۱۳۹۶ خرداد ۲۱, یکشنبه

مهدی امام جعلی شیعیان بزرگترین دروغ آخوند



در مورد شخصیت مهدی، محمد بن حسن عسکری، شک و تردیدها کامل و آشکار وجود دارد با وجود اینکه این عقیده از لوازم ایمان شیعیان دوازدهی محسوب می‏شود و با اینکه تارک آن از دیدگاه شیعه دوازده امامی کافر محسوب می‏شود، پس این شک و تردیدها بین مردم و حتی علما چیست؟! شیعیان با این عقیده می‏خواهند مثلاً از دشمنان خیالی شان انتقام بگیرند!!
ای مردم شیعه و مسلمان ایران!
شاید بعضی‎ها این مسأله را اینگونه به تصویر بکشند که علت طرح این مسأله بغض و کینه نسبت به اهل بیت یا تقلیل جایگاه و منزلت آنان است. اما جایگاه پیامبر اسلام و خانواده اش در کجای اسلام است؟ اینها مگر بجز مطیعان قرآن بودند؟ البته انگ ارتداد از سوی کسانی است که می‎خواهند میان تو و حقیقت جدایی بیاندازند، پس هرگاه کسی بخواهد که از حقیقت بعضی از عقاید مخالف کتاب خدا اطلاع پیدا کند، به او گفته می‎شود که: دشمن اهل بیت است!!
ای مردم ایران:
این مقاله دعوتی است برای هر کس که به محمد بن حسن عسکری ایمان دارد و اشتیاق فرج او را دارد و با زبانش دعای تعجیل فرج را می‏خواند. کسانی که به چنین موضوعی معتقد نیستند و یا خارج از اسلام هستند تنها می توانند از روی کنجکاوی این مقاله را بخوانند.
این مقاله عقل را دعوت می‏کند تا نشانه‏ های این شخصیت را بشناسد تا علتی برای بیداری از خواب زیبا و سنگین مکر آخوند باشد…
این مقاله که بنام بزرگترین دروغ تاریخ آخوندی مطرح می شود درباره این سؤال مهم است که… چه وقت نورت شروع به تابیدن می‎کند ای مهدی منتظَر؟
شخصیت مهدی همان آرزوی امروز شیعیان و کسانی که خیلی مشتاق دیدار او هستند، است. همان کسانی که اسم او را بدون گفتن (عج) نمی‏آورند ، شخصیتی است که در مورد او بسیار سخن گفته شده است. در این مقاله به جوانب آن پرداخته شده و حقیقت آن روشن شده است.
آیا همین مهدی که خامنه ای خود را جانشین و همچون خمینی دجال صاحب ولایت او میداند و هروقت که خامنه ای بدرک حاصل شود کسی دیگر خودرا رهبر مسلمانان جهان و جانشین مهدی ونائب اومی داند!!!آیاهیچ فکرکرده ایدهمین مهدی که بیاید و ایرادی إز خامنه ایی ومراجع قم مشهد وکربلا ونجف بگیرد بلافاصله توسط خود این ها إعدام شود مهدی یا اینکه این  جعلی مفروض «مهدی» را می اندازند زندان اوین !!!!
چرااز ۶٣۶۶آیه قرآن نه إز امامت بحثی برده شده ونه از مهدی ؟ اگر امامت از اصول دین بود و اگر مهدی قرار است بیاید و جهان را با شمشیرش نجات دهد ، چرا کوچکترین اشاره ای به او نرفته است؟
چرا از انواع جانداران وخوراکی ها وجهاد و نماز وزنان و مردان  و اصول دین به صراحت گفتگو شده اما از آوردن سوره که هیچ بلکه یک آیه بصراحت بنام این دو گروه امامت و مهدی صحبتی نشده؟ اگر اندکی بیاندیشید که چرا ، پاسخ آسان است!
وآخوند در جعل ولایت فقیه به بقیه الله وعصر و یااولولامر اشاره میکند درحالی که هیچ ربطی به امام و مهدی ندارد. امامت خود یک چیز جعلی است که شیعیان و بخصوص ایرانیان برای مبارزه با اسلام و خلفا ایجاد نمودند. امامت در واقع سدی بوده است برای توجیه طغیان بر خلافت.

داستان کودکانه امام زمان را اگر به مرغ پخته بگویید، از دیس غذا بلند شده، و قاه قاه می خندد. این داستان مسخره که برای تحمیر امت بی سواد و خردباخته درست کرده اند، تنها آبشخور و دکان رزق و روزی است که آخوندهای گذشته برای پیرزن و پیرمردهای نا آگاه روضه برو درست کرده بودند .

در کتاب “مهدی بیا” که ۵۲ صفحه نیز می باشد، گفته شده که امام یازدهم شیعیان اصلاً فرزندی نداشته است و در تمام کتب مذهبی و تاریخی وقتی به شکل و شمایلش اشاره می شود؛ قد بلند بوده و ریش و سبیل نداشته، رشد سینه هایش غیر طبیعی بوده و قیافه خواجه گونه داشته و بخاطر ظاهرش خود را از انظار و دید مردم مخفی می کرده است.
با این تفاصیل و در نظر گرفتن مسائل ظاهری امام حسن عسکری و تطبیق با علم ژنتیک امروز، امام یازدهم شیعیان مبتلا به بیماری “کلاین فلتر” بوده و بنابراین اصلا نمی توانسته بچه ای بسازد. این مساله را صدها بار برادرش جعفر بیان نموده است ولی علمای خالق خرافات شیعه می گویند که جعفر در خدمت خلیفه عباسی بوده و به برادرش خیانت کرده است. ازدواج فرضی حسن عسگری با نرگس هم یک داستان مالیخولیاست چرا که این ازدواج در خواب صورت گرفته است و عاقد مسیح مقدس بوده است؟ براستی که خرافات و حماقت انتها ندارد!

genghis-khan


نگارنده اندکی کنکاش در رابطه با بیماری “کلاین فلتر” انجام داده و مختصری در رابطه با این بیماری برای شما خوانندگان توضیح می دهد؛ این بیماری به علت نقص در کروموزهای جنسی مرد ایجاد می شود. فرمول جنسی کروموزوم مرد در شرایط طبیعی xy می باشد ولی در این بیماری فرد دارای یک x اضافی می باشد و در موارد نادری دارای ۲ الی ۳x اضافه می باشد. خصوصیات افراد مبتلا بدین بیماری به شرح زیر است:
۱) صفات ثانویه جنسی زنانه بیش ازحد رشد پیدامی کند رشد سینه ها وعدم رویش مو در صورت و نازک شدن صدا و غیره.
۲) اختلال دربیضه ها که درنتیجه آن اسپرم سازی دچار اشکال می شود و مبتلایان به این بیماری عقیم می باشند.
۳) ازنظر جسمی دارای قد بلند و خمیده می باشند .
۴)ازنظرشخصیتی و رفتاری افراد مبتلا به این اختلال به علت عقیم بودن،درزندگی زناشوئی با مشکل مواجه شده و در نتیجه به بیماریهای روانی واختلال شخصیت دچار می گردند.
۵)ازنظربهره هوشی ۲۵% افراد مبتلا به “کلاین فلتر” دچارعقب ماندگی ذهنی هستند که عقب ماندگی آنها معمولن درحد سطحی وخفیف می باشد.
از تطبیق دادن شکل ظاهری امام حسن عسکری که در کتاب های تاریخی و همچنین روایت ها و کتب اسلامی و شیعیان نوشته شده است، با ویژگی های مربوط به افراد مبتلا به “کلاین فلتر” بدین نتیجه خواهیم رسید که ایشان نیز مبتلا بدان بیماری بوده اند و هرگز توانایی بچه دار شدن  نداشته است.

از تطبیق دادن شکل ظاهری امام حسن عسکری که در کتاب های تاریخی و همچنین روایت ها و کتب اسلامی و شیعیان نوشته شده است، با ویژگی های مربوط به افراد مبتلا به “کلاین فلتر” بدین نتیجه خواهیم رسید که ایشان نیز مبتلا بدان بیماری بوده اند و هرگز توانایی بچه دار شدن نداشته است.
به انگورهای لطیف و بی دانه نیز انگور عسکری گویند؛ امام حسن عسکری نیز چون انگوری بی دانه، نا بارور بوده اند و مردانگی نداشته اند و نمی توانستند که فرزندی داشته باشند. در کتاب های تاریخ آمده است که پس از مرگ حسن عسکری، خلیفه عباسی تمام زن های وی را به مدت چندین ماه در جایی تحت نظارت خویش نگاه می دارد و چون نوزادی از هیچ کدام شان متولد نمی شود، همه شان را آزاد می نماید.
داستان مهدی طبق عقیده آخوند و شعبده بازان داستان عجیبی است که تار و پود آن با خیال بافته شده و حوادث و حالات آن خیالی است و بعد از آن به یکی از اسطوره‏ های زمان تبدیل می‏شود، که عقل سالم و فطرت پاک آن را نمی ‏پذیرد تا جایی که سایر فرقه‎های شیعیان غیر از امامیه خودشان آن را نمی‏پذیرند. پس شایسته نیست که فرد عاقل این سخن را بپذیرد که به او گفته شود: بخواب که شب طولانی است. اعتقاد به چنین دروغی دست کمی از گاوپرستی ندارد بلکه گاو هم وجود دارد و حیوان مفیدی است  اما داستان ولی فقیه دروغی پر ضرر بود که از جعل امام زمان ایجاد شده است.

 اعتقاد به چنین دروغی دست کمی از گاوپرستی ندارد بلکه گاو هم وجود دارد و حیوان مفیدی است ولی ولی فقیه دروغی پر ضرر بود که از جعل امام زمان ایجاد شده است.

بنیان نادرست ولایت فقیه


می دانیم موضوع ولایت فقیه و ولایتمداری، بر اساس غیبت امام دوازدهم بنیان گذاشته شده و بر این مبنا؛ رهبران مذهبی هستند که باید به نیابت از سوی آن امام غایب، تا زمان ظهورش شیعان را راهبر شوند. ولی آیا موجودیت و سپس غیبت امام دوازدهم تا چه اندازه پایه عینی و عُقلایی دارد؟
به باور دیدگاهی که منتظر مهدی موعود است؛ وقتی امام حسن عسگرى امام یازدهم وفات یافت، پسر ۵ ساله او که کسی از وجودش آگاهی نداشت بر جنازه پدر نماز خواند و چون مأموران خلیفه عباسی از وجود پسر امام با خبر شدند، در تعقیب وی به منزل امام هجوم بردند. ولى آن پسر ۵ ساله در یکى از سرداب هاى خانه از چشم همگان ناپدید شد و سپس هر چه گشتند او را نیافتند.
پرسش کلیدی در بررسی این داستان اینکه؛ چگونه ممکن است بانویی شکمش بالا بیاید و پس از نه ماه نوزادی بدنیا آورد، ولی هیچکس در این باره کوچکترین آگاهی پیدا نکند؟ بویژه که شیعیان در آنزمان در انتظار ولادت پسری از امام عسکری بودند و حتی خود امام گفته بود که بزودى خداوند به او فرزندى خواهد داد!
پاسخی که منتظران ظهور مهدی به این پرسش می دهند بسیار دور از ذهن بنظر می رسد. آنها می گویند؛ شکل به دنیا آمدن مهدی موعود را میتوان معجزه ای از طرف خداوند دانست زیرا مادر آن گرامی تا لحظه زایمان اصلا علامات بارداری نداشت به گونه ای که حکیمه خاتون – عمه امام عسکری– را به شک انداخت!
برخی مورخین دیگر در این باره نوشته اند؛ بعد از وفات امام یازدهم چون او فرزندی نداشت و همسران وی نیز بار دار نبودند بناچار اموالش را بین مادر و برادر امام یازدهم تقسیم کردند.

دروغ اندر دروغ، جعل کودکانه تاریخ


اگر بخواهیم در این گفتار به مورخین قدیم از قبیل محمدابن جریر طبری، علامه طبرسی، شیخ مفید و یا ابن خلدون که روایات زیادی در باره درستی و یا نادرستی تولد و غیبت امام زمان نگاشته اند مراجعه کنیم، آنها را در مقابل یکدیگر قرار داده و دیدگاه های گوناگون را با هم بسنجیم، در دریایی از احادیث، روایات، نقل قول ها و ادعاهای ضد و نقیص غرق خواهیم شد.
بنابراین فرض را بر این می گذاریم که کلیه مورخین قدیم و جدید چه شیعه و چه سنی، در این امر متفق القولند که امام عسکری را پسری بوده و در پنج سالگی غیبت کرده و همگی آنها بر این باور هستند که مهدی موعود روزی ظهور خواهد کرد و بساط عدل و داد را در جهان خواهد گسترد.
پرسش نخست اینست که وقتی آن پسر پنج ساله خود را در سرداب پنهان کرد، چه اتفاقی رخ داد که او از نظرها ناپدید شد و چه بر سر کالبد او آمد؟ حال اگر فرض کنیم او بنوعی توانسته دور از چشم دیگران از سرداب بیرون بزند و خود را به آن سر دنیا برساند که دست ماموران معتمد خلیفه عباسی باو نرسد، مگر انسان چند سال می تواند زنده باشد؟
در این باره حدیث های متعدد و جوراجوری به امامان شیعی منسوب شده است که در اینجا به دو تای آن می پردازیم:
از امام علی روایت کرده اند «مهدى جوانی از قبیله قریش، مرد چابک و ماهری از تبار دلیرمردان است که در سن سی یا کمتر از چهل سالگی ظهور خواهد کرد». از امام رضا نیز نقل شده «علامت مهدی این است که وی از نظر سنى پیر، اما در ظاهر و سیما، جوان خواهد بود؛ به طوری که هر کس آن امام را زیارت کند چهل ساله یا کمتر از آن تصور خواهد کرد».
موردی که در اینجا مطرح می شود اینکه؛ وقتی پیامبر اسلام خود اذعان می کند از غیب خبر ندارد، چگونه است که ادامه دهندگان راه او غیب می دانند و می توانند از قد و بالای مهدی موعود و سن ظهور او خبر دهند؟
قامت متوسط، جسم تنومند، چهره گندمگون، پیشانی بلند و بینی کشیده، وسط بینی او برآمده ولی دو سوراخ آن تنگ است، ابروانی باریک، مژه های سیاه، مابین دندان های سفید او باز است و یک خال مشکی بر گونه راست اوست.
اگر امامان شیعی تا این حد علم غیب می دانستند که حتی به اندازه سوراخ بینی امام زمان نیز واقف بودند، پس چگونه است با چنین هوش و دانشی هیچکدام از آنها بجز علی نتوانستند خلافت کنند؟!
علاوه بر این اگر قرار است امام زمان در سن سی یا چهل سالگی ظهور کند و یا از نظر سنى پیر ولی در ظاهر و سیما جوان بنظر آید، مگر انسان بطور طبیعی چند سال عمر می کند که پس از گذشت قرن ها از غیبت او، هنوز ظهور نکرده؟ آیا چنین سخنی با خرد سازگار است؟
از آنجا که هیچگونه پاسخ منطقی برای این پرسش نمی توان یافت، مدعیان مهدویت چاره ای ندارند جز اینکه اینرا نیز همچون نحوه ولادت او مدیون معجزه بدانند. اصولن هر کجا که برای توجیه ادعاهای غیر واقع و دروغ در دین دلیلی یافت نمی شود، رهبران مذهبی آنرا به پای معجزه ای از سوی خداوند می گذارند.
این گونه ادعاهای غیر واقع و از جمله تولد امام زمان و غیبت او، نه تنها در دنیای امروز با خرد و دانش بشری سازگار نیست، بلکه در همان زمان نیز عموم  مردم نمی پذیرفتند امام یازدهم پسری داشته باشد. شاهد آنکه پس از رحلت امام عسکری، فرقه هاى گوناگونى پیدا شدند که در رابطه با امامت اندیشه ها و برداشتهای متضادى داشتند و از این رو پراکندگی میان شیعیان در گرفت.

امام زمان اختراعی برای ادامه امامت


عده ای می گفتند با وفات امام حسن عسکری سلسله امامان پایان یافته است. برخی دیگر بر این عقیده بودند که اداره امور از آن پس باید با تشکیل شورا و کار جمعی حل و فصل شود. گروهی در این میان اما این واقعیت را نپذیرفتند و بر داستان ساختگی تولد مهدی اصرار ورزیدند که امام عسکری بخاطر محافظت از جان کودک او را مخفی نگاهداشته بود.
کسی که توانست در این کارزار قاپ مردم را بدزدد، عثمان بن سعید از طرفداران نظریه ناپدید شدن فرزند امام در یکی از سرداب هاى خانه بود. او ادعا کرد؛ آن امام پنهان مرا میانه خود و شما میانجی کرده و شما هر سخنی دارید بگوئید تا من به حضرت برسانم و پاسخ بگیرم و پول هایی که می خواهید بدهید تا من بفرستم.
بدینگونه عثمان بن سعید سال ها خود را «باب»، در ِ امام نامید و از شیعیان پول گرفت. با اینکه بسیاری با او و دارودسته وی به کشاکش برخاستند و هر یک از آنان دعوی جانشینی امام سرداب نشین را می کردند، ولی عثمان بن سعید و جانشینان او کار را از پیش برده بودند و میدانی به دیگران نمی دادند و هر آینه لازم بود «نوشته ای» از «مخفیگاه مقدس» امام غایب در بیزاری از مدعیان جانشینی او بیرون می آوردند تا بر حق بودن خود را ثابت کنند.

این دقیقن آن چیزی است که امروز در جامعه ما اتفاق می افتد. احمدی نژاد همان عثمان بن سعید است که با پشتیبانی سپاه و خامنه ای از طریق یک کودتای خزنده، میخ جهالت، خشونت و تبهکاری را کوبیده و خود را نماینده آن امام می دانند و تا آنجا که می توانند منابع و خزانه ملی را غارت می کنند و هر کس که صدایش در آید، او را به «مفسد فی الارض» متهم می نمایند.
بنا بر آنچه در برخی تواریخ آمده؛ جعفر بن علی، برادر امام عسکری که اکثر شیعیان به امامت او پس از امام عسکری باور داشتند، از دعوی عثمان بن سعید و طرفداران او به «مهدی موعود» شگفتزده شده بود و پیوسطه ابراز می کرد که برادرش فرزندی نداشته، ولی شیعیان به او جعفر کذاب لقب دادند و احادیث بسیاری هم از قول پیامبر و دیگران چاشنی آن کردند.
بدین سان پس از عثمان بن سعید، محمد بن عثمان و حسین بن روح و على بن محمد سیمُرى جای او را گرفتند و سپس دوران غیبت کبرى آغاز شد که این قصه تا کنون ادامه دارد و امروز سید علی خامنه ای پس از خمینی، یکی از خوانخوارترین رهبران تاریخ بشریت، نیابت آن امام غایب را عهده دار شده است.
ملاهای شیعی در باره زمینه های ظهور مهدی موعود گزافه های زیادی گفته و داستان های بسیاری بهم بافته اند که پرداختن به تمام آنها از حوصله این گفتار بیرون است.

یکی از ویژگی های حکومت مهدی، عدالت گستری با کشتار است.


در حالیکه تقریبن تمام بمبگذاریها، عملیات تروریستی، کشت و کشتارها و تجاوز به حقوق مردم به دست مسلمانان و بویژه از طریق دولت های شیعی در جهان صورت می گیرد – اسلامگرایان در دارفور، ملاها و نظامیان در ایران، حزب الله در لبنان، حماس در فلسطین، القاعده در عراق، پاکستان و یمن، طالبان در افغانستان – پس آن چه نوع حکومتی خواهد بود که امام زمان آنها می خواهد برای عدالت گستری در جهان با خود بیاورد؟!
گذشته از این مگر حکومت چیزی خارج از کره خاکی است که امام زمان بخواهد آنرا از جایی با خود بیاورد؟
در دنیای امروز، رهبران کشورهای جهان در سازمان ملل جمع می شوند تا در مورد مشکلات جوامع انسانی با هم مشورت کنند و بتوانند نظم جهانی را منسجم نموده و ملت ها در صلح و آرامش در کنار یکدیگر بزیند. حال امام زمان چگونه می تواند یکتنه حکومت جهانی بوجود آورد؟
فرض را بر این می گیریم که آن ۳۱۳ جوانی هم که در حدیث های شیعی از آنها سخن رفته به امام زمان کمک نمایند، این ۳۱۴ نفر به چه روشی می خواهند نظام خود را به دنیای ۷ میلیاردی امروز که تنها نزدیک به یک دوازدهم آن مسلمانند و نیم کمتری از مسلمان شیعه هستند تحمیل کنند؟
آیا همانگونه که در روایات شیعی آمده؛ خداوند فرشتگان را برای یاری آن حضرت خواهد فرستاد و یا آنطور که گفته اند از طریق کشتار تا آنجا که خون تا زانوی پای اسب آن حضرت بالا آید؟!
علاوه بر تمام اینها، آیا عقلانی است که امام زمان سوار بر اسب با کمک ۳۱۳ جوان در رکاب او بتوانند در مقابل قدرت های بزرگی مانند آمریکا، چین، ژاپن، کانادا، استرالیا، آلمان و یا فرانسه که کوچکترین باوری به اسلام و شیعه اثنی عشر و مهدی موعود آنها ندارند، بلکه بجای آن پیشرفته ترین ابزراهای نظامی را دراختیار دارند عرض اندام کنند؟! حتی اگر آنطور که گفته و نوشته شده؛ اصهاب کهف نیز بصورت جوان، سر از خاک برآورده و در رکاب آن حضرت قرار گیرند.
و آیا روایت زیر که به امام صادق منسوب کرده اند دور از خرد نیست؟ «هنگامی که حضرت قائم قیام کند، هیچ زمینی نخواهد ماند، مگر آن که در آن ندای شهادتین سر داده شود»! چگونه می خواهند بیش از یک میلیارد جمعیت چین را متقاعد کنند که معابد خود را خراب کرده، ندای شهادتین سر دهند؟ و آیا حدود یک میلیارد و دویست هزار نفر کاتولیک در جهان با ظهور مهدی آداب خود را ترک کرده و ندای شهادتین سر خواهند داد؟
مورد دیگر در باره ظهور آن حضرت اینکه او از مکه و از کنار کعبه خروج خواهد کرد. چرا کعبه؟ آیا بجز اینست که راویان چنین مهملاتی پایشان را از مکه و مدینه بیرون نگذاشته بودند و اصولن جایی را غیر از عربستان و دور و اطراف آن بر روی این کره خاکی نمی شناختند؟
موضوع ظهور امام زمان و ولایت او که از سوی حکومت نامشروع حاکم بر ایران، بعنوان دستمایه ای جهت غارتگری منابع اقتصادی ما و توجیهی برای فشار سیاسی بر مردم و اعمال جنایت آمیز آنها قرار گرفته، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. چرا که کودتاگران سعی می کنند با تحمیق توده های ناآگاه و استفاده ابزاری از باور مذهبی آنها، به چپاول سرزمین ما ادامه داده و در این رهگذر کشور ما را بسوی تباهی و جنگ سوق دهند.
امام زمانی که کلینی وشیخ مفیدها وخمینی ها معرفی کرده انددرکتاب هایشان
یعنی همانند داعشیان این زمان قتل وکشتار و جنایت را درجهان رواج می دهد و فقط برای انتقام گیری می آید واز١٠٠٠نفر ٩٩٩ نفررا به قتل می رساند.  اگر قرار باشد با شمشیر و کشتار جهان آباد شود ، از چنگیز و همین داعش باید خیری بر ما می تابید!
حال پرسش اینجاست مهدی موعودی که هیچگاه وجود خارجی نداشته است و زاییده اندیشه های پلید آخوندهای صفویی برای برقراری استبداد دینی و به سلطه کشیدن مردمان شریف ایران زمین می باشد، چگونه می تواند مملکتی را اداره کند و در کارهای حکومت ننگین ولایت فقیه ایران دخالتی داشته باشد؟.
چگونه خامنه ای شیاد جنایتکار خود را نائب بر حق کسی می داند که هرگز وجود نداشته است؟. آیا زمان آن فرا نرسیده که مردمان ایران زمین با دانستن حقایق، آخوند دروغگو را رسوا کرده و او را از تخت خلافت به زیر بکشند؟.
داستان کودکانه امام زمان را اگر به مرغ پخته بگویید، از دیس غذا بلند شده، و قاه قاه می خندد. این داستان مسخره که برای تحمیر  امت بی سواد و خردباخته درست کرده اند، تنها آبشخور و دکان رزق و روزی است که آخوندهای گذشته برای پیرزن و پیرمردهای نا آگاه روضه برو درست کرده بودند.



۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۶, سه‌شنبه

انتخاب میان ۶ مزدور فریبکار رژیم



داستان مضحک و تهوع آور انتخابات اعم از ریاست جمهوری و یا نمایندگان مجلس که ملتی را مانند کودکان به بازی گرفته اند هر چهار سال یک بار تکرار می شود. به دنبال تبلیغات و بوق کرنای رژیم چند مزدور بیسواد و نادان که حلقه نوکری و بندگی آخوند مشهدی را به گردن نهاده و هیچگونه هویت ملی و مردمی ندارند و آماده اند همه گونه خیانت، وطن فروشی، دزدی، و غارتگری را بنا بر میل و خواسته ارباب خود به اجراء در آورند، وارد میدان شده اند.
اینان اعم از انتصاب به اصطلاح ریاست جمهوری، و یا نفراتی که مورد توجه شیخ بزرگ قرار گرفتند، ولیکن همچنان غلام حلقه به گوش آخوند مشهدی باقی میمانند و آنگاه هرکدام با سرمایه ناگفتی از غارتگری های خود به گوشه ای در ایران و یا کشورهای دیگر می خزند و تا پایان عمر با اموال و سرمایه های غارت شده در کمال خوشی و بی خبری می گذرانند.
به راستی در این ۳۸ سال گذشته این نوکران و مزدوران ملای مشهدی چه جنایتها را که انجام ندادند؟!، چه غارتگری ها که نکردند؟! و چه وطن فروشی ها که ننمودند؟! آیا در سراسر تاریخ چند هزار ساله ایران، خیانت کاران، دزدان، و وطن فروشانی مانند آخوند در ایران دیده شده؟.

سعید مرتضوی اابر جنایتکاری است که موجب قتل و سلاخی شمار زیادی در زندان کهریزک شد. هنوز هم آثار جنایات و خوانریزی از چشمان شرر بر این ناکس برق می زند.
ایران  در گذشته بارها به دست گروههای بیگانه از مغول، تیمور، سلجوقیان و ترکان دیگر افتاده که هر گروه و هر طایفه پس از گذشت چند صباحی برای آبادی و سربلندی کشورمان دل سوزاندند و حتی جان خود را در راه نجات آن مایه گذاشتند. ولی آخوند بی وطن و فرومایه تاکنون به نفع مزدوران تازی مملکت ما را چپاول و غارت کرده است.

با مترسکان این دوره ملای مشهدی آشنا شوید:


در انتخابات مسخره امسال،آخوند مشهدی ۶ دلقلک و مزدوری که کمترین نشانه مردمی ندارند و هرگز در هیچ شرایطی امکان نداشت که  از سوی ملت ایران کاندیدا شوند، ظاهرا به مناظره که آنهم از همه مسخره تر است و چیزی سوای خر کردن مردم نیست وا میدارد تا از میان آنان یک مزدور به نوکری و سرسپردگی آخوند مشهدی انتخاب شود.
مناظره این ۶ دلقک روز جمعه گذشته چنین بوده است:

در مجلس روضه خوانی مزدوران ولایت فقیه شرکت کنید تا شاید دست غیبی از آستین در آمده و کشور آش و لاش ما را از بدبختی نجات دهد.

۱- * مرتضی حیدری مجری:

با درود بی‌کران به روح پرفتوح امام عزیز و شهدای گرانقدر دفاع مقدس بخصوص شهدای اخیر حادثه مرزبانی حضور یکایک حضار محترم بینندگان محترم و ملت شریف ایران سلام عرض می‌کنم…..  خداوند منان را شاکریم که نخستین مناظره ما مصادف با اولین روز شعبان و آخرین مناظره ما مصادف با نیمه شعبان سالروز میلاد حضرت ولی عصر(عج)، همه اعیاد را به شما تبریک عرض می‌کنم به ساحت مقدس نبی مکرم اسلام حضرت محمد درود می‌فرستم و امیدوارم به‌ برکت این ایام برنامه‌های خوبی را بتوانیم تقدیم شما بینندگان عزیز کنیم.
خوانندگان محترم ما در می یابد که این نخستین دلقک به جای وارد شدن به مسائل در هم مملکت و مشکلات مردمی، تنها به نوکری و سرسپردگی تازیان و دشمنان دیرینه کشورمان می پردازد. از این بوزینه باید پرسید مسائل مردم و مشکلات مملکت چه ربطی به روح پر فتوح آخوند در گذشته و یا ماه شعبان ودیگر تازیان دارد؟! این مجری سال به سال بی خاصیت تر شده و مانند یک احمق جلوه می کند.

۲-**  سید مصطفی  میرسلیم:


بفرمایید طرح و برنامه ۴ ساله شما برای مدیریت حاشیه‌نشینی و جلوگیری از این پدیده چیست؟. آقای میر سلیم گرچه تحصیلاتی در رشته مهندسی داشته ولی گویا ترجیح داده تا در چنبره و دایره آخوندهای دزد ضد ایران و ایرانی  بماند و با شرکت خود را در درنامه های ضد میهنی باآنان  در چپاول مملکت کماکان شرکت باشد. کارنامه میرسلیم در وزارت ارشاد رفسنجانی بسیار سیاه است و او از افراد تندرو و امنیتی محسوب می شود که بیشتر به یک بازجوی اطلاعات شبیه است تا رئیس جمهور.

مناظره تلویزیونی میان ۶ دلقک ولی فقیه.

میرسلیم:

بسم الله الرحمن الرحیم
مهمترین سرمایه که در هر کشوری وجود دارد، نیروی انسانی آن است؛ این نیروی انسانی باید متناسب با ظرفیت‌های زیستی در کشور توزیع شود و بر مبنای استعدادی که نیروی انسانی دارد، مشارکت کند در پیشرفت کشور.
*میرسلیم: عدم توجه به آمایش سرزمینی موجب روی آوردن روستائیان به شهرها شده است….
نکاتی که آقای میرسلیم عنوان کرده است با وجود  بندگی و فرمانبری او از آخوند مشهدی، بسیار بدیهی و پیش پا افتاده و برای همگان شناخته شده است که حتی یک بی سواد دهاتی نیز آن را می داند، ولیکن باز هم  با ارزش بوده و قابل مقایسه با روضه خوانی نفر اول نیست.

۳- ** سیدمصطفی هاشمی‌طباء

سیدمصطفی هاشمی‌طب به انتقاد از میرسلیم می پردازد و اعتقادی بدان ندارد که انسان ها می توانند درست و یا غلط از سرزمین و خاک خود بهره برداری کنند. همانگونه که اگر باران نبارد و آب نباشد آن را از خداوند و مصلحت الهی می دانند. حال اگر، پاسداران  در سراسر کشور سدهایی ساختند و یا با کندن چاههای بیشماری تالاب ها و منابع آب را خشکاندند، اینها خواست و اراده پروردگار بوده است!.
مسائل و راه حل هائی که این کاندیداهای ولی فقیه مطرح می کنند  و یا همدیگر را به نفع خود به باد انتقاد می گیرند در سطح گفتگوهای شبانه روزی و گفتگوی پای کرسی است که  میان زنان و شوهران در خانه هاست و چیز تازه ای نیست که اینان بخواهند و یا بتوانند مشکل مملکت را حل کنند.

۴-** اسحاق جهانگیری:

“خوشبختانه در زمینه مسائل اجتماعی با جلسات و گزارش‌های یکه وزارت کشور تهیه کرده جلساتی که محضر مقام معظم رهبری بوده تصمیمات بسیار خوبی گرفته شد “ این بابا خود را به دمب مقام معظم رهبری می چسباند و معقتد است آنچه را ایشان گفته و یا کرده اند بدون نقص ، کامل و دور از هر انتقادی است.

۵- ** سیدابراهیم رئیسی


این آخوندک که سابقه جنایت و آدم کشی فراوان به ویژه در قتل عام دانشجویان سال ۶۷ دارد و پرونده خیانت و وطن فروشی او سنگین و غیر قاب حمل می باشد معتقد است که :” امکان ندارد که نظام اداری جز با شفاف‌سازی و نظارت یک نظارت همگانی خود مردم، نقدپذیری نظام اداری، این مطلب بسیار مهم است که اگر مناقصه‌ها شفاف بشود اگر این نوع اقدامات انجام شود در تضمین سلامت نظام اداری بسیار مهم است.
شرکت‌های دولتی نباید خانه خلوت باشد. شرکت‌ها گاهی اوقات خانه خلوت هستند. می‌گوییم سفر خارجی باید منضبط باشد نمی‌شود که به وزارتخانه بگوییم فقط باید شرکت‌ها همینطور باشد. هم شرکت‌های دولتی و هم نظام اداری باید شفاف باشد. ما باید به این نقطه برسیم.”
ابراهیم رئیسی گویا قصد دارد دهها میلیون ایرانی را زیر پوشش کمیته امداد در آورد که برای کشوری با سابقه و فرهنگ و منابع مانند ایران جای بسی شرمساری است.

با جلاد سال ۶۷ در زندانهای ایران که به نسل کشی چند هزار جوان میهن پرست سرانجام یافت، بهتر آشنا شوید.


۶- ** محمدباقر قالیباف 

این بابا که با جنایات و دزدی های خود تهران را به لجن کشیده، اکنون بابیشرمی و گستاخی  خود راکاندیدای بزرگترین پست مردمی کشور کرده است.

این ناانسان که گویا خواهر زاده خامنه ای است و جنایت پیشگی و هرزگی را از خالوی خود به ارث برده است کارهای ضد ملی و ضد انسانی بیشماری انجام داده که خلاصه آن از اینقرار است:


۱- کشتار دانشجویان کوی دانشگاه در ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸،
۲- دزدی زمین های اطراف تهران
۳- تفکیک جنسیتی و بیرون کردن زنان از شهرداری
به روح  پلید و جنایت بار پاسدار قالیباف که باید او را جلاد دانشگاه”، نامید، پی خواهید برد. در این ویدیو  می فهمیم که همه جنایت ها و کشتار درون و برون کشور به دستور خامنه ای، و با موافقت هاشمی رفسنجانی صورت گرفته است.
۴- کوتاهی، بی توجهی، وسهل انگاری در مراقبت و نگهداری پاساژ عظیم آلومینیم که موجب ویرانی و از بین رفتن و از دست دادن جان دهها کارمند شریف و میهن دوست آتش نشانی نشد. بی گمان به لجن کشیدن تهران به عنوان به اصطلاح شهردار و از بین رفتن پاساژ و برج آلومینیم از گناهان کبیره این نساس وطن فروش است.
اگر در هر کشور دیگری این گونه سهل انگاری، سست کاری، و بی توجهی انجام می گرفت شخص مسئول مانند قالیباف از سمت خود بی درنگ استعفاء می داد و آنگاه در یک دادگاه ملی و مردمی آنهم دور از وجود آخوند شرور محاکمه می شد و به سزی خیانت و کوتاهی خود می رسید.
ولی چه می توان کرد که در رژیم ضد بشری اسلامی فردی مانند زنده یاد القانیان را که مشاء خدمات و کارهای بزرگ میهنی از جمله ساختن برج و پاساژ القانیان  بوده، تنها به جرم یهودی بودن تیر باران می کنند ولیکن فردی مانند محمد قالیباف که گویا خواهر زاده خامنه ای است و در نوکری و سرسپردگی به آخوند فرومایه از دیگران پیشی جسته است مانند دیگر جنایتکاران چون قاتل دکتر بختیار، قاتل فریدون فرخ زاد، و قاتلین و عاملین کشار سال ۶۷ و اسید پاشی در اصفهان بر روی زنان آزادانه می چرخند و هرکدام در غارتگری ها و دزدی های رژیم نیز سهم و شرکتی دارند

از آنچه گذشت:


آنچه که بر ما گذشت و در اینجا گفته شد دردی بردلها و نمک بر زخم و جراحات جگر سوخته ما است.  مقصر اصلی مشکلات ایران خود اینها و در سر آن دو رهبر فریبکار یعنی خمینی و خامنه ای بوده اند. اما در نمایش مناظره ها هرگز اشاره ای به دخالت ولی فقیه در بیچارگی مردم نشد.
براستی جای اندوه، ناله و فغان است که یک مشت آخوند ضد میهن و ضد ایرانی چگونه با بیشرمی و وقاحت برای ما کاندیدهائی تعیین می کنند و چگونه با خیمه شب بازی آنان را به مناظره وا می دارند تا به ریش ما بخندند. به عنوان نمونه، امثال قالیباف، رئیسی، و حتی روحانی هرکدام دارای کارنامه سیاهی اند و آنچنان در گذشته دستشان به خون هائی آلوده شده که هرگز با هیچ آب و وسیله ای پاک نخواهد شد. به راستی باید گفت وای بر ما که اینچنین وامانده و درمانده شدیم!،،

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۵, دوشنبه

انکار تاریخ و هویت ایرانی بدست رژیم و آخوند



وارونه جلوه دادن تاریخ بدست آخوند چندان عجیب نیست. جنایات و کشتارهای صدر اسلام را توجیه و ماله کشی کردن  هم از کارهای آخوندهاست ، اما در این گفتار به تاریخ زدایی و مبارزه رژیم ایران ستیز ولایت فقیه با آنچه مایه هویت ماست و آنچه فرهنگ و هنر ایران است ، می پردازیم. چرا بسیاری کشورها بدنبال هویت سازی و تاریخ سازی برای خود هستند ولی در ایران ، قضیه بر عکس است و آخوند سعی دارد آنچه از تاریخ هویت ایرانی که جهان آنرا پذیرفته است ، انکار نماید.
از این غم انگیزتر و جانگداز تر، این است که گروهی از هموطنان  چپ گرا و یا تجزیه طلب ما نیز در دام تاریخ زدایی رژیم ایران ستیز اسلامی افتاده اند!
در این گفتار سعی داریم از هموندان بخواهیم و آگاهشان بسازیم که : دانستن تاریخ و عبرت گرفتن از آن برای هویت ، فرهنگ و آینده ایران چیزی است بسیار مهم. اگر به هر بهانه ای و با هر تصور و تفکری گمان می فرمایید که بی اعتنایی و یا پاک کردن تاریخ ایران، می توان راهی را از آینده ما بگشاید در گزاف و بیراهه هستیم.

گسست فرهنگی چیست ؟


بزرگترین هدف رژیم اسلامی ایجاد یک فرهنگ جعلی و ایجاد گسست فرهنگی میان نسلهاست.  فرهنگی که باید از نسلی به نسل دیگر انتقال بیابد ، فرهنگی که شامل هنر ، تاریخ و آداب و رسوم ایرانیست  ، مورد دشمنی رژیم ولایت فقیه می باشد. رژیم ولایت فقیه یک هویت جعلی اسلامی را برای ایران تدارک دیده است تا با گسسته شدن نسلهای آینده از گذشتگان ، هویت ایرانی را نابود سازد و به هویت جعلی اسلامی-عربی تبدیل نماید. نمونه این گسست فرهنگی بارها در جهان اتفاق افتاده است.
بعنوان نمونه با تلاش سلاجقه روم و عثمانیها ، مردم شبه جزیره آناتولی که فرهنگی رومی-ایرانی داشتند ،از نسلهای گذشته گسست یافتند و فرهنگ و هویتی تازه بنام ترکیه ای متولد شد. همچنین اعراب با زور شمشیر فرهنگ و تمدن مصر ، سوریه و بسیاری کشورهای دیگر را تغییر دادند و یک گسست فرهنگ میان نسلهای پیش از اسلام و پس از آن روی داد.
البته گسست فرهنگ می تواند جزئی و اندک هم باشد. زوال موسیقی ایرانی ، زوال زبان پهلوی در دو سده سکوت اشغال ایران ، نمونه هایی هستند از گسست فرهنگی که البته جزئی تر از زیر و رو شدن فرهنگ مصر و سوریه بوده است. ایرانیان تا به امروز در برابر حملات مهاجمان چندان موفق نبوده اند ولی توانسته اند فرهنگ و تمدن خود را حفظ نمایند، بلکه آن مهاجمان را به فرهنگ ایران علاقه مند نموده و هویت مهاجمان را تغییر داده اند. نمونه های چون مغولان ، خلفای عرب ، ترکان آسیای میانه و حتی روسها می توان یافت که فرهنگ ایرانی را پس از حمله به ایران ، با خود به کشورهایشان برده اند!

امروزه حتی در مغولستان نوروز جشن گرفته می شود ، بخصوص در مناطق غربی مغولستان.
امروزه حتی در مغولستان نوروز جشن گرفته می شود ، بخصوص در مناطق غربی مغولستان. قسمت عمده و بلکه همه موسیقی اعراب از دستگاهها و  سازهای ایرانی – رومی است. حتی معروف است که اسکندر پس از تسخیر ایران بشدت شیفته ایرانیان شد و خود را یک ایرانی وانمود می کرد بطوری که دوستانش از وی آزرده شدند.
اینها نمونه هایی بود برای آنکه به ارزش فرهنگ ایرانی که با سده ها دشواری جنگ و سختگیری مذهب بدست ما رسیده است پی برده و آنرا پاس بداریم.
یکی از بزرگترین مزایای کتاب این بوده است که جلوی گسست فرهنگی را بگیرد. اینکه اعراب بیشتر کتابهای علمی دانشگاههای ایرانی را آتش زدند بسیار هوشمندانه بوده است. اعراب این کار را کردند تا گسست فرهنگی ایجاد نمایند و اگرچه موفق به تغییر هویت ایرانی به عرب نشدند، اما علم ، فرهنگ و بطور خلاصه تمدن ایران بشدت از حمله اعراب آسیب بسیار دیده است.

خوند شارلاتان از اسلام و فرهنگ عرب نان می خورد. اگر مردم ایران در سال 57 فریب آخوند را خوردند بخاطر سالها سرمایه گذاری تاریک مغزانی چون شریعتی و جلال آل احمد بود. اگر مردم ایران بجای روضه خوانی ، مثلا شاهنامه خوانی کنند و بجای عزاداری به رقص و جشن بپردازند، طبیعتاً دکان آخوند تخته خواهد شد. از این روست که هر نکته از هویت ایران بدون اسلام را حذف می نمایند. از این روست که شادی مردم و جشنهای ملی و میهنی را سانسور می کنند.

مکر آخوند در ایجاد گسست فرهنگی و انکار فرهنگ و تمدن ایرانی


آخوند شارلاتان از اسلام و فرهنگ عرب نان می خورد. اگر مردم ایران در سال ۵۷ فریب آخوند را خوردند بخاطر سالها سرمایه گذاری تاریک مغزانی چون شریعتی و جلال آل احمد بود. اگر مردم ایران بجای روضه خوانی ، مثلا شاهنامه خوانی کنند و بجای عزاداری به رقص و جشن بپردازند، طبیعتاً دکان آخوند تخته خواهد شد. از این روست که هر نکته از هویت ایران بدون اسلام را حذف می نمایند. از این روست که شادی مردم و جشنهای ملی و میهنی را سانسور می کنند.
بجای داستانهای زیبای ایرانی ، بجای تاریخ زیبای ایرانی بما تاریخ امامان عرب و فرهنگ عزاداری و بر سر کوبی را دادند؛ چرا؟ چون نان آخوند و رژیم اسلامی در این جعل تاریخ و جعل فرهنگ است.

چند نفر از شما ملکه ترا موزا را می شناسید و از چه سلسله ای هست؟ چند نفر از شما دوستان ، مانی ، مزدک ، بزرگمهر و یا حتی مهرداد دوم را می شناسید؟ اینها افرادی بزرگ هستند که در تاریخ و سرنوشت ایران جایگاه ویژه ای دارند ولی بسیاری از ما شاید نام آنها را هم نشنیده باشیم.
چند نمونه برای آشکار شدن به دوستان گرامی : چند نفر از شما ملکه ترا موزا را می شناسید و از چه سلسله ای هست؟ چند نفر از شما دوستان ، مانی ، مزدک ، بزرگمهر و یا حتی مهرداد دوم را می شناسید؟ اینها افرادی بزرگ هستند که در تاریخ و سرنوشت ایران جایگاه ویژه ای دارند ولی بسیاری از ما شاید نام آنها را هم نشنیده باشیم. چند نفر از شما دوستان می دانید که شاپور دوم ساسانی پیش از اینکه بدنیا بیاید و پیش از اینکه پسر و یا دختر بودنش مشخص باشد در درون شکم مادرش به شاهی رسید؟! شاپور دوم همان کسی است که اعراب مهاجم و دزد حجاز را که به مناطق عربی تحت حمایت ایران حمله می کردند به زنجیر کشید و یمن و عمان را نیز به  ایران افزود.

حتی دراکولا برای مردم رومانی مایه افتخار است. تا اینجایش را همه پذیرفته ایم. تا می رسیم به کوروش و بابک و شاه اسماعیل و رضاشاه جماعت ایران ستیز انواع فحاشی را نثار ما می کنند. انگار که این افراد زنده هستند و ما آنها را بعنوان کاندید ریاست جمهوری پسندیده ایم!

فریب  رویای جهان وطنی را نخوریم


شعارهای جهان وطنی زیباست ، انسانیت برتر از هر چیز است. اما این چه ربطی به انکار هویت و تاریخ ما دارد؟ آیا چون همه ما انسانیم باید شناسنامه مان را آتش بزنیم و نامی برای خود و خانواده  بر نگزینیم؟ همه کشورها بدنبال هویت و تاریخشان هستند. کشورهای اسکاندیناوی به وایکینگهای خونخوار افتخار می کنند، مغولستان هم  به چنگیز افتخار می کند. اعراب هم به محمد افتخار می کند. این افتخار به جنایتکاران و خونخواران برای ما عجیب نیست. اینها تاریخ و هویت آنهاست. حتی دراکولا برای مردم  رومانی  مایه افتخار است. تا اینجایش را همه پذیرفته ایم. تا می رسیم به کوروش و بابک و شاه اسماعیل و رضاشاه جماعت ایران ستیز انواع فحاشی را نثار ما می کنند. انگار که این افراد زنده هستند و ما آنها را بعنوان کاندید ریاست جمهوری پسندیده ایم! گرامیان! این افراد مرده اند و تبدیل به تاریخ شده اند. به هویت و تاریخ ایران به دیده شوق و عبرت آموز بنگریم ، نه به دیده فحاشی و انکار . اگر که تاریخ خود و فرهنگ خود را انکار کنیم به همان گسست فرهنگ می رسیم. چیزی که هدف آخوند و رژیم ولایت فقیه است.

۱۳۹۶ فروردین ۲۹, سه‌شنبه

خامنه ای کانون فساد، ویرانی و عقب ماندگی کشور


امروزه کشور ما مانند لاشه  گوسفند و گوشت قربانی میان عده ای آخوند و آخوند زاده و شبه آخوند لاشخور که همگی از یک قماشند و در میان هم با وابستگی فامیلی زاد و ولد شده اند و مانند کرم به دور هم  می لولند، دست به دست می شود  شاید در میان همه این خیانتکاران تا کنون از همه بدتر خامنه ای بوده است.
گرچه شاه سلطان حسین  نیز با ورشکستگی و بیچارگی کشور را به باد داد، ولی بازهم می توان گفت  که یک خیانت کار و یک ضد ایرانی به نام خامنه ای  در سالهای اخیر پیدا شده  که دست دیگران را از پشت بست و به آسانی مملکت را ویران، و چندین نسل را از میان برده است.


 پیدایش چند دلاور میهن دوست در دوران نادرشاه


در تاریخ آمده است با آن که نادر پادشاهی شجاع و میهن پرست بود و بارها مملکت را از دست بیگانگان نجات داد، ولیکن در پایان عمر به دلیل تند خوئی و بدرفتارش با اطرافیان مورد غضب و کینه توزی آنان قرار گرفت و این سبب شد که اطرافیانش نیمه شب به خیمه او یورش بردند ومحمد خان قاجار سر نادر شاه را از تن جدا ساخت. (بامداد یکشنبه ۱۱ جمادی‌الثانی ۱۱۶۰ برابر با ۲۸ خرداد ۱۱۲۶ خورشیدی)
در این جا پرسش آنست که آیا در میان چندین هزار مزدور و آدم کشی که اطرافیان خامنه ای جنایتکار را گرفته اند تا کنون حتی یک نفر آدم با شرف، انسان، و میهن دوست وجود نداشته است که بتواند خامنه ای جنایتکار قرن بیستم را به همانند محمد  خان قاجار که نادرشاه  را از جنایت بیشتر واداشت به سزای اعمالش برساند؟؟!!.“

در این جا پرسش آنست که آیا در میان چندین هزار مزدور و آدم کشی که اطرافیان خامنه ای جنایتکار را گرفته اند تا کنون حتی یک نفر آدم با شرف، انسان، و میهن دوست وجود نداشته است که بتواند خامنه ای جنایتکار قرن بیستم را به همانند محمد خان قاجار که نادرشاه را از جنایت بیشتر واداشت به سزای اعمالش برساند؟؟!!.“

شرکت جنایتکاران در انتصاب ریاست جمهوری


از ۳۸ سال پیش تا کنون در هیچ نقطه از ایران  انتخاب به معنای واقعی درست مردمی و با استاندارد بین المللی انجام نشده است. هر چهار سال یکبار با تشریفات و هزینه سرشکن و فراوان و با سلام و صلوات انتصابات (انتخابات) مجلس و یا ریاست جمهوری انجام می شود و سرانجام یکی از نوکران و مزدوران خامنه ای که عمومن از جنایت پیشگان و یا دست کم غارت کنندگان  بیت المال بوده اند به ریاست جمهوری و یا نمایندگی مجلس خامنه ای منصوت می شوند و نوکر وار دوران چند ساله خود را با  گارتگری و چپاول بیت المال پشت سر می گذارند.
مزدورانی که  در زیر چتر خامنه ای کاندادای ریاست جمهوری اند:

اعدام های آیت اله رئیسی کاندیدای ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶
الف-  رئیسی : جنایتکاری که در کشتن چندین هزار انسان با شرف و میهن دوست در سال ۱۳۶۷ دست داشته است.

اینها اوباشان و شارلاتنهائی اند که که از رئیسی جنایتکار همایت می کنند. نفرین بر مردمی که جبه جانورانی درنده مانند رئیسیی رأی دهند.
ب- احمدی نژاد: فاسدترین فردی که در زیر سایه خامنه ای در مدت ۸ سال مملکت ما را به بیراهه راند و میلیون ها دلار دزدید و مملکت را ورشکست کرد.

election-runners-iran

ج- روحانی:

روحانی نیز یک سرسپرده  خامنه ای است که بدون موافقت او گام از گام بر نمی دارد. در ضمن این فرد شیاد و حقه باز نیز همانند دیگر آخوندهای وابسته به رژیم اسلامی در گذشته در قتل هایئی شرکت داشته است.در ضمن آمار کشتار و اعدام ها در دوران حسن روحانی از پیشینیان بیشتر بوده است.
د-هوشنگ امیر احمدی :
فاسدترین فرد ضد ایران و ضد ایرانی که در این سالهای درز باخیانت و هرزگی جاسوس رژیم اسلامی در خارج کشور بود و موجبات  گزارش میهن پرستان را فراهم می کرد. ما از این فرد خائن تر نسبت به هم میهنانمان تا کنون نداشته ایم.

 ما در طول تاریخ جاسوس  دوجانبه و خیانت کار ضد ملی بدتر و فاسدتر از هوشنگ امیر احمدی نداشته ایم.
ذ- بقائی، مشائی-
از مزدوران و وطن فروشانی اند که در زیر چتر احمدی نژاد پرورش و تربیت شده اند. آنان همان خلق و خوی احمدی نژاد در فرسایش و غارت کشور دارند و در اصل مزدوران وابسته به ولایت فقیه اند.
ر-محمد باقر قالیباف-
این ناانسان که گویا خواهر زاده خامنه ای است و جنایت پیشگی و هرزگی را از خالوی خود به ارث برده است کارهای ضد ملی و ضد انسانی بیشماری انجام داده که خلاصه آن از اینقرار است:
۱-کشتار دانشجویان کوی دانشگاه در ۱۸  تیرماه ۱۳۷۸،
۲-دزدی زمین های اطراف تهران
۳-تفکیک جنسیتی و بیرون کردن زنان از شهرداری
از آنچه گذشت:
امروزه کشور ما مانند لاشه  گوسفند و گوشت قربانی میان عده ای آخوند و آخوند زاده و شبه آخوند لاشخور که همگی از یک قماشند و در میان هم با وابستگی فامیلی زاد و ولد شده اند و مانند کرم به دور هم  می لولند، دست به دست می شود  شاید در میان همه این خیانتکاران تا کنون از همه بدتر خامنه ای بوده است.

نکته آخر:

مزدورانی که  در زیر چتر خامنه ای کاندیدای ریاست جمهوری اند همگی از فاسدترین و جانیانی هستند که زیر یوغ و ارده خامنه ای
جنایتکار پرورش یافته اند و نوکری و سرسپردگی به او را برنامه و اساسنامه خود می دانند. از جمله آنان، رئیسی، قالیباف از آدمکشان حرفه ای و ضد ملی، دزدان و وطن فروشانی چون احمدی نژاد، و وطن فروشانی چون هوشنگ احمدی نژاد و مانند آن.




۱۳۹۶ فروردین ۲۶, شنبه

ملت همیشه در صحنه درانتخابات، میان لجن و لجن تر به لجن رأی می دهد



در کشورهای آزاد و مستقل جهان که سه قوای سه گانه مقننه (قانون گذاران مجلس ملی)، قوه مجریه (انتصابات هیأت دولت با رأی گیری و تصویب مجلس ملی) و قوه قضائیه (نیروی دادگری ملی  با تصویب نمایندگان مجلس مردمی) از هم جدا هستند و در عین حال رقیب یکدیگر می باشند سمبل و نشانه آزادی و دموکراسی در آن کشورند.
ولیکن در کشور بلا و مصیبت زده ما که ملتی اسیر و در بند آخوند بیشرف و جنایتکار گرفتارند، قوای سه گانه در هم فرو رفته و به صورت یک قوه و نیروی اهریمنی در اختیار خامنه ای آخوند ابر جنایتکار ۵ تومانی قرار گرفته و با اراده اهریمنانه و ضد ملی و مردمی این آخوند فرومایه مردم به زندگی نکبت بار خود ادامه می دهند.
انتخابات در جمهوری اسلامی یک ویترین و دکور برای نمایش مشروعیت خود است. اگرچه مردم داخل ایران از دکوری بودن خیمه شب بازی انتخابات آگاهند ولی همواره فریب ملا را خورده اند و با هر روش که شده رژیم این عوام را به پای صندوق رأی کشانیده است.

انتخابات ولایت فقیه و امت سرگشته و گمراه شده


مشروعیّت ویا عدم مشروطیت این رژیم در جهان هردو بستگی به حضور ویا شرکت نکردن مردم در انتخابات دارد.   ملتی که  رژیمی  را از خود  نمی داند و  به دنبال براندازی آنست اگر در انتخابات آن شرکت کند به کشور، مردم، و نسل های آینده خیانت کرده است. بنابراین، چه تفاوتی میان خیانت ما در رأی دادن که در حقیقت مشروعیت ولی فقیه و رژیم جنایتکارش را نشان می دهد و یا آن که کشور را به بیگانه فروختن؟!.

علم الهدی نیز جنایتکار و غارتگر بزرگی است همتا و همطراز خامنه ای غارتگر و آدم کش. تفاوت میان آندو و دیگر آخوندهای جنایتکار مانند شیشه پپپسی و کوکاکولا است. واقعه کربلا نیز داستان مسخره ای است که خودکامی و حرص بی نهایت زیاد حسین ابن علی در برانداختن رژیم پسر عموی خود یزید و به سلطنت رسیدن بود.
بنابر این هر رأیی که ما می دهیم خاری در چشم خود ماست. دشمن ما خامنه ای است که با فریب دادن ما همواره  به عمر  ننگین رژیم اسلامی رمی پردازد  برای ما تجربه شده است که آرای ملّت ایران جز تبلیغ برای نظام جنایتکار اسلامی چیز دیگری نیست.

ببینید این بیشرفها چگونه ایران را غارت می کنند؟ نوسازی و پرداختن به مشکلات و نارسائیهای لبنان، بیروت، فلسطین، و به تازگی ساختن ویرانه های سوریه بر عهده ملت زجر کشیده و خاموش و ناآگاه ایران است. ملتی که در ۳۸ سال گذشته با شرکت خود در افتضاحات ولایت فقیه به نادانی و ناآگاهی و ناتوانی خود و تسلیم شدن در برابر زور و قلدری اقرار کرده و سر تعظیم فرود آورده است.
چرا  نباید رأی داد؟

با رأی ندادن ما رژیم ایران مشروعیّت بین المللی خود را از دست خواهد داد. با رأی ندادن ما  مخالفان رژیم با مبارزه مدنی می توانند به جهان نشان دهند که گروه زیادی در ایران موافق ادامه رژیم اسلامی نیستند. بنابراین، رژیم ضد مردمی ولایت فقیه در جوامع بین المللی اعتماد و اهمیت خود را از دست خواهد داد و کشورهای دیگر به دنبال تماس و حمایت مردم خواهند بود    با شرکت نکردن و نخوردن به مهر به شناسنامه  کمترین اثر منفی در منافع ملی  ما نخواهد داشت.


رأی ندادن به رژیم دزد و تروریست

از سراپای رژیم تروریست اسلامی  دزدی و زد وبند و بست می بارد. دزدی سه هزار میلیاردی،هشت هزار میلیاردی و دوازده هزار میلیاردی و مانند آن. عمل کرد رژیم دزد و تروریست اسلامی ما  را به یاد بنیاد اسلام در تاراج و دزدی سپاه اسلام می اندازد که سرگردنه می ایستاد و به دزدی و راهزنی می پرداخت.


 انتخاب لجن به جای لجن تر

ملت نا آگاه و بی تفاوت ایران چشم و گوش بسته در میان  نمایندگان پوشالی و داوطلبان معرفی شده به وسیله آخوند ۵ تومانی برای انتخابات مجلس و یا نخست وزیر میان “ لجن” و “لجن تر” شادمانه به “لجن” رأی داده اند غافل از آن که هردو گروه “لجن” و “لجن تر” از مزدوران آخوند بیشرف و جنایتکار مشهدی اند. نتیجه آن که مملکت به دست این مزدوران به ویرانگی و ورشکستگی کشانده شده و ۴۰٪ مردم در فقر مطلق به سر می برند.
ثروت و سرمایه های ملی و مردمی نه تنها به وسیله مزدوران و دزدان رژیم همواره دزدیده و غارت شده اند، هرساله ۶ میلیارد دلار از بیت المال به رژیم جنایتکار و خون آشام بشار اسد پرداخت شده است. رژیمی که تا کنون بیش از ۲۵۰ هزار مردم خود را قتل عام کرده،

بیگمان کسانی که در رژیم اسلامی در هرگونه رأی دادن شرکت می کنند میهن فروشانند که مملکت خود را مفت و رایگان به آخوند می فروشند و برای او مشروعیت قائل می شوند.
رژیم بشار اسد علاوه  به سربه نیست کردن مردم هم چنین بیش از ۵ میلیون از مردم  سوریه را آواره بیابان و کوه و صحرا و کشورهای  بیگانه ساخته و به تازگی نیز متهم است که بر روی مردم خود بمب شیمیایی انداخته که منجر به قتل بیش از ۷۰ نفر طفل و  افراد دیگر شده است.آیا با این حساب شرک هرکدام از ما در انتخابات مجلس و یا ریاست جمهوری که در هر حالت آب به ریختن اسیاب ولایت فقیه است خیانت به کشور و فرد فرد ملت ایران نیست؟.

از آنچه گذشت؛


هر رأیی که داده می شود  پایمال شدن خون کشتگان  راه آزادی است. کسانی که از اول انقلاب تا امروز برای اصلاح و تغییر رژیم تلاش کردند و با اعدام و ترور و شکنجه مواجه شدند.هر رأیی که داده می شود، عمر  این رژیم خونخوار که دشمن ملت و ملیّت ایران است تداوم خواهد یافت و آب است که  به آسیاب دشمن ملت و منافع ملّی ایران که همانا آخوند دزد و جنایتکار است ریخته می شود .
انتخابات در جمهوری اسلامی یک ویترین و دکور برای نمایش مشروعیت خود است. اگرچه مردم داخل ایران از دکوری بودن خیمه شب بازی انتخابات آگاهند ولی همواره فریب ملا را خورده اند و با هر روش که شده رژیم این عوام را به پای صندوق رأی کشانیده است.

۱۳۹۵ اسفند ۲۵, چهارشنبه

اعدام کاری نادرست و اعدام در ملأ عام یک ننگ کثیف


آیا اعدام از جرم و جنایت کاسته؟


حقیقت تلخی که جامعه ایران بدان بی توجه است ، آنکه کشتن یک انسان بوسیله قانون هیچگاه دردی از اجتماع را حل نکرده است.  ریشه و بنیان جرم و جنایت فرد نیست. این جامعه است که فردی را در محیطی آلوده و خشن ، همراه با فقر و تبعیض به  جایی رسانیده که با وجود دانستن احتمال اعدام ، باز هم به بزهکاری و جنایت دست می زند.
با یک بررسی آماری می توان براحتی متوجه شد که اعدام نه تنها راه حلی برای کاهش بزهکاری و خشونت در جامعه نیست بلکه  آسیبهای اجتماعی فراوانی برای خانواده ها و بستگان افراد اعدامی با خود دارد. کودکان یتیمی که با اعدام سرپرست خود   چه پدر و یا مادر مواجه می گردند در ایران با بی توجهی و عدم سرپرستی مواجه می شوند. اعدام یک فرد چه مجرم و چه بی گناه نه تنها کمکی به سلامت روانی جامعه ایران نکرده است ، بلکه باعث ادامه فقر و تبعیض در خانواده این افراد شده است.

اعدام خود به تنهایی عملی شرم آور و تکرار خطاست. هیچ انسانی مالک جان دیگری نیست و اعدام دیگر انسانها آن هم با این همه تبعیض و فقر و فلاکت در جامعه ، سرپوشی بر مشکلات آن جامعه است. اما اعدام در ملأ عام با این بهانه که این اعدام باعث عبرت دیگران می شود ، یکی از رذیلانه ترین اعمال است. ترویج خشونت محکوم است و رژیم جمهوری اسلامی با اعدام در ملأ عام سعی دارد به مردم دندان تیز خود را نشان بدهد.

اعدامهایی شبیه به ترور


البته باید توجه کنیم که جمهوری اسلامی به اعدام بیگناهان هم شهره است و هزاران ایرانی به جرائم واهی سیاسی به جوخه های اعدام سپرده شده اند. یکی از روشهای ترور افراد در ایران اعدام ظاهراً قانونی ایشان است. مثلاً کسی مانند « سیّد مهدی هاشمی»  را به این دلیل اعدام نمودند که اسرار رابطه ایران با اسرائیل و امریک را در زمان خمینی فاش نمود. بسیاری از سیاستماران و نظامیان خادم به ایران در آغاز انقلاب اعدام شدند و رژیم ایران این اعدامها را اعدام انقلابی نامید.  همچنین بسیاری از فعالین سیاسی همراه و یا مقابل خمینی با اعدامهای مشابه کنار زده شدند. اعدام افرادی چون هویدا ، نصیری ، خلعتبری و جهانبانی چیزی بجز ترور نبود. اینگونه اعدامها تا به امروز ادامه دارد و رژیم از حربه پرونده سازی و اعدام باصطلاح انقلابی برای حذف افراد استفاده می نماید.

البته باید توجه کنیم که جمهوری اسلامی به اعدام بیگناهان هم شهره است و هزاران ایرانی به جرائم واهی سیاسی به جوخه های اعدام سپرده شده اند. یکی از روشهای ترور افراد در ایران اعدام ظاهراً قانونی ایشان است.

بیکاری مهمترین دغدغه جامعه ایران


در حالیکه ایران تا پیش از انقلاب دچار نبود نیروی کار بود و از دیگر کشورها مانند کره جنوبی ، پاکستان، هند و فلیپین نیروی کار می گرفت پس از انقلاب و با ایجاد هرج و مرج در اقتصادش دچار تورم نیروی کار گشت. میلیونها جوان ایرانی با معضل بیکاری دست و پنجه نرم می کنند. جوانان بیکار اگر بخواهند به در آمدی برسند و زندگی تشکیل دهند ، یا باید از ایران خارج شده و در دیگر کشورها بدنبال کار باشند و یا اینکه در جامعه ایران بدنبال کارهای خلاف و عمدتاً قاچاق مواد مخدر باشند تا بتوانند شرایط عادی اقتصادی پیدا کنند. یک جوان بزهکار اگر زورگیر شده است و یا قاچاقچی مواد مخدر، قطعاً با یرانجام نا فرجام اعدام آشناست و از آن آگاه است ، اما با این وجو جان خود را به خطر می اندازد تا شاید از معصل فقر و بیکاری نجات یابد.
رژیم جمهوری اسلامی بخاطر ماهیّت بی مسئولیت و ضدّ ایرانی خود هیچگاه به اقتصاد سالم و کار آفرینی توجه نداشته است و بزرگترین مقصر در ایجاد این همه بزهکاری و خلافکاری در میان جوانان خود حکومت است.

دار زدن با جرثقیل در ملأ عام. شکنجه و زجر کش کردن اعدامی با جرثقیل یکی از زشت ترین اعمال جمهوری اسلامی است. قربانی به آرامی زجر کش می شود چون نخاعش سالم است.

نا برابری قومیتی و سیاسی


گروه دیگری از اعدمیها را اقلیتهای مذهبی و قومی تشکیل می دهند که یا بخاطر عقیده و مذهبشان به اعدام  محکوم می شوند و یا اینکه از سر عصیان و ضدیت با این حکومت ، راهی بجز مبارزه مسلحانه و حتی خواست تجزیه ایران را پیش روی خود ندیده اند. بسیاری از اعدامیهای کرد و بلوچ در آغاز با هدف دادخواهی نسبت به تبعیض اقتصادی و اجتماعی قیام کرده اند و آرام آرام در تله ی تجزیه طلبی افتاده و رژیم ایران هم در اعدام این گروه از جامعه کوچکترین اغماضی ندارد و بصورت فلّه ای شاهد اعدام کردها و بلوچهای ایران هستیم. این اعدامها آنقدر ناجوانمردانه و سریع است که گاهی انسان با خود می اندیشد : « مقام و جان آدمی چقدر در جمهوری اسلامی بی ارزش است» .
رژیم جمهوری اسلامی بجای اینکه بدنبال راه حلی برای این مشکل باشد با اعدام بر آن سرپوش گذاشته است. سرپوشی که طبیعتاً دود آن به چشم آینده ایران و منافع ملی مملکت خواهد رفت.

با این کارنامه سیاه، تنها راه سران حکومت اسلامی برای حفظ اریکه قدرت ، ایجاد رعب و وحشت است. برای آنکه صدای مخالفی در برابر این همه دزدی و فساد شنیده نشود، قلم روزنامه ها را شکستند، وبلاگ نویسان را به اعدام و زندان طولانی محکوم کردند و هر چه توانستند در ملأ عام اعدام کردند و به مردم دندان تیز خود را نشان دادند. جوانانی که بخاطر فقر و بیکاری دست به بزه و خطا زده اند ، مقصر نیستند ؛ مقصر اصلی رژیم دزد و ضد ایرانی جمهوری اسلامی است.

ایجاد رعب و وحشت با اعدام در ملأ عام


اعدام خود به تنهایی عملی شرم آور و تکرار خطاست. هیچ انسانی مالک جان دیگری نیست و اعدام دیگر انسانها آن هم با این همه تبعیض و فقر و فلاکت در جامعه ، سرپوشی بر مشکلات آن جامعه است.
اما اعدام در ملأ عام با این بهانه که این اعدام باعث عبرت دیگران می شود ، یکی از رذیلانه ترین  اعمال است. ترویج خشونت محکوم است و رژیم جمهوری اسلامی با اعدام در ملأ عام سعی دارد به مردم دندان تیز خود را نشان بدهد. این رژیم نه در اقتصاد ، نه در فرهنگ و هنر و نه در امنیت و سیاست بین المللی کارنامه درخشانی دارد؛ بلکه یکی از سیاهترین دوران ایران همین دوران جمهوری اسلامی است. منابع زیرزمینی ایران را به تاراج بردند. بیش از کل دوران پیش از انقلاب نفت فروختند و این همه بشکه نفتی که فروخته شد ، هیچ حاصلی نداشت. ایران روز به روز در ژرفای فقر و تبعیض و حقارت بین المللی فرو رفته است و ۴۰ میلیارد بشکه نفت هم هیچ کمکی به مردم ایران ننمود.
بنابراین با این کارنامه سیاه، تنها راه سران حکومت اسلامی برای حفظ اریکه قدرت ، ایجاد رعب و وحشت است. برای آنکه صدای مخالفی در برابر این همه دزدی و فساد شنیده نشود، قلم روزنامه ها را شکستند، وبلاگ نویسان را به اعدام و زندان طولانی محکوم کردند و هر چه توانستند در ملأ عام اعدام کردند و به مردم دندان تیز خود را نشان دادند. جوانانی که بخاطر فقر و بیکاری دست به بزه و خطا زده اند ، مقصر نیستند ؛ مقصر اصلی رژیم دزد و ضد ایرانی جمهوری اسلامی است.


۱۳۹۵ اسفند ۱۹, پنجشنبه

خرافات و ناآگاهی مردم


ناآگاه نگه داشتن مردم


یکی از ضربات سهمگینی که پس از دسته گل ۵۷ به ایران برخورد همانا افت آموزشی و فرهنگی است. چه بسیار مدارک دانشگاهی که به بیسوادان داده شد! چه بسیار پروفسور و استادی که با گوش کردن به سخنانش ، از اینکه در خرافات و تعصب گرفتار است ، شگفت زده و بلکه فسرده می شویم.
در ۴ دهه گذشته با نسلهایی روبرو شدیم که از سوی حکومت در نا آگاهی نگه داشته شدند. خوشبختانه روح حق طلبی و آزادیخواهی هنوز نمرده است و بسیاری از جوانان نسل انقلاب بخوبی می دانند که علم تنها راه درست برای بشر است و بدون دانش هرگز نمی توان به سعادتی رسید.
آموزش و پرورش نادرست در ایران و سالها القای خرافات به جوانان باعث شده است که ایشان بجای توجه به زندگی و سعادت واقعی ، درگیر خرافات و سعادتی موهوم گشته اند. این سردرگمی مردم ایران را می توان در مرده پرستی آنها آشکارا دید. جایی که بعنوان نمونه از امامزاده ها خود را به قبر کوروش رسانیدند و تا توانستند برای کوروش حدیث جعل کردند! آنچه از کوروش می دانیم مایه افتخار ماست ولی محدود به چند کتیبه، موّرخان یونان و قسمتی از تورات است. این همه جمله و حدیث از کوروش جعل کردن دقیقا مانند کاریست که با امامهای تازی کرده ایم. بجای خواندن تاریخ و فهمیدن پیام کوروش که آزادی انسانها از هر نژاد و هر دین است ، خود را با آرامگاه او مشغول کرده ایم . این مانند آن است که در امریکا ، بجای پرداختن به کارها و خدمات جفرسون و جورج واشنگتن برای آنها زیارتگاهی ساخته شود که مردم فقط زیارتشان کنند تا اینکه افکار و اعمالشان را ادامه دهند!
آموزش و پرورش آنچنانی باعث می شود که یک دارنده مدرک از اجنّه و تله پاتی سخن بگوید. کجای علم درباره اجنه سخن گفته شده است؟ این گزینه خرافی و دروغین چگونه وارد ذهن یک دانشمند و تحصیل کرده می شود؟ پاسخ ساده است : آموزش و پرورش خرافی. وقتی برای سالها خرافات و مسایل غیر علمی و دروغین در مدارس و دانشگاه آموزش داده شد ، نتیجه اش می شود :چارپایی بر او کتابی چندkhorafat 33!







تناقض علم و دین


دین به انسانها اینگونه القا می کند که “پاسخ را می داند!” . اما عالم واقعی همواره می گوید که مطمئن نیست و همواره بر پایه مشاهده و تجربه سخن می گوید. آنچه “می دانیم ” همان علم است و آنچه که بدون آگاهی بدان معتقدیم “خرافات” است. این آزمایش و تجربه است که یک تئوری  را می تواند به علم بدل کند و یا اینکه مردود نماید ، اما خرافات قابل تجربه و آزمایش نیست. یک مسأله علمی باید قابل تکرار و تجربه شدن باشد.  یعنی اگر کسی به شما درباره پرواز روح سخن گفت چون این مسأله قابل تجربه و تکرار نیست یعنی قابل آموزش برای آزمایش شدن نیست پس خرافه است.
تا پیش از گالیله ، گرد بودن زمین یک تئوری بود. اما اینکه زمین روی شاخ گاو و یا لاک پشتی قرار دارد خرافه است چرا که تجربیاتی نشان از گردی زمین می داد و البته اگر روزی فضانوردی می دید که زمین صاف است این حرف گالیله رد می شد! اما هیچ تجربه و مشاهده ای درباره شاخ گاو یا لاک پشتی که زمین را نگاه داشته گزارش نشده است ، پس اینها افسانه و خرافه است.

هزاران دین و شاخه های عرفانی از آلت پرستی تا تصور وحدانیت عالم بوجود آمده است. همه هم می گویند که آنها درستند. همه هم می گویند که بقیه نادرستند. چون امکان ابطال این خرافات وجود ندارد. سفسطه ی ادیان و عرفان در همین است.
اشعار هم می توانند چنین باشند و همچنین عرفان و باور به ماورا.. اینها همگی غیر علمی و خارج از تصورات بشری است. یعنی به هر گونه که آنها را تصور کنید درستند و غلط! شما آزادید که هر نوع خواستید درباره عرفان تصوری داشته باشید. می توانید آنرا تجربه شخصی بنامید ولی چون قابل آموزش و تجربه برای دیگران نیست ، خرافه است. از این روست که هزاران دین و شاخه های عرفانی از آلت پرستی تا تصور وحدانیت عالم بوجود آمده است. همه هم می گویند که آنها درستند. همه هم می گویند که بقیه نادرستند. چون امکان ابطال این خرافات وجود ندارد. سفسطه ی ادیان و عرفان در همین است. بشر توان ابطال چیزی که ماورایی است را ندارد! البته ماورا نیز چون ماورایی هست در جهان ما وجود ندارد و اگر در جهان ما وجود داشته باشد که دیگر ماورا نیست و می شد یک گزاره قابل مشاهده و آزمایش.

فریب عرفان سنتی


شکی نیست که ما به مولوی و عطار و شمس تبریز یا حافظ افتخار می کنیم. اینها مفاخر ادبی ما هستند. اما جدی گرفتن یک رمان یا شعر ادبی بسیار عجیب است. اشعار عاشقانه این عارفان با دانش و علم امروزین سازگار نیست. داستانهای ادبی عارفان بسیار زیبایند ولی افسانه ای بیش نیست. نه راه رفتن روی آبی وجود دارد و نه معراجی . اینها داستانهایی است با ارزش صرفاً ادبی. شوربختانه گروهی هنوز به این افسانه ها دل بسته اند و چنان جدی از اژدها و قالی سلیمان سخن می گویند که گویی فیلمبردار داستانهای مثنوی بوده اند! چنان از وحدانیت وجود و یکی بودن ،به زبان ساده از “رسیدن به حق ” سخن می گویند که گویی در آزمایشگاه ثابت شده است!

خیام با فلسفه و جهان بینی امروزین سخن می گوید و می توان رگه های صریح اگزیستانسیالیم و ندانمگرایی را در اشعار خیام دید. اما مردم ایران چندان علاقه ای به خیام نداشته اند و به همین دلیل بیشتر اشعار او و کتابهایش از بین رفته است.
اندک شمار از ادیبان و فیلسوفان ایرانی هم هستند که بسیار امروزی سخن گفته اند. مانند “حکیم عمر خیام” که می توان او را فراتر از ژمان خود دانست. خیام با فلسفه و جهان بینی امروزین سخن می گوید و می توان رگه های صریح اگزیستانسیالیم و ندانمگرایی را در اشعار خیام دید. اما مردم ایران چندان علاقه ای به خیام نداشته اند و به همین دلیل بیشتر اشعار او و کتابهایش از بین رفته است. آنچه از خیام مانده است اندکی از رباعیات اوست و رساله های ترجمه شده اش در اروپا در باب ریاضی. چرا گرامیان توجهی به سخنان خیام ندارند؟ ظاهرا به دلشان نمی چسبد. حور و بهشت را بیشتر می پسندند تا جهان بینی مادی خیام.
مردم ما شوربختانه بجای توجه به زبان فارسی و ادبیات پر توان آن ،این بزرگان ادب و هنر چون حافظ ، مولوی و دیگر عرفای ما را در حد پیامبر بالا برده اند و گاهی چنان از “یقین” و “وحدانیت وجود” سخن گفته می شود که ارزش ادبی و نقد این آثار بی نظیر فارسی بکلی فراموش گشته است.

فریب عرفان مدرن


عرفان مدرن هم پدیده ای است برای خود! کسانی که دارای مدارک دانشگاهی هستند ، از علمی بون عرفان سخن می گویند! این شبه علم است. شبه علم به دانش خرافی گفته می شود که برای اثبات خود دستاویزی بهتر از تکنولوژی و علوم نیافته است. این دانش بر مبنای خرافات است ولی از علم برای اثبات دروغهای خود استفده می کند. مانند این موضوع که تصویر “روح” را توانسته ایم بدست آوریم و یا این باور نادرست که وزن روح ۲۳ گرم است.یا اینکه با دعا “گاهی” می توان سرطان را بهبود بخشید! اینگونه گزاره های خرافی از آب و تاب علمی هم برخوردارند تا مخاطب بیشتری را در جهان امروز بدست آورند!

دکان خرافت در ایران بازاری پر رونق است. سالانه میلیاردها تومان به حلقوم دکانداران خرافات سرازیر می شود. چه از راه مذهب و چه از راه عرفان! شکی هم نیست که در این بازار مکاره، آخوند هیچ رقیبی را بر نمی تابد و بقولی می گوید :« مزخرفات شما از مزخرفات ما مزخرفتر است!» از این روی است که با مبارزه حکومت با عارفان و دراویش مواجه هستیم.
با اندک پژوهش کاملا آشکار است که عرفان مدرن چیزی جز دکان مدرن نیست. بسیار متأسفیم که برخی از افراد تحصیکرده جهان حلقه ای از خرافات را بدور خود پیچیده اند ،آن هم با رنگ و لعاب علمی بودن آن! شیادان و دکانداران هم بیکار نیستند و تا توانسته اند از نا آگاهی مردم برای جلب مال و ثروت بهره جسته اند. درمان بیماریهای لا علاج تنها یکی از خدمات دروغین آنهاست. این علوم دروغین البته طرفداران بسیار در جهان دارند و شوربختانه باعث اخلال در کار پزشکان و روانشناسان هم شده اند. چه بسیارند افرادی که از سر نا امیدی ،بجای علاج واقعی بیماری جسمی و یا روانی خود ، سعی دارند از راه عرفانهای دروغین و باصطلاح علمی به درمان خویش بپردازند

اندر حکایت رقابت آخوند


دکان خرافات در ایران بازاری پر رونق است. سالانه میلیاردها تومان به حلقوم دکانداران خرافات سرازیر می شود. چه از راه مذهب و چه از راه عرفان! شکی هم نیست که در این بازار مکاره، آخوند هیچ رقیبی را بر نمی تابد و بقولی می گوید :« مزخرفات شما از مزخرفات ما مزخرفتر است!» از این روی است که با مبارزه حکومت با عارفان و دراویش مواجه هستیم. آخوند آنها را شیاد و خرافه پرست می نامد ؛ این درست. اما نه از این روی که آنها خرافه را ترویج داده اند،چه خود مذهب پر است از خرافات. علت مخالفت آخوند تنها این است که دوست ندارد دکانش تخته شود و رقیبی داشته باشد!
آگاهی در این برهه تنها سلاح ماست. ما تا می توانیم باید از دام خرافات دوری کنیم و گرفتار آن نشویم. آگاهی از کجا بدست می آید؟ از علم. آنهم علم واقعی که براساس آزمایش و تجربه است و نه شبه علم که پایه هایش بر موهومات بنا شده است. اینجاست که اینترنت فیلتر می شود و ماهواره با پارازیت روبرو می گردد. چرا که آخوند از آگاه شدن ملت هراس دارد. علمی که در جهان آزاد امروز به پیش می رود ، قابل سانسور نیست و مثلا نمی توان فرگشت را از پزشکی حذف نمود.  پس آخوند با همه توان سعی دارد این آگاهی مردم را کاهش دهد تا همچنان بر خر مراد که خرافات عوام است خوش براند!