۱۴۰۴ اسفند ۴, دوشنبه

نقطه عطف انقلاب شیروخورشید ایران

 


بیش از یک میلیون نفر از ایرانیان دیاسپورا روز شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۴ نوامبر ۲۰۲۶ در ده‌ها شهر در کشورهای مختلف جهان در حمایت از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در «روز جهانی اقدام» در همبستگی با انقلاب شیروخورشید ایران به خیابان‌ها آمدند. حضور پرشور و با شکوه ایرانیان در تظاهرات «روز جهانی اقدام» نه تنها مهر تأییدی بر رهبری شاهزاده رضا پهلوی در انقلاب شیروخورشید ایران بود بلکه به نقطه عطفی ماندگار در تاریخ این انقلاب تبدیل شد.

فراخوان جسورانه «روز جهانی اقدام»

شاهزاده رضا پهلوی در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ (دوم فوریه) فراخوانی را خطاب به «ایرانیان شریف خارج از کشور و آزادی‌خواهان جهان» صادر و اعلام کرد «۱۴ فوریه (۲۵ بهمن) «روز جهانی اقدام» در همبستگی با انقلاب شیروخورشید ایران است؛ روز حضور در خیابان‌ها برای واداشتن جامعه جهانی به اقدام عملی و فوری در حمایت از ملت ایران.»

در این فراخوان سه شهر مونیخ در آلمان، تورنتو در کانادا، و لس‌آنجلس در ایالات متحده آمریکا به عنوان مراکز تظاهرات «روز جهانی اقدام» معرفی شدند و در همین حال از ایرانیانی که به هر علت امکان حضور در این سه شهر را نداشتند خواسته شد که در شهرهای محل سکونت خود تجمع کنند.

در این فراخوان همچنین شش خواسته مشخص از دولت‌های خارجی برای حمایت از انقلاب شیروخورشید مطرح شد: «درهم‌شکستن ماشین سرکوب رژیم و حفاظت از مردم ایران»، «قطع کامل منابع مالی رژیم»، «آزادی اینترنت و ارتباطات برای مردم ایران»، «اخراج «دیپلمات‌»های رژیم و پیگرد جنایتکاران»، «آزادی فوری همه زندانیان سیاسی» و «آمادگی به‌رسمیت‌شناختن دولت انتقالی مشروع برای گذار ایران به دموکراسی».

«با اینکه دوریم از وطن»؛ ایرانیان دیاسپورا تاریخ‌ساز شدند

«روز جهانی اقدام» ایرانیان در ده‌ها شهر جهان با پرچم‌های شیر و خورشید، تصاویر جان‌باختگان اعتراضات، تصاویر شاهزاده رضا پهلوی و دیگر نمادهای انقلاب شیروخورشید به خیابان‌ها آمدند و در برخی شهرها حضور چند صد هزار ایرانی در تظاهرات، رکوردهای تجمعات در این شهرها را جابجا کرد. بر اساس آمارهای رسمی، مجموع ایرانیان حاضر در تظاهرات روز جهانی اقدام بیش از یک میلیون نفر بوده است که با توجه به جمعیت حدود پنج میلیون نفری ایرانیان ساکن خارج از کشور، رقمی قابل توجه به شمار می‌رود.

در شهر مونیخ بر اساس اعلام پلیس آلمان حدود ۲۵۰ هزار نفر در گردهمایی «روز جهانی اقدام» حضور داشتند. این جمعیت از شهرهای مختلف اروپا به شهر مونیخ سفر کرده بودند و با وجود سرمای زیر صفر و بارش ریزتگرگ و باران ساعت‌ها در فضای باز در این مراسم حضور یافتند.

شاهزاده رضا پهلوی به همراه بانو یاسمین پهلوی در این مراسم شرکت و سخنرانی کرد. همچنین شاهدخت فرحناز پهلوی نیز به صف ایرانیان در تجمع مونیخ پیوست. در این مراسم شماری از هنرمندان و فعالان سیاسی نیز حضور داشتند.

نکته برجسته دیگر، حضور شماری از مقامات دیگر کشورها از جمله لیندسی گراهام سناتور جمهوری‌خواه آمریکا، تئو فرانکن وزیر دفاع بلژیک، و نمایندگان پارلمان‌های کشورهای آلمان، سوئد و ایتالیا و سخنرانی آنها در این مراسم در حمایت از جنبش آزادیخواهانه مردم ایران و همچنین حمایت از شاهزاده رضا پهلوی بود.

روبرتو بانیاسکو نماینده مجلس ایتالیا، آلسیا امبروسی عضو مجلس نمایندگان ایتالیا، رضا اصغری و دانیال ایلخانی‌پور نمایندگان ایرانی‌تبار در آلمان، از جمله سخنرانان این مراسم بودند.

در آمریکای شمالی نیز دو شهر تورنتو در کانادا و لس‌آنجلس در ایالات متحده شاهد حضور چند صدهزار تن از ایرانیان بود.

در شهر تورنتو جمعیت تظاهرکنندگان حدود ۳۵۰ هزار نفر برآورد شده است که بزرگترین تظاهرات جمعیت دیاسپورا در تاریخ این کشور بوده است.

در شهر لس‌آنجلس نیز حدود ۳۵۰ هزار تن از ایرانیان در تجمع شرکت کردند. شهبانو فرح نیز در تجمع حضور داشت و شاهدخت نور پهلوی نیز در جمع تظاهرکنندگان در لس‌آنجلس سخنرانی کرد.

بر اساس گزارش منابع محلی در سه شهر سیدنی، ملبورن و پرت استرالیا جمعیت تظاهرکنندگان بیش از ۲۰۰ هزار نفر ارزیابی شده است.  ایرانیان در شهرهای دیگر استرالیا از جمله بریزبن تجمع برگزار کردند. همچنین در کشور نیوزلند نیز تجمع و تظاهرات بزرگی از سوی ایرانیان و در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برگزار شد.

در آسیا نیز ایرانیان در چند کشور مختلف از جمله ژاپن، اسرائیل، اندونزی، گرجستان و ترکیه تجمع کردند. بخارست، آمستردام، لندن، اسلو، بارسلونا، کپنهاگ و منچستر از دیگر شهرهای اروپا بودند که ده‌ها هزار ایرانی که نتوانسته‌ بودند در مونیخ حاضر شوند در این شهرها تجمع کردند. جمعیت تظاهرکنندگان در شهر لندن حدود ۵۰ هزار نفر اعلام شده است.

در شهرهای دیگر کانادا نیز تجمعات بزرگی در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برگزار شد. پلیس ونکوور اعلام کرد در تظاهرات ایرانیان در روز شنبه در حمایت از انقلاب ملی مردم ایران ۴۵ هزار نفر شرکت کردند. واشنگتن دی‌سی، بوستون، اورلاندو، هیوستون، سیاتل، دالاس و شارلوت نیز از شهرهای دیگر ایالات متحده بود که تظاهرات «روز جهانی اقدام» با حضور پرشمار ایرانیان در آنها برگزار شد.

همچنین گزارش‌ها حاکی از همدلی مسئولانه ایرانیان در این تجمعات پرشمار بود. با وجود جمعیت گسترده تظاهرکنندگان که در چند شهر جهان به صدها هزار و در برخی دیگر به ده‌ها هزار تن می‌رسید گزارشی از درگیری فیزیکی، ایجاد اختلال و قانون‌شکنی از سوی ایرانیان حاضر در تظاهرات منتشر نشده است. پلیس در چند شهر از جمله مونیخ و تورنتو به حضور منظم و همکاری قابل تحسین تظاهرکنندگان با پلیس تأکید کرده است.

تصاویر زیادی از ایرانیانی منتشر شده که هنگام تظاهرات اقدام به جمع‌آوری زباله‌ها می‌کنند. گزارش‌ها و ویدئوهایی از تهیه خودجوش و رایگان غذا از سوی شماری از هموطنان برای تظاهرکنندگان و توزیع آب رایگان بین آنها، از جمله از سوی سوپرمارکت‌های شهر لس‌آنجلس، منتشر شده است.

شمار زیای از هموطنان با وجود کهولت سن یا سوار بر ویلچر یا در حالیکه عصا در دست داشتند خود را از مسیرهای دور به تظاهرات «روز جهانی اقدام» رسانده بودند. بسیاری با کودکان خردسال خود با وجود هوای سرد زمستانی در اروپا و آمریکای شمالی در تظاهرات شرکت کرده بودند.

اینهمه جلوه‌ای زیبا از همبستگی هدفمند و مسئولانه ایرانیان ساکن خارج از کشور در حمایت از هموطنان درون کشور و انقلاب آزادیخواهانه مردم ایران را به نمایش گذاشت.

حضور شاهزاده رضا پهلوی در نشست امنیتی مونیخ

در اروپا مرکز تجمع «روز جهانی اقدام» در همبستگی با انقلاب شیروخورشید ایران شهر مونیخ بود؛ همزمان با کنفرانس امنیتی مونیخ که بیش از نیم قرن است به عنوان یکی از مهمترین نشست‌های امنیتی و سیاسی با حضور مقامات ارشد کشورهای مختلف برگزار می‌شود.

شاهزاده رضا پهلوی از جمله دعوت‌شدگان به کنفرانس امنیتی مونیخ بود که در میزگردی با عنوان «تکرار یا شکستن دور باطل؟ فصل بعدی ایران» حضور یافت و به پرسش‌های کریستین امانپور، خبرنگار و مجری سرشناس تلویزیونی، درباره اعتراضات و خواست مردم ایران و نقش خود و قدرت‌های بین‌المللی پاسخ داد.

شاهزاده رضا پهلوی همچنین در یک کنفرانس خبری ویژه که از طرف برگزارکنندگان کنفرانس امنیتی مونیخ برای وی ترتیب داده شده بود حضور پیدا کرد و به پرسش‌های خبرنگاران رسانه‌های بین‌المللی پاسخ داد.

او همچنین به مراسم «شب آزادی» که در حاشیه نشست امنیتی مونیخ برگزار شد، دعوت شد. در این مراسم ده‌ها رئیس دولت و وزیر، ژنرال‌ها و نمایندگان سرویس‌های اطلاعاتی، مدیران ارشد شرکت‌های بین‌المللی و دیپلمات‌ها حضور داشتند.

به گزارش روزنامه «بیلد» چاپ آلمان شاهزاده رضا پهلوی در این مراسم با مقامات ارشد آلمان و دیگر کشورها از جمله لارس کلینگ‌بایل معاون صدراعظم و وزیر دارایی آلمان، رون پروسور سفیر اسرائیل، و خاخام تیشتال مسئول مقابله با یهودستیزی در دولت دونالد ترامپ در آلمان گفت‌وگو کرد.

شاهزاده رضا پهلوی در حاشیه اجلاس امنیتی مونیخ با شمار دیگری از مقامات اروپایی که در این کنفرانس حضور داشتند نیز گفتگو و تبادل‌نظر کرد.

تثبیت رهبری شاهزاده رضا پهلوی

«روز جهانی اقدام» با حضور میلیونی ایرانیان دیاسپورا به عنوان نقطه عطف مهمی در تاریخ مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران علیه جمهوری اسلامی ثبت شد و رهبری شاهزاده رضا پهلوی در انقلاب شیروخورشید را نیز تثبیت کرد.

اگر چه مبارزات مردم ایران با جمهوری اسلامی به درازای چهار دهه گذشته تداوم داشته است و در سالهای گذشته در مقاطعی به صورت اعتراضاتی سراسری و جنبش‌هایی فراگیر بروز و ظهور پیدا کرده است اما اکنون روند تحولات نشان می‌دهد عزم و اراده‌ای ملی برای «براندازی» جمهوری اسلامی ایجاد شده و در حالیکه جمهوری اسلامی در شکننده‌ترین وضعیت خود قرار گرفته، ساختار سیاسی ایران را آماده یک دگرگونی اساسی کرده است.

جنبش‌های سیاسی اگر چه ممکن است بدون رهبر مشخص و خودجوش ایجاد شوند اما یا نیمه‌کاره خاموش و سرد می‌شوند یا بدون دستیابی به اهداف، به شورش‌هایی موقت تبدیل می‌شوند. برای ورود جنبش به مرحله «انقلاب» نیاز به رهبر یا رهبرانی متشکل است.

جمعیت میلیونی که در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در روزهای هجدهم و نوزدهم دی‌ماه با شعارهای مشخصی چون «جاویدشاه» و «این آخرین نبرده، پهلوی بر میگرده» در برابر نیروهای تا دندان مسلح جمهوری اسلامی به خیابان آمدند نشان از پذیرش شاهزاده رضا پهلوی در میان جمع بزرگی از مردم آزادیخواه درون کشور دارد.

حضور میلیونی ایرانیان دیاسپورا در ده‌ها شهر جهان با پاسخ به فراخوان «روز جهانی اقدام» نیز مرحله دیگر و مهمی از پذیرش رهبری شاهزاده رضا پهلوی در میان ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی را مقابل چشم جهانیان به نمایش درآورد.

در این میان ده‌ها بیانیه حمایت از سوی فعالان صنفی، فعالان سیاسی، متخصصان و روزنامه‌نگاران نیز نشان می‌دهد شاهزاده رضا پهلوی به عنوان رهبر انقلاب شیروخورشید ایران، و به عنوان چهره‌ای که توانایی دارد دوران گذار را با هزینه‌های کمتر هدایت کند مورد پذیرش است.

جنبش سیاسی ایران در برابر جمهوری اسلامی اکنون رهبری مشخص پیدا کرده است که توانسته بخش بزرگی از مخالفان را نمایندگی کند و در نقش رهبر با بدنه اجتماعی و معترضان ارتباط کارکردی خود را بسازد.

این موضوع در رویکرد بسیاری از مقامات موثر غربی نیز نمایان است. پس از برگزاری تظاهرات «روز جهانی اقدام» بود که هیئت پارلمانی ایتالیا حمایت خود را از شاهزاده رضا پهلوی به‌عنوان رهبر دوران گذار ایران اعلام کردند.

شماری از نمایندگان پارلمان سوئد نیز در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ با شاهزاده رضا پهلوی در قامت رهبر مخالفان جمهوری اسلامی دیدار و گفتگو کردند. اندریاس مینیش، نماینده پارلمان اتریش و نایب‌رئیس کمیته امور خارجه، نیز پس از دیدار با شاهزاده رضا پهلوی در مونیخ، ضمن حمایت از او اعلام کرد یک ایران آزاد و دموکراتیک می‌تواند به ثبات خاورمیانه کمک کند و این تحول «اثر مستقیم» بر امنیت اتریش و اروپا دارد.

مجله فرانسوی «لو پوئن» در گزارشی تظاهرات «روز جهانی اقدام» را بسیج گسترده برای تغییر حکومت در ایران خواند و با اشاره به تجمع گسترده ایرانیان در هوای سرد و بارانی مونیخ نوشت: «شاهزاده رضا پهلوی، چهره اصلی مخالفان در تبعید که اغلب به عنوان گزینه هدایت گذار دموکراتیک مطرح می‌شود، با استقبال گسترده حاضران روبه‌رو شد.»

در این میان باید تأکید کرد نیروی اصلی در روند تحولات سیاسی ایران «ملت ایران» هستند که اکنون در درون و خارج از کشور توانسته‌اند به یک همگرایی و همبستگی موثر برسند. در «روز جهانی اقدام» بخشی از بار و هزینه انقلاب آزادیخوانه از دوش مردمی که در داخل کشور زیر سرکوب مسلحانه و زندان و اعدام قرار دارند به ایرانیان دیاسپورا منتقل شد. ایرانیان دیاسپورا در این مرحله صدای رسای انقلاب مردم ایران علیه جمهوری اسلامی بودند. این موضوع سبب خشم دولتمردان جمهوری اسلامی و واکنش عصبی و شدید آنها به این تظاهرات بود.

همچنین اگر چه ممکن است شاهزاده رضا پهلوی، مانند هر فعال و رهبر سیاسی، مخالفان و منتقدانی در میان اپوزیسیون جمهوری اسلامی داشته باشد اما از یکسو اکثر مردمی که در داخل کشور «هزینه» انقلاب را به «جان» خریده‌اند نشان داده‌اند به او اعتماد دارند و هم جمعیتی قابل توجه از ایرانیان ساکن خارج از کشور. از سوی دیگر شاهزاده رضا پهلوی توانسته در ماه‌های گذشته سازوکاری همه جانبه برای پیشبرد مبارزات علیه جمهوری اسلامی در عرصه‌های مختلف ایجاد و در عمل به‌کار بگیرد. در چنین شرایطی به نظر می‌رسد بهتر است مخالفان و منتقدان او به جای مبارزه با پتانسیل براندازی جمهوری اسلامی، یک کانال همکاری و همبستگی با او برای کمک به انقلاب مردم ایران ایجاد کنند تا اپوزسیونی متحد علیه جمهوری اسلامی شکل بگیرد و رقابت‌های سیاسی به «رفراندوم» و انتخابات در «ایران آزاد و دموکرات» سپرده شود.


۱۴۰۴ اسفند ۲, شنبه

ضربه به نهادهای امنیتی

 

بعد از جنگ ۱۲ روزه، حکومت کاملاً آشکار با تشدید فضای امنیتی تلاش کرد تا بر اوضاعِ به‌ هم ریخته‌ پس از جنگ مسلط شود. در چنین فضایی نهادهای امنیتی از «شورای‌‌ عالی امنیت ملی» تا وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران که همواره به‌جز موارد اضطراری پشت صحنه بازیگردانی می‌کردند، با هدف «تضمین بقای نظام» علنی وارد عرصه «حکمرانی» شدند.

برقراری ایست‌های بازرسی در خیابان‌ها و جاده‌ها، گشت‌های شبانه در محلات، تقویت شبکه مخبرین، بازداشت فعالان سیاسی و افزایش اجرای احکام اعدام، عمده تلاش‌های حکومت برای نشان دادن تسلط خود بر امور جاری کشور بود. به بیان دیگر حکومت برای جبران شکست‌ در میدان جنگ، به مردم چنگ و دندان نشان داد.

حمله اسرائیل در خردادماه ۱۴۰۴، پس از ضربات سنگینی بود که گروه‌های نیابتی (محور مقاومت) دریافت کردند. سرلشکر غلامعلی رشید، فرمانده پیشین قرارگاه خاتم‌الانبیاء، که در نخستین ساعات آغاز جنگ ۱۲ روزه کشته شد، می‌گفت: «حاج قاسم شش ارتش را بیرون از ایران سازماندهی کرده است.»

فروپاشی «محور مقاومت» پس از سقوط بشار اسد در سوریه، حذف حسن نصرالله و جانشینان و فرماندهان کلیدی حزب‌الله و از میان رفتن چندین فرمانده ارشد حماس، کمربند امنیتی جمهوری اسلامی در منطقه را از میان برد. میلیاردها دلار پول و تسلیحات که برای بقای اسد و فعالیت‌های حزب‌الله و حماس خرج شد بر باد رفت. پولی که می‌توانست خرج رفاه مردم ایران شود یا اگر وضعیت کشور عادی و حکومت مردمی بود، صرف تقویت نیروهای مسلح و امنیتی برای تأمین امنیت ملت شود.

شکست مذاکرات

در شرایطی که نظام با تکیه بر غنی‌سازی اورانیوم به‌عنوان «مؤلفه قدرت‌ساز» تلاش می‌کرد در گفتگوهای به‌ظاهر غیرمستقیم از استیو ویتکاف فرستاده دونالد ترامپ امتیاز بگیرد، حمله غافلگیرانه اسرائیل معادله را به‌طور کل تغییر داد. حذف فرماندهان ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و شماری از متخصصان اتمی، انهدام زیرساخت‌های نظامی، حملات هدفمند سایبری به زیرساخت‌های بانکی، بمباران تأسیسات اتمی و در مرحله آخر حملات گسترده به مراکز اطلاعاتی، خانه‌های امن، مراکز انتظامی و پادگان‌های سپاه پاسداران که با سرکوب مردم ایران مرتبط بودند، پیام واضحی به علی خامنه‌ای و جمهوری اسلامی بود.

از چهار ستون اصلی که تأمین امنیت جمهوری اسلامی بر آنها استوار بود، شامل محور مقاومت، زیرساخت‌های اتمی، موشک‌ها و سرکوب، دو ستون عملاً از بین رفت. اکنون آنچه برای حکومت باقی مانده، موشک‌ها برای دفاع در برابر حمله احتمالی آتی و سرکوب در مقابل خیزش‌های اجتماعی است.

دو ماه بعد از فعال شدن «مکانیسم ماشه»، از یک سو دلار به بیش از ۱۳۰ هزار تومان رسیده و تورم به شدت افزایش یافته است؛ به نظر می‌رسد فرمان اقتصاد از دست حکومت خارج شده است. از سوی دیگر سیاست خارجی به گِل نشسته است و نسخه‌ای برای خروج از بحران وجود ندارد.

در چنین فضایی تنها گزینه نظام برای تسلط بر امور، تشدید فضای امنیتی است، چیزی شبیه حکومت نظامی. چنین وضعیتی به حکومت این اجازه را می‌دهد که پاسخگو نباشد و هر تصمیمی در امور اجرایی، حتی اگر تأثیر منفی بر زندگی مردم داشته باشد، را توجیه کند.

اکنون هر کجا که دست گذاشته شود، پای نهادهای امنیتی در میان است. در تعطیلی مدارس، دانشگاه‌ها و ادارات، نهادهای امنیتی دخالت دارند. تعداد زیادی از مسابقات ورزشی، از رقابت‌های لیگ فوتبال و کشتی گرفته تا تجمعات عمومی و کنسرت‌ها، برای برگزاری معطل اعلام تصمیم نهایی نهادهای امنیتی، از جمله شوراهای تأمین استان، می‌مانند. تصمیم درباره سخت‌گیری یا شل گرفتن حجاب اجباری با نهادهای اطلاعاتی است و مواردی از این دست که فهرست طولانی دارند.

آسیب‌پذیری کل ساختار در مقابل شوک‌های امنیتی

اما ادامه این وضعیت نمی‌تواند امنیت حکومت را تضمین کند. در ساختار «حکمرانی» جمهوری اسلامی، نهادهای اطلاعاتی و امنیتی نقش مسلط و تعیین‌کننده‌ای در مدیریت حوزه‌های مختلف ایفا می‌کنند. ازاین‌رو، وارد آمدن آسیب به ساختار اطلاعاتی در شرایط بحرانی همچون جنگ، پیامدهایی فراتر از حوزه امنیتی به همراه دارد و به‌صورت زنجیره‌ای کارکرد سایر نهادهای حاکمیتی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. این اختلال به‌ویژه در عرصه‌هایی مانند سیاست خارجی، اقتصاد، نظم اجتماعی و حوزه‌های فرهنگی نمود پیدا می‌کند.

به‌عنوان مثال، در واکنش به اعتراض‌های عمومی نسبت به آلودگی هوا، عبدالرضا سپهوند دبیر دوم کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، گفت بر اساس آنچه به وزارت نفت و وزارت نیرو ابلاغ شده، مازوت‌سوزی در نیروگاه‌ها با اجازه شورای عالی امنیت ملی انجام می‌شود.

چارلز تیلی (Charles Tilly) جامعه شناس آمریکایی در بحث «دولت‌سازی و جنگ»، می‌گوید دولت‌هایی که بیش از حد بر ابزار زور و امنیت تکیه می‌کنند و نهادهای مدنی و اقتصادی مستقل ندارند، در برابر شوک‌های امنیتی آسیب‌پذیرترند.

ریزش در بدنه دستگاه‌های نظامی و امنیتی

وزارت اطلاعات اواسط آذرماه ۱۴۰۴ درباره طیف گسترده‌ای از مسائل مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی پس از جنگ ۱۲ روزه، گزارشی محرمانه به علی خامنه‌ای ارائه داده است. همزمان منابع غیررسمی می‌گویند ریزش در بدنه نیروهای مسلح و نیروهای امنیتی حکومت ابعاد گسترده‌ای به خود گرفته است. تلاش فرماندهان برای افزایش حقوق و امتیازات پرسنل نظامی و امنیتی، بخشی از واکنش حکومت برای جلوگیری از تکرار باتلاقی است که بشار اسد در آن فرو رفت و نارضایتی نظامی‌ها، اصلی‌ترین عامل سرنگونی رژیم او شد.

تنها در دو ماه آبان و آذر بیش از هفت نماینده مجلس شورای اسلامی درباره کمبود بودجه نهادهای نظامی و امنیتی هشدارهای علنی داده‌اند. حتا بحث شده که از بودجه نهادهای مذهبی و دینی کاسته شود و به نیروهای مسلح و امنیتی ترزیق شود.

یک کارشناس امنیتی که نخواست نامش فاش شود، به «کیهان لندن» می‌گوید: «در تمام ۴۶ سال گذشته نهادهای امنیتی در تصمیم‌های کلان دخالت داشتند، اما پس از جنگ ۱۲ روزه این دخالت علنی و گسترده‌تر شد و در جزئی‌ترین مسائل هم وارد می‌شوند. از برگزاری مراسم یادبود جانباختگان اعتراضات جلوگیری می‌کنند، مدام به روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های داخلی در مورد سانسور اخبار هشدار و دستورالعمل می‌فرستند، اگر قبلاً فقط روی محل برگزاری مسابقه ورزشی با تماشگر پرتعداد حساس بودند، اکنون از هر مسابقه‌ای که اندک تماشاگری را به خود جذب کند وحشت دارند. از شعارها می‌ترسند، از ویدیوهایی که از حواشی مسابقات منتشر می‌شود هراس دارند، زیرا اساساً هر چیزی را تهدیدی علیه موجودیت نظام می‌دانند.»

به گفته همین کارشناس، ادامه این وضعیت یعنی تنگ‌تر شدن حلقه نظارت‌های اطلاعاتی که برای خود حکومت دردسرساز خواهد بود؛ به‌ویژه در شرایط فعلی که نهادها موازی‌کاری می‌کنند و رؤسای آنها برای نشان دادن وفاداری خود به نظام رقابت می‌کنند. در چنین فضایی، مدام کوچکترین مسئله تبدیل به یک پرونده امنیتی می‌شود و این رویه حتی ممکن است دستگاه اطلاعاتی حکومت را قفل کند.

فضای امنیتی به حکومت این اجازه را می‌دهد که روش‌های مختلف «علمیات روانی» را برای مهار تجمعات اجرا کند. در چنین فضایی «شایعه دستگیری رهبران گروه‌های معترض» مدام پخش می‌شود. در همین ارتباط ابراهیم جباری مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران ادعا کرد ۱۲۳ سلطنت‌طلب عضو «گارد جاویدان» را بازداشت کردیم.

در فضای امنیتی حکومت فرصت می‌کند خواسته‌های اصلی معترضان را به ابتذال بکشاند یا با ایجاد کانون‌های خبری جدید افکار عمومی را منحرف یا آنها را از ادامه مبارزه دلسرد کند. ادامه این وضعیت برای حکومت با وجود فعالیت چندین نهاد امنیتی موازی دشوار است، از این رو زمزمه‌هایی برای ایجاد یک تحول اساسی در نهادهای اطلاعاتی حکومت شنیده می‌شود.

زمزمه‌های تشکیل «سما»

جنگ ۱۲ روزه ضربه به ساختار امنیتی نظام بود. از آنجا که در همه عرصه‌ها امنیتی‌ها میدان‌دار بودند، ضربات بر سایر بخش‌های حکومت از جمله سیاست خارجی، اقتصاد، جامعه و فرهنگ نیز اثر گذاشت.

گزارش‌های غیررسمی حاکی از آن است که ایران در آستانه یکی از مهم‌ترین تحولات ساختاری در حوزه امنیت و اطلاعات قرار گرفته است. بر اساس شنیده‌ها، طرحی در دست بررسی است که به موجب آن، دو نهاد اطلاعاتی اصلی، یعنی وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، در یکدیگر ادغام شده و یک سازمان اطلاعاتی واحد با عنوان «سازمان ملی اطلاعات (سما)» تأسیس خواهد شد.

برخی ناظران می‌گویند تشکیل احتمالی «سما» برخلاف انتظار می‌تواند پیامدهای منفی عمیق‌تری برای حکومت داشته باشد، زیرا تمرکز آن باعث ضربه‌پذیرتر شدن آن می‌شود.

بری بوزان نظریه‌پرداز روابط بین‌الملل تشریح می‌کند که وقتی مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی امنیتی‌سازی می‌شوند، مدیریت آنها از منطق تخصصی خارج می‌شود و وابستگی سیستم به نهادهای امنیتی افزایش می‌یابد. در این وضعیت، ضربه به نهاد امنیتی، کل سیستم را دچار اختلال می‌کند.

اعتراضات پراکنده مردم بعد از جنگ ۱۲ روزه از جمله آنچه در مراسم یادبود خسرو علی‌کردی اتفاق افتاد نشان داد، هر قدر هم حکومت از ابزار زور برای امنیتی‌کردن فضا استفاده کند، نمی‌تواند دائم وضعیت پادگانی را برقرار نگه‌دارد. این دقیقاً همان وضعیتی است که شکنندگی ساختار را سرعت می‌بخشد.

1

۱۴۰۴ بهمن ۵, یکشنبه

نیمکت‌های خالی؛ ده‌ها کودک در سرکوب اعتراضات توسط جمهوری اسلامی جان باختند

 

با گذشت چهار هفته از اعتراضات خیزش ملی دی۴۰۴ همچنان ابعاد سرکوب مسلحانه اعترضات روشن نشده است اما گزارش‌هایی تا کنون منتشر شده از جان‌باختن هزاران نفر حکایت دارد؛ در میان فهرست جانباختگان نام ده‌ها دانش‌آموز زیر ۱۸ سال نیز وجود دارد.

خیزش ملی ۴۰۴ علیه جمهوری اسلامی از هفتم دی‌ماه آغاز شد. سرکوب مسلحانه معترضان در شهرهای مختلف طی اعتراضات دی۴۰۴ از هجدهم دی و همزمان با قطع سراسری اینترنت افزایش یافت. بر اساس گزارش‌ها نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی از نیروی انتظامی و سپاه و ارتش تا لباس‌شخصی‎‌ها از ۱۸ تا ۲۲ دی‌ماه دست‌کم ۱۲ هزار شهروند را در سراسر ایران کشتند. این آمار در برخی ارزیابی‌ها بیش از ۲۰ و حتی ۴۰ هزار نفر اعلام شده است.

ده‌ها هزار تن نیز مجروح و بازداشت شده‌اند. در میان جان‌باختگان نام ده‌ها کودک به چشم می‌خورد. خبرگزاری حقوق بشری «هرانا» در آخرین آمار به روز شده از احراز هویت ۵۴ کودک زیر ۱۸ سال در فهرست جان‌باختگان خبر داده است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران نیز اسامی دست‌کم ۴۲ کودک دانش‌آموز را به‌عنوان فهرست دانش‌آموزان کشته‌شده در جریان سرکوب اعتراضات دی‌ماه منتشر کرد.

این آمار مربوط به موارد احراز هویت شده است؛ با قطع اینترنت و مسیرهای ارتباطی شناسایی جان باختگان، مجروحان و بازداشت‌شدگان با کندی پیش می‌رود و بدون شک در روزهای آینده بر اعداد آمارهای ارائه شده افزوده خواهد شد.

بر اساس لیست منتشر شده توسط این شورا ابوالفضل دهقانی، امیر‌علی پرویزی، مصطفی سرافراز اردکانی، امیرحسین دولت‌آبادی، کیاوش میرقاسمی، غزل جان‌قربان، محمدرضا مدنی، بهار حسینی، طاها صفری، امی‌رحسام خدایاری، مصطفی فلاحی، امیرعلی حیدری، سینا اشکبوسی، مهرداد صادقی، بنیامین محمدی، ابوالفضل بیگ‌محمدی، آرنیکا دباغ، امیرارسلان بهمنی‌نژاد، ابوالفضل، بختیارپور دورکی، برنا دهقانی، ابوالفضل باجول، ریبین مرادی، ملینا اسدی، بهار شادمهری، آرین قاسمی، نارنین‌زهرا صالحی، رهام سعادتی، جبار پناهی آزاد، کیمیا کامیاب، میلاد حسن‌زاده، آرمین سلطان‌محمدی و فائزه ایزدی از جمله کودکانی هستند که در طی اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ و در پی سرکوب حکومت جان خود را از دست داده‌اند.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران نوشته «خون کودکان بی‌گناه، محصول مستقیم سرکوب بی‌رحمانه است. هر نیمکت خالی، فریاد خاموش نسلی است که با تیر و وحشت از حق زندگی، امنیت و آموزش محروم شده و یادآور نسلی است که با خشونت، آینده‌اش ربوده شد.»

شورای هماهنگی تشکل‌های فرهنگیان همچنین تأکید کرده که تاکید دارد که اسامی و تصاویر این کودکان را بر اساس اخبار منتشر شده در شبکه‌های قابل اعتماد و منابع معتبر منتشر و به‌مرور تکمیل می‌کند.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران با محکومیت سرکوب خونین خیزش مردمی، بازداشت گسترده معلمان، دانش‌آموزان و فعالان صنفی، و اعمال فشار سیستماتیک بر خانواده‌ها، تأکید می‌کند که استفاده از خشونت سازمان‌یافته علیه مردم معترض، به‌ویژه در محیط‌های آموزشی، نقض آشکار حقوق بشر، حقوق کودک و حق بنیادین آموزش است. این شورا مسئولیت مستقیم این جنایات را متوجه آمران و عاملان سرکوب دانسته و بر آزادی فوری و بی‌قیدوشرط تمامی بازداشت‌شدگان، پایان دادن به امنیتی‌سازی آموزش و پاسخ‌گویی شفاف نهادهای مسئول تأکید می‌کند.

بر اساس گزارش منابع صنفی آموزگاران حوزه آموزش و پرورش یکی از آسیب‌پذیرترین بخش‌ها در جریان سرکوب اخیر بوده است. دانش‌آموزان، دانشجویان، معلمان و استادان دانشگاه‌ها نه‌تنها در اعتراضات حضور داشته‌اند، بلکه به‌طور مستقیم هدف بازداشت، احضار، تعلیق تحصیلی و فشارهای امنیتی قرار گرفته‌اند. تعطیلی‌های مقطعی مدارس و دانشگاه‌ها، اختلال در آموزش آنلاین به‌دلیل قطع اینترنت و فضای امنیتی حاکم، فشار روانی سنگینی بر خانواده‌ها، معلمان و دانش‌آموزان وارد کرده و حق بنیادین آموزش را به‌شدت تضعیف کرده است.

همچنین تا کنون هویت سه آموزگار جانباخته در سرکوب اعتراضات احراز شده است؛ کامران اکبری، ساکن اسلام‌آباد غرب، کرمعلی اعلایی آموزگار بازنشسته در خمینی‌شهر و رضا (فامیل نامشخص) آموزگار بازنشسته در چالوس هر سه جان‌باخته در ۱۸ دی‌ماه.

همچنان فهرستی از معلمان و فعالان صنفی که در اعتراضات بازداشت شده‌اند منتشر شده است:


آرمان شاپوری؛ معلم؛ ایذه؛ بازداشت: ۹ دی

شروین حمیده؛ معلم _کرج (گوهردشت)؛ بازداشت: ۱۱ دی

جلیل شیردل؛ معلم بازنشسته _بابل؛ بازداشت: ۱۴ دی

اسماعیل خدایاری؛ معلم _قزوین؛ بازداشت: ۱۴ دی

کیومرث واعظی؛ معلم بازنشسته _سنقر؛ بازداشت: ۱۵ دی

حمید رحمتی؛ معلم بازنشسته و عضو هیئت‌مدیره کانون صنفی شهرضا؛ بازداشت: ۱۷ دی

عبدالله رضایی؛ فعال صنفی و عضو شورای هماهنگی _هرسین؛ بازداشت: ۱۸ دی

رضا مسلمی؛ فعال صنفی معلمان _همدان؛ بازداشت: ۱۹ دی


۱۴۰۴ بهمن ۴, شنبه

تمرد تا «ساعت صفر»

 


همزمان با تداوم بن‌بست دیپلماتیک، تشدید بحران اقتصادی و افزایش نارضایتی اجتماعی، جمهوری اسلامی با یکی از حساس‌ترین مقاطع حیات خود روبرو شده است. پیامدهای این وضعیت اکنون به بدنه نیروهای نظامی و امنیتی نیز سرایت کرده؛ جایی که فشار معیشتی و تردید نسبت به آینده، آنان را در برابر سه انتخاب سرنوشت‌ساز قرار داده است: وفاداری، ریزش یا تمرد تا «ساعت صفر».

هفت ماه بعد از جنگ ۱۲ روزه، مقامات جمهوری اسلامی نه گفتگوی مستقیم با آمریکا را پذیرفته‌اند و نه حاضر به  همکاری با بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای بازدید از تأسیسات بمباران شده (نطنز، فردو و اصفهان) هستند، همزمان  بدون توجه به هشدارهای بین‌المللی، آزمایش‌های موشکی و پشتیباتی از نیابتی‌ها ادامه دارد.

در شرایطی که غربی‌ها از جمهوری اسلامی می‌خواهند مجوز بازدید از سه سایت تخریب شده در جنگ ۱۲ روزه را صادر و سرنوشت بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد را روشن کند، محمد اسلامی رئیس سازمان انرژی اتمی می‌گوید رافائل گروسی مدیرکل آژانس «بخشی از جریان دشمن است».

انسداد مسیرهای دیپلماتیک

بسیاری از کارشناسان بر این باورند که ادامه چنین شرایطی تحمیل جنگ مجدد به ایران خواهد بود، هرچند مقامات جمهوری اسلامی می‌گویند «برای همه سناریوها آماده‌ایم و هرگونه تهدیدی را به شدت پاسخ می‌دهیم.»

در داخل ایران وضعیت بحرانی‌تر از همیشه است. دلار به بیش از ۱۳۶ هزار تومان رسیده است. بنزین گران شده و گران‌تر هم خواهد شد. در شرایطی که درآمدهای نفتی کاهش پیدا کرده، براساس لایحه پیشنهادی بودجه برای سال ۱۴۰۵ درآمدهای مالیاتی در صدر درآمدهای دولت قرار گرفته است. همزمان بانک مرکزی جمهوری اسلامی برای جبران کسری بودجه میلیاردها تومان پول چاپ می‌کند. تمام اینها به معنای افزایش تورم و تحمیل گرانی بیشتر و سخت‌تر شدن معیشت مردم است.

گرانی‌های سرسام‌آور و ناتوانی مردم در تأمین مایحتاج زندگی زمینه‌ساز اعتراضات است. همانهایی که با دنیا سرجنگ دارند و می‌گویند در مقابل هر تهدیدی واکنش نشان خواهیم داد، علنی مردم را هم تهدید می‌کنند.

پس از اتفاقاتی که در مراسم یادبود خسرو علیکردی در مشهد افتاد و مردم در حضور انبوهی از مأموران انتظامی، اطلاعاتی‌ها و مخبران در حمایت از پهلوی‌ها شعار سردادند، احمدرضا رادان فرمانده فراجا برای بررسی وضعیت به مشهد رفت. به ویژه آنکه در آن تجمعات محمد چراغ فرمانده انتظامی خراسان رضوی و  محافظش چاقو خوردند. رادان ۲۷ آذرماه در یک جلسه ویژه به همکارانش هشدار داد: «دشمن در پی ایجاد وضعیت‌هایی است که به ماجراجویی و اغتشاش و ناامنی دامن بزند.»

نارضایتی در بین‌ نیروهای مسلح

رادان و سایر فرماندهان ارشد نیروهای مسلح به تهدید مداوم مردم و نسبت دادن اعتراض آنها به «دشمن» عادت کردند، اما دقیقاً بخش عمده‌ای از اعتراضات  شامل پرسنل خود آنها در یگان‌ها و مراکز نظامی و انتظامی است. فشارهای شدید اقتصادی با نظامی‌ها کاری کرده است که با یونیفرم‌ ویدیو می‌گیرند، ضمن بیان اسم و مشخصات و محل خدمت، با انتقاد از وضعیت اقتصادی اعلام می‌کنند که کلیه خود را می‌فروشند، آن‌ هم درست همان وقتیکه در ایران موشک‌های بالستیک و سیستم‌های پدافندی آزمایش می‌شود.

کارزار یخچال‌های خالی و فیش حقوقی

در ایران یونیفرم‎پوشان به‌ویژه کادر نیروی انتظامی در ماه‌های اخیر کارزاری را به راه انداختند که در آن از یخچال‌های خالی خود فیلم‌ می‌گیرند و اعلام می‌کنند که آه در بساط ندارند و زندگی‌شان به خطر افتاده است. همزمان پرسنل ارتش پیامک (SMS) واریز حقوق ماهانه خود را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارند. همسران و فرزندان نظامی‌ها نیز به کمپین‌های اعتراضی پیوسته‌اند و آنها نیز به شکل مختلف در این کمپین‌های اعتراضی مشارکت می‌کنند.

یکی از همین افسران معترض که در پدافند ارتش خدمت می‌کند به «کیهان لندن» می‌گوید، «برای خامنه‌ای که از همان لحظه اول جنگ به سوراخ موش رفت، جان نظامی‌ها ارزشی ندارد، او نمی‌فهمد با ۱۵ میلیون حقوق زندگی ما چطور می‌گذرد».

شبیه همین حرف را یکی از پرسنل سابق نیروی انتظامی می‌زند و با اشاره به تجربه سوریه و سقوط و فرار بشار اسد می‌گوید: «اگر روزی جمعیت معترضان آنقدر زیاد شود که نظام تسلیم شود، اولین قربانیان همان مأمورانی هستند که کف خیابان رو‌بروی مردم ایستاده بودند، آن زمان خانوده‌های آنها هم در عذاب خواهند بود، آنهم درحالیکه خیلی از مقامات فرار کردند.»

نظامی‌ها و سرنوشت کشور

رژیم واپسگرای جمهوری اسلامی در دو جبهه از یک سو با جامعه بین‌الملل و از سوی دیگر با مردم سر جنگ دارد. حکومت با بحران مشروعیت روبروست و موجودیت خود را در خطر می‌بیند. در چنین شرایطی نیروهای نظامی و امنیتی  نقش اساسی در تعیین سرنوشت کشور خواهند داشت.

اکنون نظامیان در ایران سه گزینه پیش‌روی خود دارند: وفاداری، خروج (ریزش) و یا تمرد که انتخاب هرکدام از این گزینه‌ها، مسیر زندگی شخصی نظامیان و سرنوشت مردم را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

وفاداری

اگر نیروهای نظامی و امنیتی، چه بر پایه باورهای ایدئولوژیک و چه بر اساس محاسبه‌ی هزینه–فایده (منفعت)، به نظام وفادار بمانند، به ستون بقای حکومت تبدیل خواهند شد. در چنین شرایطی، حتی اگر جنگی دیگر شکل بگیرد، تا زمانی که نیروی زمینی خارجی وارد ایران نشود و سازمان سرکوب پابرجا بماند، جمهوری اسلامی شانس بقا خواهد داشت؛ هرچند دستان نظامی‌ها به خون مردم آلوده می‌شود.

صدام حسین در عراق، معمر قذافی در لیبی و بشار اسد در سوریه نمونه‌هایی از رهبرانی بودند که با اتکای مطلق به نیروهای نظامی، در برابر مردم خود و جامعه‌ی بین‌المللی ایستادند، اما در نهایت به سرنوشتی شوم دچار شدند و کشورهایشان ویران شد.

خروج (ریزش)

جدایی و خروج پرسنل از سازمان‌ها و نهادهای نظامی فرآیندی پرهزینه است. اگرچه در نگاه عمومی، بهترین تصمیم آن است که نیروهای یونیفرم‌پوش سازمان خود را ترک کرده و به مردم بپیوندند، اما فارغ از این‌که بسیاری از نظامی‌ها صرفاً حقوق‌بگیر این نهادها هستند و پیوند ایدئولوژیک با حکومت ندارند، خروج آنان -مگر در واپسین لحظات فروپاشی- بسیار دشوار است.

واقعیت این نیست که یک افسر یا درجه‌دار بتواند صبح به یگان خود مراجعه کند، خداحافظی کند یا تصمیم بگیرد در خانه بماند و دیگر به پادگان یا مرکز نظامی نرود. ترک خدمت یا غیبت در شرایط جنگی یا اضطراری می‌تواند «فرار» یا «خیانت» تلقی شود و به دادگاه‌های صحرایی بینجامد؛ به‌ویژه اگر اعتراضات سرکوب شود و نظام همچنان پایدار بماند. اما اگر حکومت در آستانه فروپاشی قرار گیرد، یا فشار خارجی کوبنده و پرهزینه باشد، تصمیم به خروج منطقی‌تر خواهد شد.

تمرد

گزینه‌ی دیگر نظامی‌ها در شرایط فعلی، تمرد است؛ گزینه‌ای محافظه‌کارانه و شاید بهترین تصمیم تا رسیدن به «ساعت صفر». شلیک نکردن به معترضان، کم‌کاری سازمانی، بی‌تفاوتی حرفه‌ای نسبت به امور اداری، نافرمانی محدود و بی‌طرفی فعال می‌تواند ظرفیت سرکوب را به‌شدت تضعیف کرده و جسارت معترضان را افزایش دهد.

وقتی اعتراضات سرکوب نشود، شکاف در میان نخبگان ارشد نظام تشدید می‌شود و احتمال فروپاشی از درون افزایش می‌یابد. زمانی که به گوش نمایندگان مجلس شورای اسلامی، وزرا، معاونان، استانداران و دیگر فرماندهان برسد که در یک یا چند استان، مردم کنترل مراکز حکومتی را به دست گرفته‌اند، ترس و وحشت بر «وفاداری» آنان غلبه خواهد کرد.

تجربه نشان می‌دهد تمرد نظامی‌ها در سطوح میانی می‌تواند اثر دومینویی داشته باشد. ساختارهای نظامی بر پایه‌ی «اطاعت سلسله‌مراتبی» عمل می‌کنند؛ هنگامی که چند واحد نافرمانی می‌کنند، اعتماد نیروها به فرماندهی و اعتماد فرماندهی به نیروها فرو می‌ریزد و سایر یگان‌ها به «محاسبه‌ی مجدد» وضعیت روی می‌آورند.

نشانه‌های شکل‌گیری تمرد در میان نظامی‌ها فراوان است: ترس از پیامدهای جنگ داخلی، هزینه‌ی اخلاقی کشتار مردم، و پیش‌بینی سقوط قریب‌الوقوع رژیم، آن هم در شرایطی که راهکاری برای خروج از بحران وجود ندارد. این عوامل، تصویری نسبتاً روشن از آینده‌ی جمهوری اسلامی پیش روی نظامی‌ها قرار می‌دهد.