۱۳۹۵ اسفند ۲۵, چهارشنبه

اعدام کاری نادرست و اعدام در ملأ عام یک ننگ کثیف


آیا اعدام از جرم و جنایت کاسته؟


حقیقت تلخی که جامعه ایران بدان بی توجه است ، آنکه کشتن یک انسان بوسیله قانون هیچگاه دردی از اجتماع را حل نکرده است.  ریشه و بنیان جرم و جنایت فرد نیست. این جامعه است که فردی را در محیطی آلوده و خشن ، همراه با فقر و تبعیض به  جایی رسانیده که با وجود دانستن احتمال اعدام ، باز هم به بزهکاری و جنایت دست می زند.
با یک بررسی آماری می توان براحتی متوجه شد که اعدام نه تنها راه حلی برای کاهش بزهکاری و خشونت در جامعه نیست بلکه  آسیبهای اجتماعی فراوانی برای خانواده ها و بستگان افراد اعدامی با خود دارد. کودکان یتیمی که با اعدام سرپرست خود   چه پدر و یا مادر مواجه می گردند در ایران با بی توجهی و عدم سرپرستی مواجه می شوند. اعدام یک فرد چه مجرم و چه بی گناه نه تنها کمکی به سلامت روانی جامعه ایران نکرده است ، بلکه باعث ادامه فقر و تبعیض در خانواده این افراد شده است.

اعدام خود به تنهایی عملی شرم آور و تکرار خطاست. هیچ انسانی مالک جان دیگری نیست و اعدام دیگر انسانها آن هم با این همه تبعیض و فقر و فلاکت در جامعه ، سرپوشی بر مشکلات آن جامعه است. اما اعدام در ملأ عام با این بهانه که این اعدام باعث عبرت دیگران می شود ، یکی از رذیلانه ترین اعمال است. ترویج خشونت محکوم است و رژیم جمهوری اسلامی با اعدام در ملأ عام سعی دارد به مردم دندان تیز خود را نشان بدهد.

اعدامهایی شبیه به ترور


البته باید توجه کنیم که جمهوری اسلامی به اعدام بیگناهان هم شهره است و هزاران ایرانی به جرائم واهی سیاسی به جوخه های اعدام سپرده شده اند. یکی از روشهای ترور افراد در ایران اعدام ظاهراً قانونی ایشان است. مثلاً کسی مانند « سیّد مهدی هاشمی»  را به این دلیل اعدام نمودند که اسرار رابطه ایران با اسرائیل و امریک را در زمان خمینی فاش نمود. بسیاری از سیاستماران و نظامیان خادم به ایران در آغاز انقلاب اعدام شدند و رژیم ایران این اعدامها را اعدام انقلابی نامید.  همچنین بسیاری از فعالین سیاسی همراه و یا مقابل خمینی با اعدامهای مشابه کنار زده شدند. اعدام افرادی چون هویدا ، نصیری ، خلعتبری و جهانبانی چیزی بجز ترور نبود. اینگونه اعدامها تا به امروز ادامه دارد و رژیم از حربه پرونده سازی و اعدام باصطلاح انقلابی برای حذف افراد استفاده می نماید.

البته باید توجه کنیم که جمهوری اسلامی به اعدام بیگناهان هم شهره است و هزاران ایرانی به جرائم واهی سیاسی به جوخه های اعدام سپرده شده اند. یکی از روشهای ترور افراد در ایران اعدام ظاهراً قانونی ایشان است.

بیکاری مهمترین دغدغه جامعه ایران


در حالیکه ایران تا پیش از انقلاب دچار نبود نیروی کار بود و از دیگر کشورها مانند کره جنوبی ، پاکستان، هند و فلیپین نیروی کار می گرفت پس از انقلاب و با ایجاد هرج و مرج در اقتصادش دچار تورم نیروی کار گشت. میلیونها جوان ایرانی با معضل بیکاری دست و پنجه نرم می کنند. جوانان بیکار اگر بخواهند به در آمدی برسند و زندگی تشکیل دهند ، یا باید از ایران خارج شده و در دیگر کشورها بدنبال کار باشند و یا اینکه در جامعه ایران بدنبال کارهای خلاف و عمدتاً قاچاق مواد مخدر باشند تا بتوانند شرایط عادی اقتصادی پیدا کنند. یک جوان بزهکار اگر زورگیر شده است و یا قاچاقچی مواد مخدر، قطعاً با یرانجام نا فرجام اعدام آشناست و از آن آگاه است ، اما با این وجو جان خود را به خطر می اندازد تا شاید از معصل فقر و بیکاری نجات یابد.
رژیم جمهوری اسلامی بخاطر ماهیّت بی مسئولیت و ضدّ ایرانی خود هیچگاه به اقتصاد سالم و کار آفرینی توجه نداشته است و بزرگترین مقصر در ایجاد این همه بزهکاری و خلافکاری در میان جوانان خود حکومت است.

دار زدن با جرثقیل در ملأ عام. شکنجه و زجر کش کردن اعدامی با جرثقیل یکی از زشت ترین اعمال جمهوری اسلامی است. قربانی به آرامی زجر کش می شود چون نخاعش سالم است.

نا برابری قومیتی و سیاسی


گروه دیگری از اعدمیها را اقلیتهای مذهبی و قومی تشکیل می دهند که یا بخاطر عقیده و مذهبشان به اعدام  محکوم می شوند و یا اینکه از سر عصیان و ضدیت با این حکومت ، راهی بجز مبارزه مسلحانه و حتی خواست تجزیه ایران را پیش روی خود ندیده اند. بسیاری از اعدامیهای کرد و بلوچ در آغاز با هدف دادخواهی نسبت به تبعیض اقتصادی و اجتماعی قیام کرده اند و آرام آرام در تله ی تجزیه طلبی افتاده و رژیم ایران هم در اعدام این گروه از جامعه کوچکترین اغماضی ندارد و بصورت فلّه ای شاهد اعدام کردها و بلوچهای ایران هستیم. این اعدامها آنقدر ناجوانمردانه و سریع است که گاهی انسان با خود می اندیشد : « مقام و جان آدمی چقدر در جمهوری اسلامی بی ارزش است» .
رژیم جمهوری اسلامی بجای اینکه بدنبال راه حلی برای این مشکل باشد با اعدام بر آن سرپوش گذاشته است. سرپوشی که طبیعتاً دود آن به چشم آینده ایران و منافع ملی مملکت خواهد رفت.

با این کارنامه سیاه، تنها راه سران حکومت اسلامی برای حفظ اریکه قدرت ، ایجاد رعب و وحشت است. برای آنکه صدای مخالفی در برابر این همه دزدی و فساد شنیده نشود، قلم روزنامه ها را شکستند، وبلاگ نویسان را به اعدام و زندان طولانی محکوم کردند و هر چه توانستند در ملأ عام اعدام کردند و به مردم دندان تیز خود را نشان دادند. جوانانی که بخاطر فقر و بیکاری دست به بزه و خطا زده اند ، مقصر نیستند ؛ مقصر اصلی رژیم دزد و ضد ایرانی جمهوری اسلامی است.

ایجاد رعب و وحشت با اعدام در ملأ عام


اعدام خود به تنهایی عملی شرم آور و تکرار خطاست. هیچ انسانی مالک جان دیگری نیست و اعدام دیگر انسانها آن هم با این همه تبعیض و فقر و فلاکت در جامعه ، سرپوشی بر مشکلات آن جامعه است.
اما اعدام در ملأ عام با این بهانه که این اعدام باعث عبرت دیگران می شود ، یکی از رذیلانه ترین  اعمال است. ترویج خشونت محکوم است و رژیم جمهوری اسلامی با اعدام در ملأ عام سعی دارد به مردم دندان تیز خود را نشان بدهد. این رژیم نه در اقتصاد ، نه در فرهنگ و هنر و نه در امنیت و سیاست بین المللی کارنامه درخشانی دارد؛ بلکه یکی از سیاهترین دوران ایران همین دوران جمهوری اسلامی است. منابع زیرزمینی ایران را به تاراج بردند. بیش از کل دوران پیش از انقلاب نفت فروختند و این همه بشکه نفتی که فروخته شد ، هیچ حاصلی نداشت. ایران روز به روز در ژرفای فقر و تبعیض و حقارت بین المللی فرو رفته است و ۴۰ میلیارد بشکه نفت هم هیچ کمکی به مردم ایران ننمود.
بنابراین با این کارنامه سیاه، تنها راه سران حکومت اسلامی برای حفظ اریکه قدرت ، ایجاد رعب و وحشت است. برای آنکه صدای مخالفی در برابر این همه دزدی و فساد شنیده نشود، قلم روزنامه ها را شکستند، وبلاگ نویسان را به اعدام و زندان طولانی محکوم کردند و هر چه توانستند در ملأ عام اعدام کردند و به مردم دندان تیز خود را نشان دادند. جوانانی که بخاطر فقر و بیکاری دست به بزه و خطا زده اند ، مقصر نیستند ؛ مقصر اصلی رژیم دزد و ضد ایرانی جمهوری اسلامی است.


۱۳۹۵ اسفند ۱۹, پنجشنبه

خرافات و ناآگاهی مردم


ناآگاه نگه داشتن مردم


یکی از ضربات سهمگینی که پس از دسته گل ۵۷ به ایران برخورد همانا افت آموزشی و فرهنگی است. چه بسیار مدارک دانشگاهی که به بیسوادان داده شد! چه بسیار پروفسور و استادی که با گوش کردن به سخنانش ، از اینکه در خرافات و تعصب گرفتار است ، شگفت زده و بلکه فسرده می شویم.
در ۴ دهه گذشته با نسلهایی روبرو شدیم که از سوی حکومت در نا آگاهی نگه داشته شدند. خوشبختانه روح حق طلبی و آزادیخواهی هنوز نمرده است و بسیاری از جوانان نسل انقلاب بخوبی می دانند که علم تنها راه درست برای بشر است و بدون دانش هرگز نمی توان به سعادتی رسید.
آموزش و پرورش نادرست در ایران و سالها القای خرافات به جوانان باعث شده است که ایشان بجای توجه به زندگی و سعادت واقعی ، درگیر خرافات و سعادتی موهوم گشته اند. این سردرگمی مردم ایران را می توان در مرده پرستی آنها آشکارا دید. جایی که بعنوان نمونه از امامزاده ها خود را به قبر کوروش رسانیدند و تا توانستند برای کوروش حدیث جعل کردند! آنچه از کوروش می دانیم مایه افتخار ماست ولی محدود به چند کتیبه، موّرخان یونان و قسمتی از تورات است. این همه جمله و حدیث از کوروش جعل کردن دقیقا مانند کاریست که با امامهای تازی کرده ایم. بجای خواندن تاریخ و فهمیدن پیام کوروش که آزادی انسانها از هر نژاد و هر دین است ، خود را با آرامگاه او مشغول کرده ایم . این مانند آن است که در امریکا ، بجای پرداختن به کارها و خدمات جفرسون و جورج واشنگتن برای آنها زیارتگاهی ساخته شود که مردم فقط زیارتشان کنند تا اینکه افکار و اعمالشان را ادامه دهند!
آموزش و پرورش آنچنانی باعث می شود که یک دارنده مدرک از اجنّه و تله پاتی سخن بگوید. کجای علم درباره اجنه سخن گفته شده است؟ این گزینه خرافی و دروغین چگونه وارد ذهن یک دانشمند و تحصیل کرده می شود؟ پاسخ ساده است : آموزش و پرورش خرافی. وقتی برای سالها خرافات و مسایل غیر علمی و دروغین در مدارس و دانشگاه آموزش داده شد ، نتیجه اش می شود :چارپایی بر او کتابی چندkhorafat 33!







تناقض علم و دین


دین به انسانها اینگونه القا می کند که “پاسخ را می داند!” . اما عالم واقعی همواره می گوید که مطمئن نیست و همواره بر پایه مشاهده و تجربه سخن می گوید. آنچه “می دانیم ” همان علم است و آنچه که بدون آگاهی بدان معتقدیم “خرافات” است. این آزمایش و تجربه است که یک تئوری  را می تواند به علم بدل کند و یا اینکه مردود نماید ، اما خرافات قابل تجربه و آزمایش نیست. یک مسأله علمی باید قابل تکرار و تجربه شدن باشد.  یعنی اگر کسی به شما درباره پرواز روح سخن گفت چون این مسأله قابل تجربه و تکرار نیست یعنی قابل آموزش برای آزمایش شدن نیست پس خرافه است.
تا پیش از گالیله ، گرد بودن زمین یک تئوری بود. اما اینکه زمین روی شاخ گاو و یا لاک پشتی قرار دارد خرافه است چرا که تجربیاتی نشان از گردی زمین می داد و البته اگر روزی فضانوردی می دید که زمین صاف است این حرف گالیله رد می شد! اما هیچ تجربه و مشاهده ای درباره شاخ گاو یا لاک پشتی که زمین را نگاه داشته گزارش نشده است ، پس اینها افسانه و خرافه است.

هزاران دین و شاخه های عرفانی از آلت پرستی تا تصور وحدانیت عالم بوجود آمده است. همه هم می گویند که آنها درستند. همه هم می گویند که بقیه نادرستند. چون امکان ابطال این خرافات وجود ندارد. سفسطه ی ادیان و عرفان در همین است.
اشعار هم می توانند چنین باشند و همچنین عرفان و باور به ماورا.. اینها همگی غیر علمی و خارج از تصورات بشری است. یعنی به هر گونه که آنها را تصور کنید درستند و غلط! شما آزادید که هر نوع خواستید درباره عرفان تصوری داشته باشید. می توانید آنرا تجربه شخصی بنامید ولی چون قابل آموزش و تجربه برای دیگران نیست ، خرافه است. از این روست که هزاران دین و شاخه های عرفانی از آلت پرستی تا تصور وحدانیت عالم بوجود آمده است. همه هم می گویند که آنها درستند. همه هم می گویند که بقیه نادرستند. چون امکان ابطال این خرافات وجود ندارد. سفسطه ی ادیان و عرفان در همین است. بشر توان ابطال چیزی که ماورایی است را ندارد! البته ماورا نیز چون ماورایی هست در جهان ما وجود ندارد و اگر در جهان ما وجود داشته باشد که دیگر ماورا نیست و می شد یک گزاره قابل مشاهده و آزمایش.

فریب عرفان سنتی


شکی نیست که ما به مولوی و عطار و شمس تبریز یا حافظ افتخار می کنیم. اینها مفاخر ادبی ما هستند. اما جدی گرفتن یک رمان یا شعر ادبی بسیار عجیب است. اشعار عاشقانه این عارفان با دانش و علم امروزین سازگار نیست. داستانهای ادبی عارفان بسیار زیبایند ولی افسانه ای بیش نیست. نه راه رفتن روی آبی وجود دارد و نه معراجی . اینها داستانهایی است با ارزش صرفاً ادبی. شوربختانه گروهی هنوز به این افسانه ها دل بسته اند و چنان جدی از اژدها و قالی سلیمان سخن می گویند که گویی فیلمبردار داستانهای مثنوی بوده اند! چنان از وحدانیت وجود و یکی بودن ،به زبان ساده از “رسیدن به حق ” سخن می گویند که گویی در آزمایشگاه ثابت شده است!

خیام با فلسفه و جهان بینی امروزین سخن می گوید و می توان رگه های صریح اگزیستانسیالیم و ندانمگرایی را در اشعار خیام دید. اما مردم ایران چندان علاقه ای به خیام نداشته اند و به همین دلیل بیشتر اشعار او و کتابهایش از بین رفته است.
اندک شمار از ادیبان و فیلسوفان ایرانی هم هستند که بسیار امروزی سخن گفته اند. مانند “حکیم عمر خیام” که می توان او را فراتر از ژمان خود دانست. خیام با فلسفه و جهان بینی امروزین سخن می گوید و می توان رگه های صریح اگزیستانسیالیم و ندانمگرایی را در اشعار خیام دید. اما مردم ایران چندان علاقه ای به خیام نداشته اند و به همین دلیل بیشتر اشعار او و کتابهایش از بین رفته است. آنچه از خیام مانده است اندکی از رباعیات اوست و رساله های ترجمه شده اش در اروپا در باب ریاضی. چرا گرامیان توجهی به سخنان خیام ندارند؟ ظاهرا به دلشان نمی چسبد. حور و بهشت را بیشتر می پسندند تا جهان بینی مادی خیام.
مردم ما شوربختانه بجای توجه به زبان فارسی و ادبیات پر توان آن ،این بزرگان ادب و هنر چون حافظ ، مولوی و دیگر عرفای ما را در حد پیامبر بالا برده اند و گاهی چنان از “یقین” و “وحدانیت وجود” سخن گفته می شود که ارزش ادبی و نقد این آثار بی نظیر فارسی بکلی فراموش گشته است.

فریب عرفان مدرن


عرفان مدرن هم پدیده ای است برای خود! کسانی که دارای مدارک دانشگاهی هستند ، از علمی بون عرفان سخن می گویند! این شبه علم است. شبه علم به دانش خرافی گفته می شود که برای اثبات خود دستاویزی بهتر از تکنولوژی و علوم نیافته است. این دانش بر مبنای خرافات است ولی از علم برای اثبات دروغهای خود استفده می کند. مانند این موضوع که تصویر “روح” را توانسته ایم بدست آوریم و یا این باور نادرست که وزن روح ۲۳ گرم است.یا اینکه با دعا “گاهی” می توان سرطان را بهبود بخشید! اینگونه گزاره های خرافی از آب و تاب علمی هم برخوردارند تا مخاطب بیشتری را در جهان امروز بدست آورند!

دکان خرافت در ایران بازاری پر رونق است. سالانه میلیاردها تومان به حلقوم دکانداران خرافات سرازیر می شود. چه از راه مذهب و چه از راه عرفان! شکی هم نیست که در این بازار مکاره، آخوند هیچ رقیبی را بر نمی تابد و بقولی می گوید :« مزخرفات شما از مزخرفات ما مزخرفتر است!» از این روی است که با مبارزه حکومت با عارفان و دراویش مواجه هستیم.
با اندک پژوهش کاملا آشکار است که عرفان مدرن چیزی جز دکان مدرن نیست. بسیار متأسفیم که برخی از افراد تحصیکرده جهان حلقه ای از خرافات را بدور خود پیچیده اند ،آن هم با رنگ و لعاب علمی بودن آن! شیادان و دکانداران هم بیکار نیستند و تا توانسته اند از نا آگاهی مردم برای جلب مال و ثروت بهره جسته اند. درمان بیماریهای لا علاج تنها یکی از خدمات دروغین آنهاست. این علوم دروغین البته طرفداران بسیار در جهان دارند و شوربختانه باعث اخلال در کار پزشکان و روانشناسان هم شده اند. چه بسیارند افرادی که از سر نا امیدی ،بجای علاج واقعی بیماری جسمی و یا روانی خود ، سعی دارند از راه عرفانهای دروغین و باصطلاح علمی به درمان خویش بپردازند

اندر حکایت رقابت آخوند


دکان خرافات در ایران بازاری پر رونق است. سالانه میلیاردها تومان به حلقوم دکانداران خرافات سرازیر می شود. چه از راه مذهب و چه از راه عرفان! شکی هم نیست که در این بازار مکاره، آخوند هیچ رقیبی را بر نمی تابد و بقولی می گوید :« مزخرفات شما از مزخرفات ما مزخرفتر است!» از این روی است که با مبارزه حکومت با عارفان و دراویش مواجه هستیم. آخوند آنها را شیاد و خرافه پرست می نامد ؛ این درست. اما نه از این روی که آنها خرافه را ترویج داده اند،چه خود مذهب پر است از خرافات. علت مخالفت آخوند تنها این است که دوست ندارد دکانش تخته شود و رقیبی داشته باشد!
آگاهی در این برهه تنها سلاح ماست. ما تا می توانیم باید از دام خرافات دوری کنیم و گرفتار آن نشویم. آگاهی از کجا بدست می آید؟ از علم. آنهم علم واقعی که براساس آزمایش و تجربه است و نه شبه علم که پایه هایش بر موهومات بنا شده است. اینجاست که اینترنت فیلتر می شود و ماهواره با پارازیت روبرو می گردد. چرا که آخوند از آگاه شدن ملت هراس دارد. علمی که در جهان آزاد امروز به پیش می رود ، قابل سانسور نیست و مثلا نمی توان فرگشت را از پزشکی حذف نمود.  پس آخوند با همه توان سعی دارد این آگاهی مردم را کاهش دهد تا همچنان بر خر مراد که خرافات عوام است خوش براند!



۱۳۹۵ بهمن ۲۷, چهارشنبه

نمونه هایی از آیات قرآن که دشمنی با زن و تأیید مالکیت بر اوست


حقوق زنان


حقوق زنان اصطلاحیست که اشاره به آزادی و حقوق زنان در تمامی سنین دارد. ممکن است این حقوق توسط قانون یا رسوم سنتی و یا اخلاقی در یک جامعه به رسمیت شناخته شوند یا نشوند. دلیل گروهبندی خاص این حقوق تحت عنوان زنان و جدا کردن آن از حقوق عامتری مثل حقوق بشر این است که بنا بر تئوری، این حقوق در بدو زاده شدن برای تمام بشر به رسمیت شناخته میشوند اما مدافعان حقوق زنان نشان میدهند که به دلایل تاریخی و فرهنگی زنان و دختران بیشتر از مردان از شمول این حقوق خارج میشوند.یعنی حقوق بشر برای زنان نادیده گرفته شده است.
مبحث حقوق زنان معمولاً شامل – و نه منحصر به – این موارد میشود: تمامیت بدنی و خودمختاری، حق رای، حق کار، حق دستمزد برابر به خاطر کار برابر. حق مالکیت، حق تحصیل، حق شرکت در ارتش، حق مشارکت در قراردهای قانونی و در نهایت حقوق سرپرستی، ازدواج و مذهب.
در قرن ۲۱زندگی میکنیم؛ جهان در حالی رو به رشد است که در غالب کشور ها زنان و مردان در کنار هم فعال و شریک هستند و به یک میزان در رشد جامه سهیم اند.شاید در زمانی نه چندان دور همین غالب کشورها که اکنون ما آنها را به جوامع توسعه یافته می شناسیم، زنان به عنوان نیمی از جامعه انسانی از همین حقوق کنونی که تقریباً در تساوی با مردان است برخوردار نبودند و ظلم های بسیاری را متحمل شدند.
در طول زمان مبارزات، تظاهرات، نوشته جات، گروهها و تشکلات گوناگونی با عنوان بازخواهی حقوق زنان ایجاد می شده و کم کم صدای ضعیف این نیمه گمشده در اجتماع رساتر و آشکار شد تا جایی که اکنون شاهد آن هستیم که زنان اگر نخواهیم بگوییم بیشتر از مردان می توانیم هم پایه مردان توانمندند و مشارکت آنها را در سطوح مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، پژوهشی و… مشاهده کنیم. شاید یکی از عمده دلایل تفاوت جوامع توسعه یافته و توسعه نیافته عملکرد و برخورد سران آن کشورها با زنان آن کشورها است.

 شاید یکی از عمده دلایل تفاوت جوامع توسعه یافته و توسعه نیافته عملکرد و برخورد سران آن کشورها با زنان آن کشورها است.
شاید خشونت بر زنان در ابعاد گسترده تر و با گونه ای متفاوت تر از گذشته اعمال میشود. البته این خشونت ها هنوز شکل سنتی خود را در بسیاری از مناطق کشور به جای گذشته باقی گذاشته است. اصولاً انسان قانون گذاشت تا در اجتماع بتواند در کنار دیگر انسان ها هم زیستی کند تا حق کسی پایمال نشود و عدلی باشد که حقوق گاه از دست رفته اش را باز ستاند. روزگاری قوانین هر قبیله متفاوت از قبیله دیگر بود و بعدها با گسترش کشاورزی و تشکیل روستاها و شهر ها قوانین در این مرزها و متعلق به یک منطقه خاص بود.
امروزه اما به دلیل گستردگی ارتباطات و حضور مؤثّر تکنولوژی مرزها کوچکتر و به قولی دنیا کوچکتر شده است به همین سبب با وجود اندک تفاوتی در جزئیات قوانین در کشور های مختلف، یک سری قوانین کلی که باید در تمامی کشور ها قابل اجرا باشد وضع شده، تحت عنوان حقوق بشر و سازمانی با همین نام وجود دارد تا بررسی و نظارت بر اجرای این قوانین داشته باشد. مهمترین و اصلی ترین و پررنگ ترین اصل در این قوانین تاکید بر تساوی حقوق برای تمامی نوع بشر به هر رنگ و زبان و ملیت و جنسیتی است.
خشونت هایی که از قدیم به شکل سنتی اعمال می شده و اکنون هم در بسیار جاهای کشورمان شاهد این فجایع هستیم. اینها عموما توسط خانواده ها انجام می شده و قانون بشکلی گهگاه نامحسوس از انجام آن حمایت میکند.این دسته از خشونتها اعم اند از: ختنه کردن زنان، دست درازی و کتک زدن آنها، ازدواج دختران در کودکی، ازدواج های اجباری از جمله آنها ازدواج های فامیلی و معامله ای، اجبار به مادر شدن، اجبار در باکره گی دختران قبل از ازدواج، محدود کردن آنها در خانه، نبود امکان تحصیل و اشتغال، چند همسری برای مردان و به طور کلی به مالکیت گرفته شدن زنان توسط مردان خانواده (قبل از ازدواج برادران و پدر،بعد از ازدواج همسر).
شکل مدرن تری از خشونت بر زنان در شهرهای بزرگتر نه توسط خانواده ها که توسط جامعه و به شکلی کاملاً قانونی صورت میگیرد. از جمله آنها: پوشش و حجاب اجباری،دستمزد کمتر برای کار مساوی، کم شدن چشمگیر سهمیه استخدام زنان، پایین آوردن سن قانونی ازدواج، کاهش سهمیه دانشگاهی و منحصر کردن تعدادی رشته تحصیلی برای مردان، منع حضور زنان در ورزشگاهها، نداشتن حضانت فرزند، نداشتن حق طلاق، ارث نابرابر، اجرای حکم سنگدلانه سنگسار، مجوز حق خروج از کشور توسط همسر یا قبل از ازدواج ولی او … و بسیاری موارد دیگر که شاید از حوصله ی این مقاله خارج باشد.
بطور کلی زنان درچند دسته عرفی_فرهنگی ، قانونی و مهمترین انها مذهبی مورد خشونت هستند که از آنجایی که کشور ما تحت حاکمیتی اسلامی است میتوانیم این دسته بندی را در دو گروه عرفی_فرهنگی و مذهبی_قانونی بررسی کنیم.

از کودکی به کودکان دختر یاد می دهند بلند نخندند، در خیابان سر به زیر باشد، در هنگام صحبت با مردان به انها مستقیم نگاه نکنند، در خیابان ندود، به او یاد میدهند که لباس چسبان یا کوتاه مغایر با اخلاق است، به او تاکید میشود که اگر در خیابان یا دیگر اماکن عمومی مورد آزار لفظی یا بدنی قرار گرفت سکوت کند، باکره گی و سرکوب احساس جنسی در جمله ارجمند ترین اصول اخلاقی محسوب می شود،

عرفی_فرهنگی


از کودکی به کودکان دختر یاد می دهند بلند نخندند، در خیابان سر به زیر باشد، در هنگام صحبت با مردان به انها مستقیم نگاه نکنند، در خیابان ندود، به او یاد میدهند که لباس چسبان یا کوتاه مغایر با اخلاق است، به او تاکید میشود که اگر در خیابان یا دیگر اماکن عمومی مورد آزار لفظی یا بدنی قرار گرفت سکوت کند، باکره گی و سرکوب احساس جنسی در جمله ارجمند ترین اصول اخلاقی محسوب می شود، دوست آنها حتما باید همجنس باشد داشتن دوست پسر مجاز نیست این در حالی است که دوست دختر داشتن برای پسرها در همان خانواده ها هیچ مشکل عرفی ندارد و مغایر با اخلاق محسوب نمی شود و بسیاری موارد مانند آن.
این تفاوت و تمایز قایل شدن ها در خانواده بخصوص آنها که هم دختر و هم پسر دارند باعث ایجاد عقده های روانی شدید برای دختران میشود. بسیاری از آنها آرزو دارند که پسر بودند و بسیاری دست به خودکشی میزنند یا دچار آسیب های شدید روانی میشوند. اکنون در جامعه ی ما مردان ، زنان را به عنوان جنس دوم و ضعیف و یا به دید ترحم می نگرند.

مذهبی_قانونی


شکی نیست که زمینه های عرف و فرهنگ از درون قوانین و مذهب جامعه برخاسته است و ریشه نابرابری زن و مرد را باید در قرآن و قانون جویید. آخوند معمولاً به مردم می گوید که این آیات دارای تفسیر است و فقط متخصصان می توانند معانی آنرا بفهمند. اما قرآن خود گفته است که برای مردم آمده و به زبان عامی است. وقتی قرآن بگوید : زنان را بزنید، چه تفسیری برای زدن هست؟ وقتی قرآن بگوید زنان اسیر را می توانید مالک شوید و با وجود داشتن شوهر می توانید کنیز خود سازید ، چه تفسیری بر این هست؟ آیا این همه مشکلات فرهنگی که برای زنان در خاورمیانه و جهان اسلام بوجود آمده است، ریشه اش اسلام نیست؟

 وقتی قرآن بگوید : زنان را بزنید، چه تفسیری برای زدن هست؟ وقتی قرآن بگوید زنان اسیر را می توانید مالک شوید و با وجود داشتن شوهر می توانید کنیز خود سازید ، چه تفسیری بر این هست؟
آیاتی از قرآن که نقض آشکار حقوق زنان است:

سوره البقرة آیه ۲۲۸  َوَالْمُطَلَّقَاتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَلَا یَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ یَکْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِی أَرْحَامِهِنَّ إِنْ کُنَّ یُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِی ذَلِکَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلَاحًا وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ .
باید که زنان مطلقه تا سه بار پاک شدن از شوهر کردن باز ایستند و، اگربه خدا و روز قیامت ایمان دارند ، روا نیست که آنچه را که خدا در رحم آنان آفریده است پنهان دارند و در آن ایام اگر شوهرانشان قصد اصلاح داشته باشند به بازگرداندنشان سزاوارترند و برای زنان حقوقی شایسته است همانند وظیفه ای که بر عهده آنهاست ولی مردان را بر زنان مرتبتی است وخدا پیروزمند و حکیم است.
سوره البقرة آیه ۲۲۳ نِسَاؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ مُلَاقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ
زنانتان کشتزار شما هستند. از هرجا که خواهید به کشتزار خود درآیید. و (در اعمال نیک) بر یکدیگر پیشی گیرید و از خدا بترسید و بدانید که به نزد او خواهید شد. و مومنان را بشارت ده.

زنانتان کشتزار شما هستند. از هرجا که خواهید به کشتزار خود درآیید. و (در اعمال نیک) بر یکدیگر پیشی گیرید و از خدا بترسید و بدانید که به نزد او خواهید شد. و مومنان را بشارت ده.
سوره البقرة آیه ۲۸۲  یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا تَدَایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاکْتُبُوهُ وَلْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا یَأْبَ کَاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْیَکْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئًا فَإِنْ کَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهًا أَوْ ضَعِیفًا أَوْ لَا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجَالِکُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَکِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا یَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغِیرًا أَوْ کَبِیرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِکُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِیرُونَهَا بَیْنَکُمْ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَکْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَایَعْتُمْ وَلَا یُضَارَّ کَاتِبٌ وَلَا شَهِیدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَیُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ .
اى کسانى که ایمان آورده‏ اید، هر گاه به وامى تا سررسیدى معین‏، با یکدیگر معامله کردید، آن را بنویسید. و باید نویسنده‏ اى (صورت معامله را) بر اساس عدالت‏، میان شما بنویسد. و هیچ نویسنده‏ اى نباید از نوشتن خوددارى کند؛ همان گونه (و به شکرانه آن‏) که خدا او را آموزش داده است‏. و کسى که بدهکار است باید املا کند، و او (=نویسنده‏) بنویسد. و از خدا که پروردگار اوست پروا نماید، و از آن‏، چیزى نکاهد. پس اگر کسى که حق بر ذمه اوست‏، سفیه یا ناتوان است‏، یا خود نمى‏ تواند املا کند، پس ولىّ او باید با (رعایت‏) عدالت‏، املا نماید. و دو شاهد از مردانتان را به شهادت طلبید، پس اگر دو مرد نبودند، مردى را با دو زن‏، از میان گواهانى که رضایت دارید (گواه بگیرید)، تا (اگر) یکى از آن دو (زن‏) فراموش کرد، (زنِ‏) دیگر، وى را یادآورى کند. و چون گواهان احضار شوند، نباید خوددارى ورزند. و از نوشتن (بدهى‏) چه خرد باشد یا بزرگ‏، ملول نشوید، تا سررسیدش (فرا رسد). این (نوشتنِ‏) شما، نزد خدا عادلانه‏ تر، و براى شهادت استوارتر، و براى اینکه دچار شک نشوید (به احتیاط) نزدیکتر است‏، مگر آنکه داد و ستدى نقدى باشد که آن را میان خود (دست به دست‏) برگزار مى ‏کنید؛ در این صورت‏، بر شما گناهى نیست که آن را ننویسید. و (در هر حال‏) هر گاه داد و ستد کردید گواه بگیرید. و هیچ نویسنده و گواهى نباید زیان ببیند، و اگر چنین کنید، از نافرمانى شما خواهد بود. و از خدا پروا کنید، و خدا (بدین گونه‏) به شما آموزش مى‏ دهد، و خدا به هر چیزى داناست‏.

و نیز زنان شوهردار بر شما حرام شده اند، مگر آنها که به تصرف شما در آمده باشند(منظور زنانی است که در جنگ اسیر مسلمانان شده باشند.). از کتاب خدا پیروی کنید.
سوره البقرة آیه ۲۳۰ َفَإِنْ طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْکِحَ زَوْجًا غَیْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلَا جُنَاحَ عَلَیْهِمَا أَنْ یَتَرَاجَعَا إِنْ ظَنَّا أَنْ یُقِیمَا حُدُودَ اللَّهِ وَتِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ یُبَیِّنُهَا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ . پس اگر باز زن را طلاق داد دیگر بر او حلال نیست، مگر آنکه به نکاح مردی دیگر در آید، و هرگاه آن مرد زن را طلاق دهد، اگر میدانند که حدود خدا را رعایت میکنند رجوعشان را گناهی نیست. اینها حدود خدا است که برای مردمی دانا بیان میکند
سوره النساء آیه ۳ ِ َوَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْیَتَامَى فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا.
اگر شمارا بیم آن است که در کار یتیمان عدالت نورزید، از زنان هرچه شما را پسند افتد، دو دو و سه و سه و چهار، چهار به نکاح (نکاح در عربی یعنی سپوختن) در آورید. و اگر بیم آن دارید که به عدالت رفتار نکنید تنها یک زن بگیرید یا هرچه مالک آن شوید. این راهی بهتر است تا مرتکب ستم نشوید
سوره النساء آیه ۱۱ ُیُوصِیکُمُ اللَّهُ فِی أَوْلَادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ فَإِنْ کُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَکَ وَإِنْ کَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلِأَبَوَیْهِ لِکُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَکَ إِنْ کَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ کَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصِی بِهَا أَوْ دَیْنٍ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ لَا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکُمْ نَفْعًا فَرِیضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا .
خدا در مورد فرزندانتان به شما سفارش میکند که سهم پسر برابر سهم دو دختر است. و اگر دختر باشند و بیش از دو تن، دو سوم میراث از آنهاست. و اگر یک دختر بود نصف برد و اگر مرده را فرزندی باشد هر یک از پدر و مادر یک ششم میراث را برد. و اگر فرزندی نداشته باشد و میراث بران تنها پدر و مادر باشند، مادر یک سوم دارایی را برد. اما اگر برادران داشته باشد سهم مادر، پس از انجام وصیتی که کرده و پرداخت وام او یک ششم باشد. و شما نمیدانید که از پدران و پسرانتان کدامیک شما را سودمند تر است. اینها حکم خداست، که خدا دانا و حکیم است.
سوره النساء آیه ۲۴ ِوَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ کِتَابَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَأُحِلَّ لَکُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِکُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِکُمْ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَةِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا .
و نیز زنان شوهردار بر شما حرام شده اند، مگر آنها که به تصرف شما در آمده باشند(منظور زنانی است که در جنگ اسیر مسلمانان شده باشند.). از کتاب خدا پیروی کنید. و جز اینها زنان دیگر هرگاه در طلب آنان از مال خویش مهری بپردازید و آنها را به نکاح درآورید نه به زنا، بر شما حلال شده اند. و زنانی را که از آنها تمتع میگیرید واجب است که مهرشان را بدهید. و پس از مهر معین در قبول هرچه دو بدان رضا بدهید گناهی نیست. هر آینه خدا دانا و حکیم است
سوره النساء آیه ۳۴ الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا .
مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است. و از آن جهت که از مال خود نفقه میدهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شایسته، فرمانبردارند و در غیبت شوی عفیفند و فرمان خدای را نگاه میدارند. و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید، اندرز دهید و از خوابگاهشان دوری کنید و بزنیدشان. اگر فرمانبرداری کردند، از آن پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید. و خدا بلند پایه و بزرگ است.
این آیه کاری ندارد که حق با کیست. همیشه حق با مرد است، پس می تواند کتک بزند!
سوره النساء آیه ۱۷۶ َیَسْتَفْتُونَکَ قُلِ اللَّهُ یُفْتِیکُمْ فِی الْکَلَالَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَکَ لَیْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَکَ وَهُوَ یَرِثُهَا إِنْ لَمْ یَکُنْ لَهَا وَلَدٌ فَإِنْ کَانَتَا اثْنَتَیْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَکَ وَإِنْ کَانُوا إِخْوَةً رِجَالًا وَنِسَاءً فَلِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ أَنْ تَضِلُّوا وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ.
از تو فتوی می خواهند ، بگوی که خدا در باره کلاله برایتان فتوی می دهد، : هر گاه مردی که فرزندی نداشته باشد بمیرد و او را خواهری باشد ، به آن خواهر نصف میراث او می رسد اگر خواهر را نیز فرزندی نباشد ، برادر از او ارث می برد اگر آن خواهران دو تن بودند ، دو ثلث دارایی را به ارث می برند و اگر چند برادر و خواهر بودند ، هر مرد برابر دو زن می برد خدا برای شما بیان می کند تا گمراه نشوید ، و او از هر چیزی آگاه است
سوره النور آیه ۳۱ وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ.
و به زنان مومن بگو که چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینتهای خود را جز آن مقدار که پیداست آشکار نکنند و مقنعه های خود را تا گریبان فرو گذارند و زینتهای خود را آشکار نکنند، جز برای شوهر خود یا پدر خود یا پدر شوهر خود یا پسر خود یا پسر شوهر خود یا برادر خود یا پسر بردار خود یا پسر خواهر خود یا زنان همکیش خود، یا بندگان خود، یا مردان خدمتگزار خود که رغبت به زن ندارند، یا کودکانی که از شرمگاه زنان بیخبرند و نیز چنان پای بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده اند دانسته شود. ای مومنان همگان به درگاه خدا توبه کنید، باشد که رستگار گردید.
سوره األحزاب آیه ۵۹٫ یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا . ای پیامبر، به زنان و دختران خود و زنان مومنان بگو که چادر خود را برخود فروپشونند. این مناسب تر است، تا شناخته شوند و مورد آزار واقع نگردند و خدا آمرزنده و مهربان است …
و بسیاری آیات و احادیث قدسی و نبوی دیگر مبنی بر چند همسری و حکم سنگسار و… که جامعه و فرهنگ آزاد امروز جهان را به سخره گرفته است.


۱۳۹۵ بهمن ۲۵, دوشنبه

تکلیف اسلام و آخوند در آینده ایران چیست؟



رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی غرق در فساد و تباهی است. هر قدر هم که تلاش کنند، بالاخره روزی سقوط خواهد کرد. این رژیم نه در داخل طرفدار دارد و نه در خارج . اگر فضای امنیتی و بگیر و ببند و زندان اوین نبود، بسیار زودتر از اینها شاهد سقوط جمهوری اسلامی بودیم. اگر در سال ۸۸ اندکی از جنبش براندازی حمایت شده بود ، تکلیف جمهوری اسلامی یکسره می شد. امروز هم هر کسی می داند که پایداری رژیم جمهوری اسلامی بسته به چیزی جز بسته بودن فضای داخلی و زد و بند نفتی با اربابان خارجیش نیست.
روزی این رژیم خواهد رفت. خود ملایان چنین برداشت کرده اند که با پایان رژیم اسلامی ، دودمان آخوند بر باد و پرونده اسلام و تشیع خرافی در ایران بسته خواهد شد.
آخوند انصاریان می گوید : « بعد از ۱۵۰۰ سال حکومت را گرفتیم. برای حفظ این فرصت باید از هر وسیله استفاده کنیم؛ چون اگر دوباره این حکومت و اسلحه را از ما بگیرند، دماری از روزگارمان در بیاورند که نتوانیم جبران کنیم!»

توهین به شخصیت ایرانیان وسیله روضه خوانها


وقتی یک روضه خوان مطابق روایتی می گوید که شیری برای وضع حمل نزد موسی ابن جعفر آمد تا درد زایمان همسر شیر! کمتر شود…. چه توهینی بیش از این به مردم ایران؟ این مردم ایرانند که چنین دروغگویانی بر جان و مال و ناموسشان مسلط هستند.
دین وسیله کسب آخوند بود. امروز بیش از این هم شده است. دین شده است وسیله استیلای بر روان و آبروی مردم. آبروی مردم ایران رفته است. چه شد که پس از چهار دهه به این فلاکت و بی آبرویی رسیده ایم؟ چه شد که در داخل و خارج ایرانی بودن یک شرم و ننگ تلقی می شود ؟ آیا جز این است که با حاکم شدن خرافات ، دروغ و ریا بر ما ، بدین جا رسیدیم؟

جایگاه تشیع و دین در روز آزادی ایران


گروهی از مردم ایران چه بخواهیم و چه نخواهیم شیعه هستند و شیعه خواهند ماند. در سکولاریسم و آزادی بیان ، نمی توان و نباید که در امور شخصی افراد دخالت کرد. بنابر این اگر دین را امری خصوصی بدانیم ، ایرادی ندارد که و اصلا اهمیتی ندارد که هرکس چه دینی دارد. بگذارید در خانه هایشان شیعه باشند، اما کسی حق ندارد دین و طرز فکر خود را در زندگی اجتماعی و در سیاست وارد نماید.
اما زمانی که دیگر شیعه بودن سودی به جیب چاپلوسان و پاچه خواران نرساند، بسیاری از همین مگسان گرد شیرینی که امروز به امید جیره و نان دزدی به گرد آخوندهای قدرتمند حلقه زده اند ، بدور نیروی قدرت جدید حلقه خواهند زد! یعنی اینکه گروه زیادی از کسانی که امروز سنگ ائمه و سید الشهدا را به سینه می زنند ، بدون شک در آینده ایران هم ناگهان با چرخش قهرمانانه سنگ ایرانیت و کوروش و ملی بودن را به سینه خواهند زد!

اگر دین را امری خصوصی بدانیم ، ایرادی ندارد که و اصلا اهمیتی ندارد که هرکس چه دینی دارد. بگذارید در خانه هایشان شیعه باشند، اما کسی حق ندارد دین و طرز فکر خود را در زندگی اجتماعی و در سیاست وارد نماید.

پرهیز از تفرقه و درگیری


امروز مردم ما از اسلام، از آخوند و از مدیران دزد و جنایتکار جمهوری اسلامی متنفرند و بقول حاج آقا انصاریان ، اگر قدرت از دست اینها گرفته شود دمار از روزگار آخوند در خواهد آمر. اما اطرافیان آخوند چطور؟ آیا راه حل آینده ایران حذف فیزیکی اسلام و مسلملنان است؟
آنچه مایه ترس و نگرانی نگارنده و بسیاری دیگر از هموندان است اینکه چگونه می توان جامعه از هم گسیخته و به نفرت آلوده ایران را بسوی یک هدف رسانید تا حکومتی آزاد و سکولار ، بدون دخالت مزیت دینی و یا نژادی تشکیل شود؟
فضای امروز ایران متکثّر است. گروه زیادی با توجه به ستم و فساد امروز رژیم اسلامی حول خانواده پهلوی جمع شده اند و از شاهزاده رضا پهلوی حمایت می کنند. شاید اولین نشانه های این موضوع را می توان در همایش میلیونی ۷ آبان بعنوان روز کوروش دانست.
اما هنوز هم گروههای چپی دوران انقلاب کم نیستند. اما هنوز هم گروه زیادی بخصوص نسلهای گذشته از شاه و خانواده او نفرت دارند. این گروه نمی توانند در آینده ایران موفق باشند ، چون هدف مشخصشان یعنی سقوط پهلوی برای بسیاری از مردم ایران نخونما و بی اهمیت است.
گروه اسلامگرایان هم به هر حال خواهند بود. آشکار نیست چه شمار از مردم ایران به اسلام بعنوان مکتب زندگی نگاه می کنند. مشخص نیست چون امروز بسیاری از روی چاپلوسی رژیم در سفره اسلام و پای منبر آخوند نشسته اند. یعنی بدون وجود سفره جمهوری اسلامی از شمار اسلامگرایان چاپلوس بشدت کاسته خواهد شد.
بی نظمی میان مردم ایران به نفع این حکومت بوده و هست. اما پس از سقوط این رژیم چه امروز اتفاق بیافتد و چه صد سال دیگر ، این بی نظمی و تفرقه باید کنترل شود.

شاهزاده رضا پهلوی چرا از اسلام دفاع کرد؟


گروه بسیاری از مخالفان رژیم بشدت به شاهزاده حمله کردند و اتهام زدند . بسیاری در توهینهایشان از اینکه شاهزاده شعارهای ضد اسلامی و ضد عرب را نقد کرده است به انواع فحاشی و تهمت روی آورده اند. در سال ۸۸ دهها نفر کشته شدند و به گزارشهای مختلف بیش از ۸۳۰ نفر فقط قطع نخاع شده اند. اما آیا نفرت ما از رژیم اسلامی باید به تفرقه و برادرکشی بدل شود؟

reza-pahlavi


شاهزاده چه گفت؟ آیا شاهزاده باید بر طبل اختلاف قومی و دینی بزند؟ جایگاه وزارت اطلاعات رژیم اسلامی در این همایش ملی که بهانه اش کوروش بزرگ بود، چیست؟ آیا وزارت اطلاعات بیکار نشسته است تا مردم به کوروش درود بفرستند و به آرامی اسلام را از زندگی خود بیرون کنند؟ خیر!

وزارت اطلاعات رژیم اسلامی از هر شعار تجزیه طلبانه و فاشیستی حمایت می کند تا میان اپوزسیون اختلاف ایجاد کند. این رژیم بدون شک در مخالفان خود نفوذ کرده است تا اپوزسیون را منحرف کرده و به دعوای داخلی مشغول نماید. امروز تنها گزینه موجود برای حذف رژیم اسلامی ، رهبری شاهزاده رضا پهلوی است. اگر گزینه دیگری سراغ دارید بما بگویید. شاهزاده رضا پهلوی سعی دارد که همه ادیان و همه اقوام را زیر یک پرچم و زیر یک شعار قرار دهد. پس هرگونه دشمنی مذهبی و اختلاف دینی راه بجایی ندارد. اینجاست که باید گفت: اگر قرار است فاشیست اسلامی برود و فاشیست ملی بیاید ، همان بهتر که رژیم تغییر نکند!

۱۳۹۵ دی ۳۰, پنجشنبه

گسترش روز افزون بازار تن فروشی در ایران



تن فروشی و روسپیگری بیشتر زائیده فقر وتنگدستی است. از ۳۷ سال پیش تا کنون که به تدریج طبقه متوسط جامعه به دلیل نداشتن شغل و یا درآمد ناچیز که نمی تواند با آن نیازهای نخستین و ابتدائی خانواده خود را پاسخ گو باشد، و یا روی آوردن مردان و حتی زنان به اعتیاد که بازهم چهار ستون خانواده رااز هم گسسته و آنان را به سوی فقر و درماندگی رانده است، در این دو مورد نیاز شدید به درآمدهای ناسالم و غیر اخلاقی مانند روسپیگری  احساس، و هردوگروه را به سوی تن فروشی و روسپیگری گرایش داده است.
مورد دیگری  که کمتر دیده شده، روی آوردن شماری از زنان پول دار خوش گذران به تن فروشی است. آنان که به نحوی از شوهر و زندگی خود خشنود نیستند، برای انتقام از شوهر خود، لذت های شهوانی، و حتی درآمد بیشتر و داشتن زندگی مرفه تر به تن فروشی می پردازند.

در حکومت اسلامی چند چیز همواره در حال پیشرفت و ترقی است‍:۱-قیمت و بهای اجناس و خانه مسکونی، ۲- مبلغ و مقدار دزدیها و غارتگری های رژیم، ۳- شمار روز افزون بیکاران و معتادین جامعه ۴-ازدیاد فحشاء و روسپیگری، ۵- افزایش فقر و تهیدستی و خاکستر نشینی مردم و..

صیغه و یا روسپی گری


صیغه و یا تن فروشی در برابر دریافت پول و امتیازات مادی نیز یک نوع تن فروشی و روسپی گری شرعی است که در گذشته در ایران کمتر رواج داشت و تنها در کنار جایگاههای مذهبی آنهم به ندرت دیده می شد ولیکن از برکت فساد و تخریب همه جانبه بنیان خانواده به وسیله رژیم ضد انسانی ولایت فقیه و عوامل آن،  از ۳۷ سال پیش تاکنون در ایران به سرعت رواج و گسترش یافته و همان گونه که موریانه  چهارچوب و ستون های یک خانه را ذره ذره از هم جدا و نابود می کند، صیغه یا تن فروشی نیز به هردلیل ستون های استوار خانواده را از هم جدا و نابود می سازد.

این تبلیغ نرخ جنده خانه ایست که مسئول آن یک دکترا از رژیم جهل و جنایت دریافت کرده است. آخر این رژیم لعنتی به هر بی سواد ودیوانه ای تا کنون مدرک دکترا داده، تاارزش بین المللی آن را کم رنگ کند.

سه گروه در تهران تن فروشی می کنند


خانم فرحناز سلیمی متخصص مامایی و کارشناس ارشد روانشناسی علت تن فروشی زنان را فقر و تامین مواد مخدر برای خود و یا همسر می داند و می گوید: بیشتر زنان، بالای ۳۰ سال سن دارند و شاید بهتر است بگویم مشکل و علت تن فروشی زنان در تهران با بندرعباس فرقی ندارد. ما افرادی داریم که تنها برای تامین یک وعده غذایی اقدام به تن فروشی می کنند!
برخی دیگربرای اینکه پول تعویض مدل ماشین یا خرید مانتو را ندارند دست به تن فروشی می کنند. و افراد جوانی که تجربه جنسی برایشان مهم است سراغ چنین زنانی با بدترین وجهه می روند. او از شوهرانی با غیرت! گفت که برای تامین مواد، زنانِ خود را در اختیار مردانی قرار می دهند که خود انتخاب کرده اند و از مادرانی که صاحب خانه(پاتوق) هستند و یکی از اتاق ها را شیر کش خانه و اتاق دیگر را در اختیار تن فروشان قرار می دهد! 

زنانی که در کودکی بدانان تجاوز شده

با بررسی خانم فرحناز سلیمی بخشی دیگر اززنان تن فروش (حدود یک سوم) در دوران بچگی مورد تعرض محارم قرار گرفته و از آن ها باردار شده اند. حتی مواردی از زنان تن فروش هم جنسگرا وجود داشته که بیشتر آن ها سابقه زندان دارند و قابل شناسایی هستند. تاسف بار تر اینکه تن فروشی در دختران ۱۶ ساله دیده می شود که خانواده دار و با سواد هستند.

گفتگو برسر صیغه شدن و صیغه کردن، زیاد، و فریادها بلند است و تا آخوند زنده است، این نکبت و یا فاحشگی اسلامی همچنان ادامه دارد.
روسپیگری و فحشاء در ابعادی گسترده
 امروزه، از بیش از سه دهه پیش تاکنون، از برکت اسلام راستین و موهبت حکومت اسلامی، سرتاسر مملکت از فساد و فحشاء لبریز شده است. گزارش روزنامه نگار آلمانی نشان می دهد که شمار آنان در سال ۱۳۸۵ به بیش از یک میلیون و هفتصد هزار نفر می رسید که بی تردید اکنون باید بسی بیشتر شده باشد.
زنان بخت برگشته که به دلیل های گوناگون شوهران خود را از دست داده اند، یا دخترانی که زیر ظلم و ستم خانواده خرافاتی مذهبی از خانه ها فرار کردند، و یا زنانی که به دنبال و در جستجوی کار به دام آخوندها و شیادان دیگر اجتماع افتادند، سر انجام حتی با کودکانی خردسال راهی خیابان ها شدند و روز و شب طعمه لاشخورهای اجتماع می گردند
توریسم سکس در مشهد !! (مستندی وحشتناک از صیغه کردن دختران ایرانی ها به دست توریست عراقی)
در آماری که به دست آمده در سال ۱۳۸۲ تعداد ۶۰،۰۰۰ دختر از خانواده های متعصب و سختگیر خود فرار کردند که عمومن اینگونه دختران، سرانجام در دام سوداگران و دلالان حقه باز و فریب کار می افتند. کشتن دختر و یاهمسر خود به وسیله مردان متعصب و بی خرد نیز سوغات دیگری است که رژیم اسلامی برای مردم ایران به ارمغان آورده است.  در خانواده های خرافاتی و متعصب مذهبی، دختران نوجوان، از خانواده فراری می شوند.

روسپی خانه های اسلامی


در اماکن مذهبی مانند اطراف حرم امام رضا، معصومه قم، شاه عبدالعظیم و شاه چراغ  که پایگاه آخوندها بود، همواره شماری زنان روسپی و فاحشه نیز در چرخش بودند و برای خود مشتریانی دست و پا می کردند. این گسترش و فراوانی فحشا گری موجب می گردید که طلبه ها و آخوندهای جوان اماکن مذهبی هر زن و دختری را می بینند گمان کند فاحشه است، و از او تقاضای عمل صیغه کنند.

دختران و زنان خردباخته مسلمان در صف ثبت نام صیغه در جوار حرم امام رضا ایستاده اند. ممکن است یک زن مسلمان برای ثواب و یا رفع شهوت به صیغه شدن پناه ببرد، ولی همین که در برابر آن با نرخ و تعیین ساعت و روز پول دریافت می کند، راهی را برای کسب درآمد در می یابد که دنباله همان صیغه شدن، روسپیگری خواهد بود.
امروزه از برکت سیاست تخریب اخلاق و چهار چوب خانواده در رژیم اسلامی فحشاء و روسپیگری که در گذشته تنها در جاههای محدود، آنهم به شمار کم و ناچیز در شهرهای بزرگ مانند مشهد، تهران، شیراز، و تبریز  دیده می شد هم اکنون همگانی شده و در جامعه ایران در هرکجا اعم از شهر بزرگ و کوچک  ایران به شمار فراوان و باور نکردنی دیده می شود.

آمار نگران کننده در مورد وضعیت تن فروشی در ایران
نه تنها روسپی خانه های رسمی مانند روسپی خانه حرم مطهر  در مشهد با همه امکانات در اختیار زائران به ویژه مسافرین عراقی و عرب کشورهای کناره خلیج فارس قرار می گیرد، بلکه در میان خانواده ها و در کوچه پس کوچه های شهرهای گوناگون نیز مراکز بزرگ و کوچکی از این روسپی خانه های اسلامی  دیده می شود.

با نرخ صیغه (فحشاگری اسلامی) که چند سال پیش آگهی شده آشنا شوید و بشتابید به سوی فاحشه خانه ولی وقیح به نشانی بالا تا از فیض دنیا و آخرت برخوردارباشید

آمار وحشتناک روابط جنسی دبیرستانی‌ها


 حدود ۷۴ درصد دانش‌آموزان دبیرستانی دارای رابطه غیر مجاز با جنس مخالف و ۱۷ درصد دارای روابط هم جنس گرایی بوده‌اند. اکنون سن روسپیگری به ۱۵ سال رسیده است.  با استناد به نامه‌ای از وزارت آموزش و پرورش، نتایج تحقیق بر ۱۴۱ هزار و ۵۵۵ دانش آموز دختر و پسر دوره متوسطه در سال تحصیلی ۱۳۸۷-۱۳۸۶ منتشر شده است.بر اساس این تحقیق، ۱۰۵ هزار و ۴۶ نفر دانش آموز یعنی ۷۴.۳ درصد دارای رابطه «غیر مجاز با جنس مخالف» بوده‌اند. هم چنین طبق این گزارش، در سال تحصیلی ۱۳۸۶-۱۳۸۷ از ۱۴۱۵۵۲ دانش آموز (دختر و پسر) دوره متوسط در کل کشور تعداد ۲۴۸۸۹ نفر (۱۷٫۵ درصد) دارای روابط هم جنس گرایی (لواط و مساحقه) بوده اند.

روابط جنسی گسترده میان دختران دبیرستانی و پسران

نکاتی چند از آنچه گفته شد:


تن فروشی و روسپیگری بیشتر زائیده فقر وتنگدستی است. از ۳۷ سال پیش تا کنون با نابودی طبقه متوسط و تبدیل آنها به طبقه مستمند و کم درآمد و حتی زندگی زیر فقر جامعه ، و یا روی آوردن مردان و حتی زنان به اعتیاد، و یا به زندان رفتن مردان،  زنانشان که خرد و شکننده اند به روسپیگری پناه می برند.
صیغه گری یک نوع جنده گری و فحشاء اسلامی است که در سراسر کشورمان به وسیله آخوندهای بیشرف و فرومایه پایه گذاری و جایگزین شده است.
هنگامی که زن در اسلام ارزش چندانی ندارد و آخوند، زن را وسیله هوس های شخصی خود و یا کلفت و خدمتگار خانه بداند، و در اجتماع برای زنان شغلی آزاد و مستقل و درآمدی وجود نداشته باشد، پایان کار بسیاری از آنان جز پریشانی، و سرگردانی در خیابان ها چه می تواند باشد؟!.
یادداشت نگارنده :
از آن جا که روسپیگری و صیغه یا فحشای اسلامی از برکت نحوست آخوندها روز به روز در حال پیشرفت وزیاد شدن است به طوری که  به دانش آموزان کمتر از ۱۵ سال مدارس نیز سرایت نموده و بنیان خانواد ها به کلی در حال زیر و رو شدن است، نگارنده را بر آن داشت که مقاله ای بر اساس نوشته های گذشته و گسترش روز افزون این فسادهای اخلاقی و اجتماعی نوشته و تقدیم 
خوانندگان گرامی خود کند. 


شفاف سازی سکس شتری و سکس موتوری و سکس اوتولی !

نکته پایانی:


رژیم روسپی پرور اسلامی پس از گشایش فاحشه خانه حضرت در کنار مرقد امام رضا به تدریج با صیغه گری که فحشای رسمی اسلامی است در سراسر ایران رواج و اشاعه داد. به طوری که امروزه در هرگوشه و کنار کشور به ویژه در کنار اماکن مذهبی به میزان فراوان دیده می شود.