۱۳۹۳ مهر ۳۰, چهارشنبه

اسلام، ارتجاع و توحش؛ سه همراه جداناشدنی!


تمامی جوامع اسلامی از مشکل عقب افتادگی فکری شهروندان شان رنج می برند؛ در کشورهای اسلامی مردمان توانایی سبک – سنگین کردن مسائل، اندیشیدن بدون تعصب، منطقی سخن گفتن و گفتگو کردن به دور از خشونت در رابطه با باورهای شان را ندارند. اما مشکل ارتجاع به همین مسائل ختم نمی شود و اگر این جوامع که از هر نظر عقب تر و پست از جوامع سکولار پیشرفته می باشند را به درستی مورد بررسی قرار دهیم، در خواهیم یافت که مردم اینگونه کشورها توانایی قبول حقیقت را نداشته و برای دفاع از باورهای غلط شان حاضرند به هر جنایتی دست بزنند.
در جوامع اسلامی کمترین پویایی و فعالیت سودمندی از جانب شهروندان به چشم نمی خورد، بیشتر کشورهای اسلامی تنها مصرف کننده می باشند و توانایی تولید مواد مورد نیاز جامعه خویش را ندارند. اگر به ایران خودمان بنگریم در خواهیم یافت که حتی صنعت کشاورزی و دام پروری که با توجه به شرایط آب و هوایی و مساعد ایران زمین، باید رشد چشمگیری داشته باشند و در حقیقت ایران باید صادر کننده مواد غذایی باشد، به برکت وجود حکومت اسلامی در حال نابودی اند و ایران به کشورهایی چون چین و ترکیه و برزیل و آرژانتین و… برای واردات میوه جات و گوشت های یخ زده نیازمند است.

در تصویر گوشه ای از رحمانیت اسلام را مشاهده می کنید! داعشی های عراق و ایران، از جمله پیروان راستین اسلام اند!
اسلام مردمان را از حرکت و تلاش برای پیشرفت و داشتن زندگی هایی بهتر باز می دارد و مسلمانان فقط به بهشت موهوم الله مدینه راضی اند. ایشان حاضرند در بدترین و پست ترین شرایط ممکن زندگی کرده و روز را به شب و شب را به روز برسانند تا فقط بعد از مرگ شان، به بهشت رفته و آنجا در کاخ هایی که الله به آنان وعده داده زندگی کرده و از شراب های بهشتی بنوشند و سرگرم حوری ها و غلامان زیبا روی شوند. می توان ادعا کرد که اسلام موجبات گدایی و فلاکت مردمان یک جامعه اسلامی و دارا و ثروتمند شدن رهبران آن جوامع را فراهم می آورد.
با تمام این اوصاف؛ چنانچه شخصی در آمریکا کتاب بی محتوای قرآن را آتش بزند، چند ده نفر در افغانستان و پاکستان طی یک یا چند عملیات انتحاری خواهند مرد و جان تعدادی از هم میهنان بینوای خود را نیز خواهند گرفت تا به دنیا نشان دهند که چقدر از به آتش کشیده شدن قرآن ناراحتند. مسلمانان به درستی در دنیا به عنوان تروریست شناخته شده و نامیده می شوند. ترور و وحشت و گرفتن جان بیگناهان فقط به دلیل مخالفت شان با باورهای ارتجاعی مسلمانان، بخشی جدا ناشدنی از اسلام است.
مسلمانان دنباله روی پیامبر و بزرگان تروریست مسلک شان می باشند؛ محمد و علی و عمر و عثمان و دیگر رهبران نخستین این دین پلشت نیز تروریست بودند. علی و زبیر به دستور محمد ابن عبدالله در یک روز، گردن هفتصد نفر یهودی تسلیم شده نا مسلح را زدند. تنها دلیل محمد برای انجام آن عمل هولناک و ضد انسانی، یهودی بودن آن قوم و پرداخت نکردن جزیه (باج) توسط ایشان به امت اسلام بود. تاریخ ثابت می کند که ترور و کشتن انسان های بیگناه از اصول دین اسلام است و باورمندان بدین آیین، توانایی ماله کشی و ماست مالی کردن این حقیقت ترسناک را ندارند.
زنده یاد صادق هدایت در نوشته ای به نام “آنچه اسلام به ایران داد” به بهترین شکل ممکن مردمان یک جامعه اسلامی را به کمک جملاتی حساب شده، به تصویر می کشد. در قسمتی از این نگاشته آمده است: “چرا ریختشان غمناک و موذی است و شعرشان چوس ناله است؟ چونکه با ندبه و زوزه و پرستش اموات همه اش سرو کار دارند.
برای عرب سوسمار خوری که چندین صد سال پیش به طمع خلافت ترکیده، زنده ها باید به سرشان لجن بمالند و مرگ و زاری کنند. در مسجد مسلمانان اولین برخورد با بوی گند خلاست که گویا وسیله تبلیغ برای عبادتشان و جلب کفار است تا به اصول این مذهب خو بگیرند. بعد این حوض کثیفی که دست و پای چرکین خودشان را در آن می شویند و به آهنگ نعره مؤذن روی زیلوی خاک آلود خودشان دولا و راست میشوند و برای خدای خونخوارشان ورد و اَفسون میخوانند.
عید قربان مسلمانان با کشتار گوسفندان و وحشت و کثافت و شکنجه جانوران برای خدای مهربان و بخشایشگر است؛ خدای جهودی آنها قهار و جبار و کینه توز است و همه اش دستور کشتن و چاپیدن مردمان را میدهد وپ یش از روز رستاخیز حضرت صاحب را میفرستد تا حسابی دخل امتش را بیاورد و آنقدر از آنها قتل عام بکند که تا زانوی اسبش در خون موج بزند.

عید قربان مسلمانان با کشتار گوسفندان و وحشت و کثافت و شکنجه جانوران برای خدای مهربان و بخشایشگر است؛ خدای جهودی آنها قهار و جبار و کینه توز است و همه اش دستور کشتن و چاپیدن مردمان را میدهد وپ یش از روز رستاخیز حضرت صاحب را میفرستد تا حسابی دخل امتش را بیاورد و آنقدر از آنها قتل عام بکند که تا زانوی اسبش در خون موج بزند.  _ صادق هدایت
تازه مسلمان مومن کسی است که به امید لذتهای موهوم شهوانی و شکم پرستی آن دنیا، با فقر و فلاکت و بدبختی عمر را بسر برد و وسایل عیش و نوش نمایندگان مذهبش را فراهم بیاورد. همه اش زیر سلطه اموات زندگی میکنند و مردمان زنده امروز از قواننین شوم هزار سال پیش تبعیت میکنند؛ کاری که پست ترین جانوران نمیکنند.
عوض اینکه به مسائل فکری و فلسفی و هنری بپردازند، کارشان این است که از صبح تا شام راجع به شک میان دو و سه استعامنه قلیله و کثیره بحث کنند. این مذهب برای یک وجب پائین تنه از عقب و جلو ساخته و پرداخته شده. انگار که پیش از ظهور اسلام نه کسی تولید مثل میکرد و نه سر قدم میرفت، خدا آخرین فرستاده خود را مامور اصلاح این امور کرده!”
چنانچه به کشورهای اسلامی نگاهی منطقی بیاندازیم و وضعیت معیشتی مردمان را مورد بررسی قرار دهیم درخواهیم یافت که به راستی مردمان هیچ سرزمین اسلامی خوشحال و راضی نیستند و جملگی در فقر و بیچارگی و بد بختی دست و پا می زنند. این در حالی است که رهبران آن جوامع در کاخ هایی که از غارت سرمایه مردمان بنا شده اند زندگی کرده و همواره در حال چپاول سرمایه های ملت شان هستند.
اما مردمان جامعه اسلامی قیام نمی کنند و بر علیه دیکتاتوری مذهبی بر نمی خیزند چرا که وضعیت اسفبار موجود را یک امتحان الهی می دانند و بر این باورند که الله در حال آزمایش میزان صبر، ایمان و اعتقاد ایشان است. چنانچه مردم یک جامعه اسلامی دست به تظاهرات و شورش نیز بزنند و موفق شوند دیکتاتور مملکت شان را به زیر کشیده و از قدرت ساقط کنند، هرگز موفق نخواهند شد تا به یک جامعه سکولار دموکرات پیشرفته تبدیل شوند چرا که ایشان همواره از چاله در آمده و درون چاه می افتند.

00:00
01:11
در این ویدیو جنایت دیگری از دنباله روان راستین اسلام ناب محمدی را شاهد هستید.

برای روشن شدن این حقیقت، به مردمان مصر و آن بلایی که بر سرشان آمد بیاندیشید. ایشان دیکتاتوری را با تظاهرات و اعتراضات گسترده خیابانی از قدرت برکنار کردند و همینکه به آزادی موقت رسیدند، در طی یک انتخابات سرنوشت خویش را در دستان مردمانی نهادند که خرافات و باورهای اسلامی تمام افکارشان را در بر گرفته است و آن مردم گروه افراطی اخوان مسلمین را با رأی های خویش، به قدرت رساندند.
سرنوشت شوم مردم مصر، در هر کشور مسلمان دیگری که مردمانش موفق به از میان بردن دیکتاتوری شوند، تکرار خواهد شد. تمامی این مردم یک نقطه اشتراک بسیار پر رنگ با یکدیگر دارند و آن هم دفاع از قرآن و دلبستگی به قوانین شریعه اسلامی است. هر تصمیمی که این جوامع بگیرند و به اجرا بگذارند بر پایه قوانین اسلامی خواهد بود.
قوانینی که از عقب افتاده ترین و ارتجاعی ترین دستورات موجود در دنیای امروزی هستند؛ بنابراین نه تنها تغییری در وضع زندگانی مردمان یک جامعه اسلامی صورت نمی گیرد بلکه با گذر زمان و پیشرفته تر شدن دنیا و کشورهای متمدن، مردمان یک جامعه اسلامی در حال سقوط به قهقرای عقب ماندگی فکری و زندگی همانند انسان های غارنشین اولیه خواهند بود.
از آنچه گفته شد نتیجه میگیریم که چنانچه مردمان یک جامعه اسلامی خواهان پیشرفت و رهایی از بند عقب ماندگی می باشند، باید دست دین و آخوند را از جامعه و قوانین اجماعی و سیاسی اش قطع کرده و دین و باورهای مذهبی شان را در چهارچوب خانه های شان محدود کنند و در راستای رسیدن به سکولاریسم قدم بردارند.
در غیر این صورت مردمان یک جامعه اسلامی هر چقدر هم که تلاش کرده و جانفشانی کنند، هرگز به آزادی و دموکراسی نخواهند رسید و همواره از چاله به چاه خواهند افتاد و پس از برکنار شدن یک دیکتاتور، دیکتاتورِ بد تر و ستمکارتری بر ایشان حکومت خواهد کرد.


۱۳۹۳ مهر ۱۷, پنجشنبه

بدهکاری تمام نشدنی ایرانیان به تازیان


هزار و چهارصد سال پیش، تازیان خون آشام با شمشیرهای بران خود به ایران حمله کرده و  پس از رسیدن به تیسفون پایتخت بزرگ شاهان ساسانی نخست به زنان بیشماری تجاورز کردند، شهر بزرگ و کاخ پادشاهی را غارت و ویران کردند. تمامی زنان و مردان دلاوری را که از مسلمان شدن سر باز زدند، از دم تیغ گذراندند.
هزاران هزار زن و دختر و پسر و مرد با شرف و آبرو دار ایرانی را به  کنیزی و بردگی کشانده و سپس  در بازار برده فروشی مدینه که محمد ابن عبدالله به آن رونق داده بود، فروختند. آنان کتابخانه های بزرگ را با تمامی کتاب های داخل آن به آتش کشیدند. در جایی آمده است که آب حمام های هرات، تا شش ماه از طریق سوختن کتاب هایی که مشاهیر ایرانی نگاشته بودند، گرم می شده است. آن بیابان گردان بی تمدن تمامی هستی و نیستی و دارایی ایران و ایرانیان را به غارت بردند.

فرتور لحظه غم انگیز و ترسناک فروش زنان و دختران ایرانی در بازارهای برده داری مدینه توسط سران اسلام را نشان می دهد، ما تا کی باید به این بیابان گردان باج دهیم؟
برای مثال، دکتر عبدالحسین زرین کوب در  کتاب با ارزش دو قرن سکوت (بر روی عنوان کتاب یا همان دو قرن سکوت کلیک کنید تا بتوانید کتاب را دانلود کنید) در باب حمله اعراب و میزان نادانی و کم فهمی اشان اینگونه می نویسد: ” اعراب با ورود به کسری و غنایم آن شروع به غارت کردند؛ گویند فرق بین نمک و کافور راهم نمی دانستند، حتی بعضی فکر میکردند که نقره از طلا با ارزش تر است. گفته اند عربی یاقوتی به هزار دینار فروخت، گفتند چرا ارزان فروختی؟ گفت از هزار بیشتر اگر میدانستم همان می گفتم.
یا فرش بهارستان را به دلیل بزرگی، تکه تکه کردند، و هر تکه را سوار بر شتری به مدینه فرستادند و در آخر  د ر بین سران قوم تقسیم کردند. گویند قسمتی را بیست هزار دینار فروختند. گویند اعراب به عمر نامه نوشتند که با کتاب های کتابخانه ها چه کنیم؟
عمر گفت: آن ها را به آب افکنید که اگر آنچه در آن کتاب ها هست، سبب راهنمایی است، خداوند برای ما قرآن فرستاده است که از آن ها راه نماینده تر است و اگر در آن کتاب ها جز مایه گمراهی نیست، خداوند ما را از شر آنها در امان داشته است. از این سبب کتاب ها در آب یا اتش افکندند. (ابن خلدون )
در مقاله های پیشین چگونگی حمله تازیان و گوشه ای از جنایات بیشماری که به دست ایشان رخ داده است، به تفضیل شرح داده شده و نیازی به تکرار نیست؛ پرسش این است که این باج دادن به اعراب و گنبد و بارگاه ساختن برای نطفه های لق آنان که در سراسر ایران پراکنده اند و هم چنین هزینه کردن پولی که با آن سختی در ایران به دست می آید برای سفر به مکه و مدینه و مشهد و گداخانه های دیگر تا به کی ادامه خواهد داشت؟

آیا به راستی این تصویر بدبختی ما ایرانیان را نشان نمی دهد؟!
پس از هزار و چهارصد سال بردگی و نوکری ایرانیان برای تازیان پاپتی و بی تمدن، امروز در دنیای تکنولوژی و علم و خردگرایی، هنوز نیز ایرانیان اسیر چنگال خرافات اعراب و مسافر قبرستان های نکبت بار تازیان هستند؛ ایرانیان زندگی اجتماعی و زنده بودن و جریان داشتن زندگی و لازمه حرکت رو به جلو، تلاش و پیشرفت را فراموش کرده و تنها چیزی که می دانند و می پرستند و بدان علاقه دارند، قبر است! آن هم قبر اعرابی که کمر به خون پدران و مادران و اجداد ایرانیان بسته بودند.
می توان گفت رابطه قبرستان با ایرانیان، چون رابطه ماهی با آب است و همانگونه که ماهی بدون آب خفه شده و می میرد، ایرانی فرهنگ باخته و بی خرد نیز، اگر سالی یکی – دو بار قبر گدای سامرا و یا حسن و اصغر و علی را نبیند، نابود گشته و پایه های زندمانی خفت بارش ویران می گردد.
حال هر کس هم دهان می گشاید و این عمل پست و نکبت بار، این سرطان قبر پرستی که حتی بی اخلاق ترین جانوارن راضی به انجامش نیستند را نقد می کند، به سرعت ذهن های بسته و مغزهای خشک شان، فرمان به باز شدن دهان های گشادان می دهد و داد و فریاد راه می اندازند که به عقاید ما توهین نکنید!
پاسخ نگارنده به آنان اینست که: ای برادر، خواهر، پدر جان، مادر، هم میهن نازنین، ای شیعه دوازده امامی، ای قبر پرست خوار و ذلیل شده! این دین و مسلک نکبت بار و اعمال مشمئز کننده و از رده خارج توست که به انسانیت و شعور بشر توهین می کند!
دور و برت را نگاه کن، در دو هزار سال پیش زندگی نمی کنی؛ امروز زمان خردگرایی و سبک – سنگین کردن فرضیه های علمی و گفتگوهای در چهارچوب اخلاق و منطق است؛ کنار بگذار این قبر پرستی سخیفت را، به خودت بیا، به ماهیت راستینت بازگرد!
با یک حساب سرانگشتی بوسیله پولی که ایرانیان سالانه به عربستان (دشمن خونی ایران و ایرانی) تقدیم می کنند می توان تعداد ۱۷۰.۰۰۰ مسکن روستائی احداث کرد و یا میتوان ۷۱۴.۲۸۶ فرصت شغلی کشاورزی یا ۲۰۰.۰۰۰ فرصت شغلی صنعتی برای جوانان ایجاد کرد.

پس از ۱۴۰۰ سال ننگین، ایرانیان همچنان در حال تعظیم کردن و باج دادن به اعراب هستند! حاجیان ایرانی با ریختن پول در شکم تازیان، ایران را فقیر و عربستان تروریست پرور را ثروتمند می کنند!
و یا امکان ساخت ۱۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ متر مربع ساختمان مدرسه و ورزشی در کشور وجود خواهد داشت. و یا میتوان با کنار گذاشتن پول حجاج برای دو سال، یک پالایشگاه سوپر مدرن با ظرفیت ۷۵.۰۰۰ بشکه احداث کرد و یا با پول پنج سال حجاج میتوان ایران را به صادر کننده بنزین مبدل ساخت و دیگر برای واردات بنزین محتاج اعراب نبود.
چرا یک ایرانی باید سرمایه میهنش را خرج دیدن بت خانه ای کند که دستور کشتن، غارت کردن، تجاوز و چپاول سرزمینش از همان بت خانه صادر شده است؟ و چرا نباید یک ایرانی به جای هدر دادن پول در سرزمین تازیان، همان پول را برای بهبود اوضاع و آبادانی مملکتش به خاطر ساختن فردایی بهتر برای نسل های آینده کشورش خرج کند؟ آیا زمان آن فرا نرسیده که به باج دادن به اعراب و شکم تازیان را پر تر و گردن هایشان را کلفت تر کردن پایان دهیم؟
آیا این پول هایی که ایرانیان خرج سفر به کربلا و مکه و دیگر قبرستان های عالم تازیان می کنند و یا خرج هایی که برای نذری دادن و کشتن وحشیانه گوسفندان در کوچه ها و خیابان ها می تراشند، نمی تواند هزینه نگهداری از میلیون ها کودک بی سرپرست ایرانی را پوشش دهد؟ چه زمانی نوبت به اندیشیدن به وضعیت اسفناک این همه کودکان خیابانی و زنان بی سر پناه و کارتن خوابان و آوارگان ایرانی و دست ایشان را گرفتن می رسد؟
تا کی مام میهن باید شاهد این باشد که سرمایه ی ایرانیان را برای قبرستان های اعراب و یا برای این امامان و تخم و ترکه شان  و یا برای لبنان و حزب الله و فلسطین خرج می شود و ملت ایران گوسفندوار سکوت اختیار کرده اند؟
آیا تا به حال در گوشه و کنار هر خیابانی از کشور اسلام زده مان، کودکانی را که برای فروش یک شاخه گل یا یک بسته آدامس بال بال می زنند را ندیده ایم و طعم تلخ زندگی های غمبارشان را از دور نچشیده ایم؟ آیا مردان و زنانی را که از سر ناچاری و از فرط درماندگی، با نا امیدی تمام اسپند دود می کنند و شیشه ی ماشین ها را دستمال می کشند را ندیده ایم و اندیشیدن به سیاه بختی ایشان درد بر دلمان ننشانده است؟
آیا آن خردباختگانی که پول خرج این حرم ها و ضریح ها می کنند، برای یک ثانیه هم که شده به هم میهنان زنده و تحت فشار و بینوای خود نیز می اندیشند و در نمی یابند که آن عربی که صد ها سال از مرگش می گذرد به پول و سرمایه نیاز ندارد و این مردمان زنده و بیچاره ایران هستند که به کمک و پول و کار و زندگی های انسانی احتیاج دارند؟
به هر روی باید نشست و کمی اندیشید و حساب – کتاب کرد و دریافت که آخر این چه بدهی مرگباری است که پس از هزار و چهارصد سال باج دادن به هر عرب بی سر و پایی هنوز ادامه دارد و هم اکنون نیز تازیان و رهبران دینی مسلمانان بر گرده ملت ایران سوارند و ایرانیان هنوز نیز برده حلقه به گوش تازیان می باشند؛ آیا این امر مایه خجالت و سر افکندگی نیست؟


۱۳۹۳ شهریور ۲۷, پنجشنبه

جلادان اسلام ناب محمدی همچنان به سربریدن انسانها می پردازند

سرآغاز:

مکتب و فلسفه اسلامی بر سه پایه وحشت اندازی، تجاوز، و کشتار پایه گذاری شده و از روزگار محمدابن عبدالله جوانی یتیم، عقده ای، جاه طلب و زنباره تا کنون همچنان بی وقفه در جهان اسلام ادامه داشته است. نامی ترین و شناخته شده ترین جلاد در خدمت محمدابن عبدالله، پسر عم او علی ابن ابیطالب بود که همیشه و هر لحظه شمشیر ذوالفقار و ساطور به دست آمده گردن زدن به فرمان پیامبر بود. کشتار بیش از ۷۰۰ یهودی قبیله قریظه نمونه ای از کشتار مردم در توسعه طلبی محمد ابن عبدالله یکی از دهها نمونه است.
این ویدیو کشتار بیرحمانه دیوید هینز (David Haines)  گزارش گر انگلیسی را به وسیله آدم خوران اسلامی نشان می دهد.
گسترش اسلام بیرون از مرزهای عربستان، یورش و تجاوز به ایران و دیگر کشورها که در دوران جانشینان محمدابن عبدالله بود که با ایجاد وحشت، تجاوز به زنان، به کنیزی و بردگی کشاندن و کشت و کشتار مردم و غارتگری صورت گرفت که همچنان در خاورمیانه، آسیا، آفریقاو دیگر نقاط جهان ادامه دارد. این شیوه اسلام گستری را ما در دوران خلفای اموی و عباسی می بینیم.
در ایران خودمان نیز اگر به چهار سده گذشته رجوع کنیم و راه دور نرویم همه این کشتار و تجاوز را می بینیم. شاهان صفوی و قاجار، هرکدام به نحوی و روشی در این وحشیگری و قتل عام اسلامی شرکت داشته اند. تا آنجا که هم میهنان زردشتی، کلیمی و بهایی لحظه ای امنیت و آرامش نداشته اند و شمار زیادی از این هم میهنان قتل عام شدند، گروهی دیگر دیکتاتوری و زورگوی اسلام را پذیرفته، به ناچار در زیر سلطه وحشیگری اسلام فاشیستی قرار گرفتند و یا ترک سرزمین و دیار خود شدند.
00:00
02:01
 در این ویدیو ما شاهد مرگ جانگداز یک پیشمرگ کرد هستیم. کشتار و جنایتی علیه کردها،شیعیان، و ایزدی ها که در چند ماه گذشته بارها تکرار شده است.

طلوع داعش در خاورمیانه

داعش یعنی گروهی که قوانین فاشیستی اسلام را پیاده می کنند در چند دهه گذشته در ایران و خاورمیانه پیاده شده و روز به روز برشمار، نیروی مالی و نظامی آنان افزوده می شود، رژیم فاشیستی اسلامی ولایت فقیه از ۳۶ سال پیش تا کنون مانند بختکی بر سرنوشت ایران سایه افکنده، کشوری را به لجن و ویرانی کشانده و مردم را با ظلم و جور و کشتارگری به ستوه و نیستی کشانده است. بنابراین، از خمینی گرفته تا خلخالی، خامنه ای، و فرزند ابر جنایتکارش مجتبی خامنه ای و هرکدام از اعضاء بیت رهبری، ارکان دولتی، سپاهی و بسیجی داعی ایرانند که همواره در سربریدن و کشتار مردم شرکت داشته اند.
این صحنه خوفناکی است از تجاوز لشکریان اسلام داعش به زنان در سوریه و کشتار دسته جمعی آنان. آیا به راستی سوای دین اسلام در هیچ مرام و مسلکی می توانید شاهد چنین جنایت هایی باشید؟!.

داعش یا دولت اسلامی عراق و شام

داعش کنونی که رفته رفته به عنوان بزرگترین گروه فاشیستی و تروریستی نام گرفته همان گونه که می بینیم پس از خیزش مردم سوریه علیه بشار اسد و با همکاری رژیم اسلامی و پشتیبانی و حمایت غرب و کشورهای سنی مذهبی عربی از گروههای وابسته به القاعده به وجود آمد و اکنون مانند غده سرطانی بلای جان مردم بیگناه مانند گروه ایزدی، کردها، و شیعیان شهرهای عراق شده و با شتاب و تندی به پیش می رود.
00:00
13:49
این ویدیو کشتار بیرحمانه سربازانی را نشان می دهد که از وحشت آدم خواران داعش در حال فرارند.

سربریدن های پی در پی در عراق

داعش نه تنها تاکنون در کشتار و سربریدن مردمان بیشماری در گسترش اسلام فاشیستی در منطقه شرکت داشته است. این کشتارها را طی چند هفته گذشته از طریق فیس بوک و رسانه های جهانی دیدیم، خواندیم و شنیدیم. ولیکن تازه ترین جنایت های داعش در سربریدن گزارش گران آمریکایی و انگلیسی و منطقه ای شده است.
در این تصویر کشتار بیرحمانه آلن هنینگ Allen Henning ا ز منچستر را شاهد هستید. یک نمونه از صدها جنایات آدم خوران داعش در چند ماه گذشته.
به کوتاه می توان گفت که جلاد داعش، همانند علی ابن ابیطالب در صدر اسلام، شاهان صفوی، و خلخالی جلاد خمینی در چند هفته گذشته با کشتن جیمز فولی ‪(‬ James foley ‪)‬ و در هفته پیشین استیون سوتلوف (Steven Sotloff) گزرش گر آمریکایی را سربرید و نوارهای جنایت خود را برای ایجاد رعب و وحشت و تسلیم پذیری مردم در سطح جهانی پخش نمود. با این دو جنایت آشکار داعش به دولت ایران اعلام جنگ داد. به تازگی نیز باسربریدن آلن هنینگ (Alan Henning ) گزارش گر ۴۷ ساله انگلیسی و گویا دیوید هینز ( David Haines.) قدرت نفوذ خود را به کشورهای اروپایی نیز کشانید.
00:00
01:29
در این ویدیو شاهد برخورد پلیس استرالیا با آدم خواران داعش هستید. با کوتاهی و سهل انگاری دولت های غربی هم اکنون فاجعه ای بس بزرگ مانند یورش تازیان ۱۴۰۰ سال پیش در سرتاسر جهان به وجود آمده و امکان از بین بردن و نابودی آن بسیار کم است.
00:00
03:15
 برخورد دیگری از پلیس استرالیا با آدم خواران داعش
از آنچه گفته شد:
مسأله داعش مسأله چند هفته، چند ماه، و چند سال پیش نیست بلکه آغاز آن همزمان و همراه با سیاست های غارتگری، کشتار، تجاوز، و آدم ربایی تازیان عربستان به سرکردگی محمدابن عبدالله می باشد و در ۱۴ سده گذشته همچنان در خاورمیانه، آسیا، آفریقا ادامه داشته و به تازگی به کشورهای اروپایی، استرالیا و آمریکا نیز سرایت نموده است. ظهور داعش کنونی مانند رژیم ولایت فقیه در ایران، القاعده در پاکستان، افغانستان، سوریه و به تازگی فعالیت آن در عراق از بی توجهی کشورهای باختری، و کمک های سنی های منطقه، حمایت پنهانی ترکیه و اسرائیل می باشد.
قدرت و نفوذ مادی، نظامی و پرسنلی این گروه هم اکنون به جایی رسیده که جهان غرب و شرق را در وحشت و بی ثباتی قرار داده است. کشتن مردم بیگناه ایزدی، کردها، و شیعیان عراق، و پس از غارتگری شهرهای عراق، و تجاوز به زنان و غارت اموال آنان همان روش فاشیستی اسلامی و به تازگی گزارش گران آمریکایی و انگلیسی است که از روز نخست با تبلیغات قرآن، احادیث و احکام شریعه محمدابن عبدالله ۱۴ سده پیش در عربستان آغاز شده و همچنان ادامه دارد.اکنون رژیم اوباما و دولت انگلیس که زنگ خطر شنیده و جنایات داعش را از نزدیک با سربریدن گزارش گران کشور خود در عراق شاهدند و در شهر و کوچه و محیط خانوادگی مردمان خود می بینند از خواب غفلت بیدار شده و در صدد آنند که با این گروه تروریستی و فاشیستی اسلام ناب محمدی به مبارزه برخیزند.
00:00
04:31
در این ویدیو ما شاهد دستگیری کودکانی هستیم که به وسیله آدم خواران داعش شستشوی مغزی شده و  در خدمت آنان قرار گرفته اند.

۱۳۹۳ شهریور ۱۶, یکشنبه

خدا یک توهم پوچ

آشفته بازاری به نام کره زمین:


چون نیک بنگریم در دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم، عدالت به مَتاعِ کمیابی تبدیل شده و به هر طرف نگاه می کنیم خشم، فقر، بی عدالتی، درماندگی و نا رضایتی مردمانی را می بینیم که بیشترشان مذهبی اند و غرق در خرافاتِ یکی از ادیانِ ابراهیمی می باشند.
در سال ۱۹۹۰ دوازده میلیون کودک زیر پنج سال به دلایل مختلف از جمله بیماری های دردناک از بین رفتند و در سالِ ۲۰۱۱ آمار این تراژدی جانسوز به کمک علم و دانش پزشکی انسانِ زَمینی و نه از طریق معجزه و امداد غیبی الهی به شش میلیون و نهصد هزار کودک زیر پنج سال رسید. [۱]

با چه رویی می توانی این تصویر غم انگیز را ببینی و از خدایِ مضحکِ عشق و محبتت سخن بگویی؟!
هر روز بیست و پنج هزار نفر در سراسر دنیا از گرسنگی می میرند، این یعنی هَر سه ثانیه و نیم، یک نفر در دنیا جانش را به خاطر گرسنگی از دست می دهد و شوم بختیانه بیشتر قربانیان را کودکان تشکیل می دهند؛ با اینکه مواد خوراکی به اندازه کافی برای همگان در دنیا وجود دارد اما فقر مادی سبب می شود که مردمانی توانایی خرید نداشته باشند و همین امر سبب بیمار شدن ایشان و در نتیجه کار نکردن و ضعیف تر و فقیر تر شدن شان و سر انجام مرگ شان را فراهم می آورد. [۲]
هَر ساله نزدیک به یک میلیون نفر انسان توسط مالاریا کشته می شوند، مالاریا از طریق نیش پشه ها منتقل می شود! یک نیش پشه ناقل مالاریا یعنی هفته ها تَب و بیماری دردناک و خانه نشینی افرادِ بیمار و سرانجام مرگِ آنان و بیشتر قربانیانِ مالاریا در آفریقا هستند.
دارو برای درمان مالاریا موجود است اما مردمان بسیار فقیرند و توانایی خرید ندارند بنابراین می توان با تهیه و استفاده از تخت هایِ دارای پشه بند، مردمان را از مبتلا شدن به مالاریا به هنگام خواب حفظ نمود که این طرح برای آفریقا با هزینه تقریبن ۳ دلار برای هر نفر قابل اجراست اما گویا دنیا و انسان هایِ مذهبی که اکثریت را تشکیل می دهند، چندان علاقه ای به حفظ جانِ بینوایان ندارند. [۳]
هر ساله بیش از یک و نیم میلیون نفر توسط بیماری خطرناکِ ایدز کشته می شوند، این یَعنی یک انسان هَر بیست ثانیه از بین می رود و شوم بختانه قربانی اصلی این بیماری کودکان هستند که یا در دورانِ بارداری مادران شان و یا به هنگام تغذیه از شیر مادرِ بیمارشان، به ایدز مبتلا شده اند.
در آفریقا میلیون ها پدر و مادر مُرده و فرزاندان شان یتیم شده اند، معلم ها مرده اند و مدارس تعطیل گشته اند، کشاورزان مرده اند و مزارع خشک شده و از بین رفته اند، دکتر ها و پرستار ها بیمار گشته و از پای در آمده اند و در نتیجه بیمارستان ها و درمانگاه ها تعطیل شده اند و به همین منوال یک دهکده به طور کامل از میان رفته است! [۴]

با چه رویی می توانی این تصویر غم انگیز را ببینی و از خدایِ مضحکِ عشق و محبتت سخن بگویی؟!
بیشتر جوامعی که قربانیِ اینگونه حوادث و بیماری های تلخ می شوند مذهبی بوده و خدایِ ادیان ابراهیمی را پرستش می کنند؛ در میان شان هم مسلمان دیده می شود و هم مسیحیانی که ادعایِ ستایشِ خُدای عشق و محبت را دارند؛ به راستی چرا خدایِ قادر و دانایِ ایشان دست کم از مرگ کودکانِ زیر پنج سال که کمترین گناه و اشتباهی را مرتکب نشده اند، جلوگیری نمی کند؟

 - ادعایِ پوچ ادیانِ ابراهیمی:


کتاب های مقدس ادیانِ ابراهیمی و پیروانِ این مذاهب سازمان یافته مدعی اَند که خدای شان عادل، مهربان، بخشنده، قادر مطلق و دانای به کُل است و کمترین نَقصی در وی وجود ندارد و خدای شان برای هر انسانی یک برنامه خاص و از پیش تعیین شده دارد و وی مشغول اداره زمین به بهترین شکل ممکن است؛ آیا به راستی چنین است؟
قطعن خیر! مارک تواین، نویسنده مشهور می گوید: “تَنها عذر موجه خدا این است که وجود نداشته باشد”؛ به راستی دنیایی اینچنین آشفته و پُر از سنگدلی و بی عدالتی و بیچارگی، کمترین رنگ و نشانه ای از اداره شدنش توسط خدایِ موهومی که مهربان و عادل و بخشنده و توانا است، ندارد.
چگونه یک خدایِ مهربان، عادل، بخشنده و توانا می تواند اجازه دهد که سالانه میلیون ها میلیون کودک بیگناه به دلیل گرسنگی، فقر و بیماری کشته شوند؟ حتی اگر به قولِ مسیحیان “خدای واقعی عیسی مسیح باشد” و آن کودکانِ زیر پنج سال جُملگی فرزندانِ پدران و مادرانِ گمراه مسلمان باشند، آیا مرگ آن کودکان درست و بی اشکال است و از نظر اخلاقی موجبِ به درد آمدن دل آدمی نمی شوند؟
دوست مَذهبی ام اگر مرگ این کودکان دلت را به درد نمی آورد چون پدران و مادران شان خدایِ اشتباهی را می پرستیدند، باید بگویم که سنگدلی، بی منطقی و بی اخلاقی را به غایت رسانده ای و بویی از انسانیت نبرده ای و چنانچه این فاجعه دلت را به درد می آورد، از خودت بپرس که اگر خدایت واقعن وجود خارجی دارد و قادر مطلق است و به یک اشاره می تواند جلوی مرگ میلیون ها کودک را بگیرد، چرا سکوت کرده و کاری نمی کند و به تماشای بدبختی و درد آن بینوایان نشسته است؟

با چه رویی می توانی این تصویر غم انگیز را ببینی و از خدایِ مضحکِ عشق و محبتت سخن بگویی؟!

- خُدایِ بسیار زَمینیِ ادیانِ آسمانی:


خُدای ادیانِ ابراهیمی را با خواندن کتاب های مقدس این مذاهب به درستی خواهید شناخت؛ او یک موجود بسیار زمینی است که به روشنی به دست خودِ انسان ها و کسانی که آن کتاب ها را نگاشته اند، خلق شده است! خدایِ آنان همچون یک کودکِ پرخاشگر است که قَهر می کند، خواهانِ عشق اجباری دیگران و توجه همگان به خود است، چنانچه کاری بر خلاف میلش انجام شود توهین کرده و تهدید به شکنجه و عذاب همیشگی می کند و از هر کسی جور دیگری فکر و رفتار کند بدش می آید و دشمن سر سخت همجنس گرایان است!
هر ذهن روشن و بیداری با خواندن افسانه های کناب های مقدس به میزانِ بی سوادی، حماقت و کوته فکری نویسندگانِ آنان پی می برد و بدین نتیجه می رسد که امکان ندارد که خدایی عاقل و دانایِ به کل، گوینده آن سخن هایِ به شدت غلط باشد؛ نویسندگان کتاب های مقدس همان هایی اَند که گفتند زمین صاف است و از مارهایِ سخنگو، سخن به میان آوردند!

- خُدا وجود خارجی ندارد:


با توجه به آنچه گفته شد و بررسی تاریخ ادیان و داشتن دانشی اندک درباره حقیقت غیر قابل انکار فرگشت و چگونگی آغاز هَستی و بهره مند بودن از یک عقل سلیم و به دور از هر گونه تعصب می توان نتیجه گرفت که قطعن خدایِ ادیانِ ابراهیمی شخصیتی خیالی است که توسطِ  عده ای از انسان های زمینی و به منظور حکومت بر سایر انسان ها و اداره جوامع انسانی خلق شده است.
ولی در پاسخ به دوستِ مذهبی که ادعا می کند خدا وجود دارد و مشغول اداره دنیاست و به تماشایِ مخلوقاتش نشسته و تمامی انسان ها را دوست دارد، می گویم: اگر خدایِ تو واقعی است و وجود خارجی دارد و در برابر این همه رنج و درد و بی عدالتی کار نمی کند، بنابراین:
الف) خدای تو توانایی ایستادن در برابر این بَدی ها و از بین بردن شان را ندارد که این یعنی خدایت قادر مطلق نیست.
ب) خدای تو تمامی این بدی ها را می بیند و توانایی از میان بردنشان را نیز دارد ولی کاری نمی کند که یعنی یک خدای قهار و پست فطرت است.
ج) خدای تو اصلن برایِ انسان ها و دیگر مخلوقاتش ذره ای ارزش و اهمیت قائل نمی شود که این یعنی سزاوار پرستش و ثناگویی اَت نیست.
د) خدایت اصلن وجود خارجی ندارد؛ خودت از میان این چهار گزینه یکی را انتخاب کن!