايز و خريد و فروش آنها مباح است. حتي اگر اخذ اين افراد توسط غيرمسلمانان صورت بگيرد، خريد مسلمانان از ربايندگان كافر حتي با علم به اينكه مأخوذ از طريق زور و سرقت و خارج از جنگ به تملك كافر درآمده، مجاز است. (شرايع‌الاسلام2 / 59، جواهر الكلام 24 / 229، العروه الوثقي 2 / 368، منهاج‌الصالحين2 / 66)
جواز استرقاق از طريق غير جنگ مدلول روايات متعدد است (منهاج الصالحين 1 / 374) شرط استرقاق در اين طريق همانند طريق اول، مسلمان نبودن فرد ربوده شده در اول بردگي است. نكتة قابل توجه در اين طريق اينكه اگرچه به كار گرفتن روش‌هايي از قبيل سرقت و خدعه خلاف شرع، ممنوع و حرام است، اما حرمت اين احكام در محدودة اموال قابل احترام است، نه مطلقاً، لذا چون كافر حربي فاقد احترام شرعي است، استنقاذ آن به هر وجهي صحيح و مجاز است و به لحاظ شرعي سرقت حرام، خدعه حرام، خيانت حرام و… بر آن صدق نمي‌كند، بلكه انتقال آنان به دارالاسلام چه‌بسا باعث استبصار و هدايت آنان شود. واضح است كه بردگي از طريق تغلب و زور بيشتر نصيب زنان و كودكان مي‌شود.
سبب سوم: استرقاق از طريق خريدن از اولياء
اگر كفار حربي به هر دليلي حاضر به فروش اعضاي خانوادة خود از قبيل زن، خواهر، دختر يا كودك خود هستند، خريد آنان جايز است و بعد از خريد، آنان كنيز خريدار محسوب مي‌شوند. چرا كه كفار حربي فيء مسلمانان هستند و استنقاذ آنان به هر وجهي جايز است. در حقيقت مالكيت از استيلاي مسلمان بر كافر حاصل شده نه از بيع، زيرا واضح است كه چنين بيعي فاسد است. به همين‌گونه بر اساس اجماع و اخبار ابتياع افرادي كه گمراهان از كفار حربي به اسارت مي‌گيرند جايز است و آثار ابتياع صحيح بر آن مترتب مي‌شود. اگرچه مملوكان طريق دوم و سوم يا به امام(ع) تعلق دارند يا حداقل در آنها حق خمس است، اما در زمان غيبت ائمه(ع) استثنائاً به شيعيان خود رخصت تصرف در كنيزان را داده‌اند. (جواهرالكلام 30 / 287)
سبب چهارم: سرايت رقيت از طريق والدين به فرزندان
اگر پدر و مادر به يكي از طرق معتبر مملوك شده باشند، تمام فرزندان آنان كه در زمان مملوكيت متولد مي‌شوند، مملوك و برده خواهند بود. بنابراين رقيت و بردگي از طريق والدين به فرزندانشان سرايت مي‌كند. اسلام آوردن والدين در زمان رقيت مانع از سرايت رقيت به فرزندان نيست. فرزندان بردگان نماء ملك هستند و به مالك برده تعلق مي‌گيرند. (جواهرالكلام 24 / 136، منهاج الصالحين 2 / 66 و 313) البته اگر يكي از والدين حر باشد، فرزند او نيز حر خواهد بود. بنابراين چنين نيست كه همة انسان‌ها آزاد متولد مي‌شوند، بلكه برخي از مادر برده متولد مي‌شوند (بردة مادرزاد).
سبب پنجم: رقيت از طريق اقرار
اگر فرد عاقل بالغ مختاري به بردگي اقرار كرد، از او پذيرفته مي‌شود. به شرطي كه مشهور به حريت نبوده نسب او نيز شرعاً معلوم نباشد. (جواهر الكلام 24 / 150، منهاج الصالحين 3 / 67 و 313). در اين مورد تفاوتي بين مسلمان و غيرمسلمان از يك سو و مرد و زن از سوي ديگر نيست. حتي مهم نيست انگيزة فرد از اقرار به رقيت و بردگي فقر است يا غير آن.
سبب ششم: رقيت لقيط دارالكفر
اگر در دارالكفر كودك بي‌سرپرستي يافت شد كه تولدش از مسلمان يا ذمي ممكن نباشد، استرقاق او جايز است (منهاج الصالحين 2 / 136) البته اگر حفظ چنين كودكي متوقف بر به عهده گرفتن سرپرستي وي است، چنين امري واجب كفايي خواهد بود.
سبب هفتم: خريد از بازار غيرمسلمين
اگر فردي مطلقاً به هر طريقي از طرق ولو غير از طرق شش‌گانة پيش‌گفته برده شده باشد و در بازار غيرمسلمين در معرض فروش گذاشته شده باشد، خريد او توسط مسلمان مشروع و جايز است و سئوال از طريق بردگي او لازم نيست، حتي اگر خريدار علم داشته باشد كه فرد از طريق غيرجنگ و با زور يا سرقت يا فروش از طرف شوهر يا پدر يا برادر به ملكيت درآمده، خريد او جايز و تصرف در آن مشروع است. در مجموع در خريد برده از سوق غير المسلمين استفسار و احراز مشروعيت سبب رقيت لازم نيست و با يقين به اينكه سبب از اسباب شرعيه نبوده بازخريد و تصرف در مملوك مجاز است. حتي اگر مملوك مسلمان باشد و شرعاً نتواند بر آزادي خود بينه اقامه كند، مشمول جواز فوق مي‌شود. با اين سبب بردگان تمام جهان به هر طريقي مملوك و رق شده باشند توسط مسلمانان جايز التصرف و مشروع الملكيه خواهند بود. اين سبب اگرچه مانند اسباب شش‌گانة پيشين احداث رقيت نمي‌كند، اما جواز انتقال بردگان به سوق المسلمين و دارالاسلام از آن به دست آيد كه در حكم احداث رقيت شرعي است.

۱۳۹۷ مرداد ۲۸, یکشنبه

تلاش اتحادیه اروپا برای بقای رژیم



 به همت مردم ایران که به قصد براندازی رژیم جمهوری اسلامی در سرتاسر ایران به خیابان‌ها آمده‌اند، در چند روز اخیر بررسی سرنوشت جمهوری اسلامی در دستور کار تمام نیروهای دمکراسی‌خواه و آزادیخواه جهان قرار گرفته. رسانه‌ها و رهبران سیاسی جهان با تعجب و تحسین به عظمت و قدرت مردمی می‌نگرند که موفق شده‌اند به کاخ سفید دیکته کنند باید از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران دفاع کند، و مواضع سیاسی خود در قبال ایران را در راستای تلاش‌های آنها برای براندازی رژیم جهل و جور تنظیم کند.


در این میان، اتحادیه «مماشاتگر» اروپا با بی‌شرمی و وقاحتِ وصف‌ناپذیر اعلام می‌کند که با تمام توان خود– تحتِ عنوان پایبندی به برجام– از فروپاشی نظام اسلامی جلوگیری خواهد کرد. اکنون می‌پرسیم چرا اتحادیه‌ اروپا از رژیم تروریستی و حامی تروریسم دفاع می‌کند؟ اگر به ایجاد و تکوین و رشد این اتحادیه توجه کنیم، از ابتدا با دروغ و تزویر در کشورهای مختلف اروپا به فریب افکار اروپاییان پرداخت و با یک سلسله پروپاگاندای دروغ و نیرنگ توانست مردم ساده‌ی کشورهای مختلف اروپا را متقاعد کند که جهان در معرض جنگ سوم جهانی قرار دارد، و عنقریب است که روسیه به کشورهای بالکان و مجاور اسکاندیناوی حمله‌ور شود، پس تنها کلید صلح جهانی در ایجاد یک اتحادیه‌ی اروپایی لیبرال و صلح‌دوست است.
اما قبل از طغیان‌های براندازی رژیم ملایان در ایران و همراهی کاخ سفید در این تلاش، عمق فاجعه و پلیدی اتحادیه‌ اروپا بر مردم ایران و همگان آشکار نبود. رهبران این اتحادیه عنوان می‌کنند که علت حمایت آنان از اعدام‌ها و کشتارهای رژیم در ایران و سوریه و یمن وعراق همانا پایبندی آنان به قراردادی ا‌ست که به تایید سازمان ملل رسیده؛ در روزهای اخیر نیز از ضرر و زیان‌های باطل شدن برجام سخن می‌گویند. اینکه اصولا برجام قرارداد بوده یا مشتی تعارفات دلال‌گونه که هرگز به شکل شفاف در اختیار مردم ایران قرار نگرفت و همچنین مغایر با روح پیمان‌های بین‌المللی بود، خود بحث و حدیث مفصلی‌ است که به علت تفصیلات آن عجالتا از آن در می‌گذریم.
اما آیا مقوله‌ی ضرر و زیان اقتصادی اتحادیه اروپا بر اثر پاره شدن برجام  صحت دارد؟ پاسخ خیر یا تا حدود بسیار کمی بله می‌باشد. این اتحادیه به خوبی می‌داند که کشورهای عمده و تشکیل‌دهنده‌ی این اتحادیه بخصوص بریتانیا و فرانسه از سال‌های بسیار دور و قبل از جنگ جهانی اول در خاورمیانه دارای مستعمرات بوده‌اند، و با وجود تعهدات بین‌المللی در بعد از جنگ جهانی دوم حاضر به پذیرش  قبول رهایی اکثر کشورهای عربی از یوغ استعمار فرانسه و بریتانیا نبوده و نیستند.
ولی در ایران که تا قبل از شورش منسوب به خمینی اروپاییان و بخصوص کشورهای نام‌برده‌ی بالا از نفوذ در ایران بی‌بهره بودند، بعد از برقراری بساط ملایان در ایران پای سفره‌ی خمینی گرد آمدند و با سخاوتمندی مخصوص خائنین به ملت توانستند در تقسیم و غصبِ ثروت‌های مردم ایران  به غارت و چپاولِ خود ادامه دهند. هرگونه کوشش برای برکناری چنین نظامی به معنی رقابت افتصادی سه کشور قدرتمند اتحادیه اروپا در آینده خواهد بود، مگر آنکه نظام آینده‌ی ایران در جهت همسویی با «کل» منافع این اتحادیه‌ی دلال عمل کند. این یعنی احیای رابطه‌ی موجود فعلی با قدرت‌های اروپایی.
این البته از آرزوهای این اتحادیه است؛ ولی چون این هوشمندی وجود دارد که «سیلی نقد به از حلوای نسیه»، داد و هوار و هوچیگریِ مخالفت با ترامپ و حمایت از برجام را راه انداخته. پس هرچه تظاهرات مردم برای براندازی رژیم در ایران به قله‌های رفیع‌تری دست یابد، نباید از تلاش اتحادیه اروپا برای به راه انداختن تظاهرات وسیع در خیابان‌های کشورهای دموکراتیک جهت مقابله با تحریم‌های آمریکا علیه رژیم حامی تروریست‌ها تعجب کنیم.
اینها مگر در به رسمیت شناختن تروریسم فلسطینی‌ها در پارلمان‌های «آزاد و دمکرات» خود  ابایی داشتند؟ مگر به حمایت از صدام حسین و علیه جنگ با نیروهای او تسلیم کمونیست‌ها نشدند و تظاهرات بر پا نکردند؟ مگر دست در دست کمونیست‌های حامی تروریسم در دفاع از کشتی حامل ادوات ممنوعه برای بازوی تروریستی جمهوری اسلامی که همان «حماس» می‌باشد مرثیه و شیون سر ندادند؟ امروز نیز چنین خواهند کرد، و شک نداریم چنانکه دیده می‌شود تمام‌قد به دفاع حاکمیتِ اسلامی حامیِ اصلی تروریسم می‌پردازند. با قاطعیت باید گفت: چنانچه حامیان خروشِ براندازی مردم ایران در خارج از کشور در مقابل مطامع و ترک‌تازی این اتحادیه‌ی مذبذب از طریقِ تظاهرات گسترده‌ی خود اقدامی انجام ندهند ضربه‌ای دیگر خواهند خورد.
در انتها باید این را هم اضافه کنیم که همه‌ی کشورهای اروپایی و سیاستمداران و مردمان اروپا با رویکرد فعلی اتحادیه اروپا در قبال رژیم جمهوری اسلامی موافق نیستند. در جایی که اتحادیه تشکیل شده از ۲۷ کشور، عمده‌ی تصمیمات این اتحادیه را فقط سه کشور آلمان، فرانسه، و انگلیس مطابق منافع خود می‌گیرند. اینها باید بدانند که نباید به هوای منافع کوتاه‌مدت خود روابط آینده‌ی اروپا با ایران را خراب کنند. منافع درازمدت اتحادیه اروپا در این است که رویکردی دموکراتیک نسبت به ایران اتخاذ کرده از تظاهرات براندازانه‌ی ملت ایران و خواست آنها برای تغییرات ساختاری و دمکراتیک در کشورشان حمایت کند تا در فردای سقوط رژیم و استقرار دموکراسی در ایران جا داشته باشد.