۱۴۰۵ خرداد ۳, یکشنبه

آتش‌بس، ارفاق به حکومت یا نفسگیری برای ضربه نهایی

 


در چهلمین روز پس از آغاز جنگ میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، طرفین با میانجیگری پاکستان پیشنهاد «آتش‌بس موقت دو هفته‌ای» را پذیرفتند. قرار شد جمعه ۲۱ فروردین ۱۴۰۵ نمایندگان آمریکا و جمهوری اسلامی- که مشخص نیست چه کسانی هستند- در اسلام‌آباد گفتگو کنند. در شرایطی که مقامات جمهوری اسلامی قویا اعلام کرده بودند زیر بار آتش‌بس نمی‌روند، اما به‌یکباره مجبور به پذیرش آن شدند؛ موضوعی که حتی طرفداران نظام را هم بهت‌زده کرد. چشم‌انداز این وضعیت چه خواهد بود؟

طی دوران جنگ، بیش از ۵۰ مقام ارشد جمهوری اسلامی، از جمله علی‌خامنه‌ای رهبر نظام، علی لاریجانی دبیر شورای‌ عالی امنیت، اسماعیل خطیب وزیر اطلاعات، عبدالرحیم موسوی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، مجید خادمی رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و بسیاری دیگر از مهره‌های کلیدی نظام کشته شدند. چنین وضعیتی در تاریخ جنگ‌های معاصر جهان بی‌سابقه است؛ آن‌هم در شرایطی که شمار نظامیان آمریکا و اسرائیل که کشته شدند از ۱۰ نفر بیشتر تجاوز نکرد.

در این چهل روز، اصلی‌ترین مراکز و ساختمان‌های حکومت ویران شد: بیت علی خامنه‌ای، شورای‌عالی امنیت ملی، شورای دفاع، مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس خبرگان، ستادکل نیروهای مسلح، وزارت دفاع، مقرهای اطلاعات سپاه و نیروی انتظامی و هزاران هدف دیگر، از جمله فرودگاه‌ها، سایت‌های راداری، انبارهای مهمات، پایگاه‌ها، کلانتری‌ها، پادگان‌ها، خانه‌های امن، لانچرها و شهرهای موشکی.

برخی از مقامات نظامی در آپارتمان‌ها و ویلاهایی هدف قرار گرفتند که حتی اهالی محل و ساکنان بومی آن مناطق نیز از محل اقامت آن‌ها و خانواده‌هایشان اطلاع نداشتند.

حکومت که برای بقای خود می‌جنگید، غیرانسانی‌ترین تاکتیک‌ها را به‌ کار گرفت: هدف‌گیری زیرساخت‌های نفتی کشورهای عربی منطقه، انسداد تنگه هرمز برای ایجاد بحران اقتصادی مقطعی و تشدید فشار بین‌المللی به دولت ترامپ – به‌دلیل افزایش قیمت نفت و انرژی – و استفاده از سپر انسانی در برابر حملات تلافی‌جویانه احتمالی.

به این صورت که سپاه پاسداران و ارتش تأسیسات نفتی کویت، عربستان سعودی، بحرین و امارات را هدف قرار می‌دادند و برای جلوگیری از اقدام متقابل توسط آمریکا و اسرائیل، هواداران خود را ـ که شامل زنان و کودکان نیز بودند ـ در مجاورت نیروگاه‌ها، روی پل‌ها، خطوط ریلی و ایست‌های بازرسی مستقر می‌کردند.

شکاف در میان هواداران حکومت

اعلام آتش‌بس موقت، شکاف درون جریان‌های مدافع حکومت را بشدت افزایش داد. بخشی از هواداران نظام متوجه شدند که فریب خورده‌اند. با آغاز جنگ، حکومت با کمک پروپاگاندا نوعی تقسیم کار ایجاد کرده بود: سپاه و ارتش با دشمن خارجی می‌جنگیدند و هواداران نظام در خیابان‌ها با «دشمن داخلی» و بطور ویژه حامیان شاهزاده رضا پهلوی. شعار این بود: «میدان با تو، خیابان با ما». در حالی‌که کشور زیر شدیدترین حملات بود، تبلیغ می‌شد که آتش‌بس بی‌معناست و تا تعیین تکلیف نهایی جنگ، مقاومت ادامه دارد.

اما پس از اعلام آتش‌بس موقت، همان‌هایی که ۴۰ شب در خیابان ماندند و به‌قول خودشان زیر سایه پهپادها و موشک‌ها پای انقلاب ایستادند، بهت‌زده شدند. سؤال آن‌ها این بود که چه کسانی در میانه جنگ از پشت خنجر زدند و مذاکره کردند؟ مداحانی که در این دوران شب‌ها برای نظام تبلیغ می‌نمودند، تلاش کردند ولایتمداران معترض را قانع کنند که تصمیم نهایی با مجتبی خامنه‌ای بوده است؛ اما اختلافات میان آن‌ها علنی شد. در نخستین روز آتش‌بس موقت، میان هواداران نظام در خیابان‌ها درگیری لفظی – درست در همان جایی که متحد شده بودند- بالا گرفت.

این اختلافات حتی به پخش زنده تلویزیونی نیز کشیده شد. نقض مفاد پیشنهادی جمهوری اسلامی برای آتش‌بس و مذاکره از سوی آمریکا و اسرائیل، خشم آن‌ها را برانگیخت. حکومت بصورت علنی شروطی برای توقف جنگ اعلام کرده بود: دریافت عوارض از کشتی‌ها برای عبور از تنگه هرمز (به‌صورت ریالی یا ارز دیجیتال)، توقف حملات و تضمین عدم تکرار آن، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه، پرداخت غرامت جنگ، رفع کامل تحریم‌ها و توقف حملات به حزب‌الله در لبنان. اما بدون اجرای هیچ‌یک از این شروط، حکومت تن به آتش‌بس داد.

این وضعیت بشدت هواداران نظام را خشمگین کرد و مداحانی را که شب‌ها از همبستگی و مقاومت سخن می‌گفتند، وادار به توجیه عقب‌نشینی نظام کرد.

از سوی دیگر، انتقادها به دولت ترامپ نیز افزایش یافت، بویژه از سوی مخالفان حکومت. ترامپ وعده داده بود که در میانه جنگ مردم را تنها نگذارد.

اصرار سپاه به باج‌گیری

در دومین روز آتش‌بس اعلام شد که تنها دو تا چهار کشتی اجازه عبور از تنگه هرمز را پیدا کرده‌اند. سپاه پاسداران اعلام کرد: «ما تعیین می‌کنیم کدام کشتی از تنگه هرمز عبور کند و کدام نفت صادر شود.» جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، هشدار داده بود که اگر تنگه هرمز باز نشود، آتش‌بس دوام نخواهد داشت.

ایوت کوپر، وزیر خارجه بریتانیا، هشدار داد که عبور و مرور کشتی‌ها از تنگه هرمز باید بدون عوارض باشد. در حالی‌که در تهران برنامه‌ریزی شده بود که به‌ازای هر بشکه نفت یک دلار از کشتی‌ها دریافت شود. از دیگر خواسته‌های بریتانیا این بود که لبنان نیز در توافق آتش‌بس گنجانده شود، اما اسرائیل اعلام کرده بود که موضوع لبنان ارتباطی به مسئله ایران ندارد.

از سوی دیگر، دونالد ترامپ نسبت به عدم همکاری شرکای اروپایی آمریکا و ناتو در جنگ با جمهوری اسلامی خشمگین است. او روز چهارشنبه پس از دیدار با دبیرکل ناتو، در تروث سوشال نوشت: «ناتو زمانی که به آن‌ها نیاز داشتیم کنار ما نبود و اگر دوباره هم به آن نیاز داشته باشیم، کنار ما نخواهد بود.»

توصیه شاهزاده رضا پهلوی: «دلسرد نشوید»

در واکنش به اعلام آتش‌بس موقت، شاهزاده رضا پهلوی از مردم خواست دلسرد نشوند. او تأکید کرد که هنوز ماشین سرکوب نظام متوقف نشده و از مردم خواست شکیبا باشند. تأکید او همچنین بر نقش ایرانیان خارج از کشور برای اعمال فشار بر دولت آمریکا بود تا به‌دنبال معامله احتمالی با جمهوری اسلامی نباشد.

برخی معتقدند آتش‌بس، هرچند موقت، ضرورتی برای آمریکا نداشت. برخی دیگر می‌گویند پس از ۴۰ روز جنگ شبانه‌روزی، ارتش‌ها نیاز به تجدید قوا داشته‌اند. گروهی نیز بر این باورند که دستاوردهای جنگ باید در عرصه سیاسی تثبیت شود و به نتیجه نهایی بینجامد. بعضی نگران‌اند که حکومت در همین دوره تجدید قوا کند، اما منطقا آنقدر خسارات زیاد است که در این مدت کوتاه حتا فرصت آواربرداری هم پیدا نخواهند کرد. بسیاری می‌گویند شاید مهم‌ترین کاری که حکومت در این دو هفته فرصت انجام آن را داشته باشد «چال کردن» رهبرشان باشد.

در چنین شرایطی، دو سناریوی کلی قابل تصور است:

۱)آتش‌بس ناپایدار یا صرفا تاکتیکی است و آمریکا و اسرائیل در نهایت برای حمله‌ای بزرگ‌تر آماده خواهند شد.

۲) آمریکا به‌دنبال پایان جنگ و رسیدن به توافقی محدود با جمهوری اسلامی است. در این صورت، با تغییراتی محدود، تحریم‌ها کاهش می‌یابد؛ هرچند به‌نظر می‌رسد گزینه مطلوب اسرائیل چنین سناریویی نباشد.

جنگ با این ابعاد و گستردگی اگر در هر نقطه‌ای از جهان رخ می‌داد، موج میلیونی پناهندگان به کشورهای همسایه سرازیر می‌شد؛ اما وضعیت ایران منحصربه‌فرد است. در یک دو قطبی، هواداران حکومت برای حفظ نظام و مخالفان آن، به‌امید اینکه جنگ سازمان سرکوب را تضعیف کند تا فرصت برای بازگشت به خیابان فراهم شود،  ایستادگی کردند. اتفاقا شاهزاده رضا پهلوی نیز همین موضوع را مجددا تأکید کرد: ضربه نهایی را باید مردم ایران وارد کنند.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر