۱۳۹۳ مهر ۱۷, پنجشنبه

بدهکاری تمام نشدنی ایرانیان به تازیان


هزار و چهارصد سال پیش، تازیان خون آشام با شمشیرهای بران خود به ایران حمله کرده و  پس از رسیدن به تیسفون پایتخت بزرگ شاهان ساسانی نخست به زنان بیشماری تجاورز کردند، شهر بزرگ و کاخ پادشاهی را غارت و ویران کردند. تمامی زنان و مردان دلاوری را که از مسلمان شدن سر باز زدند، از دم تیغ گذراندند.
هزاران هزار زن و دختر و پسر و مرد با شرف و آبرو دار ایرانی را به  کنیزی و بردگی کشانده و سپس  در بازار برده فروشی مدینه که محمد ابن عبدالله به آن رونق داده بود، فروختند. آنان کتابخانه های بزرگ را با تمامی کتاب های داخل آن به آتش کشیدند. در جایی آمده است که آب حمام های هرات، تا شش ماه از طریق سوختن کتاب هایی که مشاهیر ایرانی نگاشته بودند، گرم می شده است. آن بیابان گردان بی تمدن تمامی هستی و نیستی و دارایی ایران و ایرانیان را به غارت بردند.

فرتور لحظه غم انگیز و ترسناک فروش زنان و دختران ایرانی در بازارهای برده داری مدینه توسط سران اسلام را نشان می دهد، ما تا کی باید به این بیابان گردان باج دهیم؟
برای مثال، دکتر عبدالحسین زرین کوب در  کتاب با ارزش دو قرن سکوت (بر روی عنوان کتاب یا همان دو قرن سکوت کلیک کنید تا بتوانید کتاب را دانلود کنید) در باب حمله اعراب و میزان نادانی و کم فهمی اشان اینگونه می نویسد: ” اعراب با ورود به کسری و غنایم آن شروع به غارت کردند؛ گویند فرق بین نمک و کافور راهم نمی دانستند، حتی بعضی فکر میکردند که نقره از طلا با ارزش تر است. گفته اند عربی یاقوتی به هزار دینار فروخت، گفتند چرا ارزان فروختی؟ گفت از هزار بیشتر اگر میدانستم همان می گفتم.
یا فرش بهارستان را به دلیل بزرگی، تکه تکه کردند، و هر تکه را سوار بر شتری به مدینه فرستادند و در آخر  د ر بین سران قوم تقسیم کردند. گویند قسمتی را بیست هزار دینار فروختند. گویند اعراب به عمر نامه نوشتند که با کتاب های کتابخانه ها چه کنیم؟
عمر گفت: آن ها را به آب افکنید که اگر آنچه در آن کتاب ها هست، سبب راهنمایی است، خداوند برای ما قرآن فرستاده است که از آن ها راه نماینده تر است و اگر در آن کتاب ها جز مایه گمراهی نیست، خداوند ما را از شر آنها در امان داشته است. از این سبب کتاب ها در آب یا اتش افکندند. (ابن خلدون )
در مقاله های پیشین چگونگی حمله تازیان و گوشه ای از جنایات بیشماری که به دست ایشان رخ داده است، به تفضیل شرح داده شده و نیازی به تکرار نیست؛ پرسش این است که این باج دادن به اعراب و گنبد و بارگاه ساختن برای نطفه های لق آنان که در سراسر ایران پراکنده اند و هم چنین هزینه کردن پولی که با آن سختی در ایران به دست می آید برای سفر به مکه و مدینه و مشهد و گداخانه های دیگر تا به کی ادامه خواهد داشت؟

آیا به راستی این تصویر بدبختی ما ایرانیان را نشان نمی دهد؟!
پس از هزار و چهارصد سال بردگی و نوکری ایرانیان برای تازیان پاپتی و بی تمدن، امروز در دنیای تکنولوژی و علم و خردگرایی، هنوز نیز ایرانیان اسیر چنگال خرافات اعراب و مسافر قبرستان های نکبت بار تازیان هستند؛ ایرانیان زندگی اجتماعی و زنده بودن و جریان داشتن زندگی و لازمه حرکت رو به جلو، تلاش و پیشرفت را فراموش کرده و تنها چیزی که می دانند و می پرستند و بدان علاقه دارند، قبر است! آن هم قبر اعرابی که کمر به خون پدران و مادران و اجداد ایرانیان بسته بودند.
می توان گفت رابطه قبرستان با ایرانیان، چون رابطه ماهی با آب است و همانگونه که ماهی بدون آب خفه شده و می میرد، ایرانی فرهنگ باخته و بی خرد نیز، اگر سالی یکی – دو بار قبر گدای سامرا و یا حسن و اصغر و علی را نبیند، نابود گشته و پایه های زندمانی خفت بارش ویران می گردد.
حال هر کس هم دهان می گشاید و این عمل پست و نکبت بار، این سرطان قبر پرستی که حتی بی اخلاق ترین جانوارن راضی به انجامش نیستند را نقد می کند، به سرعت ذهن های بسته و مغزهای خشک شان، فرمان به باز شدن دهان های گشادان می دهد و داد و فریاد راه می اندازند که به عقاید ما توهین نکنید!
پاسخ نگارنده به آنان اینست که: ای برادر، خواهر، پدر جان، مادر، هم میهن نازنین، ای شیعه دوازده امامی، ای قبر پرست خوار و ذلیل شده! این دین و مسلک نکبت بار و اعمال مشمئز کننده و از رده خارج توست که به انسانیت و شعور بشر توهین می کند!
دور و برت را نگاه کن، در دو هزار سال پیش زندگی نمی کنی؛ امروز زمان خردگرایی و سبک – سنگین کردن فرضیه های علمی و گفتگوهای در چهارچوب اخلاق و منطق است؛ کنار بگذار این قبر پرستی سخیفت را، به خودت بیا، به ماهیت راستینت بازگرد!
با یک حساب سرانگشتی بوسیله پولی که ایرانیان سالانه به عربستان (دشمن خونی ایران و ایرانی) تقدیم می کنند می توان تعداد ۱۷۰.۰۰۰ مسکن روستائی احداث کرد و یا میتوان ۷۱۴.۲۸۶ فرصت شغلی کشاورزی یا ۲۰۰.۰۰۰ فرصت شغلی صنعتی برای جوانان ایجاد کرد.

پس از ۱۴۰۰ سال ننگین، ایرانیان همچنان در حال تعظیم کردن و باج دادن به اعراب هستند! حاجیان ایرانی با ریختن پول در شکم تازیان، ایران را فقیر و عربستان تروریست پرور را ثروتمند می کنند!
و یا امکان ساخت ۱۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ متر مربع ساختمان مدرسه و ورزشی در کشور وجود خواهد داشت. و یا میتوان با کنار گذاشتن پول حجاج برای دو سال، یک پالایشگاه سوپر مدرن با ظرفیت ۷۵.۰۰۰ بشکه احداث کرد و یا با پول پنج سال حجاج میتوان ایران را به صادر کننده بنزین مبدل ساخت و دیگر برای واردات بنزین محتاج اعراب نبود.
چرا یک ایرانی باید سرمایه میهنش را خرج دیدن بت خانه ای کند که دستور کشتن، غارت کردن، تجاوز و چپاول سرزمینش از همان بت خانه صادر شده است؟ و چرا نباید یک ایرانی به جای هدر دادن پول در سرزمین تازیان، همان پول را برای بهبود اوضاع و آبادانی مملکتش به خاطر ساختن فردایی بهتر برای نسل های آینده کشورش خرج کند؟ آیا زمان آن فرا نرسیده که به باج دادن به اعراب و شکم تازیان را پر تر و گردن هایشان را کلفت تر کردن پایان دهیم؟
آیا این پول هایی که ایرانیان خرج سفر به کربلا و مکه و دیگر قبرستان های عالم تازیان می کنند و یا خرج هایی که برای نذری دادن و کشتن وحشیانه گوسفندان در کوچه ها و خیابان ها می تراشند، نمی تواند هزینه نگهداری از میلیون ها کودک بی سرپرست ایرانی را پوشش دهد؟ چه زمانی نوبت به اندیشیدن به وضعیت اسفناک این همه کودکان خیابانی و زنان بی سر پناه و کارتن خوابان و آوارگان ایرانی و دست ایشان را گرفتن می رسد؟
تا کی مام میهن باید شاهد این باشد که سرمایه ی ایرانیان را برای قبرستان های اعراب و یا برای این امامان و تخم و ترکه شان  و یا برای لبنان و حزب الله و فلسطین خرج می شود و ملت ایران گوسفندوار سکوت اختیار کرده اند؟
آیا تا به حال در گوشه و کنار هر خیابانی از کشور اسلام زده مان، کودکانی را که برای فروش یک شاخه گل یا یک بسته آدامس بال بال می زنند را ندیده ایم و طعم تلخ زندگی های غمبارشان را از دور نچشیده ایم؟ آیا مردان و زنانی را که از سر ناچاری و از فرط درماندگی، با نا امیدی تمام اسپند دود می کنند و شیشه ی ماشین ها را دستمال می کشند را ندیده ایم و اندیشیدن به سیاه بختی ایشان درد بر دلمان ننشانده است؟
آیا آن خردباختگانی که پول خرج این حرم ها و ضریح ها می کنند، برای یک ثانیه هم که شده به هم میهنان زنده و تحت فشار و بینوای خود نیز می اندیشند و در نمی یابند که آن عربی که صد ها سال از مرگش می گذرد به پول و سرمایه نیاز ندارد و این مردمان زنده و بیچاره ایران هستند که به کمک و پول و کار و زندگی های انسانی احتیاج دارند؟
به هر روی باید نشست و کمی اندیشید و حساب – کتاب کرد و دریافت که آخر این چه بدهی مرگباری است که پس از هزار و چهارصد سال باج دادن به هر عرب بی سر و پایی هنوز ادامه دارد و هم اکنون نیز تازیان و رهبران دینی مسلمانان بر گرده ملت ایران سوارند و ایرانیان هنوز نیز برده حلقه به گوش تازیان می باشند؛ آیا این امر مایه خجالت و سر افکندگی نیست؟


۱۳۹۳ شهریور ۲۷, پنجشنبه

جلادان اسلام ناب محمدی همچنان به سربریدن انسانها می پردازند

سرآغاز:

مکتب و فلسفه اسلامی بر سه پایه وحشت اندازی، تجاوز، و کشتار پایه گذاری شده و از روزگار محمدابن عبدالله جوانی یتیم، عقده ای، جاه طلب و زنباره تا کنون همچنان بی وقفه در جهان اسلام ادامه داشته است. نامی ترین و شناخته شده ترین جلاد در خدمت محمدابن عبدالله، پسر عم او علی ابن ابیطالب بود که همیشه و هر لحظه شمشیر ذوالفقار و ساطور به دست آمده گردن زدن به فرمان پیامبر بود. کشتار بیش از ۷۰۰ یهودی قبیله قریظه نمونه ای از کشتار مردم در توسعه طلبی محمد ابن عبدالله یکی از دهها نمونه است.
این ویدیو کشتار بیرحمانه دیوید هینز (David Haines)  گزارش گر انگلیسی را به وسیله آدم خوران اسلامی نشان می دهد.
گسترش اسلام بیرون از مرزهای عربستان، یورش و تجاوز به ایران و دیگر کشورها که در دوران جانشینان محمدابن عبدالله بود که با ایجاد وحشت، تجاوز به زنان، به کنیزی و بردگی کشاندن و کشت و کشتار مردم و غارتگری صورت گرفت که همچنان در خاورمیانه، آسیا، آفریقاو دیگر نقاط جهان ادامه دارد. این شیوه اسلام گستری را ما در دوران خلفای اموی و عباسی می بینیم.
در ایران خودمان نیز اگر به چهار سده گذشته رجوع کنیم و راه دور نرویم همه این کشتار و تجاوز را می بینیم. شاهان صفوی و قاجار، هرکدام به نحوی و روشی در این وحشیگری و قتل عام اسلامی شرکت داشته اند. تا آنجا که هم میهنان زردشتی، کلیمی و بهایی لحظه ای امنیت و آرامش نداشته اند و شمار زیادی از این هم میهنان قتل عام شدند، گروهی دیگر دیکتاتوری و زورگوی اسلام را پذیرفته، به ناچار در زیر سلطه وحشیگری اسلام فاشیستی قرار گرفتند و یا ترک سرزمین و دیار خود شدند.
00:00
02:01
 در این ویدیو ما شاهد مرگ جانگداز یک پیشمرگ کرد هستیم. کشتار و جنایتی علیه کردها،شیعیان، و ایزدی ها که در چند ماه گذشته بارها تکرار شده است.

طلوع داعش در خاورمیانه

داعش یعنی گروهی که قوانین فاشیستی اسلام را پیاده می کنند در چند دهه گذشته در ایران و خاورمیانه پیاده شده و روز به روز برشمار، نیروی مالی و نظامی آنان افزوده می شود، رژیم فاشیستی اسلامی ولایت فقیه از ۳۶ سال پیش تا کنون مانند بختکی بر سرنوشت ایران سایه افکنده، کشوری را به لجن و ویرانی کشانده و مردم را با ظلم و جور و کشتارگری به ستوه و نیستی کشانده است. بنابراین، از خمینی گرفته تا خلخالی، خامنه ای، و فرزند ابر جنایتکارش مجتبی خامنه ای و هرکدام از اعضاء بیت رهبری، ارکان دولتی، سپاهی و بسیجی داعی ایرانند که همواره در سربریدن و کشتار مردم شرکت داشته اند.
این صحنه خوفناکی است از تجاوز لشکریان اسلام داعش به زنان در سوریه و کشتار دسته جمعی آنان. آیا به راستی سوای دین اسلام در هیچ مرام و مسلکی می توانید شاهد چنین جنایت هایی باشید؟!.

داعش یا دولت اسلامی عراق و شام

داعش کنونی که رفته رفته به عنوان بزرگترین گروه فاشیستی و تروریستی نام گرفته همان گونه که می بینیم پس از خیزش مردم سوریه علیه بشار اسد و با همکاری رژیم اسلامی و پشتیبانی و حمایت غرب و کشورهای سنی مذهبی عربی از گروههای وابسته به القاعده به وجود آمد و اکنون مانند غده سرطانی بلای جان مردم بیگناه مانند گروه ایزدی، کردها، و شیعیان شهرهای عراق شده و با شتاب و تندی به پیش می رود.
00:00
13:49
این ویدیو کشتار بیرحمانه سربازانی را نشان می دهد که از وحشت آدم خواران داعش در حال فرارند.

سربریدن های پی در پی در عراق

داعش نه تنها تاکنون در کشتار و سربریدن مردمان بیشماری در گسترش اسلام فاشیستی در منطقه شرکت داشته است. این کشتارها را طی چند هفته گذشته از طریق فیس بوک و رسانه های جهانی دیدیم، خواندیم و شنیدیم. ولیکن تازه ترین جنایت های داعش در سربریدن گزارش گران آمریکایی و انگلیسی و منطقه ای شده است.
در این تصویر کشتار بیرحمانه آلن هنینگ Allen Henning ا ز منچستر را شاهد هستید. یک نمونه از صدها جنایات آدم خوران داعش در چند ماه گذشته.
به کوتاه می توان گفت که جلاد داعش، همانند علی ابن ابیطالب در صدر اسلام، شاهان صفوی، و خلخالی جلاد خمینی در چند هفته گذشته با کشتن جیمز فولی ‪(‬ James foley ‪)‬ و در هفته پیشین استیون سوتلوف (Steven Sotloff) گزرش گر آمریکایی را سربرید و نوارهای جنایت خود را برای ایجاد رعب و وحشت و تسلیم پذیری مردم در سطح جهانی پخش نمود. با این دو جنایت آشکار داعش به دولت ایران اعلام جنگ داد. به تازگی نیز باسربریدن آلن هنینگ (Alan Henning ) گزارش گر ۴۷ ساله انگلیسی و گویا دیوید هینز ( David Haines.) قدرت نفوذ خود را به کشورهای اروپایی نیز کشانید.
00:00
01:29
در این ویدیو شاهد برخورد پلیس استرالیا با آدم خواران داعش هستید. با کوتاهی و سهل انگاری دولت های غربی هم اکنون فاجعه ای بس بزرگ مانند یورش تازیان ۱۴۰۰ سال پیش در سرتاسر جهان به وجود آمده و امکان از بین بردن و نابودی آن بسیار کم است.
00:00
03:15
 برخورد دیگری از پلیس استرالیا با آدم خواران داعش
از آنچه گفته شد:
مسأله داعش مسأله چند هفته، چند ماه، و چند سال پیش نیست بلکه آغاز آن همزمان و همراه با سیاست های غارتگری، کشتار، تجاوز، و آدم ربایی تازیان عربستان به سرکردگی محمدابن عبدالله می باشد و در ۱۴ سده گذشته همچنان در خاورمیانه، آسیا، آفریقا ادامه داشته و به تازگی به کشورهای اروپایی، استرالیا و آمریکا نیز سرایت نموده است. ظهور داعش کنونی مانند رژیم ولایت فقیه در ایران، القاعده در پاکستان، افغانستان، سوریه و به تازگی فعالیت آن در عراق از بی توجهی کشورهای باختری، و کمک های سنی های منطقه، حمایت پنهانی ترکیه و اسرائیل می باشد.
قدرت و نفوذ مادی، نظامی و پرسنلی این گروه هم اکنون به جایی رسیده که جهان غرب و شرق را در وحشت و بی ثباتی قرار داده است. کشتن مردم بیگناه ایزدی، کردها، و شیعیان عراق، و پس از غارتگری شهرهای عراق، و تجاوز به زنان و غارت اموال آنان همان روش فاشیستی اسلامی و به تازگی گزارش گران آمریکایی و انگلیسی است که از روز نخست با تبلیغات قرآن، احادیث و احکام شریعه محمدابن عبدالله ۱۴ سده پیش در عربستان آغاز شده و همچنان ادامه دارد.اکنون رژیم اوباما و دولت انگلیس که زنگ خطر شنیده و جنایات داعش را از نزدیک با سربریدن گزارش گران کشور خود در عراق شاهدند و در شهر و کوچه و محیط خانوادگی مردمان خود می بینند از خواب غفلت بیدار شده و در صدد آنند که با این گروه تروریستی و فاشیستی اسلام ناب محمدی به مبارزه برخیزند.
00:00
04:31
در این ویدیو ما شاهد دستگیری کودکانی هستیم که به وسیله آدم خواران داعش شستشوی مغزی شده و  در خدمت آنان قرار گرفته اند.

۱۳۹۳ شهریور ۱۶, یکشنبه

خدا یک توهم پوچ

آشفته بازاری به نام کره زمین:


چون نیک بنگریم در دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم، عدالت به مَتاعِ کمیابی تبدیل شده و به هر طرف نگاه می کنیم خشم، فقر، بی عدالتی، درماندگی و نا رضایتی مردمانی را می بینیم که بیشترشان مذهبی اند و غرق در خرافاتِ یکی از ادیانِ ابراهیمی می باشند.
در سال ۱۹۹۰ دوازده میلیون کودک زیر پنج سال به دلایل مختلف از جمله بیماری های دردناک از بین رفتند و در سالِ ۲۰۱۱ آمار این تراژدی جانسوز به کمک علم و دانش پزشکی انسانِ زَمینی و نه از طریق معجزه و امداد غیبی الهی به شش میلیون و نهصد هزار کودک زیر پنج سال رسید. [۱]

با چه رویی می توانی این تصویر غم انگیز را ببینی و از خدایِ مضحکِ عشق و محبتت سخن بگویی؟!
هر روز بیست و پنج هزار نفر در سراسر دنیا از گرسنگی می میرند، این یعنی هَر سه ثانیه و نیم، یک نفر در دنیا جانش را به خاطر گرسنگی از دست می دهد و شوم بختیانه بیشتر قربانیان را کودکان تشکیل می دهند؛ با اینکه مواد خوراکی به اندازه کافی برای همگان در دنیا وجود دارد اما فقر مادی سبب می شود که مردمانی توانایی خرید نداشته باشند و همین امر سبب بیمار شدن ایشان و در نتیجه کار نکردن و ضعیف تر و فقیر تر شدن شان و سر انجام مرگ شان را فراهم می آورد. [۲]
هَر ساله نزدیک به یک میلیون نفر انسان توسط مالاریا کشته می شوند، مالاریا از طریق نیش پشه ها منتقل می شود! یک نیش پشه ناقل مالاریا یعنی هفته ها تَب و بیماری دردناک و خانه نشینی افرادِ بیمار و سرانجام مرگِ آنان و بیشتر قربانیانِ مالاریا در آفریقا هستند.
دارو برای درمان مالاریا موجود است اما مردمان بسیار فقیرند و توانایی خرید ندارند بنابراین می توان با تهیه و استفاده از تخت هایِ دارای پشه بند، مردمان را از مبتلا شدن به مالاریا به هنگام خواب حفظ نمود که این طرح برای آفریقا با هزینه تقریبن ۳ دلار برای هر نفر قابل اجراست اما گویا دنیا و انسان هایِ مذهبی که اکثریت را تشکیل می دهند، چندان علاقه ای به حفظ جانِ بینوایان ندارند. [۳]
هر ساله بیش از یک و نیم میلیون نفر توسط بیماری خطرناکِ ایدز کشته می شوند، این یَعنی یک انسان هَر بیست ثانیه از بین می رود و شوم بختانه قربانی اصلی این بیماری کودکان هستند که یا در دورانِ بارداری مادران شان و یا به هنگام تغذیه از شیر مادرِ بیمارشان، به ایدز مبتلا شده اند.
در آفریقا میلیون ها پدر و مادر مُرده و فرزاندان شان یتیم شده اند، معلم ها مرده اند و مدارس تعطیل گشته اند، کشاورزان مرده اند و مزارع خشک شده و از بین رفته اند، دکتر ها و پرستار ها بیمار گشته و از پای در آمده اند و در نتیجه بیمارستان ها و درمانگاه ها تعطیل شده اند و به همین منوال یک دهکده به طور کامل از میان رفته است! [۴]

با چه رویی می توانی این تصویر غم انگیز را ببینی و از خدایِ مضحکِ عشق و محبتت سخن بگویی؟!
بیشتر جوامعی که قربانیِ اینگونه حوادث و بیماری های تلخ می شوند مذهبی بوده و خدایِ ادیان ابراهیمی را پرستش می کنند؛ در میان شان هم مسلمان دیده می شود و هم مسیحیانی که ادعایِ ستایشِ خُدای عشق و محبت را دارند؛ به راستی چرا خدایِ قادر و دانایِ ایشان دست کم از مرگ کودکانِ زیر پنج سال که کمترین گناه و اشتباهی را مرتکب نشده اند، جلوگیری نمی کند؟

 - ادعایِ پوچ ادیانِ ابراهیمی:


کتاب های مقدس ادیانِ ابراهیمی و پیروانِ این مذاهب سازمان یافته مدعی اَند که خدای شان عادل، مهربان، بخشنده، قادر مطلق و دانای به کُل است و کمترین نَقصی در وی وجود ندارد و خدای شان برای هر انسانی یک برنامه خاص و از پیش تعیین شده دارد و وی مشغول اداره زمین به بهترین شکل ممکن است؛ آیا به راستی چنین است؟
قطعن خیر! مارک تواین، نویسنده مشهور می گوید: “تَنها عذر موجه خدا این است که وجود نداشته باشد”؛ به راستی دنیایی اینچنین آشفته و پُر از سنگدلی و بی عدالتی و بیچارگی، کمترین رنگ و نشانه ای از اداره شدنش توسط خدایِ موهومی که مهربان و عادل و بخشنده و توانا است، ندارد.
چگونه یک خدایِ مهربان، عادل، بخشنده و توانا می تواند اجازه دهد که سالانه میلیون ها میلیون کودک بیگناه به دلیل گرسنگی، فقر و بیماری کشته شوند؟ حتی اگر به قولِ مسیحیان “خدای واقعی عیسی مسیح باشد” و آن کودکانِ زیر پنج سال جُملگی فرزندانِ پدران و مادرانِ گمراه مسلمان باشند، آیا مرگ آن کودکان درست و بی اشکال است و از نظر اخلاقی موجبِ به درد آمدن دل آدمی نمی شوند؟
دوست مَذهبی ام اگر مرگ این کودکان دلت را به درد نمی آورد چون پدران و مادران شان خدایِ اشتباهی را می پرستیدند، باید بگویم که سنگدلی، بی منطقی و بی اخلاقی را به غایت رسانده ای و بویی از انسانیت نبرده ای و چنانچه این فاجعه دلت را به درد می آورد، از خودت بپرس که اگر خدایت واقعن وجود خارجی دارد و قادر مطلق است و به یک اشاره می تواند جلوی مرگ میلیون ها کودک را بگیرد، چرا سکوت کرده و کاری نمی کند و به تماشای بدبختی و درد آن بینوایان نشسته است؟

با چه رویی می توانی این تصویر غم انگیز را ببینی و از خدایِ مضحکِ عشق و محبتت سخن بگویی؟!

- خُدایِ بسیار زَمینیِ ادیانِ آسمانی:


خُدای ادیانِ ابراهیمی را با خواندن کتاب های مقدس این مذاهب به درستی خواهید شناخت؛ او یک موجود بسیار زمینی است که به روشنی به دست خودِ انسان ها و کسانی که آن کتاب ها را نگاشته اند، خلق شده است! خدایِ آنان همچون یک کودکِ پرخاشگر است که قَهر می کند، خواهانِ عشق اجباری دیگران و توجه همگان به خود است، چنانچه کاری بر خلاف میلش انجام شود توهین کرده و تهدید به شکنجه و عذاب همیشگی می کند و از هر کسی جور دیگری فکر و رفتار کند بدش می آید و دشمن سر سخت همجنس گرایان است!
هر ذهن روشن و بیداری با خواندن افسانه های کناب های مقدس به میزانِ بی سوادی، حماقت و کوته فکری نویسندگانِ آنان پی می برد و بدین نتیجه می رسد که امکان ندارد که خدایی عاقل و دانایِ به کل، گوینده آن سخن هایِ به شدت غلط باشد؛ نویسندگان کتاب های مقدس همان هایی اَند که گفتند زمین صاف است و از مارهایِ سخنگو، سخن به میان آوردند!

- خُدا وجود خارجی ندارد:


با توجه به آنچه گفته شد و بررسی تاریخ ادیان و داشتن دانشی اندک درباره حقیقت غیر قابل انکار فرگشت و چگونگی آغاز هَستی و بهره مند بودن از یک عقل سلیم و به دور از هر گونه تعصب می توان نتیجه گرفت که قطعن خدایِ ادیانِ ابراهیمی شخصیتی خیالی است که توسطِ  عده ای از انسان های زمینی و به منظور حکومت بر سایر انسان ها و اداره جوامع انسانی خلق شده است.
ولی در پاسخ به دوستِ مذهبی که ادعا می کند خدا وجود دارد و مشغول اداره دنیاست و به تماشایِ مخلوقاتش نشسته و تمامی انسان ها را دوست دارد، می گویم: اگر خدایِ تو واقعی است و وجود خارجی دارد و در برابر این همه رنج و درد و بی عدالتی کار نمی کند، بنابراین:
الف) خدای تو توانایی ایستادن در برابر این بَدی ها و از بین بردن شان را ندارد که این یعنی خدایت قادر مطلق نیست.
ب) خدای تو تمامی این بدی ها را می بیند و توانایی از میان بردنشان را نیز دارد ولی کاری نمی کند که یعنی یک خدای قهار و پست فطرت است.
ج) خدای تو اصلن برایِ انسان ها و دیگر مخلوقاتش ذره ای ارزش و اهمیت قائل نمی شود که این یعنی سزاوار پرستش و ثناگویی اَت نیست.
د) خدایت اصلن وجود خارجی ندارد؛ خودت از میان این چهار گزینه یکی را انتخاب کن!

۱۳۹۳ مرداد ۲۸, سه‌شنبه

خدایان روان پریش و جلاد مذاهب


چهره کریه قوانین الهی


تکنولوژی غربی به بهترین و فاحش ترین نحو جنایات دین داران و خداپرستان افراطی را به نمایش می گذارد. حتی تصور فیلمی ساختگی از ژانر وحشت که قاتلینی بیرحم و سایکوپات به فوتبال با سرهای بریده بپردازند. و بلند بلند قهقه بزنند, غیر قابل تصور است. امااین ویدیو مسلمانان طالبانی است که با سرهای بریده پلیس پاکستان به اصطلاح فوتبال بازی می کنند و می خندند.

سنگسار، یا جلوه دیگر از عدالت الله عرب


چگونه می توان باور کرد که در سرزمین هایی بدوی زنان و مردان را پارچه پیچ می کنند و گودالی کنده و آنان را تا نصفه در گودال قرار داده و با سنگ بدنشان را له خواهند کرد؟. یا اینکه بسیاری از مادران و پدران، اجازه جداسازی قسمتی از عضو تناسلی کودکان شان را به بیرحمانه ترین شکل صادر می کنند! با کدام منطقی و سر سوزنی از انسانیت و عاطفه می توان کوچه ها و پیاده رو های عراق را که مملو از سرهای بریده و بدن های تکه تکه شده است نظاره گر بود!.

آتش زدن انسان ها بنام دین


همچنین، نگاهی هر چند کوتاه و بهت زده به فیلم وحشتناک آتش زدن انسان ها به جرم جادوگری. یادآور جنایات مذهبیون مسیحی افراطی در قرون وسطی می باشد. این پیشرفت علم بشر و بوجود آمدن دوربین، موبایل، ماهواره، اینترنت و…بود. که پرده از عمق توحش اعتقادات مذهبی ادیان برداشته است.

مذهبیون افراطی جنایتکاران دینی


مذهبیون افراطی بویژه ملاها، مفتی ها، اسقف ها، پاپ ها و … می توانند به راحتی، نیروی تباه کننده یا ترمز تمدن جوامع بشری باشند. چون قدرت مذهبیون افراطی بر جهل مردم عامی تکیه دارد. مردمی که به نیرو های خرافی ما بعد الطبیعه باورمند بوده و  از قهر و غصب خدایان خیالی در هراسند.
همچنین طمع داستان خیالی بهشت و پاداش الهی چشم بصیرت خردباختگان را کور کرده است. بنابر این بسیاری از این افراد، گوش به فرمان خدایان و مذهبیون به راحتی دست به هر جنایتی می زنند. سپس توجیه این جنایات را خواست خدا یا در راه خدا می خوانند.
حقیقت امر این است که مذهبیون افراطی که به جنگ ها و کشتارها دامن می زنند. افرادی خودشیفته (نارسیسیسم) و جنایتکار هستند. به دلیل همین خودانگاشت‌های درونی و اختلالات روانی است که خود را در ارتباط با پیامبران و خدا می دانند. و از هیچگونه جنایتی به نام خدایشان و به حکم فتوایشان روی گردان نیستند. حال اینکه اگر فرد دیگری ادعای رابطه با خدا و پیامبران را داشته باشد. به جرم کلاهبرداری یا دیوانگی دستگیر و به زندان خواهند افکند. آنان بوسیله دست یازیدن به مذاهب دروغین، میل به کشتار، شکنجه، تجاوز و عطش قدرت را در خود سیراب می کنند. وگرنه برای هیچ انسان عاقلی قابل قبول نیست که راه بهشتی موعود با دستان خونی و لبریز از جنایت ممکن باشد.

در این ویدیو آقای دکتر عرفانی جامعه شناس به یک سری از مسائل اجتماعی مانند پرورش دروغ و دروغ پردازی و همچنین ماهنیت و نوع عشق اسان ها به یکدیگر بحث و گفتگو می کند.

دین منشاء جنگ ها و جنایت ها


از جنگ های صلیبی بین مسلمانان و مسیحیان و دیگر ادیان، تا کشتار امروزه مردم بی پناه به دست طالبان و داعش و حکومت های اسلامی گرفته، تا درگیری های خون آلود فلسطینیان و اسرائیلیان، همه و همه بر سر دین و مذاهب و اعتقادات خرافی ناشی به باور بر ادیان است.
در این نوع جنگ ها و خصومت ها هر دو طرف با تکیه بر اعتقاد راسخ به خدا و پیامبران خود به جنایت می پردازند. و هیچ ترسی از این بابت ندارند، چون خود و خدای خود را بر حق می دانند. بزرگترین قربانی این جنگها مردم محروم و ستم دیده هستند. و ثمره آن نفرت عمیق ایمان آورندگان به مذاهب مختلف از یکدیگر و تشنج فضای صلح در منطقه می باشد. همچنین دلزدگی و دین گریزی نسل های آینده نسبت به ادیان و خدایان پیشینیان شان، از نتایج دیگر این جنگ ها می باشد. چنانچه امروزه در ایران نظاره گر آن هستیم.

خداوندان بیرحم، سزاوار محاکمه اند


چناچه مهندس بهرام مشیری محقق و تاریخ شناس عصر ما در این رابطه بیان می کند همه مشکلات از آنجا آغاز می شود؛ که می گویند؛ “خداوند می فرماید.”اصولن خدای ادیان ابراهیمی خدایی روان پریش، جلاد و کم حوصله است که از توهین، شکنجه دادن و کشتن لذت می برد. خدایی که از او مرتبن به عنوان قادر یاد می کنند. بنابراین سوالات زیادی در مورد وجود خدا پیش می آید. اگر قدرتمند پس چرا خود به امور دنیویان رسیدگی نمی کند. و اگر مهربان و بخشنده است، پس چگونه چنین قوانین مجرمانه و جنایتکارانه ای برای تنبیه خاطیان دارد. مگر نه اینکه می گویند او بوجود آورنده و واقف به همه چیز است. پس چگونه بندگانی را که خود این ویژگی ها و حتی حق انتخاب را به آنان داده شکنجه و تنبیه می کند؟. از نظر نگارنده، خداوندانی چنین شکنجه گر و جانی، مستحق محاکمه در دادگاه ذهن و نقد و بیان خردمندان می باشند.

یکی از دهها جنایات داعش در عراق که از سوی الله مدینه مأموریت در قتل عام مردم دارد.

یک بام و دو هوای شرعی


زیباترین تفسیری که از قوانین شرعی و به طور کلی مذهبی شنیدم. در مصاحبه ای از کانال سی.ان.ان بود. (متاسفانه اسم تفسیرگر مذهبی سیاسی را به خاطر ندارم.) وی در جواب اینکه قوانین شریعت اسلامی چیست، گفت. “قوانین شریعه اسلامی یعنی هر چه که می خواهند و به نفعشان باشد، دستورش را صادر می کنند.” او سپس در ادامه چنین گفت؛ “در نظر بگیرید که بخواهند فردی را بکشند. می گویند در قوانین ما کافران باید کشته شوند. و سپس بخواهند بنا به اقتضای زمان با گروهی صلح کنند. خواهند گفت دین ما دین بخشش است و خداوند هرکس را در انتخاب دین آزاد گذاشته است.
وی در ادامه گفت: “به طور کلی کتاب های مذهبی به صورتی نوشته شده است (به صورت تیغ دو لبه). که از هر طرف قابل اجرا به نفع سودجویان مذهبی باشد.”  شاهد این گفته اعمال و رفتار حکومت اسلامی ایران است. حکومتی که دست فردی را که از بیکاری و گرسنگی به دزدی روی آورده، قطع می کند. اما دزدی های کلان و میلیاردی نزدیکان سردمدارن و حکومتیان را نادیده می گیرد. انسانی را به سنگسار محکوم می کنند. اما متجاوزدیگری را به جاه و مقام می رساند. چون فرد دوم جنایتکار خانگی حکومت بوده است و….

متعالی ترین مذهب انسانی


بهترین و انسانی ترین راه و روش زندگی، احترام و رعایت حقوق دیگران است. آنچه به عنوان حقوق 
بشر نگاشته شده حاصل تفکر و دسترنج افرادی وارسته در جوامع آزادی خواه و پیشرفته بشری است. جوامعی که دوران سیاه قرون وسطای فرمانروایی جهل و مذهب را سپری کردند. جوامعی که عصر رنسانس را با شکوفایی هر چه بیشتر تجربه کردند. و اکنون این کشورهااز قدرتمندترین، ثروتمندترین، پیشرفته ترین و شادترین نقاط جهان می باشند.

گروه داعش یکی از نمایندگان الله در عراق حتی از کشتار کودکان نیز پرهیزی ندارد. و به هیچ کس رحم نمی کند. اینها کودکان یک دهکده اند که به خواست الله کشته شدندن.