تقریبا یک ماه از آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی میگذرد. بخش عمدهای از تأسیسات نظامی و زیرساختهای امنیتی جمهوری اسلامی، بویژه یگانهای موشکی سپاه پاسداران و مقرهای نیروهای سرکوبگر، تخریب شدهاند و این حملات تلفات قابلتوجهی بههمراه داشته است. اکنون پرسش اینجاست که چقدر ملاها به سرنگونی نزدیک شدهاند؟
بر اساس مشاهدات میدانی، حکومت نشان میدهد که بخشی از هواداران خود را مسلح کرده است و رسانههای حکومتی، بصورت مستقیم و غیرمستقیم، تصاویر آنها را در شبکههای اجتماعی تبلیغ میکنند. بسیجیها و نیروهای ولایتمدار در خانهها یا خودروهای خود، تصاویر مجتبی خامنهای و علی خامنهای را در کنار کلاشنیکف و کلت به اشتراک میگذارند و بویژه برای هواداران شاهزاده رضا پهلوی رجزخوانی میکنند.
گروههایی از اوباش و بسیجیها تقریبا شبانهروز در خیابانها رژه میروند. با وجود پایان ماه رمضان، مداحان همچنان در محلات مستقر هستند و تا پاسی از شب به برگزاری مراسم میپردازند. در «تجمعات اقتدار»، تابوت نظامیها، بسیجیها و گاهی غیرنظامیانی که در جنگ کشته شدهاند، تشییع میشود و میان هواداران نظام غذا توزیع میکنند. گاه نیز چهرههای مشهور حکومتی مهمان این تجمعات هستند.
وضعیت ایستهای بازرسی
با هدف قرار گرفتن ایستهای بازرسی توسط پهپادها و ریزپرندهها و افزایش تلفات نیروها، آرایش خیابانی آنها تغییر کرده و بصورت پراکنده مستقر شدهاند.
در اواخر هفته، در مقطعی کوتاه، شدت حملات آمریکا و اسرائیل کاهش یافت و همزمان بحث مذاکرات مطرح شد. براساس گزارش منابع معتبر، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، گزینهای بود که آمریکا از طریق میانجیها شروط پانزدهگانه «آتشبس» را به او ارایه داد، اما در نهایت پاسخ منفی دریافت کرد. این در حالی است که برخی مقامات آمریکایی تهدید کردند یکی از گزینههای دونالد ترامپ، اقدام زمینی است؛ از جمله تصرف جزیرهی خارک که شریان اصلی صادرات نفت ایران بهشمار میرود.
ترامپ نیز در «تروث سوشیال» نوشت که مقامهای جمهوری اسلامی در پشت صحنه برای توافق «التماس» میکنند، اما در ملأعام مواضع متفاوتی اتخاذ میکنند.
خبرگزاری رویترز گزارش داد که پاکستان از ایالات متحده خواسته است محمدجواد ظریف و محمدباقر قالیباف هدف قرار نگیرند و اسرائیل نیز این دو را از فهرست ترور خود حذف کرده است.
احتمال مذاکره و توافق، بخشی از مخالفان حکومت را نگران کرده است؛ نگرانی از اینکه رژیم با نوعی پوستاندازی، با غرب به توافق برسد و در قدرت باقی بماند و در عین حال، نهادهایی چون بسیج، سپاه و نیروی انتظامی، با شدتی بیشتر، فشار بر شهروندان را افزایش دهند.
در مقابل، گروهی دیگر پیشنهاد «توافق» را در واقع نوعی «دستورالعمل تسلیم» میدانند و معتقدند اگر حکومت به خواستههای ترامپ تن ندهد، عملیات زمینی اجتنابناپذیر خواهد بود.
فراخوان برای جذب نیروی داوطلب
جمهوریاسلامی دربارهی میزان تلفات نیروهای مسلح، سکوت کردهاست. اینترنت قطع است و آنچه بعنوان پیروزیهای میدانی برای طرفدارانش بازتاب میدهد آنها را امیدوار به پیروزی نهایی کردهاست. آنها خوشحالاند از اینکه اگر خامنهای پدر کشته شد، مجتبی، پسرش جانشین شده است، احتمالا کمتر برایشان مطرح است که «مجتبی کجاست؟» اما همیشه نمیشود واقعیتها را پنهان کرد.
سـپاه تهران با راهاندازی طرحی به نام «برای ایران» از مردم خواست برای کمک داوطلبانه به نیروهای نظامی در این طرح نامنویسی کنند.
رحیم نادعلی معاون فرهنگی سـپاه تهران توضیح داد که این طرح حوزههایی چون گشتهای اطلاعاتی وعملیاتی، ایستهای بازرسی بسیج، پشتیبانی و تدارکات، راهاندازی «کاروانهای حماسی»، پختن غذا برای نیروهای نظامی، رسیدگی به مجروحان جنگ و خدمترسانی به منازل آسیبدیدگان در جنگ را در برمیگیرد.
کمبود نیرو ناشی از تلفات سنگین، ریزش نیروها و ترک خدمت از دلایل اصلی چنین فراخوانهایی در دوران جنگ است.
در این طرح حتی از نوجوانان ۱۲ و ۱۳ساله خواسته شدهاست بعنوان داوطلب ثبتنام کنند.
گرانی بیداد میکند
گزارشها از شهرهای مختلف حاکی است که گرانی، بویژه در قیمت مواد غذایی، بیداد میکند. وضعیت کسبوکارها نیز نابسامان است.
حسن منصور، اقتصاددان، در گفتگو با کیهان لندن میگوید: «امروز تورم به هفتاد درصد رسیده است. کمبود منابع مالی آنقدر شدید شدهاست که دولت حتی نمیتواند حقوق نیروهای مسلح را تأمین کند. جنگ، علاوه برتحمیل خسارات، هزینههای جاری دولت را افزایش دادهاست و ناگزیر شدهاند اسکناس چاپ کنند که نتیجهی آن، افزایش شدید تورم است. این وضعیت در آینده معیشت مردم را بدتر خواهد کرد؛ بهگونهای که تورم ممکن است از صد درصد نیز عبور کند.»
ادارات و سازمانها عموما تعطیل هستند و درآمدها بشدت کاهش یافته است. مستأجران نگران افزایش اجارهبها هستند. بسیاری از بازاریان با چکهای برگشتی مواجهاند و واردات و صادرات بسیاری از کالاها و مواد متوقف شده است. مشخص نیست چه خواهد شد، اما اغلب بر این باورند که حکومت، ایران را به سوی ویرانی سوق داده است.
دکتر منصور همچنین میگوید، علاوه بر مشکلات جاری، بحرانهایی مانند کمبود برق و آب نیز تشدید خواهد شد. به گفتهی او، با قطع اینترنت، مشاغل وابسته به آن -که افراد زیادی از این طریق امرار معاش میکردند- از بین رفتهاند. این مشکلات فوریاند و مدیریت آنها بسیار دشوار است. به باور این اقتصاددان، در شرایط کنونی، اولویت نظام، مدیریت و تأمین نیروهای خودی است و آنچه به مردم میرسد، صرفا در حد ملاحظات امنیتی است.
در نهایت، با وجود همه فشارهای خارجی و حتی در سناریوی ورود نیروی زمینی آمریکا، این مردماند که عامل تعیینکننده در سرنوشت ایران خواهند بود. زیرا آنان در بطن جامعه زندگی میکنند و مستقیماً با نیروهای سرکوبگر در خیابانها، محلات و محیطهای کاری روبرو هستند. هیچ نیروی خارجی نمیتواند جای این مواجههی مستقیم را بگیرد. تغییر واقعی و پایدار زمانی رخ میدهد که توازن قدرت در داخل، بواسطهی کنش آگاهانه و ایستادگی مردم، برهم بخورد؛ بنابراین نقش مردم نهتنها مهم، بلکه تعیینکننده و سرنوشتساز است.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر