۱۴۰۵ فروردین ۱۱, سه‌شنبه

اعدام چهار زندانی سیاسی طی دو روز؛ خطر اجرای حکم اعدام پنج متهم بازداشت‌شده در اعتراضات دی۱۴۰۴

 


قوه قضاییه دیروز و امروز چهار زندانی سیاسی را در زندان‌های ایران اعدام کرد. این چهار زندانی در پرونده‌ای مشترک به علت آنچه «انجام عملیات و عضویت در سازمان مجاهدین خلق» اعلام شده بود به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شده بودند. همچنین گزارش‌ها از خطر اعدام شماری دیگر از شهروندانی که در اعتراضات دی۴۰۴ بازداشت شده‌اند حکایت دارد.

قوه قضاییه جمهوری اسلامی روز دوشنبه دهم فروردین ۱۴۰۵ محمد تقوی‌سنگ‌دهی و اکبر دانشورکار را در زندان قزلحصار اعدام کرد. سحرگاه سه‌شنبه ۱۱ فروردین نیز دو زندانی سیاسی دیگر به نام‌های بابک علی‌پور و پویا قبادی به اتهام «بغی» اعدام شده‌اند.

بر اساس ادعای قوه قضاییه جمهوری اسلامی هر چهار زندانی سیاسی اعدام شده به عضویت و همکاری و ارتباط با سازمان مجاهدین خلق متهم شده بودند.

خبرگزاری «میزان» متعلق به قوه قضاییه جمهوی اسلامی در گزارشی مدعی شده بابک علی‌پور و پویا قبادی «از عناصر دشمن در داخل کشور» بوده و در «عملیات‌های تروریستی متعددی در تهران مشارکت داشتند». این گزارش در ادامه ادعا کرده این دو شهروند متهم به «ارتباط‌گیری با سرپل» سازمان مجاهدین خلق برای «ضربه زدن به امنیت کشور … با استفاده از سلاح گرم منحنی‌زن (لانچر) به مراکز حساس و اماکن عمومی» بوده‌اند.

محمد تقوی‌سنگ‌دهی و اکبر دانشورکار نیز در پرونده‌ای مشابه به «بغی از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق» متهم شده بودند. صداوسیمای جمهوری اسلامی نیز ویدئویی از اعترافات اجباری این دو شهروند را منتشر کرده بود.

بر اساس گزارش منتشر شده از سوی منابع حقوق بشری اکبر دانشورکار متولد شهریور ۱۳۴۵، مهندس عمران و اهل تهران بود. او در دوران فعالیت کاری خود، به‌ویژه هنگام حضور در بندر کنارک در بلوچستان، برای کمک به مردم محروم منطقه تلاش می‌کرد. اهالی آن منطقه در اعتراض به حکم اعدامش، با نوشتن نامه‌هایی بر شخصیت انسانی و رفتارهای خیرخواهانه او تأکید کرده بودند.

مای ساتو گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران ساعاتی پیش و پس از اعلام خبر اعدام بابک علیپور و پویا قبادی نوشت «امروز، گزارش‌هایی دریافت کردم مبنی بر اینکه قوه قضائیه، میزان، اعدام بابک علیپور و پویا قبادی را اعلام کرده است. با توجه به قطع مداوم اینترنت، هنوز مشخص نیست چه کسانی اعدام شده‌اند یا در حال اعدام هستند. آنچه واضح است این است که از اعدام‌ها به عنوان ابزاری برای سرکوب مخالفان سیاسی در بحبوحه جنگ استفاده می‌شود.»

فشارهای قضایی و امنیتی بر شهروندان، از جمله فعالان صنفی، مدنی و سیاسی و همچنین زندانیان سیاسی در ایران پس از آغاز جنگ افزایش یافته است. فعالان حقوق بشر درباره افزایش اجرای احکام اعدام و دیگر سرکوب‌ها هشدار می‌دهند.

در همین رابطه تلوزیون ایران‌اینترنشنال گزارش داده که پنج نفر از هفت متهم محکوم به اعدام در پرونده آتش‌سوزی در پایگاه بسیج خیابان دماوند تهران، مربوط به اعتراضات دی۴۰۴، از بند عمومی زندان قزلحصار خارج شده و جهت اجرای حکم اعدام به مکانی نامعلوم منتقل شده‌اند.

بنا بر اطلاعاتی که خانواده دو تن از این زندانیان محکوم به عدام در اختیار ایران‌اینترنشنال قرار داده‌اند محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست کلور، ابوالفضل صالحی سیاوشانی، امیرحسین حاتمی و علی فهیم، پنج زندانی‌ سیاسی هستند که پرونده آنها به اجرای احکام ارجاع شده است.

پرونده این زندانیان در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی رسیدگی و حکم اعدام برای آنها ۱۸ بهمن‌ماه صادر شد. این پرونده مربوط به اعتراضات شامگاه ۱۸ دی‌ماه و آتش‌سوزی در پایگاه بسیج «۱۸۵ شهید محمود کاوه» در شرق تهران است. بر اساس گزارش‌ها و ویدئوهای اعترافات اجباری منتشر شده در صدا و سیمای جمهوری اسلامی، این افراد نه اقدام به آتش زدن پایگاه کرده‌اند و نه در تخریب وسایل دخیل بوده‌اند، بلکه وارد ساختمانی شده بودند که از سوی افرادی دیگر به آتش کشیده شده بود.

نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی طی پنج هفته گذشته و از آغاز حملات اسرائیل و آمریکا علیه جمهوری اسلامی بارها شهروندان را تهدید کرده‌اند و ده‌ها نفر را در این مدت با اتهامات امنیتی از جمله ارتباط یا همکاری با اسرائیل و آمریکا بازداشت کرده‌اند.

قوه قضائیه روز سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ بار دیگر مردم را تهدید کرد که کسانی که «با عکس‌برداری یا فیلمبرداری به دشمن گرا ‌می‌دهند» بر اساس قانون مجازات جاسوسی برایشان «اعدام» و «مصادره اموال» در نظر گرفته شده است.

اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضائیه، گفته که برای افراد ساکن خارج از ایران هم تاکنون بیش از ۲۰۰ کیفرخواست صادر شده یا در حال صدور است: «دادستانی کل بلافاصله اقدامات مفصلی را با همکاری نهادهای امنیتی و اطلاعاتی در سراسر کشور شروع کرد نسبت به شناسایی اموال کسانی که در خارج از کشور هستند و از طریق مزدوری اطلاعات کشور را جمع‌آوری می‌کنند و به منابع بیگانه می‌رسانند.»

گفت: «کسانی که با اخبار کذب دل مردم را خالی کنند و در جهت تقویت دشمن قدم بردارند چنانچه مشمول مجازات‌های سنگین‌تر توسط قوانین دیگر نباشند در شرایط عادی به مجازات‌های درجه ۵ به بیش از ۲ تا ۵ سال حبس محکوم خواهند شد.»

سخنگوی قوه قضاییه همچنین تاکید کرد که «این مجازات‌ها در زمان جنگ مثل شرایط فعلی تا سه درجه تشدید می‌شود.»


ملاها چقدر به سرنگونی نزدیک شده‌اند؟



تقریبا یک ماه از آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی می‌گذرد. بخش عمده‌ای از تأسیسات نظامی و زیرساخت‌های امنیتی جمهوری اسلامی، بویژه یگان‌های موشکی سپاه پاسداران و مقرهای نیروهای سرکوبگر، تخریب شده‌اند و این حملات تلفات قابل‌توجهی به‌همراه داشته است. اکنون پرسش اینجاست که چقدر ملاها به سرنگونی نزدیک شده‌اند؟

بر اساس مشاهدات میدانی، حکومت نشان می‌دهد که بخشی از هواداران خود را مسلح کرده است و رسانه‌های حکومتی، بصورت مستقیم و غیرمستقیم، تصاویر آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی تبلیغ می‌کنند. بسیجی‌ها و نیروهای ولایتمدار در خانه‌ها یا خودروهای خود، تصاویر مجتبی خامنه‌ای و علی خامنه‌ای را در کنار کلاشنیکف و کلت به اشتراک می‌گذارند و بویژه برای هواداران شاهزاده رضا پهلوی رجزخوانی می‌کنند.

گروه‌هایی از اوباش و بسیجی‌ها تقریبا شبانه‌روز در خیابان‌ها رژه می‌روند. با وجود پایان ماه رمضان، مداحان همچنان در محلات مستقر هستند و تا پاسی از شب به برگزاری مراسم می‌پردازند. در «تجمعات اقتدار»، تابوت نظامی‌ها، بسیجی‌ها و گاهی غیرنظامیانی که در جنگ کشته شده‌اند، تشییع می‌شود و میان هواداران نظام غذا توزیع می‌کنند. گاه نیز چهره‌های مشهور حکومتی مهمان این تجمعات هستند.

وضعیت ایست‌های بازرسی

با هدف قرار گرفتن ایست‌های بازرسی توسط پهپادها و ریزپرنده‌ها و افزایش تلفات نیروها، آرایش خیابانی آن‌ها تغییر کرده و بصورت پراکنده مستقر شده‌اند.

در اواخر هفته، در مقطعی کوتاه، شدت حملات آمریکا و اسرائیل کاهش یافت و هم‌زمان بحث مذاکرات مطرح شد. براساس گزارش منابع معتبر، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، گزینه‌ای بود که آمریکا از طریق میانجی‌ها شروط پانزده‌گانه «آتش‌بس» را به او ارایه داد، اما در نهایت پاسخ منفی دریافت کرد. این در حالی است که برخی مقامات آمریکایی تهدید کردند یکی از گزینه‌های دونالد ترامپ، اقدام زمینی است؛ از جمله تصرف جزیره‌ی خارک که شریان اصلی صادرات نفت ایران به‌شمار می‌رود.

ترامپ نیز در «تروث سوشیال» نوشت که مقام‌های جمهوری اسلامی در پشت صحنه برای توافق «التماس» می‌کنند، اما در ملأعام مواضع متفاوتی اتخاذ می‌کنند.

خبرگزاری رویترز گزارش داد که پاکستان از ایالات متحده خواسته است محمدجواد ظریف و محمدباقر قالیباف هدف قرار نگیرند و اسرائیل نیز این دو را از فهرست ترور خود حذف کرده است.

احتمال مذاکره و توافق، بخشی از مخالفان حکومت را نگران کرده است؛ نگرانی از اینکه رژیم با نوعی پوست‌اندازی، با غرب به توافق برسد و در قدرت باقی بماند و در عین حال، نهادهایی چون بسیج، سپاه و نیروی انتظامی، با شدتی بیشتر، فشار بر شهروندان را افزایش دهند.

در مقابل، گروهی دیگر پیشنهاد «توافق» را در واقع نوعی «دستورالعمل تسلیم» می‌دانند و معتقدند اگر حکومت به خواسته‌های ترامپ تن ندهد، عملیات زمینی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

فراخوان برای جذب نیروی داوطلب

جمهوری‌اسلامی درباره‌ی میزان تلفات نیروهای مسلح، سکوت کرده‌است. اینترنت قطع است و آنچه بعنوان پیروزی‌های میدانی برای طرفدارانش بازتاب می‌دهد آنها را امیدوار به پیروزی نهایی کرده‌است. آنها خوشحال‌اند از اینکه اگر خامنه‌‌ای پدر کشته شد، مجتبی، پسرش جانشین شده است، احتمالا کمتر برایشان مطرح است که «مجتبی کجاست؟» اما همیشه نمی‌شود واقعیت‌ها را پنهان کرد.

سـپاه تهران با راه‌اندازی طرحی به نام «برای ایران» از مردم خواست برای کمک داوطلبانه به نیروهای نظامی در این طرح نام‌نویسی کنند.

رحیم نادعلی معاون فرهنگی سـپاه تهران توضیح داد که این طرح حوزه‌هایی چون گشت‌های اطلاعاتی وعملیاتی، ایست‌‍‌های بازرسی بسیج، پشتیبانی و تدارکات، راه‌اندازی «کاروان‌های حماسی»، پختن غذا برای نیروهای نظامی، رسیدگی به مجروحان جنگ و خدمت‌رسانی به منازل آسیب‌دیدگان در جنگ را در برمی‌گیرد.

کمبود نیرو ناشی از تلفات سنگین، ریزش نیروها و ترک خدمت از دلایل اصلی چنین فراخوان‌هایی در دوران جنگ است.

در این طرح حتی از نوجوانان ۱۲ و ۱۳‌ساله خواسته شده‌است بعنوان داوطلب ثبت‌نام کنند.

گرانی بیداد می‌کند

گزارش‌ها از شهرهای مختلف حاکی است که گرانی، بویژه در قیمت مواد غذایی، بیداد می‌کند. وضعیت کسب‌وکارها نیز نابسامان است.

حسن منصور، اقتصاددان، در گفتگو با کیهان لندن می‌گوید: «امروز تورم به هفتاد درصد رسیده است. کمبود منابع مالی آنقدر شدید شده‌است که دولت حتی نمی‌تواند حقوق نیروهای مسلح را تأمین کند. جنگ، علاوه برتحمیل خسارات، هزینه‌های جاری دولت را افزایش داده‌است و ناگزیر شده‌اند اسکناس چاپ کنند که نتیجه‌ی آن، افزایش شدید تورم است. این وضعیت در آینده معیشت مردم را بدتر خواهد کرد؛ به‌گونه‌ای که تورم ممکن است از صد درصد نیز عبور کند.»

ادارات و سازمان‌ها عموما تعطیل هستند و درآمدها بشدت کاهش یافته است. مستأجران نگران افزایش اجاره‌بها هستند. بسیاری از بازاریان با چک‌های برگشتی مواجه‌اند و واردات و صادرات بسیاری از کالاها و مواد متوقف شده است. مشخص نیست چه خواهد شد، اما اغلب بر این باورند که حکومت، ایران را به سوی ویرانی سوق داده است.

دکتر منصور همچنین می‌گوید، علاوه بر مشکلات جاری، بحران‌هایی مانند کمبود برق و آب نیز تشدید خواهد شد. به گفته‌ی او، با قطع اینترنت، مشاغل وابسته به آن -که افراد زیادی از این طریق امرار معاش می‌کردند- از بین رفته‌اند. این مشکلات فوری‌اند و مدیریت آن‌ها بسیار دشوار است. به باور این اقتصاددان، در شرایط کنونی، اولویت نظام، مدیریت و تأمین نیروهای خودی است و آنچه به مردم می‌رسد، صرفا در حد ملاحظات امنیتی است.

در نهایت، با وجود همه فشارهای خارجی و حتی در سناریوی ورود نیروی زمینی آمریکا، این مردم‌اند که عامل تعیین‌کننده در سرنوشت ایران خواهند بود. زیرا آنان در بطن جامعه زندگی می‌کنند و مستقیماً با نیروهای سرکوبگر در خیابان‌ها، محلات و محیط‌های کاری روبرو هستند. هیچ نیروی خارجی نمی‌تواند جای این مواجهه‌ی مستقیم را بگیرد. تغییر واقعی و پایدار زمانی رخ می‌دهد که توازن قدرت در داخل، بواسطه‌ی کنش آگاهانه و ایستادگی مردم، برهم بخورد؛ بنابراین نقش مردم نه‌تنها مهم، بلکه تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز است.