۱۳۹۵ مرداد ۳۰, شنبه

سه سال با روحانی. اقتصادی که در فساد غرق است



کارنامه ۳ ساله روحانی


اینکه یک ملّا در جمهوری اسلامی با رأی مردم به قدرت برسد ، داستانی تکراری است. اینکه به وعده هایش هم عمل نکند همینطور. کارنامه دولت روحانی از جنبه های مختلف کارنامه ی یک شکست است. از همان روزی که روحانی به قدرت رسید می شد برجام و حصول توافق را پیش بینی کرد. اراده ملوکانه خامنه ای بر این بود که بدون آبرو ریزی نرمشی قهرمانانه بنمایند و با اربابان غربیش توافق نماید.
بنابراین حتی برجام با تمام خیمه شب بازی اش ، چیزی جز یک بازی تبلیغاتی برای سرگرم کردن مردم  و  فریب ایشان نبوده است. مردم نا امیدی که پس از ۱۲ سال سرگرم بودن با انرژی هسته ای و از دست رفتن ۱۲۰۰ میلیارد دلار در آمد نفتی در فقر و فلاکت دست و پا می زدند با فرجام کورسوی امیدی یافتند. امید به بازگشتن به دوران خاتمی. دورانی که البته طلا نبود ولی همان مس دوران خاتمی هم می توانست مردم را تا سالها مشغول نماید. سناریوئی که تا به امروز در حال اجراست و هنوز هم بیشتر مردم ایران در حال مشاهده خیمه شب بازی و امید بستن به این فریب رژیم آخوندی هستند.
گذشته از سنارویوی برجام و توافق هسته ای ، دولت روحانی در زمینه اقتصاد و فساد مالی موفقیتی نداشته است. شاید گزارش نشدن اختلاسهای میلیارد دلاری برای برخی موفقیت تلقی شود ولی آنچه می توان آشکارا دید و قابل لمس است ادامه رکود و نبود سیاست مشخص برای عمران و توسعه است. ایران یکی از بالاترین آمار شاخص جینی را در تاریخ خود تجربه می کند . شاخص جینی را می توان پارامتر عدالت در جامعه دانست. علاوه بر بالا بودن شاخص جینی ، ایران از نظر تولید ناخالص داخلی اوضاع بسیار بدی را تجربه می کند. همانطور که می دانیم ایران بیشتر درآمدش از نفت است، اما چگونه است که امروز شاخص تولید ناخالص ملی ایران از کشور فقیری مانند تایلند هم پایینتر است؟

کشور ایران عقب تر از تایلند، در گروهی قرار می گیرد که می توان آنرا بطور خلاصه "فقیر نسبی " نامید. درآمد نفتی و منابع طبیعی هم کمکی نکرده است. چرا؟ از آخوند بپرسید!


جمهوری اسلامی و ولایت فقیه!


عقب ماندگی اقتصادی ایران جنبه های مختلفی دارد. یک جنبه آن فساد مقامات سیاسی و اداری است. تا زمانی که چاپلوسی و مهر پیشانی عامل به مقام رسیدن افراد است و تا زمانی که داشتن رابطه جنسی با آقا باعث رسیدن به پست و مقام باشد ، هرگز نمی توان انتظار داشت که فساد اقتصادی ایران رو به کاهش برود. همانطور که در ماههای اخیر می بینیم ، اطلاعات سپاه با هماهنگی کیهان ، فیش حقوق بسیاری از مقامات دولت روحانی را برملا نموده است که هرچند این کار سپاه و کیهان جنبه رقابت جناحی دارد ولی در اصل قضیه تفاوتی ندارد!
اصل قضیه این است که مقامات ایران در پول و ثروت غرقند و در مقابلش مردم عادی در فقر و فلاکت دست و پا می زنند؛ همانهایی که در انتخابات شرکت می کنند و همانهایی که به روحانی و رفسنجانی دل بسته اند .
بزرگترین عامل این اتفاق ، سیستمی بنام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه است. این سیستم از طرفی خود را الهی می داند و مردم را فریب می دهدکه سالم و خدایی است و از طرف دیگر با پشتوانه رهبر جنایتکارش اجازه هر فساد و دزدی و خیانتی را به خود می دهد. آری سیستم ولایت فقیه حاصلی جز فساد نخواهد داشت. تا زمانی که چاپلوسی و آدمفروشی در ایران شغل است و نردبان ترقی، این اوضاع بر همین راه خواهد ماند!

اصل قضیه این است که مقامات ایران در پول و ثروت غرقند و در مقابلش مردم عادی در فقر و فلاکت دست و پا می زنند؛ همانهایی که در انتخابات شرکت می کنند و همانهایی که به روحانی و رفسنجانی دل بسته اند . بزرگترین عامل این اتفاق ، سیستمی بنام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه است. این سیستم از طرفی خود را الهی می داند و مردم را فریب می دهدکه سالم و خدایی است و از طرف دیگر با پشتوانه رهبر جنایتکارش اجازه هر فساد و دزدی و خیانتی را به خود می دهد. آری سیستم ولایت فقیه حاصلی جز فساد نخواهد داشت. تا زمانی که چاپلوسی و آدمفروشی در ایران شغل است و نردبان ترقی، این اوضاع بر همین راه خواهد ماند!


رسانه های خارجی و حمایت هدفمند از جمهوری اسلامی


هدف رسانه های خارجی چیست؟ آیا هدف ایشان در راستای منافع ایران است؟ هرگز چنین نخواهد بود. رسانه های خارجی هدفشان در راستای دولتهای خودشان است و این طبیعی است. بنابراین حمایت ایشان از جمهوری اسلامی و بخصوص دولت روحانی هم در راستای اهداف دولتهای خودشان است. غریبه و مظلوم همیشگی در تبلیغات رسانه های خارجی منافع ایران و مردم ایران بوده است.
حمایت از روحانی تنها بدین دلیل است که اهداف اقتصادی اروپا و امریکا امروز چنین اقتضا می کند . رژیم جمهوری اسلامی پیامی آشکار به غرب داده است : نفت در برابر سکوت درباره حقوق بشر. پیامی دیپلماتیک که برای دولتهای خاورمیانه چیز تازه ای نیست. دولتهای آدمخواری مانند صدام و عربستان سعودی هم از همین ترفند استفاده کرده اند.  حقوق بشر همواره ابزاری برای فشار به دولتهای خاورمیانه ای بو ده است تا ایشان امتیازات بیشتری را به غرب بدهند. امتیازاتی که منافع آن نه برای ملتهای خاورمیانه که برای غربیها خواهد بود.

در حالیکه ترکیه و امارات و قطر به کشورهای برتر منطقه بدل گشته اند ، ایران روز بروز در مرداب جمهوری اسلامی بیشتر فرو می رود. سیستم جمهوری اسلامی هرگز برای پیشرفت اقتصادی و توسعه ساخته نشده است. ایدئولوژی این رژیم چیزی جز اقتصاد بوده و هست. همانطور که خمینی کبیر فرمودند :« اقتصاد مال خر است » و نمی توان از این رژیم بجز اقتصاد خرکی و فساد و فقر چیز دیگری انتظار داشت.


توسعه  اقتصادی، پروژه ای فراموش شده


توسعه ای که شاه از دهه ۴۰ آغاز کرد در دوران خمینی متوقف شد و در دوران رفسنجانی به بعد هم بخاطر فساد شدید و ورود سپاه به عرصه اقتصاد به انحراف کشیده شد. دولت امروز جمهوری اسلامی بسیار بزرگتر از آن است که بتوان برایش بودجه ای  کافی را متصور بود. این بزرگی دولت به کسری بودجه و تورم سرانجامیده است. تورمی که با خود فقر و رکود را ارمغان آورد و مردم ایران را با مشکلات متعددی روبرو نموده است.
توسعه اقتصادی پروژه ای بود که قرار بود ایران را به کشوری صنعتی و تولیدکننده بدل سازد اما بدلایل مختلف که مهمترینش فساد دولتی است ، این توسعه هرگز واقع نشد و ایران امروز به کشوری مصرف کنند و فقیر بدل گشته است.

گذشته از سنارویوی برجام و توافق هسته ای ، دولت روحانی در زمینه اقتصاد و فساد مالی موفقیتی نداشته است. شاید گزارش نشدن اختلاسهای میلیارد دلاری برای برخی موفقیت تلقی شود ولی آنچه می توان آشکارا دید و قابل لمس است ادامه رکود و نبود سیاست مشخص برای عمران و توسعه است. ایران یکی از بالاترین آمار شاخص جینی را در تاریخ خود تجربه می کند . شاخص جینی را می توان پارامتر عدالت در جامعه دانست. علاوه بر بالا بودن شاخص جینی ، ایران از نظر تولید ناخالص داخلی اوضاع بسیار بدی را تجربه می کند. همانطور که می دانیم ایران بیشتر درآمدش از نفت است، اما چگونه است که امروز شاخص تولید ناخالص ملی ایران از کشور فقیری مانند تایلند هم پایینتر است؟


آیا امیدی هست


با ادامه سیاستهای اقتصادی و سیاسی نادرست و ادامه تنشها با داخل و خارج ، هرگز نمی توان انتظار کوچکترین تغییری را داشت. در حالیکه ترکیه و امارات و قطر به کشورهای برتر منطقه بدل گشته اند ، ایران روز بروز در مرداب جمهوری اسلامی بیشتر فرو می رود. سیستم جمهوری اسلامی هرگز برای پیشرفت اقتصادی و توسعه ساخته نشده است. ایدئولوژی این رژیم چیزی جز اقتصاد بوده و هست. همانطور که خمینی کبیر فرمودند :« اقتصاد مال خر است » و نمی توان از این رژیم بجز اقتصاد خرکی و فساد و فقر چیز دیگری انتظار داشت. آنهایی که انتظار گشایش در امور دارند، فریب خوردگانی هستند که آب به آسیاب آخوند ریخته اند.
هرگز نمی توان از رژیم بسته و اسلام گرای آخوندی انتظار دیگری داشت. آنچه برخواهی داشت که خود کشته ای!

۱۳۹۵ مرداد ۱۹, سه‌شنبه

میلیاردها تومان درآمد سالانه مجتبی خامنه ای از صندوق های صدقه



هنگامی که ملتی سر تعظیم در برابر آخوند جنایتکار فرود آورد، همه چیز بلکه فکر و اندیشه، روح و روان، و حتی پیکر خود را به رایگان بدو داد. بیگمان، یک مسلمان کنونی در ایران از تولد تا مرگ  دست و پا بسته در اختیار آخوند قرار می گیرد و بستگی به سرنوشت او است. پای به جهان گذاشتن کودک ایرانی با اذان آخوند و نوکران او در پشت بامها آغاز می شود و آنگاه آخوند با لبهای کلفت و قلبهای تاریک خود بر گوش او اذان می گوید.

آخوند بیشرف می گوید که از خون و ریشه وجود خود بکاهید و صدقه بدهید که به جیب ما مفتخوران فرو رود زیرا برای شما شادی می آورد. آیا پر کردن شکم آخوند جنایتکار و غارتگر موجب شادی می شود؟!!

دوران آموزش یک کودک بانماز جماعت روزانه و سخنرانی آخوند  و درس های زمخت و هدف دار عربی همراه است. آنگاه، آخوند در همه کارها و مسائل روزانه فرد دخالت دارد. از نماز و روزه گرفتن تا مرگ تازیان و ساختن گور و مقبره آنان چه در ایران، و یا در کشورهای تازی زده دیگر، در همه حال دخالت و حضور آخوند اجتباب ناپذیر است.
هر انسان شرافتمندی در ایران در هرلحظه حتی هنگام مرگ از شر وجود کثیف آخوند در امان نیست. در واپسین مرگ هم وجود مرده خور آخوند در روزهای سوم، هفته، چهلم و آنگاه سر سال و هرسال وبال گردن بازماندگان یک درگذشته است. خلاصه این که هر ایرانی به نسل آخوند بدهکاری دارد که هرگز کاملن پرداخته نشده، و همیشه همچنان بدو بدهکار است.

اینها پول صدقه نیست بلکه پول خون مردم بیگناه است که در شکم و جیب آخوند مفتخور و کلاهبردار سرازیر می شود. تا ملتی زیر پوشش حماقت و نادانی قرار دارد و از عقل و خرد خود بهره نمی گیرد، آخوند متجاوز راههای جدید دزدی و غارت ملی پیدا می کند.
صندوقهای قرض الحسنه

کلاهبرداری آخوند یکی و دو تا نیست و در هر راهی ادامه دارد. یکی از کلاهبرداری های آخوند علاوه بر ساختن مسجد، امامزاده ها و صندوقهای نذورات و پول انداخته درون ضریح که در آمد آن برای جیب گشاد آخوند بیش از درآمد نفت و منابع طبیعی دیگر است، صدوقهای قرض الحسنه است. شمار این صدوقها نامحدود و درهرگوشه و کنار کشور حتی در بخش ها و دهات و کوچه پس کوچه ها نیز دیده می شود. شمار این صندوق ها در تهران بیش از دو میلیون است. با توجه به وسعت ایران، و پراکندگی  و گستردگی شهرها و بیش از هفتاد هزار ده گوناگون، شمار این صندوقها سرسام آور و تجاوز بیش از حد و کلاهبرداری عظیم آخوند را بر ملا می سازد.

کلاهبرداری آخوند یکی دو تا نیست. سالی میلیون ها دلار پول ملت بدبخت زجر کشیده و مصیبت دیده از درون نزدیک به ۸ میلیون صندوق صدقات بیرون می آورند و خرج تازیان نژاد پرست ضد ایرانی می کنند. طلاهای ایران نیز برای ساختن گنبد گور این تازیان از کشور بیرون برده می شود.

در آمد این صندوقها چه اندازه، است؟

طبق آمار خود کمیته امداد ، تعداد کل صندوق های صدقات در سراسر کشور برابر با  ۵،۸۱۲،۰۶۷ عدد گزارش شده که این تعداد تا پایان سال ۸۹ به عدد   ۷،۰۰۰،۰۰۰ رسیده  و هرسال ۷۰۰،۰۰۰ صندوق بدانها افزوده می شود.
با یک حساب سر انگشتی چنانچه هر روز تنها ۵۰ نفر مبلغ ۲۰۰ تومان (بطور متوسط) ، به هر صندوق بیاندازند ، مبلغی برابر هفتاد میلیارد تومان می شود
چنانچه ۳۶۵ روز یک سال را در نظر بگیریم، ۲۵٫۵۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰بیست و پنج تریلیون و پانصدو پنجاه میلیارد تومان  معادل ۵،۱۱۰،۰۰۰ پوند انگلیس  است که بنابه گفته کارشناسی می تواند همه استان خوزستان و چند استان دیگر را می توان از بی آبی و خشکسالی نجات داد.
باید توجه داشت که برخلاف محاسبه چنین کارشناسی که در سرتاسر ایران روزی ۵۰ نفر را تخمین زده که پول به درون صندوق صدقات می اندازند، به دلیل کثرت جمعیت ۸۰ میلیونی و مشکلات فراوان و روزمره حل نشدنی مردم خاکستر نشین میهنمان، و توصیه های زهر آگین و حماقت آور آخوند روز به روز بر تعداد صدقه دهندگان و میزان آن افزوده می شود.

این پولهای بادآورده به کجا میرود؟


ظاهراً این پولها و یا صدقه های مردمی به صرف امور خیریه و بینوایان کشور می رسد.ولیکن اگر سرتاسر کشور و شهرهای گوناگون به جستجو بر خیزیم نه از شمار کارتن خوابها کم شده، و نه معتاد و درمانده ای درمان شده است. از آنجا که جیب آخوند آنچنان گشاد و بزرگ است که انتهای آن برای ما ناپیداست، بی گمان و با جرأت می توان ادعا کرد که این پولهای بادآورده نیز مانند پولهای هنگفتی که به درون ضریح ها و امامزاده ها ریخته می شود، تمام وکمال به درون جیب گشاد آخوند ریخته می شود.

این پول های باد آورده که اشک چشم مردم بیگناه و درمانده کشورمان است در جیب گشاد آخوندها به ریاست مجتبی خامنه ای جنایتکار سرازیر می شود.
آخوندی که حاکم بر سرنوشت این نذورات و صدقه ها است و سلسله گردان و مغز متفکر غارتگری ملی و خالی کردن جیب مردم بینوا و به خاک نشسته ایران است، مجتبی خامنه ای فرزند ابر جنایتکار خامنه ای است که از نظر جنایت و غارتگری دست پدر خود را از پشت بسته و روی او را سپید کرده است.

آیا با این پولهای بادآورده مشکلی از میان برداشته می شود؟


بنا به گزارش کارشناسان، تمامی این درآمد زیر نظر نهاد رهبریست و بدانید که این صندوق ها پیمانکاری دارند !!! یعنی برای آنها مناقصه برگزار میشود و برنده میبایست ماهیانه مبلغی بابت کرایه به نهاد مذکور بدهد. گزارشی نشان می دهد که نهصد میلیون تومان در ماه برنده مزایده صدوق های استان تهران بوده است.
این پیمانکاری هم فقط به حضرات و مخلصان اعطا میشود و فقط عده محدودی بخت شرکت در این مناقصه را دارند و با وجود میلیون ها دلار در آمد بادآورده صندوق های خیرات مشکلی از کشور از میان برداشته نشده است.

به راستی جای خجالت و افسردگی است که ملتی این چنین عقل و خرد خود را از دست داده، آخوند را بر سرنوشت مال و جان، ناموس خویش سوار کرده، و حالا از فرط بدبختی، فقر و بی چیزی دست تکدی به گور مردگان تازی و آخوندها دراز  کند و از آنان معجزه بخواهد. هنگامی که عقل و خرد از تن جدا شد، دریوزگی و گدایی آغاز می شود  آنچنان که می بینیم.

کمیته امداد کشورمان به جای آن که به داد مردم دربند و نگون بخت ایران برسد در کشورهای خارجی (که خونشان رنگین تر از هم میهنان خودمان است) مثل کومور ، لبنان ، فلسطین ، سوریه ، اندونزی و … برای بی خانمان ها خانه می سازد ، برای زوج های جوان جهیزیه و جشن تدارک میبیند ، در ونزوئلا جاده و بزرگراه می سازد و .
در حالی که بم  همچنان ویران است ، مردم سیستان و بلوچستان در فقر غوطه ورند ، خوزستان زر خیز آب خوردن ندارد ، روستا ها بسیار محروم و بی امکانات هستند و . . . به خوبی دیده می شود که فقر ، فحشا ، بیکاری ، دزدی ، نا امنی ، بی خانمانی و بدبختی در بیشتر نقاط ایران بیداد میکند !!! راه دور نروید ، یک نگاه ساده به دور و برمان به خوبی به اوج این فاجعه انسانی پی خواهیم برد.

کمیته امام خمینی یک مؤسسه کلاهبرداری بزرگ آخوندها در سرتاسر کشور که از سالیانی پیش تا کنون همچنان خون ملت را می مکد و درآمدهای کلان آن به جیب گشاد آخوند سرازیر می شود.


شایعات رژیم در باره درآمد صندوقهای صدقه


آنچه مسلم است میزان پول های بادآورده و درآمد نزدیک به هشت میلیون صندوق خیریه در سرتاسر ایران بسیار بسیار هنگفت و باور نکردنی است. آنچه را در این جا می خوانید تنها اظهار نظر و دید گاه تنی چند از وابستگان و یا طرفداران رژیم بوده، وگرنه افراد عادی اجتماع دسترسی به واقعیت ها نداشته اند. بنابراین، افراد رژیم ادعاهایی می کنند که با یک دید واقعی می توان آن دیدگاهها را به شرح زیر سنگین سبک نمود:
۱- آمار درآمدهایی را نشان می دهد که به مراتب کمتر از میزان واقعی است.
۲- ادعا دارند که امور خیریه زیادی با آن ها انجام شده که اینهم سرتا پا دروغ است و می توان ادعا کرد که بیشتر از ۸۰٪ این پولهای کلان و باداورده به جیب آنها به سرپرستی و تحت نظارت مجتبی خامنه ای می رود.
۳- ادعا می شود که بیشتر این صدوقها شکسته و پول آنها دزدیده شده. این ادعا نیز بسیار نادرست است و نمی تواند به تعداد و شمار زیاد باشد.

از آنچه گذشت:


یکی از درآمدهای کلان و بادآورده  رژیم پس از نذورات و پولهایی که به درون  ضریح امام زاده ها و صندوق خیرات درون مسجد ها ریخته می شود، پولهای میلیارد تومانی است  که هرماهه از شکم صندوق های صدقات بیرون کشیده می شود. رژیم تا کنون نزدیک به ۸ میلیون از این صندوقهای کلاهبرداری اجتماع را در گوشه و کنار شهرها و دهات ایران کارگذاشته و سالی ۷۰۰ هزار بر شمار آن می افزاید. در آمد تریلیونی سالانه این صندوقهای حاتم بخشی و حماقت مردم برخلاف آن ادعاهای پوچ و توخالی صرف هیچگونه کار خیریه و یارفع مشکل اجتماعی مردم نمی شود.

نکته پایانی:


نه کارتن خوابی  تاکنون از کارتن خوابی نجات پیدا کرده، نه کودکان سوخته شده در آتش خشم رژیم از درد و رنج رهایی یافتند، نه مناطق زلزله زده و مصیبت دیده به هیچگونه آبادانی رسید، نه مردم کپر نشین سیستان و بلوچستان به نان و نوائی رسیدند، و نه خوزستان بی آب از تشنگی نجات یافت. اما به جای آنها، جیب گشاد و بی انتهای آخوند بی شرم و بی حیا به ریاست مجتبی خامنه ای سنگین ترشد و بالاتر از همه در کشورهای خارجی (که خونشان رنگین تر از هم میهنان خودمان است) مثل کومور ، لبنان ، فلسطین ، سوریه ، اندونزی و … برای بی خانمان ها خانه ساخته شد ، برای زوج های جوان جهیزیه و جشن مهیا گردید ، در ونزوئلا جاده و بزرگراه  ساخته شد و …

۱۳۹۵ تیر ۲۹, سه‌شنبه

انسان نماهای بی وجدانی که در پناه خامنه ای مملکت را غارت و به فساد کشاندند


گر بگوئیم که سرتاپای رژیم اسلامی از خامنه ای گرفته تا طلبه ناچیز قم، از سپاهی تا پاسدار و بسیجی، و از پیشخدمت گرفته تا وزیر و وکیل در این ۳۷-۳۸ ساله؛ دزد، شارلاتان، وطن فروش، قالتاق، رشوه بگیر و رشوه بده بوده اند سخن گزافی بر زبان نیاورده ایم.
زیرا حتی اگر یک نفر خادم و میهن دوست وجود داشت، یا آن که خود را از آن باند دزد و غارتگر جدا کرده، استعفاء می داد و یا آن که شجاعانه به گروه دزدان و غارتگران یورش برده، آنان را به سزای خیانتشان می رساند.


تلویزیون ملی هند دارایی و ثروت او را چنین اعلام کرد: ۱- سه دست کت و شلوار . شش عدد پیراهن . یک عدد ساعت مچی ۲- دو هزار و پانصد جلد کتاب . یک آپارتمان دولتی که مدت ها پیش به جامعه دانشمندان هند تحویل داده شد. ۳- موجودی بانکی صفر. ۴- و تنها دارایی او دعای یک ونیم میلیارد جمعیت هندوستان که همراهش
اگر بنا باشد گریه و زاری، غمخواری، و یا سیاه پوشیدن و مجلس مصیبت و عزاداری برگزارشود،  بیگمان باید تأسف و حسرت در باره شمار بی شمارخائنین به این مملکت و وطن فروشانی باشد که به اصطلاح برای یک متر پارچه تیمچه ای را به آتش می کشند. به راستی باید مجالس عزای ملی در این مورد به پا کرد و به حال ملت در بندمان گریست که این چنین در گیر و در بند خیانت کاران بیشمار اسیر و زندانی اند و نای نفس کشیدن ندارند.

چند ماه پیش ستوان بلورخانی جان باخت تا هواپیما به خودروهای عبوری برخورد نکند. آخرین فیش حقوقیش ۱،۱۴۸،۰۰۰ تومان ولی علی صدقی که جای مُهر داغ کرده برپیشانی داشته و مدیرعامل بانک رفاه کارگران هست که حقوق ماهانه ۲۳۴ میلیون تومان حقوق دریافت میکنند

مملکت دربست در دست دزدان


باید با تلخی و نا باوری بپذیریم که مملکت ما هم اکنون در بست در دست دزدان است و امکان کم ترین پیشرفت و تغییر در آن وجود ندارد. مملکتی که سرتاسر آن را آخوند و آخوندک و آخوند مرام مانند طاعون اشغال کرده و ملتی را در تب و ناتوانی و در آستانه مرگ قرار داده است. ملتی که از روی ناتوانی و ضعف و درگیر با میکربی واگیر و خطرناک به نام آخوند، یارای نفس کشیدن و حرکتی از خود ندارد.

تنی چند از دزدان بی وجدان کشورمان


خامنه ای  و فرزند او مجتبی را باید ابر جنایتکاران و غارتگران بی رحم و بی وجدان کشورمان نامید. از این دو عنصر پلید که بگذریم به رفسنجانی می رسیم که دونفر دیگر مثلث جنایت و غارتگری کشورمان  را به وجود آورده اند. هرکدام از آخوندهای کوتاه یا بلند، چاق و زمخت و بدشکل که وجودشان کشورمان را آلوده کرده منبع فساد و تباهی و جنایتند و از حیث غارتگری و تجاوز به اموال مردم در پشت سر سه عنصر ضد ایرانی یاد شده قرار می گیرند و در میان آنان کمتر استثنائی دیده می شود که اندکی شرف انسانیت و خوی میهن دوستی داشته باشند.

در دورانی که چند میلیون جوان کاردان و میهن دوست بی کار  و سرگردان در حال فسیل شدنند، یک مشت آخوند بی شرف پیر فرتوت و از کار افتاده مملکت را به بازی گرفته و روز به روز بیشتر موجب  عقب ماندگی و ورشکست آن می شوند.

غارتگر بزرگ و مایه ننگ کشورمان:


جانور دیگری که خلق و خوی انسانیت در او دیده نمی شود و غارتگر بزرگ میهنمان به شمار می آید، احمدی نژاد است. برای ملتی که مردک جلپشت حقه باز و بی سواد روانی چون احمدی نژاد را به نمایندگی و نخست وزیری خود بپذیرد، او را تحمل کند و او بتواند بدون دغدغه و در کمال آرامش میلیاردها تومان سرمایه مملکت را به باد داده و یا به یغما برد و شماری نا انسان های ناکس کلاش را برسر قدرت قرار دهد، باید گریست و برایش مجلس ختم برگزار نمود. چنین ملتی سزاوار همه گونه ظلم و ستم و خفت و خواری اند.
به راستی نخست وزیری و به قدرت رسیدن احمدی نژاد یک فاجعه عظیم و انحطاط و فروپاشی جلوزه و میهن پرستی هرایرانی بود. با سرکار بودن احمدی نژاد نه تنها ثروت ملی و درآمدهای کشور  به یغما رفت، فرهنگ و اصالت تاریخی ما نیز به بازی گرفته شد و ما را در برابر کشورهای آزاد جهان خوار و سرشکسته نمود. روزگار احمدی نژاد را باید با سلطنت شاه سلطان حسین صفوی  که اختیار شلوار خود را هم نداشت مقایسه نمود و برابر دانست.

این وی دی یو شما را با دزدی های کلان مزدوران علی خامنه ای در مجلس کذائی اسلامی آشنا می کند. به راستی که اسلام مظهر دزدی، غارتگری، جنایت، کلاهبرداری، فساد، فحشاء، تبعیض، زورگوئی، قساوت قلب و رذیله های دیگری است که هم اکنون در میان افراد رژیم در ایران همه روزه و همه جا آثار آن دیده می شود و ملتی سرگشته و در بند را در آن فساد گوناگون تحت فشار و شکنجه قرار می دهد.

سه تن از غارتگران دیگر: 


۱-محمد جهرمی

در مورد محمد جهرمی کلاهبردار بزرگ و حرفه ای که از یاران احمدی نژاد بوده و توانسته سالیان زیادی در سمت ها و پست های گوناگونی به غارت بیت المال پردازد و در خاکستر نشینی ملت ناآگاه و به خواب رفته ایران نقش اساسی  داشته باشد گزارش و مطالب زیادی نوشته شده است. در این جا با توجه به گزارش آقای بابک داد از نویسندگان نکته  پرداز میهنمان  داستان تلخ زندگی این چپاولگر ملی را به نگارش در می آوریم.
محمد جهرمی که در گذشته «علینقی جهرمی» نام داشت، بعدها عنوان «سّیدی» را برای خود اختراع کرد و نامش را هم از «علینقی» به «سید محّمد» تغییر داد و در اقدامی ناگهانی، برای خودش مدرک «دکترا» صادر کرد و شد؛«دکتر سید محمد جهرمی»!. او برای سوء استفاده و بهره برداری و مکیدن هرچه بیشتر از خون ملت، با کلک و حقه بازی تمام توانست دختر علی اکبر ناطق نوری  رئیس بازرسی  خامنه ای را به ازدواج خود درآورد و از آن تاریخ با تصدی سمت های گوناگون راههای دزدی و غارتگری بیشماری را برای خود آماده کند.
شمار تقلب و غارتگری و پشت هم اندازی این انسان نمای ضد ایرانی آنچنان زیاد و بیشمار است که گویا او به دزدی ۳هزار میلیارد تومانی از بیت المال در دادگاه محکوم شده است.  برای آگاهی بیشتر از آن از خوانندگان گرامی  درخواست می شود که به مقاله بابک داد مراجعه فرمایید.

mohamad-jahami

۲- علی صدقی

غارتگر دیگر، علی صدقی مدیر عامل بانک رفاه کارگران می باشد. در بانکی که باید در خدمت و رفاه کارگران باشد، این  ناانسان  ضد ایرانی برای خود ماهانه ۲۳۴ میلیون تومان حقوق تعیین کرده و توانسته به آسانی در مکیدن خون ملت  با خامنه ای و فرزند جنایتکارش همکارباشد. تنها هنراین نسناس ایجاد جای مهر بر پیشانی برای گمراه کردن هرچه بیشتر ملت ناآگاه است.

علی صدقی یکی از صدها غارتگر بزرگ که مملکت ما را تاراج کرده و ملتی را خاکستر نشین ساخت. نشانه اسلام راستین را بر روی پیشانی این نا انسان به خوبی می بینید.


۳– محمود خاوری


غارتگر بزرگ دیگر که توانست با چپاول سه هزار میلیارد تومان از بیت المال چهار سال پیش به کمک مسئول قضائی کشور نخست به انگلستان و آنگاه به کانادا رفته و پناهنده آن کشور شود محمد خاوری نا انسان و وطن فروش رژیم اسلامی است.
محمود خاوری غارتگر و دزد  بزرگی که در پناه مسئولین قضائی و به تبعیت از ابر جنایتکار بزرگ علی خامنه ای با چپاول سه هزار میلیارد تومان از بیت المال آزادانه به عنوان مأموریت به انگلستان رفته و آنگاه به کانادا گریخت و پناهنده آن کشور شد. در این تصویر با جعفری شارلاتان گزافه گوی رژیم اسلامی دیده می شود.
محمد جهرمی، مدیرعامل سابق بانک صادرات ، کلاش و کلاهبردار بزرگ در گفتگویی با روزنامه‌ی اعتماد چاپ تهران  علت فرار  محمود خاوری، مدیرعامل وقت بانک ملی را از ناحیه محسنی‌اژه‌ای می داند.
او در ادامه گفتگو با روزنامه اعتماد گفت: «نگذاشتند ایشان توسط دادگستری خوزستان دستگیر شوند. اگر دستگیر شده بود، قطعا فردای آن روز به انگلستان نمی‌رفت و فرار نمی‌کرد و امروز روند رسیدگی به پرونده کامل‌تر می‌شد.»

محمود خاوری دست پرورده رژیم که  با چپاول سه هزار میلیارد تومان از بیت المال به کمک مسئولین قضائی به کانادا گریخت در کنار ساختمانی که از پول های دزدیده شده خریداری کرده دیده می شود. باید به ریش ملت بی بخار و بی عرضه ایران خندید که چنین رژیم جنایتکار و غارتگری را تحمل می کند.
بر اساس گزارش دیگری، در آخرین روزهای شهریورماه ۹۰، دادستان اهواز که مسوولیت رسیدگی به پرونده شرکت امیرمنصورآریا را بر عهده داشت، محمودرضا خاوری را به عنوان متهم پرونده احضار، و دستور بازداشت او را صادر می‌کند که در این میان، جواد الله‌‌قدمی، که وکالت خاوری را بر عهده داشت، با دستور ویژه‌ی دادستان کل کشور،مانع از اجرای این حکم شده و با خریدن زمان، مقدمات خروج مدیرعامل وقت بانک ملی از کشور را فراهم می‌کند تا او دو روز بعد، به بهانه‌ی شرکت در یک کنفرانس بانکی، عازم انگلستان شود و پس از آن به کانادا فرار کند.

از آنچه گذشت:


رژیم اسلامی بر پایه دزدی، تقلب، و دروغگوئی بنا شده و هرچه بر طول عمر این رژیم افزوده می شود میزان فساد و نادرستی و حقه بازی در آن نیز افزایش می یابد. تقلب و غارتگری و دیگر فات رذیله غیر انسانی مربوط و مختص به یک فرد و دو فرد نیست، بلکه در کوچک و بزرگ، پیر و جوان، از آخوند گرفته تا پاسدار، سپاهی و بسیجی نهفته است و در هرزمانی به شکلی و روشی جلوه گر شده، و خودنمائی می کند.
علمدار و قافله سالار دزدان، و جلاد بزرگ عصر ما علی خامنه ای و فرزند ابر جنایتکارش مجتبی خامنه ای است که این پدر و پسر در جنایت و غارتگری با یکدیگر مسابقه گذاشته و گوی سبقت را از همگان ربوده اند. آنگاه نوبت به آخوند و طلبه های ریز و درشت، چاق و قلمی می رسد که آنان نیز به نوبت خود در دزدی و کلک و شرکت در فساد رژیم از رهبر انقلاب خود پیروی می کنند. رؤسای بانکها که مسئول حفظ و حراست اموال مردمند، خود بزرگترین راهزنان و غارتگران آنند.

آیا شکایت دزد به رئیس دزدان می تواند اثر مثبتی داشته باشد؟؟!.

نکته پایانی:

هرکدام از افراد رژیم اسلامی در این چند دهه همانند گرگ و سگهای درنده، بیت المال و ذخائر کشور را مانند گوسفند قربانی به هرسوی کشیده کشور را فقیر و ورشکست و ملتی را خاکستر نشین نمودند. اگر بگوئیم امت اسلامی ایران از رهبر انقلاب خود تبعیت می کنند و گوش به فرمان اویند، کلام بیجائی بر زبان نرانده ایم. زیرا رهبر انقلاب ابر جنایتکار و ابر غارتگر تاریخ کنونی کشورمان است. بنابراین، همه اعضاء رژیم از آخوند، پاسدار، سپاهی و بسیجی، همچنین امت همیشه در صحنه اسلامی از نظر فساد، نادرستی، تقلب و صفات رذیله دیگر گوش به فرمان رهبر خود می باشند.



۱۳۹۵ تیر ۲۰, یکشنبه

نابخردانی که ملتی را ارزان و مفت به آخوند فروختند



شاید خیانت یک فرد عادی به مردم و مملکت چندان مهم و سرنوشت ساز نباشد ولیکن خیانت سمبل های اجتماع، روحانیون، هنرمندان، قهرمانان، سیاستمداران، و گروههای شناخته شده دیگرکه گروهی از مردم طرفدار و دنباله رو آنانند بسیار سنگین و ممکن است فاجعه آفرین باشد. در این جا به چند نمونه شناخته شده از چند سال گذشته تاکنون، اشاره می شود:

۱- آیت الله کاشانی


آیت الله کاشانی روحانی معروف زمان رژیم گذشته را باید میان آخوندها پس از سید محمد مجاهد، ملا احمد نراقی، سید محمد باقربهبهانی، احمد نراقی و ملا عبدالوهاب قزوینی که موجب جنگ ایران و روسیه و تجزیه ایران شدند ام الفساد قرن نامید.
این آخوند خیانتکار و وطن فروش که گروه زیادی از مردمان بی سواد و ناآگاه به ویژه بانوان را به دنبال خود می کشید، همواره لات و بزن بهادر هائی چون شعبان جعفری و آدم کش هائی از فرقه آدم کش مانند نواب صفوی، عبدالحسین قمی، و خلیل طهماسبی  از گروه فدائیان اسلام را در زیر عبای خود پرورش می داد و کشتار شماری از سیاستمداران و افراد میهن پرست را رهبری می کرد.

در این تصویر آیت الله کاشانی آخوند خیانتکار به ملت که مزدوری انگلیسی ها را به یدک می کشید و جاسوس آنان در ایران بود. در کنار  او شعبان جعفری جنایتکار و آدم کشی که برنامه ۲۸  مرداد را رهبری کرد. نتیجه خیانت او ۲۵ سال دیکتاتوتظری شاه و خیزش مردم علیه دیکتاتوتوری درسال ۱۳۵۷ و پیامد آن افتادن سرنوشت جان، مال، و ناموس مردم به دست آخوند بود.


۲- شعبان جعفری


شعبان جعفری معروف به شعبان بی مخ از زمره افراد سرشناس و شناخته شده دوران رژیم گذشته بود. او که باشگاه بزرگی را در ناحیه سنگلج تهران اداره می کرد و ورزشکاران زیادی درآنجا به پرورش تن می پرداختند، بنا به خواسته آیت الله کاشانی در براندازی دولت قانونی دکتر مصدق با مزدوران رژیم و لات های اشرف پهلوی برنامه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را پیاده کرد. برنامه ای که ۲۵ سال دیکتاتوری شاه و سرانجام آن خروش ملت در سال ۱۳۵۷ و تسلط آخوند جنایتکار بر سرنوشت مردم و کشورمان را به دنبال داشت.

شعبان جعفری، مزدور شاه و دربار کثیف پهلوی. فردی که مزدوری اشرف پهلوی را پذیرفت و کشورمان را به خون و آتش کشانید.

خودفروشان و خیانت کار زمان حاضر


در دوره کنونی نیز خیانت کارانی چند که خود را هنرمند و مردمی می دانستند سرانجام قیافه حقیقی ضد ملی و ضد مردمی خود را از زیر پوشش تزویر و ریا بیرون آورده و رسوای عام و خاص شدند.

چند نمونه از این خیانت کاران اینگونه اند:

 

۱-مسعود ده نمکی


مسعود ده نمکی ظاهراً یک فرد فرهنگی و مدیر مجله و در کار خبرنگاری بوده، ولی در حقیقت در خط رژیم و با خواسته های مشروع مردم سینه سپر نموده و آنان را در جریان حمله به دانشگاه در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ رهبری و موجب قتل و کشتار جوانان بوده است.

 ۲- رضا توکلی 


یکی از بازیگران ثابت فیلمها و سریالهای حکومتی و دارای سابقه همکاری با «مسعود دهنمکی» – یکی از سرچماقداران سابق رژیم – انجام شده است. رضا توکلی توصیف میکند که چطور به دلیل همکاری با ده نمکی و حضور در مجالس خامنه‌ای و دریافت چفیه از او و انداختن عکس در کنار او، مورد متلک و برخورد تند مردم از راننده آژانس گرفته تا آدمهای معمولی کوچه و خیابان و همسایه‌ها قرار گرفته است.

رضا توکلی بازیگر و هنرپیشه شخص ولی فقیه است که به ملتی خیانت کرده تا ارباباش روضه خوان ۵ توامانی خشنود باشد.

۳-پروانه معصومی

پروانه معصومی که در جوانی با بازی در فیلم “رگبار” اثری جاودانی به جای گذاشت، با رفتن به دیدار جلاد بزرگ قرن خامنه ای، آنهم با ۳۹ درجه تب، و اظهار این که بادیدن جلاد ناگهان تب ار از میان رفته و سلامت خود را بازیافته است، خیانت بزرگی به هم میهنان خود نمود و خون های بر زمین ریخته شده نداها، ستارها، جوانان برومند کرد و سلحشوران بلوچستان را پایمال کرد.

پروانه معصومی هنرمندی که سابقه خوب گذشته اش را یک قاز به روظه خوان مشهدی فروخت و مزدوری و حلقه به گوشی خود را به آن آخوند جنایتکار ثابت کرد.

۳-فاطی کماندو در بیت عظما


مریم هاشمی که قهرمان کرمانشاهی است و در مالزی برنده مدال طلا شده، مدال خود را به روضه خوان ۵ تومانی داد. با اینکار ثابت نمود که خیانت یک نوع و دو نوع نیست. این خانم با این کار زشتی که کرد ملتی را ارزان و کم بها به آخوند فروخت و پایه های آخوند را در جنایت و غارتگری بیشتر بر جای محکم و پا برجانمود.

این فاطی کماندو (مریم هاشمی ) که قهرمان کرمانشاهی است و در مالزی برنده مدال طلا شده، مدال خود را به روضه خوان ۵ تومانی داد. تازمانی که این افراد چاپلوس، فرصت طلب و کاسه لیس در اجتماع ما وجود دارد، رژیم ضد انسانی اسلامی پا برجا و چوبه های دار نیز برقرار است.


۴-الهام چرخنده


مزدوربه اصطلاح هنرمند خودفروشی که تولد علی را به عنوان روز پدر به آخوند جنایتکار علی خامنه ای تبریک می گوید. در حالی که هم علی ابن ابیطالب و هم علی خامنه ای هردو از جنایتکاران ثبت شده رر تاریخ کشور ما به شمار می آیند و هر اندیشمند بی غرضی می تواند جنایت های گوناگون آنان را در سرزمینمان به درستی دنبال کند.

الهام چرخنده یکی دیگر از مزدوران و از خود باخته های روضه خوان ۵ تومانی است. تا زمانی که اینگونه خیانت کاران و کاسه لیسان وجود دارند آخوند پا برجا و در قدرت است.

۵- فاطمه آلیا


مزدور خودنمایی که با حقه بازی و تملق و چاپلوسی پست هایی را غصب کرده و دو دستی به آخوندهای جنایتکار چسبیده تا مانع سقوط و سرنگونی آنان شود. او در گذشته کتک زدن زنان را حق مردان می دانست و در گفتار تازگی خود به زنان ایران سفارش می کند که جواهرات خود را به علی خامنه ای تقدیم کنند تا بر آمریکا پیروز شود!.

این آکله خانم فاطمه علیا به اصطلاح نماینده مجلس است که طوق کلفتی و مزدوری ولی فقیه را برگردن نهاده است. به راستی مایه خجالت و شرمندگی است که یک ضعیفه پلاسیده و کوته فکر نمایندم مردم در مجلس باشد و به زنان توصیه کند که جواهرات خود را در پای علی خامنه ای علی بابای رئیس چهل دزد بریزند. دزدی که تا کنون بیش از ۹۷ میلیارد دلار بیت المال و حق کودکان و درماندگان ایران را به غارت برده است.

۶- شهاب حسینی


هنرمند بی هنر و خیانت کاری است که ملتی را مفت و رایگان به آخوند فروخته است. این فرد یا آنچنان نادان و بی خرد، و یا متملق، چاپلوس و فرصت طلب است که بداند امام زمان یعنی آخوند. زیرا امام زمان فانتزی احمقانه ای است که آخوند برای خر کردن ملتی ساخته و این داستان بی مزه و خنک حتی موجب خنده و مسخره هر طفل دبستانی نیز خواهد شد. در هریک از این دوحال، اعم از این که آقیا شهاب حسینی این موضوع را می دانسته و یا نمی داند گفتار ناهنجار و زشت او موجب بقای قدرت و پا بر جائی آخوند و زجر بیشتر ملت ایران خواهد شد.

اگر بتوان یک نفر خائن به ملت در عر حاضر را نام برد، بی گمان آن فرد شهاب حسینی فرد به ااصطلاح هنر مند ایران است. این فرد با کمال وقاحت و بیشرمی مدالی که برای گمراه کردن ظاهراً به ملت ایران تقدیم کرده بود آن را نثار امام زمان در حقیقت جنایتکار قرن روضه خوان ۵ تومانی کرد. به راستی وقاحت و بیشرمی و خیانت تا چه حد و چه اندازه!!.

از آنچه گذشت:

خیانتی که سمبل های اجتماع مانند آیت الله کاشانی،شعبان جعفری معروف به شعبان بی مخ،آدم کشانی چون؛ نواب صفوی، عبدالحسین قمی، و خلیل طهماسبی و همچنین چماقدار و آدم کش رژیم مانند مسعود ده نمکی، رضا توکلی بازیگر تئاتر و سینما، پروانه معصومی،  مریم هاشمی ویا فاطی کماندو بیت رهبری،فاطمه آلیا مزدور رهبر در مجلس آخوندی، الهام چرخنده چاپلوس و متملق بیت رهبری، و سرانجام شهاب حسینی  هرکدام به نحوی و روشی مملکت و ملتی را  پای آخوند جنایتکار و غارتگر نثار کردند. آخوند را همچنان حاکم بر سر ملت و کشور نگاه داشته است.

نکته پایانی:


در کنار مردان به اصطلاح هنرمند ولیکن مزدور و دعاثنا گوی رژیم، شماری از زنان بی خرد و فرومایه نیز هستند که  با تملق گویی و چاپلوسی خود رژیم جنایتکار را همچنان بر سر پا نگه داشته اند. وظیفه فرد فرد هم میهنان ما است که باین حشره های موذی و زیان آور مبارزه کنند و در اجتماع، کوچه و خیابان، بازار و جایگاههای عمومی عرصه را بر آنان تنگ کرده و مزد خیانت و مزدوری را به آنان بپردازند. اگر ما بی تفاوت بمانیم این قارچ های سمی همه روزه بیشتر و بیشتر رشد می کنند و سد راه آزادی و پیشرفت کشورمان خواهند بود.



۱۳۹۵ خرداد ۲۸, جمعه

اعدام خاموش زندانیان عقیدتی و ترورسیم دولتی



بازی با جان انسانها در حکومتهای جهان چندان عجیب نیست. اما در رژیم اسلامی از آغاز تاکنون یک سنگدلی و جنایت پیشگی را می بینیم که جنبه های مختلفی دارد. رژیم جمهوری اسلامی بهنگام دستگیر کردن هیچ پرسشی را پاسخ نمی دهد و برخورد ماموران رژیم هنگام دستگیر کردن متهمان سیاسی برخوردی قرون وسطایی شبیه به ربایش است.  نمونه آشکار آن دستگیری و ناپدید شدن سعید زینالی است که معلوم نیست چه بلایی بسرش آورده اند که پس از سالها حتی وجودش و بازداشتش را منکر شده اند. او دانشجویی بود که در جریان اعتراضات دانشجویی پس از حمله به کوی دانشگاه در تیر ۱۳۷۸ توسط نیروهای امنیتی در منزل بازداشت شد و تاکنون خبری از وی به دست نیامده است.

برخورد ماموران رژیم هنگام دستگیر کردن متهمان سیاسی برخوردی قرون وسطایی شبیه به ربایش است. نمونه آشکار آن دستگیری و ناپدید شدن سعید زینالی است که معلوم نیست چه بلایی بسرش آورده اند که پس از سالها حتی وجودش و بازداشتش را منکر شده اند. او دانشجویی بود که در جریان اعتراضات دانشجویی پس از حمله به کوی دانشگاه در تیر ۱۳۷۸ توسط نیروهای امنیتی در منزل بازداشت شد و تاکنون خبری از وی به دست نیامده است.
افزون بر بازداشتهای بی پاسخ و مبهم که بیشتر به آدمربایی شبیه است، اعدام زندانیان سیاسی در سکوت انجام می شود. محاکمه بصورت مبهم و معمولا بدست قاضیان بیسواد و قصابی چون قاضی صلواتی که از پیش رأی را به او دیکته کرده اند هم نمایشی بیش  نیست. پس از اعلام حکم اعدام ، مدتی بعد به خانواده متهم نگون بخت می گویند که بیایند و جسد را تحویل بگیرند. البته در بسیاری موارد تنها محل دفن را به خانواده اطلاع می دهند . بسیار هم پیش آمده است که خانواده ها را در بلاتکلیفی نگه داشته اند و پس از ماهها و حتی سالها سرنوشت متهمان اعدامی آشکار نیست!

۲۷ زندانی سنی منتظر اعدام


به‌گزارش هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز شنبه ۱۱ اردیبهشت، مسئول بند چهار زندان رجایی‌شهر کرج به سالن ۱۰ این زندان رفته و به ۲۷ زندانی سنی‌مذهب که حکم اعدام آن‌ها تأیید شده گفته است احتمال اجرای حکم‌شان بسیار زیاد است چون حکم‌ها به اجرای احکام رفته است.
در این گزارش نام این زندانیان چنین عنوان شده است: ﮐﺎﻭﻩ ﻭﯾﺴﯽ، ﺑﻬﺮﻭﺯ ﺷﺎﻧﻈﺮﯼ، ﻃﺎﻟﺐ ﻣﻠﮑﯽ، ﺷﻬﺮﺍﻡ ﺍﺣﻤﺪﯼ، ﮐﺎﻭﻩ ﺷﺮﯾﻔﯽ، ﺁﺭﺵ ﺷﺮﯾﻔﯽ، ﻭﺭﯾﺎ ﻗﺎﺩﺭﯼ‌ﻓﺮﺩ، ﮐﯿﻮﺍﻥ ﻣؤﻣﻨﯽ‌ﻓﺮﺩ، ﺑﺮﺯﺍﻥ ﻧﺼﺮﺍلله‌ﺯﺍﺩﻩ، ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺮﻣﺎﺷﺘﯽ، ﭘﻮﺭﯾﺎ ﻣﺤﻤﺪﯼ، ﺍﺣﻤﺪ ﻧﺼﯿﺮﯼ، ﺍﺩﺭﯾﺲ ﻧﻌﻤﺘﯽ، ﻓﺮﺯﺍﺩ ﻫﻨﺮﺟﻮ، ﺳﯿﺪﺷﺎﻫﻮ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻤﯽ، ﻣﺤﻤﺪﯾﺎﻭﺭ ﺭﺣﯿﻤﯽ، ﺑﻬﻤﻦ ﺭﺣﯿﻤﯽ، ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺭﺣﯿﻤﯽ، ﻣﺤﻤﺪ ﻏﺮﯾﺒﯽ، ﻓﺮﺷﯿﺪ ﻧﺎﺻﺮﯼ، ﻣﺤﻤﺪﮐﯿﻮﺍﻥ ﮐﺮﯾﻤﯽ، ﺍﻣﺠﺪ ﺻﺎﻟﺤﯽ، ﺍﻣﯿﺪ ﭘﯿﻮﻧﺪ، ﻋﻠﯽ ﻣﺠﺎﻫﺪﯼ، ﺣﮑﻤﺖ ﺷﺮﯾﻔﯽ، ﻋﻤﺮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻬﯽ و ﺍﻣﯿﺪ ﻣﺤﻤﻮﺩﯼ.
«اقدام علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام»، «عضویت در گروه‌های سلفی»، «افساد فی‌الارض» و «محاربه» از جمله اتهامات این زندانیان است.
پس از این خبر، پنجم خردادماه اعلام شد که ۱۱ متهم قتل عمد و مواد مخدر اعدام شده اند ، در کنار اعلام این اعدامها که از نظر رژیم کاملاً موجه هستند ، شایع شده است که ۷ زندانی عقیدتی سنی و عمدتا کرد که برای سالها در زندان بوده اند نیز اعدام شده اند. عملی بیشرمانه که البته از آغاز جمهوری اسلامی وجود داشته است و مادامی که این رژیم پا برجا باشد ادامه خواهد داشت. نام اعدامیها  داود عبداللهی، کامران شیخه، فرهاد سلیمی، انور خضری، خسرو بشارت، قاسم آبسته و ایوب کریمی هستند که از شانزدهم آذر سال ۸۸ در حبس به سر می‌برند و در طول هفت سال گذشته، در وضعیت بلاتکلیف در حبس به سر برده‌اند.

پنجم خردادماه اعلام شد که 11 متهم قتل عمد و مواد مخدر اعدام شده اند ، در کنار اعلام این اعدامها که از نظر رژیم کاملاً موجه هستند ، شایع شده است که 7 زندانی عقیدتی سنی و عمدتا کرد که برای سالها در زندان بوده اند نیز اعدام شده اند. عملی بیشرمانه که البته از آغاز جمهوری اسلامی وجود داشته است و مادامی که این رژیم پا برجا باشد ادامه خواهد داشت. نام اعدامیها این هفت زندانی، داود عبداللهی، کامران شیخه، فرهاد سلیمی، انور خضری، خسرو بشارت، قاسم آبسته و ایوب کریمی هستند که از شانزدهم آذر سال ۸۸ در حبس به سر می‌برند و در طول هفت سال گذشته، در وضعیت بلاتکلیف در حبس به سر برده‌اند.
مأموران وزارت اطلاعات بیشتر این زندانیان را در سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ در کردستان بازداشت کرده‌اند. آن‌ها پیش از محاکمه، بدون دسترسی به وکیل و یا ارتباط با خانواده، چندین ماه در سلول انفرادی نگهداری شده‌اند. این زندانیان اگرچه از اقلیت سنی و ناراضی هستند ولی اتهاماتی که به ایشان زده شده است کاملاً کلیشه ایست و جالب است که بتازگی از طرف رسانه های رژیم متهم به ارتباط با داعش شده اند درحالیکه در زمان بازداشت آنها در ۷ سال پیش اصولا داعشی وجود نداشته است!

آیا نام اسلام با اعدام گره خورده است؟


با نگاه به آمار اعدام در جهان پس از چین کشورهایی با رژیمهای اسلامی در رأس اجرا کنندگان اعدام هستند. حتی امریکا سالهاست که اعدامها را با تأخیر اجرا می کند و با جمعیتی چندین برابر ایران بسیار بسیار کمتر اجرای اعدام دارد. همچنین کسانی که در ایران اعدام می شوند علاوه بر جنایتکاران ، شامل بزهکاران مواد مخدر و زندانیان سیاسی هم می شوند که نشان دهنده ی بی توجهی شدید به کرامت انسانی در ایران است. اما آیا این اعدامها با قرآن و اسلام رابطه ای دارند؟ با دیدن اعدامهای کشور عربستان و داعشی ها و بسیاری از کشورهای عقب مانده مانند پاکستان می توان حدس زد که چیزی در اسلام “عزیز” وجود دارد که باعث این اعدامهاست!

کسانی که در ایران اعدام می شوند علاوه بر جنایتکاران ، شامل بزهکاران مواد مخدر و زندانیان سیاسی هم می شوند که نشان دهنده ی بی توجهی شدید به کرامت انسانی در ایران است. اما آیا این اعدامها با قرآن و اسلام رابطه ای دارند؟ با دیدن اعدامهای کشور عربستان و داعشی ها و بسیاری از کشورهای عقب مانده مانند پاکستان می توان حدس زد که چیزی در اسلام "عزیز" وجود دارد که باعث این اعدامهاست!

کرامت انسانی بر باد رفته


ارزش و کرامت انسان در ایران بسیار پایین است. این به یک فرهنگ بدل شده است در شهرها بصورتی و در روستاهای بازمانده هم بصورتی دیگر. در شهرها می توان ارزش انسانیت را با یک رانندگی ساده و یا یک مراجعه به بیمارستان آشکارا دید. کافیست سری به کلانتری محله تان بزنید تا کرامت از دست رفته و انسانیت نابود شده را ببینید. درد اجتماع امروز ایران افول بی نظیر انسانیت و کرامت انسانهاست. این را می توان در شوهای احمقانه تلویزیون و توهین از سوی مجریان مشاهده کرد. ایران امروز ایرانی بی ادب است . ایرانی که کوچکترین اثری از فلسفه سعدی و فردوسی را نمی توان در آن یافت. ایران امروز ملغمه ایست از ادبی که خمینی از ما گرفت و انسانیتی که به مرور فراموشش کرده ایم و بسادگی از اعدام هموطنان خود می گذریم و دیگر دار زدن یک زندانی اهل سنت و بهایی و هر کسی برایمان باندازه اخبار هواشناسی هم ارزشی ندارد.



۱۳۹۵ خرداد ۱۵, شنبه

سیّدی هندی, با کندی و کارتر قرار گذاشت تا ما او را امام امّت بخوانیم



گزارش بی بی سی درباره مذاکره امریکا و خمینی


در دو دهه گذشته باآزاد شدن اسناد طبقه بندی شده سازمان جاسوسی امریکا سیا، بسیاری از معماهای مربوط به انقلاب ایران آشکار شده است و دیگر نیازی نیست با حدس و گمان دست گل ۱۳۵۷ را یک توطئه بر ایران نامید بلکه با سند و مدرک می توان نشان داد که سیاستمداران امریکا چه خیانت تاریخی را در حق مردم ایران و بلکه کل خاورمیانه انجام داده اند.
قسمتی از این اسناد مربوط به دوران کندی است که البته با روی کار آمدن ریچارد نیکسون تیر خمینی به سنگ خورد و شاه توانست امریکا را به خود نزدیک نماید. نگرانی دولت امریکا از بابت احزاب چپی بخصوص حزب توده بود که قصد براندازی نظام شاهنشاهی و تشکیل دولت کمونیستی داشتند.

بسیار کوته فکری است که گمان کنیم سخنرانی خمینی ناشناخته و کم سواد در فیضیه و در مخالفت با حق رای زنان و شوراهای شهر و روستا بدون برنامه ریزی گروهی بوده باشد...

ایران قربانی جنگ سرد


وعده‌های  خمینی به دولت کارتر مفصل و مشخص بود. از جمله بنا بر یک سند مورخ ۲۹ دی ۱۳۵۷ (۱۹ ژانویه ۱۹۷۹) به واشنگتن پاسخ می‌دهد که جمهوری اسلامی شیرهای نفت را به روی غرب نخواهد بست؛ انقلاب را به منطقه صادر نخواهد کرد و با آمریکا رابطه‌ دوستانه خواهد داشت.
شکی نیست که رقابت غرب با شوروی بجایی رسید که امریکا و انگلیس نگران سقوط شاه و ایجاد رژیم کمونیستی در ایران گشته بودند و اسناد مختلف نشان می دهد که غربیها تنها راه مبارزه با نفوذ کمونیسم در ایران را “مذهب” می دانستند؛ از این روی جاسوسان امریکا و انگلیس همواره با روحانیون ایران در ارتباط بودند و از ایشان بعنوان “آزادیخواه” و ” دموکراسی طلب ” یاد می کرند. زابرت کندی در مناظره دور دوم ریاست جمهوری و همچنین یکی از مصاحبه هایش اذعان دارد که او امیدوار بوده است شخصیت خمینی بعنوان یک رهبر مذهبی در ایران همانند گاندی باشد و بتواند یک دموکراسی اسلامی را در ایران بوجود آورد! شخصیتی که هرگز “گتندی” نبود و هرگز هم بدنبال دموکراسی نمی گشت. خمینی بتی بود که بدست جاسوسان غرب بزرگ شد و اسمش سر زبانها افتاد.
آری این جنگ سرد بود که غرب را وادار کرد که فرش را از زیر پای شاه بکشد و برای خمینی پهن کند. اسناد سازمان جاسوسی امریکا و خاطرات افرادی چون ریچارد سالیوان بخوبی نشان می دهد که امریکا از شاهنشاهی بعنوان نظام حکومتی ایران قطع امید کرده بود و برای جلوگیری از قدرت گرفتن گروههای چپ،  مردم ایران را بسوی گروههای مذهبی هُل داده است. ایجاد گروه خیانتکار و خرابکاری مانند مجاهدین خلق نیز توطئه ای برای جذب نیروهای چپی بسوی مذهب بوده است.

وعده‌های آیت‌الله خمینی به دولت کارتر مفصل و مشخص بود. از جمله بنا بر یک سند مورخ ۲۹ دی ۱۳۵۷ (۱۹ ژانویه ۱۹۷۹) به واشنگتن پاسخ می‌دهد که جمهوری اسلامی شیرهای نفت را به روی غرب نخواهد بست؛ انقلاب را به منطقه صادر نخواهد کرد و با آمریکا رابطه‌ دوستانه خواهد داشت. شکی نیست که رقابت غرب با شوروی بجایی رسید که امریکا و انگلیس نگران سقوط شاه و ایجاد رژیم کمونیستی در ایران گشته بودند و اسناد مختلف نشان می دهد که غربیها تنها راه مبارزه با نفوذ کمونیسم در ایران را "مذهب" می دانستند؛

برژینسکی و سالیوان


برژینسکی و سالیوان  دو سیاستمدار با نفوذ بودند که یکی در ایران و دیگری در امریکا شرایط را برای ایجاد یک رژیم مذهبی فراهم می کرد. برژینسکی مشاور ارشد کارتر بود که در نشست گوادالوپ سران جهان غرب را به پایان دوران شاه و ایجاد نظامی مذهبی ترقیب نمود. کارتر در این نشست اعلام می کند که  :
از شاه قطع امید شده است و او باید جایش را به نظامی دیگر بدهد تا یک حکومت دموکراتیک و با ثبات که روابط خوبی با غرب داشته باشد تشکیل شود.
برژینسکی همان کسی است که نقشه تجزیه ایران را پیشنهاد داده بود و وجود یک ایران قدرتمند را به ضرر منافع امریکا می دانست.
البته ریچارد سالیوان هم در تهران بیکار ننشسته بود و معتقد بود شاه باید ایران را بسرعت ترک نماید؛ چیزی که بوقوع پیوست. ریچارد سالیوان سفیر امریکا در تهران همان سفیر بی ادبی است که بشدت به شاه برای خروج از ایران فشار می آورد. از میان کاندیدهای نخست وزیری دکتر صدیقی مورد نظر شاه بود که از مخالفان سرسخت شاه بود ولی اعلام کرده بود که برای ایجاد امنیت در کشور نیاز به حضور شاه در تهران دارد. سالیوان به همین دلیل صدیقی را زیر سوؤال برد و با متهم کردن صدیقی به عدم صداقت در حرف و عمل شاه را بسوی گزینه بختیار سوق داد. شاپور بختیار هم از مبارزان و مخالفان سرسخت شاه و معتقد به سکولاریسم بود ولی برخلاف صدیقی اصرار به خروج شاه داشت و بر اساس نظر سنجیها معتقد بود که با خروج شاه محبوبیت خمینی کاهش می یابد، این هم چیزی بود که هرگز واقع نشد و برخلاف پیش بینی بختیار ، خمینی بعنوان قهرمان بیرون کردن شاه شناخته شد و محبوبیتش افزایش یافت! این درحالیست عامل اصلی خروج شاه ریچارد سولیوان بود.
حتی خود بختیار باندازه سالیوان به خروج شاه اصرار نداشت و مبانی شروط بختیار در صورت نخست وزیریش انجام می شد ولی با ردّ گزینه دکتر صدیقی و ایجاد تردید در شاه ، این سالیوان بود که بالاخره شاه را مجبور به خروج از ایران نمود. سالیوان در خاطراتش با بیشرمی از این اصرار خود یاد می کند ،گویی که در آن موفقیتی بوده است!

برژینسکی و سالیوان دو سیاستمدار با نفوذ بودند که یکی در ایران و دیگری در امریکا شرایط را برای ایجاد یک رژیم مذهبی فراهم می کرد. برژینسکی مشاور ارشد کارتر بود که در نشست گوادالوپ سران جهان غرب را به پایان دوران شاه و ایجاد نظامی مذهبی ترقیب نمود.

وارونه جلوه دادن برخی مسایل


در گزارش بی بی سی چنین وانمود شده است که خمینی آشنایی با دیپلماسی جهانی داشته است و از سال ۱۳۴۲ با امریکا در ارتباط بوده است تا شاه را سرنگون نماید. اما همه می دانیم که خمینی شخصا از مسایل جهانی بی خبر بود و افرادی نظیر قطب زاده ، ابراهیم یزدی ، محمد بهشتی و رابطان دیپلماتیک خمینی بوده اند. گزارش بی بی سی خمینی را در سال ۴۲  بگونه ای معرفی می نماید که از رهبران مذهبی مهم ایران بوده است و این در حالیست که چندین مرجع تقلید برای نجات جان خمینی دور هم جمع شدند و او را با وجود کم سوادی به درجه مرجعیت رسانیدند تا از اعدام فرار کند. مهمترین دلیل اعتراض خمینی به شاه اصلاحات انقلاب سفید بود که حق رای به زنان می داد و ایجاد شوراهای شهر و روستا در اداره آنها از سوی مردم بود. دو چیزی که خمینی با آن مخالفت کرد و انقلاب آغاز شد اینها بود! آری خمینی یک آخوند بیسواد مرتجع بود که جاسوسان امریکا و غرب برای شکست کمونیسم در ایران علمش کردند و امروز پس از ۵ دهه اسناد این خیانتها آشکار می شود.


منتظری : کارتر بود که باعث پیروزی انقلاب شد….

تکذیب اطرافیان خمینی و خامنه ای!


کسی هم انتظار نداشت که فرزندان خمینی و علی خامنه ای خائن که از خمینی بیشعور بتی برای مردم ساده اندیش ساخته اند و سخنرانیهایش را مانند وحی الهی می دانند ، حاضر شوند اسناد دولت امریکا را درباره ارتباط خمینی با امریکا و توطئه برای ایجاد حکومت مذهبی را بپذیرند. این در حالیست که ۳۰ سال پیش در ماجرای مک فارلین با افشاگری سید مهدی هاشمی  مشخص شد که خمینی  برای خرید اسلحه با امریکا مذاکره نموده است و خریدهایی هم انجام شده است. ماجرایی که به رسوایی دو طرف انجامید و به ایران-گیت مشهور شد. مکفارلین خودکشی کرد و سید مهدی هاشمی هم اعدام شد! این همه تکذیب از دو طرف با پایان یافتن تاریخ اسناد  طبقه بندی شده امریکا هنوز هم ادامه دارد! هنوز هم کورهایی هستند که رابطه خمینی با امریکا را رد می کنند!

کسی هم انتظار نداشت که فرزندان خمینی و علی خامنه ای خائن که از خمینی بیشعور بتی برای مردم ساده اندیش ساخته اند و سخنرانیهایش را مانند وحی الهی می دانند ، حاضر شوند اسناد دولت امریکا را درباره ارتباط خمینی با امریکا و توطئه برای ایجاد حکومت مذهبی را بپذیرند.